بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
...
خار دیوار گلستانم که از بی‌حاصلی
می کشم خجلت ز اوج اعتبار خویشتن

خلوتی چون خانه آیینه‌داری پیش دست
بهره ای بردار از بوس و کنار خویشتن
...
می‌توانی آتش شوق مرا خاموش کرد
گر دلت خواهد، به لعل آبدار خویشتن

دیدن آیینه را موقوف خواهی داشتن
گر بدانی حال من در انتظار خویشتن
...
#صائب_تبریزی
👍1
دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهاییَم در قصدِ جان بود
خیالش لطف‌هایِ بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم؟
که با ما نرگسِ او سر گران کرد

که را گویم که با این دردِ جان سوز
طبیبم قصدِ جانِ ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقتِ وقت است
که دردِ اشتیاقم قصدِ جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت؟
که یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد

عدو با جانِ حافظ آن نکردی
که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد

#حافظ
💔41
...
به دلم افتاده که می‌میرم
پس اجازه نده که دیر بشه
نذار این خوابایی که می‌بینم
با ندیدن تو تعبیر بشه
...
#نامیر
#امید_روزبه
👎2👍1
...
بیا و سیل اشکامو نگاه کن
تماشا کن چه حالی داره این مرد
نمی‌گم که دلت واسه‌م بسوزه
دلت هرموقع که لرزید برگرد
...
#نامیر
#امید_روزبه
💔1
...
گریه کن رود بی‌قرار من
تا از این خواب تشنگی پاشی
این سکوت‌و ترک‌ترک بشکن
گریه کن تا دوباره دریا شی
...
#نامیر
#امید_روزبه
💔1
...
هر ثانیه جون می‌کّنیم اما
رفتن از این کابوس ممکن نیست
ساکت نمی‌شه دردمون با قرص
درمون جون‌کندن مسکن نیست
...
#نامیر
#امید_روزبه
💔1
چشم را سرمه فریب کشید
ناز را بر سر عتیب کشید

#هفت_پیکر
#نظامی
👎1
روزی که چشمای تو رو دیدم
یاد شبای شهر افتادم
شاید اگر چشمات‌و می‌بستی
تنهایی‌و ترجیح می‌دادم
...
#نامیر
#امید_روزبه
👍2👎2
...
چون نیاید به زبان آنچه مرا در دل هست
ز اشتیاق تو چه تقریر توانم کردن؟

عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق
بیش ازان است که تحریر توانم کردن
...
#صائب_تبریزی
3
چنان در قید مهرت پای‌بندم
که گویی آهوی سر در کمندم

گهی بر درد بی‌درمان بگریم
گهی بر حال بی‌سامان بخندم

مرا هوشی نماند از عشق و گوشی
که پند هوشمندان کار بندم

مجال صبر تنگ آمد به یک بار
حدیث عشق بر صحرا فکندم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم

چنین صورت نبندد هیچ نقاش
معاذالله من این صورت نبندم

چه جان‌ها در غمت فرسود و تن‌ها
نه تنها من اسیر و مستمندم

تو هم بازآمدی ناچار و ناکام
اگر بازآمدی بخت بلندم

گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم

سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم

و گر در رنج سعدی راحت توست
من این بیداد بر خود می‌پسندم

#سعدی
2
نماز مرده نخونید چشم من بازه
با چشم باز از این شهر بی‌پدر می‌رم!
کسی که چشم نداره چطور می‌خوابه؟!
منی که زنده نبوده‌م چطور می‌میرم؟!

کمک کنید که تابوتم‌و بلند کنم
بهشت وعده‌شده پیش پام منتظره
درِ قفس رو شکستن همیشه کافی نیست
کمک کنید پرنده تا آشیونه بره

منی که گریه نکردم روو شونه‌های کسی
روو شونه‌های شما زار زار می‌بارم
کمک کنید که تابوتم‌و بلند کنم
می‌خوام ستاره‌مو از آسمون بردارم

من اونی‌ام که به غیر از شب و تگرگ ندید
کسی که خشمشو خورد اما باز باج نداد
امیرِ خواب‌نمایی که تاج و تخت نداشت
همیشه خرجِ جهان شد ولی خراج نداد

من اونی‌ام که دلیلی برای مرگ ندید
کسی که این همه سال از سکوت سیر نشد
گرفت کلّ جهان‌و ولی سپاه نداشت
گرفت کل جهان‌و ولی امیر نشد!

منی که زنده نبوده‌م چطور می‌میرم؟!

#نامیر
#امید_روزبه
💔2
ترانه‌های امید روزبه ساده‌ن.
نه اینکه این نقطه ضعف باشه، نه!
اتفاقا یه جاهایی به نظرم کار خیلی خوب هم دراومده و نمی‌شه خرده گرفت.
چیزی که در این کتاب توجهم رو به خودش جلب کرد، تنوع بالای موضوعات بود و واقعا آفرین بهش.
ترانه رو باید از فضای شکست عشقی درآورد و به خودِ خودِ زندگی پیوند زد.

اگر از گوش‌دهندگان به کارهای چاووشی باشید، ترانه‌ی دوتا کار اخیر به علاوه‌ی قطعه‌ی "پستچی" از آقای امید روزبه است.

این کتاب توی گودریدز ثبت نشده نبود. فلذا نظرم رو اینجا نوشتم :)
👍2
در مقابل ترانه‌های ساده، ترانه‌های شاعرانه‌تری مثل کارهای میثم بهاران، حسین صفا و روزبه بمانی رو داریم.
مخصوصا حسین صفا که واقعا گاهی پیچیدگی کارهاش هوش‌ربا می‌شه.

آره خلاصه. این بود انشای من.
ای مرا کشته در جدائی خویش
زنده کرده به آشنائی خویش

غمت از من نماند هیچ به جای
کوه را غم در آورد از پای

#هفت_پیکر
#نظامی
💔1
هرچه را چشم در پسند آرد
چشم‌زخمی در او گزند آرد

#هفت_پیکر
بوی گل و نسیم صبا می‌توان شدن
گر بگذری ز خویش چه‌ها می‌توان شدن

شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا می‌توان شدن

از آسمان به تربیت دل گذشت آه
گر درد هست، زود رسا می‌توان شدن
...
چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی
تا همچو گوی، بی‌سر‌ و پا می‌توان شدن
...
زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک
در فرصتی که عقده گشا می‌توان شدن

دوری ز دوستان سبک‌روح مشکل است
ورنه ز هر چه هست جدا می‌توان شدن

#صائب_تبریزی
امشب هستین ویس‌چت مدح مولا داشته باشیم؟
8
ساعت ۱۱ و نیم تشریف بیارید 🌱
حدیث، فضیلت، شعر همراهتون داشته باشید.
2
Live stream finished (1 hour)