✨✨ جونز: اگر الان این کتاب را مینوشتید و امکان تغییر داشتید این کار را میکردید؟
گورنیک: نه! به کتابم نگاه میکنم و خودم تعجب میکنم که چقدر خوب است!
مصاحبه پاریسریویو با ویویان گورنیک (بخش اول)
🔗 https://nonfictioninpersian.com/paris_review/
💎 @editrans01
گورنیک: نه! به کتابم نگاه میکنم و خودم تعجب میکنم که چقدر خوب است!
مصاحبه پاریسریویو با ویویان گورنیک (بخش اول)
🔗 https://nonfictioninpersian.com/paris_review/
💎 @editrans01
Forwarded from ناداستان بهتر از داستان
Forwarded from ناداستان بهتر از داستان
برای قرار گرفتن در راه خورشیدگرفتگی کامل از ساحل واشنگتن، جایی که زندگی میکردیم، 5 ساعت سفر درونمرزی داشتیم. وقتی میخواستیم از کوههای کاسکید بگذریم، بهمن راهمان را سد کرده بود.
⚡️«آنی دیلارد»، نویسنده و شاعر مشهور آمریکایی، روایت خواندنیاش را از مشاهده کسوف کامل نوشته است.
✨متن کامل این جستار ادبی زیبا را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/?s=کسوف+کامل
💎 @editrans01
⚡️«آنی دیلارد»، نویسنده و شاعر مشهور آمریکایی، روایت خواندنیاش را از مشاهده کسوف کامل نوشته است.
✨متن کامل این جستار ادبی زیبا را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/?s=کسوف+کامل
💎 @editrans01
Forwarded from ناداستان بهتر از داستان
پنج متن ادبی📜 خواندنی برای روزهای قرنطینه 🦠
از مجله الکترونیکی🗞 «ناداستان بهتر از داستان»:
۱) رماننویس دونده، هاروکی موراکامی
۲) زمانی برای گم کردن اشیا، کاترین شولتز
۳) کسوف کامل، آنی دیلارد
۴) چیزهای ساده و زیبا، شریل استرید
۵) به وقت هاریکان، دیوید سداریس
💫 @editrans01
از مجله الکترونیکی🗞 «ناداستان بهتر از داستان»:
۱) رماننویس دونده، هاروکی موراکامی
۲) زمانی برای گم کردن اشیا، کاترین شولتز
۳) کسوف کامل، آنی دیلارد
۴) چیزهای ساده و زیبا، شریل استرید
۵) به وقت هاریکان، دیوید سداریس
💫 @editrans01
Telegram
مجله فرهنگی واژه
رماننویس دونده
هاروکی موراکامی
بیستوپنج سال توانستهام بدوم، تنها به یک دلیل: دویدن با من سازگار است. یا دستکم برایم زجرآور نیست.
متن کامل:
🔗 http://bit.ly/the_running_novelist
💎 @editrans01
هاروکی موراکامی
بیستوپنج سال توانستهام بدوم، تنها به یک دلیل: دویدن با من سازگار است. یا دستکم برایم زجرآور نیست.
متن کامل:
🔗 http://bit.ly/the_running_novelist
💎 @editrans01
Forwarded from ناداستان بهتر از داستان
💫 سنگینی این دنیای وحشتناكی را كه در آن زندگی میكنیم حس میکردم، اما خسته شدم از اینکه در نوشتههایم دنیا را متهم کنم که همانی نیست كه من میخواستهام....
🗞بخش دوم مصاحبه پاریسریویو با ویویان گورنیکِ نویسنده را بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/مصاحبه-پاریس-ریویو-با-ویویان-گورنیک-بخ/
💎 @editrans01
🗞بخش دوم مصاحبه پاریسریویو با ویویان گورنیکِ نویسنده را بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/مصاحبه-پاریس-ریویو-با-ویویان-گورنیک-بخ/
💎 @editrans01
واقعا کی مانده که بهش سلام بکنم؟ خانم مدیر مرده، حاج اسماعیل گم شده، یکی یکدانه دخترم نصیب گرگ بیابان شده… گربه مرد، انبر افتاد روی عنکبوت و عنکبوت هم مرد…
داستان کوتاه «به کی سلام کنم؟» نوشته سیمین دانشور را در اینجا بخوانید:
🔗
http://cafe-dastan.ir/به-کی-سلام-کنم؟سیمین-دانشور/
💎 @editrans01
داستان کوتاه «به کی سلام کنم؟» نوشته سیمین دانشور را در اینجا بخوانید:
🔗
http://cafe-dastan.ir/به-کی-سلام-کنم؟سیمین-دانشور/
💎 @editrans01
✨وقتی زندگی روزهای بارانی نصیبت میکند، چکمه بپوش و توی گودالهای آب بپر!
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
✨وقتی تمام دنیا میگوید دست بردار، امید زمزمه میکند که «یک بار دیگر امتحان کن.»
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
📚 کتاب «اشراق درخت گوجه سبز» نوشته شکوفه آذر، نویسنده ایرانی مقیم استرالیا در بین فهرست شش کتاب نهایی جایزه من بوکر قرار گرفت.
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
Forwarded from کاغذ
اهل هوا؛ مونوگرافی ساعدی دربارهٔ جنوب
کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران چند روزی است که فایل «برخی کتابهای قدیمی را که مشکل حقوقی ندارند» در کانال منتشر میکند.
فایل زیر مونوگرافی غلامحسین ساعدی با نام اهل هوا است. این کتاب سالها است روی انتشار به خود ندیده.
#کتاب_رایگان
@kaaghaz
کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران چند روزی است که فایل «برخی کتابهای قدیمی را که مشکل حقوقی ندارند» در کانال منتشر میکند.
فایل زیر مونوگرافی غلامحسین ساعدی با نام اهل هوا است. این کتاب سالها است روی انتشار به خود ندیده.
#کتاب_رایگان
@kaaghaz
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
مولف: غلامحسین ساعدی سال نشر : 1345 کتاب یک مونوگرافی است از یادداشت های نویسنده که در واقع مقدمه تحقیقاتی است در رابطه با آداب و رسوم و فرهنگ…
✨دو راه برای زیستن هست: یکی این که فکر کنی معجزهای در کار نیست و دیگر اینکه باور کنی همه چیز معجزه است.
آلبرت اینشتین
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
آلبرت اینشتین
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
🔵 پادکست تلفنی!
شریل استرید، نویسنده کتاب پرفروش وحشی، برای روزهای قرنطینه پادکست جدیدی تهیه کرده است.
🎧در این پادکست که با کمک نیویورک تایمز تهیه شده، شریل هربار به یکی از نویسندگانی که تا امروز الهامبخشش بودهاند تلفن ☎️️ میکند و از حالهوای آنها در این روزهای خانهمانی میپرسد.
در سه پادکست اولی که منتشر شده، او با جورج ساندرز در آمریکا 🇺🇸، مارگارت اتوود در کانادا 🇨🇦 و پیکو لیر در ژاپن 🇯🇵 صحبت کرده است.
🎧این پادکست را در اپلیکیشن پادکست خودتان با عنوان sugar calling جستجو کنید و بشنوید.
پادکست؟
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
شریل استرید، نویسنده کتاب پرفروش وحشی، برای روزهای قرنطینه پادکست جدیدی تهیه کرده است.
🎧در این پادکست که با کمک نیویورک تایمز تهیه شده، شریل هربار به یکی از نویسندگانی که تا امروز الهامبخشش بودهاند تلفن ☎️️ میکند و از حالهوای آنها در این روزهای خانهمانی میپرسد.
در سه پادکست اولی که منتشر شده، او با جورج ساندرز در آمریکا 🇺🇸، مارگارت اتوود در کانادا 🇨🇦 و پیکو لیر در ژاپن 🇯🇵 صحبت کرده است.
🎧این پادکست را در اپلیکیشن پادکست خودتان با عنوان sugar calling جستجو کنید و بشنوید.
پادکست؟
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
🔵«60 سال بعد که مردهام در حراجی وسایل خانهام بچهای دفتر یادداشتهای روزهای کرونای مرا برخواهد داشت و ورق خواهد زد. به مادرش خواهد گفت مامان ببین این دفتر خاطرات یک نفر است که در دوران کرونا زندگی میکرده است.»
✨مجله فرهنگی واژه:
💎 @editrans01
🔗 https://telegra.ph/چرا-باید-از-روزهای-ویروس-کرونا-یادداشت-روزانه-بردارید-04-17
✨مجله فرهنگی واژه:
💎 @editrans01
🔗 https://telegra.ph/چرا-باید-از-روزهای-ویروس-کرونا-یادداشت-روزانه-بردارید-04-17
Telegraph
چرا باید از روزهای ویروس کرونا یادداشت روزانه بردارید؟
اواخر اسفندماه امسال روث فرانکلین از بروکلین توییتی کرد: «امروز تا اینجایش روز آرامی بوده است، کمابیش. لحظهای تامل کنید و درباره آنچه در حال وقوع است یادداشت بردارید. اسمش را بگذارید دفتر خاطرات ویروس کرونا، دفتر ویروس مسری، هرچیز. انجام این کار مهم است.…
🖋جون دیدیون مینویسد:
«از آنجایی که این یادداشت در دفترچه من نوشته شده است، احتمالا معنایی برای من دارد. مدتی طولانی دربارهاش فکر کردم. اولش اصلا یادم نمیآید که صبح روز دوشنبهای در ماه اوت، در بار هتل روبروی ایستگاه راهآهن پنسیلوانیا در ویلمینگتون چه کار میکردم (منتظر قطار بودم؟ به قطار نرسیده بودم؟ سال 1960 بود یا 1961؟ چرا ویلمینگتون؟)، فقط یادم میآید که آنجا بودهام.»
🖋چرا این یادداشت را نوشتم؟ مطمئناً برای اینکه فراموشش نکنم. اما دقیقاً چه چیزی را میخواستم به خاطر بسپارم؟ چه مقدار از آن واقعاً اتفاق افتاد؟ اصلا اتفاق افتاد؟ اصلاً برای چه دفترچه یادداشت برداشتهام؟ فریفتن خود در مورد تمام اینها کار سختی نیست. اشتیاق نوشتن کاملاً غیرارادی است.
🖋چطور سه المان قصهگویی، صداقت و معنا به این نوشته دیدیون جان میدهند؟ علی معتمدی از راز سادهنویسی جون دیدیون نوشته است.
✨متن کامل نوشته علی معتمدی را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/didions-prose/
💎 @editrans01
«از آنجایی که این یادداشت در دفترچه من نوشته شده است، احتمالا معنایی برای من دارد. مدتی طولانی دربارهاش فکر کردم. اولش اصلا یادم نمیآید که صبح روز دوشنبهای در ماه اوت، در بار هتل روبروی ایستگاه راهآهن پنسیلوانیا در ویلمینگتون چه کار میکردم (منتظر قطار بودم؟ به قطار نرسیده بودم؟ سال 1960 بود یا 1961؟ چرا ویلمینگتون؟)، فقط یادم میآید که آنجا بودهام.»
🖋چرا این یادداشت را نوشتم؟ مطمئناً برای اینکه فراموشش نکنم. اما دقیقاً چه چیزی را میخواستم به خاطر بسپارم؟ چه مقدار از آن واقعاً اتفاق افتاد؟ اصلا اتفاق افتاد؟ اصلاً برای چه دفترچه یادداشت برداشتهام؟ فریفتن خود در مورد تمام اینها کار سختی نیست. اشتیاق نوشتن کاملاً غیرارادی است.
🖋چطور سه المان قصهگویی، صداقت و معنا به این نوشته دیدیون جان میدهند؟ علی معتمدی از راز سادهنویسی جون دیدیون نوشته است.
✨متن کامل نوشته علی معتمدی را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/didions-prose/
💎 @editrans01
🔵
کشف حجاب به روایت نجف دریابندری:
مادرم برایش خیلی مشکل بود كه بدون چادر از خانه بیرون برود. ولی پدرم میگفت كه باید به جشن بیحجابی بیایی. به هر حال رفتند. یادم هست كه پدرم دست من را هم گرفت و برد آنجا. ردیف ردیف خانمها نشسته بودند. خیلی مضحک در واقع. پدرم قبلا برای مادرم و خواهرم ترتیبات مخصوص داده بود. كلاه خریده بود که مادر و خواهرم به جای حجاب سرشان بگذارند. برای خواهرم پالتو و كفش پاشنه بلند هم خریده بود. یک مغازهای بود در آبادان كه لباسهای خارجی وارد كرده بود. یادم هست كه پدرم كلاه فرنگی برای مادرم خرید. كلاه مادرم كلاه سرمهای بود. خواهرم اگر اشتباه نکنم كلاه قهوهای داشت. خب خواهرم مشکل نداشت كلاه را میگذاشت سرش و برای خودش خوش و خرم میرفت. ولی مادرم برایش خیلی مشکل بود. به هر حال رفتند و در آن مجلس نشستند. مادرم با خودش دستمال آورده بود كه گرفته بود جلوی دهانش. چون حق نداشتند سرشان را بپوشانند ولی خب میتوانستند دهانشان را بپوشانند. مادرم دستمالش را دائم جلوی دهانش گرفته بود.
✨ منبع: کتاب «سالهای جوانی و سیاست: خاطرات نجف دریابندری از آبادان»
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01
کشف حجاب به روایت نجف دریابندری:
مادرم برایش خیلی مشکل بود كه بدون چادر از خانه بیرون برود. ولی پدرم میگفت كه باید به جشن بیحجابی بیایی. به هر حال رفتند. یادم هست كه پدرم دست من را هم گرفت و برد آنجا. ردیف ردیف خانمها نشسته بودند. خیلی مضحک در واقع. پدرم قبلا برای مادرم و خواهرم ترتیبات مخصوص داده بود. كلاه خریده بود که مادر و خواهرم به جای حجاب سرشان بگذارند. برای خواهرم پالتو و كفش پاشنه بلند هم خریده بود. یک مغازهای بود در آبادان كه لباسهای خارجی وارد كرده بود. یادم هست كه پدرم كلاه فرنگی برای مادرم خرید. كلاه مادرم كلاه سرمهای بود. خواهرم اگر اشتباه نکنم كلاه قهوهای داشت. خب خواهرم مشکل نداشت كلاه را میگذاشت سرش و برای خودش خوش و خرم میرفت. ولی مادرم برایش خیلی مشکل بود. به هر حال رفتند و در آن مجلس نشستند. مادرم با خودش دستمال آورده بود كه گرفته بود جلوی دهانش. چون حق نداشتند سرشان را بپوشانند ولی خب میتوانستند دهانشان را بپوشانند. مادرم دستمالش را دائم جلوی دهانش گرفته بود.
✨ منبع: کتاب «سالهای جوانی و سیاست: خاطرات نجف دریابندری از آبادان»
🔗 www.editrans.com
💎 @editrans01