#یادداشت_چهل_و_سوم
اتوبوس مدرسه...
احتمالا همه ما از اتوبوس مدرسه چیزهایی شنیده و یا دیده ایم. اگر چه ما در ایران هیچ وقت اتوبوس مدرسه نداشته ایم اما در فیلم ها دیده ایم. اتوبوس هایی با شکل و شمایل خاص و با رنگ زرد. افرادی که خارج از کشور را هم تجربه کرده اند، احتمالا از نزدیک این اتوبوس ها را دیده اند. امروز این موضوع را بهانه قرار داده، اندکی از فرهنگ رانندگی کانادا خدمت شما صحبت کنم.
ابتدا عرض کنم که قوانین راهنمایی و رانندگی کانادا تا حدودی با ایران متفاوت است و راننده ایرانی به محض ورود به کانادا لازم است قبل از هر چیز دوره آموزشی کوتاهی ببیند. برای اینکه در قوانین اینجا چیزهایی وجود دارد که یا ما اصلا در ایران نداریم و یا حتی بعضا برعکس آن چیزی است که ما در ایران داریم.
مثلا در قوانین راهنمایی رانندگی ایران توقف های دو، سه و چهارراهه نداریم. در اینجا تقریبا همه خیابان ها یکی از این ویژگی ها را دارد. یعنی راننده باید بداند که در کدام خیابان باید ایست کامل کند، در کدام خیابان آزاد است بدون ایست حرکت کند و .... اگر این قانون به ظاهر ساده را بلد نباشد ممکن است صدمات جانی و مالی زیادی متوجه خود و دیگران کند.
یا در خصوص مغایرت هم، مثلا ما در ایران می خواهیم از خیابان فرعی وارد اصلی(به ویژه در اتوبان ها)شویم، باید کامل ایست کنیم بعد در صورت باز بودن خیابان اصلی، وارد شویم. در اینجا کاملا برعکس است. یعنی راننده باید از فرعی سرعتش این قدر زیاد کند تا تقریبا به سرعت خیابان اصلی یا اتوبان برساند و سریع و البته با رعایت تمام جوانب احتیاط وارد اتوبان شود.
چراغ های راهنمایی هم یک مختصر تفاوت هایی با ایران دارد که آن مختصر تفاوت هم خیلی مهم است، چون اگر آن را بلد نباشید تصادف حتمی است. به دلیل اینکه مابقی تصور می کنند، قانون را بلد هستید و بر اساس آن هم رانندگی می کنند لذا اگر راننده جدید این موارد کوچک ولی مهم را نداند، بی شک مشکلاتی درست می کند.
نکته دیگر در خصوص احترام به عابر پیاده است. در اینجا همه چهارراه ها مجهز به وسایلی هستند که وقتی عابر پیاده می خواهد از خیابان عبور کند آن دگمه مخصوص را می زند، چراغ عبور برای ماشین ها قرمز شده و فرد عابر عبور می کند(عکس ها به پیوست می باشد).
یا اگر کسی بخواهد از کوچه ای و یا خیابان فرعی عبور کند ماشین ها از ده متری توقف می کنند و اگر عابر پیاده ای قدم خود را روی بخش خط کشی خیابان بگذارد، همه ماشین ها در فاصله مشخصی توقف می کنند تا عابر یا عابران عبور کنند. اینجاست که واقعا انسان احساس کرامت می کند، احساس امنیت. همه ماشین ها توقف کامل می کنند تا فرد آخرین قدم را از بخش خط کشی خیابان بردارد و به آن طرف خیابان برسد.
یا مثلا تصور کنید در جلوی شما یک ماشینی در حال پارک کردن است. می بینید با فاصله ده بیست متری بقیه ماشین ها توقف می کنند و فرصتی را فراهم می کنند تا آن ماشین پارک کند. نه ماشینی از کنارش رد می شود، نه ماشین های عقبی بوق می زنند و نه کسی فحش می دهد!! راننده با خیال راحت پارک می کند و بقیه ماشین ها هم پس از اطمینان از پارک ماشین مزبور، به راه خودشان ادامه می دهند.
اما اتوبوس مدرسه
درباره اتوبوس مدرسه قوانین ویژه ای وجود دارد. گویی این وسیله نقلیه یک ارج و قرب بالاتری دارد. ماشین های دیگر حق ندارند، خیلی به آن نزدیک شوند. به ویژه هنگامی که چراغ های آن روشن باشد. در این زمان ماشین های دیگر حتی نمی توانند از اتوبوس مدرسه سبقت بگیرند اگر اتوبوس در حال حرکت باشد باید با فاصله مشخصی حرکت کنند واگر اتوبوس مدرسه توقف کرده باشد و چراغ های بغلی اتوبوس هم روشن باشد، باید همه ماشین های اطراف هم توقف کنند. در این رابطه فیلمی را می گذارم. لطفا مشاهده فرمایید
#قوانین_رانندگی
#اتوبوس_مدرسه
https://news.1rj.ru/str/cacpc
اتوبوس مدرسه...
احتمالا همه ما از اتوبوس مدرسه چیزهایی شنیده و یا دیده ایم. اگر چه ما در ایران هیچ وقت اتوبوس مدرسه نداشته ایم اما در فیلم ها دیده ایم. اتوبوس هایی با شکل و شمایل خاص و با رنگ زرد. افرادی که خارج از کشور را هم تجربه کرده اند، احتمالا از نزدیک این اتوبوس ها را دیده اند. امروز این موضوع را بهانه قرار داده، اندکی از فرهنگ رانندگی کانادا خدمت شما صحبت کنم.
ابتدا عرض کنم که قوانین راهنمایی و رانندگی کانادا تا حدودی با ایران متفاوت است و راننده ایرانی به محض ورود به کانادا لازم است قبل از هر چیز دوره آموزشی کوتاهی ببیند. برای اینکه در قوانین اینجا چیزهایی وجود دارد که یا ما اصلا در ایران نداریم و یا حتی بعضا برعکس آن چیزی است که ما در ایران داریم.
مثلا در قوانین راهنمایی رانندگی ایران توقف های دو، سه و چهارراهه نداریم. در اینجا تقریبا همه خیابان ها یکی از این ویژگی ها را دارد. یعنی راننده باید بداند که در کدام خیابان باید ایست کامل کند، در کدام خیابان آزاد است بدون ایست حرکت کند و .... اگر این قانون به ظاهر ساده را بلد نباشد ممکن است صدمات جانی و مالی زیادی متوجه خود و دیگران کند.
یا در خصوص مغایرت هم، مثلا ما در ایران می خواهیم از خیابان فرعی وارد اصلی(به ویژه در اتوبان ها)شویم، باید کامل ایست کنیم بعد در صورت باز بودن خیابان اصلی، وارد شویم. در اینجا کاملا برعکس است. یعنی راننده باید از فرعی سرعتش این قدر زیاد کند تا تقریبا به سرعت خیابان اصلی یا اتوبان برساند و سریع و البته با رعایت تمام جوانب احتیاط وارد اتوبان شود.
چراغ های راهنمایی هم یک مختصر تفاوت هایی با ایران دارد که آن مختصر تفاوت هم خیلی مهم است، چون اگر آن را بلد نباشید تصادف حتمی است. به دلیل اینکه مابقی تصور می کنند، قانون را بلد هستید و بر اساس آن هم رانندگی می کنند لذا اگر راننده جدید این موارد کوچک ولی مهم را نداند، بی شک مشکلاتی درست می کند.
نکته دیگر در خصوص احترام به عابر پیاده است. در اینجا همه چهارراه ها مجهز به وسایلی هستند که وقتی عابر پیاده می خواهد از خیابان عبور کند آن دگمه مخصوص را می زند، چراغ عبور برای ماشین ها قرمز شده و فرد عابر عبور می کند(عکس ها به پیوست می باشد).
یا اگر کسی بخواهد از کوچه ای و یا خیابان فرعی عبور کند ماشین ها از ده متری توقف می کنند و اگر عابر پیاده ای قدم خود را روی بخش خط کشی خیابان بگذارد، همه ماشین ها در فاصله مشخصی توقف می کنند تا عابر یا عابران عبور کنند. اینجاست که واقعا انسان احساس کرامت می کند، احساس امنیت. همه ماشین ها توقف کامل می کنند تا فرد آخرین قدم را از بخش خط کشی خیابان بردارد و به آن طرف خیابان برسد.
یا مثلا تصور کنید در جلوی شما یک ماشینی در حال پارک کردن است. می بینید با فاصله ده بیست متری بقیه ماشین ها توقف می کنند و فرصتی را فراهم می کنند تا آن ماشین پارک کند. نه ماشینی از کنارش رد می شود، نه ماشین های عقبی بوق می زنند و نه کسی فحش می دهد!! راننده با خیال راحت پارک می کند و بقیه ماشین ها هم پس از اطمینان از پارک ماشین مزبور، به راه خودشان ادامه می دهند.
اما اتوبوس مدرسه
درباره اتوبوس مدرسه قوانین ویژه ای وجود دارد. گویی این وسیله نقلیه یک ارج و قرب بالاتری دارد. ماشین های دیگر حق ندارند، خیلی به آن نزدیک شوند. به ویژه هنگامی که چراغ های آن روشن باشد. در این زمان ماشین های دیگر حتی نمی توانند از اتوبوس مدرسه سبقت بگیرند اگر اتوبوس در حال حرکت باشد باید با فاصله مشخصی حرکت کنند واگر اتوبوس مدرسه توقف کرده باشد و چراغ های بغلی اتوبوس هم روشن باشد، باید همه ماشین های اطراف هم توقف کنند. در این رابطه فیلمی را می گذارم. لطفا مشاهده فرمایید
#قوانین_رانندگی
#اتوبوس_مدرسه
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
دگمه پایین این چراغ، مخصوص عابر پیاده است. با فشار آن، چراغ برای عابر پیاده سبز شده و به راحتی عبور می کند.
👆👆👆👆
@cacpc
👆👆👆👆
@cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ هم مربوط به اتوبوس مدرسه در کاناداست. لازم به یادآوری است این کلیپ از شبکه های اجتماعی دانلود شده است.
@cacpc
@cacpc
#یادداشت_چهل_و_چهارم
درس هایی از کانادا(گام اول؛ معرفی)
در طی حضورم در کانادا درس ها و تجارب مختلفی فرا گرفته ام. با گروه های مختلف علمی آشنا شده ام. با جماعات ایرانی آشنا شده ام، با ساختار سیاسی-اجتماعی اینجا آشنا شده ام و ... که همه اینها برایم درس هایی داشت.
جدای از این موارد، چند نکته در اینجا الگوی رفتاری ثابت شان است. به برخی از موارد مهم اشاره می کنم:
۱- شفافیت
۲- قانون مداری
۳- احترام به هم نوع
۴- احترام به طبیعت
۵- احترام به حیوانات
۶- سازگار بودن
۷- مطالعه زیاد
۸- حریم خصوصی
۹- مودب بودن
اما موردی که بیش از هر چیز در اینجا اهمیت دارد، شفافیت، دروغ نگفتن، پنهان کاری نکردن است و مودب بودن است.
همین نکته را می خواهم دست مایه بحثم قرار دهم و نکاتی را عرض کنم.
با توجه به شرایطی که من در کانادا دارم، هر روزه سوالات مختلفی را از افراد مختلف و به ویژه از سوی دوستان ایرانی دریافت می کنم که تقریبا می شود ادعا کرد که نود درصد آنها هویت شان در پروفایل هایشان مشخص نیست. پرسش هاشون هم دامنه زیادی دارد؛ از سوالات درسی و علمی بگیرید تا سوالاتی در خصوص نحوه پذیرش گرفتن برای دکتری، تا مهاجرت تا طلب مقاله و کتاب تا انجام مصاحبه و ....
جالب است؛ که عمده این دوستان را طبیعتا می نمی شناسم و این دوستان هم به خودشان زحمت نمی دهند دست کم خودشان را معرفی کنند. تصور بفرمایید من تقریبا هر روز چندین پیام با این ویژگی ها دارم ونمی دانم اینها کیستند چون خودشان را در پروفایل نقطه و حروف الفبا و ....معرفی می کنند.
همیشه برایم سوال بوده که ما چرا در پروفایل تلگراممان خودمان را معرفی نمی کنیم؟ حال وقتی به کسی پیام می دهیم چرا خودمان را معرفی نمی کنیم؟ نزدیکترین و شاید بدبینانه ترین چیزی که به ذهنم می رسد پنهان کاری است. والله ساختن آیدی با نقطه و چند نقطه و حروف اختصاری چه معنایی می تواند داشته باشد.
من در اینجا هم عضو گروه هایی هستم که هم گروه های علمی هستند و هم اجتماعی. تقریبا هیچ کس را پیدا نمی کنید که بدون اسم و فامیل و عکس باشد. چون لازمه فعالیت در گروه را احترام به هم نوع می دانند و اولین گام احترام را در معرفی کردن خود. البته اگر احیانا کسی هم اینگونه نباشد بدون هیچ ملاحظه ای از گروه مربوطه حذف می شود.
و یا کار من زمانی دشوار می شود که فرد مورد نظر از بنده سوال علمی پرسیده است که هویتش هم مشخص نیست. من باید چگونه به این فرد پاسخ گویم که نمی دانم رشته اش چیست؟ سطح تحصیلاتش چیست؟ سطح دانشش چیست؟ و ...
و یا برخی که نه تنها خودشان را معرفی نمی کنند، متاسفانه حتی نوع سوال کردنشان هم دارای اشکال است. مثلا من نمونه هایی دارم که اگر برای شما ارسال کنم تصور می کنید سوال امتحانی برایم طرح کرده است. یعنی نه خواهشی نه ادبی نه چیزی.
طبیعی است که وقتی افراد طرف مقابل خود را بهتر بشناسند بهتر می توانند راهنمایی کنند.
اخیرا باز فردی از من سوالی کرده بود با همان هویت های نقطه ای و د ز !!
بعد از چند سوال و جواب متوجه شدم که من او را می شناسم، گفتم؛ اگرمعرفی می کردی که بهتر بود و من راحتتر می توانستم کمکت کنم.
امیدوارم همه ما یاد بگیریم که اولین قدم در ارتباط با دیگران معرفی است، به ویژه در شبکه های مجازی. چون در شرایط طبیعی به هر حال شما فرد را می بینید حتی اگر او را نشناسید، ولی این گمنامی در شبکه های مجازی چندلایه است که راهکار ساده اش هم داشتن هویت درست همراه با عکس در پروفایل ها و سپس معرفی خود در اولین گام است.
https://news.1rj.ru/str/cacpc
درس هایی از کانادا(گام اول؛ معرفی)
در طی حضورم در کانادا درس ها و تجارب مختلفی فرا گرفته ام. با گروه های مختلف علمی آشنا شده ام. با جماعات ایرانی آشنا شده ام، با ساختار سیاسی-اجتماعی اینجا آشنا شده ام و ... که همه اینها برایم درس هایی داشت.
جدای از این موارد، چند نکته در اینجا الگوی رفتاری ثابت شان است. به برخی از موارد مهم اشاره می کنم:
۱- شفافیت
۲- قانون مداری
۳- احترام به هم نوع
۴- احترام به طبیعت
۵- احترام به حیوانات
۶- سازگار بودن
۷- مطالعه زیاد
۸- حریم خصوصی
۹- مودب بودن
اما موردی که بیش از هر چیز در اینجا اهمیت دارد، شفافیت، دروغ نگفتن، پنهان کاری نکردن است و مودب بودن است.
همین نکته را می خواهم دست مایه بحثم قرار دهم و نکاتی را عرض کنم.
با توجه به شرایطی که من در کانادا دارم، هر روزه سوالات مختلفی را از افراد مختلف و به ویژه از سوی دوستان ایرانی دریافت می کنم که تقریبا می شود ادعا کرد که نود درصد آنها هویت شان در پروفایل هایشان مشخص نیست. پرسش هاشون هم دامنه زیادی دارد؛ از سوالات درسی و علمی بگیرید تا سوالاتی در خصوص نحوه پذیرش گرفتن برای دکتری، تا مهاجرت تا طلب مقاله و کتاب تا انجام مصاحبه و ....
جالب است؛ که عمده این دوستان را طبیعتا می نمی شناسم و این دوستان هم به خودشان زحمت نمی دهند دست کم خودشان را معرفی کنند. تصور بفرمایید من تقریبا هر روز چندین پیام با این ویژگی ها دارم ونمی دانم اینها کیستند چون خودشان را در پروفایل نقطه و حروف الفبا و ....معرفی می کنند.
همیشه برایم سوال بوده که ما چرا در پروفایل تلگراممان خودمان را معرفی نمی کنیم؟ حال وقتی به کسی پیام می دهیم چرا خودمان را معرفی نمی کنیم؟ نزدیکترین و شاید بدبینانه ترین چیزی که به ذهنم می رسد پنهان کاری است. والله ساختن آیدی با نقطه و چند نقطه و حروف اختصاری چه معنایی می تواند داشته باشد.
من در اینجا هم عضو گروه هایی هستم که هم گروه های علمی هستند و هم اجتماعی. تقریبا هیچ کس را پیدا نمی کنید که بدون اسم و فامیل و عکس باشد. چون لازمه فعالیت در گروه را احترام به هم نوع می دانند و اولین گام احترام را در معرفی کردن خود. البته اگر احیانا کسی هم اینگونه نباشد بدون هیچ ملاحظه ای از گروه مربوطه حذف می شود.
و یا کار من زمانی دشوار می شود که فرد مورد نظر از بنده سوال علمی پرسیده است که هویتش هم مشخص نیست. من باید چگونه به این فرد پاسخ گویم که نمی دانم رشته اش چیست؟ سطح تحصیلاتش چیست؟ سطح دانشش چیست؟ و ...
و یا برخی که نه تنها خودشان را معرفی نمی کنند، متاسفانه حتی نوع سوال کردنشان هم دارای اشکال است. مثلا من نمونه هایی دارم که اگر برای شما ارسال کنم تصور می کنید سوال امتحانی برایم طرح کرده است. یعنی نه خواهشی نه ادبی نه چیزی.
طبیعی است که وقتی افراد طرف مقابل خود را بهتر بشناسند بهتر می توانند راهنمایی کنند.
اخیرا باز فردی از من سوالی کرده بود با همان هویت های نقطه ای و د ز !!
بعد از چند سوال و جواب متوجه شدم که من او را می شناسم، گفتم؛ اگرمعرفی می کردی که بهتر بود و من راحتتر می توانستم کمکت کنم.
امیدوارم همه ما یاد بگیریم که اولین قدم در ارتباط با دیگران معرفی است، به ویژه در شبکه های مجازی. چون در شرایط طبیعی به هر حال شما فرد را می بینید حتی اگر او را نشناسید، ولی این گمنامی در شبکه های مجازی چندلایه است که راهکار ساده اش هم داشتن هویت درست همراه با عکس در پروفایل ها و سپس معرفی خود در اولین گام است.
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
دعوت از پروفسو پاینار و هندل به افطاری
هفته گذشته از پروفسور پاینار و پروفسور هندل دعوت کردم که شام به خانه ما بیایند. عمدا این دعوت را نگه داشته بودم تا ماه رمضان شود که تجربه افطاری مسلمانان را هم داشته باشند.
هفته گذشته به هر دو بزرگوار ایمیل زدم (اینجا تقریبا همه ارتباطات ایمیلی است) که متاسفانه پروفسور پاینار هنوز در سفر آمریکا بودند، ولی پروفسور هندل در کانادا بودند که دعوت بنده را هم پذیرفتند.نکته جالب این بود که به ایشان نگفته بودم ما هم اکنون در ماه رمضان هستیم ولی مزایای جامعه چندفرهنگی این است که همه از مراسم ها و عادات فرهنگی و دینی مهم همدیگر اطلاع دارند. لذا پاسخی که به ایمیل من دادند این بود، که ساعت چند بیایم؟جواب دادم که من و خانواده ام مشتاقیم که هرچه زودتر شما را در جمع خودمان داشته باشیم. گفتند نه شما بگید...
When you broken fast?
جالب اینکه؛ می دانستند که ما در ماه رمضان هستیم و می پرسید کی افطار می کنید تا من آن موقع بیایم؟ سعی خواهم کرد این تجربه شیرین را هم با شما به اشتراک بگذارم.
#دعوت_افطاری
#پرفسور_پاینار
#پروفسور_رایت
https://news.1rj.ru/str/cacpc
هفته گذشته از پروفسور پاینار و پروفسور هندل دعوت کردم که شام به خانه ما بیایند. عمدا این دعوت را نگه داشته بودم تا ماه رمضان شود که تجربه افطاری مسلمانان را هم داشته باشند.
هفته گذشته به هر دو بزرگوار ایمیل زدم (اینجا تقریبا همه ارتباطات ایمیلی است) که متاسفانه پروفسور پاینار هنوز در سفر آمریکا بودند، ولی پروفسور هندل در کانادا بودند که دعوت بنده را هم پذیرفتند.نکته جالب این بود که به ایشان نگفته بودم ما هم اکنون در ماه رمضان هستیم ولی مزایای جامعه چندفرهنگی این است که همه از مراسم ها و عادات فرهنگی و دینی مهم همدیگر اطلاع دارند. لذا پاسخی که به ایمیل من دادند این بود، که ساعت چند بیایم؟جواب دادم که من و خانواده ام مشتاقیم که هرچه زودتر شما را در جمع خودمان داشته باشیم. گفتند نه شما بگید...
When you broken fast?
جالب اینکه؛ می دانستند که ما در ماه رمضان هستیم و می پرسید کی افطار می کنید تا من آن موقع بیایم؟ سعی خواهم کرد این تجربه شیرین را هم با شما به اشتراک بگذارم.
#دعوت_افطاری
#پرفسور_پاینار
#پروفسور_رایت
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
❤1
افطاری در کانادا و دعوت از پروفسور هندل رایت!
این همه که پاینار در ایران معروف و مشهور است، متاسفانه هندل رایت معروف نیست. ایشان استاد تمام آموزش چندفرهنگی در دانشگاه UBC است. جزء اساتید معروف و مشهوری است، که در این حوزه کار می کنند. تخصص اصلی ایشان مطالعات فرهنگی و آموزش است. دروسی که تدریس می کنند؛ روش تحقیق کیفی و آموزش چندفرهنگی است. ایشان امروز، افطار مهمان ما بودند. همان طور که قبلا عرض کردم متاسفانه استاد پاینار در این افطاری به دلیل سفر به آمریکا حضور ندارند.
نوشیدنی و غذاهایی که آماده کرده بودیم کاملا ایرانی بود(البته من طبق معمول دست به سیاه و سفید نزدم و سفره افطار هنر همسر عزیزم بود). نوشیدنی افطار، شربت زعفران همراه با خاکشیر و تخم شربتی بود. پیش غذا سوپ و غذای اصلی هم پلو با دو نوع خورشت ایرانی بود؛ قورمه سبزی و کباب بختیاری.
استاد هندل رایت لذت می برد و می گفت اینقدر که خورده در حال ترکیدن است. مواد مورد نیاز همه غذا ها را سوال می کرد. ما هم سعی می کردیم یک به یک توضیح دهیم. زولبیا هم خریده بودیم. برایش جالب بود. می گفت برای اولین بار است که غذای ایرانی می خورد.
با این کار می خواستیم در خاطر او هم حس خوبی از ایران و ایرانی به یادگار بگذاریم و هم معنی افطاری را از نزدیک تجربه کنند. از طول ساعت روزه سوال می کرد و برایش تعجب آور بود که چطور می توان ۱۹ ساعت روزه گرفت! البته یک غذای معنوی ایرانی هم در سفره افطار داشتیم ربنای زیبای شجریان و صوت زیبای اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی.
در مورد استاد شجریان و موذن زاده به ایشان، توضیح دادم....
آوازه ی استاد شجریان تا کانادا هم رسیده و حتی پروفسور رایت که فارسی و عربی نمی دانست از شنیدن این دعا متاثر شدند! حال صدا و سیما هرچقدر می خواهد ایشان را سانسور کند...
عکس های افطاری را در ادامه ببینید.
#افطاری
#غذای_ایرانی
#ربنای_شجریان
#اذان_موذن_زاده
https://news.1rj.ru/str/cacpc
این همه که پاینار در ایران معروف و مشهور است، متاسفانه هندل رایت معروف نیست. ایشان استاد تمام آموزش چندفرهنگی در دانشگاه UBC است. جزء اساتید معروف و مشهوری است، که در این حوزه کار می کنند. تخصص اصلی ایشان مطالعات فرهنگی و آموزش است. دروسی که تدریس می کنند؛ روش تحقیق کیفی و آموزش چندفرهنگی است. ایشان امروز، افطار مهمان ما بودند. همان طور که قبلا عرض کردم متاسفانه استاد پاینار در این افطاری به دلیل سفر به آمریکا حضور ندارند.
نوشیدنی و غذاهایی که آماده کرده بودیم کاملا ایرانی بود(البته من طبق معمول دست به سیاه و سفید نزدم و سفره افطار هنر همسر عزیزم بود). نوشیدنی افطار، شربت زعفران همراه با خاکشیر و تخم شربتی بود. پیش غذا سوپ و غذای اصلی هم پلو با دو نوع خورشت ایرانی بود؛ قورمه سبزی و کباب بختیاری.
استاد هندل رایت لذت می برد و می گفت اینقدر که خورده در حال ترکیدن است. مواد مورد نیاز همه غذا ها را سوال می کرد. ما هم سعی می کردیم یک به یک توضیح دهیم. زولبیا هم خریده بودیم. برایش جالب بود. می گفت برای اولین بار است که غذای ایرانی می خورد.
با این کار می خواستیم در خاطر او هم حس خوبی از ایران و ایرانی به یادگار بگذاریم و هم معنی افطاری را از نزدیک تجربه کنند. از طول ساعت روزه سوال می کرد و برایش تعجب آور بود که چطور می توان ۱۹ ساعت روزه گرفت! البته یک غذای معنوی ایرانی هم در سفره افطار داشتیم ربنای زیبای شجریان و صوت زیبای اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی.
در مورد استاد شجریان و موذن زاده به ایشان، توضیح دادم....
آوازه ی استاد شجریان تا کانادا هم رسیده و حتی پروفسور رایت که فارسی و عربی نمی دانست از شنیدن این دعا متاثر شدند! حال صدا و سیما هرچقدر می خواهد ایشان را سانسور کند...
عکس های افطاری را در ادامه ببینید.
#افطاری
#غذای_ایرانی
#ربنای_شجریان
#اذان_موذن_زاده
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدن این ویدئو کلیپ دگرگونتان می کند.
صلح چیست؟ همزیستی چیست؟ انسان کیست؟ حیوان چیست؟ نجات چیست؟
@cacpc
ارسالی: خانم کوشانیا
صلح چیست؟ همزیستی چیست؟ انسان کیست؟ حیوان چیست؟ نجات چیست؟
@cacpc
ارسالی: خانم کوشانیا
#یادداشت_چهل_و_پنجم
خداحافظی دخترم از مدرسه!
دو روز دیگر، مدرسه دخترم در کانادا تعطیل می شود. یک سال تحصیلی به همین زودی گذشت. دخترم به اهدافی که داشت و داشتیم رسیده است. فرهنگ دیگری را تجربه کرده است. نگاهش تغییر کرده، زاویه دیدش باز شده، دوستانی پیدا کرده و انگلیسی را به صورت نیتیو صحبت می کند.
قبل از اینکه به کانادا بیاییم فکر کرده بودیم که چه باید کنیم هرجایی که هستیم یادگاری خوبی از کشورمان در کانادا به یادگار بگذاریم. در مورد خودم که هرچقدر بلد بودم گرد و خاک کردم! چند تا سخنرانی داشتم. مصاحبه های مختلفی با افراد مشهور داشتم، چند نشست مجازی و اسکایپی با داخل کشور داشتم. در دانشگاه هم سعی کردم خودم را نشان دهم نه فقط به عنوان نماینده ای از خودم، نه به عنوان نماینده ای از دانشگاه علامه، بلکه به عنوان نماینده ای از کشورم. در مورد مدرسه دخترم هم سوداهایی داشتیم. فکر کرده بودیم که چه کنیم تا در مدرسه دخترم هم یادگار خوبی از ایران برجای بگذاریم. هرچند خوشبختانه همواره ایرانیان در مدارس و دانشگاه های کانادا می درخشند، اما ما هم می خواستیم سهم خود را از دینی که به وطنمان داریم ادا کنیم.
برای این کار صنایع دستی را که قبلا از ایران تهیه کرده بودیم به دفتر مدیر اهداء کردیم و خواهش کردیم که این کاشی را که اسم زیبای ایران به انگلیسی و فارسی در آن نقش بسته بود، در دفتر مدرسه نصب کنند. این را اول سال به مدرسه هدیه کرده بودیم. اما برای آخر سال نیز برای کلاس دخترم برنامه داشتیم.دو هفته به مدیر ومعلم دخترم ایمیل زده بودم که ما قرار است از معلمان دخترم تشکر کنیم. برنامه را با هم هماهنگ کردیم و به اصطلاح امروزی ها بسته بودیم. ۲۷ جون ۲۰۱۷ ساعت دو تا سه عصر جشن خداحافظی دخترم و تشکر از معلمان ایشان بود.
سعی کردم از این برنامه هم به نفع کشورمان بیشترین استفاده را بکنیم. ابتدا برای بچه ها در مورد ایران صحبت کردم. به صورت خیلی ساده ایران را معرفی کردم. به چندفرهنگی بودن ایران اشاره کردم و گفتم ایران ما هم مثل کشور شما چندفرهنگی است. سابقه تاریخی ایران را به بچه ها توضیح دادم. از چهار فصل بودنش از اقوامش و از دانشمندانش گفتم.
سپس فیلم کوتاهی از ایران برای بچه ها پخش کردم که به زبان انگلیسی بود. به نوعی مکمل صحبت های من بود.
در نهایت هدیه معلم دخترم که لعاب اصفهان بود به ایشان تقدیم کردیم. برای معلمان دیگر دخترم هم کارت های تشکر(در کانادا کارتهای تشکر زیاد کاربرد دارد) دادیم.
مرحله آخر هم سرو شیرینی برای بچه ها همراه با موسیقی. دخترم برای تک تک همکلاسی هایش هدیه کوچکی تهیه کرده بود که به رسم یادگار به آنها اهدا کرد. پایان بخش برنامه هم،انداختن عکس یادگاری و لحظات احساسی- عاطفی خداحافظی بچه ها با دخترم بود....
عکس های این مراسم را در ادامه ببینید.
#خداحافظی_با_مدرسه
#معرفی_ایران_چندفرهنگی
#عکس_یادگاری
https://news.1rj.ru/str/cacpc
خداحافظی دخترم از مدرسه!
دو روز دیگر، مدرسه دخترم در کانادا تعطیل می شود. یک سال تحصیلی به همین زودی گذشت. دخترم به اهدافی که داشت و داشتیم رسیده است. فرهنگ دیگری را تجربه کرده است. نگاهش تغییر کرده، زاویه دیدش باز شده، دوستانی پیدا کرده و انگلیسی را به صورت نیتیو صحبت می کند.
قبل از اینکه به کانادا بیاییم فکر کرده بودیم که چه باید کنیم هرجایی که هستیم یادگاری خوبی از کشورمان در کانادا به یادگار بگذاریم. در مورد خودم که هرچقدر بلد بودم گرد و خاک کردم! چند تا سخنرانی داشتم. مصاحبه های مختلفی با افراد مشهور داشتم، چند نشست مجازی و اسکایپی با داخل کشور داشتم. در دانشگاه هم سعی کردم خودم را نشان دهم نه فقط به عنوان نماینده ای از خودم، نه به عنوان نماینده ای از دانشگاه علامه، بلکه به عنوان نماینده ای از کشورم. در مورد مدرسه دخترم هم سوداهایی داشتیم. فکر کرده بودیم که چه کنیم تا در مدرسه دخترم هم یادگار خوبی از ایران برجای بگذاریم. هرچند خوشبختانه همواره ایرانیان در مدارس و دانشگاه های کانادا می درخشند، اما ما هم می خواستیم سهم خود را از دینی که به وطنمان داریم ادا کنیم.
برای این کار صنایع دستی را که قبلا از ایران تهیه کرده بودیم به دفتر مدیر اهداء کردیم و خواهش کردیم که این کاشی را که اسم زیبای ایران به انگلیسی و فارسی در آن نقش بسته بود، در دفتر مدرسه نصب کنند. این را اول سال به مدرسه هدیه کرده بودیم. اما برای آخر سال نیز برای کلاس دخترم برنامه داشتیم.دو هفته به مدیر ومعلم دخترم ایمیل زده بودم که ما قرار است از معلمان دخترم تشکر کنیم. برنامه را با هم هماهنگ کردیم و به اصطلاح امروزی ها بسته بودیم. ۲۷ جون ۲۰۱۷ ساعت دو تا سه عصر جشن خداحافظی دخترم و تشکر از معلمان ایشان بود.
سعی کردم از این برنامه هم به نفع کشورمان بیشترین استفاده را بکنیم. ابتدا برای بچه ها در مورد ایران صحبت کردم. به صورت خیلی ساده ایران را معرفی کردم. به چندفرهنگی بودن ایران اشاره کردم و گفتم ایران ما هم مثل کشور شما چندفرهنگی است. سابقه تاریخی ایران را به بچه ها توضیح دادم. از چهار فصل بودنش از اقوامش و از دانشمندانش گفتم.
سپس فیلم کوتاهی از ایران برای بچه ها پخش کردم که به زبان انگلیسی بود. به نوعی مکمل صحبت های من بود.
در نهایت هدیه معلم دخترم که لعاب اصفهان بود به ایشان تقدیم کردیم. برای معلمان دیگر دخترم هم کارت های تشکر(در کانادا کارتهای تشکر زیاد کاربرد دارد) دادیم.
مرحله آخر هم سرو شیرینی برای بچه ها همراه با موسیقی. دخترم برای تک تک همکلاسی هایش هدیه کوچکی تهیه کرده بود که به رسم یادگار به آنها اهدا کرد. پایان بخش برنامه هم،انداختن عکس یادگاری و لحظات احساسی- عاطفی خداحافظی بچه ها با دخترم بود....
عکس های این مراسم را در ادامه ببینید.
#خداحافظی_با_مدرسه
#معرفی_ایران_چندفرهنگی
#عکس_یادگاری
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
👍1
#یادداشت_چهل_و_ششم
تور مجازی وداع با UBC!
در حالی این یادداشت را تقدیم می کنم که در ایران هستم. دوباره وطن! اما هنوز در حال و هوای نظم، آرامش و تکریم موجود در کانادا هستم. در همین ابتدای ورود، بی نظمی صف ها در فرودگاه، شلوغی اتومبیل ها در خیابان و نوع برخورد آدم ها، آزار دهنده است...
با خود کلنجار می روم که آرام باش! دیگر به ایران برگشتی، دیگر در ایران هستی، این موارد طبیعی است، این همه حرص نخور! به خود اجازه نده ذهن و مغزت مدام مقایسه کند ولی ظاهرا جدال میان این دو (تصور و واقعیت)، بیش از آنکه من فکر می کردم، قوی هستند و گویا قرار نیست این مقایسه ها تمامی داشته باشد!
واما شرح خدا حافظی
برای خداحافظی با استاد میزبانم، دقیقا در وقت تعیین شده در اتاقش در دانشگاه بودم. دقایقی کلماتی رد و بدل شد، کلماتی از جنس لحظات وداع! از اینکه من ابراز امیدواری می کردم ایشان را هر چه زودتر در ایران ببینم و ابراز امیدواری ایشان برای من ...
سپس برای خدا حافظی دیدار مدیر گروه رفتم و در نهایت جهت خداحافظی با برخی از کارکنان دانشکده، وارد دانشگاه شدم.
هوا به شدت آفتابی است، دیگر از ابرها و باران های ونکوور هیچ اثری نیست. شهر زیبای ونکوور زیباتر و دانشگاه زیبای UBC روشن تر و درخشان تر از قبل دیده می شود. حس غریبی است؛ دوباره خاطرات هر کدام از بخش های دانشگاه و البته سریع از ذهنم عبور می کنند. یاد روز اول ورودم به دانشگاه افتادم که هنوز خستگی مسافرت هوایی بیست و چند ساعته در من هویدا بود و گیج و منگ به دنبال پیدا کردن دانشکده آموزش بودم. یاد رورهایی که دیگر، از دانشکده آموزش فراتر رفته بودم، نه تنها دانشکده آموزش بلکه به دانشکده های دیگر نیز سرک می کشیدم. دانشکده هنر جامعه شناسی کامپیوتر که هر کدام در واقع بخشی از علایق زندگی من بوده و است و البته ساحل آرام بخش اقیانوس آرام که دانشگاه UBC را احاطه کرده بود. اینجا را هم از دست نمی دادم، چون می دانستم دیگر چنین هوای شفاف و تمیزی را در تهران تجربه نخواهم کرد. بعضی اوقات پیاده یا سواره راهی ساحل دانشگاه می شدم و مدت ها اقیانوس با عظمت و زیبا را تماشا می کردم....
اما امروز به تهران برگشتم نه از نظم آنجا خبری است و نه از آرامش کانادا و نه از هوای لطیف و تمیزش. تنها دلیلی که تسلی دهنده است دیدار با خانواده، دوستان، همکاران و شاید بیش از همه دیدار مجدد وطن می باشد.
امروز در وطن هستم اما مایلم لحظات وداع با UBC را با شما به اشتراک بگذارم. از ورود به دانشگاه شروع و مجدد به خروجی دانشگاه باز خواهم گشت. این تور مجازی با کمک متن، عکس و فیلم همراه خواهد بود. لذا دوستانی که مایلند در این تور شریک باشند فایل ها را به ترتیب ارائه، مشاهده کنند.
#تور_مجازی_دانشگاه
#وداع_با_کانادا
#سلام_به_وطن
https://news.1rj.ru/str/cacpc
تور مجازی وداع با UBC!
در حالی این یادداشت را تقدیم می کنم که در ایران هستم. دوباره وطن! اما هنوز در حال و هوای نظم، آرامش و تکریم موجود در کانادا هستم. در همین ابتدای ورود، بی نظمی صف ها در فرودگاه، شلوغی اتومبیل ها در خیابان و نوع برخورد آدم ها، آزار دهنده است...
با خود کلنجار می روم که آرام باش! دیگر به ایران برگشتی، دیگر در ایران هستی، این موارد طبیعی است، این همه حرص نخور! به خود اجازه نده ذهن و مغزت مدام مقایسه کند ولی ظاهرا جدال میان این دو (تصور و واقعیت)، بیش از آنکه من فکر می کردم، قوی هستند و گویا قرار نیست این مقایسه ها تمامی داشته باشد!
واما شرح خدا حافظی
برای خداحافظی با استاد میزبانم، دقیقا در وقت تعیین شده در اتاقش در دانشگاه بودم. دقایقی کلماتی رد و بدل شد، کلماتی از جنس لحظات وداع! از اینکه من ابراز امیدواری می کردم ایشان را هر چه زودتر در ایران ببینم و ابراز امیدواری ایشان برای من ...
سپس برای خدا حافظی دیدار مدیر گروه رفتم و در نهایت جهت خداحافظی با برخی از کارکنان دانشکده، وارد دانشگاه شدم.
هوا به شدت آفتابی است، دیگر از ابرها و باران های ونکوور هیچ اثری نیست. شهر زیبای ونکوور زیباتر و دانشگاه زیبای UBC روشن تر و درخشان تر از قبل دیده می شود. حس غریبی است؛ دوباره خاطرات هر کدام از بخش های دانشگاه و البته سریع از ذهنم عبور می کنند. یاد روز اول ورودم به دانشگاه افتادم که هنوز خستگی مسافرت هوایی بیست و چند ساعته در من هویدا بود و گیج و منگ به دنبال پیدا کردن دانشکده آموزش بودم. یاد رورهایی که دیگر، از دانشکده آموزش فراتر رفته بودم، نه تنها دانشکده آموزش بلکه به دانشکده های دیگر نیز سرک می کشیدم. دانشکده هنر جامعه شناسی کامپیوتر که هر کدام در واقع بخشی از علایق زندگی من بوده و است و البته ساحل آرام بخش اقیانوس آرام که دانشگاه UBC را احاطه کرده بود. اینجا را هم از دست نمی دادم، چون می دانستم دیگر چنین هوای شفاف و تمیزی را در تهران تجربه نخواهم کرد. بعضی اوقات پیاده یا سواره راهی ساحل دانشگاه می شدم و مدت ها اقیانوس با عظمت و زیبا را تماشا می کردم....
اما امروز به تهران برگشتم نه از نظم آنجا خبری است و نه از آرامش کانادا و نه از هوای لطیف و تمیزش. تنها دلیلی که تسلی دهنده است دیدار با خانواده، دوستان، همکاران و شاید بیش از همه دیدار مجدد وطن می باشد.
امروز در وطن هستم اما مایلم لحظات وداع با UBC را با شما به اشتراک بگذارم. از ورود به دانشگاه شروع و مجدد به خروجی دانشگاه باز خواهم گشت. این تور مجازی با کمک متن، عکس و فیلم همراه خواهد بود. لذا دوستانی که مایلند در این تور شریک باشند فایل ها را به ترتیب ارائه، مشاهده کنند.
#تور_مجازی_دانشگاه
#وداع_با_کانادا
#سلام_به_وطن
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2