مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو
یادم از کِشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
گر رَوی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از چراغِ تو به خورشید رسد صد پرتو
تکیه بر اخترِ شبدزد مکن کاین عیار
تاجِ کاووس ببرد و کمرِ کیخسرو
گوشوارِ زر و لعل ار چه گران دارد گوش
دورِ خوبی گذران است نصیحت بشنو
چشمِ بد دور ز خالِ تو که در عرصهٔ حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو
#حافظ
یادم از کِشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
گر رَوی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از چراغِ تو به خورشید رسد صد پرتو
تکیه بر اخترِ شبدزد مکن کاین عیار
تاجِ کاووس ببرد و کمرِ کیخسرو
گوشوارِ زر و لعل ار چه گران دارد گوش
دورِ خوبی گذران است نصیحت بشنو
چشمِ بد دور ز خالِ تو که در عرصهٔ حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمنِ مه به جُوی خوشهٔ پروین به دو جو
#حافظ
❤5
بریده بریده 📚📖
بعد از نوروساینس چی بخونیم که بشوره ببره؟ معلومه که مکدونا 🚶🏻♀️
راستش
مکدونا تنها کسیه که میتونه داستانی مملو از خشونت و دور از واقعیت براتون تعریف کنه و شما انگار که یه چیز بسیار عادی داره اتفاق میفته منتظر باشید که ببینید چه اتفاقی میفته.
مکدونا یه دیوانهست که تونسته جنونش رو با ادبیات به بند بکشه.
آدمهایی که جنونشون رو به بند میکشن، حالا چه با ادبیات، چه با علم، واقعا مسحورکنندهاند.
مکدونا تنها کسیه که میتونه داستانی مملو از خشونت و دور از واقعیت براتون تعریف کنه و شما انگار که یه چیز بسیار عادی داره اتفاق میفته منتظر باشید که ببینید چه اتفاقی میفته.
مکدونا یه دیوانهست که تونسته جنونش رو با ادبیات به بند بکشه.
آدمهایی که جنونشون رو به بند میکشن، حالا چه با ادبیات، چه با علم، واقعا مسحورکنندهاند.
🔥1
البته هنوز به نظرم فضایی که توی مرد بالشی میسازه بینظیره و رو دست نداره :)
بریده بریده 📚📖
بعد از نوروساینس چی بخونیم که بشوره ببره؟ معلومه که مکدونا 🚶🏻♀️
(نقل به مضمون) یه جاییش میگه: با اینکه من نمیتونم با دستم کاری کنم ولی دنبالش میگردم و میخوام پیداش کنم چون یه چیزیه که مال منه!
حالا شما تصور کن بازیگر تئاتر اینو فریاد بزنه روی صحنه. وَه!
[منم همینطور بازیگرِ تئاتر، منم همینطور]
حالا شما تصور کن بازیگر تئاتر اینو فریاد بزنه روی صحنه. وَه!
[منم همینطور بازیگرِ تئاتر، منم همینطور]
❤1
خلاصه میکنم:
از فیلمای تارانتینو و اسکورسیزی خوشت میاد؟
خب مکدونا رو هم دوست خواهی داشت.
از فیلمای تارانتینو و اسکورسیزی خوشت میاد؟
خب مکدونا رو هم دوست خواهی داشت.
👍1
بریده بریده 📚📖
خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم سزایِ تکیه گَهَت مَنظَری نمیبینم منم ز عالم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم بیا که لَعل و گَُهَر در نثارِ مَقْدَمِ تو ز گنجِ خانهٔ دل میکشم به روزنِ چَشم سَحَر سِرِشکِ…
سزایِ تکیه گَهَت مَنظَری نمیبینم
منم ز عالم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم
منم ز عالم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم
رفتم بستههای پستی رو چک کنم ببینم کتابام رسیده یا نه
دیدم یکی از همسایهها چه کتابای خوبی گرفته 😂
آفرین بهت 😂
دیدم یکی از همسایهها چه کتابای خوبی گرفته 😂
آفرین بهت 😂
🔥2👍1
یک چیزی رو توی پرانتز بگم:
اون آدمی که در کنار کاراش مطالعه میکنه، تئاتر و سینما میره، با دوستاش معاشرت داره، دورهی اضافه میگذرونه و...
بیکار نیست :)
اینجوری نیست که احتیاج به کمک نداشته باشه.
اینجوری نیست که فکر کنید له نمیشه.
فقط دلش نمیخواد تکبعدی باشه و هزینهشم میده.
آدمهایی که خودشون رو ناتوان نشون میدن حمایت بیشتری دریافت میکنن و اونایی که نمیخوان کمک بگیرن همیشهی خدا له میشن.
به هرحال زندگیه دیگه.
اون آدمی که در کنار کاراش مطالعه میکنه، تئاتر و سینما میره، با دوستاش معاشرت داره، دورهی اضافه میگذرونه و...
بیکار نیست :)
اینجوری نیست که احتیاج به کمک نداشته باشه.
اینجوری نیست که فکر کنید له نمیشه.
فقط دلش نمیخواد تکبعدی باشه و هزینهشم میده.
آدمهایی که خودشون رو ناتوان نشون میدن حمایت بیشتری دریافت میکنن و اونایی که نمیخوان کمک بگیرن همیشهی خدا له میشن.
به هرحال زندگیه دیگه.
💔2👍1
Forwarded from | لغة القلب |
يعاملني بطيبة وإحساس
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
الراية البيضا برفعها
وأوامر حبه بتبعها
ماكر عارف نقطة ضعفي
من بين العالم والناس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
يعاملني بطيبة وإحساس
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
پرچم سفید رو بالا میبرم
و هرکاری بگه با عشق انجام میدم
زرنگه و از بین این همه عالم و آدم
نقطه ضعفم رو میدونه
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
ترجمه: زهرا ایزدینیا
#شیرین_عبدالوهاب
#لهجه_مصری
|@loqatalqalb|
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
الراية البيضا برفعها
وأوامر حبه بتبعها
ماكر عارف نقطة ضعفي
من بين العالم والناس
لما يتكلم يجن جنوني
أنا يجن جنوني
يتغير شكلي أنا ومضموني
سيطر واتمكن من قلبي
يسري في دمي والأنفاس
يعاملني بطيبة وإحساس
يدلعني قدام الناس
بيعرف إني رومانسية
بيلعب على الوتر الحساس
يدوب روحي يدوبني
في كل زيارة بيعجبني
ونظرات عينه خليتني
أضرب أخماسي في أسداس
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
پرچم سفید رو بالا میبرم
و هرکاری بگه با عشق انجام میدم
زرنگه و از بین این همه عالم و آدم
نقطه ضعفم رو میدونه
وقتی حرف میزنه از شدت ذوق دیوونه میشم
هم ظاهرم عوض میشه هم درونم تغییر میکنه
روی من سیطره داره و صاحب دلم شده
در خون و نفسهای من جریان داره
با نهایت مهربونی و احساس باهام رفتار میکنه
جلوی دیگران نازم رو میخره
میدونه من احساساتی و رومانتیکم
دست میذاره روی نقطهی حساسم
دلم براش ضعف میره و روحم قطره قطره براش ذوب میشه
هربار که میبینمش باز هم شگفتزدهم میکنه
و نگاههاش باعث میشه دست و پام رو گم کنم و سرگردون بشم
ترجمه: زهرا ایزدینیا
#شیرین_عبدالوهاب
#لهجه_مصری
|@loqatalqalb|
در راستای مبحث علم داده نوشته بود:
In God we trust, all others must bring data.
In God we trust, all others must bring data.
❤1👍1
بریده بریده 📚📖
بعد از نوروساینس چی بخونیم که بشوره ببره؟ معلومه که مکدونا 🚶🏻♀️
این دورهی سخت تموم شد.
تبریک به جامعهی بشری🥳
تبریک به جامعهی بشری🥳
🎉7