فرض کنید زمین به دور خورشید با سرعت تقریبی 30 کیلومتر بر ثانیه در شعاع یک واحد نجومی در حال گردش است.
الف) اندازه شتاب زمین چقدر است؟
ب) آیا این مقدار شتاب تاثیری بر روی ساکنین آن( من و شما نوعی) می گذارد؟
پ) آیا قسمت الف را درست حساب کردید؟
الف) اندازه شتاب زمین چقدر است؟
ب) آیا این مقدار شتاب تاثیری بر روی ساکنین آن( من و شما نوعی) می گذارد؟
پ) آیا قسمت الف را درست حساب کردید؟
کمی به عقب بر می گردیم. در مکانیک نیوتونی گفته شد اگر بر جسمی نیروی خالصی وارد نشود ( یا اصلا نیرویی وارد نشود) جسم در امتداد خط راست ممکن است حرکت کند یا نکند.( فیزیک جسم ساکن با حرکت سرعت ثابت عینا یکی است)
برای مثالی که درباره آسانسور زدیم اگر از دیدگاه نیوتونی به قضیه نگاه کنیم چون شخص داخل آسانسور محتمل نیرویی از سمت زمین است، پس باید فیزیک مطالعه آن با جسم ساکن متفاوت باشد. البته اگر از بیرون آسانسور به قضیه نگاه کنیم😁
چرا که در داخل آسانسور شخص روحش هم خبر ندارد که دارد با سرعت فزاینده ای به سمت پایین می رود. این یعنی اینکه نتیجه دو ناظر متفاوت با هم فرق می کند. یک ایراد بزرگ.
یک ژئودزیک تعمیمی از مفهوم خط مستقیم به روی خمینهها است.
انیشتین در نسبیت عام خود قوانین نیرو را به شکل نوین بازگو می کند.
(اگر به جسمی نیرویی وارد نشود جسم بر روی یک ژئودزیک خاص حرکت خواهد کرد). سریعا از این تعریف نتیجه می شود که اگر جسم در هیچ میدانی نباشد مسیرش یک خط راست خواهد بود. اما در میدان گرانشی با اینکه مسیر یک خط راست نیست، اما یک منحنی است( ژئودزیک است). یعنی حرکت جسم در حضور گرانش با حرکت بدون آن فیزیک یکسانی دارد.( انگار که جسم ساکن است).
در نسبیت عام گرانش را نه به عنوان یک نیرو بلکه به عنوان یک نتیجه از هندسه خمیده فضازمان است. بنابراین مسیر سیارهای که به دور یک ستاره می چرخد تصویری از یک ژئودزیک فضازمان چهار بعدی به دور ستاره در یک فضای سه بعدی است.
برای مثالی که درباره آسانسور زدیم اگر از دیدگاه نیوتونی به قضیه نگاه کنیم چون شخص داخل آسانسور محتمل نیرویی از سمت زمین است، پس باید فیزیک مطالعه آن با جسم ساکن متفاوت باشد. البته اگر از بیرون آسانسور به قضیه نگاه کنیم😁
چرا که در داخل آسانسور شخص روحش هم خبر ندارد که دارد با سرعت فزاینده ای به سمت پایین می رود. این یعنی اینکه نتیجه دو ناظر متفاوت با هم فرق می کند. یک ایراد بزرگ.
یک ژئودزیک تعمیمی از مفهوم خط مستقیم به روی خمینهها است.
انیشتین در نسبیت عام خود قوانین نیرو را به شکل نوین بازگو می کند.
(اگر به جسمی نیرویی وارد نشود جسم بر روی یک ژئودزیک خاص حرکت خواهد کرد). سریعا از این تعریف نتیجه می شود که اگر جسم در هیچ میدانی نباشد مسیرش یک خط راست خواهد بود. اما در میدان گرانشی با اینکه مسیر یک خط راست نیست، اما یک منحنی است( ژئودزیک است). یعنی حرکت جسم در حضور گرانش با حرکت بدون آن فیزیک یکسانی دارد.( انگار که جسم ساکن است).
در نسبیت عام گرانش را نه به عنوان یک نیرو بلکه به عنوان یک نتیجه از هندسه خمیده فضازمان است. بنابراین مسیر سیارهای که به دور یک ستاره می چرخد تصویری از یک ژئودزیک فضازمان چهار بعدی به دور ستاره در یک فضای سه بعدی است.
💯3
فیزیک به سبک کلاسیک
مسئله منتخب این هفته. #هر_شنبه_یک_سوال.
پاسخ های مسئله ۱۶
4_5908791456356634395.pdf
2.7 MB
فصنامه گاما
پاییز 1383
پاییز 1383
فیزیک به سبک کلاسیک
Photo
خلاصه اینکه آسانسور در شکل گیری تئوری نسبیت نقش خیلی مهمی داشت و انیشتین هم دقیقا منشأ اولین اندیشه هایش در آسانسور محل کارش بود.
پیشنهاد می شود هروقت که از آسانسور استفاده می کنید یک فاتحه ای برای انیشتین و مخترع آسانسور بفرستید.
پیشنهاد می شود هروقت که از آسانسور استفاده می کنید یک فاتحه ای برای انیشتین و مخترع آسانسور بفرستید.
فیزیک به سبک کلاسیک
2+2=5 ?!
توضیح :
شاید تعجب کنید اگر بدانید که در گذشته های دور اقوامی بودند که برای آنها 2+2 برابر با 5 بود. زیرا آن ها برای جمع کردن اعداد با یکدیگر این اعداد را به صورت گره هایی بر روی طناب نشان می دادند و سپس طناب ها را به هم گره می زدند. در واقع ریاضیات با روشهایی که از درون جامعه بوجود می آید، شکل می گیرد و متأثر از شرایط فیزیکی، زیستی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است.
ریاضیات انسان گرایانه، تلاش می کند تا قوانین ساختاری خود را منطبق بر شرایط فیزیکی، زیستی و فرهنگی موجود قرار دهد. در ریاضیات انسان گرایانه، در الگوی ساختاری جمع اعداد، همیشه 2+2 برابر با 4 نیست. گاهی اوقات، این الگوی ساختاری ممکن است وقتی که یک فنجان شیر را به یک فنجان ذرت بو داده اضافه می کنیم، به کار رود که در این صورت، طبق شرایط، دیگر 1+1 برابر با 2 نیست. چرا که ذرت ها، شیر را در خود جذب می کنند و حاصل نه دو لیوان بلکه کمتر از دو لیوان است. این الگو ممکن است در زیست شناسی به کار برده شود، در آن جا شاید 2+2 بیشتر شبیه 6 باشد تا 4. همچنین با محاسبات معمولی نمی توان قیمت یک تریلیون بشکه نفت را با دانستن قیمت یک بیلیون بشکه نفت حساب کرد چرا که الگوی جمع در اینجا در مورد ذخیره ای بکار می رود که در حال کاهش است و قیمت ها متناسب با تقاضا بالا می رود و ثابت نمی ماند.
دیدگاه انسان گرایی در فلسفه ریاضیات تلاش می کند تا با قراردادن ریاضیات به عنوان یک محصول فرهنگی که حاصل تعاملات زندگی بشر از گذشته تا حال بوده است ریاضیات جهانی را همچون یک زبان جهانی مثل زبان انگلیسی، جلوه دهد که در یک توافق سطح بالای اجتماعی در میان انسان ها صورت گرفته و توانسته است نقش خود را در پیشرفت جامعه بشری به خوبی ایفا کند ولی این نقش در جامعه ما زمانی آشکارتر می شود که بتوانیم ریاضیاتی متناسب با نیازهای جامعه خود داشته باشیم، ریاضیاتی که بتوان آن را همچون گویش های محلی در برابر زبان جهانی توصیف کرد.
شاید تعجب کنید اگر بدانید که در گذشته های دور اقوامی بودند که برای آنها 2+2 برابر با 5 بود. زیرا آن ها برای جمع کردن اعداد با یکدیگر این اعداد را به صورت گره هایی بر روی طناب نشان می دادند و سپس طناب ها را به هم گره می زدند. در واقع ریاضیات با روشهایی که از درون جامعه بوجود می آید، شکل می گیرد و متأثر از شرایط فیزیکی، زیستی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه است.
ریاضیات انسان گرایانه، تلاش می کند تا قوانین ساختاری خود را منطبق بر شرایط فیزیکی، زیستی و فرهنگی موجود قرار دهد. در ریاضیات انسان گرایانه، در الگوی ساختاری جمع اعداد، همیشه 2+2 برابر با 4 نیست. گاهی اوقات، این الگوی ساختاری ممکن است وقتی که یک فنجان شیر را به یک فنجان ذرت بو داده اضافه می کنیم، به کار رود که در این صورت، طبق شرایط، دیگر 1+1 برابر با 2 نیست. چرا که ذرت ها، شیر را در خود جذب می کنند و حاصل نه دو لیوان بلکه کمتر از دو لیوان است. این الگو ممکن است در زیست شناسی به کار برده شود، در آن جا شاید 2+2 بیشتر شبیه 6 باشد تا 4. همچنین با محاسبات معمولی نمی توان قیمت یک تریلیون بشکه نفت را با دانستن قیمت یک بیلیون بشکه نفت حساب کرد چرا که الگوی جمع در اینجا در مورد ذخیره ای بکار می رود که در حال کاهش است و قیمت ها متناسب با تقاضا بالا می رود و ثابت نمی ماند.
دیدگاه انسان گرایی در فلسفه ریاضیات تلاش می کند تا با قراردادن ریاضیات به عنوان یک محصول فرهنگی که حاصل تعاملات زندگی بشر از گذشته تا حال بوده است ریاضیات جهانی را همچون یک زبان جهانی مثل زبان انگلیسی، جلوه دهد که در یک توافق سطح بالای اجتماعی در میان انسان ها صورت گرفته و توانسته است نقش خود را در پیشرفت جامعه بشری به خوبی ایفا کند ولی این نقش در جامعه ما زمانی آشکارتر می شود که بتوانیم ریاضیاتی متناسب با نیازهای جامعه خود داشته باشیم، ریاضیاتی که بتوان آن را همچون گویش های محلی در برابر زبان جهانی توصیف کرد.
👍2
"مکتب انسان گرایی در ریاضیات"
روبن هرش ( متولد 1927) ریاضیدان و فیلسوف امریکایی است که در ده 1980 مکتب انسانگرایی را در فلسفه ریاضیات مطرح کرد. انسان گرایی ریاضیات را یک پدیده اجتماعی - تاریخی - فرهنگی میداند که براساس احتیاجات علوم و زندگی شکل میگیرد، اشیاء ریاضی را شبیه پول، کارت دعوت و ... موجودی در شعور جمعی و احکام ریاضی را شبیه قانون، مذهب و ... مؤلفه ای از آگاهی اجتماعی ما تلقی مینماید و معتقد است که بدون انسانها ،ریاضیاتی وجود ندارد. داستان واقعی و جذاب زیر از نظر فلسفه آموزش ریاضی حاوی نکات بدیع و ارزشمندی در راستای دیدگاه لاکاتوش و لودیگ ویتگنشتاین دارد. این دو فیلسوف، با تصور صورت گرایانه از ریاضیات مخالف اند. اولی به ساز و کار کشف در ریاضیات و نقشی که نوعی " ابطال " در پیشرفت ریاضیات دارد توجه دارد، و از این نظر ریاضیات غیرصوری را شبیه علوم تجربی میداند. دومی نیز، به خصوص در فلسفه اخیر خود، ریاضیات را نوعی " بازی زبانی " و بنابراین مرتبط با زندگی اجتماعی انسان میشمرد.
از نظر هرش، هستی و وجود اشیاء ریاضی نه از ماهیت بیرونی همچون صخره یا روح برخوردار است و نه از ماهیت درونی مثل اندیشه های ذهنی. در واقع هرش با رد این دو ماهیت که بحث های متداول در هستی شناسی ریاضی را به خود اختصاص داده اند، نوع سومی را بر می گزیند که بیشتر مورد بحث علومی چون انسان شناسی و جامعه شناسی اند. او می گوید ما بر اساس یک تربیت یا عادت، جهان را متشکل از ماده و ذهن می انگاریم. اما این رده ها ناکافی اند، دقیقاً چنان که چهار عنصر ( یونان باستان) یعنی خاک، آب، آتش و هوا برای فیزیک جدید ناکافی است. ما نباید از سروته ریاضیات خود بزنیم تا متناسب با فلسفه ی حقیر ما شود، بلکه باید فلسفه ی خود را وسعت دهیم تا تجارب ریاضی گسترده ما را در بر گیرد. هرش معتقد است که اشیاء ریاضی، موجوداتی اجتماعی اند و هستی و وجود آن ها به عنوان یک پدیده ی اجتماعی از این نوع سوم است.
روبن هرش ( متولد 1927) ریاضیدان و فیلسوف امریکایی است که در ده 1980 مکتب انسانگرایی را در فلسفه ریاضیات مطرح کرد. انسان گرایی ریاضیات را یک پدیده اجتماعی - تاریخی - فرهنگی میداند که براساس احتیاجات علوم و زندگی شکل میگیرد، اشیاء ریاضی را شبیه پول، کارت دعوت و ... موجودی در شعور جمعی و احکام ریاضی را شبیه قانون، مذهب و ... مؤلفه ای از آگاهی اجتماعی ما تلقی مینماید و معتقد است که بدون انسانها ،ریاضیاتی وجود ندارد. داستان واقعی و جذاب زیر از نظر فلسفه آموزش ریاضی حاوی نکات بدیع و ارزشمندی در راستای دیدگاه لاکاتوش و لودیگ ویتگنشتاین دارد. این دو فیلسوف، با تصور صورت گرایانه از ریاضیات مخالف اند. اولی به ساز و کار کشف در ریاضیات و نقشی که نوعی " ابطال " در پیشرفت ریاضیات دارد توجه دارد، و از این نظر ریاضیات غیرصوری را شبیه علوم تجربی میداند. دومی نیز، به خصوص در فلسفه اخیر خود، ریاضیات را نوعی " بازی زبانی " و بنابراین مرتبط با زندگی اجتماعی انسان میشمرد.
از نظر هرش، هستی و وجود اشیاء ریاضی نه از ماهیت بیرونی همچون صخره یا روح برخوردار است و نه از ماهیت درونی مثل اندیشه های ذهنی. در واقع هرش با رد این دو ماهیت که بحث های متداول در هستی شناسی ریاضی را به خود اختصاص داده اند، نوع سومی را بر می گزیند که بیشتر مورد بحث علومی چون انسان شناسی و جامعه شناسی اند. او می گوید ما بر اساس یک تربیت یا عادت، جهان را متشکل از ماده و ذهن می انگاریم. اما این رده ها ناکافی اند، دقیقاً چنان که چهار عنصر ( یونان باستان) یعنی خاک، آب، آتش و هوا برای فیزیک جدید ناکافی است. ما نباید از سروته ریاضیات خود بزنیم تا متناسب با فلسفه ی حقیر ما شود، بلکه باید فلسفه ی خود را وسعت دهیم تا تجارب ریاضی گسترده ما را در بر گیرد. هرش معتقد است که اشیاء ریاضی، موجوداتی اجتماعی اند و هستی و وجود آن ها به عنوان یک پدیده ی اجتماعی از این نوع سوم است.
🌌🛰یک خبر خوب از داخل.
اکنون این رصدخانه به عنوان بزرگترین پروژه نجومی کشور با همه فراز و نشیبها و حواشی که برای آن ایجاد شد، با انجام اولین نورگیری و ثبت اولین نور توسط تلسکوپ ۳.۴ متری آن در ارتفاع ۳۶۰۰متری، آخرین گام در مرحله تجمیعِ زیر مجموعههای تلسکوپ و تکمیل بزرگترین طرح علمی کشور را برداشته است و به گفته مجری این طرح به کمک این تلسکوپ میتوان کهکشانهای پُر حجم در فاصله ۶۶ میلیارد میلیارد کیلومتری از سطح زمین را رصد کرد.
دادههای تصاویر اولین نور نشان میدهد که تلسکوپ در ابتدای فرایند، کیفیت تصویر ۰.۸ ثانیه قوسی منطبق بر دید نجومیِ متوسط سایت رصدی گرگش را در کانون اصلی و در گستره میدان دید ۲ دقیقه قوسی فراهم میکند. تصویر سیستم جفتکهکشان برخوردی Arp 282 در فاصله ۳۲۰ میلیون سال نوری برای ثبت اولین نور جسم فراکهکشانی نشان دهنده قابلیتهای فنی این تلسکوپ در نخستین شب رصد فنی است.
اکنون این رصدخانه به عنوان بزرگترین پروژه نجومی کشور با همه فراز و نشیبها و حواشی که برای آن ایجاد شد، با انجام اولین نورگیری و ثبت اولین نور توسط تلسکوپ ۳.۴ متری آن در ارتفاع ۳۶۰۰متری، آخرین گام در مرحله تجمیعِ زیر مجموعههای تلسکوپ و تکمیل بزرگترین طرح علمی کشور را برداشته است و به گفته مجری این طرح به کمک این تلسکوپ میتوان کهکشانهای پُر حجم در فاصله ۶۶ میلیارد میلیارد کیلومتری از سطح زمین را رصد کرد.
دادههای تصاویر اولین نور نشان میدهد که تلسکوپ در ابتدای فرایند، کیفیت تصویر ۰.۸ ثانیه قوسی منطبق بر دید نجومیِ متوسط سایت رصدی گرگش را در کانون اصلی و در گستره میدان دید ۲ دقیقه قوسی فراهم میکند. تصویر سیستم جفتکهکشان برخوردی Arp 282 در فاصله ۳۲۰ میلیون سال نوری برای ثبت اولین نور جسم فراکهکشانی نشان دهنده قابلیتهای فنی این تلسکوپ در نخستین شب رصد فنی است.
تلسکوپِ یک تلسکوپ اپتیکی با قطر آینهی اصلی ۳۴۰ سانتیمتر و وزن ۴۰۰۰ کیلویی است. این تلسکوپ همچنین از یک آینهی ثانویهی ۶۰ سانتیمتری بهره میبرد و ترکیب ابزار اپتیکی از نوع کاسگرین و سازهی مکانیکی از نوع سمت-ارتفاعی است که امکان رهگیری اجرام با دقت ثانیهی قوسی را فراهم میکند.
این ترکیب در سالهای اخیر برای اغلب تلسکوپهای با ابعاد متوسط تا بسیار بزرگ بهکار گرفته شده است. برای کنترل حرکت محورها و همچنین آینهی اولیه و ثانویه تلاش شده تا از جدیدترین فناوری در دنیا استفاده شود که در مجموع وزن سازهی تلسکوپ را به حدود ۹۰ تن میرساند.
محفظهی تلسکوپ متشکل از یک ساختمان ۸ ضلعی است که بخش ثابت آن محفظه با ترکیب بتن و فولاد توسط پنلهای ساندویچی پوشیده میشود. از این پوشش برای ساختار فولادی گنبد چرخان هم استفاده میشود.
قطر بخش ثابت حدود ۱۵ متر و ارتفاع آن ۹.۵ متر است. چرخها، غلتکها، تلهی گرد و غبار، سازوکار حرکتدهندهی گنبد و همچنین سیستم انتقال قدرت الکتریکی در رابط میان بخش ثابت و متحرک محفظه واقع شدهاند. برای ساخت این رصدخانه بیش از ۱۲۰ هزار قطعهی مکانیکی و اپتیکی استفاده شده است.
این ترکیب در سالهای اخیر برای اغلب تلسکوپهای با ابعاد متوسط تا بسیار بزرگ بهکار گرفته شده است. برای کنترل حرکت محورها و همچنین آینهی اولیه و ثانویه تلاش شده تا از جدیدترین فناوری در دنیا استفاده شود که در مجموع وزن سازهی تلسکوپ را به حدود ۹۰ تن میرساند.
محفظهی تلسکوپ متشکل از یک ساختمان ۸ ضلعی است که بخش ثابت آن محفظه با ترکیب بتن و فولاد توسط پنلهای ساندویچی پوشیده میشود. از این پوشش برای ساختار فولادی گنبد چرخان هم استفاده میشود.
قطر بخش ثابت حدود ۱۵ متر و ارتفاع آن ۹.۵ متر است. چرخها، غلتکها، تلهی گرد و غبار، سازوکار حرکتدهندهی گنبد و همچنین سیستم انتقال قدرت الکتریکی در رابط میان بخش ثابت و متحرک محفظه واقع شدهاند. برای ساخت این رصدخانه بیش از ۱۲۰ هزار قطعهی مکانیکی و اپتیکی استفاده شده است.
در فضای خالی ای دو جسم به جرم های متفاوت m1 و m2 وجود دارند.
فرض کنید این دو جسم در فاصله مشخص ال هستند و بعد رها می شوند و به سمت هم شتاب می گیرند.
این دو جسم در کدام نقطه بهم می رسند؟
فرض کنید این دو جسم در فاصله مشخص ال هستند و بعد رها می شوند و به سمت هم شتاب می گیرند.
این دو جسم در کدام نقطه بهم می رسند؟