سال ۱۹۵۹، یک جراح بهاسم «لئونارد کاب» ۲۰ بیمار قلبی رو بیهوش کرد، سینهشون رو شکافت و بدون اینکه کاری انجام بده، سینهشون رو دوباره دوخت. اتفاقی که بعدش افتاد حیرتآور بود...
سالها پیش، رایجترین عمل برای درمان درد قفسهی سینه ناشی از بیماری قلبی، چیزی بود بهاسم «بستن شریان مامری داخلی». یعنی عمدا یکیاز رگهای اصلی کنار قلب رو میبستن تا خون با شدت بیشتری از رگهای دیگه عبور کنه. بیمارها هم میگفتن بهتر شدن، درد کمتر و انرژی بیشتری دارن...
جراحی بهاسم «لئونارد کاب» این داستان براش مسخره بود. نمیتونست باور کنه این عمل واقعا حال آدما رو خوب میکنه. پس دست به کار عجیبی زد. ۴۰ بیمار قلبی واقعی رو انتخاب کرد. نصفشون رو واقعا عمل کرد و روی بقیهشون یه عمل قلابی انجام داد. اتفاقی که بعدش افتاد برای هیچکس قابل تصور نبود...
نتیجه؟ ۷۳ درصد از افرادی که واقعا عمل کرده بودن، بعد از عمل گزارش دادن که حالشون بهتر شده؛ اما عجیب اینجا بود که از بین افرادی که روشون عمل قلابی انجام شده بود و روح خودشون هم خبر نداشت، ۸۰ درصد گزارش کردن که واقعا حال بهتری پیدا کردن. نتیجه این عمل یه شوک در پزشکی بود...
عمل قلابی «لئونارد کاب» پرونده اون روش جراحی منسوخ رو بست، اما پیام مهمترش این بود که ذهن چه قدرت عجیبی داره. فقط باور به اینکه تو جراحی شدی، میتونه واقعا آثار بهبودی (حتی موقت) رو در بدنت ایجاد کنه. امروز این اتفاق یه اصطلاح در دنیای پزشکی داره که بهش «اثر دارونما» میگن...
اگه مرشدهای زرد اینستاگرامی به این داستانها پی ببرن، احتمالا با جملاتی مثل: «باور کن تا بشه» یا «افکارت، سرنوشتت رو خلق میکنن»، نسخههای مضحک و یکسانی برای همه خواهند پیچید. اما اینجا یه تبصرهی مهم وجود داره. اثر دارونما بیشتر به حوزههایی مرتبط با «درک درد» محدوده...
میگرن یا پارگی مینیسک ممکنه با دارونما آروم بشه، اما وقتی بحث ژن یا افسردگی عمیق پیش میاد، اثرش تقریبا ناپدید میشه. یعنی چی؟ یعنی ذهن قدرتمنده، ولی نه برای همهچیز. البته آدما اگه باور داشته باشن تو امتحان خوب عمل میکنن، معمولا بهتر عمل میکنن. اگه باور کنن سرطان رو شکست میدن، احتمال بقاشون بیشتر میشه...
ولی اگه صبح تا شب به این فکر کنی که میتونی با پای برهنه روی آب راه بری، بازم نمیتونی این کار رو بکنی. دلیل سادهش اینه که ذهن یه سری حلقههای بازخورد داره که انتظارات ما رو به تجربههامون گره میزنه. انتظار درد باعث میشه درد حس کنیم. انتظار بیاحترامی باعث میشه رفتارمون جوری بشه که بقیه واقعا باهامون بدرفتاری کنن...
پس بله، باورها اثر میذارن. ولی باور همهچیز نیست. اونا فقط یکی از حلقههای زنجیرهی تجربهان، نه کل تجربه. تو دنیای خودیاری از «باورهای محدودکننده» زیاد میشنوی. اما باید یادت باشه «محدودیتِ باور» هم وجود داره: جایی که انتظاراتت به واقعیت میخوره و متوقف میشه. بهترین کار اینه که هر دو رو ببینی. هم قدرت ذهن، هم مرزهای واقعیت.
توی این زمینه پیشنـهاد میشه خلاصـه کتاب «اثر انتظار» رو در سایت و اپلیکیشن چکیـدا بهصورت صـوتی و متنی بخونی یا بشنوی. این کتاب دید تازهای از قدرت ذهن بهت میده.
https://chekida.com/summary/expectation-effect-book-summary/
سالها پیش، رایجترین عمل برای درمان درد قفسهی سینه ناشی از بیماری قلبی، چیزی بود بهاسم «بستن شریان مامری داخلی». یعنی عمدا یکیاز رگهای اصلی کنار قلب رو میبستن تا خون با شدت بیشتری از رگهای دیگه عبور کنه. بیمارها هم میگفتن بهتر شدن، درد کمتر و انرژی بیشتری دارن...
جراحی بهاسم «لئونارد کاب» این داستان براش مسخره بود. نمیتونست باور کنه این عمل واقعا حال آدما رو خوب میکنه. پس دست به کار عجیبی زد. ۴۰ بیمار قلبی واقعی رو انتخاب کرد. نصفشون رو واقعا عمل کرد و روی بقیهشون یه عمل قلابی انجام داد. اتفاقی که بعدش افتاد برای هیچکس قابل تصور نبود...
نتیجه؟ ۷۳ درصد از افرادی که واقعا عمل کرده بودن، بعد از عمل گزارش دادن که حالشون بهتر شده؛ اما عجیب اینجا بود که از بین افرادی که روشون عمل قلابی انجام شده بود و روح خودشون هم خبر نداشت، ۸۰ درصد گزارش کردن که واقعا حال بهتری پیدا کردن. نتیجه این عمل یه شوک در پزشکی بود...
عمل قلابی «لئونارد کاب» پرونده اون روش جراحی منسوخ رو بست، اما پیام مهمترش این بود که ذهن چه قدرت عجیبی داره. فقط باور به اینکه تو جراحی شدی، میتونه واقعا آثار بهبودی (حتی موقت) رو در بدنت ایجاد کنه. امروز این اتفاق یه اصطلاح در دنیای پزشکی داره که بهش «اثر دارونما» میگن...
اگه مرشدهای زرد اینستاگرامی به این داستانها پی ببرن، احتمالا با جملاتی مثل: «باور کن تا بشه» یا «افکارت، سرنوشتت رو خلق میکنن»، نسخههای مضحک و یکسانی برای همه خواهند پیچید. اما اینجا یه تبصرهی مهم وجود داره. اثر دارونما بیشتر به حوزههایی مرتبط با «درک درد» محدوده...
میگرن یا پارگی مینیسک ممکنه با دارونما آروم بشه، اما وقتی بحث ژن یا افسردگی عمیق پیش میاد، اثرش تقریبا ناپدید میشه. یعنی چی؟ یعنی ذهن قدرتمنده، ولی نه برای همهچیز. البته آدما اگه باور داشته باشن تو امتحان خوب عمل میکنن، معمولا بهتر عمل میکنن. اگه باور کنن سرطان رو شکست میدن، احتمال بقاشون بیشتر میشه...
ولی اگه صبح تا شب به این فکر کنی که میتونی با پای برهنه روی آب راه بری، بازم نمیتونی این کار رو بکنی. دلیل سادهش اینه که ذهن یه سری حلقههای بازخورد داره که انتظارات ما رو به تجربههامون گره میزنه. انتظار درد باعث میشه درد حس کنیم. انتظار بیاحترامی باعث میشه رفتارمون جوری بشه که بقیه واقعا باهامون بدرفتاری کنن...
پس بله، باورها اثر میذارن. ولی باور همهچیز نیست. اونا فقط یکی از حلقههای زنجیرهی تجربهان، نه کل تجربه. تو دنیای خودیاری از «باورهای محدودکننده» زیاد میشنوی. اما باید یادت باشه «محدودیتِ باور» هم وجود داره: جایی که انتظاراتت به واقعیت میخوره و متوقف میشه. بهترین کار اینه که هر دو رو ببینی. هم قدرت ذهن، هم مرزهای واقعیت.
توی این زمینه پیشنـهاد میشه خلاصـه کتاب «اثر انتظار» رو در سایت و اپلیکیشن چکیـدا بهصورت صـوتی و متنی بخونی یا بشنوی. این کتاب دید تازهای از قدرت ذهن بهت میده.
https://chekida.com/summary/expectation-effect-book-summary/
Chekida
خلاصه کتاب اثر انتظار | چکیده 0 تا 100 | چکیدا
خلاصه کتاب اثر انتظار دربارهی ارتباط عجیبِ ذهن با بدن صحبت میکنه و ازطریق مثالهای واقعی و آزمایشهای روانشناسی ثابت میکنه که ذهن قدرت درمان بدن و حتی...
❤43👍12
📚 زندگی مجموعهای از فقدانهاست؛ این تقریبا تنها چیزِ حتمی در زندگیِ ماست.
لحظهبهلحظه و سالبهسال خودِ سابقمان را پشتسر میگذاریم، خودی که دیگر نمیتوانیم آن را برگردانیم. ما دوستان، اعضای خانواده، ارتباطات، شغلها و گروههایی را از دست میدهیم. نظرات، تجارب، اعتقادات و اشتیاقاتی را از دست میدهیم و درنهایت روزی هستیِ خود را.
اگر به لحظاتِ سختِ زندگیتان فکر کنید، متوجه میشوید برای خلاصی از آن لحظاتِ سخت باید با رنجِ فقدان کنار میآمدید. باید روابط و پیگیریها را از دست میدادید، باید معنایی را از دست میدادید تا قادر میشدید به معنایی والاتر و سالمتر دست یابید.
🔹 با این نگاه، تمام رشدها به گونهای فقدان نیاز دارند و تمام فقدانها موجب رشد میشوند. این دو باید با یکدیگر اتفاق بیفتند.
🔋 افراد به رشد با دیدگاهی شادیبخش و خوشبینانه نگاه میکنند؛ اما اینطور نیست. تغییراِت واقعی ترکیبی از احساسات بههمراه دارند: ناراحتی در مورد چیزی که پشتسر گذاشتهاید و خوشحالی در مورد چیزی که بهدست آوردهاید؛ ناراحتیای سطحی همراه با خوشحالیای ساده.
📌 این متن برگرفته از کتابهای مارک منسن بود که چکیدا بخش مهمی از کتابهای این نویسنده رو توی سایت و اپلیکیشنش خلاصه کرده. با جستجوی اسمش در اپلیکیشن میتونی به تمام خلاصه کتابای این نویسنده دسترسی داشته باشی.
https://chekida.com/author/mark-manson
لحظهبهلحظه و سالبهسال خودِ سابقمان را پشتسر میگذاریم، خودی که دیگر نمیتوانیم آن را برگردانیم. ما دوستان، اعضای خانواده، ارتباطات، شغلها و گروههایی را از دست میدهیم. نظرات، تجارب، اعتقادات و اشتیاقاتی را از دست میدهیم و درنهایت روزی هستیِ خود را.
اگر به لحظاتِ سختِ زندگیتان فکر کنید، متوجه میشوید برای خلاصی از آن لحظاتِ سخت باید با رنجِ فقدان کنار میآمدید. باید روابط و پیگیریها را از دست میدادید، باید معنایی را از دست میدادید تا قادر میشدید به معنایی والاتر و سالمتر دست یابید.
🔹 با این نگاه، تمام رشدها به گونهای فقدان نیاز دارند و تمام فقدانها موجب رشد میشوند. این دو باید با یکدیگر اتفاق بیفتند.
🔋 افراد به رشد با دیدگاهی شادیبخش و خوشبینانه نگاه میکنند؛ اما اینطور نیست. تغییراِت واقعی ترکیبی از احساسات بههمراه دارند: ناراحتی در مورد چیزی که پشتسر گذاشتهاید و خوشحالی در مورد چیزی که بهدست آوردهاید؛ ناراحتیای سطحی همراه با خوشحالیای ساده.
📌 این متن برگرفته از کتابهای مارک منسن بود که چکیدا بخش مهمی از کتابهای این نویسنده رو توی سایت و اپلیکیشنش خلاصه کرده. با جستجوی اسمش در اپلیکیشن میتونی به تمام خلاصه کتابای این نویسنده دسترسی داشته باشی.
https://chekida.com/author/mark-manson
Chekida
خلاصه کتاب های مارک منسن ا | چکیدا
خلاصه کتاب های مارک منسن | چکیدا
❤29👍12
✍️ آلبر کامو میگفت هرگز شاد نخواهی بود اگر دائم دنبال مولفههای شادی باشی و هرگز خوشبخت نخواهد بود اگر دائم بهدنبال خوشبختی باشی.
🔴 ویدیو جدید چکیدا دربارهی همین صحبت میکنه؛ اینکه خوشبختی از کجا میاد و چطور ممکنه همین الان درون همون خوشبختی باشیم که همیشه دنبالش میگشتیم.
https://youtube.com/shorts/SfdBv9yD0Js?feature=share
🔴 ویدیو جدید چکیدا دربارهی همین صحبت میکنه؛ اینکه خوشبختی از کجا میاد و چطور ممکنه همین الان درون همون خوشبختی باشیم که همیشه دنبالش میگشتیم.
https://youtube.com/shorts/SfdBv9yD0Js?feature=share
YouTube
آلبر کامو میگفت هرگز خوشبخت نخواهی بود اگه دائم دنبالش باشی! بهنظرت چرا؟
⁉️ میخوای احساس خوشبختی کنی ⁉️به اون صدایی که درونت صحبت میکنه بیشتر گوش بده. اون میدونه کجا بری، چیکار کنی و با کی باشی. اون میدونه که چی برات خوبه و چ...
❤31👍8
🔴 گزارهی اول: توی این اوضاع نمیشه هیچ کاری کرد...
🔵 گزارهی دوم: اما خواجه نصیرالدین طوسی در دوران حملهی مغولها و فروپاشی اجتماعی، رصدخانهی مراغه رو ساخت.
🔴 گزارهی اول: کسی با این ایدهم موافقت نمیکنه...
🔵 گزارهی دوم: اما دکتر حسابی ۷بار «نه» شنید تا بالاخره برای تاسیس رشته فیزیک مدرن در ایران «بله» رو گرفت!
🔴 گزارهی اول: دیگه از سن من گذشته...
🔵 گزارهی دوم: اما فردوسی، حوالی ۴۰سالگیش نوشتنِ شاهنامه رو شروع کرد و اتمامش ۳۵سال طول کشید.
🔴 گزارهی اول: حال روحیم خوب نیست...
🔵 گزارهی دوم: اما مولانا، بعد از ضربهی سنگین فقدان شمس اثر ماندگار مثنوی مولوی رو خلق کرد!
🔴 گزارهی اول: خیلی سرم شلوغه. وقت ندارم...
🔵 گزارهی دوم: اما ابنسینا در میان فرار سیاسی، زندان و طبابت اجباری برای دربار، بیشاز ۲۴۰ رساله نوشت.
💎 میدونم که اوضاع سخته و برای خیلیامون اینا بهانه نیست؛ اما کارهای بزرگ همیشه از دل این سختیا میگذرن.
📌 این یک یادآوره؛ همچنان قوی بمون!
🔵 گزارهی دوم: اما خواجه نصیرالدین طوسی در دوران حملهی مغولها و فروپاشی اجتماعی، رصدخانهی مراغه رو ساخت.
🔴 گزارهی اول: کسی با این ایدهم موافقت نمیکنه...
🔵 گزارهی دوم: اما دکتر حسابی ۷بار «نه» شنید تا بالاخره برای تاسیس رشته فیزیک مدرن در ایران «بله» رو گرفت!
🔴 گزارهی اول: دیگه از سن من گذشته...
🔵 گزارهی دوم: اما فردوسی، حوالی ۴۰سالگیش نوشتنِ شاهنامه رو شروع کرد و اتمامش ۳۵سال طول کشید.
🔴 گزارهی اول: حال روحیم خوب نیست...
🔵 گزارهی دوم: اما مولانا، بعد از ضربهی سنگین فقدان شمس اثر ماندگار مثنوی مولوی رو خلق کرد!
🔴 گزارهی اول: خیلی سرم شلوغه. وقت ندارم...
🔵 گزارهی دوم: اما ابنسینا در میان فرار سیاسی، زندان و طبابت اجباری برای دربار، بیشاز ۲۴۰ رساله نوشت.
💎 میدونم که اوضاع سخته و برای خیلیامون اینا بهانه نیست؛ اما کارهای بزرگ همیشه از دل این سختیا میگذرن.
📌 این یک یادآوره؛ همچنان قوی بمون!
👏77❤54👍20🤩2👎1
🌱 سال گذشته، در چنین روزی، همهچیز خیلی متفاوت بود.
سال آینده، در همین روز، باز هم همهچیز تغییر کرده.
جایی که امروز در اون ایستادی، مقصد نهاییت نیست، فقط مرحله الانِ زندگیته. امیدوار باش. تو از جادوی جهان هیچ تصوری نداری وقتی حرف از تغییر زندگی و دنیات وسط باشه. 🙂
سال آینده، در همین روز، باز هم همهچیز تغییر کرده.
جایی که امروز در اون ایستادی، مقصد نهاییت نیست، فقط مرحله الانِ زندگیته. امیدوار باش. تو از جادوی جهان هیچ تصوری نداری وقتی حرف از تغییر زندگی و دنیات وسط باشه. 🙂
❤84👍30
😍 تخفیف یلدایی چکیدا 😍
درست مثل شب یلدا، ما هم گاهی توی «شبهای طولانیِ ذهنمون» گیر میکنیم؛ توی تاریکیِ «ندونستن»، «ترس»، «بیانگیزگی» یا «گمشدگی». اما بازم درست مثلِ یلدا، تو هم نیاز به یک نقطهی شروع داری تا خورشیدِ آگاهی توی ذهنت طلوع کنه.
🕯️ امسال، انارت رو دون کن، ولی ذهنت رو گرسنه نذار. ما توی چکیدا تصمیم گرفتیم برای این «جشنِ روشنایی»، یه هدیهی واقعی بهت بدیم. هدیهای که نه تموم میشه و نه فاسد؛ هدیهای که تا سالِ دیگه همین موقع، مسیرِ زندگیت رو روشن نگه میداره.
🎁 تخفیفِ ویژهی یلدایی چکیدا (بدون نیاز به کد): برای اینکه هیچکس از قطارِ رشد جا نمونه، اشتراک یکسالهی چکیدا رو با یه تخفیفِ اساسی در دسترس گذاشتیم:
❌ قیمت اصلی: ۴۹۹ هزار تومان
✅ قیمت یلدایی: ۲۹۹ هزار تومان
این یعنی با هزینهی یه شامِ معمولی، میتونی ۳۶۵ روز به عصارهی صدها کتابِ ارزشمندِ دنیا بهصورت صوتی و متنی دسترسی داشته باشی. کتابهایی که هر کدومشون میتونن مثل یه چراغقوه، بخشی از مسیرِ تاریکِ زندگی رو برات روشن کنن.
🔻 نکته مهم: فرقی نمیکنه کاربرِ جدید هستی یا از قبل اشتراک داری؛ میتونی همین الان تمدید کنی و این یک سال رو به حسابت اضافه کنی.
❄️ زمستون فصلِ خوابِ طبیعته، اما میتونه فصلِ «بیدار شدنِ» تو باشه. اجازه نده امسال هم مثل سالهای قبل بگذره. نور رو انتخاب کن.
🚀 همین الان روی لینکِ زیر کلیک کن و قبل از اینکه دیر بشه، سالِ جدیدِ فکریت رو با ۲۹۹ تومن شروع کن.
https://chekida.com/subnoscription
❓ برای اون دسته از دوستانی که نمیدونن چکیدا چیکار میکنه: ما توی اپلیکیشن چکیدا، کتابهای قطور و شاهکارِ دنیای روانشناسی، توسعه فردی و بیزنس رو میخونیم، حاشیه و اضافاتش رو دور میریزیم و «عصارهی ناب» و کاربردیِ اونها رو توی فایلهای صوتی و متنیِ ۲۰ دقیقهای تحویلت میدیم. یعنی تو میتونی توی ترافیک، مترو، موقع ورزش یا حتی شستنِ ظرفها، کتابهایی رو «جذب» کنی که خوندنِ کاملشون هفتهها زمان میبره.
درست مثل شب یلدا، ما هم گاهی توی «شبهای طولانیِ ذهنمون» گیر میکنیم؛ توی تاریکیِ «ندونستن»، «ترس»، «بیانگیزگی» یا «گمشدگی». اما بازم درست مثلِ یلدا، تو هم نیاز به یک نقطهی شروع داری تا خورشیدِ آگاهی توی ذهنت طلوع کنه.
🕯️ امسال، انارت رو دون کن، ولی ذهنت رو گرسنه نذار. ما توی چکیدا تصمیم گرفتیم برای این «جشنِ روشنایی»، یه هدیهی واقعی بهت بدیم. هدیهای که نه تموم میشه و نه فاسد؛ هدیهای که تا سالِ دیگه همین موقع، مسیرِ زندگیت رو روشن نگه میداره.
🎁 تخفیفِ ویژهی یلدایی چکیدا (بدون نیاز به کد): برای اینکه هیچکس از قطارِ رشد جا نمونه، اشتراک یکسالهی چکیدا رو با یه تخفیفِ اساسی در دسترس گذاشتیم:
❌ قیمت اصلی: ۴۹۹ هزار تومان
✅ قیمت یلدایی: ۲۹۹ هزار تومان
این یعنی با هزینهی یه شامِ معمولی، میتونی ۳۶۵ روز به عصارهی صدها کتابِ ارزشمندِ دنیا بهصورت صوتی و متنی دسترسی داشته باشی. کتابهایی که هر کدومشون میتونن مثل یه چراغقوه، بخشی از مسیرِ تاریکِ زندگی رو برات روشن کنن.
🔻 نکته مهم: فرقی نمیکنه کاربرِ جدید هستی یا از قبل اشتراک داری؛ میتونی همین الان تمدید کنی و این یک سال رو به حسابت اضافه کنی.
❄️ زمستون فصلِ خوابِ طبیعته، اما میتونه فصلِ «بیدار شدنِ» تو باشه. اجازه نده امسال هم مثل سالهای قبل بگذره. نور رو انتخاب کن.
🚀 همین الان روی لینکِ زیر کلیک کن و قبل از اینکه دیر بشه، سالِ جدیدِ فکریت رو با ۲۹۹ تومن شروع کن.
https://chekida.com/subnoscription
❓ برای اون دسته از دوستانی که نمیدونن چکیدا چیکار میکنه: ما توی اپلیکیشن چکیدا، کتابهای قطور و شاهکارِ دنیای روانشناسی، توسعه فردی و بیزنس رو میخونیم، حاشیه و اضافاتش رو دور میریزیم و «عصارهی ناب» و کاربردیِ اونها رو توی فایلهای صوتی و متنیِ ۲۰ دقیقهای تحویلت میدیم. یعنی تو میتونی توی ترافیک، مترو، موقع ورزش یا حتی شستنِ ظرفها، کتابهایی رو «جذب» کنی که خوندنِ کاملشون هفتهها زمان میبره.
Chekida
خرید اشتراک | چکیدا
❤19👍2👏2🤩2
🔹 چون کار خارقالعادهای نمیکنی، نباید احساس بیارزشی کنی...
ما با تعریف اشتباهی از «قهرمان» بزرگ شدیم. فکر میکنیم «قهرمان» کسیه که کارای بزرگ باید انجام بده و چون زندگی اکثر ما اینطوری نیست، شبها که به سقف خیره میشیم، حس میکنیم «هیچکس» نیستیم؛ اما بذار خیالت رو راحت کنم: اگه امروز صبح با اینکه دلت میخواست نباشی، پاهات رو روی زمین گذاشتی و ایستادی، تو یک قهرمانی...
بیا به ۲هزار سال پیش برگردیم. به اتاق خوابِ قدرتمندترین مردِ جهان، یعنی مارکوس اورلیوس. امپراتور روم صبح با همون چیزی میجنگید که تو هرروز میجنگی: میل به بیروننیومدن از زیر پتو. افسرده بود؟ خسته بود؟ ناامید بود؟ تاریخ به این اشارهای نکرده اما فقط میدونیم که خودش رو قانع میکرد تا بیدار بشه. در دفترچهش جملهی جالبی نوشته...
اون خطاب به خودش نوشت: «صبحگاه وقتی برای بیدار شدن تنبلی میکنی، به خودت بگو: من بیدار میشوم تا کارِ یک «انسان» را انجام دهم. چرا باید شکایت کنم اگر قرار است کاری را انجام دهم که برایش زاده شدهام؟ آیا من ساخته شدهام تا زیر پتوی گرم بمانم؟» دقت کن که نگفت بیدار میشم تا دنیا رو فتح کنم. گفت بیدار میشم تا کارم رو بهعنوان یه انسان انجام بدم...
و کارِ انسان چیه؟ دوامآوردن و مفیدبودن در دایرهی کوچیک خودش. ما برای کسی که از یه ساختمونِ آتیشگرفته بیرون میپره دست میزنیم (که باید بزنیم) اما کسی که ۳۰ سالِ تمام، هرروز صبح باوجود اضطرابِ مزمن، بیدار میشه، لباس میپوشه و برای نونآوردن به سرِ کار میره، نادیده میگیریم. چرا؟ چون این جنگ در سکوت اتفاق میفته...
هیچ دوربینی نیست تا لحظهای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گمشدهست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک دربارهی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا میکنی، تو یه «قهرمانی»...
هیچ دوربینی نیست تا لحظهای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گمشدهست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک دربارهی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا میکنی، تو یه «قهرمانی»...
🔹 خودت رو دستکم نگیر! جنــگ تو کوچیـک نیست؛ ولی «بیصداست» و سختترین جنگها همونایی هستن که در سکوت ذهن رخ میــدن و تو هرروز در اونها پیروز میشی؛ همین که هنوز اینجایی!
📚 راستی، میتونی خلاصه کتاب تاملات مارکوس اورلیوس رو بهصورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا بخونی یا بشنوی.
📌 و اینکه فقط تا فردا فرصت داری که از تخفیف یلدایی چکیدا استفاده کنی
https://chekida.com/subnoscription
ما با تعریف اشتباهی از «قهرمان» بزرگ شدیم. فکر میکنیم «قهرمان» کسیه که کارای بزرگ باید انجام بده و چون زندگی اکثر ما اینطوری نیست، شبها که به سقف خیره میشیم، حس میکنیم «هیچکس» نیستیم؛ اما بذار خیالت رو راحت کنم: اگه امروز صبح با اینکه دلت میخواست نباشی، پاهات رو روی زمین گذاشتی و ایستادی، تو یک قهرمانی...
بیا به ۲هزار سال پیش برگردیم. به اتاق خوابِ قدرتمندترین مردِ جهان، یعنی مارکوس اورلیوس. امپراتور روم صبح با همون چیزی میجنگید که تو هرروز میجنگی: میل به بیروننیومدن از زیر پتو. افسرده بود؟ خسته بود؟ ناامید بود؟ تاریخ به این اشارهای نکرده اما فقط میدونیم که خودش رو قانع میکرد تا بیدار بشه. در دفترچهش جملهی جالبی نوشته...
اون خطاب به خودش نوشت: «صبحگاه وقتی برای بیدار شدن تنبلی میکنی، به خودت بگو: من بیدار میشوم تا کارِ یک «انسان» را انجام دهم. چرا باید شکایت کنم اگر قرار است کاری را انجام دهم که برایش زاده شدهام؟ آیا من ساخته شدهام تا زیر پتوی گرم بمانم؟» دقت کن که نگفت بیدار میشم تا دنیا رو فتح کنم. گفت بیدار میشم تا کارم رو بهعنوان یه انسان انجام بدم...
و کارِ انسان چیه؟ دوامآوردن و مفیدبودن در دایرهی کوچیک خودش. ما برای کسی که از یه ساختمونِ آتیشگرفته بیرون میپره دست میزنیم (که باید بزنیم) اما کسی که ۳۰ سالِ تمام، هرروز صبح باوجود اضطرابِ مزمن، بیدار میشه، لباس میپوشه و برای نونآوردن به سرِ کار میره، نادیده میگیریم. چرا؟ چون این جنگ در سکوت اتفاق میفته...
هیچ دوربینی نیست تا لحظهای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گمشدهست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک دربارهی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا میکنی، تو یه «قهرمانی»...
هیچ دوربینی نیست تا لحظهای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گمشدهست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک دربارهی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا میکنی، تو یه «قهرمانی»...
🔹 خودت رو دستکم نگیر! جنــگ تو کوچیـک نیست؛ ولی «بیصداست» و سختترین جنگها همونایی هستن که در سکوت ذهن رخ میــدن و تو هرروز در اونها پیروز میشی؛ همین که هنوز اینجایی!
📚 راستی، میتونی خلاصه کتاب تاملات مارکوس اورلیوس رو بهصورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا بخونی یا بشنوی.
📌 و اینکه فقط تا فردا فرصت داری که از تخفیف یلدایی چکیدا استفاده کنی
https://chekida.com/subnoscription
Chekida
خرید اشتراک | چکیدا
❤48👍9👎1😢1🤩1
🔴 فقط چند ساعت مونده!
📚 یک سال دسترسی نامحدود به چکیدهی بهترین کتابهای دنیا.
❌ قیمت فردا: ۴۹۹,۰۰۰ تومان
✅ قیمت الان: ۲۹۹,۰۰۰ تومان
(بدون نیاز به کد تخفیف)
با هزینهی یه شام معمولی، میتونی ۳۶۵ روز ذهنِ بزرگانِ تاریخ و نویسندگان مطرح رو اجاره کنی. مارکوس اورلیوس، جیمز کلیر، رایان هالیدی، مارک منسن... همه منتظرن تا توی مترو، ترافیک و اوقات مردهت، باهات حرف بزنن.
⚠️ امشب ساعت ۱۲، این در بسته میشه.
اگه اشتراک نداری، یا اشتراکت داره تموم میشه، الان وقتشه.
🚀 لینک خرید با ۴۰٪ تخفیف (بدون کد):
https://chekida.com/subnoscription
📚 یک سال دسترسی نامحدود به چکیدهی بهترین کتابهای دنیا.
❌ قیمت فردا: ۴۹۹,۰۰۰ تومان
✅ قیمت الان: ۲۹۹,۰۰۰ تومان
(بدون نیاز به کد تخفیف)
با هزینهی یه شام معمولی، میتونی ۳۶۵ روز ذهنِ بزرگانِ تاریخ و نویسندگان مطرح رو اجاره کنی. مارکوس اورلیوس، جیمز کلیر، رایان هالیدی، مارک منسن... همه منتظرن تا توی مترو، ترافیک و اوقات مردهت، باهات حرف بزنن.
⚠️ امشب ساعت ۱۲، این در بسته میشه.
اگه اشتراک نداری، یا اشتراکت داره تموم میشه، الان وقتشه.
🚀 لینک خرید با ۴۰٪ تخفیف (بدون کد):
https://chekida.com/subnoscription
Chekida
خرید اشتراک | چکیدا
❤11👍3👎1
ایرانیان باستان خردمندتر از آن بودند که از تاریکی بترسند. آنها میدانستند که برای طلوع خورشید، باید از دلِ طولانیترین تاریکی گذر کرد.
امشب، شب یلداست. اما بیایید به آن فقط به عنوان یک بهانه برای پرخوری یا یک دورهمی ساده نگاه نکنیم. بیایید به فلسفهای که در پسِ آن نهفته است فکر کنیم.
رواقیون اصلی به نام «آمور فاتی» (Amor Fati) یا «عشق به سرنوشت» دارند. این یعنی نه تنها پذیرفتن آنچه اتفاق میافتد، بلکه دوست داشتن آن. یلدا تجسم همین مفهوم است. زمستان سخت است؟ هوا سرد است؟ شب طولانی است؟ ما از آن فرار نمیکنیم. ما دور هم جمع میشویم، انار (نماد حیات) میخوریم و حافظ میخوانیم و به استقبال آن میرویم.
ما تاریکی را جشن میگیریم چون میدانیم که:
1️⃣. پایانپذیر است: حتی طولانیترین شب سال هم در برابر طلوع خورشید تسلیم میشود.
2️⃣. فرصتی برای سکون است: در دنیایی که مدام میدویم، یلدا یک "توقف" اجباری و زیباست.
مارکوس اورلیوس میگوید: "وقتی صبح برمیخیزی، فکر کن چه موهبت گرانبهایی است زنده بودن."
یلدا به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به آن صبح، باید در برابر سرما و تاریکی «تابآوری» داشته باشیم.
🍉 یلدایتان مبارک و پر از آگاهی.
امشب، شب یلداست. اما بیایید به آن فقط به عنوان یک بهانه برای پرخوری یا یک دورهمی ساده نگاه نکنیم. بیایید به فلسفهای که در پسِ آن نهفته است فکر کنیم.
رواقیون اصلی به نام «آمور فاتی» (Amor Fati) یا «عشق به سرنوشت» دارند. این یعنی نه تنها پذیرفتن آنچه اتفاق میافتد، بلکه دوست داشتن آن. یلدا تجسم همین مفهوم است. زمستان سخت است؟ هوا سرد است؟ شب طولانی است؟ ما از آن فرار نمیکنیم. ما دور هم جمع میشویم، انار (نماد حیات) میخوریم و حافظ میخوانیم و به استقبال آن میرویم.
ما تاریکی را جشن میگیریم چون میدانیم که:
1️⃣. پایانپذیر است: حتی طولانیترین شب سال هم در برابر طلوع خورشید تسلیم میشود.
2️⃣. فرصتی برای سکون است: در دنیایی که مدام میدویم، یلدا یک "توقف" اجباری و زیباست.
مارکوس اورلیوس میگوید: "وقتی صبح برمیخیزی، فکر کن چه موهبت گرانبهایی است زنده بودن."
یلدا به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به آن صبح، باید در برابر سرما و تاریکی «تابآوری» داشته باشیم.
🍉 یلدایتان مبارک و پر از آگاهی.
❤68👍9👏7
📚 ما کتاب میخونیم تا بدونیم تنها نیستیم!
🔵 وقتی غم بزرگی به سراغمون میاد؛ مثل از دست دادن کسی که دوستش داریم، اولین حسی که تجربه میکنیم، درد نیست، انزوا هست. تو وسطِ جمع نشستی، آدما دارن میخندن و چایی میخورن، اما تو انگار غریبهای. با خودت میگی: «هیچکسی نمیفهمه. هیچکس تا حالا اینطور نسوخته. من در این درد تنها هستم.» این خطرناکترین دروغیه که غم به ما میگه...
🌱 سی.اس.لوئیس، نویسندهی بزرگی که خودش با ازدستدادنِ همسرش تا مرز فروپاشی رفت، پادزهر این اتفاق رو کشف کرد. اون جملهای داره که باید سردر تمام کتابخونهها نوشت: «ما کتاب میخوانیم تا بدانیم تنها نیستیم.» وقتی کتابی رو باز میکنی، چه تاملات مارکوس اورلیوس باشه که ۲۰۰۰ سال پیش نوشته شده و چه مثنوی مولوی، اتفاق عجیبی میفته...
یهو جملهای رو میخونی که انگار همین امروز صبح از دلِ تو بیرون اومده. میبینی که سِنِکا در روم باستان دقیقا همونطور برای ازدستدادن دوستش بیتابی میکرد که تو میکنی. میبینی که مونتنی در قرن ۱۶، همون ترسی رو داشت که تو امشب داری. میبینی فلان آدم موفق که الگوی بقیه هست، همونقدر در غم فراق معشوق اشک ریخته که تو میریزی...
ادبیات و تاریخ، فقط مجموعهای از کلمات و تاریخ جنگها نیستن. اونا «نقشهی جغرافیای رنج انسان» هستن. وقتی میخونی، تازه متوجه میشی که این جادهای که الان داری در تاریکی و با ترس ازش عبور میکنی، قبلا هزارانبار توسط پاهای دیگری طی شده. ردِ پای اونا هنوز هست. اونا زنده موندن، عبور کردن و حتی از دل تاریکی چراغی برای آینده ساختن...
📌 پس اگه امروز احساس تنهایی میکنی، اگه فکر میکنی دردت عجیبه، کتابی رو باز کن. شاید تعجب کنی وقتی ببینی کسی که ۵۰۰ سال پیش مرده، بهتر از تمام زندههای اطرافت حالِ امروزت رو میفهمه. این قدرت کلماته! اونها دستهایی هستن که از زیر خاک بیرون اومدن تا شونههای تو رو بگیرن و بگن:
💎 «آرام باش. من هم اینجا بودهام. این نیز بخشی از انسانبودن است.»
کتابخوندن در روزهای سخـت، فرار از واقعیت نیست؛ روبهروشدن با واقعیـتِ مشتـرکِ انســانیست. با چکیدا، این واقعیتِ مشترک انسانی بهشکل کاملا جدیــدی تجربه کن!
🔵 وقتی غم بزرگی به سراغمون میاد؛ مثل از دست دادن کسی که دوستش داریم، اولین حسی که تجربه میکنیم، درد نیست، انزوا هست. تو وسطِ جمع نشستی، آدما دارن میخندن و چایی میخورن، اما تو انگار غریبهای. با خودت میگی: «هیچکسی نمیفهمه. هیچکس تا حالا اینطور نسوخته. من در این درد تنها هستم.» این خطرناکترین دروغیه که غم به ما میگه...
🌱 سی.اس.لوئیس، نویسندهی بزرگی که خودش با ازدستدادنِ همسرش تا مرز فروپاشی رفت، پادزهر این اتفاق رو کشف کرد. اون جملهای داره که باید سردر تمام کتابخونهها نوشت: «ما کتاب میخوانیم تا بدانیم تنها نیستیم.» وقتی کتابی رو باز میکنی، چه تاملات مارکوس اورلیوس باشه که ۲۰۰۰ سال پیش نوشته شده و چه مثنوی مولوی، اتفاق عجیبی میفته...
یهو جملهای رو میخونی که انگار همین امروز صبح از دلِ تو بیرون اومده. میبینی که سِنِکا در روم باستان دقیقا همونطور برای ازدستدادن دوستش بیتابی میکرد که تو میکنی. میبینی که مونتنی در قرن ۱۶، همون ترسی رو داشت که تو امشب داری. میبینی فلان آدم موفق که الگوی بقیه هست، همونقدر در غم فراق معشوق اشک ریخته که تو میریزی...
ادبیات و تاریخ، فقط مجموعهای از کلمات و تاریخ جنگها نیستن. اونا «نقشهی جغرافیای رنج انسان» هستن. وقتی میخونی، تازه متوجه میشی که این جادهای که الان داری در تاریکی و با ترس ازش عبور میکنی، قبلا هزارانبار توسط پاهای دیگری طی شده. ردِ پای اونا هنوز هست. اونا زنده موندن، عبور کردن و حتی از دل تاریکی چراغی برای آینده ساختن...
📌 پس اگه امروز احساس تنهایی میکنی، اگه فکر میکنی دردت عجیبه، کتابی رو باز کن. شاید تعجب کنی وقتی ببینی کسی که ۵۰۰ سال پیش مرده، بهتر از تمام زندههای اطرافت حالِ امروزت رو میفهمه. این قدرت کلماته! اونها دستهایی هستن که از زیر خاک بیرون اومدن تا شونههای تو رو بگیرن و بگن:
💎 «آرام باش. من هم اینجا بودهام. این نیز بخشی از انسانبودن است.»
کتابخوندن در روزهای سخـت، فرار از واقعیت نیست؛ روبهروشدن با واقعیـتِ مشتـرکِ انســانیست. با چکیدا، این واقعیتِ مشترک انسانی بهشکل کاملا جدیــدی تجربه کن!
❤41👍36👏2
🔹 چرا دیدن پورن مخربه؟
برخلاف تصور، قضیه فراتر از ابعاد اخلاقی هست و پای نوروساینس وسطه.
توی ویدیو جدید چکیدا در یوتوب متوجه میشی که عادت به تماشای ویدیوهای پورن چطور حتی روی الگوی تلاش فرد در زندگیش هم تاثیر میذاره و از ما آدمی راحتطلب میسازه.
🔴 میدونم عجیبه، اما پیشنهاد میکنم ببینی تا متوجه دلیلش بشی:
https://www.youtube.com/shorts/yh9AXjleIu4
برخلاف تصور، قضیه فراتر از ابعاد اخلاقی هست و پای نوروساینس وسطه.
توی ویدیو جدید چکیدا در یوتوب متوجه میشی که عادت به تماشای ویدیوهای پورن چطور حتی روی الگوی تلاش فرد در زندگیش هم تاثیر میذاره و از ما آدمی راحتطلب میسازه.
🔴 میدونم عجیبه، اما پیشنهاد میکنم ببینی تا متوجه دلیلش بشی:
https://www.youtube.com/shorts/yh9AXjleIu4
YouTube
پورن چطور روی الگوی تلاشت تاثیر میذاره؟ #توسعه_فردی #دوپامین #کتاب_صوتی
کارل یونگ میگفت خودارضایی فقط رفع نیاز جنـ.سی نیست؛ بلکه نمود اصلیش در جاهای دیگهی زندگی خودش رو نشون میده. میگفت کسی که به خودارضایی روی میاره، کمکم یاد...
❤18👍3👏3
😍 خلاصه کتاب جدید چکیدا که امروز منتشر شد: بهتر از بهترینت باش
مشکل خیلیاز ما نبودِ «انگیزه» نیست. ما انگیزه داریم، اما بازم نمیتونیم تغییراتی که میخوایم رو عملی کنیم.
خلاصه کتاب جدید چکیدا روی همین موضوع دست میذاره. میتونی همین الان بهصورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا مطالعهش کنی.
📚 لینک خلاصه کتاب «بهتر از بهترینت باش»
https://chekida.com/summary/your-best-just-got-better-book-summary/
مشکل خیلیاز ما نبودِ «انگیزه» نیست. ما انگیزه داریم، اما بازم نمیتونیم تغییراتی که میخوایم رو عملی کنیم.
خلاصه کتاب جدید چکیدا روی همین موضوع دست میذاره. میتونی همین الان بهصورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا مطالعهش کنی.
📚 لینک خلاصه کتاب «بهتر از بهترینت باش»
https://chekida.com/summary/your-best-just-got-better-book-summary/
Chekida
خلاصه کتاب بهتر از بهترینت باش | چکیده 0 تا 100 | چکیدا
کتاب بهتر از بهترینت باش اثر جیسون وومک، نقشهی راهی برای خروج از تلهی «مشغله» و رسیدن به «بهرهوری» است. یاد بگیرید چطور با کارِ کمتر، بهتر نتیجه بگیری.
❤24👍6👏2
❤️🔥 اگر در رابطهای هستی که هیجانش کم شده، نترس و فکر نکن عشق مُرده!
اشتباه ما اینه که فکر میکنیم «احساس» راهنمای درستی برای کشف حقیقته. بر همین مبنا فکر میکنیم باید کسی رو پیدا کنیم که با دیدنش زانوهامون بلرزه و قلبمون از سینه بیرون بزنه.
🎭 ما با داستان «رومئو و ژولیت» بزرگ شدیم؛ بدون اینکه بدونیم عشق اونها فقط ۳ روز دوام آورد و جان ۶ نفر رو گرفت! این عشق نبود؛ یک جنونِ زودگذر بود...
🔻 مشکل اینجاست که ما شور و اشتیاق رو با عشق اشتباه گرفتیم. آلن دوباتن توی کتاب «سیر عشق» جملهی درخشانی داره: 💬 «ما با کسی ازدواج نمیکنیم که کامله؛ ما با کسی ازدواج میکنیم که میتونیم با نوعِ خاصِ رنجکشیدنِ او کنار بیایم.»
رنجِ اغلب ما اینه که فکر میکنیم زندگی همیشه باید در «اوج» باشه؛ اما بخش زیادی از زندگی عاطفی، «ادارهکردن» است...
🚀 ما فکر میکنیم اگه برای کسی «میمیریم»، پس حتماً باید با اون زندگی کنیم. اما هیجان اولیه، فقط سوختِ پرتابِ موشک هست. وقتی موشک از جو خارج شد و وارد مدارِ روزمرگی شد، اون سوخت تموم شده. اونجا دیگه آتش (هیجان) بهکار نمیاد. اونجا مهندسی (ادارهکردن و تفاهم) لازم هست.
😵💫 ازدواج، مدیریتِ دیوانگیهای همدیگهست. شما دیوانهاید. منم که این متن رو مینویسم دیوانهم. اگه فکر میکنی دیوانه نیستی، یعنی هنوز خودت رو خوب نشناختی!
ازدواج موفق یعنی پیداکردن کسی که وقتی دیوانگیِ شما (مثل اضطراب، بدبینی، سکوت) گل کرد، وحشت نکنه. و برعکس، وقتی دیوانگیِ او بالا زد، شما بدونین دکمهی خاموشش کجاست.
🏛 اِپیکتِتوس، فیلسوف رواقی جملهای داره که باید سردرِ تمام محضرها نوشت: «اگر میخواهی همسرت هیچوقت بداخلاق نباشد، احمقی. چون میخواهی چیزی که در کنترل تو نیست، مطابق میل تو باشد. اما اگر میخواهی با بداخلاقیِ او، آرامشِ خودت را از دست ندهی، این در کنترل توست.»
🚦 پس دفعهی بعد که خواستی معیارهای ازدواجت رو بسنجی، از خودت نپرس: «آیا قلبم براش تند میزنه؟» بهجاش بپرس: «آیا حاضرم با این آدم، در یک ترافیکِ ۴ ساعته، وقتی کولر ماشین خراب شده و بچهها جیغ میزنن، توی یه تیم باشم؟»
چون زندگی، بیشتر شبیه اون ترافیک هست تا شبیه بالکنِ رومئو و ژولیت.
📚 پیشنهاد مطالعه: خلاصه کتاب سیر عشق از آلن دوباتن
این کتاب تصویر عشق در دنیای واقعی رو نشون میده! برای درک بهتر این مسیر، خلاصـه کتاب «سیر عشق» اثر آلن دوباتن رو در سایت و اپلیکیشـن چکیـدا بهصورت صـوتی و متنی بخونید یا بشنوید.
📲 [لینک دانلود اپلیکیشن و مطالعه کتاب]
🆔 @chekida_com
اشتباه ما اینه که فکر میکنیم «احساس» راهنمای درستی برای کشف حقیقته. بر همین مبنا فکر میکنیم باید کسی رو پیدا کنیم که با دیدنش زانوهامون بلرزه و قلبمون از سینه بیرون بزنه.
🎭 ما با داستان «رومئو و ژولیت» بزرگ شدیم؛ بدون اینکه بدونیم عشق اونها فقط ۳ روز دوام آورد و جان ۶ نفر رو گرفت! این عشق نبود؛ یک جنونِ زودگذر بود...
🔻 مشکل اینجاست که ما شور و اشتیاق رو با عشق اشتباه گرفتیم. آلن دوباتن توی کتاب «سیر عشق» جملهی درخشانی داره: 💬 «ما با کسی ازدواج نمیکنیم که کامله؛ ما با کسی ازدواج میکنیم که میتونیم با نوعِ خاصِ رنجکشیدنِ او کنار بیایم.»
رنجِ اغلب ما اینه که فکر میکنیم زندگی همیشه باید در «اوج» باشه؛ اما بخش زیادی از زندگی عاطفی، «ادارهکردن» است...
🚀 ما فکر میکنیم اگه برای کسی «میمیریم»، پس حتماً باید با اون زندگی کنیم. اما هیجان اولیه، فقط سوختِ پرتابِ موشک هست. وقتی موشک از جو خارج شد و وارد مدارِ روزمرگی شد، اون سوخت تموم شده. اونجا دیگه آتش (هیجان) بهکار نمیاد. اونجا مهندسی (ادارهکردن و تفاهم) لازم هست.
😵💫 ازدواج، مدیریتِ دیوانگیهای همدیگهست. شما دیوانهاید. منم که این متن رو مینویسم دیوانهم. اگه فکر میکنی دیوانه نیستی، یعنی هنوز خودت رو خوب نشناختی!
ازدواج موفق یعنی پیداکردن کسی که وقتی دیوانگیِ شما (مثل اضطراب، بدبینی، سکوت) گل کرد، وحشت نکنه. و برعکس، وقتی دیوانگیِ او بالا زد، شما بدونین دکمهی خاموشش کجاست.
🏛 اِپیکتِتوس، فیلسوف رواقی جملهای داره که باید سردرِ تمام محضرها نوشت: «اگر میخواهی همسرت هیچوقت بداخلاق نباشد، احمقی. چون میخواهی چیزی که در کنترل تو نیست، مطابق میل تو باشد. اما اگر میخواهی با بداخلاقیِ او، آرامشِ خودت را از دست ندهی، این در کنترل توست.»
🚦 پس دفعهی بعد که خواستی معیارهای ازدواجت رو بسنجی، از خودت نپرس: «آیا قلبم براش تند میزنه؟» بهجاش بپرس: «آیا حاضرم با این آدم، در یک ترافیکِ ۴ ساعته، وقتی کولر ماشین خراب شده و بچهها جیغ میزنن، توی یه تیم باشم؟»
چون زندگی، بیشتر شبیه اون ترافیک هست تا شبیه بالکنِ رومئو و ژولیت.
📚 پیشنهاد مطالعه: خلاصه کتاب سیر عشق از آلن دوباتن
این کتاب تصویر عشق در دنیای واقعی رو نشون میده! برای درک بهتر این مسیر، خلاصـه کتاب «سیر عشق» اثر آلن دوباتن رو در سایت و اپلیکیشـن چکیـدا بهصورت صـوتی و متنی بخونید یا بشنوید.
📲 [لینک دانلود اپلیکیشن و مطالعه کتاب]
🆔 @chekida_com
Chekida
دانلود اپلیکیشن | چکیدا
دانلود اپلیکیشن | چکید
❤39👏14👍8
🤝 یا کسی را دوست ندان، یا تمام روحت را با او شریک شو!
📜 حدود ۲ هزار سال پیش، شخصی بهاسم «لوسیلیوس» نامهای به سِنِکا، فیلسوف بزرگ رواقی نوشت. ظاهراً لوسیلیوس به کسی اعتماد کرده و ضربه خورده بود؛ یا شاید در مورد اینکه چقدر باید با دوستش روراست باشه، تردید داشت. پاسخ سنکا، یک مانیفستِ تمامعیار دربارهی «شجاعتِ اعتماد کردن» است.
🔻 سنکا نوشت: «تو مینویسی که نامههایت را توسطِ "یک دوست" فرستادهای و بلافاصله هشدار میدهی که من نباید همهچیز را با او در میان بگذارم، چون خودت هم این کار را نمیکنی! پس در یک جمله، هم او را دوست خطاب کردهای و هم غریبه!»
سنکا انگشتش رو روی زخمی میذاره که امروز همهی ما بهش مبتلا هستیم: «روابطِ نیمبند».
🎭 ما با آدمها هستیم، اما درواقع نیستیم. میخندیم، اما خندهمون واقعی نیست. حرف میزنیم، اما چیزی رو فاش نمیکنیم. سنکا معتقد بود این «رفتار سیاستمدارانه» در دوستی، روح رو فرسوده میکنه.
⚖️ قانون سِنِکا ساده و ترسناک بود: «اول قضاوت کن. سپس اعتماد کن!»
او میگفت: «باید قبل از اینکه کسی را دوست بنامی، مدتها او را بسنجی. سختگیر باش. امتحانش کن. ببین آیا ارزشش را دارد؟ اما لحظهای که تصمیم گرفتی او دوست توست، دیگر تمام شد! حالا باید او را مثلِ خودت بدانی. باید بتوانی در حضور او، همانطور بلند فکر کنی که در تنهایی فکر میکنی.»
❓ اما چرا این قانون ترسناک است؟ چون اعتماد کردن یعنی «آسیبپذیر شدن». وقتی تمامِ روحت رو با کسی شریک میشی، در واقع خنجر رو به دستش میدی و گلوی خودت رو نشونش میدی، با این اطمینان که او نخواهد برید. 🔪
نسلِ ما از این «برهنگیِ روانی» وحشت داره. اما وقتی با گاردِ بسته ارتباط میسازی، طرف مقابل هم یاد میگیره که با تو بازی کنه...
💎 راهحل چیه؟ آیا باید به همه اعتماد کرد؟ ابداً. سنکا میگه اینکار حماقته. راهحل «غربالگری بیرحمانه و وفاداریِ بیقیدوشرط» است.
دور خودت رو شلوغ نکن. یکی دو نفر رو پیدا کن که ارزشش رو دارن. سخت قضاوتشون کن، اما وقتی انتخاب کردی، اون دیوار لعنتی رو خراب کن. زندگی کوتاهتر از اونه که برای کسانی نقش بازی کنیم که قراره زیر تابوتمون رو بگیرن!
ـــــــــــــــ 📚 پیشنهاد مطالعه: نامههای یک رواقی
کتاب «نامههای یک رواقی» پر از بینشهای نابِ سِنِکا دربارهی دوستی، مرگ، خشم و آرامش است. خلاصهی صوتی و متنیِ این شاهکار رو میتونید همین الان در اپلیکیشن چکیدا بشنوید و بخونید.
📲 [لینک دانلود اپلیکیشن و دسترسی به کتاب]
🆔 @chekida_com
📜 حدود ۲ هزار سال پیش، شخصی بهاسم «لوسیلیوس» نامهای به سِنِکا، فیلسوف بزرگ رواقی نوشت. ظاهراً لوسیلیوس به کسی اعتماد کرده و ضربه خورده بود؛ یا شاید در مورد اینکه چقدر باید با دوستش روراست باشه، تردید داشت. پاسخ سنکا، یک مانیفستِ تمامعیار دربارهی «شجاعتِ اعتماد کردن» است.
🔻 سنکا نوشت: «تو مینویسی که نامههایت را توسطِ "یک دوست" فرستادهای و بلافاصله هشدار میدهی که من نباید همهچیز را با او در میان بگذارم، چون خودت هم این کار را نمیکنی! پس در یک جمله، هم او را دوست خطاب کردهای و هم غریبه!»
سنکا انگشتش رو روی زخمی میذاره که امروز همهی ما بهش مبتلا هستیم: «روابطِ نیمبند».
🎭 ما با آدمها هستیم، اما درواقع نیستیم. میخندیم، اما خندهمون واقعی نیست. حرف میزنیم، اما چیزی رو فاش نمیکنیم. سنکا معتقد بود این «رفتار سیاستمدارانه» در دوستی، روح رو فرسوده میکنه.
⚖️ قانون سِنِکا ساده و ترسناک بود: «اول قضاوت کن. سپس اعتماد کن!»
او میگفت: «باید قبل از اینکه کسی را دوست بنامی، مدتها او را بسنجی. سختگیر باش. امتحانش کن. ببین آیا ارزشش را دارد؟ اما لحظهای که تصمیم گرفتی او دوست توست، دیگر تمام شد! حالا باید او را مثلِ خودت بدانی. باید بتوانی در حضور او، همانطور بلند فکر کنی که در تنهایی فکر میکنی.»
❓ اما چرا این قانون ترسناک است؟ چون اعتماد کردن یعنی «آسیبپذیر شدن». وقتی تمامِ روحت رو با کسی شریک میشی، در واقع خنجر رو به دستش میدی و گلوی خودت رو نشونش میدی، با این اطمینان که او نخواهد برید. 🔪
نسلِ ما از این «برهنگیِ روانی» وحشت داره. اما وقتی با گاردِ بسته ارتباط میسازی، طرف مقابل هم یاد میگیره که با تو بازی کنه...
💎 راهحل چیه؟ آیا باید به همه اعتماد کرد؟ ابداً. سنکا میگه اینکار حماقته. راهحل «غربالگری بیرحمانه و وفاداریِ بیقیدوشرط» است.
دور خودت رو شلوغ نکن. یکی دو نفر رو پیدا کن که ارزشش رو دارن. سخت قضاوتشون کن، اما وقتی انتخاب کردی، اون دیوار لعنتی رو خراب کن. زندگی کوتاهتر از اونه که برای کسانی نقش بازی کنیم که قراره زیر تابوتمون رو بگیرن!
ـــــــــــــــ 📚 پیشنهاد مطالعه: نامههای یک رواقی
کتاب «نامههای یک رواقی» پر از بینشهای نابِ سِنِکا دربارهی دوستی، مرگ، خشم و آرامش است. خلاصهی صوتی و متنیِ این شاهکار رو میتونید همین الان در اپلیکیشن چکیدا بشنوید و بخونید.
📲 [لینک دانلود اپلیکیشن و دسترسی به کتاب]
🆔 @chekida_com
Chekida
دانلود اپلیکیشن | چکیدا
دانلود اپلیکیشن | چکید
❤40👍10👏6
⛔️ اگه فکر میکنی «موفقیت» نجاتت میده، اینو نخون!
🎩 تولستوی، نویسندهی رمان افسانهای «جنگ و صلح» همهچیز داشت: ثروت افسانهای، شهرت جهانی، احترام پادشاهان، خانوادهی سالم و همسر عاشق. روی کاغذ، دنیا به کامش بود.
اما پشت درهای بسته، به خدمتکاراش میگفت طنابها و تفنگش رو قایم کنن تا مبادا کارِ خودش رو تموم کنه! چرا؟ مگه چی توی زندگیش کم بود؟... 🔫
🌀 کتاب «یافتن معنا در دنیای ناقص» اسم این وضعیت رو میذاره: «پارادوکسِ پایان»
ما همهمون این توهم رو داریم: 💭 «اگه به اون شغل برسم، اگه اون پول رو دربیارم، اگه مشهور بشم... دیگه حالم خوب میشه و معنای زندگیم کامل میشه.»
تولستوی به تهِ این خط رسید و دید اونجا خبری نیست. نه نورِ الهیای تابید، نه حفرهی درونی پر شد. فقط سوالِ کشندهی «خب که چی؟» باقی موند. ❓
⚠️ اشتباه تولستوی (و خیلی از ما) اینه که دنبال «معنای کامل» میگردیم. ما فکر میکنیم زندگیِ معنادار یعنی زندگیای که توش هیچ رنج، هیچ نقص و هیچ روزِ معمولیای وجود نداشته باشه. تولستوی وقتی دید شهرتش نمیتونه جلوی مرگ یا پیری رو بگیره، حس کرد فریب خورده. اون دنبال یه «معجزهی بیرونی» بود، در حالی که معنا، جنس «درونی» داره...
🌾 تولستوی آخرش منصرف شد. چه چیزی نجاتش داد؟ نوشتنِ یه شاهکارِ دیگه؟ نه. اون معنا رو در چیزهای «ناقص» پیدا کرد. در کار کردنِ ساده کنار دهقانها، در دوختنِ چکمه برای خودش، در لذتهای کوچیک و معمولی. 👢
✨ اون فهمید برای اینکه زندگی ارزش زیستن داشته باشه، لازم نیست «خارقالعاده» باشه. همین زندگی معمولی، با همهی رنجهاش، کافیه...
ــــــــ 🎁 هدیهی ویژه آخر هفته: کتاب «یافتن معنا در دنیای ناقص» بهت یاد میده چطور با همین زندگیِ فعلی و ناقصت آشتی کنی. این کتاب رو میتونید تا آخر هفته به صورت کاملاً رایگان در سایت و اپلیکیشن چکیدا بخونید یا بشنوید.
📲 [لینک مطالعه و شنیدن رایگان کتاب]
🆔 @chekida_com
🎩 تولستوی، نویسندهی رمان افسانهای «جنگ و صلح» همهچیز داشت: ثروت افسانهای، شهرت جهانی، احترام پادشاهان، خانوادهی سالم و همسر عاشق. روی کاغذ، دنیا به کامش بود.
اما پشت درهای بسته، به خدمتکاراش میگفت طنابها و تفنگش رو قایم کنن تا مبادا کارِ خودش رو تموم کنه! چرا؟ مگه چی توی زندگیش کم بود؟... 🔫
🌀 کتاب «یافتن معنا در دنیای ناقص» اسم این وضعیت رو میذاره: «پارادوکسِ پایان»
ما همهمون این توهم رو داریم: 💭 «اگه به اون شغل برسم، اگه اون پول رو دربیارم، اگه مشهور بشم... دیگه حالم خوب میشه و معنای زندگیم کامل میشه.»
تولستوی به تهِ این خط رسید و دید اونجا خبری نیست. نه نورِ الهیای تابید، نه حفرهی درونی پر شد. فقط سوالِ کشندهی «خب که چی؟» باقی موند. ❓
⚠️ اشتباه تولستوی (و خیلی از ما) اینه که دنبال «معنای کامل» میگردیم. ما فکر میکنیم زندگیِ معنادار یعنی زندگیای که توش هیچ رنج، هیچ نقص و هیچ روزِ معمولیای وجود نداشته باشه. تولستوی وقتی دید شهرتش نمیتونه جلوی مرگ یا پیری رو بگیره، حس کرد فریب خورده. اون دنبال یه «معجزهی بیرونی» بود، در حالی که معنا، جنس «درونی» داره...
🌾 تولستوی آخرش منصرف شد. چه چیزی نجاتش داد؟ نوشتنِ یه شاهکارِ دیگه؟ نه. اون معنا رو در چیزهای «ناقص» پیدا کرد. در کار کردنِ ساده کنار دهقانها، در دوختنِ چکمه برای خودش، در لذتهای کوچیک و معمولی. 👢
✨ اون فهمید برای اینکه زندگی ارزش زیستن داشته باشه، لازم نیست «خارقالعاده» باشه. همین زندگی معمولی، با همهی رنجهاش، کافیه...
ــــــــ 🎁 هدیهی ویژه آخر هفته: کتاب «یافتن معنا در دنیای ناقص» بهت یاد میده چطور با همین زندگیِ فعلی و ناقصت آشتی کنی. این کتاب رو میتونید تا آخر هفته به صورت کاملاً رایگان در سایت و اپلیکیشن چکیدا بخونید یا بشنوید.
📲 [لینک مطالعه و شنیدن رایگان کتاب]
🆔 @chekida_com
Chekida
دانلود اپلیکیشن | چکیدا
دانلود اپلیکیشن | چکید
❤48👍10🤯1
Forwarded from چکیدا | Chekida
مقصردانستن دیگران همیشه خیلی آسان است.
میتوانی تمام عمرت را به مقصر دانستن دنیا بگذرانی، اما بِدان مسئولیت تمام موفقیتها یا شکستهایت فقط با خودت است...
👤 پائولو كوئلیو
میتوانی تمام عمرت را به مقصر دانستن دنیا بگذرانی، اما بِدان مسئولیت تمام موفقیتها یا شکستهایت فقط با خودت است...
👤 پائولو كوئلیو
❤69👍42
⏳ زمان هیچچیزی رو برات حل نمیکنه!
💭 «بذار بگذره، درست میشه...» «زمان همهچیز رو حل میکنه...» این جملات رو هزار بار شنیدیم. اما بیا صادق باشیم:
🦷 آیا دندونی که درد میکنه با گذشت زمان خوب میشه؟ 🚗 آیا ماشینی که خراب شده، اگه سالها در پارکینگ بمونه، تعمیر میشه؟ پس چرا فکر میکنیم «روحِ زخمی» با گذشتِ زمان بهتر میشه؟...
🕰 سی. اس. لوئیس حرف دقیقی میزنه: «زمان هیچ کاری نمیکند. زمان فقط میگذرد.»
زمان مثل یک اتاق خالیه. این اتاق بهتنهایی نمیتونه تو رو درمان کنه. اینکه تو درون این اتاق چه کاری انجام میدی، تعیین میکنه که التیام پیدا میکنی یا نه. اگه دستت شکسته باشه و فقط روی مبل بشینی و به ساعت نگاه کنی، نهتنها خوب نمیشی، که استخونت هم کج جوش میخوره! 🦴
📉 فلاسفهی رواقی اعتقاد داشتن که احساساتِ پردازشنشده، مثلِ بدهی هستن. هر روزی که میگذره و تو با غم، خشم یا ترست روبرو نمیشی، بهرهی این وام بیشتر میشه. زخمی که تمیز و پانسمان نشه، با گذشت زمان عفونت میکنه و عفونت جاهای دیگه رو هم درگیر میکنه... 🦠
چیزی که واقعاً حالمون رو خوب میکنه، عبور عقربهها نیست؛ بلکه «تغییر زاویهی دید» و «اقدام» ماست.
آدمی که سوگ رو پشت سر میذاره، بهخاطر سردیِ خاک نیست؛ به خاطر اینه که یاد گرفته چطور معنای جدیدی برای زندگی بسازه. 🌱
🔻 تفاوت دو نگاه:
❌ استراتژی منفعل (اشتباه): باید صبر کنم تا خودبهخود حسش بپره.
✅ استراتژی فعال (درست): ۱. درد رو بپذیرم (انکار ممنوع). ۲. دلیلش رو بفهمم (ریشهیابی). ۳. یه قدم کوچک برای تغییرش بردارم (اقدام).
زمان فقط بستریست که تو توش این کارها رو انجام میدی، نه فاعلِ انجام کار.
📚 پیشنهاد ویژه: برای درک عمیقتر این موضوع، کتاب «آثار ماندگار تروما روی ذهن و بدن» (The Body Keeps the Score) یک شاهکار علمیه. چکیدا ۰ تا ۱۰۰ این کتاب رو برات در سایت و اپلیکیشن خلاصه کرده.
🎧 [لینک شنیدن و خواندن این خلاصه کتاب]
🆔 @chekida_com
💭 «بذار بگذره، درست میشه...» «زمان همهچیز رو حل میکنه...» این جملات رو هزار بار شنیدیم. اما بیا صادق باشیم:
🦷 آیا دندونی که درد میکنه با گذشت زمان خوب میشه؟ 🚗 آیا ماشینی که خراب شده، اگه سالها در پارکینگ بمونه، تعمیر میشه؟ پس چرا فکر میکنیم «روحِ زخمی» با گذشتِ زمان بهتر میشه؟...
🕰 سی. اس. لوئیس حرف دقیقی میزنه: «زمان هیچ کاری نمیکند. زمان فقط میگذرد.»
زمان مثل یک اتاق خالیه. این اتاق بهتنهایی نمیتونه تو رو درمان کنه. اینکه تو درون این اتاق چه کاری انجام میدی، تعیین میکنه که التیام پیدا میکنی یا نه. اگه دستت شکسته باشه و فقط روی مبل بشینی و به ساعت نگاه کنی، نهتنها خوب نمیشی، که استخونت هم کج جوش میخوره! 🦴
📉 فلاسفهی رواقی اعتقاد داشتن که احساساتِ پردازشنشده، مثلِ بدهی هستن. هر روزی که میگذره و تو با غم، خشم یا ترست روبرو نمیشی، بهرهی این وام بیشتر میشه. زخمی که تمیز و پانسمان نشه، با گذشت زمان عفونت میکنه و عفونت جاهای دیگه رو هم درگیر میکنه... 🦠
چیزی که واقعاً حالمون رو خوب میکنه، عبور عقربهها نیست؛ بلکه «تغییر زاویهی دید» و «اقدام» ماست.
آدمی که سوگ رو پشت سر میذاره، بهخاطر سردیِ خاک نیست؛ به خاطر اینه که یاد گرفته چطور معنای جدیدی برای زندگی بسازه. 🌱
🔻 تفاوت دو نگاه:
❌ استراتژی منفعل (اشتباه): باید صبر کنم تا خودبهخود حسش بپره.
✅ استراتژی فعال (درست): ۱. درد رو بپذیرم (انکار ممنوع). ۲. دلیلش رو بفهمم (ریشهیابی). ۳. یه قدم کوچک برای تغییرش بردارم (اقدام).
زمان فقط بستریست که تو توش این کارها رو انجام میدی، نه فاعلِ انجام کار.
📚 پیشنهاد ویژه: برای درک عمیقتر این موضوع، کتاب «آثار ماندگار تروما روی ذهن و بدن» (The Body Keeps the Score) یک شاهکار علمیه. چکیدا ۰ تا ۱۰۰ این کتاب رو برات در سایت و اپلیکیشن خلاصه کرده.
🎧 [لینک شنیدن و خواندن این خلاصه کتاب]
🆔 @chekida_com
Chekida
خلاصه کتاب آثار ماندگار تروما روی ذهن و بدن | چکیدا
خلاصه کتاب آثار ماندگار تروما روی ذهن و بدن که با اسم رها از بلازدگی هم در ایران شناخته میشه، نشون میده که آسیبهای روحی چرا انقدر سخت و ماندگار هستن.
❤35👍14
🔹 عیبی نداره اگه معمولی هستی!
آلن دوباتن توی کتاب اضطراب موقعیت میگه: «ما از نوعی اپیدمی ناخوشیِ روانی رنج میبریم که عامل اصلیش این انتظاره که زندگیمون باید فوقالعاده و بیعیبونقص باشه، درحالیکه ازلحاظ ریاضی احتمالش خیلی بیشتر که صرفا معمولی باشه.
این عدم پذیرش از سوی خودمون باعث بیماریمون شده. پس نیازی به هیچکس نداریم که مدام یادآوری کنه باید بلند شیم و بریم و قهرمان بشیم. ما انسانهای مدرن همهی این حرفها رو مو به مو حفظ شدیم و روی ژنهامون حک شدن.
بارها و بارها این پیام رو شنیدیم و شنیدنش دیگه حالمون رو بد میکنه. اینقدر خوب میدونیم این حرفا رو که دیگه از حدش گذشته و لازمه پیام دیگهای بشنویم و اون پیام اینه:
تو خوبی! عیبی نداره که شکست بخوری. عیبی نداره که معمولی باشی. عیبی نداره که ندونی چه خبره. عیبی نداره که توی دنیایی سردرگم باشی که بیشتر گوشه و کنارههاش تا ابد برای ما تاریک میمونه . همهی اینها عیبی داره.
و البته شادی این نیست که درآمدت ماهی ده میلیون دلار باشه. شادی میتونه نوشیدن با یک دوست باشه. شادی وعدهی غذاییه که خوشمزه از آب درمیاد. شادی روزیه که تا آخرش همهچیز کموبیش خوب پیش میره.
درست مثل عشق. عشق قرار نیست رویایی درحد کمال باشه. عشق اینه که گهی کسی دستت رو بگیره که تکههایی از تو رو میشناس، نه کل وجودت. ولی در تاریکترین لحظاتت، همدل و همراهته. این زندگیایه که قراره داشته باشیم. پس بذاریم همینطور خوب باشه.
🟩 خلاصهی این کتاب رو میتونی در اپلیکیشن چکیدا مطالعه کنی:
https://chekida.com/summary/status-anxiety-book-summary/
آلن دوباتن توی کتاب اضطراب موقعیت میگه: «ما از نوعی اپیدمی ناخوشیِ روانی رنج میبریم که عامل اصلیش این انتظاره که زندگیمون باید فوقالعاده و بیعیبونقص باشه، درحالیکه ازلحاظ ریاضی احتمالش خیلی بیشتر که صرفا معمولی باشه.
این عدم پذیرش از سوی خودمون باعث بیماریمون شده. پس نیازی به هیچکس نداریم که مدام یادآوری کنه باید بلند شیم و بریم و قهرمان بشیم. ما انسانهای مدرن همهی این حرفها رو مو به مو حفظ شدیم و روی ژنهامون حک شدن.
بارها و بارها این پیام رو شنیدیم و شنیدنش دیگه حالمون رو بد میکنه. اینقدر خوب میدونیم این حرفا رو که دیگه از حدش گذشته و لازمه پیام دیگهای بشنویم و اون پیام اینه:
تو خوبی! عیبی نداره که شکست بخوری. عیبی نداره که معمولی باشی. عیبی نداره که ندونی چه خبره. عیبی نداره که توی دنیایی سردرگم باشی که بیشتر گوشه و کنارههاش تا ابد برای ما تاریک میمونه . همهی اینها عیبی داره.
و البته شادی این نیست که درآمدت ماهی ده میلیون دلار باشه. شادی میتونه نوشیدن با یک دوست باشه. شادی وعدهی غذاییه که خوشمزه از آب درمیاد. شادی روزیه که تا آخرش همهچیز کموبیش خوب پیش میره.
درست مثل عشق. عشق قرار نیست رویایی درحد کمال باشه. عشق اینه که گهی کسی دستت رو بگیره که تکههایی از تو رو میشناس، نه کل وجودت. ولی در تاریکترین لحظاتت، همدل و همراهته. این زندگیایه که قراره داشته باشیم. پس بذاریم همینطور خوب باشه.
🟩 خلاصهی این کتاب رو میتونی در اپلیکیشن چکیدا مطالعه کنی:
https://chekida.com/summary/status-anxiety-book-summary/
Chekida
خلاصه کتاب اضطراب موقعیت 👍 ترس از عدم کامیابی | چکیدا
خلاصه کتاب اضطراب موقعیت (خلاصه کتاب اضطراب منزلت) دربارهی ترس رایجی در جامعهی مدرن صحبت میکنه که باعث اضطراب و استرس پیوسته در زندگی شده و...
❤37👍9
منتظر نباش تا ۶۳ساله بشی!
میگن توی سال ۱۹۷۷ یک مرد ۶۳سالهی فرانسوی، در جریان تصادفی 🤕 که برای خودش و نوهاش افتاد، متوجه شد که دست نوهی ۸سالهش زیر ماشینی که واژگون شده گیر کرده.
مرد مسن سریع دست به کار شد و ماشین رو از روی زمین بلند کرد تا دست نوهاش رو از زیرش بیرون بکشه.
جالب این بود که پیرمرد قبل از این اتفاق هیچ چیزی سنگینتر از کیسه ۲۰ کیلویی آرد رو بلند نکرده بود.
بعدها افسردگی گرفت. میدونی چرا؟ چون تازه توی ۶۳ سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته که باورش نداشته و عمرش رو با حداقلها گذرونده.
دائم به اطرافیانش یه جمله رو میگفت:
🔹 منتظر نباش تا ۶۳ساله بشی!
بنظرم لازمه همهمون دراینباره کتاب نه به محدودیت رو بخونیم که نشون میده چه باورهای محدودکنندهای زندگیمون رو زنجیر کردن.
اگه وقتت یا حوصلهت کمه، چکیدا برات در اپلیکیشنش خلاصه کرده. میتونی اونجا ظرف ۴۰دقیقه بخونی یا بشنویش.
🟩 لینک خلاصه کتاب نه به محدودیت:
https://chekida.com/summary/no-limits-book-summary/
میگن توی سال ۱۹۷۷ یک مرد ۶۳سالهی فرانسوی، در جریان تصادفی 🤕 که برای خودش و نوهاش افتاد، متوجه شد که دست نوهی ۸سالهش زیر ماشینی که واژگون شده گیر کرده.
مرد مسن سریع دست به کار شد و ماشین رو از روی زمین بلند کرد تا دست نوهاش رو از زیرش بیرون بکشه.
جالب این بود که پیرمرد قبل از این اتفاق هیچ چیزی سنگینتر از کیسه ۲۰ کیلویی آرد رو بلند نکرده بود.
بعدها افسردگی گرفت. میدونی چرا؟ چون تازه توی ۶۳ سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته که باورش نداشته و عمرش رو با حداقلها گذرونده.
دائم به اطرافیانش یه جمله رو میگفت:
🔹 منتظر نباش تا ۶۳ساله بشی!
بنظرم لازمه همهمون دراینباره کتاب نه به محدودیت رو بخونیم که نشون میده چه باورهای محدودکنندهای زندگیمون رو زنجیر کردن.
اگه وقتت یا حوصلهت کمه، چکیدا برات در اپلیکیشنش خلاصه کرده. میتونی اونجا ظرف ۴۰دقیقه بخونی یا بشنویش.
🟩 لینک خلاصه کتاب نه به محدودیت:
https://chekida.com/summary/no-limits-book-summary/
Chekida
خلاصه کتاب نه به محدودیت | چکیده 0 تا 100 | چکیدا
خلاصه کتاب نه به محدودیت اثر جان مکسول دربارهی این صحبت میکنه که چطور میتونیم از محدودیت ذهنیای که برای خودمون تعیین کردیم رها بشیم و...
❤44👍19😢1
🔹 ذهنآگاهی یا مایندفولبودن سوپرپاورِ بشره. شما اگه ذهنآگاهانه سیگار بکشی، اصلاً نمیتونی حتی یک نخ رو تموم کنی. ذهنآگاهانه نمیتونی خوراکیهای آشغال بخوری. نمیتونی اسیر نشخوار فکری بشی. یک طور عمیقی با دیگران تعامل میکنی. گذشتگان میدونستن، روانشناسی مدرن تازه بهش رسیده.
🕊 از صفحهی توییتر فرزاد بیان
‼️ توی زمینهی ذهنآگاهی چکیدا کتابهای خیلی خوبی رو تا امروز خلاصه کرده که میتونی ازطریق لینک زیر، همهشون رو یکجا ببینی!
🔗 لینک خلاصه کتابهای ذهنآگاهی
🕊 از صفحهی توییتر فرزاد بیان
‼️ توی زمینهی ذهنآگاهی چکیدا کتابهای خیلی خوبی رو تا امروز خلاصه کرده که میتونی ازطریق لینک زیر، همهشون رو یکجا ببینی!
🔗 لینک خلاصه کتابهای ذهنآگاهی
X (formerly Twitter)
Bayan (@farzad_bayan) on X
No Simple Answer to Complicated Questions
❤31🤩1
🏰 اروپا چطور آزاد شد؟
⚔️ اروپا در قرون وسطا بهطرز عجیبی خشونتبار بود. مردم رو در ملاعام زندهزنده میسوزوندن، حیوانات رو برای تفریح شکـ.نجه میدادن. در سرتاسر قاره مردم رو قیراندود میکردن و شـ.لاق میزدن.
از اونطرف خشـ.ونت خانگی بیداد میکرد. نـ.وزادکشی رایج بود و جنگ هم تقریبا همیشگی بود.
منتها با شروع قرن ۱۸ این روند یواشیواش تغییر کرد. اعـ.دامها کمتر شد، مردم اعتقاد به جادوگرا رو کنار گذاشتن و شکـ.نجه دیگه مثل قبل جنبهی سرگرمی و تفریحی نداشت.
دلایل و علتهای زیادی برای این قضیه هست؛ اما یکیاز برجستهترینِ اونها بهطرز حیرتآوری سادهست.
📹 ویدیوی جدید چکیدا رو یوتوب به همین میپردازه؛ اینکه برجستهترین چیزی که اروپا رو آمادهی آزادی کرد، دقیقا چی بود.
🔥 جواب انقدر ساده و در عین حال تکوندهندهست که قطعا تعجب میکنی.
📌 روی لینک زیر بزن و ویدیو رو تماشا کن:
https://youtube.com/shorts/PSvbKBQWYvw?feature=share
⚔️ اروپا در قرون وسطا بهطرز عجیبی خشونتبار بود. مردم رو در ملاعام زندهزنده میسوزوندن، حیوانات رو برای تفریح شکـ.نجه میدادن. در سرتاسر قاره مردم رو قیراندود میکردن و شـ.لاق میزدن.
از اونطرف خشـ.ونت خانگی بیداد میکرد. نـ.وزادکشی رایج بود و جنگ هم تقریبا همیشگی بود.
منتها با شروع قرن ۱۸ این روند یواشیواش تغییر کرد. اعـ.دامها کمتر شد، مردم اعتقاد به جادوگرا رو کنار گذاشتن و شکـ.نجه دیگه مثل قبل جنبهی سرگرمی و تفریحی نداشت.
دلایل و علتهای زیادی برای این قضیه هست؛ اما یکیاز برجستهترینِ اونها بهطرز حیرتآوری سادهست.
📹 ویدیوی جدید چکیدا رو یوتوب به همین میپردازه؛ اینکه برجستهترین چیزی که اروپا رو آمادهی آزادی کرد، دقیقا چی بود.
🔥 جواب انقدر ساده و در عین حال تکوندهندهست که قطعا تعجب میکنی.
📌 روی لینک زیر بزن و ویدیو رو تماشا کن:
https://youtube.com/shorts/PSvbKBQWYvw?feature=share
YouTube
اروپا با مطالعه آزاد شد؛ اما چطور؟
اروپا در قرون وسطا بهطرز عجیبی خشونتبار بود. مردم رو در ملاعام زندهزنده میسوزوندن، حیوانات رو برای تفریح شکـ.نجه میدادن. در سرتاسر قاره مردم رو قیراندود...
👏21❤7👎3