Iran Zamin
Alireza Ghorbani
🎼نخوانند بر ما کسی آفرین/ چو ویران بود بومِ ایرانزمین/ دریغ است ایران که ویران شود/ کُنامِ پلنگان و شیران شود
@ehsanname
تصنیف «ایرانزمین» با شعر فردوسی و صدای علیرضا قربانی از آلبوم «از خشت و خاک»
@ehsanname
تصنیف «ایرانزمین» با شعر فردوسی و صدای علیرضا قربانی از آلبوم «از خشت و خاک»
🔸شجرهنامه قهرمانان بخشِ حماسی شاهنامه و اطلاعات دیگر درباره حماسه ملی ایرانیان را در مطلب زیر 👇ببینید و بخوانید @ehsanname
HJ 309 - Shahname.pdf
2.1 MB
📚خلاصه شاهنامه، نقشه شاهنامه، آدمهای شاهنامه، و هر چیز دیگری که از شاهنامه باید بدانید را اینجا پیدا کنید: مطلبی از احسان رضایی در شماره ۳۰۹ هفتهنامه «همشهری جوان» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
ضمیمه هفتگی روزنامه «شهرآرا» مشهد، سال پیش گفتگویی خواندنی با سرکارگر پروژه مرمت آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۴۳ داشت، مردی که خودش استخوانهای فردوسی را از قبر درآورده و در جای جدید گذاشته است
@ehsanname
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
گزیده حرفهای قاسم ارفع، سرکارگر پروژه مرمت بنای آرامگاه فردوسی، در گفتگو با شماره ۹۹ هفتهنامه «شهرآرا محله» (ضمیمه هفتگی روزنامه «شهرآرا»)👇
@ehsanname
⬅️ دامادمان تعریف میکند سال ۱۳۰۵ گوسفندان را برای چرا برده بوده که ناگهان وسیلهای چهارچرخ میبیند و از ترس پا به فرار میگذارد. فردی از داخل ماشین صدا زد بیا بچه جان، ما آدمیم با تو کاری نداریم. ولی دامادمان میترسیده جلو برود. در نهایت آنها جلو آمدند و پرسیدند باغ فردوسی کجاست؟ دامادمان هم جواب میدهد همینجاست. از آن روز گروهی در باغ شروع به کاوش کرده و نهایتا محل مقبره فردوسی را پیدا میکنند.
⬅️ قبل از اینکه برم سربازی تو باغ آرامگاه، شاگرد گلکار بودم. موقع سربازبگیری اومدن من رو از همین باغ گرفتند و بردند. بردن. بعد از سربازی نزدیک به هفت سال داروغهگری و دوستبونی کردم. دوستبونی میدونی چیه؟ مشاور روستا بودم. از سال ۱۳۴۳ هم که آمدند آرامگاه را خراب کردند، شدم سرکارگر.
⬅️ مهندس سیحون [معمار آرامگاه] حدودا هر ماه یا ۴۰ روز میآمد. خیلی نمیماند. سر میزد و میرفت. من کارگر بودم و او مهندس. وقتی میآمد تنها با مهندس جودت و مهندس کریستو صحبت میکرد. من تنها به او سلام میکردم، او هم خداقوتی میگفت و میرفت.
⬅️ تمام مجسمههای تالار پایین را که فریدون خان [پسر استاد ابوالحسن صدیقی] ساخته بود، خودم گذاشتم. نام من پشت مجسمهها نوشته شده.
⬅️ [در زمان نبش قبر فردوسی] همه مسئولان دولتی آمده بودند. سبیلبهسبیل هم نشسته بودند تا ببینند از قبر چی درمیآید. قبر را شکافتم و رفتم داخل. یک کوه استخوان بود با دو جمجمه. استخوانها را داخل پارچه سفیدی گذاشتم و بیرون آمدم. وقتی فرماندار دو جمجمه را دید، بهشوخی گفت فردوسی دو کله داشته! راستش را بخواهید من شنیدم اینجا قبلا قبرستان بوده. حتی بسیاری از مردم نوزادهایشان را میآوردند و کنار فردوسی دفن میکردند. احتمالا وقتی این مقبره را ساختند، همراه استخوانهای فردوسی دیگر استخوانها را نیز دفن کردند. خلاصه تمام استخوانها را در پارچه پیچیدیم و در دفتر مدیریت گذاشتیم. بعد که کار بنای آرامگاه تمام شد، دوباره خودم استخوانها را داخل قبر گذاشتم. حالا به هر کس میگویم فردوسی را من دفن کردم، باور نمیکند.
⬅️ کار آرامگاه که تمام شد، مهندس جودت گفت مشقاسم خودت دوست داری کجا بگذارمت؟ گفتم شما آزادید هرجا میخواهید. گفت تو قوی هستی، باید بگذارمت دمِ در. آرامگاه که افتتاح شد، روزی نبود که دم در دعوا نشود! میآمدند و میخواستند بدون بلیت وارد شوند. ما نمیگذاشتیم و دعوا میشد. یکبار حدود بیستتا ورزشکار از مشهد آمدند. قهرمانی، مدیر وقت آرامگاه گفت بروید بلیت بگیرید اما آنها در جواب گفتند ما کشتی میگیریم، اگر ما را به زمین زدید، بلیت میگیریم؛ درغیراین صورت بدون بلیت وارد میشویم!
⬅️ تا سال ۱۳۶۳ ساختمان فعلی موزه، کوپه کوپه بود. در اصل مهندس سیحون موزه را به عنوان سفره خانه برای عوام طراحی کرده بود تا خانوادهها بتوانند سفره غذای خود را داخل کوپه ها پهن کنند و پول به رستوران ندهند. اما بعد از انقلاب که در حفاریهای متعدد اطراف آرامگاه اشیای عتیقه یافت شد، نیاز به موزهای بود تا این اشیا را در آن بگذارند. کوپهها را خراب کردیم.
⬅️ من همینجا به دنیا آمدم. همینجا زندگی و کار کردم. نزدیک به چهل سال از عمرم را در آرامگاه فردوسی بودم. چهار سال که ساخت آرامگاه زمان برد، بعد از آن هم سی سال نگهبانِ در بودم. من برای او خیلی زحمت کشیدم. قدرش را خوب میدانم. البته فردوسی هم به من کمک کرد. همانطور که خودش میگوید: «که رستم یلی بوده در سیستان/ منش کردهام رستم داستان»، من هم یلی بودم که داروغهگری و دوستبونی میکردم، فردوسی من را پهلوان کرد.
@ehsanname
⬅️ دامادمان تعریف میکند سال ۱۳۰۵ گوسفندان را برای چرا برده بوده که ناگهان وسیلهای چهارچرخ میبیند و از ترس پا به فرار میگذارد. فردی از داخل ماشین صدا زد بیا بچه جان، ما آدمیم با تو کاری نداریم. ولی دامادمان میترسیده جلو برود. در نهایت آنها جلو آمدند و پرسیدند باغ فردوسی کجاست؟ دامادمان هم جواب میدهد همینجاست. از آن روز گروهی در باغ شروع به کاوش کرده و نهایتا محل مقبره فردوسی را پیدا میکنند.
⬅️ قبل از اینکه برم سربازی تو باغ آرامگاه، شاگرد گلکار بودم. موقع سربازبگیری اومدن من رو از همین باغ گرفتند و بردند. بردن. بعد از سربازی نزدیک به هفت سال داروغهگری و دوستبونی کردم. دوستبونی میدونی چیه؟ مشاور روستا بودم. از سال ۱۳۴۳ هم که آمدند آرامگاه را خراب کردند، شدم سرکارگر.
⬅️ مهندس سیحون [معمار آرامگاه] حدودا هر ماه یا ۴۰ روز میآمد. خیلی نمیماند. سر میزد و میرفت. من کارگر بودم و او مهندس. وقتی میآمد تنها با مهندس جودت و مهندس کریستو صحبت میکرد. من تنها به او سلام میکردم، او هم خداقوتی میگفت و میرفت.
⬅️ تمام مجسمههای تالار پایین را که فریدون خان [پسر استاد ابوالحسن صدیقی] ساخته بود، خودم گذاشتم. نام من پشت مجسمهها نوشته شده.
⬅️ [در زمان نبش قبر فردوسی] همه مسئولان دولتی آمده بودند. سبیلبهسبیل هم نشسته بودند تا ببینند از قبر چی درمیآید. قبر را شکافتم و رفتم داخل. یک کوه استخوان بود با دو جمجمه. استخوانها را داخل پارچه سفیدی گذاشتم و بیرون آمدم. وقتی فرماندار دو جمجمه را دید، بهشوخی گفت فردوسی دو کله داشته! راستش را بخواهید من شنیدم اینجا قبلا قبرستان بوده. حتی بسیاری از مردم نوزادهایشان را میآوردند و کنار فردوسی دفن میکردند. احتمالا وقتی این مقبره را ساختند، همراه استخوانهای فردوسی دیگر استخوانها را نیز دفن کردند. خلاصه تمام استخوانها را در پارچه پیچیدیم و در دفتر مدیریت گذاشتیم. بعد که کار بنای آرامگاه تمام شد، دوباره خودم استخوانها را داخل قبر گذاشتم. حالا به هر کس میگویم فردوسی را من دفن کردم، باور نمیکند.
⬅️ کار آرامگاه که تمام شد، مهندس جودت گفت مشقاسم خودت دوست داری کجا بگذارمت؟ گفتم شما آزادید هرجا میخواهید. گفت تو قوی هستی، باید بگذارمت دمِ در. آرامگاه که افتتاح شد، روزی نبود که دم در دعوا نشود! میآمدند و میخواستند بدون بلیت وارد شوند. ما نمیگذاشتیم و دعوا میشد. یکبار حدود بیستتا ورزشکار از مشهد آمدند. قهرمانی، مدیر وقت آرامگاه گفت بروید بلیت بگیرید اما آنها در جواب گفتند ما کشتی میگیریم، اگر ما را به زمین زدید، بلیت میگیریم؛ درغیراین صورت بدون بلیت وارد میشویم!
⬅️ تا سال ۱۳۶۳ ساختمان فعلی موزه، کوپه کوپه بود. در اصل مهندس سیحون موزه را به عنوان سفره خانه برای عوام طراحی کرده بود تا خانوادهها بتوانند سفره غذای خود را داخل کوپه ها پهن کنند و پول به رستوران ندهند. اما بعد از انقلاب که در حفاریهای متعدد اطراف آرامگاه اشیای عتیقه یافت شد، نیاز به موزهای بود تا این اشیا را در آن بگذارند. کوپهها را خراب کردیم.
⬅️ من همینجا به دنیا آمدم. همینجا زندگی و کار کردم. نزدیک به چهل سال از عمرم را در آرامگاه فردوسی بودم. چهار سال که ساخت آرامگاه زمان برد، بعد از آن هم سی سال نگهبانِ در بودم. من برای او خیلی زحمت کشیدم. قدرش را خوب میدانم. البته فردوسی هم به من کمک کرد. همانطور که خودش میگوید: «که رستم یلی بوده در سیستان/ منش کردهام رستم داستان»، من هم یلی بودم که داروغهگری و دوستبونی میکردم، فردوسی من را پهلوان کرد.
❌گزارش خبرگزاری آنا درباره اینکه کتاب پرحاشیه این روزها، «لکلکی در کار نیست» هیچ وقت مجوز نگرفته و منتشر نشده است
ana.ir/news/219116
ana.ir/news/219116
Forwarded from عبدالله شهبازی
از سنگ قبری کهن: و أرواحنا في وحشة من جسومنا [و از جسمان ماست كه ارواحمان در وحشت است.]
@abdollahshahbazi
@abdollahshahbazi
Forwarded from عبدالله شهبازی
شعر از امام فخر رازی است. عرفای شیعه نیز مکرر آن را نقل کردهاند. شیخ بهایی در «کشکول» و ملا صدرا در رسائل خود این شعر را آوردهاند و از میان معاصرین از جمله آقای حسنزاده آملی نقل کردهاند. در جایی در توضیح شعر فوق مطلب زیر را دیدم:
«فخرالدین محمد رازی معروف به امام فخر رازی پس از گذاری در زندگی خود به اوان پیری رسیده بود روزی فهمید که یکی از مسایلی که مدتها برای او یقینی بوده غبار بطلان نشسته و به خود گفت: نکند که دیگر مسایل علمی متقن هم همینگونه باشد. پس گریست و از گذشته خود و آنچه جمع آورده اظهار تأسف کرد و این ابیات را سرود:
نهاية اقدام العقول عقال و أكثر سعي العاملين ضلال
و أرواحنا في وحشة من جسومنا و حاصل دنيانا أذي و وبال
و لم نستفد من بحثنا طول عمرنا سوي أن جمعنا فيه قيل و قالوا
ترجمه: نهايت قدمهاي عقل، پايبندي است و بيشتر سعي عمل كنندگان گمراهي و حيرت است.
و از جسمان ماست كه ارواحمان در وحشت و گرفتاري است و حاصل دنيامان جز گرفتاري و وبال نيست.
و از بحثهایی كه در طول عمرمان بود جز جمع قيل و قال چيز ديگري حاصل نشد.»
@abdollahshahbazi
«فخرالدین محمد رازی معروف به امام فخر رازی پس از گذاری در زندگی خود به اوان پیری رسیده بود روزی فهمید که یکی از مسایلی که مدتها برای او یقینی بوده غبار بطلان نشسته و به خود گفت: نکند که دیگر مسایل علمی متقن هم همینگونه باشد. پس گریست و از گذشته خود و آنچه جمع آورده اظهار تأسف کرد و این ابیات را سرود:
نهاية اقدام العقول عقال و أكثر سعي العاملين ضلال
و أرواحنا في وحشة من جسومنا و حاصل دنيانا أذي و وبال
و لم نستفد من بحثنا طول عمرنا سوي أن جمعنا فيه قيل و قالوا
ترجمه: نهايت قدمهاي عقل، پايبندي است و بيشتر سعي عمل كنندگان گمراهي و حيرت است.
و از جسمان ماست كه ارواحمان در وحشت و گرفتاري است و حاصل دنيامان جز گرفتاري و وبال نيست.
و از بحثهایی كه در طول عمرمان بود جز جمع قيل و قال چيز ديگري حاصل نشد.»
@abdollahshahbazi
📝نویسندگان و انتخابات
@ehsanname
در این دوره از انتخابات و با کمک ابزارهای ارتباطی جدید، ارایه نامهها و بیانیههای حمایتی از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری هم بیشتر شده و از جمله، نویسندگان و اهالی قلم هم درگیر ماجرا شدهاند. در این چند روز، فهرستهای مختلفی از اسم و نظر نویسندگان و شاعران منتشر شد که خلاصه ماجرا را در ادامه میبینید:
🗳 حامیان آیتالله رئیسی
خبرگزاری فارس، متن نامه حمایت ۲۶۶ نویسنده و شاعر از جناب آقای رئیسی را با اسامی آنها منتشر کرده است. تعدادی از اسامی معروف پای این نامه، از این قرار است: مرتضی امیری اسفندقه، محسن پرویز، احد دهبزرگی، هادی سعیدی کیاسری، احمد شاکری، میلاد عرفانپور، علیرضا قزوه، رحیم مخدومی، علىمحمد مؤدب و محمدسعید میرزایی. متن نامه و فهرست کامل اسامی اینجا قابل مشاهده است👇
farsnews.com/newstext.php?nn=13960226000652
🗳 حامیان دکتر روحانی
ستاد آقای روحانی با راهاندازی یک کمپین تلگرامی توانست امضای حدود ۱۵۰۰ نویسنده طرفدارش را بگیرد. در این فهرست، نام چهرههایی مثل پرویز اذکائی، ساعد باقری، محمدعلی بهمنی، مهدی حجوانی، فرهاد حسنزاده، بهاءالدین خرمشاهی، محمد دهقانی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو، غلامحسین صدری افشار، فریدون عموزاده خلیلی، محمود فتوحی، مظاهر مصفا، مصطفی ملکیان، محمدعلی موحد و محمدجعفر یاحقی هم دیده میشود. متن نامه و امضاها در اینجا👇
isna.ir/news/96022616957/
بجز این، ۲۲۴ نفر از داستاننویسان هم نامه جداگانهای برای حمایت از آقای روحانی امضا کردند که بین امضاکنندگان اسم احمد اخوت، شیوا ارسطویی، احمد پوری، حامد حبیبی، ابوتراب خسروی، بلقیس سلیمانی، حسین سناپور، محمدحسن شهسواری، مهسا محبعلی، جمال میرصادقی و مهدی یزدانیخرم هم هست. متن این نامه و اسامی در اینجا👇
isna.ir/news/96021508999/
اینجا هم نامه حمایت ۱۷۴ نفر از طنزنویسها و کاریکاتوریستها هست که بینشان اسامی نویسندگانی مثل اسماعیل امینی، رضا رفیع، ابراهیم رها، رؤیا صدر و سید عبدالجواد موسوی هم هست👇
rouhani96.ir/287616
🗳 مورد خاص آقای جهانگیری
محمود دولتآبادی، در گفتگو با ماهنامه «اندیشه پویا» شماره ۴۲ (صفحه ۵۷) گفته بود بعد از دیدن اولین مناظره و «تا اینجای کار باید بگویم آن مرد کرمانی را پسندیدهام.»👇
ion.ir/News/215515.html
@ehsanname
در این دوره از انتخابات و با کمک ابزارهای ارتباطی جدید، ارایه نامهها و بیانیههای حمایتی از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری هم بیشتر شده و از جمله، نویسندگان و اهالی قلم هم درگیر ماجرا شدهاند. در این چند روز، فهرستهای مختلفی از اسم و نظر نویسندگان و شاعران منتشر شد که خلاصه ماجرا را در ادامه میبینید:
🗳 حامیان آیتالله رئیسی
خبرگزاری فارس، متن نامه حمایت ۲۶۶ نویسنده و شاعر از جناب آقای رئیسی را با اسامی آنها منتشر کرده است. تعدادی از اسامی معروف پای این نامه، از این قرار است: مرتضی امیری اسفندقه، محسن پرویز، احد دهبزرگی، هادی سعیدی کیاسری، احمد شاکری، میلاد عرفانپور، علیرضا قزوه، رحیم مخدومی، علىمحمد مؤدب و محمدسعید میرزایی. متن نامه و فهرست کامل اسامی اینجا قابل مشاهده است👇
farsnews.com/newstext.php?nn=13960226000652
🗳 حامیان دکتر روحانی
ستاد آقای روحانی با راهاندازی یک کمپین تلگرامی توانست امضای حدود ۱۵۰۰ نویسنده طرفدارش را بگیرد. در این فهرست، نام چهرههایی مثل پرویز اذکائی، ساعد باقری، محمدعلی بهمنی، مهدی حجوانی، فرهاد حسنزاده، بهاءالدین خرمشاهی، محمد دهقانی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو، غلامحسین صدری افشار، فریدون عموزاده خلیلی، محمود فتوحی، مظاهر مصفا، مصطفی ملکیان، محمدعلی موحد و محمدجعفر یاحقی هم دیده میشود. متن نامه و امضاها در اینجا👇
isna.ir/news/96022616957/
بجز این، ۲۲۴ نفر از داستاننویسان هم نامه جداگانهای برای حمایت از آقای روحانی امضا کردند که بین امضاکنندگان اسم احمد اخوت، شیوا ارسطویی، احمد پوری، حامد حبیبی، ابوتراب خسروی، بلقیس سلیمانی، حسین سناپور، محمدحسن شهسواری، مهسا محبعلی، جمال میرصادقی و مهدی یزدانیخرم هم هست. متن این نامه و اسامی در اینجا👇
isna.ir/news/96021508999/
اینجا هم نامه حمایت ۱۷۴ نفر از طنزنویسها و کاریکاتوریستها هست که بینشان اسامی نویسندگانی مثل اسماعیل امینی، رضا رفیع، ابراهیم رها، رؤیا صدر و سید عبدالجواد موسوی هم هست👇
rouhani96.ir/287616
🗳 مورد خاص آقای جهانگیری
محمود دولتآبادی، در گفتگو با ماهنامه «اندیشه پویا» شماره ۴۲ (صفحه ۵۷) گفته بود بعد از دیدن اولین مناظره و «تا اینجای کار باید بگویم آن مرد کرمانی را پسندیدهام.»👇
ion.ir/News/215515.html
📊 نظر متفاوتِ یوسف علیخانی، داستاننویس و ناشر درباره انتخابات روز جمعه، که بر مبنای قیمت کتاب است @ehsanname
📖 در برنامه «خندوانه» دوشنبهشب (۲۵ اردیبهشت) رامبد جوان کتاب «باغ وحش اساطیر» را معرفی کرد و آن را به مهمان برنامه، بهزاد خداویسی هدیه داد @ehsanname
📌زنگ تاریخ: ۲۷ اردیبهشت سالروز قتل بنیانگذار سلسله قاجار است. مرور کوتاه زندگی او، نوشته احسان رضایی در شماره ۳۵۸ «همشهری جوان» @ehsanname
روحانی و رئیسی چه کتابهایی نوشتهاند؟
@ehsanname
🔸تالیفات جناب آقای رئیسی
📖 رساله تحصیلی: رساله فوقلیسانس حقوق خصوصی با عنوان «ارث بلا وارث» (۱۳۸۰) و رساله دکترای فقه و حقوق خصوصی با عنوان «تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق» از مدرسه عالی شهید مطهری
📚 آثار منتشرشده: تقریرات درس قواعد فقه (سه جلد: بخش قضایی/ بخش اقتصادی/ بخش عبادی) (به کوشش حسن حمیدیان)
📝 آثار در دست انتشار: ارث بلاوارث در فقه و حقوق - تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق - سیر تحول در نظارت و بازرسی
🔹تالیفات جناب آقای روحانی
📖 رساله تحصیلی: رساله فوقلیسانس حقوق عمومی با عنوان The Islamic Legislative Power و رساله دکترای حقوق اساسی با عنوان The Flexibility of Shariah; Islamic Law از دانشگاه کلدونیان گلاسکو (۱۳۷۸)
📚 آثار منتشرشده: انقلاب اسلامی؛ ریشهها و چالشها (۱۳۷۶)، مبانی تفکر سیاسی امام خمینی (۱۳۷۸)، خاطرات دکتر حسن روحانی - جلد اول: انقلاب اسلامی (۱۳۸۷) - اندیشههای سیاسی اسلام (سه جلد: مبانی نظری/ سیاست خارجی/ مسائل فرهنگی و اجتماعی) (۱۳۸۸) - امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران (۱۳۸۹)، امنیت ملی و دیپلماسی هستهای (۱۳۹۰)، نقش حوزههای علمیه در تحولات اخلاقی و سیاسی جامعه (۱۳۹۰)، روایت تدبیر و امید (گزیده کتاب « امنیت ملی و دیپلماسی هستهای») (۱۳۹۱)، سن اهلیت و مسئولیت قانونی در فقه اسلام و نظام حقوقی (۱۳۹۱)، مقدمهای بر تاریخ امامان شیعه (۱۳۹۱)
📝 آثار در دست انتشار: امنیت ملی و سیاست خارجی - امنیت ملی و محیط زیست
goo.gl/0p7n0W
@ehsanname
🔸تالیفات جناب آقای رئیسی
📖 رساله تحصیلی: رساله فوقلیسانس حقوق خصوصی با عنوان «ارث بلا وارث» (۱۳۸۰) و رساله دکترای فقه و حقوق خصوصی با عنوان «تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق» از مدرسه عالی شهید مطهری
📚 آثار منتشرشده: تقریرات درس قواعد فقه (سه جلد: بخش قضایی/ بخش اقتصادی/ بخش عبادی) (به کوشش حسن حمیدیان)
📝 آثار در دست انتشار: ارث بلاوارث در فقه و حقوق - تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق - سیر تحول در نظارت و بازرسی
🔹تالیفات جناب آقای روحانی
📖 رساله تحصیلی: رساله فوقلیسانس حقوق عمومی با عنوان The Islamic Legislative Power و رساله دکترای حقوق اساسی با عنوان The Flexibility of Shariah; Islamic Law از دانشگاه کلدونیان گلاسکو (۱۳۷۸)
📚 آثار منتشرشده: انقلاب اسلامی؛ ریشهها و چالشها (۱۳۷۶)، مبانی تفکر سیاسی امام خمینی (۱۳۷۸)، خاطرات دکتر حسن روحانی - جلد اول: انقلاب اسلامی (۱۳۸۷) - اندیشههای سیاسی اسلام (سه جلد: مبانی نظری/ سیاست خارجی/ مسائل فرهنگی و اجتماعی) (۱۳۸۸) - امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران (۱۳۸۹)، امنیت ملی و دیپلماسی هستهای (۱۳۹۰)، نقش حوزههای علمیه در تحولات اخلاقی و سیاسی جامعه (۱۳۹۰)، روایت تدبیر و امید (گزیده کتاب « امنیت ملی و دیپلماسی هستهای») (۱۳۹۱)، سن اهلیت و مسئولیت قانونی در فقه اسلام و نظام حقوقی (۱۳۹۱)، مقدمهای بر تاریخ امامان شیعه (۱۳۹۱)
📝 آثار در دست انتشار: امنیت ملی و سیاست خارجی - امنیت ملی و محیط زیست
goo.gl/0p7n0W
🗓 ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام گرامی باد
@ehsanname
رباعی خیام و ترجمهاش بر دیوار کاروانسرای موریکا در سارایوو، پایتخت بوسنی، بنایی از قرن شانزدهم میلادی
@ehsanname
رباعی خیام و ترجمهاش بر دیوار کاروانسرای موریکا در سارایوو، پایتخت بوسنی، بنایی از قرن شانزدهم میلادی
Forwarded from احساننامه
شاعر کوزهها
احسان رضایی
@ehsanname
اسمش عمر بود، پسر ابراهیم. هیچگاه ازدواج نکرد و فرزندی نداشت. لقبش غیاثالدین و نصیرالدین بود و در اکثر منابع باقیمانده از عصر خودش با عناوینی مثل «خواجه امام» یا «حجت الحق» از او یاد شده.
مردی عجیب بود. گفتهاند قدی بلند و سری بزرگ داشت. کمحرف بود و سرگرم شدن به رموز اعداد و ستارگان را به مصاحبت مردمان ترجیح میداد. چنان حافظهای داشت که کتابی مفصل را در اصفهان خواند و در نیشابور تمامش را از حفظ نوشت. بیشتر عمرش را در نیشابور، در محله شادیاخ، یعنی همینجا که مدفون است گذراند.
در تمام علوم روزگارش یعنی در الهیات، فلسفه، کلام، ریاضیات، فیزیک، نجوم، پزشکی و موسیقی سرآمد بود. مورد احترام علما و شاهان بود. در یاد دادن خست داشت. هیچ کتابی ننوشت و ۱۳ رسالهای که از او مانده، همگی یادداشتهای پراکندهاش هستند. در یکی از این یادداشتها، روشی برای حل معادله درجهسه به دست داده که ویل دورانت میگوید شاهکار ریاضی بشر در قرون وسطی است. وقتی هم که تقویم رسمی کشور را اصلاح کرد، تقویمی از خود به یادگار گذاشت که دقیقترین کار بشر در گاهشماری است. (تقویم میلادی، معروف به تقویم گریگوری باید هر ۳۳۲۰ سال به اندازه یک روز اصلاح شود؛ اما تقویم خیامی هر ۸۸۵۷۴ سال نیاز به یک روز تصحیح دارد.)
نابودی تدریجی دنیا عذابش میداد و هرچند میدانست زیبایی زندگی در همین نابودی است، همواره به فکر چارهای برای گریز از جادوی زمان بود. این کار را رباعیهایش برایش کرد؛ همان چهار مصراعیهایی که هیچ وقت خودش در زندگی جدیشان نگرفت.
بخشی از اینفوگرافی زندگی و زمانه خیام، از «همشهری جوان» شماره ۱۶۴
احسان رضایی
@ehsanname
اسمش عمر بود، پسر ابراهیم. هیچگاه ازدواج نکرد و فرزندی نداشت. لقبش غیاثالدین و نصیرالدین بود و در اکثر منابع باقیمانده از عصر خودش با عناوینی مثل «خواجه امام» یا «حجت الحق» از او یاد شده.
مردی عجیب بود. گفتهاند قدی بلند و سری بزرگ داشت. کمحرف بود و سرگرم شدن به رموز اعداد و ستارگان را به مصاحبت مردمان ترجیح میداد. چنان حافظهای داشت که کتابی مفصل را در اصفهان خواند و در نیشابور تمامش را از حفظ نوشت. بیشتر عمرش را در نیشابور، در محله شادیاخ، یعنی همینجا که مدفون است گذراند.
در تمام علوم روزگارش یعنی در الهیات، فلسفه، کلام، ریاضیات، فیزیک، نجوم، پزشکی و موسیقی سرآمد بود. مورد احترام علما و شاهان بود. در یاد دادن خست داشت. هیچ کتابی ننوشت و ۱۳ رسالهای که از او مانده، همگی یادداشتهای پراکندهاش هستند. در یکی از این یادداشتها، روشی برای حل معادله درجهسه به دست داده که ویل دورانت میگوید شاهکار ریاضی بشر در قرون وسطی است. وقتی هم که تقویم رسمی کشور را اصلاح کرد، تقویمی از خود به یادگار گذاشت که دقیقترین کار بشر در گاهشماری است. (تقویم میلادی، معروف به تقویم گریگوری باید هر ۳۳۲۰ سال به اندازه یک روز اصلاح شود؛ اما تقویم خیامی هر ۸۸۵۷۴ سال نیاز به یک روز تصحیح دارد.)
نابودی تدریجی دنیا عذابش میداد و هرچند میدانست زیبایی زندگی در همین نابودی است، همواره به فکر چارهای برای گریز از جادوی زمان بود. این کار را رباعیهایش برایش کرد؛ همان چهار مصراعیهایی که هیچ وقت خودش در زندگی جدیشان نگرفت.
بخشی از اینفوگرافی زندگی و زمانه خیام، از «همشهری جوان» شماره ۱۶۴
Forwarded from احساننامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔟 ده نکتهای که [احتمالا] درباره خیام نمیدانستید - نوشته احسان رضایی و صدای محیالدین تقیپور، از برنامه «کتابباز» شبکه نسیم @ehsanname
Khayyam Symphony
Hosein Sarshar
🎼 پنج رباعی از خیام با صدای حسین سرشار، از سمفونی خیام اثر شاهین فرهت تالار رودکی ۱۳٥٥ @ehsanname
Forwarded from احساننامه
تصویر آرامگاه خیام، قبل از بنای فعلی که در ۱۳۳۸ ساخته شد - به نقل از سالنامه «چمن» ۱۳۱۳ @ehsanname
📸 نمایی از مراحل ساخت آرامگاه امروزی خیام - عکس از محسن رزاز زاده - طراحی این بنا کار هوشنگ سیحون است و در شهریور ۱۳۴۱ کار ساخت به پایان رسید @ehsanname
گاردین - ظاهرا «راز داوینچی» دیگر نمیفروشد. اینجا یک موسسه خیریه در وِلز، از مردم خواسته برای کمک، به جای این کتاب صفحات قدیمیِ گرامافون بیاورند @ehsanname