زوجی که دوستِ ساموئل بکت بودند، سگی داشتند که اسماش را «بکت» گذاشته بودند. یک روز آنها به بکت میگویند آیا او بابت این قضیه ناراحت نیست؟ سَم چنین پاسخ میدهد: «اگر آن سگ ناراحت نباشد، من نیستم.»
© Masoud Lotfi
© Masoud Lotfi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هارولد لوید ۹۴ سال پیش در این فیلم از انگشت وسط استفاده کرده.
Speedy (1928)
Speedy (1928)
صبح در خانهی یک ماهیگیر
© Frits Thaulow - Morning Interior From A Fisherman House, 1890.
© Frits Thaulow - Morning Interior From A Fisherman House, 1890.
لغتنامه دهخدا
صبحانه. ناشتایی. زیرقلیانی. ناهارشکن. صفراشکن. ناشتاشکن. چاشنی بامداد... آنچه صبح خورند چون چای و شیر و کره و نان و قهوه و مانند آنها.
© Laurits Andersen Ring - At Breakfast, 1898.
صبحانه. ناشتایی. زیرقلیانی. ناهارشکن. صفراشکن. ناشتاشکن. چاشنی بامداد... آنچه صبح خورند چون چای و شیر و کره و نان و قهوه و مانند آنها.
© Laurits Andersen Ring - At Breakfast, 1898.
لغتنامه دهخدا
چُک. چندک. چمباتمه. نشستن پس زانو. طرزی نشستن که زانو در بغل گرفته پس زانو نشینند.
«بهویژه اگر با گذاشتن سر بر روی زانوها باشد یکی از وضعیتهای نشسته در زبان بدن (تنگفتار) است که بیانگر غم و اندوه است.»
© Egon Schiele - Cowering, 1912.
چُک. چندک. چمباتمه. نشستن پس زانو. طرزی نشستن که زانو در بغل گرفته پس زانو نشینند.
«بهویژه اگر با گذاشتن سر بر روی زانوها باشد یکی از وضعیتهای نشسته در زبان بدن (تنگفتار) است که بیانگر غم و اندوه است.»
© Egon Schiele - Cowering, 1912.
خیلی ترسدارم.
از اینکه صبح بیدار بشم، از اینکه سرکار برم. از زنگخوردن تلفن، زنگ در خونه، صدازدنم توی محل کار، از مردن، از زندهبودن، از ترسیدن، از بیپولی، از خوردن قرص، از لرزش دست، از وسواس فکری، از فراموشی، از بهیادآوردن، از بهیادآوردنم. بهدنیا اومدم که بترسم.
از تنها چیزی که نمیترسم، خودمم.
از اینکه صبح بیدار بشم، از اینکه سرکار برم. از زنگخوردن تلفن، زنگ در خونه، صدازدنم توی محل کار، از مردن، از زندهبودن، از ترسیدن، از بیپولی، از خوردن قرص، از لرزش دست، از وسواس فکری، از فراموشی، از بهیادآوردن، از بهیادآوردنم. بهدنیا اومدم که بترسم.
از تنها چیزی که نمیترسم، خودمم.
The Catcher in the Rye
صبحِ یکشنبه (روزِ تعطیل) © Anders Zorn - Sunday Morning, 1892-94.
© Anders Zorn - Sunday morning, 1891.