آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
روز معلم، روز عشق، روز روشنایی، روز گل بر همه معلمان که عاشقانه همچو آفتاب روشنایی می بخشند تا گل های نهفته را عیان کنند، مبارک.
آرزوی سلامت و لبخند برای همه معلمان.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_سی_و_هشتم

عناوین رساله های دکتری در ایران

در یادداشت قبلی درباره کم و کیف رساله های دکتری در دانشگاه UBC مطلبی تقدیم کرده بودم، که خوشبختانه مورد توجه دوستان قرار گرفته بود. اما دیروز به نکته ای مواجه شدم که یادداشت پیش رو در رابطه با همین نکته نوشته می شود و بی ربط با یادداشت قبلی هم نیست. دیروز یکی از دانشجویان سابق پیام داده بودند که کی به ایران بر می گردم؟ دلیل این پرس و جو را جویا شدم که اظهار داشت؛ دانشجوی دکتری شده است و می خواهد در مورد عنوان رساله اش با بنده مصاحبه کند. دانشجوی یکی از واحدهای بزرگ دانشگاهی غیردولتی تهران شده بود. با توجه به اینکه دانشجوی مستعدی بود خوشحال شدم که دانشجوی دکتری شده است اما وقتی عنوان رساله اش را گفت، از تعجب و حرص به خود می پیچیدم. واقعا نمی دانستم چه کنم و چطور به او بفهمانم که این عنوان اصلا قابل پژوهش نیست و تازه در صدد مصاحبه هم هستی!
به زحمت توانستم به او فهمانده که عنوان مشکل دارد و قابل پژوهش نیست. چند "سازه" نسبتا بی ربط و گسترده را در عنوان آورده بود که مبتنی بر آن خواهان طراحی الگوی برنامه درسی بود.!!
بالاخره با سختی و مشقت به او فهماندم که این عنوان خیلی گسترده بوده و امکان و ربطش به همدیگر مشخص نیست. پیشنهاد کردم حداقل یکی را آورده تا عنوانش محدود شده و قابل پژوهش شود. پاسخ او جالب بود، گفت استادان گفتند یکی کم بوده باید چندتا "#متغیر" بیاوری . عرض کردم اینها که متغیر نیستند، اینها سازه اند. از هر کدام از این سازه ها هم می شود صدها رساله و پایان نامه تدوین کرد.
گفتم چطور این عنوان و پروپوزالت درگروه و شورا تصویب شده و فصل اول تا سوم آن هم نوشته شده است و با چند نفر هم مصاحبه گرفتی؟ کسی نگفته این رساله با این وضعیت قابل پژوهش نیست؟
این درد ماست. عناوینی دهن پر کن و بدون قابلیت کاربردی شدن یا تبدیل به علم شدن. انگار به همه دانشجویان دکتری هم تکلیف الهی نازل شده که باید الگو، طراحی کنند.
در یادداشت پیشین گفتم، اینجا عناوین درست است بعضا نظریه پردازی هم در آن وجود دارد ولی درست تدوین می شود. مثلا دانشجویی بررسی می کند که ده تا معلم، فلان مبحث یک درس را چگونه تدریس می کنند؟حاصل مطالعات و بررسی های خود را گزارش می کند و این یک پژوهش درست و درمان می شود. شش ماه یک سال با آن معلم یا معلم ها زندگی می کند، در نهایت می گوید نتیجه پژوهش چی بوده و پیشنهاد برآمده از آن پژوهش چیست؟ در واقع یک گام به جلو. ما در ایران چه می کنیم؟ برای هر چیزی الگو طراحی می کنیم. دانشجوی دکتری در ایران از پدافند عامل و غیر عامل گرفته، برای آن طراحی برنامه درسی کرده تا توسعه پایدار تا سازه های بسیار گسترده دیگر که در قالب یک پژوهش نمی گنجند.
اما درد بزرگتر هم وجود دارد و آن بی خیالی متخصصان رشته نسبت به این وضعیت است. وقتی این مطلب را در گروه حدود صد نفر از متخصصان رشته مربوطه به اشتراک گذاشتم به نظرتان بازخورد آنها چی بود؟ تصور می کردم، همه بر آشفته شده که این چه عنوانی است چرا باید از این عناوین داشته باشیم؟ و قس علی هذا... . بله درست حدس زدید، هیچ واکنش در خوری به وجود نیاورد. فقط یکی گفت زیاد حساس نشو!

#عناوین_دکتری_در_ایران
#متخصص_رشته


https://news.1rj.ru/str/cacpc
همایش (مطالعات فرهنگی و آموزش )که پیشتر برنامه اش را فرستاده بودم، شروع شد.خوشبختانه اسم چند ایرانی را در کتابچه همایش دیدم. فعلا دو نفر از این دوستان را در سالن دیدم و آنها را با دبیر همایش آشنا کردم. این هم ما و پروفسور هندل رایت دبیر همایش. لباس محلی پروفسور هندل رایت هم در یک همایش رسمی جالب بود.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Audio
فایل سخنرانی دکتر علیرضا صادقی در دانشگاهUBC
در این مقاله، ضمن بازخوانی مفهوم چندفرهنگی و انواع آن، این مفهوم از multinational به multi ethnic تسری داده شده و کشور ایران به عنوان نمونه ای از این گونه جوامع چندفرهنگی معرفی شده است....

#چند_فرهنگی
#صادقی

@cacpc
ارائه خانم عرفانه قاسمپور همین الان در همایش بین المللی "مطالعات فرهنگی و آموزش" UBC.
مقاله مشترکی از ایشان و دکتر محمود تلخابی.

چکیده فارسی و فایل صوتی ارائه ایشان را در ادامه ببینید و بشنوید.آفرین چقدر هم خوب و مسلط ارائه کردند.

چکیده
نظریه شناخت موقعیتی در اصلاح نگاه سنتی علوم شناختی، شناخت را در ارتباط با محیط پیرامون و عوامل مختلف درگیر در آن می بیند. بر مبنای این دیدگاه زمینه ها و بسترهای گوناگون ذهنیت و شناخت متفاوتی برای افراد شکل می دهد.
پژوهش حاضر با نگاه به این نظریه جدایی دانش از زمینه مورد کاربرد آن که در پی آن شکل گیری ذهنیت های متفاوت در دو محیط متفاوت تربیت معلم و محیط کار به عنوان مدارس، یکی از مشکلات اساسی در نظام تربیت معلم است. نظریه شناخت موقعیتی راهکارهایی برای حل این مشکل ارائه می دهد.

#مقاله_همایش_بین_المللی_آموزش
#قاسمپور

@cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ما به آرامش و امنیت نیاز داریم"

دفاع جانانه یک پیرمرد آگاه زنجانی: خدا را شکر که روستائیان ما به این حد از بلوغ سیاسی دست پیدا کرده اند.
@cacpc
سلام
دوستان در این دو هفته باقی مانده ممکن است، مطالب من بیشتر در خصوص انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران باشد.
بعد از انتخابات، طبیعتا روند قبلی کانال به حالت خود باز خواهد گشت. با توجه به این شرایط، همگان ناگزیریم که تلاش بکنیم. چون احساسم اینست اگر ادامه مطالب علمی دو هفته هم عقب بیفتد مشکلی پیش نمی آید. اما اگر ما در این دو هفته باقی مانده برای انتخابات کاری نکنیم، دیگر حتی فرصتی برای ارایه کارهای علمی مان نخواهد بود. زیرا هیچ بعید نیست با آمدن فرد جدید غیر از اعتدالیون- اصلاحیون اصلا چیزی به نام فضای مجازی در کشور باقی مانده باشد.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

مستندهای تبلیغاتی کاندیداها:

امروز کلا وقت گذاشتم مستندهای تبلیغاتی کاندیدا های مطرح ریاست جمهوری را دیدم. آقای روحانی، قالیباف و رئیسی
فیلم تبلیغاتی دوستان اصول گرا اینقدر جان سوز بود اگر من از اول نمی دانستم اینها مال این آقایون هست تصور می کردم یک فرد زاویه دار با نظام ساخته. اینقدر جانسوز با موسیقی های جانسوزتر.
با این بخشش فعلا کاری ندارم. به هر حال سلیقه مستندساز شاید بیشتر دخالت داشته که خواسته آش را خیلی شور جلوه بده. اما این بخش برام خیلی تاسف بار بود که داشت به صورت کاملا ناجوانمردانه ازگروه های آسیب پذیر سوءاستفاده می شد و این بسیار غیر اخلاقی است. ما تا آنجایی که می دانیم در فیلم های تبلیغاتی باید هویت و سوابق کاندیداها و سپس برنامه هاشون ارائه بشه. اما دریغ از ارائه برنامه.
نکته دیگر اینکه تحقیقات نشان داده، تاریخ نشان داده هر دولتی در هر جای عالم با شعار محرومین و محرومیت زدایی بالا اومده در نهایت بیشترین صدمه را به محرومین زده است. نمونه اش دولت هشت ساله گذشته که تورم چهل درصدی را به مردم به ویژه مردم محروم تحمیل کرد. ونزوئلا نمونه دومش است. ببینید در اونجا چه خبره. تورم چهارصد درصدی و بعضا هشتصد درصدی را مخابره می کنند. اگر دولت قبل ادامه پیدا می کرد بی شک ایران نیز تجربه ونزوئلا را داشت تجربه می کرد.
اما دولتهایی که با این لیبل نیامده اند همیشه کارنامه درخشانی داشته اند. در ایران نمونه اش همین دولت، دولت میرحسین موسوی و دولت آقای خاتمی. در کل دنیا هم که نمونه فراوان است. شعار دولت خاتمی توسعه سیاسی بود. اما آنچه که توسعه پیدا کرد رسیدگی به محرومان بود. برخلاف دولت آقای احمدی نژاد که با تکیه بر شعار محرومیت زدایی آمد اما فقر بیش از حد گسترش پیدا کرد.
در جامعه شناسی توسعه هم همین نظریه را داریم که افرادی که دم از عدالت می زنند اتفاقا در دولت هاشون بی عدالتی بی داد می کند. اما دولت هایی که دم از سیاست و یا فرهنگ می زنند در نهایت عدالت اقتصادی را هم نصیب جامعه می کنند. چون همواره فرهنگ و سیاست زمینه ساز تحول و عدالت اقتصادی - اجتماعی است.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

"جامعه روحانیت، جامعه مدرسین گروه پایداری چرا هیچ وقت مثل مردم فکر نمی کنند؟"
دیروز در یک رسانه اجتماعی مطلبی می خواندم. این یادداشتم گرته برداری از آن است. عنوان آن مطلب این بود. "تشخیص اشتباه طبیب"!!(این عنوان از آقای جدیدی است)
همانطورکه مطلعید هم جامعه مدرسین و هم جامعه روحانیت و هم گروه پایداری دوباره از کاندیدایی حمایت کرد که انتظارش می رفت.
سوال این است آیا شما چند بار از پزشکی مشاوره بد بشنوید دوباره به مشاوره اش اعتماد می کنید؟ داستان حمایت این گروههای سیاسی هم دقیقا داستان این نوع مشاوره هاست. اینها اغلب از کاندیدایی حمایت کرده اند که یا رای نیاورده و یا بعد رای آوری خودشان هم رویشان نمی شد بگویند که آنها حامی شان بوده اند. نمونه اش احمدی نژاد.حالا همین گروه از آقای رئیسی حمایت کرده است. خدا آخر و عاقبت اول خودشان بعد ما را بخیر کند. بعضی از اعضای این سه گروه سیاسی را می آورم؛
‌نوری‌همدانی، ‌مصباح یزدی، احمد جنتی، احمدخاتمی، محمد یزدی، کاظم ‌صدیقی، احمد علم‌الهدی، محمود هاشمی‌ شاهرودی، علیرضا ‌پناهیان، مهدی طائب، ‌روح‌الله‌حسینیان، محمود نبویان، حیدر مصلحی، ‌محتبی‌ذوالنوز،‌ حمید رسایی، سعید جلیلی، اسماعیل‌کوثری، علیرضا زاکانی، سعید قاسمی و ....
یادتان باشد اینها همان مخالفان برجام، شبکه های مجازی، سند 2030، آزادی بیان، آزادی های مشروع و موافقان حصر، ممنوع التصویری، بگیر و ببند و ورود به حریم خصوصی مردم و ....هستند.
انتخاب با شماست.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

مناظره سوم مشخص کرد، همه مسئولین کم و بیش درگیر رانت بوده اند چه اصلاح طلب و چه اصول گرا. فقط تفاوت در طیف و میزان استفاده از رانت بوده است. ولی نکته مهم اینجاست، مردمی که این مناظره را می بینند، در مورد مسئولین چه فکری می کنند؟ آیا دیگر به آنها اعتماد می کنند؟ به نظرم مردم ما خیلی شریف هستند. اگر مردم کشور ما هم مثل کره جنوبی، ژاپن یا کشورهای مشابه بودند حتما کارهای دیگری می کردند. چند وقت پیش حتما یادتان است. مردم کره اینقدر تحصن کردند تا رئیس جمهورشان که از رانت دولتی استفاده کرده بود بالاخره استعفا داد. من موندم الان مردم ایران این تحصن را برای کدام یک از مسئولین باید انجام دهند؟ اصلا با این وضعیتی که امروز دیدیم کسی از مسئولین مانده که از رانت برخوردار نبوده باشد؟


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

من در تقسیم بندی ها با قالیباف موافقم!!

"چهار درصدی در مقابل نود و شش درصدی".
اما نوع نگاه من از نگاه ایشان متفاوت است. به نظر من واقعا گروه چهار درصدی در ایران وجود دارد که همیشه با آنچه که آحاد ملت فکر می کنند، مخالفند. این گروه برای همه ایرانیان آشنا هستند. افرادی که همه چیز اعم از قدرت، اسلحه، روزنامه، تریبون و ... در اختیار آنهاست و هرطور که آن گروه نود و شش درصدی فکر کنند، مخالف آنها هستند. به نظر من چهار درصد افراد واقعا از این گروه هستند اما بقیه در گروهی هستند که ایرانی آباد، آزاد و در شان تمدن این کشور می خواهند. گروه چهار درصد به هر قیمتی می خواهد در قدرت بماند. اما گروه نود و شش درصدی می خواهد ایران به هر قیمت از دست نرود. با مسامحه شاید بتوان گفت اصول گراهای ایران همان چهار درصدی و نود و شش درصد بقیه ترکیبی از اصلاح طلبان و اعتدالیون و بقیه مردم هستند...
لذا من با این دسته بندی قالیباف موافقم!


https://news.1rj.ru/str/cacpc
این متن را یکی از دوستان برام فرستاده بود. بد نیست شما هم بخوانید...
محمد مهدوی فر ؛ سنگ مزاحم و مردِ منجی

🔵 روزی مردی وارد یک روستا شد. در محل ورود به روستا، مشاهده کرد که سیلاب، سنگ بسیار بزرگی را از دامنه‌ی کوه غلطانده و راه اصلیِ روستا را بند آورده است و مردم بیچاره، بدجوری به زحمت افتاده‌اند.

پس در کوچه‌های روستا بانگ برآورد که هم‌اکنون در مسجد روستا گرد آیید که مرا با شما کار مهمی است.

مردم آن روستا، از زن و مرد و پیر و جوان، همه در مسجد گرد آمدند.

مردِ تازه‌وارد به مردم گفت: از این که می‌بینم، این‌گونه گرفتار شده‌اید و راه اصلی شما را سنگی بس بزرگ، بند آورده و آرام و قرار را از زندگی شما ستانده، بسیار اندوهناک شده‌ام و حاضرم در راه رضای خدا با جابجا کردن این سنگ، مشکل را برای شما حل کنم و شما را از این غم برهانم.

همه‌ی مردم از این خبر خوشحال شدند و از فرط خوشحالی یکدیگر را در آغوش گرفتند و از آن مردِ غریبه فراوان تشکر کردند.

مردم روستا که سر از پا نمی‌شناختند، خطاب به او گفتند:
حال که تو در راه رضای خدا بر ما منت می‌نهی و چنین لطف ارزشمندی را در حق ما روا می‌داری، ما نیز حاضریم با بذل مال و جان، این محبت شما را جبران کنیم​.

از شما دستور، از ما اطاعتِ امر.

مرد غریبه از این همه وفاداری و جان‌نثاری خوشش آمد و به آن‌ها گفت از امروز برای مدت چهل روز، آن‌چه را که من بگویم از نان و پنیر و گردو و خرما و عسل و ارده و شیره و کره‌ی محلی و دوغ و کباب برگ و جوجه و برنج و گوشت بره و شکار و بوقلمون و.....، به اقتضای اشتهای من مهیا کنید.

همه‌ی این کارها را شما انجام بدهید و بعد از چهل روز بیایید و ببینید که من کاری می‌کنم برای شما، کارستان

مردم روستا آنچه را که او گفته بود، برای مدت چهل روز، سخاوت‌مندانه نثار کردند و روزها و ساعت‌ها را شمردند و شمردند تا این‌که روز وعده فرا رسید.

پس تمام مردم روستا گرد آمدند و قهرمان داستان ما، طبق وعده‌ای که داده بود، حاضر شد.

نفس در سینه‌ها حبس شده بود.

آن مرد آستین‌ها را بالا زد و در کنار سنگِ بزرگ قرار گرفت، قدری مکث کرد و سپس خم شد و ندا داد که گروهی پیش آیید و این سنگِ سنگین را بر پشت من نهید تا آن را به هر مسافتی که مایلید، برای شما جابجا کنم و راه را برای شما بگشایم.

مگر صد مرد قوی‌اندام می‌توانستند آن سنگ سنگین را حتی تکان بدهند.

مردم هاج و واج یکدیگر را نگاه می‌کردند.

آن مرد دقایقی به حالت خمیده در کنار سنگ معطل شد، دید خبری نشد، پس کمر خود را راست کرد و گفت گویا شما اصلاً مایل نیستید که من مشکل شما را حل کنم!!

چهل روز است که من برای کمک به شما فی‌سبیل الله نزد شمایم. قدری هم باید به زندگی خودم برسم. تا کی من باید غصه‌ی مردم را بخورم و از حال و روز خودم غافل باشم. بالاخره من هم زندگی دارم.

پس راه خود را بگرفت و از پیش چشم اهالی روستا دور شد.

به راستی آیا چهل روز پیش یک نفر در این روستا نبود که به آن مرد تازه‌وارد بگوید، اول تو برنامه‌ی خودت را برای برداشتن این سنگِ سنگین برای ما تشریح کن پس آن‌گاه ما کمر به خدمتِ تو بربندیم!!

🔵 قالیباف می‌گوید در شهر کورنومتر نصب می‌کنم و پنج میلیون شغل ایجاد می‌کنم.
رئیسی می‌گوید یارانه‌ها را سه برابر می‌کنم.

اصلاً بر بخیل‌اش لعنت.
قالیباف ده میلیون شغل ایجاد کند و رئیسی هم یارانه‌ها را ده برابر کند.
چه کسی از پول بدش می‌آید؟
فقط بگویید مشروح برنامه‌های شما برای این وعده که می‌دهید​ کدام است؟

قرار است پول چاپ کنید؟

این کار را که هر کسی، اگر رئیس‌جمهور بشود می‌تواند انجام بدهد!!

شما اگر واقعاً راه‌کاری علمی و عملی دارید باید آن را در تلویزیون، چشم در چشم کارشناسان بگویید​ نه در جمع مردم فقیر!

اگر ما سال ۱۳۵۷ با رعایت آداب سؤال، از امام خمینی پرسیده بودیم که دقیقاً برنامه‌ی شما برای آب و برق مجانی و برای ارتقای مادی و معنوی کشور و رسانیدن ما ایرانیان به مقام انسانیت و پیروزی در جنگ و محو اسرائیل از صفحه‌ی روزگار و اشغال کاخ سفید و اشغال کاخ کرملین و نجات مستضعفانِ جهان چیست و آنگاه برنامه‌ی امام خمینی را در معرض قضاوت کارشناسان قرار داده بودیم، اطمینان دارم که روز و حال ما امروز این نمی‌بود.
محمد مهدوی فر
تخریب‌چی و غواص دفاع مقدس
نوزدهم اردیبهشت نود و شش

@mohammadmahdavifar


https://news.1rj.ru/str/cacpc
Forwarded from KhatamiMedia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام تصویری سیدمحمدخاتمی درخصوص انتخابات ریاست جمهوری ۹۶
#یادداشت_انتخاباتی

نقد من به روحانی و پاسخم به نقد خودم!!

من همیشه دو نقد جدی به آقای روحانی وارد می کردم. نقد اول در مورد عمل نکردن وی به خاتمه دادن "داستان حصر و ممنون التصویری" و دیگری استفاده از الفاظ غیر قابل قبول، مثل "بی سواد" و "متوهم" و....
در مورد نقد اول تا همین الان هم همین نقد را به ایشان دارم. به نظرم کم کاری و شاید محافظه کاری شد. هرچند شرایط ایشان و دولت ایشان را با وجود گروه کوچک دلواپس و در عین حال حاکم، کاملا درک می کردم. ولی باز نمی توانستم و نمی خواهم خود را قانع کنم در خصوص این مساله و این نقد به قوت خود باقی است. زیرا گروهی که در دوره اول، اتفاقا به او رای داد گروه دلواپس که نبود، گروه خواهان رفع حصر بود. پس به نظر من مصلحت اندیشی بیش از حدی صورت گرفت.
درباره نقد دوم که از برخی کلمات ناپسند استفاده می کرد تا همین چند مدت پیش همچنان جز نقادین این موضوع بودم. اما اخیرا احساس می کنم، واقعا بعضی اوقات ایشان چاره ای نداشته و ندارند.
همه ما استفاده از ادبیات محترمانه را بسیار می پسندیم و استفاده از کلمات زشت را ناپسند می دانیم. اما همیشه در گوشه ذهنم این سوال وجود داشت که چرا ایشان در برخی سخنرانی ها از این الفاظ استفاده می کنند. تا اینکه سخنرانی ها و برخی صحبت های برخی از افراد را مشاهده کردم. همان طوری که می دانید در زبان عربی همه کلمات یا مذکر هستند یا مونت. اخیرا در اخبار شنیدم مفتی عربستان فتوی داده خانم ها نباید کنار دیوار بخوابند و یا به دیوار تکیه بدهند(می دانید دیوار مذکر است!) انصافا برای این آدم دیگه می شود از کلمه "متوهم" استفاده نکرد. اینجا دیگه کلمه ای پیدا نمی شود که برای او به کاربرد. در اینجا بود که به روحانی حق می دادم بعضا از کلمات بی سواد یا متوهم استفاده کند. این امر در مقیاس دیگری در برخی از سخنرانی های آقای علم الهدی هم وجود دارد. حتما کلیپ صحبت هایش را بارها دیده و شنیده اید.اخیرا هم در نماز جمعه مشهد گفته دست زدن حرام است حتی برای یک چیز خیر باشد. بقیه افاضات ایشان را هم بارها شنیده اید. انصافا به نظر شما برای این موارد واقعا به روحانی حق ندهیم که از این الفاظ استفاده کند؟
دوستان یادتان باشد ادامه توهم، جنون است. زیرا توهم مرز ندارد. فرد متوهم کاش در همین سطح باقی بماند. اما روانشناسان معتقدند توهم سپس به جنون تبدیل می شود. حال تصور بفرمایید، حاکمیت کشور را این گونه افراد به عهده بگیرند، به نظر شما کشور چه سرانجامی ممکن است پیدا کند؟


https://news.1rj.ru/str/cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای یاداشت قبلی، شاهد از غیب رسید. این فرد را متوهم خطاب نکنیم، چی خطاب کنیم؟
#یادداشت_انتخاباتی

انصراف قالیباف(چه چیزی داد، چه چیزی گرفت؟)

روزهای نفس گیر بیم و امید!
روز سرنوشت ساز بسیار نزدیک شده است. هر دو رقیب اصلی پس از خروج رقت بار آقای قالیباف از گردونه انتخابات، در تلاشند که نه فقط خود را ثابت کنند، بلکه دیگری را هم نفی کنند(این جمله گرته برداری آزاد از نوشته دکتر کاشی است).این وضعیت در میان طرفداران هر دو رقیب هم وجود دارد. در مورد آقای جهانگیری که وضع روشن است. امروز و فردا به نفع روحانی کنار خواهد کشید و با اعلام رای آقای هاشمی طبا به روحانی حضور ایشان در صحنه هم خیلی پرثمر نخواهد بود. می ماند آقای میر سلیم که امیدواریم تا آخر انتخابات ایشان باقی بمانند. چون ماندشان به نفع جریان اصلاحات است.
اما در خصوص رفتن آقای قالیباف چند نکته به نظرم رسید. یکی اینکه من واقعا حس خوبی تا قبل از انتخابات به او داشتم نه اینکه در مقام کاندیدای ریاست جمهوری به او رای می دادم، نه. اما چون در سال های پیش در بعضی از جلساتی که با دانشگاهیان برگزار کرده بود، حضور داشتم، فکر می کردم که رگه هایی از اصلاحات در او ریشه دوانده و شاید آنهم به خاطر حضور وی در دوره اصلاحات و همنشنی با سید اصلاحات بوده است. نمی دانم شاید! اما در این انتخابات برایش بسیار تاسف خوردم. چون هم خودش را سوزاند و هم این همه قول هایی که داد برای ایجاد شغل و ....همواره خودش را در مقابل مردم بدهکار ساخت. به نظرم خسران اصلی در این انتخابات برای قالیباف بود. چون با آن آب و تابی که در مناظره ها و فیلم های مستند و ...از خود نشان می داد من فکر نمی کردم به این سرعت عقب نشینی کند. هرچند همیشه این اصل در پس ذهنم وجود دارد که هیچ وقت اصول گراها قابل اعتماد نیستند و نباید روی حرف های آنها حساب کرد. اما فکر نمی کردم تا این حد نتوانند مستقل باشد و با یک ندایی از صحنه انتخابات خارج شوند. به نظر من قالیباف برای همیشه خود را سوزاند کاش می ماند یا انتخاب می شد یا با گردنی افراشته از انتخابات برای همیشه خداحافظی می کرد.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

دلتنگی از جنس انتخاباتی برای وطن

روز های نفس گیر بیم و امید!
افرادی که به هر دلیلی خارج از وطن شان هستند، همواره دلتنگ وطن شان، رگ و ریشه شان می شوند. من هم از این قاعده مستثنی نیستم و پس از این چند مدتی که در خارج از کشور هستم، قلبم همواره برای وطنم تپیده است. اما هیچ وقت مثل این چند روز دلم برای بودن در وطن تنگ نشده است. چون همیشه و در همه انتخابات ها در میدان و صحنه انتخابات حضور داشته ام.
اما این بار به دلیل جبر زمانی و مکانی نمی توانم در ایام انتخابات در ایران باشم و نقشم را در میدان عمل ایفا کنم. هرچند سعی کرده ام، این خلا را از طریق نوشته هایم و نیز از طریق تشویق و ترغیب افرادی که حس می کردم در انتخابات ممکن است شرکت نکنند و یا به حریف و رقیب روحانی رای دهند، تلاش کرده ام. اما نمی دانم چرا بازهم قانع نمی شوم. شاید چون در دوره های گذشته همواره در صحنه عمل بوده ام، این کار راضی ام نمی کند. شاید هم بیم هایی است که دارم و از حرکت هایی که برخی نهادهای انقلابی برای زیر کشیدن روحانی به هر قیمت، به کار می بندند، نگرانم می کند.
اصلا شاید در ایران بودم، در تهران نمی ماندم و به روستاهای اطراف می رفتم و جلسه سخنرانی برای آنها می گذاشتم که نکند فریب تخریب های رقیب را بخورند، که دیگر غیر قابل جبران خواهد بود. شاید هم یاد چهار سال پیش می افتم که روحانی پیروز انتخابات بود و مردم در مقابل وزارت کشور و میدان فاطمی رقص و پایکوبی می کردند و نیروهای انتظامی نیز در این جشن سهیم بودند و خوشحال که مردم خوشحالند.
کاش در این ایام ایران بودم و در جشن انتخابات شرکت می کردم. به امید پیروزی رویکرد تدبیر و امید، رویکرد صلح، رویکرد احترام به فرهنگ ها و رویکرد خواهان عزت ایران.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
🎵پیام صوتی #انتخابات ۱۳۹۶
دکتر علیرضا صادقی

https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

#نکته_مهم:
دوستان عزیز، پیشنهاد می کنم اگر اقوامی در روستاها دارید با آنها صحبت کنید. شهرهای بزرگ که مشکلی ندارند. به ویژه روستائیان به سید بودن اهمیت قائلند. خود من در اغلب ادوار در سر صندوق های رای بوده ام. نماینده فرماندار بوده ام. هیات اجرایی بوده ام. روستایی می گوید به هر که سیده رای می دهم. اینها را روشن کنید. زنگ بزنید متقاعد کنید که رئیس جمهور شدن ربطی به سید بودن یا نبودن ندارد.
در تایید اهمیت رای روستائیان عزیز این گیف به دستم رسید.👇


https://news.1rj.ru/str/cacpc