Dev Perfects – Telegram
Dev Perfects
40 subscribers
9.23K photos
1.26K videos
468 files
13K links
بخوام خیلی خلاصه بگم
این کانال میاد مطالب کانالای خفن تو حوزه تکنولوژی و برنامه نویسی رو جمع میکنه

پست پین رو بخونید
https://news.1rj.ru/str/dev_perfects/455


ارتباط:
https://news.1rj.ru/str/HidenChat_Bot?start=936082426
Download Telegram
Forwarded from Geek Alerts
یه نفر تو ردیت از Copilot مایکروسافت خواسته بهش یاد بده چطوری ویندوز رو بدون خرید لایسنس فعال کنه، بعد کوپالیت یه دستور PowerShell بهش میده که یه اسکریپت رو از گیت‌هاب اجرا می‌کنه و در نهایت باعث فعال شدن ویندوز ۱۱ میشه.

بعد یه هشدار کوچیک هم میده و میگه که این کار ممکنه قوانین مایکروسافت رو نقض کنه و خطرات امنیتی داشته باشه. جالبی ماجرا اینه که مایکروسافت سال‌های زیادی هست بزرگترین چالشش ویندوزهای غیر قانونی هست ولی حالا خودش داره به این موضوع کمک میکنه.

🔗 reddit
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
یه نفر تو ردیت از Copilot مایکروسافت خواسته بهش یاد بده چطوری ویندوز رو بدون خرید لایسنس فعال کنه، بعد کوپالیت یه دستور PowerShell بهش میده که یه اسکریپت رو از گیت‌هاب اجرا می‌کنه و در نهایت باعث فعال شدن ویندوز ۱۱ میشه.

بعد یه هشدار کوچیک هم میده و میگه که این کار ممکنه قوانین مایکروسافت رو نقض کنه و خطرات امنیتی داشته باشه. جالبی ماجرا اینه که مایکروسافت سال‌های زیادی هست بزرگترین چالشش ویندوزهای غیر قانونی هست.

🔗 reddit
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
مدل Grok الان پیش‌نمایش هم داره برای کد‌های HTML که براتون مینویسه. البته یادتون باشه باید از سایت خود گراک استفاده کنید، به تازگی لوکیشن‌های بیشتری مثل اروپا هم میتونن از سایتش استفاده کنن.

🔗 grok.com
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Go Casts 🚀
آقا نکنید… چرا کاری میکنی همه مصاحبه هارو هم حضوری کنن 🙂

جای شما تو مصاحبه لایو کد، کد میزنه، رو پلتفرم های زیادی هم کار میکنه…


Interview Coder is an invisible AI for technical interviews.
https://www.interviewcoder.co/

@gocasts
Forwarded from Geek Alerts
خبرهای بیشتر از ویژگی حریم‌خصوصی Shielded Email از گوگل، این همون ویژگی هست که وقتی جایی ثبت‌نام می‌کنید میتونید جای دادن ایمیل اصلی یه ایمیل موقت بدید.

این ویژگی بخشی از سیستم Autofill گوگل هست و توی اسکرین شات چیزی که مشخص هست داخل کیبورد خود گوگل یعنی Gboard نمایش داده میشه، مشابهش رو اپل دارم که اسمش Hide My Email هست.

یه خوبی این کار داره اونم اینه که هرجایی دیگه ایمیل اصلی شمارو نداره و از طرفی ردیبای شما توی اینترنت خیلی سخت‌تر میشه، فعلا معلوم نیست کی این ویژگی برای همه قابل استفاده میشه.

🔗 androidauthority
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Geek Alerts
Forwarded from Geek Alerts
اپ اختصاصی Reels احتمالا توسط اینستاگرام و متا منتشر بشه، اتفاقی که باید از اول میفتاد و فضای عکاسی اینستاگرام به دنیای ویدیو تغییر نمیکرد، خبر میگه رئیس اینستاگرام، آدام موسری، این موضوع رو به کارمنداش گفته.

🔗 wdio
🤓 @geekalerts
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Linuxor ?
شما حتی اون زبان بهتره (که بهتر نیست) هم بری یاد بگیری اخر حسرت اون یکی رو می‌خوری !

زبانا نهایتا یه Domain دارن که توش خوب عمل می‌کنن و یه Domain هم دارن که توش کار راه بنداز عمل می‌کنن خارجش ممکنه اصلا نتیجه خوبی ندن.


@Linuxor
Forwarded from Linuxor ?
طرف با Regex اومده ولیدیتور JSON نوشته!


https://regex101.com/r/tA9pM8/1

@Linuxor
Forwarded from Armon technical logs (armon Taheri)
چرا لاگ نسبت به ظرفیت‌هایی که داره عملکرد متناسب ندارد
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
De.coder();
پیش درآمد - ubrowser (بخش اول)
———————————————

من یه پسردایی دارم به اسم مهدی که نقش اول این داستانیه که قراره تعریف کنم. مهدی تازه وارد اول راهنمایی ( کلاس ۶ ام ) میشد. منم اون موقع‌ها سوم راهنمایی بودم (کلاس ۸ ام). سال ۱۳۸۹. من و مهدی شبا می‌رفتیم در دُکون آقام وایمیستادیم و کمک می‌کردیم. اون موقع خیلی سن‌مون قد نمی‌داد که پشت دخل وایسیم. بیشتر بدرد کارای تدارکات می‌خوردیم. بابام می‌گفت برید از انبار دو باکس نوشابه‌ی زرد بیارید. یه کارتون تاینی بیارید. ترسناک بود یکم واسمون چون انبار در حقیقت یک حیات بزرگ بود و ممکن بود سر راه یه سوسک بزرگ آمریکایی بالدار هم ببینیم. واسه همین احتیاط می‌کردیم و خیلی آهسته و هوشیار به سمت انبار می‌رفتیم. از اون ترسناک تر یه زیرزمین توی حیاط بود. یک حیات قدیمی. یک زیرزمین قدیمی. چراغ زیرزمین فقط از داخلش روشن میشد و باید اول کلی پله‌ی تاریک رو پایین می‌رفتیم. هر پله تاریک تر میشد و زمانی که نور مطلقا وجود نداشت باید کلید لامپ رو روشن می‌کردی. توی اون زیرزمین کارتن‌های چیپس و پوشک بود. همیشه سر اینکه کدوممون اول بره پایین دعوا داشتیم. میترسیدیم. وقتی هم که جنس مورد نظر رو از انباری پیدا می‌کردیم، کلید چراغ رو می‌زدیم و با سرعت نور پله‌های زیرزمین رو یکی دوتا میومدیم بالا. وقتایی که دیگه نیازی به جنسای انبار نبود، جلوی حجره، با جعبه‌های شیر پلاستیکی دوتا صندلی برای خودمون درست می‌کردیم، دو تا نوشمک بر‌می‌داشتیم و می‌نشستیم و گپ می‌زدیم. تا اینکه ساعت ۱ شب بشه و مغازه رو ببندیم و بریم خونه. یکی از همین شبا من به مهدی گفتم : "آقا این وبلاگ‌نویسی فایده نداره. ما باید یک وب‌سایت بسازیم تا جدی‌مون بگیرن. الان هرکی از ننه‌اش قهر می‌کنه یه وبلاگ داره. کاری نداره که. میرن تو mihanblog و blogfa یه ایمیل و پسورد و دامنه وارد می‌کنن و تمام! بعدشم فقط حرف حرف حرف. اما وب‌سایت زدن به این راختیا نیستش که. باید برنامه‌نوسی کنیم. ولی بعدش دیگه آقای خودمونیم. دامین‌مون هر چی دلمون بخواد میشه. ببین من شنیدم برای ساختن وبسایت باید html و css و php یاد بگیریم. پایه‌ای؟" مهدی هم که گفت :"پایه‌ام حاجی. میرم انقلاب میگردم دنبال کتاب آموزشی سعی می‌کنم سریع یاد بگیرم".

چند ماه گذشت. توی این مدت مهدی این کتابا رو میخوند و میومد برای من تعریف می‌کرد. "پسر php خیلی خفنه. اصل قضیه است. اونای دیگه فقط ظاهره وب‌سایته. خیلی هم سخته. ولی دارم یاد میگیرم". تا اینکه یه روز سر کلاس زبان با محمد آشنا شدم. یک پسر عینکی که توی زمان خودش Geek ای حساب میشد. باهاش دوست شدم و مدتی در مورد وبلاگ‌ها و وبسایت‌هاش باهام صحبت می‌کرد. مدیر چندتا از روم‌های معروف اون دوران یاهو مسنجر بود. تا اینکه یه روز بهش گفتم من و پسر داییم می‌خواییم یه وب‌سایت درست کنیم و داریم php یاد می‌گیریم. بهم گفت: "چه عالی سایت‌تون قراره در مورد چی باشه" من یکمی فکر کردم و با خودم گفتم این بنده خدا چقدر سوال درستی پرسید. واقعا قراره سایت‌مون روی چه موضوعی کار کنه؟ بهش گفتم : " نمی‌دونم والا هنوز تصمیم نگرفتیم". گفت : "بگردید یه موضوعی رو پیدا کنید که تا به حال هیچ وب‌سایت ایرانی‌ای روش کار نکرده. بعدش بیاید سراغ من. من بهتون کمک می‌کنم سایتتون رو بالا بیارید."

ما حدود دو ماه گشتیم. اون موقع‌ها سایت‌های آپلود و دانلود تازه داشتن پا می‌گرفتن. میهن‌دانلود، پی‌سی‌دانلود، دانلود‌ها، دوستی‌ها سایت‌هایی بودن که من هر روز خدا چکشون می‌کردم و هر چیز جالبی که داشتن رو دانلود می‌کردم. منتهی محمد بهم گفته بود که این وب‌سایت‌ها سرمایه‌های زیادی دارن و ما نمی‌تونیم یک وبسایت آپلود و دانلود داشته باشیم. یه روزی همینطور که به مانیتور خیره بودم، browser ام نظرم رو به خودش جلب کرد. دیدم من ۲۰ تا مرورگر از این وب‌سایت‌ها دانلود کردم و روی کامیپوترم دارم. چرا این همه مرورگر داریم؟ کدوم بهتره؟ و اون چراغ روشن شد. سریع رفتم سرچ کردم تا ببینم آیا ما وب‌سایت ایرانی‌ای داریم که بیاد به طور تخصصی مرورگرها رو بررسی کنه و برای دانلود بذاره؟ و خوشبختانه هیچ نتیجه‌ای پیدا نشد. این موضوع رو با مهدی مطرح کردم و اونم خیلی خوشش اومد و بعدش به محمد گفتم. محمد گفت : "ایده‌ی خیلی خوبیه. ما میتونیم یه سری مقالات انگلیسی پیدا کنیم از اینترنت در مورد مرورگرها و ترجمه‌شون کنیم و مرورگرها رو هم برای دانلود بذاریم. مرورگرها کم حجمن. میشه از پسشون بر اومد. فقط یه چیزی. ما برای وب‌سایت host و دامین باید بخریم. یه سایت هست به اسم میهن‌وب‌هاست. یه دامین ir و یک host یک گیگی بخر."
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
De.coder();
پیش درآمد - ubrowser (بخش دوم)
———————————————
لحظه‌ی خیلی هیجان انگیزی بود. وقتی رقتم توی سایتش ازم خواست که دامین مد نظر رو وارد کنم. یعنی واقعا میشه؟ میشه ما یک وبسایت داشته باشیم با دامین browser.ir ؟ نه. نشد. این دامین رزرو شده بود. با مهدی کلی همفکری کردیم و به ubrowser رسیدیم. یعنی browser تو. منتهی بعدا پشیمون شدیم. به هر کس می‌خواستیم دامین‌مون رو بگیم uBrazzers میشنید. با ۱۵ هزارتومن هرچیزی که لازم بود رو گرفتیم. محمد گفت : "با برنامه‌نویسی به این راحتی نمی‌تونیم وب‌سایت بالا بیاریم. باید از cms استفاده کنیم. ووردپرس هست، جوملا هست، Drupal هست، یدونه هم بچه‌های مشهد درست کردن به اسم phpNuke". من گفتم : "حاجی من اصلا نمی‌دونم اینا چیه. تو خودت کدوم رو ترجیه میدی. اونم گفت یدونه فعلا phpNuke میارم بالا و بعدا اگر خواستیم می‌تونیم تغییرش بدیم."

وب‌سایتمون بالاخره اومد بالا. الان دیگه ubrowser.ir برای ما بود و یک قالب ۳ ستونه با بنری که روش نوشته بود "اولین و بزرگترین مرجع تخصصی مرورگرهای اینترنتی". کار هر روزمون این بود که وب سایت رو با گذاشتن حداقل ۱۰ پست در بازه‌های یک ساعته آپدیت نگه داریم. بالای ۲۰۰ مرورگر رو معرفی کردیم و برای دانلود گذاشتیم. خیلی‌هاش رو هیچکدوم از سایت‌های ایرانی برای دانلود نداشتن. از طریق این لینک و این لینک و این لینک می‌تونید نسخه‌ی archive شده وب‌سایت‌مون رو ببینید. تقریبا یک هفته بعد از راه‌اندازی، یک وبسایت دقیقا مشابه با موضوع ما روی کار اومد با دامین پی‌سی‌مرورگر. یک قالب و ظاهر بسیار زیبا داشت و اگر دست نمی‌جنبیدیم ما رو زمین می‌زد. من به محمد گفتم : "اینا وب‌سایتشون رو با چی زدن که انقدر خوشگله؟" گفت : "با ووردپرس. ما هم میریم روی ووردپرس". خلاصه تونستیم قالبمون رو قشنگ‌تر کنیم و گوی رقابت رو ازشون ببریم. دو تا تبلیغ هم گرفتیم ماهی ۵۰۰ تا تک تومن :)

همه چیز بسیار عالی داشت پیش‌ میرفت. من رفتم اول دبیرستان (پایه ۹ ام). اونجا یکی از همکلاسی‌هام رو هم به تیم‌مون اضافه کردم و تعداد ادمین‌ها هم زیاد شد. محمد یه روز بهم گفت : "برادرم داره یک hosting راه‌اندازی می‌کنه. کم کم به فکر باشید که ubrowser رو بیاریم روی hosting خودمون. اینطوری دیگه لازم نیست پول بدیم. داداشمم روی وب‌سایتش ما رو تبلیغ می‌کنه و بازدیدمون بالا میره" اون موقع روزی ۲۰۰۰ تا میانگین بازدید داشت وب‌سایتمون. من و مهدی موافقت کردیم. مهدی بهم گفت : "من یه ایده‌ای دارم. ما که یادگرفتیم وب‌سایت درست کردن رو. منم برنامه‌نویسیم تا حد خوبی جلو رفته. بیا یه وب‌سایت راه‌اندازی کنیم برای ارائه‌ی خدمات طراحی وب‌سایت. hosting محمد هم که هست. یک پکیج کامل میشیم. وب‌سایت رو ما طراحی می‌کنیم. host اش رو هم محمد میده." واقعا جی از این ایده بهتر. با همفکری هم اسم این وبسایت رو گذاشتیم uplan.ir و روی hosting محمد راه‌اندازیش کردیم. اولین سفارشمون رو هم گرفتیم که قرار شد مشتریش ۵۰ هزار تومن بهمون بده. ما سایت رو بهش تحویل دادیم ولی پولمون رو نداد. مهدی خیلی زحمت کشید سرش و واقعا به عنوان اولین تجربه خیلی حال‌گیری بود. اما این بدترین قسمت ماجرا نبود. یک روز صبح از خواب پاشدیم و دیدیم که هر دو تا وب‌سایتمون از دسترس خارج شدن. من سریع زدنگ زدم محمد. ولی جواب نداد. شاید ۱۰۰ بار بهش زنگ زدم و جواب نداد. هر تماسی که جواب نمی‌داد عین یکی از پله‌های زیرزمین انبار بابام بود. هر تماس یک پله پایین تر. تاریک و تاریک تر. دیگه کلاس زبان‌ هم نیومد. ما هیچ بک آپی از دیتای وب‌سایتمون نداشتیم. سه سال زحمت و عمرمون نابود شد. پودر شد. نابود شدیم. دیگه هیچ انگیزه‌ای برای انجام هیچ‌کاری نداشتیم. تیم U با وب‌سایت‌های ubrowser و uplan دیگه وجود نداشت. فقط خاطراتش باهامون بود.

چند سال بعد محمد رو خیلی اتفاقی توی یه گروهی پیدا کردم. بهم گفت : " hosting برادرم یک قرارداد با یک hosting خارجی داشت. اونا کلاه بردار بودن و تمام سرویس‌هامون یه شبه قطع شد. ما هم کلی مشتری داشتیم و پول شون رو نداشتیم که پس بدیم. شکایت کردن بردارم افتاد زندان. تازه چند ماهه آزاد شده" منم پیش خودم گفتم درسته ۳ سال زحمتون نابود شد ولی باز خوبه زندان نرفتیم. اینجا بود که چراغ داخل زیرزمین رو روشن کردم یه کارتون چیپس برداشم. چراغ رو سریع خاموش کردم و دویدم بالا. با مهدی نشستیم روی جعبه‌های شیر و نوشمکمون رو گاز زدیم.

پایان پیش‌ درآمد
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱 Raymond)
🔶 مایکروسافت اعلام کرد که اسکایپ را به نفع مایکروسافت تیمز تعطیل می کند.

پایان یک دوران است که مایکروسافت اسکایپ را در ماه مه تعطیل می کند و نسخه رایگان مایکروسافت تیمز را برای کاربران جایگزین می کند. کاربران اسکایپ می‌توانند به برنامه مایکروسافت تیمز وارد شوند و تاریخچه پیام‌ها، چت‌های گروهی و مخاطبین خود را بدون نیاز به ایجاد حساب دیگری به‌طور خودکار در دسترس قرار دهند، یا می‌توانند به جای آن داده‌های خود را ارسال کنند. مایکروسافت همچنین پشتیبانی از تماس با شماره های داخلی یا بین المللی را به تدریج قطع می کند.

#خبر

@TheRaymondDev
Forwarded from Codino School (ایمان غفوری)
لازم هست که تاکید کنم
این صرفا یک نکته انحرافی کم اهمیت نیست...
بلکه اگر کسی پاسخ صحیح رو درک نمی کند یعنی از مفهوم شی گرایی هیچی نمی داند!
Forwarded from Frontend with Erfun👨🏻‍💻 (Erfun Ghodoosi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انجام اولین تسک در دنیای واقعی.
Forwarded from Frontend with Erfun👨🏻‍💻 (Erfun Ghodoosi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بر فرض که شما نینجا هم هستین🥷

- سافت اسکیل
- استفاده از ابزار های موجود
Forwarded from یه شعر (Poem Bot)
سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۳۸

ای پیش تو لعبتان چینی حبشی
کس چون تو صنوبر نخرامد به کشی
گر روی بگردانی و گر سر بکشی
ما با تو خوشیم گر تو با ما نه خوشی

#سعدی | گنجور
📍@iipoem
Forwarded from LearnPOV | لرن پی او وی (Mohammad hossein)
یکی از مهم ترین چیز‌هایی که یاد گرفتم !

هر سازمان یک داستان تازه‌ست، با تجربه های جدید، اتفاقات جدید و درس هایی که از گذشته گرفتیم تا در این سازمان به کار بگیریم.
جا به جایی الزاما بد نیست، ما درخت نیستیم و می‌تونیم در صورت نیاز جا به جا بشیم !


🚀 @CoolyCode
Forwarded from Frontend with Erfun👨🏻‍💻 (Erfun Ghodoosi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همه چیز کد نیست