ای وای من تازه فهمیدم چهارشنبه تعطیله. آخجون الان فیط باید نگران ۹۹ بدبختی باقی موندهام باشم.
چند ساعت رو صرف نوشتن شیوههای داشتن رابطهی پایدار کردم در حالی که خودم پارتنری برای داشتن رابطهی پایدار ندارم. :(
یک ساعت و نیم کامل نشسته بودم و به صحبتهای پسر ۷ سالهی یکی از آشناها گوش میدادم. :))
از کارتون و غذای موردعلاقهاش بگیر تا خاطرات سفرش با تمام لحظههای خوب و بدش رو واسم تعریف کرد. :))
یه جا داشت داستان کارتونی که دیده بود رو تعریف میکرد و بعد گفت "میدونی ما هم الان تو یه داستانیم چون دنیای واقعی خیلی بزرگتر از همهی اینهاست."
دوچرخه رو هم بیشتر دوست داره چون دود نمیده و هوا رو آلوده نمیکنه.
خلاصه که همصحبتی باهاش شیرین بود. :))
خلاصه که همصحبتی باهاش شیرین بود. :))
"هر کتاب گورستان بزرگی است که نام بیشتر گورهایش محو شده است و دیگر خوانده نمیشود."
-در جستجوی زمان از دست رفته
(جلد آخر، زمان بازیافته)
-در جستجوی زمان از دست رفته
(جلد آخر، زمان بازیافته)
Forwarded from دُری گمشده
یک بغل برای هر استادی که ویدیوهای آموزشیش رو به صورت رایگان در دسترس بقیه قرار میده. دمت گرم واقعا. داری نجاتم میدی. عاشقتم. یکی یدونهی قلبمی بخدا. میمیرم برات. اگر پولدار بودم، برات ویلا میخریدم. تو شاهزادهی روی اسب سفیدمی.
خیلی بیهوده تلاش میکنم ولی راستش تنها کاریه که میتونم بکنم...
عادت دارم متن ارائهام رو با جزئیات از قبل بنویسم و وای به زمانی که مطلب پیچیده یا طولانی باشه...
*•° غباری معلق در کیهان °•*
عادت دارم متن ارائهام رو با جزئیات از قبل بنویسم و وای به زمانی که مطلب پیچیده یا طولانی باشه...
معمولا دیگه بهش نگاه هم نمیکنم ولی همون یه بار نوشتن، تمام چیزهایی رو که میخوام بگم مرتب میکنه.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
عادت دارم متن ارائهام رو با جزئیات از قبل بنویسم و وای به زمانی که مطلب پیچیده یا طولانی باشه...
رندوم فکت: حتی شوخیها رو هم مینویسم.
دستم درد گرفت و موقع نوشتن به خودم میگفتم "ای بابا حداقل محتوانویس خوبیام." :)))