ناداستان بهتر از داستان – Telegram
ناداستان بهتر از داستان
266 subscribers
502 photos
49 videos
132 links
ناداستان ادبی، جستار، ادبیات

Www.nonfictioninpersian.com
Download Telegram
برای قرار گرفتن در راه خورشیدگرفتگی کامل از ساحل واشنگتن، جایی که زندگی می‌کردیم، 5 ساعت سفر درون‌مرزی داشتیم. وقتی می‌‌خواستیم از کوه‌های کاسکید بگذریم، بهمن راهمان را سد کرده بود.

⚡️«آنی دیلارد»، نویسنده و شاعر مشهور آمریکایی، روایت خواندنی‌اش را از مشاهده کسوف کامل نوشته است.

متن کامل این جستار ادبی زیبا را در لینک زیر بخوانید:
🔗 https://nonfictioninpersian.com/?s=کسوف+کامل

💎 @editrans01
آخرین اشتباهتان بهترین معلم شماست.
🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
در کتاب زندگی، جواب‌ها را ته کتاب ننوشته‌اند!

🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
💫 سنگینی این دنیای وحشتناكی را كه در آن زندگی می‌كنیم حس می‌کردم، اما خسته شدم از این‌که در نوشته‌هایم دنیا را متهم کنم که همانی نیست كه من می‌خواسته‌ام....



🗞بخش دوم مصاحبه پاریس‌ریویو با ویویان گورنیکِ نویسنده را بخوانید:

🔗 https://nonfictioninpersian.com/مصاحبه-پاریس-ریویو-با-ویویان-گورنیک-بخ/

💎 @editrans01
واقعا کی مانده که بهش سلام بکنم؟ خانم مدیر مرده، حاج اسماعیل گم شده، یکی یکدانه دخترم نصیب گرگ بیابان شده… گربه مرد، انبر افتاد روی عنکبوت و عنکبوت هم مرد…

داستان کوتاه «به کی سلام کنم؟» نوشته سیمین دانشور را در اینجا بخوانید:


🔗
http://cafe-dastan.ir/به-کی-سلام-کنم؟سیمین-دانشور/


💎 @editrans01
‌وقتی زندگی روزهای بارانی نصیبت می‌کند، چکمه بپوش و توی گودال‌های آب بپر!

🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
‌وقتی تمام دنیا می‌گوید دست بردار، امید زمزمه می‌کند که «یک بار دیگر امتحان کن.»


🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
📚 کتاب «اشراق درخت گوجه سبز» نوشته شکوفه آذر، نویسنده ایرانی مقیم استرالیا در بین فهرست شش کتاب نهایی جایزه من بوکر قرار گرفت.


🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
Forwarded from کاغذ
اهل هوا؛ مونوگرافی ساعدی دربارهٔ جنوب

کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران چند روزی است که فایل «برخی کتاب‌های قدیمی را که مشکل حقوقی ندارند» در کانال منتشر می‌کند.
فایل زیر مونوگرافی غلامحسین ساعدی با نام اهل هوا است. این کتاب سال‌ها است روی انتشار به خود ندیده.

#کتاب_رایگان

@kaaghaz
‌دو راه برای زیستن هست: یکی این که فکر کنی معجزه‌ای در کار نیست و دیگر این‌که باور کنی همه چیز معجزه است.

آلبرت اینشتین

🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
🔵 پادکست تلفنی!

شریل استرید، نویسنده کتاب پرفروش وحشی، برای روزهای قرنطینه پادکست جدیدی تهیه کرده است.

🎧در این پادکست که با کمک نیویورک تایمز تهیه شده، شریل هربار به یکی از نویسندگانی که تا امروز الهام‌بخشش بوده‌اند تلفن ☎️️ می‌کند و از حال‌هوای آن‌ها در این روزهای خانه‌مانی می‌پرسد.

در سه پادکست اولی که منتشر شده، او با جورج ساندرز در آمریکا 🇺🇸، مارگارت اتوود در کانادا 🇨🇦 و پیکو لیر در ژاپن 🇯🇵 صحبت کرده است.

🎧این پادکست را در اپلیکیشن پادکست خودتان با عنوان sugar calling جستجو کنید و بشنوید.

پادکست؟

🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
🖋جون دیدیون می‌نویسد:

«از آنجایی که این یادداشت در دفترچه من نوشته شده است، احتمالا معنایی برای من دارد. مدتی طولانی درباره‌اش فکر کردم. اولش اصلا یادم نمی‌آید که صبح روز دوشنبه‌ای در ماه اوت، در بار هتل روبروی ایستگاه راه‌آهن پنسیلوانیا در ویلمینگتون چه کار می‌کردم (منتظر قطار بودم؟ به قطار نرسیده بودم؟ سال 1960 بود یا 1961؟ چرا ویلمینگتون؟)، فقط یادم می‌آید که آنجا بوده‌ام.»

🖋چرا این یادداشت را نوشتم؟ مطمئناً برای اینکه فراموشش نکنم. اما دقیقاً چه چیزی را می‌خواستم به خاطر بسپارم؟ چه مقدار از آن واقعاً اتفاق افتاد؟ اصلا اتفاق افتاد؟‌ اصلاً برای چه دفترچه یادداشت برداشته‌ام؟ فریفتن خود در مورد تمام این‌ها کار سختی نیست. اشتیاق نوشتن کاملاً غیرارادی است.

🖋چطور سه المان قصه‌گویی، صداقت و معنا به این نوشته دیدیون جان می‌دهند؟ علی معتمدی از راز ساده‌نویسی جون دیدیون نوشته است.


‌متن کامل نوشته علی معتمدی را در لینک زیر بخوانید:

🔗 https://nonfictioninpersian.com/didions-prose/

💎 @editrans01
🔵
کشف حجاب به روایت نجف دریابندری:

مادرم برایش خیلی مشکل بود كه بدون چادر از خانه بیرون برود. ولی پدرم می‌گفت كه باید به جشن بی‌حجابی بیایی. به هر حال رفتند. یادم هست كه پدرم دست من را هم گرفت و برد آن‌جا. ردیف ردیف خانم‌ها نشسته بودند. خیلی مضحک در واقع. پدرم قبلا برای مادرم و خواهرم ترتیبات مخصوص داده بود. كلاه خریده بود که مادر و خواهرم به جای حجاب سرشان بگذارند. برای خواهرم پالتو و كفش پاشنه بلند هم خریده بود. یک مغازه‌ای بود در آبادان كه لباس‌های خارجی وارد كرده بود. یادم هست كه پدرم كلاه فرنگی برای مادرم خرید. كلاه مادرم كلاه سرمه‌ای بود. خواهرم اگر اشتباه نکنم كلاه قهوه‌ای داشت. خب خواهرم مشکل نداشت كلاه را می‌گذاشت سرش و برای خودش خوش و خرم می‌رفت. ولی مادرم برایش خیلی مشکل بود. به هر حال رفتند و در آن مجلس نشستند. مادرم با خودش دستمال آورده بود كه گرفته بود جلوی دهانش. چون حق نداشتند سرشان را بپوشانند ولی خب می‌توانستند دهانشان را بپوشانند. مادرم دستمالش را دائم جلوی دهانش گرفته بود.

‌ منبع: کتاب «سال‌های جوانی و سیاست: خاطرات نجف دریابندری از آبادان»

🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
🔵اگر کمی فرصت بگذارید نقشه مسیر‌های پیاده‌روی شخصیت‌های کتاب «خانم دالووی» و رمان «اولیس» و خیلی از رمان‌های اخیرتر را در گوگل پیدا می‌کنید.
یک موسسه توریستی در شهر نیویورک تورهای پیاده‌روی در مسیرهای محبوب هولدن کالفیلد، قهرمان رمان ناطوردشت سلینجر را برگزار می‌کند.

🚶🏻‍♀️توجه آدم‌ها به ارتباط بین قدم‌زدن و ادبیات، قدم‌زدن و تفکر، قدم‌زدن و نوشتن جلب شده است.
🚶🏻چرا شخصیت‌های رمان‌ها در شهرها پرسه می‌زنند؟

فریس جبر در این مقاله نیویورکر از این ارتباط نوشته است:


🔗 https://nonfictioninpersian.com/walking-helps-us-think/
مجله فرهنگی واژه
💎 @editrans01
برنده‌های جایزه پولیتزر ۲۰۲۰ اعلام شد. در بخش بیوگرافی، کتاب بنجامین موزر برنده شد: «سونتاگ: کار و زندگی».

کتابی بر پایه تحقیقات مستند که نه بر کارهای سونتاگ سرپوش می‌گذارد و نه او را محکوم می‌کند. موزر، سونتاگ را همان‌گونه که هست نشان می‌دهد: جدی، پیچیده و مرموز.

🔗 www.editrans.com


مجله فرهنگی واژه

💎 @editrans01
همیشه تصور کرده‌ام بهشت باید جایی شبیه کتابخانه باشد.
(خورخه لوییس بورخس)

🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
‌در این روزهای گرم و کم‌حوصله چه خبری بهتر از این؟

مجله نیویورکر یک داستان چاپ‌نشده از ارنست همینگوی را پیدا کرده و در وبسایتش منتشر کرده است!

‌ اینجا لذت ببرید:

https://www.newyorker.com/magazine/2020/06/08/pursuit-as-happiness

💎 @editrans01
لارنس رایت، نویسنده نیویورکر کتابی نوشته و اوایل اردیبهشت امسال روانه بازار کرده است که روایتی از بیماری همه‌گیری است که جهان را فرامی‌گیرد. عجیب اینجاست که او یک سال پیش این رمان را نوشته است!

‌داستان از اینجا شروع شد که کسی از لارنس رایت پرسید که فکر می‌کند پایان تمدن انسانی چگونه باشد. از نظر او پایان تمدن انسانی با یک بیماری همه‌گیر اتفاق می‌افتاد. از خودش پرسید اگر آنفلوانزای اسپانیایی همه‌گیر سال ۱۹۱۸ دوباره تکرار شود چه اتفاقی می‌افتد؟


رایت از این سوال ساده نگذشت. با دانشمندان بسیاری مصاحبه کرد و تحقیقات زیادی را مطالعه کرد.
در ذهنش ویروسی به نام کنگولی را اختراع کرد که جهان را فرا می‌گرفت و کسب‌وکارها را تعطیل می‌کرد و به اختلافات نژادی و مذهبی دامن می‌زد.

‌ او می‌گوید برای خودم هم ترسناک است که همه این اتفاقات می‌افتد: تعطیلی فرودگاهها، بیکاری، مرگ‌ومیر و ... اما من اینها را ازخودم درنیاورده‌ام. همه این اطلاعات موجود بود. فقط کافی بود کسی دنبالش برود.

💎 @editrans01
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه خوب نوشتن براتون مهمه، دایره‌ی لغات‌تون رو گسترش بدید و سعی کنید واژه‌های متفاوت و متنوع رو برای منظور دقیق خودتون به‌کار ببرید. یک مثال جذابش رو در این ویدئو ببینید.


🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01