اگر در سرنوشتت نیست تا "ام البنین" باشی
فقط زهرای تو کافیست "ام المؤمنین" باشی
شده دامان تو شأن نزول سوره ی کوثر
خدا میخواست بانو جان! تو زهرا آفرین باشی
زنی بالاتر از حوّا ، زنی همسایه ی مریم
یقیناً آمدی هم کُفو ختم المرسلین باشی
تو قبل از هر زنی اسلام آوردی و پس باید
برای خاتمِ پیغمبر خاتم، نگین باشی
فقط میخواستی از دوش پیغمبر عبایش را
که در آغوش مهر رحمة للعالمین باشی
همیشه نیمه ی ماه خدا از عرش میایی
برای تک تک جامانده ها حبل المتین باشی
احمد ایرانی نسب
@Dellrish
فقط زهرای تو کافیست "ام المؤمنین" باشی
شده دامان تو شأن نزول سوره ی کوثر
خدا میخواست بانو جان! تو زهرا آفرین باشی
زنی بالاتر از حوّا ، زنی همسایه ی مریم
یقیناً آمدی هم کُفو ختم المرسلین باشی
تو قبل از هر زنی اسلام آوردی و پس باید
برای خاتمِ پیغمبر خاتم، نگین باشی
فقط میخواستی از دوش پیغمبر عبایش را
که در آغوش مهر رحمة للعالمین باشی
همیشه نیمه ی ماه خدا از عرش میایی
برای تک تک جامانده ها حبل المتین باشی
احمد ایرانی نسب
@Dellrish
#حدیث_اشک
از کتاب جامع الاخبار و کتاب امالی شیخ مفید از ابن قولویه از پدرش از سعد از برقی از سلیمان بن مسلم کندی و از ابن غروان از عیسی بن ابی منصور از ابان بن تغلب از حضرت ابیعبدالله علیه السلام روایت کرده اند که فرمود:
نفس کشیدن کسی که برای ظلمی که بر ما وارد شده مهموم باشد، تسبیح است و مهموم بودن او برای ما عبادت است و کتمان کردن سرّ ما جهاد در راه خداست. پس فرمود ابوعبدالله علیه السلام: واجب میشود که این حدیث به طلا نوشته شود.
📚امالی للمفید، ص 338
📚بحارالانوار، ج 44، ص 275
@Dellrish
از کتاب جامع الاخبار و کتاب امالی شیخ مفید از ابن قولویه از پدرش از سعد از برقی از سلیمان بن مسلم کندی و از ابن غروان از عیسی بن ابی منصور از ابان بن تغلب از حضرت ابیعبدالله علیه السلام روایت کرده اند که فرمود:
نفس کشیدن کسی که برای ظلمی که بر ما وارد شده مهموم باشد، تسبیح است و مهموم بودن او برای ما عبادت است و کتمان کردن سرّ ما جهاد در راه خداست. پس فرمود ابوعبدالله علیه السلام: واجب میشود که این حدیث به طلا نوشته شود.
📚امالی للمفید، ص 338
📚بحارالانوار، ج 44، ص 275
@Dellrish
ترسی از فقر ندارند گدایان کریم
دست خالی نروند از در احسان کریم
حاجت خواسته را چند برابر داده است
طیب الله به این لطف دو چندان کریم
#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم
@Dellrish
دست خالی نروند از در احسان کریم
حاجت خواسته را چند برابر داده است
طیب الله به این لطف دو چندان کریم
#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم
@Dellrish
پیچیده در این کوچهها عطر عبایت
همراه با نجوای زیبای دعایت
با نان و خرما ميرسی، من هم يتيمم
اما نه خرما، مست دستان کريمم
ميزد به پايت بوسه لبهای مدينه
اي خوش به حال نيمه شبهای مدينه
در دستهايت ياکريمان لانه دارند
وقت قنوتت قدسيان پيمانه دارند
دیدم هوای چشمهایت کوثری بود
بر شانهات شال شکوه حیدری بود
عطرت، دل از من برده بود و مینوشتم
سرمست آقای جوانان بهشتم
ای آسمانها، محو صحن خاکی تو
قلب زمین، غرق دل افلاکی تو
ميخانهي خاکي غبارش هم شراب است
اِنعام صحن خاکيت هم بي حساب است
این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد
روح القدس گویی هوای یک غزل کرد
دیدم که عالم غرق ذکر «یا حسن» شد
نامت، دلم را مست نوری در ازل کرد
من در زمان آوارهی آن لحظه بودم
آن دم که دستان تو «قاسم» را بغل کرد
آنگونه او را خوش در آغوشت کشیدی
تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد
دست کریمت یاکریمان را غذا داد
شاه و گدا را لطف تو ضرب المثل کرد
روح تو را از نور زهرا آفريدند
از اسم تو اسماء حسنا آفريدند
نامِ حسن، يعني تمام حُسن دنيا
حالا من و دست کريم آل طاها
قاسم صرافان
@Dellrish
همراه با نجوای زیبای دعایت
با نان و خرما ميرسی، من هم يتيمم
اما نه خرما، مست دستان کريمم
ميزد به پايت بوسه لبهای مدينه
اي خوش به حال نيمه شبهای مدينه
در دستهايت ياکريمان لانه دارند
وقت قنوتت قدسيان پيمانه دارند
دیدم هوای چشمهایت کوثری بود
بر شانهات شال شکوه حیدری بود
عطرت، دل از من برده بود و مینوشتم
سرمست آقای جوانان بهشتم
ای آسمانها، محو صحن خاکی تو
قلب زمین، غرق دل افلاکی تو
ميخانهي خاکي غبارش هم شراب است
اِنعام صحن خاکيت هم بي حساب است
این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد
روح القدس گویی هوای یک غزل کرد
دیدم که عالم غرق ذکر «یا حسن» شد
نامت، دلم را مست نوری در ازل کرد
من در زمان آوارهی آن لحظه بودم
آن دم که دستان تو «قاسم» را بغل کرد
آنگونه او را خوش در آغوشت کشیدی
تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد
دست کریمت یاکریمان را غذا داد
شاه و گدا را لطف تو ضرب المثل کرد
روح تو را از نور زهرا آفريدند
از اسم تو اسماء حسنا آفريدند
نامِ حسن، يعني تمام حُسن دنيا
حالا من و دست کريم آل طاها
قاسم صرافان
@Dellrish
کوچه در کوچه دلم ریخته بر دور و برت
چقدر خون جگر میرود از فرق سرت
پیش من راه برو بی کمكِ از حسنين
باورم نيست چنان تا شده امشب کمرت
ناله ی سوخته ی فزت و رب الکعبه
پرده بر داشته از راز دل خون جگرت
چشمت از ضربه شمشیر چه کم سو شده است
مثل زهرا شده دستان تو چشم دگرت
پنجه بر شانه ی دیوار نکش راه برو
پهلوی زخمیِ یاس است مگر در نظرت؟
مجتبی باز عصای دگری گردیده
خوب در کار عصا تجربه دارد پسرت
حتم دارم که در ان لحظه تیغ و محراب
اتش و داغی مسمار شده جلوه گرت
حسن کردی
@Dellrish
چقدر خون جگر میرود از فرق سرت
پیش من راه برو بی کمكِ از حسنين
باورم نيست چنان تا شده امشب کمرت
ناله ی سوخته ی فزت و رب الکعبه
پرده بر داشته از راز دل خون جگرت
چشمت از ضربه شمشیر چه کم سو شده است
مثل زهرا شده دستان تو چشم دگرت
پنجه بر شانه ی دیوار نکش راه برو
پهلوی زخمیِ یاس است مگر در نظرت؟
مجتبی باز عصای دگری گردیده
خوب در کار عصا تجربه دارد پسرت
حتم دارم که در ان لحظه تیغ و محراب
اتش و داغی مسمار شده جلوه گرت
حسن کردی
@Dellrish
انالله جان از تن زمین داره میره
@Dellrish
اِنالله جان از تن زمین داره میره
اِنالله حبل الله المتین داره میره
اِنالله روح از تن روح الامین میره
اِنالله مولی الموحدین داره میره
#حاج_امیر_کرمانشاهی
@Dellrish
اِنالله حبل الله المتین داره میره
اِنالله روح از تن روح الامین میره
اِنالله مولی الموحدین داره میره
#حاج_امیر_کرمانشاهی
@Dellrish