آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
خیلی وقت بود که مایل بودم در خصوص تربیت جنسی در مدارس کانادا یادداشتی داشته باشم. مطالبم را هم جمع آوری کرده بودم. مشاهداتم، مصاحبه هایم، ولی وقتی به داستان و بازی دوستان اصولگرا به سند 2030 خورد، دست نگه داشتم تا در یک فضای معقولانه تری این مطالب را تقدیم کنم. به نظرم اکنون این فضا بعد از نقد و نظرهای مختلف به این سند مهیا شده و از این سو هم داده های من تا حدودی آماده. سعی خواهم کرد تا چند روز آینده تحلیلی از تربیت جنسی را با اتکا به مدارس کانادا تقدیم کنم. در این میان نقدی هم بر نقدهای نقادان سند مزبور خواهم زد.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
#یادداشت_چهل_و_یکم

ایمور!
در شهری که من سکونت دارم، کتابخانه های زیبایی وجود دارند که توضیح ساختمان و شکل و شمایل آن نیازمند به یادداشت مستقلی است. کتابخانه مرکزی شهر که هم نوع معماری آن و هم منابع و کتاب های آن شهره جهانی دارد. هر منطقه هم برای خود کتابخانه زیبایی دارد. در منطقه ما هم کتابخانه ای وجود دارد که این کتابخانه دوست خوبی برای من شده است و هر از چندگاهی با این دوست ملاقات می کنم. در مورد تدوین برخی نوشته هایم از او الهام می گیرم. حتی در خصوص انتشار برخی کتاب های در دست انتشارم ایده های خوبی به من داده است.
این کتابخانه کتاب های مختلف به زبان های مختلف دارد.چینی، کره ای، هندی، اسپانیش و بالاخره فارسی.
در میان جستجو هایم به کتاب "بخارای من ایل من" استاد محمد بهمن بیگی برخورد کردم. در مورد کتاب های ایشان شنیده بودم اما متاسفانه نخوانده بودم. قلم این نویسنده به قدری قدرتمند است که حتی جمالزاده و آل احمد هم به نظر من به گردپای او نمی رسند.
فرصتی پیش آمد تا بخش هایی از این کتاب را مطالعه کردم. کوشش او در ایجاد مدارس عشایری در فارس و سپس در کل کشور بسیار شگفت انگیز است. مهمتر از آن فردی که کار سنگین اجرایی با این مقیاس کرده به ویژه کارهایی که از نوع ابداع است و می دانیم کارهای ابداعی در کشور ما چقدر مورد مقاومت و ممانعت قرار می گیرد، با این حال آن کار بزرگ را انجام داده، اما نوشتن کتاب هایی با این وزن، بسیار تحسین برانگیز است. کتاب های فوق العاده با قلم فوق العاده اش.

اما ایمور!
عنوان یکی از بخش های این کتاب "ایمور" است.داستان فردی از طبقه کاست و فرودست ایل که به دلایلی که باید در کتاب بخوانید موفق می شود پزشک حاذقی شود و حس ایل دوستی اش او را به سمت و طرف ایلش برمی گرداند. با وجود فرصت های بسیار مطلوبی که در تهران و حتی در اروپا منتظرش بود، بر می گردد تا ادای دین کرده و به ایل و تبار خود خدمت کند. مریض هایی که قبل از او به دعانویس ها و رمالان مراجعه می کرده اند.
پس از آنکه ایمور با استفاده از علم خود موفق می شود افراد مریض را درمان کند، شهره عام و خاص می شود. اما همین امر باعث می شود، کسب و کار دعانویسان و رمالان که اتفافا کم هم نبوده اند، کساد می شود. اینها از جهالت مردم استفاده می کنند و ایمور را به زندان ایل می افکنند، که ظاهرا برگشتی هم از این زندان نبوده است...
اما گناه ایمور!
چون هنگام گرفتن تب ناچار بود دست به دستان زن ها بزند، برای معاینه چشم زخم، چشم نوعروسان را نگاه کند، برای تشخیص گلو درد گلوی زنان را معاینه کند،دعانویسان و کاسبان او را به جرم نگاه به ناموس مردم...
چقدر این ایمور برای جامعه امروز ما هم آشناست.افرادی که بخواهند درد های جامعه را درمان کنند، سر از کجاها در می آورند...
من در تعجبم چطور نام و نشان این آدم در کتاب های درسی ما نیست؟!
در همین کتاب سرگذشت ترلان، شیرویه، قلی، ملابهرام، دشتی و ...را از دست ندهید.

#کتابخانه
#بخارای_من_ایل_من
#ایمور

https://news.1rj.ru/str/cacpc