Forwarded from PhiloLearn | فیلولرن
یه کانالی راه انداختیم با دوستان
موضوعش بیشتر فلسفی، جامعه شناسی و کلا مواردی از این دسته
خوشحال میشم اگر علاقه داشتید به جمع ما بپیوندید
@Sapien_Academy
موضوعش بیشتر فلسفی، جامعه شناسی و کلا مواردی از این دسته
خوشحال میشم اگر علاقه داشتید به جمع ما بپیوندید
@Sapien_Academy
Forwarded from محتوای آزاد سهراب
اسکایپ به پایان رسید!
مایکروسافت اعلام کرده که قراره اسکایپ رو ببنده و روی مایکروسافت تیمز متمرکز بشه.
لینک خبر
پیش به سوی [ماتریکس]
@SohrabContents
مایکروسافت اعلام کرده که قراره اسکایپ رو ببنده و روی مایکروسافت تیمز متمرکز بشه.
لینک خبر
پیش به سوی [ماتریکس]
@SohrabContents
Forwarded from Geek Alerts
مایکروسافت گفته از ماه می که میشه اردیبهشت اسکایپ رو تعطیل میکنه و پیشنهاد داده که از تیمز (Teams) برای تماسها و چتها استفاده کنید.
🔗 theverge
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
قرار هست Meta AI هم یه اپلیکیشن مستقل منتشر کنه، الان دسترسی بهش از داخل فیسبوک، واتساپ و اینستاگرام ممکن هست، ولی ظاهرا برای مردم دنیا ایده سوپر اپلیکیشن زیاد جذاب نیست، حتی ایلان ماسک هم با وجود تلاشش برای تبدیل X به سوپر اپلیکیشن ولی اپلیکیشن مستقل برای Grok منتشر کرد.
🔗 cnbc
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
تیم Sesame هدفشون ساختن یه دستیار صوتی بود که مثل آدمها حرف بزنه، احساسات رو بفهمه و شما حس نکنید دارید با یه AI صحبت میکنید، بعد واقعا این رو ساختن و اسم مدلش CSM هست.
این مدل حرفهایی که قبلا باهاش زده شده رو یادش میمونه و میتونه طبق چیزهایی که تا الان حرف زدید لحن و ریتم مناسب داشته باشه، مثلا یه تستی که ما داشتیم باهاش این بود که بهش گفتیم میخوایم فارسی بهت یاد بدیم (چون فعلا فقط انگلیسی کار میکنه) بعد مکالمه که قطع شد مدتی بعد که وصل شدیم در جواب گفت کجا بودی، داشتی بهم فارسی یاد میدادی.
برنامشون اینه مدلرو بزرگتر کنن روی دادههای بیشتری و پشتیبانی از زبانهای غیر انگلیسی رو هم اضافه کنن، از طرفی میخوان بخشی از کارهاشون رو هم اوپن سورس کنن.
خبر خوب اینه که اگه دوست دارید الان میتونید با این مدل رایگان صحبت کنید.
🔗 CSM
🤓 @geekalerts
این مدل حرفهایی که قبلا باهاش زده شده رو یادش میمونه و میتونه طبق چیزهایی که تا الان حرف زدید لحن و ریتم مناسب داشته باشه، مثلا یه تستی که ما داشتیم باهاش این بود که بهش گفتیم میخوایم فارسی بهت یاد بدیم (چون فعلا فقط انگلیسی کار میکنه) بعد مکالمه که قطع شد مدتی بعد که وصل شدیم در جواب گفت کجا بودی، داشتی بهم فارسی یاد میدادی.
برنامشون اینه مدلرو بزرگتر کنن روی دادههای بیشتری و پشتیبانی از زبانهای غیر انگلیسی رو هم اضافه کنن، از طرفی میخوان بخشی از کارهاشون رو هم اوپن سورس کنن.
خبر خوب اینه که اگه دوست دارید الان میتونید با این مدل رایگان صحبت کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Frontend with Erfun👨🏻💻 (Erfun Ghodoosi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عرفان عباسی، تک لید کارگزاری مفید. راجع به مسیر و پستی بلندی های داستان یک برنامه نویس صحبت میکرد. براتون این تیکه که راجع به مصاحبه و رزومه نویسی بود رو گرفتم چون میدونم میتونه خیلی براتون مفید باشه.
Forwarded from Geek Alerts
تیکتاک قبلا یه بازار جداگانه به اسم Creator Marketplace داشت که برندها و تولیدکنندههای محتوا رو به هم وصل میکرد. حالا اینو داره جمع میکنه و همهچیز رو میاره تو یه پلتفرم بزرگتر به اسم TikTok One.
تو این پلتفرم جدید تک تک بخشها با AI یکپارچه شدن، مثلا ابزارهای AI مثل «Symphony Assistant» و «Script Generator» به برندها کمک میکنه ایدهپردازی کنن، اسکریپت بنویسن و ویدیوهای تبلیغاتی رو به زبانهای مختلف ترجمه کنن.
🔗 https://ads.tiktok.com
🤓 @geekalerts
تو این پلتفرم جدید تک تک بخشها با AI یکپارچه شدن، مثلا ابزارهای AI مثل «Symphony Assistant» و «Script Generator» به برندها کمک میکنه ایدهپردازی کنن، اسکریپت بنویسن و ویدیوهای تبلیغاتی رو به زبانهای مختلف ترجمه کنن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
یه نفر تو ردیت از Copilot مایکروسافت خواسته بهش یاد بده چطوری ویندوز رو بدون خرید لایسنس فعال کنه، بعد کوپالیت یه دستور PowerShell بهش میده که یه اسکریپت رو از گیتهاب اجرا میکنه و در نهایت باعث فعال شدن ویندوز ۱۱ میشه.
بعد یه هشدار کوچیک هم میده و میگه که این کار ممکنه قوانین مایکروسافت رو نقض کنه و خطرات امنیتی داشته باشه. جالبی ماجرا اینه که مایکروسافت سالهای زیادی هست بزرگترین چالشش ویندوزهای غیر قانونی هست ولی حالا خودش داره به این موضوع کمک میکنه.
🔗 reddit
🤓 @geekalerts
بعد یه هشدار کوچیک هم میده و میگه که این کار ممکنه قوانین مایکروسافت رو نقض کنه و خطرات امنیتی داشته باشه. جالبی ماجرا اینه که مایکروسافت سالهای زیادی هست بزرگترین چالشش ویندوزهای غیر قانونی هست ولی حالا خودش داره به این موضوع کمک میکنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
یه نفر تو ردیت از Copilot مایکروسافت خواسته بهش یاد بده چطوری ویندوز رو بدون خرید لایسنس فعال کنه، بعد کوپالیت یه دستور PowerShell بهش میده که یه اسکریپت رو از گیتهاب اجرا میکنه و در نهایت باعث فعال شدن ویندوز ۱۱ میشه.
بعد یه هشدار کوچیک هم میده و میگه که این کار ممکنه قوانین مایکروسافت رو نقض کنه و خطرات امنیتی داشته باشه. جالبی ماجرا اینه که مایکروسافت سالهای زیادی هست بزرگترین چالشش ویندوزهای غیر قانونی هست.
🔗 reddit
🤓 @geekalerts
بعد یه هشدار کوچیک هم میده و میگه که این کار ممکنه قوانین مایکروسافت رو نقض کنه و خطرات امنیتی داشته باشه. جالبی ماجرا اینه که مایکروسافت سالهای زیادی هست بزرگترین چالشش ویندوزهای غیر قانونی هست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
مدل Grok الان پیشنمایش هم داره برای کدهای HTML که براتون مینویسه. البته یادتون باشه باید از سایت خود گراک استفاده کنید، به تازگی لوکیشنهای بیشتری مثل اروپا هم میتونن از سایتش استفاده کنن.
🔗 grok.com
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Go Casts 🚀
آقا نکنید… چرا کاری میکنی همه مصاحبه هارو هم حضوری کنن 🙂
جای شما تو مصاحبه لایو کد، کد میزنه، رو پلتفرم های زیادی هم کار میکنه…
Interview Coder is an invisible AI for technical interviews.
https://www.interviewcoder.co/
@gocasts
جای شما تو مصاحبه لایو کد، کد میزنه، رو پلتفرم های زیادی هم کار میکنه…
Interview Coder is an invisible AI for technical interviews.
https://www.interviewcoder.co/
@gocasts
Forwarded from Geek Alerts
خبرهای بیشتر از ویژگی حریمخصوصی Shielded Email از گوگل، این همون ویژگی هست که وقتی جایی ثبتنام میکنید میتونید جای دادن ایمیل اصلی یه ایمیل موقت بدید.
این ویژگی بخشی از سیستم Autofill گوگل هست و توی اسکرین شات چیزی که مشخص هست داخل کیبورد خود گوگل یعنی Gboard نمایش داده میشه، مشابهش رو اپل دارم که اسمش Hide My Email هست.
یه خوبی این کار داره اونم اینه که هرجایی دیگه ایمیل اصلی شمارو نداره و از طرفی ردیبای شما توی اینترنت خیلی سختتر میشه، فعلا معلوم نیست کی این ویژگی برای همه قابل استفاده میشه.
🔗 androidauthority
🤓 @geekalerts
این ویژگی بخشی از سیستم Autofill گوگل هست و توی اسکرین شات چیزی که مشخص هست داخل کیبورد خود گوگل یعنی Gboard نمایش داده میشه، مشابهش رو اپل دارم که اسمش Hide My Email هست.
یه خوبی این کار داره اونم اینه که هرجایی دیگه ایمیل اصلی شمارو نداره و از طرفی ردیبای شما توی اینترنت خیلی سختتر میشه، فعلا معلوم نیست کی این ویژگی برای همه قابل استفاده میشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
اپ اختصاصی Reels احتمالا توسط اینستاگرام و متا منتشر بشه، اتفاقی که باید از اول میفتاد و فضای عکاسی اینستاگرام به دنیای ویدیو تغییر نمیکرد، خبر میگه رئیس اینستاگرام، آدام موسری، این موضوع رو به کارمنداش گفته.
🔗 wdio
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Linuxor ?
Forwarded from Armon technical logs (armon Taheri)
چرا لاگ نسبت به ظرفیتهایی که داره عملکرد متناسب ندارد
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
De.coder();
پیش درآمد - ubrowser (بخش اول)
———————————————
من یه پسردایی دارم به اسم مهدی که نقش اول این داستانیه که قراره تعریف کنم. مهدی تازه وارد اول راهنمایی ( کلاس ۶ ام ) میشد. منم اون موقعها سوم راهنمایی بودم (کلاس ۸ ام). سال ۱۳۸۹. من و مهدی شبا میرفتیم در دُکون آقام وایمیستادیم و کمک میکردیم. اون موقع خیلی سنمون قد نمیداد که پشت دخل وایسیم. بیشتر بدرد کارای تدارکات میخوردیم. بابام میگفت برید از انبار دو باکس نوشابهی زرد بیارید. یه کارتون تاینی بیارید. ترسناک بود یکم واسمون چون انبار در حقیقت یک حیات بزرگ بود و ممکن بود سر راه یه سوسک بزرگ آمریکایی بالدار هم ببینیم. واسه همین احتیاط میکردیم و خیلی آهسته و هوشیار به سمت انبار میرفتیم. از اون ترسناک تر یه زیرزمین توی حیاط بود. یک حیات قدیمی. یک زیرزمین قدیمی. چراغ زیرزمین فقط از داخلش روشن میشد و باید اول کلی پلهی تاریک رو پایین میرفتیم. هر پله تاریک تر میشد و زمانی که نور مطلقا وجود نداشت باید کلید لامپ رو روشن میکردی. توی اون زیرزمین کارتنهای چیپس و پوشک بود. همیشه سر اینکه کدوممون اول بره پایین دعوا داشتیم. میترسیدیم. وقتی هم که جنس مورد نظر رو از انباری پیدا میکردیم، کلید چراغ رو میزدیم و با سرعت نور پلههای زیرزمین رو یکی دوتا میومدیم بالا. وقتایی که دیگه نیازی به جنسای انبار نبود، جلوی حجره، با جعبههای شیر پلاستیکی دوتا صندلی برای خودمون درست میکردیم، دو تا نوشمک برمیداشتیم و مینشستیم و گپ میزدیم. تا اینکه ساعت ۱ شب بشه و مغازه رو ببندیم و بریم خونه. یکی از همین شبا من به مهدی گفتم : "آقا این وبلاگنویسی فایده نداره. ما باید یک وبسایت بسازیم تا جدیمون بگیرن. الان هرکی از ننهاش قهر میکنه یه وبلاگ داره. کاری نداره که. میرن تو mihanblog و blogfa یه ایمیل و پسورد و دامنه وارد میکنن و تمام! بعدشم فقط حرف حرف حرف. اما وبسایت زدن به این راختیا نیستش که. باید برنامهنوسی کنیم. ولی بعدش دیگه آقای خودمونیم. دامینمون هر چی دلمون بخواد میشه. ببین من شنیدم برای ساختن وبسایت باید html و css و php یاد بگیریم. پایهای؟" مهدی هم که گفت :"پایهام حاجی. میرم انقلاب میگردم دنبال کتاب آموزشی سعی میکنم سریع یاد بگیرم".
چند ماه گذشت. توی این مدت مهدی این کتابا رو میخوند و میومد برای من تعریف میکرد. "پسر php خیلی خفنه. اصل قضیه است. اونای دیگه فقط ظاهره وبسایته. خیلی هم سخته. ولی دارم یاد میگیرم". تا اینکه یه روز سر کلاس زبان با محمد آشنا شدم. یک پسر عینکی که توی زمان خودش Geek ای حساب میشد. باهاش دوست شدم و مدتی در مورد وبلاگها و وبسایتهاش باهام صحبت میکرد. مدیر چندتا از رومهای معروف اون دوران یاهو مسنجر بود. تا اینکه یه روز بهش گفتم من و پسر داییم میخواییم یه وبسایت درست کنیم و داریم php یاد میگیریم. بهم گفت: "چه عالی سایتتون قراره در مورد چی باشه" من یکمی فکر کردم و با خودم گفتم این بنده خدا چقدر سوال درستی پرسید. واقعا قراره سایتمون روی چه موضوعی کار کنه؟ بهش گفتم : " نمیدونم والا هنوز تصمیم نگرفتیم". گفت : "بگردید یه موضوعی رو پیدا کنید که تا به حال هیچ وبسایت ایرانیای روش کار نکرده. بعدش بیاید سراغ من. من بهتون کمک میکنم سایتتون رو بالا بیارید."
ما حدود دو ماه گشتیم. اون موقعها سایتهای آپلود و دانلود تازه داشتن پا میگرفتن. میهندانلود، پیسیدانلود، دانلودها، دوستیها سایتهایی بودن که من هر روز خدا چکشون میکردم و هر چیز جالبی که داشتن رو دانلود میکردم. منتهی محمد بهم گفته بود که این وبسایتها سرمایههای زیادی دارن و ما نمیتونیم یک وبسایت آپلود و دانلود داشته باشیم. یه روزی همینطور که به مانیتور خیره بودم، browser ام نظرم رو به خودش جلب کرد. دیدم من ۲۰ تا مرورگر از این وبسایتها دانلود کردم و روی کامیپوترم دارم. چرا این همه مرورگر داریم؟ کدوم بهتره؟ و اون چراغ روشن شد. سریع رفتم سرچ کردم تا ببینم آیا ما وبسایت ایرانیای داریم که بیاد به طور تخصصی مرورگرها رو بررسی کنه و برای دانلود بذاره؟ و خوشبختانه هیچ نتیجهای پیدا نشد. این موضوع رو با مهدی مطرح کردم و اونم خیلی خوشش اومد و بعدش به محمد گفتم. محمد گفت : "ایدهی خیلی خوبیه. ما میتونیم یه سری مقالات انگلیسی پیدا کنیم از اینترنت در مورد مرورگرها و ترجمهشون کنیم و مرورگرها رو هم برای دانلود بذاریم. مرورگرها کم حجمن. میشه از پسشون بر اومد. فقط یه چیزی. ما برای وبسایت host و دامین باید بخریم. یه سایت هست به اسم میهنوبهاست. یه دامین ir و یک host یک گیگی بخر."
پیش درآمد - ubrowser (بخش اول)
———————————————
من یه پسردایی دارم به اسم مهدی که نقش اول این داستانیه که قراره تعریف کنم. مهدی تازه وارد اول راهنمایی ( کلاس ۶ ام ) میشد. منم اون موقعها سوم راهنمایی بودم (کلاس ۸ ام). سال ۱۳۸۹. من و مهدی شبا میرفتیم در دُکون آقام وایمیستادیم و کمک میکردیم. اون موقع خیلی سنمون قد نمیداد که پشت دخل وایسیم. بیشتر بدرد کارای تدارکات میخوردیم. بابام میگفت برید از انبار دو باکس نوشابهی زرد بیارید. یه کارتون تاینی بیارید. ترسناک بود یکم واسمون چون انبار در حقیقت یک حیات بزرگ بود و ممکن بود سر راه یه سوسک بزرگ آمریکایی بالدار هم ببینیم. واسه همین احتیاط میکردیم و خیلی آهسته و هوشیار به سمت انبار میرفتیم. از اون ترسناک تر یه زیرزمین توی حیاط بود. یک حیات قدیمی. یک زیرزمین قدیمی. چراغ زیرزمین فقط از داخلش روشن میشد و باید اول کلی پلهی تاریک رو پایین میرفتیم. هر پله تاریک تر میشد و زمانی که نور مطلقا وجود نداشت باید کلید لامپ رو روشن میکردی. توی اون زیرزمین کارتنهای چیپس و پوشک بود. همیشه سر اینکه کدوممون اول بره پایین دعوا داشتیم. میترسیدیم. وقتی هم که جنس مورد نظر رو از انباری پیدا میکردیم، کلید چراغ رو میزدیم و با سرعت نور پلههای زیرزمین رو یکی دوتا میومدیم بالا. وقتایی که دیگه نیازی به جنسای انبار نبود، جلوی حجره، با جعبههای شیر پلاستیکی دوتا صندلی برای خودمون درست میکردیم، دو تا نوشمک برمیداشتیم و مینشستیم و گپ میزدیم. تا اینکه ساعت ۱ شب بشه و مغازه رو ببندیم و بریم خونه. یکی از همین شبا من به مهدی گفتم : "آقا این وبلاگنویسی فایده نداره. ما باید یک وبسایت بسازیم تا جدیمون بگیرن. الان هرکی از ننهاش قهر میکنه یه وبلاگ داره. کاری نداره که. میرن تو mihanblog و blogfa یه ایمیل و پسورد و دامنه وارد میکنن و تمام! بعدشم فقط حرف حرف حرف. اما وبسایت زدن به این راختیا نیستش که. باید برنامهنوسی کنیم. ولی بعدش دیگه آقای خودمونیم. دامینمون هر چی دلمون بخواد میشه. ببین من شنیدم برای ساختن وبسایت باید html و css و php یاد بگیریم. پایهای؟" مهدی هم که گفت :"پایهام حاجی. میرم انقلاب میگردم دنبال کتاب آموزشی سعی میکنم سریع یاد بگیرم".
چند ماه گذشت. توی این مدت مهدی این کتابا رو میخوند و میومد برای من تعریف میکرد. "پسر php خیلی خفنه. اصل قضیه است. اونای دیگه فقط ظاهره وبسایته. خیلی هم سخته. ولی دارم یاد میگیرم". تا اینکه یه روز سر کلاس زبان با محمد آشنا شدم. یک پسر عینکی که توی زمان خودش Geek ای حساب میشد. باهاش دوست شدم و مدتی در مورد وبلاگها و وبسایتهاش باهام صحبت میکرد. مدیر چندتا از رومهای معروف اون دوران یاهو مسنجر بود. تا اینکه یه روز بهش گفتم من و پسر داییم میخواییم یه وبسایت درست کنیم و داریم php یاد میگیریم. بهم گفت: "چه عالی سایتتون قراره در مورد چی باشه" من یکمی فکر کردم و با خودم گفتم این بنده خدا چقدر سوال درستی پرسید. واقعا قراره سایتمون روی چه موضوعی کار کنه؟ بهش گفتم : " نمیدونم والا هنوز تصمیم نگرفتیم". گفت : "بگردید یه موضوعی رو پیدا کنید که تا به حال هیچ وبسایت ایرانیای روش کار نکرده. بعدش بیاید سراغ من. من بهتون کمک میکنم سایتتون رو بالا بیارید."
ما حدود دو ماه گشتیم. اون موقعها سایتهای آپلود و دانلود تازه داشتن پا میگرفتن. میهندانلود، پیسیدانلود، دانلودها، دوستیها سایتهایی بودن که من هر روز خدا چکشون میکردم و هر چیز جالبی که داشتن رو دانلود میکردم. منتهی محمد بهم گفته بود که این وبسایتها سرمایههای زیادی دارن و ما نمیتونیم یک وبسایت آپلود و دانلود داشته باشیم. یه روزی همینطور که به مانیتور خیره بودم، browser ام نظرم رو به خودش جلب کرد. دیدم من ۲۰ تا مرورگر از این وبسایتها دانلود کردم و روی کامیپوترم دارم. چرا این همه مرورگر داریم؟ کدوم بهتره؟ و اون چراغ روشن شد. سریع رفتم سرچ کردم تا ببینم آیا ما وبسایت ایرانیای داریم که بیاد به طور تخصصی مرورگرها رو بررسی کنه و برای دانلود بذاره؟ و خوشبختانه هیچ نتیجهای پیدا نشد. این موضوع رو با مهدی مطرح کردم و اونم خیلی خوشش اومد و بعدش به محمد گفتم. محمد گفت : "ایدهی خیلی خوبیه. ما میتونیم یه سری مقالات انگلیسی پیدا کنیم از اینترنت در مورد مرورگرها و ترجمهشون کنیم و مرورگرها رو هم برای دانلود بذاریم. مرورگرها کم حجمن. میشه از پسشون بر اومد. فقط یه چیزی. ما برای وبسایت host و دامین باید بخریم. یه سایت هست به اسم میهنوبهاست. یه دامین ir و یک host یک گیگی بخر."
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱 Raymond)
connect.mozilla.org
Information about the New Terms of Use and Updated Privacy Notice for Firefox
For the first time, we’re introducing a Terms of Use for Firefox, alongside an updated Privacy Notice. Earlier today, we published a blog post explaining why we’re making this change and what it means for you. Now, we want to hear from you. We’re committed…