بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
...
هر ثانیه جون می‌کّنیم اما
رفتن از این کابوس ممکن نیست
ساکت نمی‌شه دردمون با قرص
درمون جون‌کندن مسکن نیست
...
#نامیر
#امید_روزبه
💔1
چشم را سرمه فریب کشید
ناز را بر سر عتیب کشید

#هفت_پیکر
#نظامی
👎1
روزی که چشمای تو رو دیدم
یاد شبای شهر افتادم
شاید اگر چشمات‌و می‌بستی
تنهایی‌و ترجیح می‌دادم
...
#نامیر
#امید_روزبه
👍2👎2
...
چون نیاید به زبان آنچه مرا در دل هست
ز اشتیاق تو چه تقریر توانم کردن؟

عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق
بیش ازان است که تحریر توانم کردن
...
#صائب_تبریزی
3
چنان در قید مهرت پای‌بندم
که گویی آهوی سر در کمندم

گهی بر درد بی‌درمان بگریم
گهی بر حال بی‌سامان بخندم

مرا هوشی نماند از عشق و گوشی
که پند هوشمندان کار بندم

مجال صبر تنگ آمد به یک بار
حدیث عشق بر صحرا فکندم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم

چنین صورت نبندد هیچ نقاش
معاذالله من این صورت نبندم

چه جان‌ها در غمت فرسود و تن‌ها
نه تنها من اسیر و مستمندم

تو هم بازآمدی ناچار و ناکام
اگر بازآمدی بخت بلندم

گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم

سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم

و گر در رنج سعدی راحت توست
من این بیداد بر خود می‌پسندم

#سعدی
2
نماز مرده نخونید چشم من بازه
با چشم باز از این شهر بی‌پدر می‌رم!
کسی که چشم نداره چطور می‌خوابه؟!
منی که زنده نبوده‌م چطور می‌میرم؟!

کمک کنید که تابوتم‌و بلند کنم
بهشت وعده‌شده پیش پام منتظره
درِ قفس رو شکستن همیشه کافی نیست
کمک کنید پرنده تا آشیونه بره

منی که گریه نکردم روو شونه‌های کسی
روو شونه‌های شما زار زار می‌بارم
کمک کنید که تابوتم‌و بلند کنم
می‌خوام ستاره‌مو از آسمون بردارم

من اونی‌ام که به غیر از شب و تگرگ ندید
کسی که خشمشو خورد اما باز باج نداد
امیرِ خواب‌نمایی که تاج و تخت نداشت
همیشه خرجِ جهان شد ولی خراج نداد

من اونی‌ام که دلیلی برای مرگ ندید
کسی که این همه سال از سکوت سیر نشد
گرفت کلّ جهان‌و ولی سپاه نداشت
گرفت کل جهان‌و ولی امیر نشد!

منی که زنده نبوده‌م چطور می‌میرم؟!

#نامیر
#امید_روزبه
💔2
ترانه‌های امید روزبه ساده‌ن.
نه اینکه این نقطه ضعف باشه، نه!
اتفاقا یه جاهایی به نظرم کار خیلی خوب هم دراومده و نمی‌شه خرده گرفت.
چیزی که در این کتاب توجهم رو به خودش جلب کرد، تنوع بالای موضوعات بود و واقعا آفرین بهش.
ترانه رو باید از فضای شکست عشقی درآورد و به خودِ خودِ زندگی پیوند زد.

اگر از گوش‌دهندگان به کارهای چاووشی باشید، ترانه‌ی دوتا کار اخیر به علاوه‌ی قطعه‌ی "پستچی" از آقای امید روزبه است.

این کتاب توی گودریدز ثبت نشده نبود. فلذا نظرم رو اینجا نوشتم :)
👍2
در مقابل ترانه‌های ساده، ترانه‌های شاعرانه‌تری مثل کارهای میثم بهاران، حسین صفا و روزبه بمانی رو داریم.
مخصوصا حسین صفا که واقعا گاهی پیچیدگی کارهاش هوش‌ربا می‌شه.

آره خلاصه. این بود انشای من.
ای مرا کشته در جدائی خویش
زنده کرده به آشنائی خویش

غمت از من نماند هیچ به جای
کوه را غم در آورد از پای

#هفت_پیکر
#نظامی
💔1
هرچه را چشم در پسند آرد
چشم‌زخمی در او گزند آرد

#هفت_پیکر
بوی گل و نسیم صبا می‌توان شدن
گر بگذری ز خویش چه‌ها می‌توان شدن

شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا می‌توان شدن

از آسمان به تربیت دل گذشت آه
گر درد هست، زود رسا می‌توان شدن
...
چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی
تا همچو گوی، بی‌سر‌ و پا می‌توان شدن
...
زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک
در فرصتی که عقده گشا می‌توان شدن

دوری ز دوستان سبک‌روح مشکل است
ورنه ز هر چه هست جدا می‌توان شدن

#صائب_تبریزی
امشب هستین ویس‌چت مدح مولا داشته باشیم؟
8
ساعت ۱۱ و نیم تشریف بیارید 🌱
حدیث، فضیلت، شعر همراهتون داشته باشید.
2
Live stream finished (1 hour)
ممنون از بچه‌هایی که اومدن
ممنون از بچه‌هایی که شعر خوندن
جای کسانی که نبودن خالی 🌱
💔4
...
من زنِ زندگی نخواهم شد، تو ولی مرد زندگی هستی
سرِ سنگین دردهای مرا می‌گذاری همیشه بر شانه
...
#لیلیِ_آذر
#اعظم_سعادتمند
👎2
...
سخت چون چاقوی کندی می‌فشاری بر گلویم دست
آخر ای غم! یا رها کن یا بکش قربانی خود را
...
#لیلیِ_آذر
#اعظم_سعادتمند
1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چو وهم هر دو جهان در نیافت جای علی را
خیال رنگ نبندد مگر ثنای علی را

بهارِ سرمه چشم دو عالم است غبارت
اگر چو جاده دهی بوسه جای پای علی را

نَفَس به یاد دمی می زنم که مرگ درآید
مگر به گوش گران بشنوم صدای علی را

مگر به روی خیال علی دو دیده ببندم
که سر به سجده نهم یک زمان خدای علی را

به نقد هر دو جهان کیمیای خود نفروشم
خریده‌ام به بهای دلم، بلای علی را

برید عالم و آدم ز من ولی نبریدم
ازین شکسته دلِ بی نوا، نوای علی را

تو یوسف ار چه به چاهی، همین بَسَت که شنیدی
به شب صدای جگرسوز گریه های علی را

هجوم آینه چیدی به جز غبار ندیدی
فروختی و خریدی دل و وَلای علی را

زند به جان سلامت شرر ز ننگ ملامت
هر آن که همچو تو دارد به سر هوای علی را

#یوسفعلی_میرشکاک
3
مکن منع تماشایی ز دیدن
که این گل کم نمی‌گردد به چیدن
...
تو چون در جلوه آیی، سرو و گل را
فرامش می‌شود قامت کشیدن
...
مرا از خرمن افلاک، چون چشم
پر کاهی است حاصل از پریدن

دل وحشی چنان رام تو گردید
که جست از خاطرش فکر رمیدن

کمند گردن صید مرادست
ز مردم رشته الفت بریدن

درین محفل گر از روشن‌دلانی
چو شمع انگشت خود باید گزیدن

به منزل بار خود افکنده بودم
اگر می رفت ره پیش از تپیدن

نگردد قطع راه عشق بی شوق
به پای خفته نتوان ره بریدن

به از جوش سخای چشمه سارست
جواب تلخ از دریا شنیدن

قناعت کن که چشم حرص را نیست
به زیر خاک چون دام آرمیدن

مزن زنهار لاف حق شناسی
چو نتوانی به کنه خود رسیدن

پس از چندین کشاکش، دام خود را
تهی می باید از دریا کشیدن

کم از کشورگشایی نیست صائب
گریبانی به دست خود دریدن

#صائب_تبریزی
2