*•° غباری معلق در کیهان °•* – Telegram
*•° غباری معلق در کیهان °•*
52 subscribers
274 photos
18 videos
106 links
غباری که نمی‌دونه کجاست یا به کجا میره اما با وجود سرگردان بودن هم دوست داره که یاد بگیره.


http://t.me/HidenChat_Bot?start=109009767
Download Telegram
جوری از لحاظ روانی خسته‌ام که هر لحظه بین ول کردن همه چیز و یکم دیگه ادامه دادن درگیرم...
دلم یه کیک شکلاتی خوشمزه با یه نوشیدنی خوشمزه می‌خواد.
کوفته برنجی‌های مامانم، کلافگی امروز رو شستن بردن. :))
تنها زمانی خودم را دوست داشتم که انعکاس لبخندم را در برق چشم‌هایت می‌دیدم.
امشب برنامه بیدار موندن و درس خوندنه.
من تجلی رویای از یاد رفته‌ی تو هستم. خنجری که برداشته‌ای، تیشه به ریشه‌ی زایندگی‌ات می‌زند.
هندزفری رو زدم به لپ‌تاپ، از گوشی آهنگ پلی کردم. :)))
نیاز دارم برای چند ساعت تنها باشم و یه دل سیر گریه کنم.
Forwarded from Art and death.
[ Samuel Colman - Summer, Hastings on Hudson, c. 1866-70 ]
"آنچه نیازمند رمزگشایی ما نبوده و لازم نبوده است که روشنش کنیم، آنچه پیش از ما روشن بوده، از آنِ ما نیست. فقط آن چیزی از خود ماست که از تاریکی درون‌مان بیرون می‌کشیم و دیگران آن را نمی‌شناسند‌. و  از آنجا که هنر دقیقا زندگی را دوباره تصنیف می‌کند، گِرد این حقیقت‌هایی که در درون خود یافته‌ایم جوی شاعرانه و رمزی شیرین شناور است که همان تاریکا روشنی است که پشت سر گذاشته‌ایم."

-در جستجوی زمان از دست رفته
(جلد آخر، زمان بازیافته)
هر موقع شیرین‌زبونی می‌کنم و می‌پرسن چرا، جواب می‌دم:
"این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبری‌ست کز آن شاخ نباتم دادند."
*•° غباری معلق در کیهان °•*
هر موقع شیرین‌زبونی می‌کنم و می‌پرسن چرا، جواب می‌دم: "این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبری‌ست کز آن شاخ نباتم دادند."
البته هنوز شاخ نباتم ندادند. همچنان در مرحله‌ی صبرم.
شاخ نبات عزیز اگه این پیام رو می‌خونی لطفا هر چه زودتر به پی‌ وی مراجعه نما.
هی یادم میاد چقدر مطمئن بهش گفتم "آره اوکیم" چون فکر می‌کردم می‌تونم هندلش کنم دلم می‌خواد در حال گریه قهقهه بزنم.
مامانم گیاه‌های پژمرده‌اشو می‌ذاره زیر کولر دوباره جون می‌گیرن. :)))