بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
اول ِ ابتدایِ آغاز است
درِ جنت برای او باز است
در مسیرش ملک به پرواز است
همه ی کارهاش اعجاز است

وقت پیکار شیر میدان است
او که همبازی یتیمان است


نقطه ی تحت باء بسم الله
شرف لااله الا الله
آسمان پیش قامتش کوتاه
در خیبر برای او پر کاه

دشمن از پیش و پس اگر دارد
ذوالفقار علی دو سر دارد


دست و بازوی او نمک دارد
به همه نیت کمک دارد
عشق ما ریشه در فدک دارد
به ولایت هرآنکه شک دارد

برود کعبه را طواف کند
و نگاهی بر آن شکاف کند


هر زمان فاطمه کنار علیست
هر کجا هست،بخت یار علیست
ملک الموت، ذوالفقار علیست
جبر حتی در اختیار علیست

آن همه اختیار داشت ولی
بر سر نفس، پا گذاشت علی


گفت”یا فاتح” و قرار گرفت
نفس خود را در اختیار گرفت
بعد در دست، ذوالفقار گرفت
جان کفار را دو بار گرفت

بار اول به چشم و ابرویش
بار دوم به تیغ و بازویش


ما همه قنبریم و غم بَر اوست
هم دلاور هم اینکه دلبر اوست
خصلت جمله انبیا در اوست
اوست از اول و در آخر اوست

پیش پاهاش کوه خم شده است
هر که با اوست محترم شده است


در کمیاب اگر که در صدف است
در نایاب، ریگی از نجف است
جلوی خانه اش همیشه صف است
شاهراه بهشت، اینطرف است

هر که دور ضریح مولا گشت
بی هراس از پل صراط گذشت


حافظ و عنصری و دعبل را
صایب و انوری و مقبل را
همه ی شاعران قابل را

خوانده ام، نزد او کم آوردند
هرقدَر بیت محکم آوردند


گوش خلق از علی علی پر شد
سنگ راهش یکی یکی دُر شد
راه رفت و خدا تصور شد
با علی راه ما میان بر شد

تا که پا روی عدل نگذاریم
به ولای علی نظر داریم


به خدا عالم یگانه علی ست
حاکم شهر و مرد خانه علی ست
برترین خلقت زمانه علی ست
عدل الله را نشانه علی ست

جورج جرداق وصف او کرده
سند از اهل سنت آورده


عشق را در غدیر یافته ایم
و علی را وزیر یافته ایم
سندی بی نظیر یافته ایم
بین دست امیر یافته ایم

آنچه داریم از علی ازلی ست
گل ما خاک زیر پای علی ست


با تمامی سربه زیری ها
سربلندیم ما غدیری ها
ختم گردد به خیر، پیری ها
دست ما را اگر بگیری، ها

هیچ سرداری از علی سر نیست
دست بالای دست حیدر نیست


راه شیری غبار راه علی ست
ریگ های نجف سپاه علی ست
به خدا که خدا گواه علی ست
شب به شب کوفه در پناه علی ست

کوفه دل را شکست یا سر را؟!
هیچ یک را ! نماز حیدر را

#محمدحسین_ملکیان
#مست_بشید :)
4
من محتاج دعاتونم بچه‌ها 🌱
5
💫الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ 💫

🌱عیدتون مبارک 🌱
2
جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم
شب شراب که باشد دچار افراطم

بریز هرچه که داری مکن مراعاتم
تو بی ملاحظه ، من نیز بی مبالاتم

سیاه مست تو هستم گذشته کار از کار
 “شب شراب می ارزد به بامداد خمار “

نمی رسد به شکوه تو فکر کوتاهم
اگر مدیح تورا از خود تو می خواهم

بگو که دهر به دست تو خلق شد ، ما هم
بگو بگو و مگو من صنایع الهم

لطیف طبع خدا آنِ آشکار تویی
که شعر جوششی آفریدگار تویی

تو آن قصیده ی بی اختیار موزونی
پر از خیالی و از هر خیال بیرونی

شکوه شعر کهن در کلام اکنونی
بریز قاعده ها را به هم تو قانونی

سرودنِ تو حماسی ترین مغازله است
جهان بدون تو اسلوب بی معادله است

رسیده ام به تو در نظمی از پریشانی
به شاعرانه ترین لحظه های حیرانی

نگفته ام که چه می خواهم از تو … می دانی –
شراب شعر صغیر و فواد کرمانی

تو ای قصیده ی اعلا مسمط عالی
جنون ” فاتح علی خان ” در اوج قوّالی

کتاب معجزه در بی شمار ابوابی
اگر چه نقطه ی ایجاز غرق اطنابی

بخوانمت منِ وامانده با چه القابی
اگر خدات بگویم تو بر نمی تابی

اگر ملال توام بی دریغ کن دفعم
تو تیغ می کشی اما منم که ذینفعم

تو همزمانِ زمان نیستی کجایی تو
کنار فاطمه ای همدم حرایی تو

به چشم حیرت جبرییل آشنایی تو
به ذهن کوچک دنیا پر از چرایی تو

تو در نهایت معراج در نبایدها
نشسته ای به تماشای رفت و آمد ها

تو آفتابی و هرگز نمی شوی انکار
دریغ و درد که نهج البلاغه را یک بار –

کسی مرور نکرد ای شکوه بی تکرار
برای مالک اشتر نوشته ای بسیار

هنوز جوهر آن نامه ها تر و تازه است
غریبیِ سخنت در زمین پر آوازه است

به ناشناسیِ منظومه ی علی نامه
به الغدیر به موی سپید علامه

به یا علی مددِ پوریا به هنگامه
به شرمگینیِ من در چکامه و چامه

تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست
که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست

#حمیدرضا_برقعی
#مست_بشید :)
3
خنده‌هایت نیست از جنس شراب خانگی
استکانت را کجا پر کردی از مستانگی؟

منطقی‌‌‌‌‌تر می‌شوی هر روز اما من هنوز
شعر می‌گویم برایت از سر دیوانگی
...
#لیلیِ_آذر
#اعظم_سعادتمند
5👎2
امشب صدای هق‌هق بی‌اختیار اوست
تنها دلیل خنده بی‌اختیار من

#لیلیِ_آذر
#اعظم_سعادتمند
3👎1
ای نظامی ز گلشنی بگریز
که گلش خار گشت و خارش تیز

با چنین ملک ازین دو روزه مقام
عاقبت بین چگونه شد بهرام

#هفت_پیکر
#نظامی
👎1
کسی که برای هیچ‌چیز عجله نکند، به همه کار می‌رسد.

#قلب_سگی
#بولگاکوف
👎42👍1
هورا! او می‌فهمد.

#قلب_سگی
#بولگاکوف

[واکنش من نسبت به بعضی آدم‌ها]
4👍2👎1
دوست دارم حس کنم در عمق اقیانوس‌هام
لاجوردی کن سکوت سقف‌های خانه را

#لیلیِ_آذر
#اعظم_سعادتمند
3👎1
دادم اندیشه را به صبر فریب
تا شکیبد دلم نداد شکیب

#هفت_پیکر
#نظامی
1👎1
بی‌مصیبت به غم چرا کوشند
جامه‌های سیه چرا پوشند

#هفت_پیکر  
#نظامی
💔2👎1
وانکه با آرزو کند خویشی
اوفتد عاقبت به درویشی

#هفت_پیکر  
#نظامی
💔2👎1
#باهم_خوانی
#موقت

اگه می‌خواین با هم بخونیم، امروز یا فردا "قلب سگی" تموم می‌شه.
"بی‌چارگان" و "آناکارنینا" رو شروع می‌کنیم.
البته من سرعتم خیلی کم خواهد بود چون درگیرم.
4👎1
خوشحال باشین.
فعالیتم یه مدت کم می‌شه 🚶🏻‍♀️😅
👍4💔2👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹️شاملوی شاعر، شاملوی عاشق، شاملوی کارگردان، شاملوی فرهنگ‌نویس، شاملوی مصحح، شاملوی گوینده و... همه این‌ها را با هم در خود جمع کرده است. پدر شعر سپید که اشعارش به بیش از ۱۳ زبان ترجمه شده است، جهانی شگفت و شگرف دارد. جهانی که خود حاکم مطلق آن است و قانون‌گذار آن و شاید تنها شهروند حقیقی آن.

🎙در این قسمت از پادکست شعر پارسی، در ایستگاه زندگی و شعر احمد شاملو، شاملوی آیدا، توقف می‌کنیم تا با محمدکاظم کاظمی بیشتر و بیشتر او را بشناسیم و ببینیم احمد شاملو، در کدام نقطه از تاریخ شعر پارسی ایستاده است.

🎧برای شنیدن قسمت جدید پادکست شعر پارسی با عنوان «در آوار خونین گرگ و میش»، کانال شعر پارسی را در کست‌باکس دنبال کنید:
📎 https://b2n.ir/Shamlooparsi


💠لینک نصب نرم‌افزار کست‌باکس:
📎 https://b2n.ir/Castboxinstall


🎧 @shearparsipod
👎1
‌                                                 ‌ ‌‌‌    ‌
حجابِ چهره‌ی جان می‌شود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم

چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش اَلحانیست
رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم؟
دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم

چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟
که در سراچه‌ی ترکیب، تخته بندِ تنم

اگر ز خونِ دلم بویِ شوق می‌آید
عجب مدار که هم‌دردِ نافه‌ی خُتَنَم

طرازِ پیرهنِ زَرکشم مَبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم

بیا و هستیِ حافظ زِ پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کَس نَشنَوَد زِ من که منم

#حافظ
2💔2👍1👎1
شعر می‌فرستید :)
چه کار خوبی می‌کنید.
7👎1
من رو دعا می‌کنید.
چه کار خوب‌تری می‌کنید.
7👎1
دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد

یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت
یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغِ دلِ بی‌قرارِ من
سودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من
کاری که کرد دیدهٔ من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد

#حافظ
2
سلام بچه‌ها
من برای این محرم می‌خوام یک "کتابِ آه" هدیه بدم به کسی که این کتاب رو نداره و مشتاقه بخونه.
اگه دوست‌دارید کمک کنید که بیشتر بتونم هدیه بدم که بسم الله. (بگین من شماره کارت بفرستم)

اگه هم می‌خواین در قرعه‌کشی کتاب شرکت کنین ناشناس بدین و بگین.

همین دیگه.
التماس دعا