Alireza.S
پورتفوی فعلی من: BNB CAKE S FIVE SNS METIS STG EQUAL SHADOW LUMOS @cryptobyalireza
چرا BNB؟ چرا حالا؟
سلام.
مدتیه چیزی ننوشتم. نه به خاطر نبود حرف، بلکه به احترام سکوت. اما گاهی بعضی چیزها اونقدر واضحن که وقتی اکثریت کامیونیتی کریپتو در حال کوبیدن درهای بیربطن، آدم نمیتونه بیتفاوت رد شه.
اما BNB
برای بعضیا یه کوین قدیمیه، برای بعضی یه پروژه متمرکز. برای من اما یه ساختار موفقه که از دل قاعدههای مهندسی و بازار دراومده، نه باج گرفتن از توییت و ترند.
من BNB رو وقتی دیدم که هنوز دو دلار بود. نه صرافی بایننس توی هر کشوری شعبه داشت، نه حجم معاملاتش ۳۰٪ بازار بود. اون روزا خیلیا میگفتن صرافیهایی مثل بایننس موقتیان. خیلیا هم گفتن کوین داخلی صرافی آیندهای نداره.
حق با کی بود؟ با اونایی که میفهمیدن: زیرساخت، همیشه زندهست.
۱. فاندامنتال واقعی: BNB یعنی کسبوکار
میشه گفت BNB یه پروژه نیست که صرفاً «توکن» باشه. این یه سهم زنده از یه اکوسیستم فعال چند میلیارد دلاریه.
داریم در مورد:
• بزرگترین صرافی دنیا (چه بخوای قبول کنی چه نه)
• زنجیره BSC با رشد بیوقفه دیفای و گیمفای
• دهها پروژه لانچشده در لانچپد بایننس با حجم میلیون دلاری
• و Burn دورهای واقعی و مکانیزم deflation
حرف میزنیم. صحبت از پروژهایه که مدل درآمدی داره، مشتری داره، جریان پولی داره. و این یعنی فاندامنتال.
۲. آلتسیزن: زمان رشد سرمایههای بزرگ
بذار واضح بگم:
اگه سرمایهت کوچیکه و دنبال ضرب ۲۰ و ۳۰ برابری تو یه سیزن چندماههای، برو سراغ low-capها و ناشناختههای پتانسیل دار. بازار براشون جا داره، ولی بالا پایینشم بدون.
اما اگه با سرمایه سنگین میخوای وارد آلتسیزن بشی، دنبال ساختار باش، دنبال پایه باش.
و BNB اینجاست که میدرخشه. چرا؟
چون:
• بازار در حال بازگشت به narrativeهای قویه.
• سرمایهگذارهای بزرگ دوباره دارن نقدینگی وارد پروژههای با مدل اقتصادی واقعی میکنن.
• و BNB اثبات کرده در مارکت خرسی خودش رو نگه میداره، و در مارکت گاوی پرواز.
۳. خطای مرگبار بازار: درگیر شدن با صدای بلند
بعضیا از Binance مثل خیلی چیزای دیگه خوششون نمیاد. مشکلی نیست. احساسات جای خودش.
اما اگه قراره معاملهگر بمونی، باید بتونی هیاهو رو حذف کنی. باید بتونی به جای توییت، ترازنامه ببینی. به جای ترند، دیتا بخونی.
و دیتا چی میگه؟
• قیمت BNB بعد از ریزش بازار بهتر از ETH نگه داشته شده.
• شاخص TVL شبکه BSC در حال بازگشته، در حالی که بسیاری از زنجیرهها هنوز در خوابن.
• و مهمتر از همه: هر بار که بایننس مورد فشار قرار گرفته، قویتر بیرون اومده. نه ضعیفتر.
من اهل hype نیستم. اهل تحلیل و تجربهام.
دیدم BNB رو وقتی کسی جدی نمیگرفت.
الان که دوباره همه رفتن دنبال memecoin و سلبریتیکوین و… من یه بار دیگه اینجا مینویسم:
توکن BNB نه جذابترین کوین مارکته، نه پرسر و صداترین. اما برای سرمایه بزرگ، یکی از امنترین و پرپتانسیلترین گزینههاست در آلتسیزن پیش رو.
حالا تو انتخاب کن: میخوای با سر بری تو صدای بلند بازار، یا میخوای با ساختار بسازی؟
تصمیم با توئه.
@cryptobyalireza
سلام.
مدتیه چیزی ننوشتم. نه به خاطر نبود حرف، بلکه به احترام سکوت. اما گاهی بعضی چیزها اونقدر واضحن که وقتی اکثریت کامیونیتی کریپتو در حال کوبیدن درهای بیربطن، آدم نمیتونه بیتفاوت رد شه.
اما BNB
برای بعضیا یه کوین قدیمیه، برای بعضی یه پروژه متمرکز. برای من اما یه ساختار موفقه که از دل قاعدههای مهندسی و بازار دراومده، نه باج گرفتن از توییت و ترند.
من BNB رو وقتی دیدم که هنوز دو دلار بود. نه صرافی بایننس توی هر کشوری شعبه داشت، نه حجم معاملاتش ۳۰٪ بازار بود. اون روزا خیلیا میگفتن صرافیهایی مثل بایننس موقتیان. خیلیا هم گفتن کوین داخلی صرافی آیندهای نداره.
حق با کی بود؟ با اونایی که میفهمیدن: زیرساخت، همیشه زندهست.
۱. فاندامنتال واقعی: BNB یعنی کسبوکار
میشه گفت BNB یه پروژه نیست که صرفاً «توکن» باشه. این یه سهم زنده از یه اکوسیستم فعال چند میلیارد دلاریه.
داریم در مورد:
• بزرگترین صرافی دنیا (چه بخوای قبول کنی چه نه)
• زنجیره BSC با رشد بیوقفه دیفای و گیمفای
• دهها پروژه لانچشده در لانچپد بایننس با حجم میلیون دلاری
• و Burn دورهای واقعی و مکانیزم deflation
حرف میزنیم. صحبت از پروژهایه که مدل درآمدی داره، مشتری داره، جریان پولی داره. و این یعنی فاندامنتال.
۲. آلتسیزن: زمان رشد سرمایههای بزرگ
بذار واضح بگم:
اگه سرمایهت کوچیکه و دنبال ضرب ۲۰ و ۳۰ برابری تو یه سیزن چندماههای، برو سراغ low-capها و ناشناختههای پتانسیل دار. بازار براشون جا داره، ولی بالا پایینشم بدون.
اما اگه با سرمایه سنگین میخوای وارد آلتسیزن بشی، دنبال ساختار باش، دنبال پایه باش.
و BNB اینجاست که میدرخشه. چرا؟
چون:
• بازار در حال بازگشت به narrativeهای قویه.
• سرمایهگذارهای بزرگ دوباره دارن نقدینگی وارد پروژههای با مدل اقتصادی واقعی میکنن.
• و BNB اثبات کرده در مارکت خرسی خودش رو نگه میداره، و در مارکت گاوی پرواز.
۳. خطای مرگبار بازار: درگیر شدن با صدای بلند
بعضیا از Binance مثل خیلی چیزای دیگه خوششون نمیاد. مشکلی نیست. احساسات جای خودش.
اما اگه قراره معاملهگر بمونی، باید بتونی هیاهو رو حذف کنی. باید بتونی به جای توییت، ترازنامه ببینی. به جای ترند، دیتا بخونی.
و دیتا چی میگه؟
• قیمت BNB بعد از ریزش بازار بهتر از ETH نگه داشته شده.
• شاخص TVL شبکه BSC در حال بازگشته، در حالی که بسیاری از زنجیرهها هنوز در خوابن.
• و مهمتر از همه: هر بار که بایننس مورد فشار قرار گرفته، قویتر بیرون اومده. نه ضعیفتر.
من اهل hype نیستم. اهل تحلیل و تجربهام.
دیدم BNB رو وقتی کسی جدی نمیگرفت.
الان که دوباره همه رفتن دنبال memecoin و سلبریتیکوین و… من یه بار دیگه اینجا مینویسم:
توکن BNB نه جذابترین کوین مارکته، نه پرسر و صداترین. اما برای سرمایه بزرگ، یکی از امنترین و پرپتانسیلترین گزینههاست در آلتسیزن پیش رو.
حالا تو انتخاب کن: میخوای با سر بری تو صدای بلند بازار، یا میخوای با ساختار بسازی؟
تصمیم با توئه.
@cryptobyalireza
چرا CAKE؟ | تکرار تاریخ، فقط برای کسی که حواسش هست
بعضی وقتا بازار یه چیز رو میندازه جلو چشمت، ولی چون داد نمیزنه، نمیبینیش. چون بهت حملهی تبلیغاتی نمیکنه، تو فکر میکنی خبری نیست.
اما کسایی که مسیر رو بلدن، فرق بین نویز و سیگنال رو میفهمن.
توکن CAKE، برای من الان همون BNB دو دلاریه.
و بذار توضیح بدم چرا.
۱. پروژه CAKE فقط یه توکن نیست. یه ماشین دیفای فعاله.
تو این بازار پر از اسمسازی و دروغ، CAKE یه چیز داره که خیلیا ندارن:
محصول واقعی. کاربر واقعی. درآمد واقعی.
وقتی از CAKE حرف میزنم، منظورم سهمی از یکی از بزرگترین DEXهای چندزنجیرهای دنیاست. چیزی که با یه UI خوشگل شروع شد، ولی الان داره روی زیرساختهای جدی Web3 حرکت میکنه.
۲. چرا الان؟ چون در سکوت، در حال پوستاندازیه.
بیشتر بازار CAKE رو با همون ذهنیت ۲۰۲۱ میشناسه.
اما اگه ماههای اخیر رو دنبال کرده باشی، میدونی داریم وارد یه نسخهٔ کاملاً جدید از Pancake میشیم.
مهمترین آپگریدها و تغییرات:
✅ PancakeSwap V4
• معماری ماژولار: امکان اضافه شدن ویژگیهای سفارشی (مثل limit order، protection، tax handling) بدون نیاز به فورک
• قراردادهای سادهتر، ارزانتر و منعطفتر
• بازنویسی کامل از نظر گس و امنیت
✅ سوییچ به چند زنجیره اصلی
• پروژه CAKE دیگه فقط روی BNB نیست.
الان روی Ethereum, Arbitrum, Base, zkSync, Linea و Blast هم داره اکوسیستم خودشو گسترش میده.
یعنی چی؟ یعنی داره تبدیل میشه به یکی از معدود DEXهای چندزنجیرهای با هویت واحد.
✅ بهروزرسانی مدل توکنومیکس
• نرخ صدور CAKE کاهش پیدا کرده
• توکنسوزی منظم و شفاف شده
• مدل veCAKE برای قفل کردن توکن و مشارکت بلندمدت، بهبود پیدا کرده
✅ تمرکز جدید روی Order Book و نقدینگی عمیقتر
• در نسخههای جدید، شاهد ادغام orderbook در کنار AMM هستیم ترکیبی که داره Uniswap رو هم تهدید میکنه
• نقدینگی متمرکز (concentrated liquidity) الان با ابزارهای جدید، دقیقتر و قابل شخصیسازیتر شده
۳. قیمت CAKE کجای سیکل بازاره؟
• کف قیمت چند ساله در برابر BTC و BNB
• مارکت کپ پایینتر از ارزش واقعی شبکه
• ورود تدریجی سرمایهگذاران نهادی و LPهای حرفهای
و نکته کلیدی؟
پروژه CAKE الان داره خودش رو از یه توکن فارمینگ ساده، به یه ابزار نقدینگی حرفهای برای کل Web3 تبدیل میکنه.
۴. سرمایه کوچیک یا بزرگ؟
مثل همیشه:
• سرمایه کوچیک میتونه بره سمت توکنهای Low-cap پرریسک با پتانسیل ۲۰۰x
• ولی برای سرمایههای بزرگ، توکنهایی که فاندامنتال قوی + قیمت سرکوبشده دارن، طلا هستن.
کیک؟
✅ ساختار داره
✅ درآمد داره
✅ مکانیزم burn داره
✅ چندزنجیرهای شده
✅ و از همه مهمتر: بازار هنوز درست نگاهش نکرده
برای من، این فقط یه تحلیل نیست. این یه تجربهست.
من BNB دو دلاری رو دیدم، وقتی بقیه دنبال اسمهای پر زرق و برق بودن.
الان، همون احساس رو نسبت به CAKE دارم. همون رشد آهسته، همون بیتوجهی بازار، همون نشونههای قوی زیرپوستی.
بازار به تو چیزی بدهکار نیست. اما اگه حواست جمع باشه، گاهی تکرار تاریخ رو میذاره جلوی چشمت.
اینبار انتخاب با توئه که ببینی… یا دوباره بعداً بگی: “کاش…”
@cryptobyalireza
بعضی وقتا بازار یه چیز رو میندازه جلو چشمت، ولی چون داد نمیزنه، نمیبینیش. چون بهت حملهی تبلیغاتی نمیکنه، تو فکر میکنی خبری نیست.
اما کسایی که مسیر رو بلدن، فرق بین نویز و سیگنال رو میفهمن.
توکن CAKE، برای من الان همون BNB دو دلاریه.
و بذار توضیح بدم چرا.
۱. پروژه CAKE فقط یه توکن نیست. یه ماشین دیفای فعاله.
تو این بازار پر از اسمسازی و دروغ، CAKE یه چیز داره که خیلیا ندارن:
محصول واقعی. کاربر واقعی. درآمد واقعی.
وقتی از CAKE حرف میزنم، منظورم سهمی از یکی از بزرگترین DEXهای چندزنجیرهای دنیاست. چیزی که با یه UI خوشگل شروع شد، ولی الان داره روی زیرساختهای جدی Web3 حرکت میکنه.
۲. چرا الان؟ چون در سکوت، در حال پوستاندازیه.
بیشتر بازار CAKE رو با همون ذهنیت ۲۰۲۱ میشناسه.
اما اگه ماههای اخیر رو دنبال کرده باشی، میدونی داریم وارد یه نسخهٔ کاملاً جدید از Pancake میشیم.
مهمترین آپگریدها و تغییرات:
✅ PancakeSwap V4
• معماری ماژولار: امکان اضافه شدن ویژگیهای سفارشی (مثل limit order، protection، tax handling) بدون نیاز به فورک
• قراردادهای سادهتر، ارزانتر و منعطفتر
• بازنویسی کامل از نظر گس و امنیت
✅ سوییچ به چند زنجیره اصلی
• پروژه CAKE دیگه فقط روی BNB نیست.
الان روی Ethereum, Arbitrum, Base, zkSync, Linea و Blast هم داره اکوسیستم خودشو گسترش میده.
یعنی چی؟ یعنی داره تبدیل میشه به یکی از معدود DEXهای چندزنجیرهای با هویت واحد.
✅ بهروزرسانی مدل توکنومیکس
• نرخ صدور CAKE کاهش پیدا کرده
• توکنسوزی منظم و شفاف شده
• مدل veCAKE برای قفل کردن توکن و مشارکت بلندمدت، بهبود پیدا کرده
✅ تمرکز جدید روی Order Book و نقدینگی عمیقتر
• در نسخههای جدید، شاهد ادغام orderbook در کنار AMM هستیم ترکیبی که داره Uniswap رو هم تهدید میکنه
• نقدینگی متمرکز (concentrated liquidity) الان با ابزارهای جدید، دقیقتر و قابل شخصیسازیتر شده
۳. قیمت CAKE کجای سیکل بازاره؟
• کف قیمت چند ساله در برابر BTC و BNB
• مارکت کپ پایینتر از ارزش واقعی شبکه
• ورود تدریجی سرمایهگذاران نهادی و LPهای حرفهای
و نکته کلیدی؟
پروژه CAKE الان داره خودش رو از یه توکن فارمینگ ساده، به یه ابزار نقدینگی حرفهای برای کل Web3 تبدیل میکنه.
۴. سرمایه کوچیک یا بزرگ؟
مثل همیشه:
• سرمایه کوچیک میتونه بره سمت توکنهای Low-cap پرریسک با پتانسیل ۲۰۰x
• ولی برای سرمایههای بزرگ، توکنهایی که فاندامنتال قوی + قیمت سرکوبشده دارن، طلا هستن.
کیک؟
✅ ساختار داره
✅ درآمد داره
✅ مکانیزم burn داره
✅ چندزنجیرهای شده
✅ و از همه مهمتر: بازار هنوز درست نگاهش نکرده
برای من، این فقط یه تحلیل نیست. این یه تجربهست.
من BNB دو دلاری رو دیدم، وقتی بقیه دنبال اسمهای پر زرق و برق بودن.
الان، همون احساس رو نسبت به CAKE دارم. همون رشد آهسته، همون بیتوجهی بازار، همون نشونههای قوی زیرپوستی.
بازار به تو چیزی بدهکار نیست. اما اگه حواست جمع باشه، گاهی تکرار تاریخ رو میذاره جلوی چشمت.
اینبار انتخاب با توئه که ببینی… یا دوباره بعداً بگی: “کاش…”
@cryptobyalireza
توکنهای عجیب غریب توی والت؟ مواظب باش والتت رو از دست ندی…
اگه تازگیا یه سر به Trust Wallet یا هر کیفپول دیگهای زدی، احتمال خیلی زیاد با این صحنه روبهرو شدی:
یه توکن عجیب غریب، با یه اسم ناآشنا، با کلی صفر و یه عدد درشت، یهو توی حسابت ظاهر شده.
مثلاً:
AKU Token - Balance: 8,000,000 AKU (~$24,000)
ببین…
نه این شانسته، نه قراره یهو پولدار شی. این دقیقاً یه طعمهست.
اینا چجوری میان تو کیفپولت؟
توکنها روی بلاکچین ثبت میشن و هر کسی میتونه به صورت عمومی یه مقدار توکن به هر آدرسی بفرسته یا اصطلاحا ایردراپ کنه.
یعنی لازم نیست تو اجازه بدی یا حتی بدونی!
این فرایند کاملاً مشابه اینه که یکی بدون اجازهت یه بسته جعلی بندازه جلوی در خونهت.
هدف چیه؟ چرا این کارو میکنن؟
سادهست: طعمه برای فیشینگ و هک.
تو وارد DEX یا سایت خاصی میشی، یا از همون Trust Wallet میخوای این توکن مشکوک رو بفروشی یا سواپش کنی.
اون لحظهست که قرارداد هوشمند پشت اون توکن فعال میشه و ممکنه:
کل موجودی والتت رو approve بگیره و کل والتت drain بشه (یعنی خالی شه).
چطوری ممکنه؟ اینا از کجا میفهمن کلید منو؟
اونا مستقیم به کلید خصوصیت دسترسی ندارن، ولی از یه ترفند معروف استفاده میکنن:
۱. شما میخواید اون توکن رو بفروشید.
۲. فانکشنهای قرارداد هوشمند اون توکن تقلبی ازت اجازه (approve) انتقال توکنهای با ارزش و شناخته شده موجود در والتت رو میگیره که «تمام داراییهات» رو مدیریت کنه.
۳. تو هم چون فکر میکنی داری فقط اون توکن رو میفروشی، تأییدش میکنی.
۴. تموم شد. اون قرارداد حالا میتونه ظرف چند ثانیه هرچی داری رو منتقل کنه بدون اینکه باز هم ازت اجازه بگیره.
⚠️ چیکار کنیم؟ راه امن چیه؟
• هر توکنی که نمیشناسی رو:
• نفروش
• نفرست
• روی هیچ سایتی وصلش نکن
• فقط بذارش همونجا باشه. حتی مخفیش کن تو والتت.
• اگه حس کردی approve اشتباهی دادی، فوراً برو به سایتهایی مثل:
• https://revoke.cash
• https://app.unrekt.net
و دسترسی رو لغو کن.
تا وقتی approve ندادی، کسی نمیتونه به داراییهات دست بزنه.
(مگر اینکه رمز کیفپولت به هر دلیلی افشا شده باشه) اما اگه یهبار تایید اشتباه بدی، حتی بدون افشای کلمات خصوصی، کارت تمومه.
هرچی صفر بیشتری دیدی، باید بیشتر شک کنی.
هیچکس با یه توکن ناشناس، یهشبه پولدار نشده ولی خیلیا با یه کلیک اشتباه، کل داراییشونو از دست دادن.
@cryptobyalireza
اگه تازگیا یه سر به Trust Wallet یا هر کیفپول دیگهای زدی، احتمال خیلی زیاد با این صحنه روبهرو شدی:
یه توکن عجیب غریب، با یه اسم ناآشنا، با کلی صفر و یه عدد درشت، یهو توی حسابت ظاهر شده.
مثلاً:
AKU Token - Balance: 8,000,000 AKU (~$24,000)
ببین…
نه این شانسته، نه قراره یهو پولدار شی. این دقیقاً یه طعمهست.
اینا چجوری میان تو کیفپولت؟
توکنها روی بلاکچین ثبت میشن و هر کسی میتونه به صورت عمومی یه مقدار توکن به هر آدرسی بفرسته یا اصطلاحا ایردراپ کنه.
یعنی لازم نیست تو اجازه بدی یا حتی بدونی!
این فرایند کاملاً مشابه اینه که یکی بدون اجازهت یه بسته جعلی بندازه جلوی در خونهت.
هدف چیه؟ چرا این کارو میکنن؟
سادهست: طعمه برای فیشینگ و هک.
تو وارد DEX یا سایت خاصی میشی، یا از همون Trust Wallet میخوای این توکن مشکوک رو بفروشی یا سواپش کنی.
اون لحظهست که قرارداد هوشمند پشت اون توکن فعال میشه و ممکنه:
کل موجودی والتت رو approve بگیره و کل والتت drain بشه (یعنی خالی شه).
چطوری ممکنه؟ اینا از کجا میفهمن کلید منو؟
اونا مستقیم به کلید خصوصیت دسترسی ندارن، ولی از یه ترفند معروف استفاده میکنن:
۱. شما میخواید اون توکن رو بفروشید.
۲. فانکشنهای قرارداد هوشمند اون توکن تقلبی ازت اجازه (approve) انتقال توکنهای با ارزش و شناخته شده موجود در والتت رو میگیره که «تمام داراییهات» رو مدیریت کنه.
۳. تو هم چون فکر میکنی داری فقط اون توکن رو میفروشی، تأییدش میکنی.
۴. تموم شد. اون قرارداد حالا میتونه ظرف چند ثانیه هرچی داری رو منتقل کنه بدون اینکه باز هم ازت اجازه بگیره.
⚠️ چیکار کنیم؟ راه امن چیه؟
• هر توکنی که نمیشناسی رو:
• نفروش
• نفرست
• روی هیچ سایتی وصلش نکن
• فقط بذارش همونجا باشه. حتی مخفیش کن تو والتت.
• اگه حس کردی approve اشتباهی دادی، فوراً برو به سایتهایی مثل:
• https://revoke.cash
• https://app.unrekt.net
و دسترسی رو لغو کن.
تا وقتی approve ندادی، کسی نمیتونه به داراییهات دست بزنه.
(مگر اینکه رمز کیفپولت به هر دلیلی افشا شده باشه) اما اگه یهبار تایید اشتباه بدی، حتی بدون افشای کلمات خصوصی، کارت تمومه.
هرچی صفر بیشتری دیدی، باید بیشتر شک کنی.
هیچکس با یه توکن ناشناس، یهشبه پولدار نشده ولی خیلیا با یه کلیک اشتباه، کل داراییشونو از دست دادن.
@cryptobyalireza
بازار کریپتو، جاییه که روانشناسی جمعی، سیاستهای پولی کلان، و فناوری غیرمتمرکز به شکلی بیرحمانه با هم برخورد میکنن؛ کسی که فقط نمودار میبینه و نوسان، هنوز نفهمیده اینجا بازی ذهنها و آیندههاست، نه فقط قیمتها.
کسی که کریپتو رو صرفاً به چشم ترید نگاه میکنه، مثل کسیه که اینترنت دهه ۹۰ رو فقط برای ایمیل زدن میخواست؛ کریپتو بازتعریف ساختارهای قدرت و مالکیت در مقیاس جهانه، نه صرفاً نوسان قیمت.
کریپتو آزمون زندهی نظریههای اقتصادی، شبکههای اجتماعی، و سیستمهای حکمرانیه؛ جایی که کد، قانون میشه و جامعه، قانونگذار.
درک واقعی از کریپتو یعنی فهمیدن اینکه بیتکوین، پاسخ فنی به یک بحران فلسفی بود: بیاعتمادی به نظامهای متمرکز. بقیهی پروژهها، ادامهی این مکالمهاند، بعضی فریاد، بعضی فریب.
@cryptobyalireza
کسی که کریپتو رو صرفاً به چشم ترید نگاه میکنه، مثل کسیه که اینترنت دهه ۹۰ رو فقط برای ایمیل زدن میخواست؛ کریپتو بازتعریف ساختارهای قدرت و مالکیت در مقیاس جهانه، نه صرفاً نوسان قیمت.
کریپتو آزمون زندهی نظریههای اقتصادی، شبکههای اجتماعی، و سیستمهای حکمرانیه؛ جایی که کد، قانون میشه و جامعه، قانونگذار.
درک واقعی از کریپتو یعنی فهمیدن اینکه بیتکوین، پاسخ فنی به یک بحران فلسفی بود: بیاعتمادی به نظامهای متمرکز. بقیهی پروژهها، ادامهی این مکالمهاند، بعضی فریاد، بعضی فریب.
@cryptobyalireza
آیا میشه بیتکوین (BTC) رو به صورت غیرمتمرکز به تتر (USDT) تبدیل کرد یا برعکس؟
بله
THORChain
این پلتفرم امکان سواپ مستقیم بیتکوین (BTC) با تتر (USDT) یا برعکس رو بدون نیاز به واسطه متمرکز فراهم میکنه.
مزیت: بدون نیاز به KYC
چالش: کارمزد نسبتاً بالا + نقدینگی محدود در بعضی استخرها
بخش Swap بعضی کیف پولها مثل Trust Wallet نیز به همین سرویس متصل هستند. بنابراین میتونید بدون نیاز به صرافیهای متمرکز این تبدیل رو انجام بدین.
@cryptobyalireza
بله
THORChain
این پلتفرم امکان سواپ مستقیم بیتکوین (BTC) با تتر (USDT) یا برعکس رو بدون نیاز به واسطه متمرکز فراهم میکنه.
مزیت: بدون نیاز به KYC
چالش: کارمزد نسبتاً بالا + نقدینگی محدود در بعضی استخرها
بخش Swap بعضی کیف پولها مثل Trust Wallet نیز به همین سرویس متصل هستند. بنابراین میتونید بدون نیاز به صرافیهای متمرکز این تبدیل رو انجام بدین.
@cryptobyalireza
Alireza.S
پورتفوی فعلی من: BNB CAKE S FIVE SNS METIS STG EQUAL SHADOW LUMOS @cryptobyalireza
یادآوری
همچون BNB و CAKE درباره دلایل فاندامنتال تکتک موارد پورتفوی خودم به زودی خواهم نوشت.
دو یا سه پروژه دیگه هم به زودی به لیست اضافه خواهد شد.
@cryptobyalireza
همچون BNB و CAKE درباره دلایل فاندامنتال تکتک موارد پورتفوی خودم به زودی خواهم نوشت.
دو یا سه پروژه دیگه هم به زودی به لیست اضافه خواهد شد.
@cryptobyalireza
کاملاً قابل درکه که خیلیها دنبال راهی هستن برای نجات از فشار اقتصادی که باهاش دستوپنجه نرم میکنن. واقعیت اینه که راهحل جادویی وجود نداره، ولی بسته به شرایط فردی، سطح تحصیلات، مهارت و سرمایهی اولیه، مسیری هست که میتونه منجر به بهبود وضعیت شخصی بشه حتی توی شرایط کلان اقتصادی نامطلوب:
اتصال به اقتصاد جهانی (دلاریزه شدن فردی)
مهمترین نقطهی نجات برای مردم عادی:
درآمد دلاری پیدا کن.
راههای ممکن:
• فریلنسری بینالمللی: از سایتهایی مثل Upwork، Toptal، Freelancer (با هویت واسطه یا خارج از کشور)
• فروش محصولات دیجیتال یا هنری: مثل گرافیک، عکس، تمپلیت، آموزش، NFT، موسیقی (در مارکتپلیسهای جهانی مثل Gumroad یا OpenSea)
• کدنویسی و بلاکچین: برنامهنویسی، توسعهی قراردادهای هوشمند، Front-end/Back-end، ایجاد محصولات DeFi یا Web3
این سومی از همه مهمتره
خلاصه: خودت رو از فضای صرفاً بستهی داخلی جدا کن
بچههاتون رو از سن پایین به یادگیری زبانهای پرکاربرد برنامهنویسی و Promptنویسی حرفهای هوش مصنوعی سوق بدین و روحیه ریسکپذیری مدیریت شده رو درونشون به وجود بیارید.
@cryptobyalireza
اتصال به اقتصاد جهانی (دلاریزه شدن فردی)
مهمترین نقطهی نجات برای مردم عادی:
درآمد دلاری پیدا کن.
راههای ممکن:
• فریلنسری بینالمللی: از سایتهایی مثل Upwork، Toptal، Freelancer (با هویت واسطه یا خارج از کشور)
• فروش محصولات دیجیتال یا هنری: مثل گرافیک، عکس، تمپلیت، آموزش، NFT، موسیقی (در مارکتپلیسهای جهانی مثل Gumroad یا OpenSea)
• کدنویسی و بلاکچین: برنامهنویسی، توسعهی قراردادهای هوشمند، Front-end/Back-end، ایجاد محصولات DeFi یا Web3
این سومی از همه مهمتره
خلاصه: خودت رو از فضای صرفاً بستهی داخلی جدا کن
بچههاتون رو از سن پایین به یادگیری زبانهای پرکاربرد برنامهنویسی و Promptنویسی حرفهای هوش مصنوعی سوق بدین و روحیه ریسکپذیری مدیریت شده رو درونشون به وجود بیارید.
@cryptobyalireza
نگاهی به مسیر کسانی که منتظر نماندند:
در کشوری با جمعیتی میلیاردی، با فقر عریان و زیرساختهایی گاه از کار افتاده، شاید سادهترین انتخاب این بود که بنشینی، غر بزنی، و منتظر بمانی. اما هند، قصهای متفاوت نوشت؛ قصهای از انسانهایی که یاد گرفتند منتظر دولت نمانند.
در سالهایی که حتی آب و برق منظم نداشتند، عدهای در هند شروع کردند به یاد گرفتن مهارتی که اول برایشان غریب بود:
برنامهنویسی.
نه دانشگاه تاپ داشتند، نه استاد خارجی، نه کلاسهای مدرن.
ولی یک چیز داشتند:
یک ارادهی جانسخت
و یک رؤیای ساده اما نجاتبخش: “من میتونم با مغزم پول دربیارم… دلاری!”
هند، سرزمین لپتاپهایی که خاموش نمیشوند
بنگلور، شهری که روزی بیشتر شبیه روستا بود، امروز لقب سیلیکونولی آسیا را دارد.
اما آنچه این شهر را ساخت، نه سیاستمداران بودند، نه سرمایهگذاران خارجی.
بلکه پسرانی که شبها، وقتی خانواده خواب بودند، با اینترنت کند، پروژههای کوچک میگرفتند.
دخترانی که جلوی جامعهای سنتی ایستادند و گفتند:
“من میخوام کدنویس شم. من میخوام دلاری کار کنم.”
فریلنسرهایی که هیچکس تحویلشان نمیگرفت، شدند ستون اقتصاد دیجیتال هند.
حالا صدها هزار نفر در هند بدون پارتی، بدون سرمایه، فقط با یک لپتاپ و مهارتهای دیجیتال، به بازار جهانی خدمات میدهند و درآمد دلاری دارند.
هندیها نشان دادند برای ساختن آینده، نه مجوز لازم است، نه رابطه؛ فقط خواستن و یاد گرفتن
ما کجای قصهایم؟
ما در ایران، کمهوش نیستیم. اتفاقاً نسل امروز، شاید باهوشترین نسل قرن گذشته باشد.
زبان انگلیسی را بهتر میفهمد، تکنولوژی را زودتر یاد میگیرد، و دردها را عمیقتر حس میکند.
اما خیلی از ما منتظریم…
منتظر ثبات، منتظر شرایط بهتر، منتظر یک روز خاص…
و حقیقت این است:
آن روز خاص هیچوقت نمیآید اگر خودت خلقش نکنی.
@cryptobyalireza
در کشوری با جمعیتی میلیاردی، با فقر عریان و زیرساختهایی گاه از کار افتاده، شاید سادهترین انتخاب این بود که بنشینی، غر بزنی، و منتظر بمانی. اما هند، قصهای متفاوت نوشت؛ قصهای از انسانهایی که یاد گرفتند منتظر دولت نمانند.
در سالهایی که حتی آب و برق منظم نداشتند، عدهای در هند شروع کردند به یاد گرفتن مهارتی که اول برایشان غریب بود:
برنامهنویسی.
نه دانشگاه تاپ داشتند، نه استاد خارجی، نه کلاسهای مدرن.
ولی یک چیز داشتند:
یک ارادهی جانسخت
و یک رؤیای ساده اما نجاتبخش: “من میتونم با مغزم پول دربیارم… دلاری!”
هند، سرزمین لپتاپهایی که خاموش نمیشوند
بنگلور، شهری که روزی بیشتر شبیه روستا بود، امروز لقب سیلیکونولی آسیا را دارد.
اما آنچه این شهر را ساخت، نه سیاستمداران بودند، نه سرمایهگذاران خارجی.
بلکه پسرانی که شبها، وقتی خانواده خواب بودند، با اینترنت کند، پروژههای کوچک میگرفتند.
دخترانی که جلوی جامعهای سنتی ایستادند و گفتند:
“من میخوام کدنویس شم. من میخوام دلاری کار کنم.”
فریلنسرهایی که هیچکس تحویلشان نمیگرفت، شدند ستون اقتصاد دیجیتال هند.
حالا صدها هزار نفر در هند بدون پارتی، بدون سرمایه، فقط با یک لپتاپ و مهارتهای دیجیتال، به بازار جهانی خدمات میدهند و درآمد دلاری دارند.
هندیها نشان دادند برای ساختن آینده، نه مجوز لازم است، نه رابطه؛ فقط خواستن و یاد گرفتن
ما کجای قصهایم؟
ما در ایران، کمهوش نیستیم. اتفاقاً نسل امروز، شاید باهوشترین نسل قرن گذشته باشد.
زبان انگلیسی را بهتر میفهمد، تکنولوژی را زودتر یاد میگیرد، و دردها را عمیقتر حس میکند.
اما خیلی از ما منتظریم…
منتظر ثبات، منتظر شرایط بهتر، منتظر یک روز خاص…
و حقیقت این است:
آن روز خاص هیچوقت نمیآید اگر خودت خلقش نکنی.
@cryptobyalireza
Alireza.S
جا داره بگم Bull Run به معنی هجوم سرمایههای ناآشنا با کریپتو به این مارکت هنوز شروع نشده و آنچه شاهدش هستید ورود سرمایهگذارهای حرفهای است. ساده بگم هنوز همه خوابن. تریگر بیدار شدن عموم ابتدا خبر بیتکوین ۱۰۰ هزار دلاری و بعد چند برابر شدن یکی از آلتکوینهای…
یکی از بهترین توالیهای مارکت در پورتفوی من در حال رخ دادنه:
۱- شروع حرکت BNB و احتمالا رشد انفجاری CAKE
۲- درجا زدن و حتی ضعف قیمتی Sonic و اکوسیستمش و حفظ اخبار مهم این اکوسیستم
بارها گفتم انقدر که دیدن چارتهای قرمز برام لذتبخشه چارتهای سبز نیست. بعضی روندهای بد مارکت که حال همهمون رو خراب میکنه اگه از زاویه دیگه بهش نگاه کنیم واقعا فرصته.
@cryptobyalireza
۱- شروع حرکت BNB و احتمالا رشد انفجاری CAKE
۲- درجا زدن و حتی ضعف قیمتی Sonic و اکوسیستمش و حفظ اخبار مهم این اکوسیستم
بارها گفتم انقدر که دیدن چارتهای قرمز برام لذتبخشه چارتهای سبز نیست. بعضی روندهای بد مارکت که حال همهمون رو خراب میکنه اگه از زاویه دیگه بهش نگاه کنیم واقعا فرصته.
@cryptobyalireza
کلیدواژه «توالی» رو تو ذهنتون داشته باشید. شناخت توالیها در مارکت نقش نردبون بازی مارپله رو داره.
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
سودهای بزرگ تو همین کرشهای ناگهانی مارکت اتفاق میفته، برای اونهایی که صبورن و هرجایی ورود نمیکنن و منتظر این روزهای قرمز میمونن. شاید الان یکی از همون موقعها باشه:
Bnb
Sonic
@cryptobyalireza
Bnb
Sonic
@cryptobyalireza
برداشت من از وضعیت اخیر بازار
ریزش اخیر قیمتها، چه در بیتکوین و چه آلتکوینها، بیش از اینکه ناشی از فاندامنتال یا خبر خاصی باشه، برای من یه نکته مهم رو روشن کرد:
بازار همچنان به شدت لوریجشده است.
نحوه سقوط قیمت، سرعت واکنش، و حجم بالای پوزیشنهایی که در مدت کوتاه لیکوئید شدن، نشون میده که مارکت توی یک وضعیت حساس ساختاری قرار داره، نه لزوماً واکنش منطقی به متغیرهای بیرونی.
اثر دومینویی لیکوئیدیشن یعنی چی؟
در بازار مشتقه، وقتی یه پوزیشن اهرمی وارد محدوده ضرر بیش از مارجین میشه، صرافی اون رو میبنده. این بستن یعنی فروش یا خرید اجباری در مارکت، توسط خود صرافی.
اگر تعداد زیادی پوزیشن در محدودههای قیمتی مشابه باز شده باشن، بستن یکی باعث فشار روی قیمت میشه، که پوزیشنهای بعدی رو هم به سمت لیکوئید شدن میبره. این زنجیره پشتسرهم ادامه پیدا میکنه.
نقش صرافیها در این چرخه بسیار مهمه:
اونا باید این پوزیشنها رو سریع بفروشن تا از ضرر بیشتر جلوگیری کنن. اما این فروشهای پشتسرهم، خودش به عامل تشدید سقوط تبدیل میشه.
مثال روشن: سقوط BTC در ۱۷ آوریل ۲۰۲۱
در این روز، بیتکوین ظرف چند ساعت از ۶۰ هزار دلار به حدود ۵۱ هزار دلار سقوط کرد بدون هیچ خبر منفی مشخص.
چه اتفاقی افتاد؟
• بازار در اون مقطع بهشدت پر از پوزیشنهای لانگ اهرمی بود
• یه اصلاح طبیعی شروع شد، اما همون اولین موج اصلاح باعث شد میلیونها دلار پوزیشن لیکوئید بشن
• صرافیها این پوزیشنها رو فروختن، فشار فروش بالا رفت، قیمت بیشتر افت کرد، موج دوم لیکوئید شروع شد
• در نهایت، فقط در اون روز بیش از ۱۰ میلیارد دلار پوزیشن لیکوئید شد
بازار نه به خاطر ضعف بنیادی، بلکه به خاطر ساختار شکننده ناشی از لوریج زیاد دچار یک ریزش عمیق شد.
جمعبندی
برای من، پیام این اتفاقات واضحه:
بازار کریپتو هنوز بیش از حد لوریجشده است و همین باعث میشه نوسانات کوچک به ریزشهای بزرگ تبدیل بشن.
تا زمانی که بازار به فاز پاکسازی کامل از پوزیشنهای پرریسک نرسه، اثر دومینویی لیکوئیدیشن یکی از بزرگترین ریسکهای پنهان باقی میمونه.
راهحل، حذف لوریج نیست.
راهحل، هدایت درست استفاده از لوریج و طراحی ساختاری مقاوم در برابر بحرانهای اهرمیه.
تا وقتی که لایههای زیرساختی، دیتایی، آموزشی و نقدینگی بازار بهدرستی مدیریت نشن، بازار کریپتو همیشه در معرض شوکهای دومینویی خواهد بود.
@cryptobyalireza
ریزش اخیر قیمتها، چه در بیتکوین و چه آلتکوینها، بیش از اینکه ناشی از فاندامنتال یا خبر خاصی باشه، برای من یه نکته مهم رو روشن کرد:
بازار همچنان به شدت لوریجشده است.
نحوه سقوط قیمت، سرعت واکنش، و حجم بالای پوزیشنهایی که در مدت کوتاه لیکوئید شدن، نشون میده که مارکت توی یک وضعیت حساس ساختاری قرار داره، نه لزوماً واکنش منطقی به متغیرهای بیرونی.
اثر دومینویی لیکوئیدیشن یعنی چی؟
در بازار مشتقه، وقتی یه پوزیشن اهرمی وارد محدوده ضرر بیش از مارجین میشه، صرافی اون رو میبنده. این بستن یعنی فروش یا خرید اجباری در مارکت، توسط خود صرافی.
اگر تعداد زیادی پوزیشن در محدودههای قیمتی مشابه باز شده باشن، بستن یکی باعث فشار روی قیمت میشه، که پوزیشنهای بعدی رو هم به سمت لیکوئید شدن میبره. این زنجیره پشتسرهم ادامه پیدا میکنه.
نقش صرافیها در این چرخه بسیار مهمه:
اونا باید این پوزیشنها رو سریع بفروشن تا از ضرر بیشتر جلوگیری کنن. اما این فروشهای پشتسرهم، خودش به عامل تشدید سقوط تبدیل میشه.
مثال روشن: سقوط BTC در ۱۷ آوریل ۲۰۲۱
در این روز، بیتکوین ظرف چند ساعت از ۶۰ هزار دلار به حدود ۵۱ هزار دلار سقوط کرد بدون هیچ خبر منفی مشخص.
چه اتفاقی افتاد؟
• بازار در اون مقطع بهشدت پر از پوزیشنهای لانگ اهرمی بود
• یه اصلاح طبیعی شروع شد، اما همون اولین موج اصلاح باعث شد میلیونها دلار پوزیشن لیکوئید بشن
• صرافیها این پوزیشنها رو فروختن، فشار فروش بالا رفت، قیمت بیشتر افت کرد، موج دوم لیکوئید شروع شد
• در نهایت، فقط در اون روز بیش از ۱۰ میلیارد دلار پوزیشن لیکوئید شد
بازار نه به خاطر ضعف بنیادی، بلکه به خاطر ساختار شکننده ناشی از لوریج زیاد دچار یک ریزش عمیق شد.
جمعبندی
برای من، پیام این اتفاقات واضحه:
بازار کریپتو هنوز بیش از حد لوریجشده است و همین باعث میشه نوسانات کوچک به ریزشهای بزرگ تبدیل بشن.
تا زمانی که بازار به فاز پاکسازی کامل از پوزیشنهای پرریسک نرسه، اثر دومینویی لیکوئیدیشن یکی از بزرگترین ریسکهای پنهان باقی میمونه.
راهحل، حذف لوریج نیست.
راهحل، هدایت درست استفاده از لوریج و طراحی ساختاری مقاوم در برابر بحرانهای اهرمیه.
تا وقتی که لایههای زیرساختی، دیتایی، آموزشی و نقدینگی بازار بهدرستی مدیریت نشن، بازار کریپتو همیشه در معرض شوکهای دومینویی خواهد بود.
@cryptobyalireza
Alireza.S
سودهای بزرگ تو همین کرشهای ناگهانی مارکت اتفاق میفته، برای اونهایی که صبورن و هرجایی ورود نمیکنن و منتظر این روزهای قرمز میمونن. شاید الان یکی از همون موقعها باشه: Bnb Sonic @cryptobyalireza
کسی که هیچ دانش تحلیلی نداره و فقط صبر برای ورود به موقع رو بلد باشه همین الان به سادگی ظرف سه روز ۳۰-۴۰ درصد تو سوده.
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
Alireza.S
نگاهی به مسیر کسانی که منتظر نماندند: در کشوری با جمعیتی میلیاردی، با فقر عریان و زیرساختهایی گاه از کار افتاده، شاید سادهترین انتخاب این بود که بنشینی، غر بزنی، و منتظر بمانی. اما هند، قصهای متفاوت نوشت؛ قصهای از انسانهایی که یاد گرفتند منتظر دولت…
ما در ایران، سالهاست زیر فشار تحریمهایی زندگی میکنیم که تقصیر ما مردم نیست. زیرساختهای بینالمللی برای ما یا بستهست یا پر از مانع. هر بار که میخوایم قدمی به سمت جهان برداریم، درها با برچسب تحریم و هویت ایرانیمون بسته میشن.
اما یک در، هنوز بازه، دری که رمزنگاریش با اراده و دانش جوانهامون باز میشه:
دنیای Web3، بلاکچین، و دیفای.
چرا دیفای و Web3؟
تو دنیای قدیم، اگه بانک بهت اعتماد نمیکرد، کارت تموم بود.
اگه کشور محل تولدت، تو لیست سیاه بود، از بازی حذف میشدی.
ولی حالا چی؟
در دنیای Web3، هویت تو نه پاسپورتته، نه محل تولد.
هویت تو، کیف پول توئه.
دانش تو، کد توئه.
اعتبار تو، پروژههاییان که ساختی.
این یه فرصت بینظیره برای ما ایرانیها
وقتی که هیچ بانکی حاضر نیست حساب دلاری برات باز کنه،
وقتی که بهخاطر یک آدرس IP، دسترسیت به پلتفرمهای جهانی قطع میشه،
وقتی که دنیای سنتی درها رو بستن…
دنیای Web3، با قدرتی که از تمرکززدایی میگیره، در رو برات باز میکنه.
دیفای (DeFi) بهت اجازه میده بدون بانک، تراکنش مالی انجام بدی.
و DAOها بهت اجازه میدن تو ساختارهایی شرکت کنی که دموکراسی واقعی رو تمرین میکنن.
توکنهای NFT به هنرمندها اجازه میدن بدون گالری و واسطه، جهانی شن.
و بلاکچین، همهی اینها رو با شفافیت، امنیت، و آزادی ترکیب میکنه.
چه کاری میتونیم بکنیم؟
مهارت یاد بگیر. از solidity تا rust، از smart contract تا zk
جامعه بساز. دور خودت آدمایی جمع کن که مثل تو فکر میکنن
پروژه راه بنداز. از یه توکن ساده شروع کن، یا یه ابزار DeFi کوچک
با دنیا کار کن. از طریق گیتهاب، دیسکورد، و انجمنهای Web3
مهمتر از همه:
امید رو تبدیل کن به عمل.
نه امید کور، نه توهم نجات ناگهانی.
بلکه امیدی که از یادگیری میاد. از ساختن، از اشتباه کردن، از دوباره بلند شدن.
ما شاید اینترنت آزاد نداشته باشیم
شاید زیرساخت مالی جهانی ما رو نپذیره
شاید دولت اصلاً متوجه نباشه دنیا به چه سمتی رفته و از داخل و بیرون تحت فشار باشیم
اما ما یه چیز داریم که هیچ قدرتی نمیتونه تحریمش کنه:
اراده برای ساختن، ذهنی که یاد میگیره، و قلبی که نمیترسه.
آیندهی مالی دنیا روی ساختارهای غیرمتمرکزه و جالبه بدونی که
برخی از باهوشترین توسعهدهندگان اتریوم، یا همین CAKE و Sonic ایرانی هستن.
فقط باید بیشتر دیده بشن، بیشتر بسازن، و کمتر منتظر بمونن.
تو پروژهی بعدی دیفای دنیا، چرا یکی از Contributorهاش تو نباشی؟
توصیه من به جوانترهامون:
از فاز ناامیدی بیاید بیرون چون کسی به جز خودمون به فکر ما نیست.
وقتشه که لپتاپهامون، مثل بنگلور، خاموش نشن
وقتشه که به جای منتظر موندن، شروع کنیم به ایدهپردازی و ساختن پروژههایی که به معنای واقعی پشتوانه فنی دارند و مشکلی رو در دنیای مالی غیرمتمرکز حل میکنن.
فضای Web3 مرزی نمیشناسه ما هم نباید بشناسیم و این تنها توصیه من به شما در این فضایی است که امید از هرچیزی نایابتر شده.
کم نیارید.
@cryptobyalireza
اما یک در، هنوز بازه، دری که رمزنگاریش با اراده و دانش جوانهامون باز میشه:
دنیای Web3، بلاکچین، و دیفای.
چرا دیفای و Web3؟
تو دنیای قدیم، اگه بانک بهت اعتماد نمیکرد، کارت تموم بود.
اگه کشور محل تولدت، تو لیست سیاه بود، از بازی حذف میشدی.
ولی حالا چی؟
در دنیای Web3، هویت تو نه پاسپورتته، نه محل تولد.
هویت تو، کیف پول توئه.
دانش تو، کد توئه.
اعتبار تو، پروژههاییان که ساختی.
این یه فرصت بینظیره برای ما ایرانیها
وقتی که هیچ بانکی حاضر نیست حساب دلاری برات باز کنه،
وقتی که بهخاطر یک آدرس IP، دسترسیت به پلتفرمهای جهانی قطع میشه،
وقتی که دنیای سنتی درها رو بستن…
دنیای Web3، با قدرتی که از تمرکززدایی میگیره، در رو برات باز میکنه.
دیفای (DeFi) بهت اجازه میده بدون بانک، تراکنش مالی انجام بدی.
و DAOها بهت اجازه میدن تو ساختارهایی شرکت کنی که دموکراسی واقعی رو تمرین میکنن.
توکنهای NFT به هنرمندها اجازه میدن بدون گالری و واسطه، جهانی شن.
و بلاکچین، همهی اینها رو با شفافیت، امنیت، و آزادی ترکیب میکنه.
چه کاری میتونیم بکنیم؟
مهارت یاد بگیر. از solidity تا rust، از smart contract تا zk
جامعه بساز. دور خودت آدمایی جمع کن که مثل تو فکر میکنن
پروژه راه بنداز. از یه توکن ساده شروع کن، یا یه ابزار DeFi کوچک
با دنیا کار کن. از طریق گیتهاب، دیسکورد، و انجمنهای Web3
مهمتر از همه:
امید رو تبدیل کن به عمل.
نه امید کور، نه توهم نجات ناگهانی.
بلکه امیدی که از یادگیری میاد. از ساختن، از اشتباه کردن، از دوباره بلند شدن.
ما شاید اینترنت آزاد نداشته باشیم
شاید زیرساخت مالی جهانی ما رو نپذیره
شاید دولت اصلاً متوجه نباشه دنیا به چه سمتی رفته و از داخل و بیرون تحت فشار باشیم
اما ما یه چیز داریم که هیچ قدرتی نمیتونه تحریمش کنه:
اراده برای ساختن، ذهنی که یاد میگیره، و قلبی که نمیترسه.
آیندهی مالی دنیا روی ساختارهای غیرمتمرکزه و جالبه بدونی که
برخی از باهوشترین توسعهدهندگان اتریوم، یا همین CAKE و Sonic ایرانی هستن.
فقط باید بیشتر دیده بشن، بیشتر بسازن، و کمتر منتظر بمونن.
تو پروژهی بعدی دیفای دنیا، چرا یکی از Contributorهاش تو نباشی؟
توصیه من به جوانترهامون:
از فاز ناامیدی بیاید بیرون چون کسی به جز خودمون به فکر ما نیست.
وقتشه که لپتاپهامون، مثل بنگلور، خاموش نشن
وقتشه که به جای منتظر موندن، شروع کنیم به ایدهپردازی و ساختن پروژههایی که به معنای واقعی پشتوانه فنی دارند و مشکلی رو در دنیای مالی غیرمتمرکز حل میکنن.
فضای Web3 مرزی نمیشناسه ما هم نباید بشناسیم و این تنها توصیه من به شما در این فضایی است که امید از هرچیزی نایابتر شده.
کم نیارید.
@cryptobyalireza
آگاهی از دل بحران
در نگاه اول، پول چیزی ساده بهنظر میرسد:
ابزاری برای مبادله، ذخیرهی ارزش، معیار سنجش کالا و خدمات.
اما وقتی دقیقتر نگاه میکنی، میفهمی که پول، چیزی بسیار بیشتر از ابزار معاملهست.
پول، زبانِ قدرت است.
پول دولتی: قراردادی برای اطاعت
از زمانی که دولتهای مدرن، حق انحصاری خلق پول را در دست گرفتند، چیزی در جهان تغییر کرد:
ما دیگر به کالا اعتماد نمیکردیم؛ به قدرت اعتماد کردیم.
پول، تبدیل شد به وعدهای از طرف حاکمیت:
«این کاغذ یا عدد دیجیتال، چون من پادشاهم / بانک مرکزیم / دولت مشروعم، ارزش دارد.»
اما این وعدهها، همواره صادق نماندند.
• در آلمان وایمار، میلیونها مارک برای یک قرص نان
• در زیمبابوه، چمدانهایی از اسکناس بیارزش
• در ایران، لبنان، آرژانتین، ترکیه… مردم هر روز بیدار میشوند با ارزش کمتری در حسابشان
در روایتهای کلاسیک تاریخ، ما یاد گرفتیم که پیشرفت از بالا به پایین میآید:
از نخبگان به تودهها، از دانشگاه به خیابان، از کشورهای پیشرفته به جهان در حال توسعه.
اما در حوزهی مالی آیندهمحور، این روایت در حال واژگونیست.
امروز، ساکنین کشورهای گرفتار بحران، از نظر «درک ارزش پول و آزادی مالی»، از جهان توسعهیافته جلوترند.
جایی که تورم هر روز روی سفره مینشیند، آگاهی ناگزیر است
در کشورهایی که با تورم، بیارزشی پول ملی، و انسداد بانکی دستوپنجه نرم میکنند،
مردم دیگر با عدد و رقم بانک مرکزی قانع نمیشوند.
آنها زیستن در شکاف میان عدد و واقعیت را بلدند.
• کسی که در لبنان یا آرژانتین با یک حقوق ماهانه نمیتواند حتی دو هفته دوام بیاورد،
بسی بهتر از یک شهروند فرانسوی درک میکند که پول رسمی، تضمین بقا نیست.
جابجایی نقشها:
«پیشرفتهها» هنوز به سیستم وفادارند
در لندن، برلین، توکیو یا نیویورک، بسیاری هنوز باور دارند:
اگر مشکلی پیش بیاید، دولت نجات خواهد داد.
بانک مرکزی عقل کل است.
بیتکوین ابزار سفتهبازی است، نه آزادی.
آنها هنوز تجربهی فروپاشی اعتماد را لمس نکردهاند.
«در حاشیهماندهها» اکنون در مرکز تحولاند
• مردم نیجریه با کیف پولهای کریپتویی غذا میخرند.
• آرژانتینیها پساندازشان را به USDT منتقل میکنند.
• در غزه، افغانستان و اوکراین، بیتکوین از مرزها عبور میدهد وقتی همهی راهها بسته است.
اینجا، نه تحلیلگران، نه اقتصاددانان، بلکه مردم عادی، معلول شرایطاند که به پیشگام تبدیل شدهاند.
این، همان آگاهی از پایین به بالاست
آگاهی مالی، وقتی از دل زخم برخیزد، ریشهدارتر از هر کلاس دانشگاهیست.
اینکه حق خلق و کنترل ارزش نباید انحصار هیچ قدرتی باشد،
نه یک نظریهی روشنفکرانه، بلکه تجربهی عینی مردمیست که هر روز پولشان را بیارزشتر از دیروز میبینند.
نتیجه:
برخلاف آنچه سیستمهای غربمحور میخواهند القا کنند،
امروز آگاهی مالی، نه در برجهای والاستریت، بلکه در کوچههای قاهره، بوئنوس آیرس، تهران و لاگوس در حال رشد است.
شاید پیشرفت آینده، نه از قدرت، بلکه از نجاتیافتگانِ فروپاشی سرچشمه بگیرد.
شاید آیندهی پول، نه از دل بانکهای مرکزی، بلکه از دل جیبهای مردم عادی ساخته شود.
@cryptobyalireza
در نگاه اول، پول چیزی ساده بهنظر میرسد:
ابزاری برای مبادله، ذخیرهی ارزش، معیار سنجش کالا و خدمات.
اما وقتی دقیقتر نگاه میکنی، میفهمی که پول، چیزی بسیار بیشتر از ابزار معاملهست.
پول، زبانِ قدرت است.
پول دولتی: قراردادی برای اطاعت
از زمانی که دولتهای مدرن، حق انحصاری خلق پول را در دست گرفتند، چیزی در جهان تغییر کرد:
ما دیگر به کالا اعتماد نمیکردیم؛ به قدرت اعتماد کردیم.
پول، تبدیل شد به وعدهای از طرف حاکمیت:
«این کاغذ یا عدد دیجیتال، چون من پادشاهم / بانک مرکزیم / دولت مشروعم، ارزش دارد.»
اما این وعدهها، همواره صادق نماندند.
• در آلمان وایمار، میلیونها مارک برای یک قرص نان
• در زیمبابوه، چمدانهایی از اسکناس بیارزش
• در ایران، لبنان، آرژانتین، ترکیه… مردم هر روز بیدار میشوند با ارزش کمتری در حسابشان
در روایتهای کلاسیک تاریخ، ما یاد گرفتیم که پیشرفت از بالا به پایین میآید:
از نخبگان به تودهها، از دانشگاه به خیابان، از کشورهای پیشرفته به جهان در حال توسعه.
اما در حوزهی مالی آیندهمحور، این روایت در حال واژگونیست.
امروز، ساکنین کشورهای گرفتار بحران، از نظر «درک ارزش پول و آزادی مالی»، از جهان توسعهیافته جلوترند.
جایی که تورم هر روز روی سفره مینشیند، آگاهی ناگزیر است
در کشورهایی که با تورم، بیارزشی پول ملی، و انسداد بانکی دستوپنجه نرم میکنند،
مردم دیگر با عدد و رقم بانک مرکزی قانع نمیشوند.
آنها زیستن در شکاف میان عدد و واقعیت را بلدند.
• کسی که در لبنان یا آرژانتین با یک حقوق ماهانه نمیتواند حتی دو هفته دوام بیاورد،
بسی بهتر از یک شهروند فرانسوی درک میکند که پول رسمی، تضمین بقا نیست.
جابجایی نقشها:
«پیشرفتهها» هنوز به سیستم وفادارند
در لندن، برلین، توکیو یا نیویورک، بسیاری هنوز باور دارند:
اگر مشکلی پیش بیاید، دولت نجات خواهد داد.
بانک مرکزی عقل کل است.
بیتکوین ابزار سفتهبازی است، نه آزادی.
آنها هنوز تجربهی فروپاشی اعتماد را لمس نکردهاند.
«در حاشیهماندهها» اکنون در مرکز تحولاند
• مردم نیجریه با کیف پولهای کریپتویی غذا میخرند.
• آرژانتینیها پساندازشان را به USDT منتقل میکنند.
• در غزه، افغانستان و اوکراین، بیتکوین از مرزها عبور میدهد وقتی همهی راهها بسته است.
اینجا، نه تحلیلگران، نه اقتصاددانان، بلکه مردم عادی، معلول شرایطاند که به پیشگام تبدیل شدهاند.
این، همان آگاهی از پایین به بالاست
آگاهی مالی، وقتی از دل زخم برخیزد، ریشهدارتر از هر کلاس دانشگاهیست.
اینکه حق خلق و کنترل ارزش نباید انحصار هیچ قدرتی باشد،
نه یک نظریهی روشنفکرانه، بلکه تجربهی عینی مردمیست که هر روز پولشان را بیارزشتر از دیروز میبینند.
نتیجه:
برخلاف آنچه سیستمهای غربمحور میخواهند القا کنند،
امروز آگاهی مالی، نه در برجهای والاستریت، بلکه در کوچههای قاهره، بوئنوس آیرس، تهران و لاگوس در حال رشد است.
شاید پیشرفت آینده، نه از قدرت، بلکه از نجاتیافتگانِ فروپاشی سرچشمه بگیرد.
شاید آیندهی پول، نه از دل بانکهای مرکزی، بلکه از دل جیبهای مردم عادی ساخته شود.
@cryptobyalireza
بازار دارد تغییر میکند… نه با سر و صدا، نه با هیجان مصنوعی توییتها.
آرام. سنگین. درست مثل همان لحظهای که میفهمی مسیر واقعی پول، همیشه پشت پرده نوشته شده بوده.
در ظاهر، حرف از «رشد بازار DeFi» است؛
اما عمق ماجرا چیز دیگریست:
نهادها بالاخره فهمیدهاند که آینده مالی، قابل مصادره نیست فقط قابل ادغام است.
اعداد مهم نیستند؛
پیامشان مهم است:
نظم قدیمی دارد به DeFi نزدیک میشود. اما نه برای اینکه آن را رام کند. برای اینکه از آن تغذیه کند.
دیفای از یک آزمایشگاه پرهیجان، دارد تبدیل میشود به یک «پروتکل زیرساختی»؛
جایی که بانکها و صندوقها دیگر وانمود نمیکنند نمیبینندش.
میدانند اگر دیر برسند، دیگر جایی روی خط زمان ندارند.
از طرف دیگر ماجرا هم چیزی تغییر نکرده:
کسی اینجا منتظرشان نبود.
ما در حال ساخت یک سیستم مالی هستیم که خودش رشد میکند، خودش قیمت میگذارد، خودش داوری میکند.
آنها مقیاس میآورند.
ما ساختار.
آنها پول میآورند.
ما ریاضیات.
آنها اصطلاحات پیچیده میآورند.
ما کدی که نمیشود اصلاحش کرد.
در این تنش آرام،
جایی میان ریسک و قانون،
جایی میان سرعت بلاک و کندی بوروکراسی،
آینده دارد شکل میگیرد.
آیندهای که از همان روز اول، کاملاً در قلمرو DeFi بوده.
اگر دقت کنی،
منطق بازار دارد زمزمه میکند:
«همه چیز شروع شده…
و تو تازه متوجهش شدی.»
حقیقت این است که این حرکت بزرگ، همیشه از حاشیهها شروع میشود.
از همان جایی که سالها کسی جدیاش نگرفت.
از همانجایی که همیشه بین دو فشار گیر کرده بود:
از یکسو بیاعتمادی بیرونی،
از سوی دیگر محدودیت درونی.
جایی شبیه… خیلی جاها.
جایی که مردمش همیشه باید بین «دیده نشدن» و «تحمل شدن» یکی را انتخاب میکردند.
جایی که هر بار یک فناوری جدید میآمد، سهمشان فقط تماشا بود.
نه دعوت میشدند، نه آزادی استفاده داشتند.
اما DeFi از معدود فضاهاییست که این معادله را شکسته.
اینجا دیگر فرقی نمیکند چه کسی تو را نمیخواهد،
یا چه کسی میخواهد سر راهت دیوار بسازد.
چون ساختار، باور نمیکند که هویت تو باید شرط ورود باشد.
پول اینجا نه تابع جغرافیاست، نه تابع اجازهنامه.
فقط تابع ریاضیات است.
برای همین است که وقتی دنیا دارد DeFi را جدی میگیرد،
صداهایی از گوشههای خاموشتر جهان هم شنیده میشود.
همانهایی که همیشه دوگانه فشار را تجربه کردهاند،
اما حالا یکبار برای همیشه
به زیرساختی رسیدهاند که هیچکس نمیتواند «سهم»شان را قطع کند.
اینبار نهادهای جهانی با مقیاس میلیاردی وارد میشوند.
اما نکته جالب این است که
جهان واقعیِ تغییر، از همان نقاطی شروع شد که هیچکس نمیخواست قبول کند میتوانند بازی را تغییر دهند.
در نهایت، آینده مالی چیزی نیست که کسی بتواند از دست کسی بگیرد.
و شاید عجیب باشد،
مردمی که همیشه بین دو فشار گیر بودند،
امروز جایی ایستادهاند که فشار در آن معنا ندارد:
یک سیستم مالی بدون دروازهبان.
@cryptobyalireza
آرام. سنگین. درست مثل همان لحظهای که میفهمی مسیر واقعی پول، همیشه پشت پرده نوشته شده بوده.
در ظاهر، حرف از «رشد بازار DeFi» است؛
اما عمق ماجرا چیز دیگریست:
نهادها بالاخره فهمیدهاند که آینده مالی، قابل مصادره نیست فقط قابل ادغام است.
اعداد مهم نیستند؛
پیامشان مهم است:
نظم قدیمی دارد به DeFi نزدیک میشود. اما نه برای اینکه آن را رام کند. برای اینکه از آن تغذیه کند.
دیفای از یک آزمایشگاه پرهیجان، دارد تبدیل میشود به یک «پروتکل زیرساختی»؛
جایی که بانکها و صندوقها دیگر وانمود نمیکنند نمیبینندش.
میدانند اگر دیر برسند، دیگر جایی روی خط زمان ندارند.
از طرف دیگر ماجرا هم چیزی تغییر نکرده:
کسی اینجا منتظرشان نبود.
ما در حال ساخت یک سیستم مالی هستیم که خودش رشد میکند، خودش قیمت میگذارد، خودش داوری میکند.
آنها مقیاس میآورند.
ما ساختار.
آنها پول میآورند.
ما ریاضیات.
آنها اصطلاحات پیچیده میآورند.
ما کدی که نمیشود اصلاحش کرد.
در این تنش آرام،
جایی میان ریسک و قانون،
جایی میان سرعت بلاک و کندی بوروکراسی،
آینده دارد شکل میگیرد.
آیندهای که از همان روز اول، کاملاً در قلمرو DeFi بوده.
اگر دقت کنی،
منطق بازار دارد زمزمه میکند:
«همه چیز شروع شده…
و تو تازه متوجهش شدی.»
حقیقت این است که این حرکت بزرگ، همیشه از حاشیهها شروع میشود.
از همان جایی که سالها کسی جدیاش نگرفت.
از همانجایی که همیشه بین دو فشار گیر کرده بود:
از یکسو بیاعتمادی بیرونی،
از سوی دیگر محدودیت درونی.
جایی شبیه… خیلی جاها.
جایی که مردمش همیشه باید بین «دیده نشدن» و «تحمل شدن» یکی را انتخاب میکردند.
جایی که هر بار یک فناوری جدید میآمد، سهمشان فقط تماشا بود.
نه دعوت میشدند، نه آزادی استفاده داشتند.
اما DeFi از معدود فضاهاییست که این معادله را شکسته.
اینجا دیگر فرقی نمیکند چه کسی تو را نمیخواهد،
یا چه کسی میخواهد سر راهت دیوار بسازد.
چون ساختار، باور نمیکند که هویت تو باید شرط ورود باشد.
پول اینجا نه تابع جغرافیاست، نه تابع اجازهنامه.
فقط تابع ریاضیات است.
برای همین است که وقتی دنیا دارد DeFi را جدی میگیرد،
صداهایی از گوشههای خاموشتر جهان هم شنیده میشود.
همانهایی که همیشه دوگانه فشار را تجربه کردهاند،
اما حالا یکبار برای همیشه
به زیرساختی رسیدهاند که هیچکس نمیتواند «سهم»شان را قطع کند.
اینبار نهادهای جهانی با مقیاس میلیاردی وارد میشوند.
اما نکته جالب این است که
جهان واقعیِ تغییر، از همان نقاطی شروع شد که هیچکس نمیخواست قبول کند میتوانند بازی را تغییر دهند.
در نهایت، آینده مالی چیزی نیست که کسی بتواند از دست کسی بگیرد.
و شاید عجیب باشد،
مردمی که همیشه بین دو فشار گیر بودند،
امروز جایی ایستادهاند که فشار در آن معنا ندارد:
یک سیستم مالی بدون دروازهبان.
@cryptobyalireza
تحلیلکردن مارکتهای مالی بیش از آنکه مهارت خواندن نمودار باشد، تمرین دیدن «پشت روایتها»ست. مارکت همیشه با صدا صحبت نمیکند؛ بیشتر شبیه میدانیست که نشانهها را با وسواس پخش میکند تا ذهنها در همان جهتی حرکت کنند که باید. بعضی نشانهها عمداً بزرگنمایی میشوند، آنقدر بلند و واضح که گویی حقیقت فقط همان است. و برخی دیگر آنقدر آرام کنار دادهها رها میشوند که تنها کسی آن را میبیند که از هیجان فاصله گرفته باشد.
در جهان روایتها، خوب و بد را از صدا نمیفهمی؛ گاهی آنکه زمزمه میکند، راست میگوید و آنکه فریاد میزند تنها صدا را خریده. حق معمولاً از جهتی میوزد که همه خیال میکنند بادِ باطل است. و البته، هیچ چیز مطلق نیست؛ همان دستی که در یک میدان نجات میدهد، ممکن است در میدانی دیگر خطا کند. گاهی همان که امروز حقیقت را روشن میکند، فردا با همان نور، سایهای تازه میسازد.
بازار دقیقاً با همین منطق حرکت میکند. روندهایی که همه آنها را «حقیقت قیمت» میدانند، اغلب ساختهی همان دستهایی است که مسیر را تغییر میدهند. نقدینگی از جایی میآید که هیچکس انتظار ندارد، و از جایی خارج میشود که همه خیال میکنند امنترین نقطه است. مارکت به شما یاد نمیدهد که چه کسی حق دارد و چه کسی نه؛ فقط نشان میدهد هر قدرتی، بسته به میدان، میتواند نقش عوض کند.
گاهی کسی که امروز با رفتارش بازار را از سقوط نجات میدهد، فردا در نقطهای دیگر همان سقوط را رقم میزند. همان خبری که امروز جهت را اصلاح میکند، فردا همان ابزار جهتسازی میشود. نقشها ثابت نیستند؛ تنها چیزی که ثابت میماند، میلِ روایتها به جابهجا کردن مرزهاست.
معاملهگر واقعی بهجای دنبالکردنِ صداها، به جابهجایی ظریف نیروها نگاه میکند: کجا حجمها بیصدا جمع میشوند، کجا قیمت بدون دلیل مشخص کندتر حرکت میکند، کجا حمایتها بیش از حد واضحاند و مقاومتها بیش از حد پنهان. او میداند حقیقت مارکت در همان لحظهای تغییر میکند که اکثریت مطمئن میشوند آن را فهمیدهاند. تحلیلگر واقعی دنبال صدا نمیرود. نه از فریادها هیجان میگیرد، نه از سکوتها ساده میگذرد. او میداند حقیقت در بازار گاهی پشت قدمهایی پنهان است که هیچکس باور نمیکند مسیر را عوض کنند.
برای همین است که در تحلیل، باید مراقب مطلقها بود. هیچ جهت و هیچ دستی همیشه درست یا همیشه غلط نیست. در مارکت، عملکرد امروز تضمینی برای فردا نیست؛ فقط یک چیز ثابت میماند: تغییر.
و درست همانجایی که جمعیت نگاه نمیکند، جایی که صدایی نیست اما نشانه هست، معمولاً جهت واقعی پیدا میشود.
@cryptobyalireza
در جهان روایتها، خوب و بد را از صدا نمیفهمی؛ گاهی آنکه زمزمه میکند، راست میگوید و آنکه فریاد میزند تنها صدا را خریده. حق معمولاً از جهتی میوزد که همه خیال میکنند بادِ باطل است. و البته، هیچ چیز مطلق نیست؛ همان دستی که در یک میدان نجات میدهد، ممکن است در میدانی دیگر خطا کند. گاهی همان که امروز حقیقت را روشن میکند، فردا با همان نور، سایهای تازه میسازد.
بازار دقیقاً با همین منطق حرکت میکند. روندهایی که همه آنها را «حقیقت قیمت» میدانند، اغلب ساختهی همان دستهایی است که مسیر را تغییر میدهند. نقدینگی از جایی میآید که هیچکس انتظار ندارد، و از جایی خارج میشود که همه خیال میکنند امنترین نقطه است. مارکت به شما یاد نمیدهد که چه کسی حق دارد و چه کسی نه؛ فقط نشان میدهد هر قدرتی، بسته به میدان، میتواند نقش عوض کند.
گاهی کسی که امروز با رفتارش بازار را از سقوط نجات میدهد، فردا در نقطهای دیگر همان سقوط را رقم میزند. همان خبری که امروز جهت را اصلاح میکند، فردا همان ابزار جهتسازی میشود. نقشها ثابت نیستند؛ تنها چیزی که ثابت میماند، میلِ روایتها به جابهجا کردن مرزهاست.
معاملهگر واقعی بهجای دنبالکردنِ صداها، به جابهجایی ظریف نیروها نگاه میکند: کجا حجمها بیصدا جمع میشوند، کجا قیمت بدون دلیل مشخص کندتر حرکت میکند، کجا حمایتها بیش از حد واضحاند و مقاومتها بیش از حد پنهان. او میداند حقیقت مارکت در همان لحظهای تغییر میکند که اکثریت مطمئن میشوند آن را فهمیدهاند. تحلیلگر واقعی دنبال صدا نمیرود. نه از فریادها هیجان میگیرد، نه از سکوتها ساده میگذرد. او میداند حقیقت در بازار گاهی پشت قدمهایی پنهان است که هیچکس باور نمیکند مسیر را عوض کنند.
برای همین است که در تحلیل، باید مراقب مطلقها بود. هیچ جهت و هیچ دستی همیشه درست یا همیشه غلط نیست. در مارکت، عملکرد امروز تضمینی برای فردا نیست؛ فقط یک چیز ثابت میماند: تغییر.
و درست همانجایی که جمعیت نگاه نمیکند، جایی که صدایی نیست اما نشانه هست، معمولاً جهت واقعی پیدا میشود.
@cryptobyalireza
اگر امروز بحث «پشتوانه تتر» دوباره داغ شده، باید یادآوری کنیم که این قصهی تازهای نیست؛ فقط هر چند سال یکبار، درست وسط شلوغی بازار، از زیر خاکستر دوباره بیرون میزند.
اولین موج جدی تردیدها برمیگردد به تابستان ۲۰۱۷؛ همان حوالی که بیتکوین داشت بهسمت بولران تاریخی خودش شتاب میگرفت. درست همان زمان، گزارشهایی منتشر شد که میگفتند ذخایر تتر الزاماً ۱۰۰٪ نقدی نیستند. نه audit وجود داشت، نه شفافیت کامل؛ فقط یک ادعای ساده روی کاغذ: «۱ به ۱ با دلار».
چهار سال بعد، در ۲۰۲۱، وقتی بیتکوین دوباره به سقفهای تاریخی حمله میکرد، پروندههای قدیمی باز شد. اینبار دیگر حدس و گمان نبود؛ نهادهای رسمی وارد شدند.
در فوریه ۲۰۲۱ نهاد NYAG بیانیه داد و در اکتبر همان سال CFTC حکم داد که ادعاهای تتر درباره پشتوانه نقدی، گمراهکننده بودهاند.
باز هم همان الگو: اوج بازار، هیجان بالا، و ناگهان یادآوری اینکه «این داستان از ۲۰۱۷ همینطور باقی مانده».
پس اگر امروز دوباره از پشتیبانی تتر حرف زده میشود، بهتر است مخاطب بداند که این داستان نه جدید است و نه غیرمنتظره. در بازار کریپتو، بعضی چیزها درست مثل چرخههای قیمتیاند:
هر بار که همه فکر میکنند فصل تازهای شروع شده، همان تبصرههای قدیمی quietly برمیگردند روی میز.
وقتی به این خط زمانی نگاه میکنی—۲۰۱۷ وسط بولران، ۲۰۲۱ وسط بولران—یک الگوی تکراری خودش را نشان میدهد:
بعضی خبرها دقیقاً همان لحظه منتشر میشوند که بیشترین تأثیر را روی جهت حرکت بازار داشته باشند.
نه اینکه واقعیت نداشته باشند؛ مسئله جای دیگری است.
چرا همیشه درست قبل یا بعد از حرکتهای بزرگ سربرمیآورند؟
در بازاری که نقدینگی عمیق نیست و بازیگران بزرگ با چند میلیارد جابهجایی، مسیر قیمت را میچرخانند، انتشار یک «خبر نگرانی» یا «اتمام حجت نظارتی» میتواند فضای تصمیمگیری را در چند ساعت کاملاً عوض کند.
گاهی این جنس خبرها بیش از آنکه برای «اطلاعرسانی» باشد، برای باز کردن فضا است: فضای خرید، فروش، انباشت یا تخلیهٔ پوزیشنهای سنگین.
به همین دلیل است که باید این موجها را با فاصله نگاه کرد:
همه چیز در بازار کریپتو جدید است، اما الگوها قدیمیاند.
و هر بار که یک خبر درست روی نقطه حساس فرود میآید، بهتر است قبل از واکنش، این سؤال ساده را بپرسیم:
این خبر برای چه کسی مفید است؟
همانجا پاسخ اصلی پنهان است.
@cryptobyalireza
اولین موج جدی تردیدها برمیگردد به تابستان ۲۰۱۷؛ همان حوالی که بیتکوین داشت بهسمت بولران تاریخی خودش شتاب میگرفت. درست همان زمان، گزارشهایی منتشر شد که میگفتند ذخایر تتر الزاماً ۱۰۰٪ نقدی نیستند. نه audit وجود داشت، نه شفافیت کامل؛ فقط یک ادعای ساده روی کاغذ: «۱ به ۱ با دلار».
چهار سال بعد، در ۲۰۲۱، وقتی بیتکوین دوباره به سقفهای تاریخی حمله میکرد، پروندههای قدیمی باز شد. اینبار دیگر حدس و گمان نبود؛ نهادهای رسمی وارد شدند.
در فوریه ۲۰۲۱ نهاد NYAG بیانیه داد و در اکتبر همان سال CFTC حکم داد که ادعاهای تتر درباره پشتوانه نقدی، گمراهکننده بودهاند.
باز هم همان الگو: اوج بازار، هیجان بالا، و ناگهان یادآوری اینکه «این داستان از ۲۰۱۷ همینطور باقی مانده».
پس اگر امروز دوباره از پشتیبانی تتر حرف زده میشود، بهتر است مخاطب بداند که این داستان نه جدید است و نه غیرمنتظره. در بازار کریپتو، بعضی چیزها درست مثل چرخههای قیمتیاند:
هر بار که همه فکر میکنند فصل تازهای شروع شده، همان تبصرههای قدیمی quietly برمیگردند روی میز.
وقتی به این خط زمانی نگاه میکنی—۲۰۱۷ وسط بولران، ۲۰۲۱ وسط بولران—یک الگوی تکراری خودش را نشان میدهد:
بعضی خبرها دقیقاً همان لحظه منتشر میشوند که بیشترین تأثیر را روی جهت حرکت بازار داشته باشند.
نه اینکه واقعیت نداشته باشند؛ مسئله جای دیگری است.
چرا همیشه درست قبل یا بعد از حرکتهای بزرگ سربرمیآورند؟
در بازاری که نقدینگی عمیق نیست و بازیگران بزرگ با چند میلیارد جابهجایی، مسیر قیمت را میچرخانند، انتشار یک «خبر نگرانی» یا «اتمام حجت نظارتی» میتواند فضای تصمیمگیری را در چند ساعت کاملاً عوض کند.
گاهی این جنس خبرها بیش از آنکه برای «اطلاعرسانی» باشد، برای باز کردن فضا است: فضای خرید، فروش، انباشت یا تخلیهٔ پوزیشنهای سنگین.
به همین دلیل است که باید این موجها را با فاصله نگاه کرد:
همه چیز در بازار کریپتو جدید است، اما الگوها قدیمیاند.
و هر بار که یک خبر درست روی نقطه حساس فرود میآید، بهتر است قبل از واکنش، این سؤال ساده را بپرسیم:
این خبر برای چه کسی مفید است؟
همانجا پاسخ اصلی پنهان است.
@cryptobyalireza
یه نکتهای هست که توی بازار کمتر دربارهش درست حرف زده میشه: صبر.
نه از جنس جملههای انگیزشی، نه از اون صبر پوستر اینستاگرامی. از همون صبری که وقتی بازار خستهکنندهست، آدم رو تنها میذاره با خودش.
واقعیتش اینه که من هم دقیقاً همونجا ایستادم که خیلیهاتون ایستادین.
همون لحظههایی که قیمت تکون نمیخوره، خبر خاصی نیست، توییتها تکراریان و ذهنت هی میگه:
«نکنه من اشتباه فهمیدم؟ نکنه این بار فرق داره؟»
این حس، ضعف نیست. این طبیعت بازاره.
فرق من و خیلیها شاید این نباشه که کمتر میترسم یا بیشتر میدونم؛
فرقش اینه که یاد گرفتم در زمانهایی که هیچ اتفاقی نمیافته، کاری نکنم.
بازار همیشه پول رو در لحظههای هیجانی نمیده.
پول معمولاً توی همون بازههایی ساخته میشه که حوصلهبره، ساکته، و کسی حواسش نیست.
جایی که بیشتر آدمها یا زود خسته میشن، یا عجله میکنن که «یه کاری بکنن».
من هم بارها وسوسه شدم.
بارها خواستم فقط برای اینکه حس زنده بودن داشته باشم، یه حرکت اضافه بزنم.
ولی تجربه بهم یاد داده:
هر تصمیمی که فقط برای فرار از صبر گرفته بشه، هزینه داره.
صبر به معنی بیعملی نیست.
صبر یعنی:
• بدونی چی داری
• بدونی چرا وارد شدی
• و تا وقتی فرضیاتت عوض نشده، دست بهش نزنی
نه قهرمانبازی، نه لجبازی با بازار.
اگه الان حس میکنی عقب افتادی، جا موندی، یا «همه دارن تو بازارهای دیگه پول درمیارن جز من»…
بدون تنها نیستی. من هم همین فضاها رو دیدم، لمس کردم، رد شدم ازشون.
فقط یه چیز رو یاد گرفتم و بهش وفادار موندم:
بازار به صبورها بدهکاره، نه به عجولها.
نه امروز شاید.
نه فردا.
اما همیشه، آخرش.
صبور باشید و سعی کنید میانگین کم کنید و باز هم صبور باشید.
اصلاح اخیر بیتکوین که احتمالا کفش محدوده سقف سه سال پیش باشه، تسهیلگر مسیر رشد تا سقف جدید ۱۹۰ هزار دلاریه.
@cryptobyalireza
نه از جنس جملههای انگیزشی، نه از اون صبر پوستر اینستاگرامی. از همون صبری که وقتی بازار خستهکنندهست، آدم رو تنها میذاره با خودش.
واقعیتش اینه که من هم دقیقاً همونجا ایستادم که خیلیهاتون ایستادین.
همون لحظههایی که قیمت تکون نمیخوره، خبر خاصی نیست، توییتها تکراریان و ذهنت هی میگه:
«نکنه من اشتباه فهمیدم؟ نکنه این بار فرق داره؟»
این حس، ضعف نیست. این طبیعت بازاره.
فرق من و خیلیها شاید این نباشه که کمتر میترسم یا بیشتر میدونم؛
فرقش اینه که یاد گرفتم در زمانهایی که هیچ اتفاقی نمیافته، کاری نکنم.
بازار همیشه پول رو در لحظههای هیجانی نمیده.
پول معمولاً توی همون بازههایی ساخته میشه که حوصلهبره، ساکته، و کسی حواسش نیست.
جایی که بیشتر آدمها یا زود خسته میشن، یا عجله میکنن که «یه کاری بکنن».
من هم بارها وسوسه شدم.
بارها خواستم فقط برای اینکه حس زنده بودن داشته باشم، یه حرکت اضافه بزنم.
ولی تجربه بهم یاد داده:
هر تصمیمی که فقط برای فرار از صبر گرفته بشه، هزینه داره.
صبر به معنی بیعملی نیست.
صبر یعنی:
• بدونی چی داری
• بدونی چرا وارد شدی
• و تا وقتی فرضیاتت عوض نشده، دست بهش نزنی
نه قهرمانبازی، نه لجبازی با بازار.
اگه الان حس میکنی عقب افتادی، جا موندی، یا «همه دارن تو بازارهای دیگه پول درمیارن جز من»…
بدون تنها نیستی. من هم همین فضاها رو دیدم، لمس کردم، رد شدم ازشون.
فقط یه چیز رو یاد گرفتم و بهش وفادار موندم:
بازار به صبورها بدهکاره، نه به عجولها.
نه امروز شاید.
نه فردا.
اما همیشه، آخرش.
صبور باشید و سعی کنید میانگین کم کنید و باز هم صبور باشید.
اصلاح اخیر بیتکوین که احتمالا کفش محدوده سقف سه سال پیش باشه، تسهیلگر مسیر رشد تا سقف جدید ۱۹۰ هزار دلاریه.
@cryptobyalireza
یلدا در تقویم فقط یک شب است.
اما در اقتصاد ما،
سالهاست به یک وضعیت دائمی تبدیل شده.
شب طولانی بلاتکلیفی،
شب وعدههایی که همیشه «بعد از این شب» قرار است محقق شوند،
شب صبری که مدام از مردم خواسته میشود،
اما هیچوقت از ساختار.
در فرهنگ ما، یلدا یعنی:
«شب تمام میشود، صبح میآید.»
اما مشکل اینجاست که در سیاست و اقتصاد،
بعضی شبها عمداً کش داده میشوند.
بزرگترین دروغی که سالهاست به ما فروخته شده اینه که
«اقتصاد قربانی سیاست است.»
نه.
اقتصاد ابزار سیاست شده، نه قربانیاش.
وقتی سیاستمدار میفهمد میتواند با تورم حکومت کند،
دیگر نیازی به توسعه ندارد.
وقتی میبیند میشود با رانت، وفاداری خرید،
دیگر نیازی به تولید نمیبیند.
و وقتی میفهمد میشود با فقر، جامعه را در حالت بقا نگه داشت،
دیگر آزادی خطرناک میشود.
در چنین سیستمی،
مشکل دلار نیست،
مشکل تحریم هم نیست،
مشکل حتی کمبود منابع نیست.
مشکل این است که بیثباتی، به یک مدل حکمرانی تبدیل شده.
تورم؛ مالیات نامرئی حکومتها
تورم یک اتفاق نیست؛
یک تصمیم است.
تصمیم برای اینکه هزینه ناکارآمدی را مردم بدهند،
نه ساختار.
چاپ پول یعنی:
«ما نمیخواهیم اصلاح کنیم،
پس ارزش دارایی تو را اصلاح میکنیم.»
و عجیب اینجاست که بعد از هر جهش تورمی،
همانهایی که بیشترین سود را بردهاند،
میآیند و از «صبر مردم» حرف میزنند.
صبر، وقتی فضیلت است که انتخاب باشد،
نه وقتی تنها گزینه است.
چرا هیچچیز درست نمیشود؟
چون قرار نیست درست شود.
سیستمی که:
• از بیثباتی سود میبرد
• از ابهام تغذیه میکند
• و از ناآگاهی زنده میماند
هیچوقت به شفافیت علاقهمند نمیشود.
در این فضا:
• تولیدکننده بازنده است
• حقوقبگیر له میشود
• و فقط «واسطه بیهویت» رشد میکند
نه چون باهوشتر است،
بلکه چون سیستم او را میخواهد.
راهحل؟ نه نسخه فوری، نه قهرمان
واقعیت تلخ این است:
هیچ نجاتدهندهای در راه نیست.
اما یک تغییر واقعی وجود دارد،
و آن هم تغییر رابطه فرد با پول و قدرت است.
وقتی مردم:
• پول را فقط اسکناس نبینند
• تورم را اتفاق ندانند
• و سیاست را جدا از اقتصاد تحلیل نکنند
شرایط تغییر میکند.
و قدرت، از جایی میترسد که فهم شروع میشود،
نه از جایی که فریاد بلند است.
یلدا یادآوری است
یلدا قرار بود یادمان بیندازد که
بعد از بلندترین شب،
مسیر نور شروع میشود.
اما وقتی:
• تورم دائمی است
• بیثباتی ساختاری است
• و نااطمینانی سیاست رسمی است
دیگر شب، استثنا نیست؛
قاعده است.
و خطرناکترین بخش ماجرا اینجاست:
مردم کمکم با شب سازگار میشوند.
نه برای اینکه دوستش دارند،
بلکه چون یاد گرفتهاند امیدشان را کوچک کنند.
@cryptobyalireza
اما در اقتصاد ما،
سالهاست به یک وضعیت دائمی تبدیل شده.
شب طولانی بلاتکلیفی،
شب وعدههایی که همیشه «بعد از این شب» قرار است محقق شوند،
شب صبری که مدام از مردم خواسته میشود،
اما هیچوقت از ساختار.
در فرهنگ ما، یلدا یعنی:
«شب تمام میشود، صبح میآید.»
اما مشکل اینجاست که در سیاست و اقتصاد،
بعضی شبها عمداً کش داده میشوند.
بزرگترین دروغی که سالهاست به ما فروخته شده اینه که
«اقتصاد قربانی سیاست است.»
نه.
اقتصاد ابزار سیاست شده، نه قربانیاش.
وقتی سیاستمدار میفهمد میتواند با تورم حکومت کند،
دیگر نیازی به توسعه ندارد.
وقتی میبیند میشود با رانت، وفاداری خرید،
دیگر نیازی به تولید نمیبیند.
و وقتی میفهمد میشود با فقر، جامعه را در حالت بقا نگه داشت،
دیگر آزادی خطرناک میشود.
در چنین سیستمی،
مشکل دلار نیست،
مشکل تحریم هم نیست،
مشکل حتی کمبود منابع نیست.
مشکل این است که بیثباتی، به یک مدل حکمرانی تبدیل شده.
تورم؛ مالیات نامرئی حکومتها
تورم یک اتفاق نیست؛
یک تصمیم است.
تصمیم برای اینکه هزینه ناکارآمدی را مردم بدهند،
نه ساختار.
چاپ پول یعنی:
«ما نمیخواهیم اصلاح کنیم،
پس ارزش دارایی تو را اصلاح میکنیم.»
و عجیب اینجاست که بعد از هر جهش تورمی،
همانهایی که بیشترین سود را بردهاند،
میآیند و از «صبر مردم» حرف میزنند.
صبر، وقتی فضیلت است که انتخاب باشد،
نه وقتی تنها گزینه است.
چرا هیچچیز درست نمیشود؟
چون قرار نیست درست شود.
سیستمی که:
• از بیثباتی سود میبرد
• از ابهام تغذیه میکند
• و از ناآگاهی زنده میماند
هیچوقت به شفافیت علاقهمند نمیشود.
در این فضا:
• تولیدکننده بازنده است
• حقوقبگیر له میشود
• و فقط «واسطه بیهویت» رشد میکند
نه چون باهوشتر است،
بلکه چون سیستم او را میخواهد.
راهحل؟ نه نسخه فوری، نه قهرمان
واقعیت تلخ این است:
هیچ نجاتدهندهای در راه نیست.
اما یک تغییر واقعی وجود دارد،
و آن هم تغییر رابطه فرد با پول و قدرت است.
وقتی مردم:
• پول را فقط اسکناس نبینند
• تورم را اتفاق ندانند
• و سیاست را جدا از اقتصاد تحلیل نکنند
شرایط تغییر میکند.
و قدرت، از جایی میترسد که فهم شروع میشود،
نه از جایی که فریاد بلند است.
یلدا یادآوری است
یلدا قرار بود یادمان بیندازد که
بعد از بلندترین شب،
مسیر نور شروع میشود.
اما وقتی:
• تورم دائمی است
• بیثباتی ساختاری است
• و نااطمینانی سیاست رسمی است
دیگر شب، استثنا نیست؛
قاعده است.
و خطرناکترین بخش ماجرا اینجاست:
مردم کمکم با شب سازگار میشوند.
نه برای اینکه دوستش دارند،
بلکه چون یاد گرفتهاند امیدشان را کوچک کنند.
@cryptobyalireza