آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
ادامه #یادداشت_سی_و_هفتم

همان طور که در بروشور ملاحظه می کنید، عنوان این رساله دکتری اینقدر میان رشته ای است که به سختی می توان آن را متعلق به دانشکده آموزش دانست. بقیه عناوین هم که بررسی کردم کم و بیش به همین شکل هستند. از هنر، تاریخ، حجاب، سینما و ...در عناوین رساله ها به وفور وجود دارد.

ب) شکل جلسه دفاع دکتری:
در کانادا هر دانشجوی دکتری مکلف است بروشوری مثل بروشور ضمیمه، تنظیم و موارد زیر را در آن بنویسید.مشخصات دانشجو، تیم سرپرستی، کورس هایی که گذرانده و اسامی مدرسین آن درس ها، چکیده رساله و در نهایت داوران داخلی و خارجی و البته زمان و مکان جلسه دفاع.
علاوه بر این بروشور، از یک ماه قبل در بخش دانشجویان تحصیلات تکمیلی وب سایت دانشکده، زمان و مکان جلسه دفاع دانشجو اطلاع رسانی می شود.
در ادامه جلسه دفاع یک دانشجوی دکتری روایت می شود. قبل از آن در خصوص شکل دفاع باید عرض کنم که نیم ساعت به ارائه دانشجو اختصاص داده می شود. جالب است که همه چیز خیلی خوب رعایت می شود. دقیقا سر ساعت مشخص، دفاع دانشجو شروع شده و به مدت نیم ساعت هم ارائه انجام شد، حال نوبت ارزیابان بود که ابتدا ارزیاب بیرونی که استاد یک دانشگاه آمریکایی هم بود، حدود دو یا سه سوال را مطرح کرد. سپس از ارزیابان داخلی دانشگاه که هر کدام از یک دانشکده مختلف مثل دانشکده هنر و به نظرم تاریخ بودند، سوالات خود را مطرح کردند. در نهایت اساتید راهنما و مشاور هم هر کدام یکی دو سوال طرح کردند. شیوه پاسخ دهی هم اینگونه بود که هر استادی سوال خود را مطرح می کرد، دانشجو باید بلافاصله پاسخ می داد. این بخش حدود یک ساعت طول کشید. یکی از اعضای تیم راهنمایی رساله هم که در یک کنفرانسی بود، از طریق اسکایپ در جلسه حضور پیدا کرده بود.پس از آن سوالات افراد حاضر از فرد ارائه کننده پرسیده شد که بعضا سوالات چالشی و اساسی را طرح می کردند. پس از اینکه دانشجو به این سوالات هم پاسخ داد. تیم ارزیابی جلسه را ترک کردند. برخلاف ایران که مخاطبان و دانشجو جلسه را ترک می کنند، در اینجا اساتید جلسه را ترک کرده و به اتاق دیگری رفتند تا در مورد کار دانشجو به توافقی برسند. در این فرصت پذیرایی هم در کنار سالن(در ادامه یادداشت خواهید دید) فراهم است و افراد از خود پذیرایی می کنند. بعد هم که اعلام نتیجه از طریق رئیس جلسه صورت می گیرد.
همان طور که ملاحظه کردید تفاوت خیلی عجیب و غریبی با دفاع دانشجویان ایرانی نداشت. فقط دو سه نکته کوچک و البته شاید مهم و آن هم اینکه:

۱-موضوعات بسیار میان رشته ای است.

۲- اساتید هر کدام از یک دانشکده مختلف و حتی
از یک دانشگاه دیگر هستند.
در ایران (البته در برخی از دانشگاه ها) اگر دانشجو استاد خود را خارج از گروه درسی خود انتخاب نماید، تقریبا خود را از هستی ساقط کرده است...حتی به سختی می تواند از گروه های دیگر دانشکده خود، انتخاب نماید، چه رسد به دانشکده های دیگر یا دانشگاه های دیگر.

۳- داشتن رئیس جلسه دفاع.
در ایران کمتر دیده ام که جلسه دفاع، رئیس جلسه جداگانه ای به غیر از اساتید راهنما و مشاور دانشجو وجود داشته باشد. در اینجا یک نفر از اساتید دانشکده که هیچ نقشی درسرپرستی رساله نداشته، به عنوان رئیس جلسه انتخاب می شود و او جلسه دفاع را مدیریت می کند.

۴- نکته دیگر،آزمون جامع است.
در کانادا آزمون جامع هم وجود دارد. اما نه اینکه دوباره از درس های قبلی که یک بار امتحان گرفته اند، امتحان بگیرند. بلکه امتحان جامع دانشجو مرتبط با عنوان رساله اش است که باید دو مقاله مرتبط را نوشته و در دو جلسه جداگانه از آنها دفاع کند. در نهایت هم می تواند از آنها در بخش مبانی نظری رساله اش استفاده کند.
در ادامه عکسی از جلسه دفاع آورده می شود، در ضمن به معماری سالن هم دقت کنید...

#جلسه_دفاع_دکتری
#دانشگاه_UBC
#معماری

https://news.1rj.ru/str/cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صرفا جهت خنده😄😄
با تشکر از خانم کوشا نیا برای ارسال این کلیپ.
راستی روز مرد هم مبارک...
@cacpc
#اطلاعیه

همانطور که قبلا به طور مفصل اطلاع رسانی شد، چهار تا شش می ۲۰۱۷ (چند روز آینده) همایش بین المللی مطالعات فرهنگی و آموزش

(Cultural studies and education)

در دانشگاهUBC برگزار خواهد شد.
خوشبختانه چند اسم ایرانی هم دیدم که مقالات شان پذیرفته شده است. ضمن
تبریک به این دوستان، اگر در فرایند حضور
در کانادا نیاز به کمک داشتند، حتما با بنده تماس بگیرند که در حد توان در خدمت شان خواهم بود.
نکته دوم اینکه سعی خواهم کرد، گزارش های مکتوب و تصویری از همایش مزبور را
ارسال کنم.
همچنین تلاش می کنم سخنرانی ام را که در این همایش ارائه خواهد شد، در قالب پست صوتی ارسال کنم.
و نکته آخر، اینکه سعی می کنم با پروفسور "هندل رایت" دبیر علمی این همایش هم مصاحبه زنده انجام دهم که اگر موفق شدم، حتما پیشتر اطلاع رسانی می شود. در فایل ذیل برنامه برگزاری همایش مزبور را ملاحظه فرمایید.

#همایش_بین_المللی
#مقالات
#هندل_رایت

https://news.1rj.ru/str/cacpc
روز معلم، روز عشق، روز روشنایی، روز گل بر همه معلمان که عاشقانه همچو آفتاب روشنایی می بخشند تا گل های نهفته را عیان کنند، مبارک.
آرزوی سلامت و لبخند برای همه معلمان.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_سی_و_هشتم

عناوین رساله های دکتری در ایران

در یادداشت قبلی درباره کم و کیف رساله های دکتری در دانشگاه UBC مطلبی تقدیم کرده بودم، که خوشبختانه مورد توجه دوستان قرار گرفته بود. اما دیروز به نکته ای مواجه شدم که یادداشت پیش رو در رابطه با همین نکته نوشته می شود و بی ربط با یادداشت قبلی هم نیست. دیروز یکی از دانشجویان سابق پیام داده بودند که کی به ایران بر می گردم؟ دلیل این پرس و جو را جویا شدم که اظهار داشت؛ دانشجوی دکتری شده است و می خواهد در مورد عنوان رساله اش با بنده مصاحبه کند. دانشجوی یکی از واحدهای بزرگ دانشگاهی غیردولتی تهران شده بود. با توجه به اینکه دانشجوی مستعدی بود خوشحال شدم که دانشجوی دکتری شده است اما وقتی عنوان رساله اش را گفت، از تعجب و حرص به خود می پیچیدم. واقعا نمی دانستم چه کنم و چطور به او بفهمانم که این عنوان اصلا قابل پژوهش نیست و تازه در صدد مصاحبه هم هستی!
به زحمت توانستم به او فهمانده که عنوان مشکل دارد و قابل پژوهش نیست. چند "سازه" نسبتا بی ربط و گسترده را در عنوان آورده بود که مبتنی بر آن خواهان طراحی الگوی برنامه درسی بود.!!
بالاخره با سختی و مشقت به او فهماندم که این عنوان خیلی گسترده بوده و امکان و ربطش به همدیگر مشخص نیست. پیشنهاد کردم حداقل یکی را آورده تا عنوانش محدود شده و قابل پژوهش شود. پاسخ او جالب بود، گفت استادان گفتند یکی کم بوده باید چندتا "#متغیر" بیاوری . عرض کردم اینها که متغیر نیستند، اینها سازه اند. از هر کدام از این سازه ها هم می شود صدها رساله و پایان نامه تدوین کرد.
گفتم چطور این عنوان و پروپوزالت درگروه و شورا تصویب شده و فصل اول تا سوم آن هم نوشته شده است و با چند نفر هم مصاحبه گرفتی؟ کسی نگفته این رساله با این وضعیت قابل پژوهش نیست؟
این درد ماست. عناوینی دهن پر کن و بدون قابلیت کاربردی شدن یا تبدیل به علم شدن. انگار به همه دانشجویان دکتری هم تکلیف الهی نازل شده که باید الگو، طراحی کنند.
در یادداشت پیشین گفتم، اینجا عناوین درست است بعضا نظریه پردازی هم در آن وجود دارد ولی درست تدوین می شود. مثلا دانشجویی بررسی می کند که ده تا معلم، فلان مبحث یک درس را چگونه تدریس می کنند؟حاصل مطالعات و بررسی های خود را گزارش می کند و این یک پژوهش درست و درمان می شود. شش ماه یک سال با آن معلم یا معلم ها زندگی می کند، در نهایت می گوید نتیجه پژوهش چی بوده و پیشنهاد برآمده از آن پژوهش چیست؟ در واقع یک گام به جلو. ما در ایران چه می کنیم؟ برای هر چیزی الگو طراحی می کنیم. دانشجوی دکتری در ایران از پدافند عامل و غیر عامل گرفته، برای آن طراحی برنامه درسی کرده تا توسعه پایدار تا سازه های بسیار گسترده دیگر که در قالب یک پژوهش نمی گنجند.
اما درد بزرگتر هم وجود دارد و آن بی خیالی متخصصان رشته نسبت به این وضعیت است. وقتی این مطلب را در گروه حدود صد نفر از متخصصان رشته مربوطه به اشتراک گذاشتم به نظرتان بازخورد آنها چی بود؟ تصور می کردم، همه بر آشفته شده که این چه عنوانی است چرا باید از این عناوین داشته باشیم؟ و قس علی هذا... . بله درست حدس زدید، هیچ واکنش در خوری به وجود نیاورد. فقط یکی گفت زیاد حساس نشو!

#عناوین_دکتری_در_ایران
#متخصص_رشته


https://news.1rj.ru/str/cacpc
همایش (مطالعات فرهنگی و آموزش )که پیشتر برنامه اش را فرستاده بودم، شروع شد.خوشبختانه اسم چند ایرانی را در کتابچه همایش دیدم. فعلا دو نفر از این دوستان را در سالن دیدم و آنها را با دبیر همایش آشنا کردم. این هم ما و پروفسور هندل رایت دبیر همایش. لباس محلی پروفسور هندل رایت هم در یک همایش رسمی جالب بود.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Audio
فایل سخنرانی دکتر علیرضا صادقی در دانشگاهUBC
در این مقاله، ضمن بازخوانی مفهوم چندفرهنگی و انواع آن، این مفهوم از multinational به multi ethnic تسری داده شده و کشور ایران به عنوان نمونه ای از این گونه جوامع چندفرهنگی معرفی شده است....

#چند_فرهنگی
#صادقی

@cacpc
ارائه خانم عرفانه قاسمپور همین الان در همایش بین المللی "مطالعات فرهنگی و آموزش" UBC.
مقاله مشترکی از ایشان و دکتر محمود تلخابی.

چکیده فارسی و فایل صوتی ارائه ایشان را در ادامه ببینید و بشنوید.آفرین چقدر هم خوب و مسلط ارائه کردند.

چکیده
نظریه شناخت موقعیتی در اصلاح نگاه سنتی علوم شناختی، شناخت را در ارتباط با محیط پیرامون و عوامل مختلف درگیر در آن می بیند. بر مبنای این دیدگاه زمینه ها و بسترهای گوناگون ذهنیت و شناخت متفاوتی برای افراد شکل می دهد.
پژوهش حاضر با نگاه به این نظریه جدایی دانش از زمینه مورد کاربرد آن که در پی آن شکل گیری ذهنیت های متفاوت در دو محیط متفاوت تربیت معلم و محیط کار به عنوان مدارس، یکی از مشکلات اساسی در نظام تربیت معلم است. نظریه شناخت موقعیتی راهکارهایی برای حل این مشکل ارائه می دهد.

#مقاله_همایش_بین_المللی_آموزش
#قاسمپور

@cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ما به آرامش و امنیت نیاز داریم"

دفاع جانانه یک پیرمرد آگاه زنجانی: خدا را شکر که روستائیان ما به این حد از بلوغ سیاسی دست پیدا کرده اند.
@cacpc
سلام
دوستان در این دو هفته باقی مانده ممکن است، مطالب من بیشتر در خصوص انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران باشد.
بعد از انتخابات، طبیعتا روند قبلی کانال به حالت خود باز خواهد گشت. با توجه به این شرایط، همگان ناگزیریم که تلاش بکنیم. چون احساسم اینست اگر ادامه مطالب علمی دو هفته هم عقب بیفتد مشکلی پیش نمی آید. اما اگر ما در این دو هفته باقی مانده برای انتخابات کاری نکنیم، دیگر حتی فرصتی برای ارایه کارهای علمی مان نخواهد بود. زیرا هیچ بعید نیست با آمدن فرد جدید غیر از اعتدالیون- اصلاحیون اصلا چیزی به نام فضای مجازی در کشور باقی مانده باشد.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

مستندهای تبلیغاتی کاندیداها:

امروز کلا وقت گذاشتم مستندهای تبلیغاتی کاندیدا های مطرح ریاست جمهوری را دیدم. آقای روحانی، قالیباف و رئیسی
فیلم تبلیغاتی دوستان اصول گرا اینقدر جان سوز بود اگر من از اول نمی دانستم اینها مال این آقایون هست تصور می کردم یک فرد زاویه دار با نظام ساخته. اینقدر جانسوز با موسیقی های جانسوزتر.
با این بخشش فعلا کاری ندارم. به هر حال سلیقه مستندساز شاید بیشتر دخالت داشته که خواسته آش را خیلی شور جلوه بده. اما این بخش برام خیلی تاسف بار بود که داشت به صورت کاملا ناجوانمردانه ازگروه های آسیب پذیر سوءاستفاده می شد و این بسیار غیر اخلاقی است. ما تا آنجایی که می دانیم در فیلم های تبلیغاتی باید هویت و سوابق کاندیداها و سپس برنامه هاشون ارائه بشه. اما دریغ از ارائه برنامه.
نکته دیگر اینکه تحقیقات نشان داده، تاریخ نشان داده هر دولتی در هر جای عالم با شعار محرومین و محرومیت زدایی بالا اومده در نهایت بیشترین صدمه را به محرومین زده است. نمونه اش دولت هشت ساله گذشته که تورم چهل درصدی را به مردم به ویژه مردم محروم تحمیل کرد. ونزوئلا نمونه دومش است. ببینید در اونجا چه خبره. تورم چهارصد درصدی و بعضا هشتصد درصدی را مخابره می کنند. اگر دولت قبل ادامه پیدا می کرد بی شک ایران نیز تجربه ونزوئلا را داشت تجربه می کرد.
اما دولتهایی که با این لیبل نیامده اند همیشه کارنامه درخشانی داشته اند. در ایران نمونه اش همین دولت، دولت میرحسین موسوی و دولت آقای خاتمی. در کل دنیا هم که نمونه فراوان است. شعار دولت خاتمی توسعه سیاسی بود. اما آنچه که توسعه پیدا کرد رسیدگی به محرومان بود. برخلاف دولت آقای احمدی نژاد که با تکیه بر شعار محرومیت زدایی آمد اما فقر بیش از حد گسترش پیدا کرد.
در جامعه شناسی توسعه هم همین نظریه را داریم که افرادی که دم از عدالت می زنند اتفاقا در دولت هاشون بی عدالتی بی داد می کند. اما دولت هایی که دم از سیاست و یا فرهنگ می زنند در نهایت عدالت اقتصادی را هم نصیب جامعه می کنند. چون همواره فرهنگ و سیاست زمینه ساز تحول و عدالت اقتصادی - اجتماعی است.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

"جامعه روحانیت، جامعه مدرسین گروه پایداری چرا هیچ وقت مثل مردم فکر نمی کنند؟"
دیروز در یک رسانه اجتماعی مطلبی می خواندم. این یادداشتم گرته برداری از آن است. عنوان آن مطلب این بود. "تشخیص اشتباه طبیب"!!(این عنوان از آقای جدیدی است)
همانطورکه مطلعید هم جامعه مدرسین و هم جامعه روحانیت و هم گروه پایداری دوباره از کاندیدایی حمایت کرد که انتظارش می رفت.
سوال این است آیا شما چند بار از پزشکی مشاوره بد بشنوید دوباره به مشاوره اش اعتماد می کنید؟ داستان حمایت این گروههای سیاسی هم دقیقا داستان این نوع مشاوره هاست. اینها اغلب از کاندیدایی حمایت کرده اند که یا رای نیاورده و یا بعد رای آوری خودشان هم رویشان نمی شد بگویند که آنها حامی شان بوده اند. نمونه اش احمدی نژاد.حالا همین گروه از آقای رئیسی حمایت کرده است. خدا آخر و عاقبت اول خودشان بعد ما را بخیر کند. بعضی از اعضای این سه گروه سیاسی را می آورم؛
‌نوری‌همدانی، ‌مصباح یزدی، احمد جنتی، احمدخاتمی، محمد یزدی، کاظم ‌صدیقی، احمد علم‌الهدی، محمود هاشمی‌ شاهرودی، علیرضا ‌پناهیان، مهدی طائب، ‌روح‌الله‌حسینیان، محمود نبویان، حیدر مصلحی، ‌محتبی‌ذوالنوز،‌ حمید رسایی، سعید جلیلی، اسماعیل‌کوثری، علیرضا زاکانی، سعید قاسمی و ....
یادتان باشد اینها همان مخالفان برجام، شبکه های مجازی، سند 2030، آزادی بیان، آزادی های مشروع و موافقان حصر، ممنوع التصویری، بگیر و ببند و ورود به حریم خصوصی مردم و ....هستند.
انتخاب با شماست.


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

مناظره سوم مشخص کرد، همه مسئولین کم و بیش درگیر رانت بوده اند چه اصلاح طلب و چه اصول گرا. فقط تفاوت در طیف و میزان استفاده از رانت بوده است. ولی نکته مهم اینجاست، مردمی که این مناظره را می بینند، در مورد مسئولین چه فکری می کنند؟ آیا دیگر به آنها اعتماد می کنند؟ به نظرم مردم ما خیلی شریف هستند. اگر مردم کشور ما هم مثل کره جنوبی، ژاپن یا کشورهای مشابه بودند حتما کارهای دیگری می کردند. چند وقت پیش حتما یادتان است. مردم کره اینقدر تحصن کردند تا رئیس جمهورشان که از رانت دولتی استفاده کرده بود بالاخره استعفا داد. من موندم الان مردم ایران این تحصن را برای کدام یک از مسئولین باید انجام دهند؟ اصلا با این وضعیتی که امروز دیدیم کسی از مسئولین مانده که از رانت برخوردار نبوده باشد؟


https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_انتخاباتی

من در تقسیم بندی ها با قالیباف موافقم!!

"چهار درصدی در مقابل نود و شش درصدی".
اما نوع نگاه من از نگاه ایشان متفاوت است. به نظر من واقعا گروه چهار درصدی در ایران وجود دارد که همیشه با آنچه که آحاد ملت فکر می کنند، مخالفند. این گروه برای همه ایرانیان آشنا هستند. افرادی که همه چیز اعم از قدرت، اسلحه، روزنامه، تریبون و ... در اختیار آنهاست و هرطور که آن گروه نود و شش درصدی فکر کنند، مخالف آنها هستند. به نظر من چهار درصد افراد واقعا از این گروه هستند اما بقیه در گروهی هستند که ایرانی آباد، آزاد و در شان تمدن این کشور می خواهند. گروه چهار درصد به هر قیمتی می خواهد در قدرت بماند. اما گروه نود و شش درصدی می خواهد ایران به هر قیمت از دست نرود. با مسامحه شاید بتوان گفت اصول گراهای ایران همان چهار درصدی و نود و شش درصد بقیه ترکیبی از اصلاح طلبان و اعتدالیون و بقیه مردم هستند...
لذا من با این دسته بندی قالیباف موافقم!


https://news.1rj.ru/str/cacpc
این متن را یکی از دوستان برام فرستاده بود. بد نیست شما هم بخوانید...
محمد مهدوی فر ؛ سنگ مزاحم و مردِ منجی

🔵 روزی مردی وارد یک روستا شد. در محل ورود به روستا، مشاهده کرد که سیلاب، سنگ بسیار بزرگی را از دامنه‌ی کوه غلطانده و راه اصلیِ روستا را بند آورده است و مردم بیچاره، بدجوری به زحمت افتاده‌اند.

پس در کوچه‌های روستا بانگ برآورد که هم‌اکنون در مسجد روستا گرد آیید که مرا با شما کار مهمی است.

مردم آن روستا، از زن و مرد و پیر و جوان، همه در مسجد گرد آمدند.

مردِ تازه‌وارد به مردم گفت: از این که می‌بینم، این‌گونه گرفتار شده‌اید و راه اصلی شما را سنگی بس بزرگ، بند آورده و آرام و قرار را از زندگی شما ستانده، بسیار اندوهناک شده‌ام و حاضرم در راه رضای خدا با جابجا کردن این سنگ، مشکل را برای شما حل کنم و شما را از این غم برهانم.

همه‌ی مردم از این خبر خوشحال شدند و از فرط خوشحالی یکدیگر را در آغوش گرفتند و از آن مردِ غریبه فراوان تشکر کردند.

مردم روستا که سر از پا نمی‌شناختند، خطاب به او گفتند:
حال که تو در راه رضای خدا بر ما منت می‌نهی و چنین لطف ارزشمندی را در حق ما روا می‌داری، ما نیز حاضریم با بذل مال و جان، این محبت شما را جبران کنیم​.

از شما دستور، از ما اطاعتِ امر.

مرد غریبه از این همه وفاداری و جان‌نثاری خوشش آمد و به آن‌ها گفت از امروز برای مدت چهل روز، آن‌چه را که من بگویم از نان و پنیر و گردو و خرما و عسل و ارده و شیره و کره‌ی محلی و دوغ و کباب برگ و جوجه و برنج و گوشت بره و شکار و بوقلمون و.....، به اقتضای اشتهای من مهیا کنید.

همه‌ی این کارها را شما انجام بدهید و بعد از چهل روز بیایید و ببینید که من کاری می‌کنم برای شما، کارستان

مردم روستا آنچه را که او گفته بود، برای مدت چهل روز، سخاوت‌مندانه نثار کردند و روزها و ساعت‌ها را شمردند و شمردند تا این‌که روز وعده فرا رسید.

پس تمام مردم روستا گرد آمدند و قهرمان داستان ما، طبق وعده‌ای که داده بود، حاضر شد.

نفس در سینه‌ها حبس شده بود.

آن مرد آستین‌ها را بالا زد و در کنار سنگِ بزرگ قرار گرفت، قدری مکث کرد و سپس خم شد و ندا داد که گروهی پیش آیید و این سنگِ سنگین را بر پشت من نهید تا آن را به هر مسافتی که مایلید، برای شما جابجا کنم و راه را برای شما بگشایم.

مگر صد مرد قوی‌اندام می‌توانستند آن سنگ سنگین را حتی تکان بدهند.

مردم هاج و واج یکدیگر را نگاه می‌کردند.

آن مرد دقایقی به حالت خمیده در کنار سنگ معطل شد، دید خبری نشد، پس کمر خود را راست کرد و گفت گویا شما اصلاً مایل نیستید که من مشکل شما را حل کنم!!

چهل روز است که من برای کمک به شما فی‌سبیل الله نزد شمایم. قدری هم باید به زندگی خودم برسم. تا کی من باید غصه‌ی مردم را بخورم و از حال و روز خودم غافل باشم. بالاخره من هم زندگی دارم.

پس راه خود را بگرفت و از پیش چشم اهالی روستا دور شد.

به راستی آیا چهل روز پیش یک نفر در این روستا نبود که به آن مرد تازه‌وارد بگوید، اول تو برنامه‌ی خودت را برای برداشتن این سنگِ سنگین برای ما تشریح کن پس آن‌گاه ما کمر به خدمتِ تو بربندیم!!

🔵 قالیباف می‌گوید در شهر کورنومتر نصب می‌کنم و پنج میلیون شغل ایجاد می‌کنم.
رئیسی می‌گوید یارانه‌ها را سه برابر می‌کنم.

اصلاً بر بخیل‌اش لعنت.
قالیباف ده میلیون شغل ایجاد کند و رئیسی هم یارانه‌ها را ده برابر کند.
چه کسی از پول بدش می‌آید؟
فقط بگویید مشروح برنامه‌های شما برای این وعده که می‌دهید​ کدام است؟

قرار است پول چاپ کنید؟

این کار را که هر کسی، اگر رئیس‌جمهور بشود می‌تواند انجام بدهد!!

شما اگر واقعاً راه‌کاری علمی و عملی دارید باید آن را در تلویزیون، چشم در چشم کارشناسان بگویید​ نه در جمع مردم فقیر!

اگر ما سال ۱۳۵۷ با رعایت آداب سؤال، از امام خمینی پرسیده بودیم که دقیقاً برنامه‌ی شما برای آب و برق مجانی و برای ارتقای مادی و معنوی کشور و رسانیدن ما ایرانیان به مقام انسانیت و پیروزی در جنگ و محو اسرائیل از صفحه‌ی روزگار و اشغال کاخ سفید و اشغال کاخ کرملین و نجات مستضعفانِ جهان چیست و آنگاه برنامه‌ی امام خمینی را در معرض قضاوت کارشناسان قرار داده بودیم، اطمینان دارم که روز و حال ما امروز این نمی‌بود.
محمد مهدوی فر
تخریب‌چی و غواص دفاع مقدس
نوزدهم اردیبهشت نود و شش

@mohammadmahdavifar


https://news.1rj.ru/str/cacpc
Forwarded from KhatamiMedia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام تصویری سیدمحمدخاتمی درخصوص انتخابات ریاست جمهوری ۹۶