absEsmaeili.pdf
39.3 KB
چکیده سخنرانی این هفته پژوهشکده فلسفه تحلیلی:
عنوان: علت های افلاطونی و ابتنای متافیزیکی
سخنران: عاطفه اسماعیلی (دانشگاه تهران)
زمان: دوشنبه 9 خرداد 1401، ساعت 16 الی 18
لینک ورود به جلسه سخنرانی:
https://meet.google.com/zdu-dtgv-nrg
عنوان: علت های افلاطونی و ابتنای متافیزیکی
سخنران: عاطفه اسماعیلی (دانشگاه تهران)
زمان: دوشنبه 9 خرداد 1401، ساعت 16 الی 18
لینک ورود به جلسه سخنرانی:
https://meet.google.com/zdu-dtgv-nrg
فیزیک به سبک کلاسیک
با یکم تاخیر متاسفانه ولی به هرحال https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdVsR3Mfg3zIVLFUMC3YgdqLugOoP4XwqzdpcJfoz7nV25qdw/viewform?usp=sf_link
یعنی کسی نمیدونه چطوری باید فیزیک خوند؟!
👍1
فیزیک به سبک کلاسیک pinned «با یکم تاخیر متاسفانه ولی به هرحال https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdVsR3Mfg3zIVLFUMC3YgdqLugOoP4XwqzdpcJfoz7nV25qdw/viewform?usp=sf_link»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا عینک محافظ برای طول موج سبز را قرمز می سازند؟
بادکنک سبز که سالم ماند؟!
بادکنک سبز که سالم ماند؟!
👍1🔥1
از روی رنگ پوست میوه می شود رنگ داخل آن را فهمید.
معمولاً رنگ روی آن با داخلش یکی هست.
معمولاً داخل آن کم رنگ تر از روی میوه هست.
و اما استثنا ها.
رنگ روی میوه و داخلش متضاد هم هستند.
مثلاً سبز و قرمز.
ما میوه های دسته اول را توابع خوش تعریف و دسته دوم را بد تعریف نامگذاری می کنیم.
چرا دسته دوم این گونه ویژگی ای را دارند؟
آیا این حرف ما یک قرار داد است یا چنین نظمی در دنیای میوه ها وجود دارد و شاید در تمام فضازمان تنیده شده است؟
چند مثال نقض می توانید پیدا کنید؟
معمولاً رنگ روی آن با داخلش یکی هست.
معمولاً داخل آن کم رنگ تر از روی میوه هست.
و اما استثنا ها.
رنگ روی میوه و داخلش متضاد هم هستند.
مثلاً سبز و قرمز.
ما میوه های دسته اول را توابع خوش تعریف و دسته دوم را بد تعریف نامگذاری می کنیم.
چرا دسته دوم این گونه ویژگی ای را دارند؟
آیا این حرف ما یک قرار داد است یا چنین نظمی در دنیای میوه ها وجود دارد و شاید در تمام فضازمان تنیده شده است؟
چند مثال نقض می توانید پیدا کنید؟
فیزیک به سبک کلاسیک
از روی رنگ پوست میوه می شود رنگ داخل آن را فهمید. معمولاً رنگ روی آن با داخلش یکی هست. معمولاً داخل آن کم رنگ تر از روی میوه هست. و اما استثنا ها. رنگ روی میوه و داخلش متضاد هم هستند. مثلاً سبز و قرمز. ما میوه های دسته اول را توابع خوش تعریف و دسته دوم…
خب خیلی عالی.
همانطور که دوستان زیادی در بحث مشارکت داشتن و موارد زیادی هم نام بردن باید گفت تشخیص ما برای میوه ها کاملاً اشتباه هست.
ما چندین نوع سیب داریم با رنگ های متفاوت که از این مدل پیروی نمی کنند. کیوی 🥝، آناناس 🍍، نارگیل و ... .
رنگ دیسه ها در میوه بخشی از نور را جذب میکنند برای فتوسنتز(چون طول موج خاصی فقط استفاده میشه) و بقیه شو اجازه میدن بازتاب شه و ما ببینیم ؛ و این ترکیبات در همه گیاه پخش شدن ولی جایی که در معرض نوره بیشتر نیاز داره به این جذب رنگ آنهایی هم که این شکلی نیستند، به دلیل آنتوسیانین موجود در واکوئول هست
:حرف یکی از اعضای کانال
اما واکوئول و ... تنها نامگذاری روی مفاهیم مشاهده شده است. مشاهده ضعیف ترین ابزار برای طراحی یک فرمالیسم است.
باید به مفاهیمی مانند چرا نور مطلق است و چرا تفاوتی در نتیجه گیری ناظران مختلف وجود ندارد و میوه ها چه نظم جامعی بینشان وجود دارد که این ویژگی ها را در شرایط مختلف می گیرند، بپردازیم.
شاید میوه ای برای جذب یک حیوان خودش را قرمز کند و یا برای دفع آن مکانیسم دیگری را بکار ببرد. این کار نشان دهنده عقل درون هسته مرکزی طبیعت و وجود آگاهی گیاه از سلیقه حیوان را نشان می دهد.
با نفوذ به هسته مرکزی می توان از نظم پنهان نیز استفاده کرد. اگر به غیر از خود آگاهی از سلایق و علایق دیگران نیز آگاه شویم می توانیم بگوییم هرکس به چه چیزی علاقه دارد و از چه کاری لذت می برد. مثلاً از روی ظاهر شخص می فهمیم که او عاشق فیزیک هست.
زیرا کسی که فیزیک کار می کند با کسی که نمی کند متفاوت است و این تفاوت در چهر اش هم اثر می گذارد. رجوع کنید به اثر پروانه ای و سیستم های توربولانس.
همانطور که دوستان زیادی در بحث مشارکت داشتن و موارد زیادی هم نام بردن باید گفت تشخیص ما برای میوه ها کاملاً اشتباه هست.
ما چندین نوع سیب داریم با رنگ های متفاوت که از این مدل پیروی نمی کنند. کیوی 🥝، آناناس 🍍، نارگیل و ... .
رنگ دیسه ها در میوه بخشی از نور را جذب میکنند برای فتوسنتز(چون طول موج خاصی فقط استفاده میشه) و بقیه شو اجازه میدن بازتاب شه و ما ببینیم ؛ و این ترکیبات در همه گیاه پخش شدن ولی جایی که در معرض نوره بیشتر نیاز داره به این جذب رنگ آنهایی هم که این شکلی نیستند، به دلیل آنتوسیانین موجود در واکوئول هست
:حرف یکی از اعضای کانال
اما واکوئول و ... تنها نامگذاری روی مفاهیم مشاهده شده است. مشاهده ضعیف ترین ابزار برای طراحی یک فرمالیسم است.
باید به مفاهیمی مانند چرا نور مطلق است و چرا تفاوتی در نتیجه گیری ناظران مختلف وجود ندارد و میوه ها چه نظم جامعی بینشان وجود دارد که این ویژگی ها را در شرایط مختلف می گیرند، بپردازیم.
شاید میوه ای برای جذب یک حیوان خودش را قرمز کند و یا برای دفع آن مکانیسم دیگری را بکار ببرد. این کار نشان دهنده عقل درون هسته مرکزی طبیعت و وجود آگاهی گیاه از سلیقه حیوان را نشان می دهد.
با نفوذ به هسته مرکزی می توان از نظم پنهان نیز استفاده کرد. اگر به غیر از خود آگاهی از سلایق و علایق دیگران نیز آگاه شویم می توانیم بگوییم هرکس به چه چیزی علاقه دارد و از چه کاری لذت می برد. مثلاً از روی ظاهر شخص می فهمیم که او عاشق فیزیک هست.
زیرا کسی که فیزیک کار می کند با کسی که نمی کند متفاوت است و این تفاوت در چهر اش هم اثر می گذارد. رجوع کنید به اثر پروانه ای و سیستم های توربولانس.
https://www.noor-book.com/en/
منبع مجموعه بسیار عالی کتابخانه نور
منبع مجموعه بسیار عالی کتابخانه نور
Noor-Book
noor library the largest arab electronic library open for books
it is a digital library for arabic e books that contains thousands of books in all fields in pdf doc format and allows authors to publish books on the internet and is considered an electronic publishing house
absSafdari.pdf
126 KB
چکیده سخنرانی این هفته پژوهشکده فلسفه تحلیلی:
عنوان: مسئلۀ اذهان دیگر : یک رویکرد پدیدارشناسانه
سخنران: ابوطالب صفدری
پژوهشگر پسادکتری فلسفه، دانشگاه برمن، آلمان
زمان: دوشنبه 16 خرداد 1401، ساعت 16 الی 18
لینک ورود به جلسه سخنرانی:
https://meet.google.com/zdu-dtgv-nrg
عنوان: مسئلۀ اذهان دیگر : یک رویکرد پدیدارشناسانه
سخنران: ابوطالب صفدری
پژوهشگر پسادکتری فلسفه، دانشگاه برمن، آلمان
زمان: دوشنبه 16 خرداد 1401، ساعت 16 الی 18
لینک ورود به جلسه سخنرانی:
https://meet.google.com/zdu-dtgv-nrg
فیزیک به سبک کلاسیک
مسئله این هفته #هر_شنبه_یک_سوال
ترجمه سوال به فارسی:
مدادی را به صورت جرم m که در انتهای یک میله به طول L هست و روی نوک آن ایستاده در نظر بگیرید.
الف) فرض کنید مداد یک زاویه اولیه کوچک تتا صفر با عمود و سرعت زاویه.w دارد. با گذشت زمان زاویه بزرگ می شود اما در اوایل گردش همچنان می شود از تقریب sinx=x استفاده نمود. تابع تتا نسبت به زمان را بیابید.
ب) ممکن است فکر کنید که (حداقل از لحاظ نظری) تعادل مداد برای مدت زمان دلخواه، با ایجاد θ0 و ω0 اولیه به اندازه کافی کوچک امری شدنی است. به نظر می رسد که به دلیل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (که یک ضعف
بنیادی بر اینکه چقدر می توانیم موقعیت و تکانه یک ذره را بدانیم) متعادل کردن مداد برای مدت زمان مشخصی غیرممکن است.
نکته این است که نمی توانید مطمئن باشید که مداد در ابتدا هم روی نوکش ایستاده باشد و هم ساکن باشد. محدودیت زمانی مطمئنا شما را شگفت زده خواهد کرد.
بدون وارد شدن به مکانیک کوانتومی، بیایید فقط بگوییم که اصل عدم قطعیت می گوید (تا فاکتورهای مرتبه 1) x∆p ≥ h/2pi∆ . پیامدهای این موارد عبارتند تا حدی مبهم است، اما ما فقط آن را به این معنا می گیریم که شرایط اولیه را راضی کند
(Lθ0)(mLω0) ≥ ¯h.
با این شرایط، در مرتبه اول پاسخ بخش الف حداکثر زمانی را که میتواند مداد در تعادل باشد را پیدا کنید.(m = 0.01 کیلوگرم و L = 0.1 .)
مدادی را به صورت جرم m که در انتهای یک میله به طول L هست و روی نوک آن ایستاده در نظر بگیرید.
الف) فرض کنید مداد یک زاویه اولیه کوچک تتا صفر با عمود و سرعت زاویه.w دارد. با گذشت زمان زاویه بزرگ می شود اما در اوایل گردش همچنان می شود از تقریب sinx=x استفاده نمود. تابع تتا نسبت به زمان را بیابید.
ب) ممکن است فکر کنید که (حداقل از لحاظ نظری) تعادل مداد برای مدت زمان دلخواه، با ایجاد θ0 و ω0 اولیه به اندازه کافی کوچک امری شدنی است. به نظر می رسد که به دلیل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (که یک ضعف
بنیادی بر اینکه چقدر می توانیم موقعیت و تکانه یک ذره را بدانیم) متعادل کردن مداد برای مدت زمان مشخصی غیرممکن است.
نکته این است که نمی توانید مطمئن باشید که مداد در ابتدا هم روی نوکش ایستاده باشد و هم ساکن باشد. محدودیت زمانی مطمئنا شما را شگفت زده خواهد کرد.
بدون وارد شدن به مکانیک کوانتومی، بیایید فقط بگوییم که اصل عدم قطعیت می گوید (تا فاکتورهای مرتبه 1) x∆p ≥ h/2pi∆ . پیامدهای این موارد عبارتند تا حدی مبهم است، اما ما فقط آن را به این معنا می گیریم که شرایط اولیه را راضی کند
(Lθ0)(mLω0) ≥ ¯h.
با این شرایط، در مرتبه اول پاسخ بخش الف حداکثر زمانی را که میتواند مداد در تعادل باشد را پیدا کنید.(m = 0.01 کیلوگرم و L = 0.1 .)