بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
به هشیاری مشو با من که مستی
چو من بی‌دل نه‌ای؟ حقا که هستی

ترا این کبک بشکستن چه سود است
که باز عشق کبکت را ربوده‌است

و گر خواهی که در دل راز پوشی
شکیبت باد تا با دل بکوشی

تو نیز اندر هزیمت بوق می‌زن
ز چاهی خمیه بر عیوق می‌زن


#خسرو_و_شیرین
#نظامی
تو دل‌خر باش تا من جان فروشم
تو ساقی باش تا من باده نوشم

#خسرو_و_شیرین
#نظامی
گر این دل چون تو جانان را نخواهد
دلی باشد که او جان را نخواهد

#خسرو_و_شیرین
#نظامی
گر از من می‌بری چون مهره از مار
من از گل باز می‌مانم تو از خار

گر از درد سر من می‌شوی فرد
من از سر دور می‌مانم تو از درد

#خسرو_و_شیرین
#نظامی
یک صلوات برای من می‌فرستین؟
4
الی چندتا 🚶🏻‍♀️
2
به تندی گفت من رفتم شبت خوش
گرم دریا به پیش آید گر آتش

#خسرو_و_شیرین
#نظامی
مرا عشق تو از افسر برآورد
بسا تن را که عشق از سر برآورد

مرا گر شور تو در سر نبودی
سر شوریده بی‌افسر نبودی

فکندی چون فلک در سر کمندم
رها کردی چو کردی شهربندم

نخستم باده دادی مست کردی
به مستی‌در مرا پا بست کردی


#خسرو_و_شیرین
#نظامی
من اول بس همایون‌بخت بودم
که هم با تاج و هم با تخت بودم

به گرد عالم آواره‌ام تو کردی
چنین بدروز و بی‌چاره‌ام تو کردی

گرم نگرفتی اندوه تو فتراک
کدامین بادم آوردی بدین خاک

بلی تا با منت خوش بود یک‌چند
حدیثت بود با من خوشتر از قند

کنون کز مهر خود دوریم دادی
بباید شد که دستوریم دادی

من از کار شدن غافل نبودم
که مهمانی چنان بد دل نبودم

نشستم تا همی خوانم نهادی
روم چون نان در انبانم نهادی


#خسرو_و_شیرین
#نظامی
1
Forwarded from هیئت هنر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوگواره فاطمیه هیئت هنر ۱۴۴۵

زمان: ۲۳الی ۲۷ اذر ماه به مدت ۵ شب
ساعت ۱۸

مکان: خیابان حافظ، خیابان رشت، بعد از خیابان ستوده، پلاک ۴۵

سخنرانان:
دکتر علی غلامی به مدت دو شب
حجة الاسلام محمد تقی محمدیان به مدت سه شب

ذکر توسل:
حاج مهدی دقیقی، کربلایی سجاد خسروآبادی

@heyathonar
ای مرگ می‌رسی به من، اما چقدر زود
ای عشق می‌رسم به تو، اما چقدر دیر

#فاضل_نظری
به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو
اگرم تو هم برانی سر بی‌کسی سلامت

#رضایی_کاشی
3
از خیر قدر، قضا گذشته
کار دلم از دعا گذشته

شب‌های بلند بی عبادت
در حسرت ربّنا گذشته

سلطان شده روز بعد، هر کس
از کوی تو چون گدا گذشته

گیرم که گذشت آه از حال
حالا چه کنیم با گذشته

طوری ز خطای ما گذر کرد
ماندیم ندیده یا گذشته

تصمیم به توبه تا گرفتم
فرمود گذشته‌ها گذشته

هر جا که رسید گریه کردیم
آب از سر چشم ما گذشته

در راه نجات امّت خویش
از خون خودش خدا گذشته!

میخی که رسیده از مدینه
از سینه‌ی کربلا گذشته

یک تیر به حلق اصغرت خورد
از حنجر او سه تا گذشته

وا شد دهن کمان و حرفش
از گوش، هجا هجا گذشته

از روی تن تو یک نفر نه!
یک لشکر بی‌حیا گذشته

عباس کجاست تا ببیند
بر خواهر او چه‌ها گذشته

#ابوالفضل_عصمت_پرست
💔3
Forwarded from اوایل | پيمان طالبى (Peyman)
جماعتی كه زبانم ز جورشان بسته ست
به فتنه ها سرشان سنگ خورده، بشكسته ست
ز جهل، پيرو ادراك خويش و فهم خودند
به هر معامله، تنها به فكر سهم خودند
از اين قبيله كه نان هاى مفت، آجر شد
ز بغض حيدر كرار قلب شان پر شد
امان از اين همه بغض نهفته در سينه!
امان از اين همه پيشانى پر از پينه!
على شناس نبودند پس غلط رفتند
شبى به مجمع تشخيص مصلحت رفتند
نرفته اند غلط، نه! بگو غلط كردند!
بگو براى چه اين قوم مشورت كردند؟
براى بستن دست على؛ يداله شان؟
و يا براى اراجيف بى سر و ته شان؟
براى كشتن زهرا به جرم چشم ترش؟
براى ريختن خون سومين پسرش؟
براى سوختن اخرين نشانه وحى؟
براى بردن هيزم به سمت خانه وحى؟
بگو براى چه برپا شده ست اين شورا؟
براى قتل على يا كه كشتن حورا؟

شما گروه به ظاهر غدير ناديده!
شما جماعت ملعون وحى نشنيده!
براى اين همه جور و قساوت دل تان
على چه كار كند؟ اى به خون عجين گل تان!
على چه كار كند با شما كه بيت المال
حلال تان شده آن سان كه شير بر اطفال
على چه كار كند با شما كه در پيكار
نشسته ايد به سجاده هاى استغفار
على چه كار كند با شما كه بى عاريد!
شما كه هرچه كند باز از او طلبكاريد!
على چه كار كند با غرور بيجاتان؟
على چه كار كند با نمازخوان هاتان؟
على به خانه نشسته ست و خوب مى دانيد
به مسجديد و نماز غفيله مى خوانيد؟
چه كرده ايد كه قوم احترام او نكنند؟
سپرده ايد غلامان سلام او نكنند؟
دهان جربزه را او كه نيك دوخته است
چه كرده ايد كه حالا سپر فروخته است؟
على بخاطر اين كارهايتان پير است
دواى درد على، شير نه كه شمشير است

ز ذوالفقار به هيچ استعاره مى گويم
اگرچه گفته ام اما دوباره مى گويم
همو كه بود به ميدان، دژ عظيم نبى
جدال كرد به دستور مستقيم نبى
چو جبرئيل ز خشم على هراسان شد
به شكل دحيه كلبى بر او نمايان شد
همين كه خيره به مولا و كارزارش بود
سفارشى به على كرد و ذوالفقارش بود
همو كه بود امان شما، چو كشتى نوح
همو كه سر زده چون آفتاب از پس كوه
كنون نگاه كنيد اشك بار و منزوى است
خودش براى خودش چند سال مثنوى است

سكوت كرده اگر، خود از او دهان بستيد
شما قبيله نامرد باعثش هستيد
على نگفت سخن جز به چاه ها اى قوم!
چه كرده ايد مگر؟ واى بر شما اى قوم!
كسى كه سر بگذارد جنان به شانه او
چگونه بى در و پيكر شده ست خانه او؟
شما كه سعى نموديد جاى او باشيد
زديد همسر او را، جوابگو باشيد!
به جانشين رسول خدا جفا كرديد
شكسته است در خانه اش، شما كرديد!
على نشسته به خانه، همين دعاتان بود؟
دليل و قصه نبافيد! از خداتان بود!
زمانه گرچه به اجبار با على بد كرد
على هميشه تاریخ صبر خواهد کرد
اراده کرد به گوش من و تو پند کند
سکوت کرد که روزی صدا بلند کند
چرا که آخرسر انتقام در پیش است
به هوش باش سقیفه! قیام در پیش است

پیمان طالبی

@peymantalebi70
1
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
5
داشتم کارنامه گودریدزم رو می‌دیدم. امسال شاهد افزایش قابل توجه تعداد کتاب‌ها نسبت به پارسال هستیم ولی حجم کتاب‌ها کم بوده یعنی تعداد صفحات فقط ۳۰۰ تا بیشتره از پارسال! درحد یه کتاب.
واقعا از خودم ناامید شدم.
نچ نچ نچ.

تعداد کتاب‌های مذهبی از پارسال بیشتر بوده‌ و تعداد کتاب‌های علمی کمتر.
اممممم مامامیا ماماسیتا افیون توده‌ایا کالچلا.

خلاصه که درکل با اینکه هدف واضح دقیق بوده یعنی خواندن ادبیات روسیه، یک اثر کهن فارسی کامل خوانده شده (هفت‌پیکر) و تجربه‌ی جدید هم این وسط بوده (آگاتا کریستی) بازم مطلوب نیست. 🚶🏻‍♀️
3🎉1
Forwarded from اوایل | پيمان طالبى (Peyman Talebi)
قصر طلا به خواب تهیدست می‌رود
میخانه‌دار از پی بدمست می‌رود

اشک من آب نیست، که آب روان جوی
اول‌قدم به مزرعه پست می‌رود

قانون قهوه‌خانه همین است: هرکسی
دل‌خسته‌تر از آنچه که بوده‌ست، می‌رود

عمر؛ این کلیددار دکان‌های آرزو
وقتی که حجره همه را بست، می‌رود

ای جان من! به پیکر من از چه مانده‌ای؟
آن‌کس که گفت تا به ابد هست، می‌رود

موی تو نیست اینکه سوار است روی باد
این اختیار ماست که از دست می‌رود

بنویس روی قبر من: از خاطرات نیز
وقتی کسی به خاطره پیوست، می‌رود

پیمان طالبی

@peymantalebi70
💔1