آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
448 photos
95 videos
164 files
521 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
Forwarded from parastoo Naghibi
پسر من چند سال میشه که سمپاد بندرعباس درس می خونه و متاسفانه هیچکدوم از این فعالیت های علمی اشاره شده در متن رو ما تا حالا ندیدیم از نظر من که مدرسه شون خیلی بده، خواهرزاده ام که دختره هم سمپاد می خونه و فقط درس و درس و درس ولا غیر. بیشترین حجم درسی کمترین بازدهی ذهنی
Forwarded from Far sa
سلام و عرض ادب و احترام
متاسفانه مدارس خاص به هر شکلی به عدالت آموزشی و اجتماعی آسیب می زنند . ما همه شاهد ورود فرزندان مدیران استانی به این مدارس و گزینش دانش آموزان ماهر در تست زنی بوده و هستیم . اصل مطلب یعنی پرورش استعداد ها باید و شایسته است در همه مدارس و طبق برنامه درسی صحیح صورت پذیرد . از شما و دوستان می پرسم چند درصد از دانشمندان برجسته کشور ما و سایر نقاط دنیا در مدارس خاص تحصیل کرده اند . آیا این گونه جدا سازی ها انگیزه آنها را بیشتر میکند یا ادعایشان را و توقعشان از خورشان را؟و ایا سایر دانش آموزان که در مدارس عا دی میمانند و به مدارس خاص به هر دلیلی راه نمی یابند سرخورده نمی شوند ؟لذا این مدارس از نظر اینجانب با عدالت آموزشی فاصله دارند . با آرزوی تدوین برنامه های درسی که در آن هر دانش آموزی در هر جای ایران که هست استعدادش شکوفا شود .
Forwarded from Negar
سلام آقای دکتر
فکر میکنم وقتی بحث انتخاب بین بودن و نبودن سمپاد پیش میاد اکثر افراد همه ی جوانب رو در نظر نمیگیرن.
به وضوح عده ای هستند که تجربه های مثبتی از مدارس سمپاد دارن که اکثرا کسانی هستند که خودشون یا نزدیکانشون دانش آموز سمپاد بودن یا در مدارس سمپاد مشغول به کار بودند.
اما از طرف دیگر افرادی هم هستند که تجربه ی تلخی از وجود مدارس سمپاد دارند! که اکثرا افرادی هستند که به علت قبول نشدن در آزمون ورودی این مدارس شکستی رو تجربه کردن یا پس از قبولی در مدارس، استعداد های خاصشون شناسایی نشده و بهش توجه نشده و در عوض انتظاراتی ازشون میرفته که قادر به براورده کردنش نبودن.
یکی از دلایل تجربیات منفی افراد استاندارد نبودن آزمون ورودی و عدم تطابقش با سیستم مدارس در دوره های مختلف بوده.
به بیان بهتر اگر فرض کنیم سیستم مدارس سمپاد برای دانش آموزانی با iq بالا طراحی شده باشه اگر آزمون ورودی طوری نباشه که دانش آموزان با iq بالا رو گزینش کنه نتیجه ش این میشه که بازار کار خوبی برای موسسات و کتاب های کمک آموزشی ایجاد میشه و بچه ها رو در سن دبستان تحت فشار قرار میده؛ علاوه بر اون افرادی وارد سمپاد میشن که اگر چه در آزمون ورودی پذیرفته شدن اما سیستم سمپاد مناسب استعداد های متفاوت و توانمندی های اونها نیست. در نتیجه توانمندی های واقعیشون نادیده گرفته میشه و در عوض ازشون انتظاراتی میره که نمیتوننن براورده ش کنن.

ازونطرف تجربه ی مثبت ما از تحصیل در مدارس سمپاد مربوط به این میشه که استعداد های ما با سیستم سمپاد سازگاری داشتن!
سیستمی که در پرورش استعداد هامون همراهیمون کرده و توانمندی ها و نقطه ضعف های مارو درست و به جا تشخیص داده برخورد درستی باشرایطمون داشته.

پس یجورایی میشه گفت مساله اصلا بودن یا نبودن سمپاد نیست.
مساله کمبود روشهای مناسبی برای شناسایی و پرورش انواع استعداد هاست.
مساله اینه که سمپاد کافی نیست و برای قشر متوسط و پایین جامعه تنها شانس برای برخورداری از یک سیستم آموزشی خوبه.
وقتی که جای دیگه و مدرسه ی دیگه ای نیست که استعداد های ورزشی و هنری و یا هر نوع استعداد دیگه ی بچه ها رو شناسایی کنه و با همون کیفیت بهشون ارزش بده و پرورششون بده نتیجه این میشه که همه سمت این میرن که به هر نحوی شده وارد مدارس سمپاد بشن و وقتی نمیتونن حسابی شکست میخورن!
چون حالا دیگه مجبورن توی یه مدرسه ی عادی با کیفیت بسیار پایین درس بخونن و هر استعدادی که دارن نادیده گرفته بشه.
برای بهبود این شرایط راه های خیلی زیادی هست.
بهترین راهش اینه که شروع کنیم از مدارس عادی و دولتی و کیفیت آموزش عمومی رو بالا ببریم.
کم شدن اختلاف کیفیت آموزش در سمپاد و مدارس عادی قطعا آسیب های فعلی رو به شدت کاهش میده و بعد از مدتی دیگه نیازی به سمپاد نیست.
حتی میشه در کنار سمپاد مراکزی رو برای پرورش انواع دیگری از استعداد های خاص در نظر گرفت که حداقل این تنها راه برای دستیابی به اموزش با کیفیت نباشه!
اما مشکل راه حل حذف سمپاد چیه؟
اینکه جایگزینی برای پرورش هیچ نوعی از استعداد هنوز وجود نداره.
نه برنامه ی فکر شده و دقیقی نه بودجه ای برای ایجاد تغییرات اساسی در ساختار اموزش پرورش.
اگر جایگزینی وجود داشت که میشد سریع بهش دست یافت شاید حذف سمپاد گزینه ی خوبی بود اما متاسفانه واضحه که حذف سمپاد تو شرایط فعلی ختم میشه به اینکه به جز اندک قشر ثروتمند جامعه هیچ کس به آموزش خوب و با کیفیت دسترسی نداشته باشه. حالا چند سال قراره طول بکشه که بعد از سمپاد سیستم تغییری بکنه؟
چند نسل از دانش آموزا توی کشورمون باید توی همچین سیستم بی کیفیتی رشد پیدا کنن؟
و چند سال بعدش که وارد بازار کار شدن این همه آدم بی انگیزه که سالها استعداد هاشون سرکوب شده قراره چه کاری رو از پیش ببرن ؟
Forwarded from M B
سمپاد یک نمونه از مصداق بی عدالتی اموزشی است

نفرمایید این مدارس با استانداردهای رشته ما نزدیک است بفرمایید برخورداری کل دانش اموزان یک کشور از امکانات شایسته اموزشی به فراخور استعداد و توان.

تفکیک دانش اموزان تا پایه نهم سم است سمی که مافیای سودجو و فرصت طلب وارد نطام اموزشی کرده .پیشنهاد دوره دوم متوسطه است ان هم بصورت محدود .

یک نکته مهم در برنامه ریزی رصد خروجی هاست
با کمی تعمق خروجی های تفکیک و خروجی های تلفیق را در دراز مدت در کارامدی جامعه بررسی بفرمایید

می فرمایید سری به مدارس سمپاد بزنید من معلم سمپاد بوده ام لطفا سری به مدارس سیستان بزنید تا مفهوم عدالت بازنگری شود
ونکته قابل تامل نتیجه نطر سنجی است که اکثرا موافق تفکیک هستند در واقع زینفعان مخالف دیدگاه جهانی تعلیم و تربیت هستند
ن.phd برنامه ریزی
Farzaneh Naghavy:
سلام من یکی از مسئولین مدارس فرزانگان ۱ بودم .قریب به ۱۷ سال در کنار دانش آموزان تیزهوش معاونت اموزشی و تدریس داشتم . تجربه های نابی را دراین محیط کاری داشته ام که مطمئن هستم در هیچ کجای دیگر فرصت آن فراهم نمیشد . هم آفرایی بسیار زیادی بین دانش آموزان و دبیران علاقمند به توسعه آموزش وجود داشت که بهترین دوران کاری من بوده است به تک تک لحظات آن افتخار میکنم .
نقوی الحسینی
سمپاد و عدالت آموزشی
جناب آقای دکتر با سلام
مطالب شما را در مورد بازدید از مدرسه تیزهوشان مطالعه کردم و کمی افسوس خوردم که در کشور ما می توان رفتارهای غلط را در قالبی چشم نواز ارائه کرد به گونه‌ای که بتواند متخصصین برنامه ریزی درسی را تحت تاثیر قرار دهد. اینکه آموزش در مدارس سمپاد به نحو احسن انجام می شود امری کاملاً طبیعی است و خلاف عدالت آموزشی چرا که بنده معتقدم تمامی مدارس باید این گونه آموزش دهند نه یک سری مدارس خاص اینجانب به عنوان کسی که کار برنامه ریزی درسی انجام می دهد به طور کل با گزینش و جدا سازی در آموزش مخالف هستم و دلایل را در ادامه به تفسیر بیان می کنم.
1-نحوه گزینش
آنچه که تاکنون به عنوان ملاک گزینش دانش آموزان در مدارس سمپاد مدنظر قرار گرفته فقط و فقط قدرت تست زنی دانش آموزان است که آنهم در بهترین حالت ممکن نمی‌تواند ملاک درستی برای تشخیص هوش دانش آموز باشد. امروزه اولیا مبالغ هنگفتی برای کلاس های تست زنی هزینه می کنند تا فرزندشان در زمره دانش آموزان تیزهوش قرار گیرد گواه این مدعا مخالفت شدید مافیای کنکور با حذف سمپاد بود.به طور قطع می‌توان گفت که موسسات و مدارس خصوصی که خدماتی چون کلاسهای تست زنی و تقویتی در قالب کلاسهای فوق برنامه ارائه می کنند دلشان برای نظام آموزشی کشور نسوخته که تمام توانشان را به کار می گیرند تا از حذف مدارس سمپاد جلوگیری کنند.
2- ملاک های سنچش بهره هوشی
شما خود مستحضر هستید که امروزه بهره هوشی تنها با سنجش هوش منطقی- ریاضی تعیین نمی شود بلکه سایر جنبه‌های هوش هم باید مد نظر قرار گیرد افرادی که در این گونه مدارس پذیرفته می شوند در بهترین حالت از هوش ریاضی و حافظه بالایی برخوردار هستند و سایر افرادی که دارای هفت نوع دیگر هوش هستند از راه یابی به این مدارس باز می مانند و این خود با عدالت آموزشی در تناقض است چرا که در آزمون بالا رفتن از درخت ماهی هیچ رتبه ای نخواهد آورد با استفاده از همین ملاک ها بسیاری از دانش آموزان دارای هوش معمولی تشخیص داده شده و خودشان باور می کنند که نمی توانند پیشرفت کنند و همین امر باعث می شود که تلاش چندانی در جهت ارتقا خود نداشته باشند.

3- فرایند آموزش
شما تنها یک مدرسه را بازدید نمودید و بسیاری از مدارس تیزهوشان در سراسر کشور هستند که مبنای اصلی فعالیت ها و جهت‌گیری آموزشی آنها کسب رتبه های برترکنکور است لذا تمام فعالیت های آموزشی در این راستا سوق داد می شود و مدارس کمی هستند می‌توانند فعالیت‌های غیر از این داشته باشند مطلب دیگر اینکه دانش‌آموزان زمان زیادی را در مدرسه صرف می کنند که درصد بالایی از فعالیت ها در جهت پرورش استعداد آنها نیست بلکه متمرکز بر راه های موفقیت در کنکور و المپیاد ها است و دانش آموزان این مدارس دریک جنبه رشد می کنند که آن هم شیوه درس خواندن و شیوه فهم مطالب و جز این فعالیت دیگری را برای خود متصور نیستند و در اغلب این مدارس خبری از پرورش تفکر خلاقانه، تفکرنوآورانه، تفکر فناورانه و تفکر طراحی به چشم نمی خورد
4-فارغ التحصیلان مدارس
یکی از کارکردهای این مدارس جداسازی افراد و آموزش آنها است به گونه ای که نخبه قلمداد شوند و جزء نفرات برتر دانشگاه ها باشند. همین امر ممری برای جذب دانش آموزان و بورسیه شدن آنها در دانشگاه های سایر کشورها است که اغلب غیر قابل بازگشت است در حقیقت این مدارس درصد بالایی از افرادی را که پرورش می دهند برای خروج از کشور آماده کنند یعنی با دست خود سرمایه های کشور را برای بهره‌مندی سایر کشور ها معرفی می کنند گرچه ممکن است اندکی از این افراد در داخل کشور بمانند ولی زیاد نیستند و قبول دارم که در این قسمت ضعف هایی مدیریتی هم نقش بسزایی دارد.
آنچه که در بالا ذکر شد نظر این حقیر است و جای نقد و نظر دارد.
در پایان مایلم به سوالات پاسخ داده شود
1- آیا با بازدید از یک مدرسه می توان نسبت به درستی یا نادرستی شیوه آموزش در سایر مدارس اظهار نظر نمود؟
2- آیا میتوان با استناد به این مدرسه وجود یا عدم وجود عدالت آموزشی را اثبات نمود ؟
3- آیا فارغ التحصیلان این مدارس در تمام جنبه های هوشی مانند هوش منطقی ریاضی و حافظه سر تر از دیگران هستند؟
حسن عبداله زاده _ کارشناس ارشد برنامه‌ریزی درسی
Forwarded from dr.ebrahim mohammadjani
سلام جناب دکتر صادقی.
اینکه در مدرسه ای که شما بازدید کردید این گونه فعالیت ها اجرا می شود خیلی خوب است اما سوال اینجاست وقتی ما می توانیم اینقدر خوب کار کنیم چرا نباید در همه مدارس عادی نیز اینگونه باشد؟ این نشان می دهد که نظام آموزشی ما قابلیت اینگونه کار کردن را دارد اما متاسفانه وجود چنین مدارس خاص اعم سمپاد و غیرانتفاعی موجب شده است این خدمات فقط برای قشری خاص ارائه شود و عدالت آموزشی از بین برود. بنده هم موافق کلیه فعالیت های این مدرسه هستم اما چرا فقط اینگونه فعالیت ها باید در این گونه مدارس انجام شود؟ مگر نه اینکه مجریان همان معلمان و مدیرانی هستند که از مدارس عادی می آیند؟
متاسفانه در برخی از این مدارس حتی در نحوه پذیرش عدالت نیز رعایت نمی شود و فرزندان مسئولین بدون توجه به نمره آزمون ورودی وارد این مدارس می شوند و این یعنی #ژن_خوب
بسیاری از این دانش آموزان با مشغولیت بیش از حدی که به فعالیت های آموزشی دارند در فعالیت ها و مهارتهای اجتماعی دچار ضعف زیادی هستند و توانایی برقراری ارتباط با اعضای دیگر جامعه را ندارند و بعضاً از محبت خانواده نیز محروم می شوند و به طور خلاصه کودکی و نوجوانی آنان را سلب می کنیم.
حتی بعد از فارغ التحصيلی این دانش آموزان توقع دارند در جامعه نیز این دسته بندی برای آنان رخ دهد: موقعیت شغلی بهتر از بقیه، دانشگاه های بهتر و ... اگر باز هم برای آنان فراهم شود عین بی عدالتی است و اگر نشود سرخورده و گوشه گیر خواهند شد. به نظرم علاوه بر عدم رعایت عدالت آموزشی به خود این دانش آموزان لطمات جبران ناپذیری وارد خواهد شد.
ممنون
Forwarded from Ali Dana
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی، بابت انرژی و وقتی که می گذارید در ترویج مباحث علمی از شما متشکرم.
اما در خصوص موضوع مطروحه سوالی ذهنم را مشغول کرده و آن اینکه آیا اگر ما همه عناصر برنامه درسی(شما بخوانید عناصر نه گانه کلاین) که در مدارس سمپاد طراحی و اجرا می گردد، را در مدارس عادی طراحی و اجرا کنیم، به نتایج مشابهی دست پیدا نمی کنیم؟
وقتی علم پژوهش این امکان را به ما داده که بتوانیم با اجرای گروه کنترل و آزمایش این تفاوت رو مورد بررسی قرار دهیم، چرا کسی این نوع از پژوهش را مطالبه نمی کند؟
در واقع میخواهم بگویم که یک مدرسه عادی را دقیقا با همان عناصر مشابه طراحی و مدیریت بفرمایید و بعد از گذشت ۳ تا ۵ سال نتایج رو مورد بررسی قرار دهید؟ شاید بتوان با علم این موضوع را اثبات یا رد کرد.
پیشنهاد میکنم موضوع رساله یکی از دانشجویان دکترای خود را این موضوع انتخاب کنید و تا همیشه به این اختلاف پایان دهید.
با سپاس از استاد گرامی
تلویزیون هم صدای متخصصین رشته را شنید!!!

به محض مشاهده این اطلاعیه، هم با تهیه کننده و هم با مجری برنامه تماس گرفتم و از اینکه به نامه استادان واکنش نشان دادند، تشکر کرده و پیشنهاد کردم یک استاد برنامه درسی هم دعوت کنند تا برنامه، وجه علمی بیشتری بگیرد. گفتند استاد برنامه درسی برای چه؟ عرض کردم برای نقد تحولات سازمان پژوهش، طبیعتا باید متخصص رشته هم حضور داشته باشد..‌‌.

زهی خیال باطل!
در نخستین لحظات گفتگو متوجه شدم که این دوستان قرارشان این نیست و گفتند انتصابات اخیر، موضوع برنامه نیست.
عرض کردم پس از کدام تحول می خواهید صحبت کنید؟ به نظر می رسد اولین قدم تحول، تحول در نیروی انسانی و انتصاب مدیران هرسازمان است و خود این نیاز به بررسی دارد....

اما استدلال های من کارگر نیفتاد که نیفتاد.
آخر سر پیشنهاد کردم، اگر استادان رشته را به استودیو دعوت نمی کنید، دست کم یک مهمان تلفنی از متخصصان رشته روی خط بیاورید تا دغدغه های خود را از این انتصابات اخیر بیان کنند، گفتند این هم میسر نیست....
منتظر می مانیم تا ببینیم چه نوع پرسشی از چه تحولی، مد نظر "پرسشگر " خواهد بود؟

#پرسشگر
#سازمان_پژوهش

@cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#توهم_نژاد_برتر!

سخنرانی ۸ دقیقه ای دکتر نوذری را از دست ندهید. بی نظیر است.
آنهایی که همچنان خود را دارای ژن خوب یا ...معرفی می کنند، ببینند چگونه ما به جهت علم ژنتیک #چند_فرهنگی هستیم و به عقیده علم ژنتیک، نمی تواند انسان و فرهنگ خالصی وجود داشته باشد.

احتمالا توهم نژاد برتر و نژادپرستی با دیدن این کلیپ تغییر خواهد کرد.

#نوذری
#ژنتیک
#چندفرهنگی
@cacpc

از آقای شهرام شهبازی عزیز به خاطر اشتراک گذاری این سخنرانی ممنونم.
چاره کار قبض نیست، بسط است‌!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در ایران که به انقلاب اسلامی مشهور شد، با شعار محوری آزادی، هویت پیدا کرد. اما سوالی که ممکن است مطرح شود،" آزادی چه چیزی؟" من به جهت شرایط سنی، امکان درک دوران قبل از انقلاب اسلامی را نداشتم. اما ازنوشته ها، روایت ها، فیلم ها و تصاویر آن دوره، قابل فهم است که آزادی در وجوه مختلف آن به وفور وجود داشت، آنچه وجود نداشته آزادی بیان و عقیده بوده است که انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را رقم زد.

اتفاقات اخیر آموزش و پرورش نشان داد، قبض های مختلفی که به مراکز آموزشی به ویژه به مدارس روا داشته شده است، نتیجه معکوس داده است. یعنی اگر چهل سال به مدرسه سخت گرفته ایم تا معتقد به ایدئولوژی خاص باشد، ظاهرا جواب عکس داده است.
پس از انتشار این کلیپ ها این قبض ها مجددا بیشتر شد، به طوری که هم برخی نمایندگان مجلس و هم مسئولین مختلف وزارت آموزش و پرورش در سطوح مختلف، با موضع گیری ها و ارسال بخشنامه ها(بخش نامه اخیر مدیر فرهنگی و هنری وزارت آموزش و پرورش مبنی بر ممنوعیت استفاده از آهنگ و افراد... را ببینید) نشان داد، این دوستان هنوز متوجه نشده اند که پیامدهای اکنون، معلول موضع گیری ها و تصمیم های نادرست و از سر قبض و سخت گیری پیشین بوده است.

به نظر می رسد، امروز دیگر قبض ها پاسخ نمی دهد، فرصت بسط ها و گشایش هاست. انتظار می رود، امروز که همه خود را داعیه دار و صاحب دانش آموزان و مدارس می دانند، مقداری هم به بسط ها و گشایش ها فکر کنند. شک نکنند که اگر مدارس آزادتر باشند، اتفاقا چنین مسائلی کمتر از مدارس سر خواهد زد.

اجازه دهیم دانش آموزانمان حلاوت موسیقی های محلی مان را بچشند، اجازه دهیم دانش آموزانمان با نواهای غنی ایران، زندگی و شادی کنند. اجازه دهیم با موسیقی هایمان بگریند. اگر اینگونه شد سراغ شعرها و موسیقی های کم مایه نخواهند رفت. وقت آن رسیده است که دیگر از قبض ها صحبت نکنیم، از بسط ها صحبت کنیم.

اگر شعار محوری انقلاب، آزادی بوده، بی شک حق انتخاب هم در منظومه همین شعارها قرار می گیرد. دست کم از این به بعد درباره مدارس و دانش آموزان به این شعار پایبند باشیم. از بخشنامه هاو موضع گیری های قبضی به سمت و سوی تصمیم های بسطی حرکت کنیم.

#قبض
#بسط
#آموزش
#مدرسه
#شادی

https://news.1rj.ru/str/cacpc
پس از اتفاقات اخیر مدارس، نظر شما در رابطه با گنجاندن درس موسیقی در برنامه درسی مدارس کدام است؟
Anonymous Poll
91%
موافق
9%
مخالف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"چهارراه ادیان"...

همان طوری که اطلاع دارید، اعمال سیاست های ضدچندفرهنگی گرایی، برخی از هموطنان اهل تسنن، مسیحی،کلیمی، یهودی،ارمنی، بهایی، زرتشتی و ... را مجبور به ترک وطن کرده است. آمارها نشان می دهد این جلای وطن در دهه های اخیر و پس از تعرض به عبادتگاه های این هموطنان به ویژه در برخی از شهرهای ایران، رشد صعودی داشته است. پیامد این نوع نگاه، به هم خوردن ترکیب جمعیتی ایران از حیث چندفرهنگی گرایی است، که خود زنگ خطری برای جامعه ایرانی است.
تاریخ ایران نشان می دهد، همه اقوام، ادیان و مذاهب ایرانی بدون هیچ مشکلی همواره در کنار هم زیست مسالمت آمیز داشته اند تا زمانی که حکومت ها نگاه های خاص شان را به آنها تحمیل نکرده اند.

این کلیپ را ببینید. به نظرم بازدید از "چهارراه ادیان"، می تواند یک کلاس عملی چندفرهنگی خوبی برای ما باشد.

#چهارراه_ادیان
#چندفرهنگی
#ایران
@cacpc

با تشکر از خانم افضلی به جهت به اشتراک گذاری این کلیپ.
تحلیل نتایج دو نظرسنجی منتشر شده درکانال آموزش چندفرهنگی
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

طی دو هفته گذشته دو نظرسنجی مهم ونسبتا چالشی از مسائل مرتبط با آموزش کشور را در کانال منتشر کردم.
نظرسنجی اول در مورد گنجاندن درس موسیقی به عنوان بخشی از برنامه درسی مدارس بود و نظرسنجی دوم درخصوص سنجش نگرش افراد درباره سند ۲۰۳۰.

در نظر سنجی مربوط به گنجاندن درس موسیقی در برنامه های درسی مدارس ایران از میان ۴۹۵ نفر مشارکت کننده در این نظر سنجی ۹۱ درصد رای موافق و نه درصد رای مخالف داده بودند.
در نظر سنجی مربوط به سنجش نگرش افراد نسبت به سند۲۰۳۰، نتیجه کم وبیش همین مقدار بود‌. یعنی ۸۴ درصد افراد سند مزبور را یک سند بین المللی قلمداد می کردند که در صدد ارتقا سلامت اخلاقی آحاد بشر در سطح جهان است. البته ۱۶ درصد هم آن را در جهت تضعیف سلامت اخلاقی مردم ایران قلمداد کردند.

گذشته از این که ما موافق یا مخالف نتایج نظرسنجی های دوگانه باشیم، می تواند پیام روشنی به سیاست گذاران آموزشی و تصمیم گیران سیاسی کشور داشته باشد.

نتایج نظرسنجی اول نشان داد که درصد بسیار بالای مشارکت کنندگان خواهان آموزش موسیقی درمدارس هستند.بر اساس انواع الگوهای طراحی برنامه درسی توجه به مخاطب و نیازسنجی از ذی نفعان، اصل اولیه و اساسی در برنامه ریزی درسی است. یعنی اگر به این مهم در نظام آموزشی ما توجه نمی شود، عملا به نیازهای خیل عظیمی ازمشارکت کنندگان(۹۱درصد) جامعه توجه نمی شود. با این اوصاف چطور می توان انتظار داشت برنامه درسی فعلی مطابق با علایق و نیاز دانش آموزان این مرز و بوم باشد. شایسته است هم مراکز آموزشی درسطح خرد و هم مراکز برنامه ریزی درسی در سطح کلان، توجه ویژه ای در این خصوص مبذول دارند.

در خصوص نتایج نظر سنجی دوم هم، نتیجه بسیار روشن است‌‌‌. ۸۴ درصد جامعه مشارکت کنندگان درنظرسنجی خلاف آنچه که حاکمان جامعه فکر می کنند، فکر می کنند‌. در اینجا دو راه حل می توان متصور شد. یا حاکمان باید بتوانند جامعه ایرانی را در خصوص سند ۲۰۳۰ از طریق مباحث علمی، نه سیاسی و نه ایدئولوژیک قانع کنند و یا نظراکثریت افراد را مبنای عمل خود قرار دهند.

در جوامع دموکراتیک رهبران جامعه، نمایندگان جامعه هستند که باید صدای جامعه خود باشند، نه اینکه جامعه را وادار به هماهنگی با صدای خود کنند. طبیعی است که دراین صورت خواسته های حاکمانی که مخالف خواسته های جامعه باشد، به درستی پیش نخواهد رفت. حتی اگر تمسک به روش های مبتنی برفشار و تهدید باشد.

#جمع_بندی
به نظر می رسد،برگشت به مردم و نظرات آنها چه درحل مسائل سیاسی(که امروزه گریبانگیرش هستیم) و چه در مسائل دیگر به ویژه درحل مسائل آموزشی می تواند کم هزینه ترین و پرسودترین طریق ممکن باشد.

#نظرسنجی
#موسیقی
#سند۲۰۳۰

https://news.1rj.ru/str/cacpc
بخشنامه نژادپرستانه سازمان بهزیستی!
.......................‌‌

در عصر پسامدرن، در عصر مبارزه با هرگونه تبعیض نژادی، یکی از مسئولین بهزیستی، این بخشنامه را صادر کرده است:

🔹 دربند ۱۹ این بخشنامه که متن آن به دست مرکز اسناد حقوق بشرایران رسیده، آمده است: «به کار گیری پرسنل از اقلیتهای دینی تحت هر عنوان در مهدهای کودک، به غیر از مهدهای مخصوص اقلیت های دینی، ممنوع می‌باشد.»

🔹این بخشنامه شامل ۲۰ بند است و در ۶ خرداد ۱۳۹۸ از سوی سید منتظر شبر، سرپرست دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، صادر شده است.

این بخشنامه در هر کشور دیگری صادر می شد، هم این مسئول و هم همه مسئولین ذی مدخل در این بخشنامه را به خاطر این رفتار نژادپرستانه دادگاهی می کردند‌.....


#بخشنامه
#نژادپرستانه
#اقلیت_دینی
#بهزیستی


@cacpc
Forwarded from امتداد
توضیح مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی درباره خبر منع همکاری با اقلیت‌های دینی در مهدکودک‌ها

#امتداد
@emtedadnet
امتداد
توضیح مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی درباره خبر منع همکاری با اقلیت‌های دینی در مهدکودک‌ها #امتداد @emtedadnet
به نظر می رسد این توضیح چیزی را تغییر نمی دهد. بیشتر به توجیه می ماند. دست کم اینکه توضیحات ایشان مبهم است.

وقتی می گوییم آموزش های عمومی منظور چیست؟ مگر غیر از آموزش های عمومی در مهدهای کودک آموزش های دیگری هم داده می شود؟ مگر اساسا غیر از آموزش های عمومی، آموزش های دیگری هم می شود ارایه کرد؟

نکته قابل تامل!
یکی از نقایصی که سازمان بهزیستی همواره به صورت سنتی دست به گریبان بوده است، انتخاب پزشک ها به عنوان مدیر، برای این سازمان اجتماعی است. سازمان اجتماعی، مدیر با تخصص اجتماعی و تربیتی لازم دارد.

آگاهی اندک دوستان پزشک از مباحث تخصصی تربیت کودک و مباحث اخلاقی - اجتماعی کودک، شاید یکی از اشکالات کار باشد که چنین بخشنامه های غیر متعارف صادر می شود.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
شنیده های غیر رسمی حاکیست، وزیر آموزش و پرورش(آقای بطحایی) استعفا داده اند. نظر شما در خصوص این استعفا چیست؟
Anonymous Poll
37%
استعفا در این برهه به نفع آموزش و پرورش نیست.
39%
استعفا در این برهه به نفع آموزش و پرورش است.
24%
نظری ندارم.