احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
به مقصود رسیدن
احسان رضایی
@ehsanname
اینکه امیرحسین مقصودلو، یا آن‌طور که خودش و طرفدارانش می‌گویند «تتلو» به جشن یک کانال تلگرامیِ اصولگرا دعوت شده است، فی‌نفسه چیز بدی نیست. اتفاقا خیلی هم خوب است که دوستان به فکر آشتی با گروه‌های اجتماعی دیگر، علی‌الخصوص طرفداران موسیقی زیرزمینی افتاده‌اند. بالاخره همین که قبول کنیم گروهی هم هستند که اصواتی را می‌پسندند که بزرگترها دوست ندارند و آن را زشت و مذموم می‌دانند، خودش یک قدم رو به جلو است. انگار دوستان اصولگرا در پذیرش تنوع و تکثر فرهنگی، از اصلاح‌طلبها هم جلو زده باشند. آنها نه تنها تتلو را به جشنشان دعوت می‌کنند، که حتی از او تجلیل هم می‌کنند، و حتی‌تر اینکه از او نمی‌خواهند سر و وضعش را به شکل مطلوب خودشان دربیاورد. آن‌طور که در تصاویر دیدیم، کلاهی با تصویری از تاج ملکه انگلستان بر سر تتلو بود، گردنبندی روی لباسهایش افتاده بود، شلوارش پارگی‌های متعدد داشت و آستین‌های پیراهنش را هم تا حد ممکن بالا زده بود تا نقش و نگارهای خالکوبی‌شده بر روی دستهایش کامل مشخص باشد. تا چند وقت پیش، چنین شمایلی حتما مورد شماتت بود، اما حالا دوستان قبول کرده‌اند که بالاخره این آدمها هم در اجتماع هستند و چه بسا بشود با آنها تعامل و گفتگو هم کرد. همه اینها اتفاقات خوبی است که می‌تواند به بهبود فضای اجتماعی و پر کردن شکاف بین نسل‌ها کمک کند. فقط این وسط یک «ای کاش» کوچک باقی می‌ماند. اینکه دوستان ما، با این‌همه تحمل و رواداری، کاش با سایر گروه‌های اجتماعی هم همین قبیل روابط حسنه را برقرار کنند. قطعا برای چنین مجالس و محافلی، افراد دیگر را هم می‌شود وعده گرفت و دعوت کرد. چون دوستان علاقمند به زمینه موسیقی شده‌اند، از همین موسیقی مثال می‌زنم. فرض کنید شهرام ناظری و کیهان کلهر و محمدرضا شجریان، هم ظاهرشان مقبولتر از تتلو است و هم کارنامه کاری‌شان سنتی‌تر و ایرانی‌تر و اصیل‌تر از او. هرچه می‌خوانند از سعدی و حافظ و مولانا و باقی بزرگان فرهنگ ماست و آن چیزی هم که می‌نوازند به جای آهنگهای تتلو که راست کار محافل جوانانه است، بیشتر به کار حزن و اندوه و تأمل در احوالات درونی می‌آید. می‌ماند یک سابقه حرفها و نظرهای متفاوت که خب، آن را هم مگر تتلو تا قبل از این انتخابات نداشت؟ با یک دعوت و دیدار، تألیفِ قلوب شد و حالا ایشان هم پشت بلندگو همان حرفهایی را می‌زند که دوستان می‌خواهند و چنان از «توطئه آمریکا و انگلیس» می‌گوید انگار نه انگار که تا همین چند وقت پیش، خودش هم جزو نمادهای همین توطئه در بخش فرهنگ بود. تازه او تتلو است که حال و وضعش را می‌دانیم، بزرگوارانی که مثالشان را زدیم که وضعشان از اساس متفاوت است. کیهان کلهر برادر شهید است (حسین علیزاده قطعه «سوگ» را که تیتراژ سریال «زیر تیغ» شد، برای شهید کامران کلهر ساخته) و خودش در زمان جنگ پادگان به پادگان می‌رفته و برای رزمندگان عزیزمان اجرا می‌کرده (همراهان او در گروه شمس، بعدا همین قطعات را با آواز شهرام ناظری در کاست «صدای سخن عشق» اجرا و ضبط کردند)، در مورد شجریان سرودهای وطنی او مثل «ایران ای سرای امید» را همه از حفظ داریم (این آواز در آلبوم «چاووش ۷» است)، شهرام ناظری هم که هنوز آواز «اندک اندک جمع مستان می‌رسند» او (از آلبوم «گل صدبرگ») روی تصاویر و کلیپ‌های مربوط به آیین نماز جمعه پخش می‌شود. اگر دوستان به موسیقی زیرزمینی و طرفدارانش احترام می‌گذارند، که خیلی هم خوب، جا دارد نمایندگان انواع دیگر موسیقی و بخصوص بخش کلاسیک و سنتی موسیقی را هم در مجالسشان دعوت و تجلیل کنند. در مثل که مناقشه نیست، فرض کنیم تتلو خیلی هم عالی و درجه یک و اصلا مثل گل، اما دوستان حواسشان باشد که با یک گل بهار نمی‌شود.

📌یادداشت در روزنامه «تماشاگران امروز» شماره ۲۸۵ (سه‌شنبه ۲۷ تیر ۹۶)
درباره یک سرهنگ تاریخ‌نویس
goo.gl/b53qBA
محمدرضا ناجیان اصل، مدیر انتشارات رسا در نشست تاریخ شفاهی کتاب (۲۷ تیر ۹۶) حرفهای جالبی زده است. او درباره داستان نشر کتابهای معروفی مثل «از کاخ شاه تا زندان اوین» احسان نراقی، «ناگفته‌ها» حاج‌مهدی عراقی، «تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران» غلامرضا نجاتی، «خاطرات ژنرال هایزر»، «تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم» جعفر شهری و «هاروارد چه چیزهایی را یاد نمی‌دهد» توضیح داده؛ گفته حاضر نبوده «بامداد خمار» فتانه حاج‌سیدجوادی را چاپ کند؛ زمان چاپ «خاطرات ژنرال هایزر» (سال ۶۵) هاشم آقاجری بررسِ کتاب بوده که ۱۰۸مورد اصلاحی به کتاب زده؛ جعفر شهری با تاریخ‌نگاری‌هایش از تهران قدیم دوباره مجوز گرفته؛ و... مشروح این حرفها را می‌توانید اینجا بخوانید:
isna.ir/news/96042716143/
از بین حرفهای او بخشی را انتخاب کردیم که مربوط به یک نویسنده است: سرهنگ غلامرضا نجاتی. مردی که در دادگاه نظامی سران نهضت آزادی در سال ۴۲ وکالت تسخیری آیت‌الله طالقانی و دکتر شیبانی را به عهده گرفت و همین کار در کنار سوابق او در حمایت از مصدق، باعث بازنشستگی اجباری و در واقع اخراجش از ارتش شد. این اخراج اما فرصتی برای پژوهش در تاریخ معاصر کشورمان بود؛ چیزی که نجاتی را به یکی از تاریخنگاران معاصر تبدیل کرد. آذر امسال، بیستمین سالگرد درگذشت اوست.
@ehsanname
🔹 محمدرضا ناجیان، مدیر انتشارات رسا: وقتی زندانی سیاسی را به دادگاه می‌برند دادگاه خودش برای او وکیل می‌گیرد. مهندس بازرگان وقتی زندان بودند برای ایشان وکیل گرفتند. این وکیل باید از کارمندان ارتش باشد. یکی از وکلایی که برای نهضت آزادی تعیین کرده بود غلامرضا نجاتی بود که او را وکیل آقای طالقانی قرار دادند. گاهی این وکلا وقتی به حقانیت موضوع پی می‌بردند تا پای جان ایستادگی می‌کردند. غلامرضا نجاتی می‌گفت آقای طالقانی به من گفتند شما می‌توانید از من به گونه‌ای که نیروهای درباری می‌خواهند دفاع کنید و در این صورت ترفیع می‌گیرید، اما اگر به نفع من دفاع کنید ممکن است اخراج شوید و سمت خود را از دست دهید. آقای نجاتی می‌گفت من دیدم دفاع از آقای طالقانی بسیار خطرناک است برای همین به خود فرصت فکر کردن دادم. در نهایت تصمیم به دفاع از آقای طالقانی می‌گیرد که نتیجه آن اخراح از ارتش بود. از همان زمان توانست در مجموع ۳۷ کتاب منتشر کند.
آشنایی انتشارات رسا با آقای نجاتی به چاپ کتاب «تاریخ سیاسی ۲۵ساله ایران» برمی‌گردد. آقای نجاتی برای نوشتن این کتاب زحمات زیادی را متحمل شد و اسناد و مصاحبه‌های زیادی را تهیه و تدوین کرد. برای گرفتن مجوز این کتاب به ارشاد رفتیم. خود آقای نجاتی از نوشتن این کتاب بسیار واهمه داشت. برای همین گفتند که برای آمریکا بلیط گرفتند و قرار شد پس از اینکه کتاب مجوز گرفت به ایشان اطلاع دهیم. آقای محمود رضایی این کتاب را به ارشاد برد. دو روز بعد اجازه آن را گرفت. به آقای نجاتی زنگ زدیم و گفتیم که کتاب مجوز گرفت.
آخرین کتابی که از ایشان چاپ کردیم در مورد زندگی دکتر مصدق بود. دفاعیات دکتر مصدق را در دو جلد تهیه کرد و زمان انتخابات سال ۷۶ بود که به دفتر ما آمد و گفت برای خداحافظی آمدم. آقای نجاتی به سرطان مبتلا بودند. ایشان گفتند اگر یک درصد فضای انتخاباتی کشور نتیجه کتاب‌های من و شما باشد برای من بس است. کتاب ایشان بعد از حدود شش ماه مجوز گرفت. آقای نجاتی در کما بود که خبر مجوز کتاب را به اطلاعشان رساندیم. خوشحال از دنیا رفت.
@ehsanname

📸 سرهنگ نجاتی در کنار آیت‌الله طالقانی در مراسم ختم شهید مطهری
Forwarded from احسان‌نامه
بازخوانی یادداشتی از خسرو شکیبایی در سالگرد درگذشتش - به نقل از مجله «فیلم» شماره ۱۸۳ (دی ۷۴) ویژه صدسالگی سینما @ehsanname
🎧 شعر و شکیبایی
@ehsanname
اصلی‌ترین ویژگی بازی زنده‌یاد خسرو شكیبایی صدای منحصر به فرد او بود (آن بخش از فیلم «مزاحم» سیروس الوند را به یاد بیاورید که امین حیایی ادای شکیبایی را درمی‌آورد). شکیبایی در سالهای کار تئاتر و همین‌طور دوبله، این صدا را حسابی تمرین داده بود. در اواخر دهه ۴۰ شکیبایی در فیلمهای زیادی کار دوبله کرده و نقشهای فرعی را گفته بود که معروفترین نمونه‌هایش در فیلم «شعله» و «طالع نحس» است. حتی در سریال «روزی روزگاری» که خودش هم بازی کرده بود، محمد فیلی را به عنوان نسیم‌بیگ دوبله کرد. در بازی‌هایش هم این صدا، عنصر اصلی بود. صدایی که توانایی ادای مونولوگ طولانی (سریال «مدرس»)، گفتار متن (سریال «خانه سبز»)، ترانه‌خوانی (فیلم «خواهران غریب») و ... را داشت. بجز اینها، از صدای خسرو شکیبایی خاطره دیگری هم داریم. سال ۷۳ بود که کاستی از شعرهای سهراب سپهری با صدای او آمد که خیلی زود تبدیل به موج شد. آن‌قدر شعرها با حس خوانده شده بود که شایعه شد که این صدای خود سهراب سپهری است. تا اینکه کاست‌های دیگری هم از شعرخوانی شکیبایی آمد و تسلط او را در این زمینه هم نشان داد. خسرو شکیبایی دکلمه شعرهایی از سهراب سپهری (آلبوم‌های «حجم سبز»، «سهراب»، «صدای پای آب» و «مسافر»)، افسانه شعبان‌نژاد (دو قطعه در آلبوم «سخاوت»)، سیدعلی صالحی (آلبوم‌های «نامه‌ها» و «نشانی‌ها»)، محمدرضا عبدالملکیان (آلبوم «مهربانی»)، فروغ فرخزاد (آلبوم «پری‌خوانی»)، گلچین گیلانی (یک قطعه در آلبوم «سخاوت»)، سهیل محمودی (یک قطعه در آلبوم «سخاوت»)، یوسفعلی میرشکاک (دو قطعه در آلبوم «سخاوت»)، نیما یوشیج (آلبوم «شباهنگام») را دکلمه کرده و از «گلستان سعدی» هم بخشهایی را (دو آلبوم «۴۰حکایت از گلستان سعدی» و «۱۲حکایت از گلستان سعدی») خوانده است.

نمونه‌های مختلف شعرخوانی آن زنده‌یاد را بشنوید 👇
name 1
Khosro Shakibayi
🎼 «حال همۀ ما خوب است، اما تو باور نکن» شعر سید علی صالحی با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «نامه‌ها»، ۱۳۷۳ @ehsanname
Ziba
Khosro Shakibayi
🎼 «زیبا هوای حوصله ابری است» شعر #محمدرضا_عبدالملکیان با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «مهربانی»، ۱۳۷۴ @ehsanname
GhayeghBan
Khosro Shakibayi
🎼 «بر سر قایقش اندیشه‌کنان قایق‌بان...» شعر نیما با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «شباهنگام»، ۱۳۷۸ @ehsanname
Salaami Dobareh
Khosro Shakibayi
🎼 «به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «پری خوانی»، ۱۳۸۲ @ehsanname
seda kon mara
Khosro Shakibayi
🎼 «صدا کن مرا، صدای خوب است» شعر سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «حجم سبز»، ۱۳۸۲ @ehsanname
Golestan 25
Khosro Shakibayi
🎼 بخشی از کتاب «گلستان» با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «۴۰ حکایت از گلستان سعدی»، ۱۳۹۱ @ehsanname
Naghse Ghali
Khosro Shakibayi
🎼 «نقش قالی»، شعری از افسانه شعبان‌نژاد با صدای خسرو شکیبایی از آلبوم «سخاوت»، ۱۳۹۲ @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 «خانۀ دوست کجاست؟» ویدیوی کوتاهی از شعرخوانی زنده‌یاد خسرو شکیبایی با شعری از سهراب سپهری @ehsanname
📸 حجت‌الاسلام دکتر جواد اژه‌ای، رئیس سابق و محبوبِ سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مراسم بزرگداشت پروفسور مریم میرزاخانی در دبیرستان فرزنگان تهران @ehsanname
رادیو کرگدن
• لذات زندگی؛ عشق
• «ماجرای غم‌انگیز رضا و آناهیتا»
به قلم غلامرضا طریقی
روایت: مسعود خطیبی
شمارهٔ ۵۵
👇
@kargadanmagazine
ماجرای غم‌انگیز رضا و آناهیتا
غلامرضا طریقی
#رادیو_کرگدن
• لذات زندگی؛ عشق
• «ماجرای غم‌انگیز رضا و آناهیتا»
به قلم #غلامرضا_طریقی
روایت: #مسعود_خطیبی
شمارهٔ #۵۵
👇
@kargadanmagazine
مولوی چه می‌گوید
استاد همایی
◀️ ۲۹تیرماه، سالگرد درگذشت استاد علامه جلال‌الدین همایی است. یک سخنرانی از این استاد بزرگ ادبیات بشنوید با عنوان «مولوی چه می‌گوید؟»
@ehsanname
منبع فایل: صدانت
📜 سوره «صاد»، سوره صادق(ع)
@ehsanname
دو سال پیش، یک نسخه قرآن منسوب به امام صادق(ع) در کتابخانه بودلیان آکسفورد بطور اتفاقی پیدا شد. این نسخه به انتهای یک کتاب خطی از عصر صفوی در مورد آموزش خوشنویسی چسبیده بود و برای همین، قبلا شناسایی نشده بود. کارشناسان کتابخانه بودلیان، تاریخ این قرآن را اوایل قرن دهم میلادی حدس زده‏‌اند (شهادت امام صادق در نیمه دوم قرن هشتم، یعنی ۷۶۵ میلادی است) اما هنوز تاریخگذاری دقیق نیست. باید مشخصات بیشتری از این قرآن، جنس کاغذ و نوع کتابت حروفش منتشر شود تا بتوان در مورد زمان نگارشش حدسهای دقیقتر زد. با این حال، این نسخه خطی قرآن دو ویژگی منحصر به فرد دارد: یکی تزئین‌های طلایی‌‏رنگی که در هیچ قرآن کهن دیگری مشابهش دیده نشده و دیگر این‏که به ششمین امام شیعیان منسوب است و حتی اگر گمان کنیم که کاتبی خط امام صادق(ع) را تقلید کرده باشد، باز هم بسیار ارزشمند است.

برگی از این قرآن که در حاشیه آن انتساب به امام صادق(ع) یادداشت شده (تصویر پایین👇)، شامل آیات ۹ تا ۱۲ سورۀ «ص» است: «أم عِندَهُم خَزائِنُ رَحمةِ ربّکَ العزیزِ الوهّاب (۹) أم لَهُم مُلکُ السّماواتِ و الأرضِ و ما بَینَهُما فَلیَرْتَقوا فی الأسباب (۱۰) جُندٌ ما هُنالِکَ مَهزومٌ منَ الأحزاب (۱۱) کذّبَت قبلَهُم قومُ نوحٍ وعاد ...»
http://yon.ir/zfql9

پیش از این قرآنهایی منسوب به حضرت صادق(ع) در کتابخانه‌ آستان قدس رضوی، موزه هنرهای اسلامی قاهره، دارالکتب المصریّه و کتابخانه کاخ گلستان شناسایی شده بود. دو قرآن منسوب به امام ششم(ع) که در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود هستند، از طرف شاه طهماسب و شاه عباس صفوی وقف شده‌‏اند و وقف‏نامه یکی از این دو قرآن هم به خط شیخ بهایی است. یکی از دو قرآن منسوب به امام در موزه هنرهای اسلامی مصر و نیز قرآن موجود در کاخ گلستان به خط نسخ هستند و به همین دلیل، احتمال صحتِ انتسابشان کمتر است. به علاوه بقیه قرآن‏های منسوب بر روی پوست و این دو نمونه بر روی کاغذ بغدادی کتابت شده‌‏اند. (آشنایی مسلمانان با نحوه ساخت کاغذ، در سال ۱۳۵ قمری و بعد از جنگی با چینی‌‏ها در نزدیکی شهر مرو اتفاق افتاد؛ یعنی سیزده سال پیش از شهادت امام.) نمونه تصویر یکی از قرآن‌های منسوب به حضرت صادق(ع) در کتابخانه آستان قدس، کتابت‌شده بر پوست آهو و با خط کوفی را اینجا ببینید:
http://yon.ir/ONBnw

داستان کشف اتفاقی قرآن منسوب به امام صادق(ع) در کتابخانه بودلیان را هم اینجا بخوانید:
times-herald.com/news/2015/11/iqsa-member-shares-story-of-a-rare-quran-manunoscript-find
📝 طرح جلد شماره جدید هفته‌نامه «همشهری جوان» با یاد پروفسور مریم میرزاخانی. کاش آموزش و پرورش چنین جلدهایی برای کتابهای درسی داشته باشد @ehsanname
⁉️ چرا باید رمان بخوانیم؟
@ehsanname
استاد مصطفی ملکیان در گفتگو با مجله اینترنتی الفیا:

📖 در رمان است که می‌فهمیم چقدر هر کدام از ما دنیای منحصر به فردی هستیم. در فلسفه و دین اینگونه نیست. آنجا واقعیت کلی است. حکم عامی است درباه انسان‌ها، اما تفاوت ما را با یکدیگر نشان نمی‌دهد. ما در رمان تفاوت را می‌بینیم، می‌بینیم انسان‌ها علی‌رغم وجوه اشتراک کم‌وبیشی که با یکدیگر دارند هر کدام دنیای منحصر به فردی دارند که قابل تنظیر و نظیره‌سازی نیست. از این نظر خدمتی که رمان می‌کند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه می‌کند به مراتب وسیع‌تر است.

📖 رمان خواندن هر بار ما را با یک، دو، سه و n انسان بی‌نظیر دیگر هم مواجه می‌کند. این طور نیست که هرکسی شجاع باشد سخی هم باشد، بیا انسان شجاع بخیل نشانت بدهم، این طور هم نیست که هر کسی سخی‌ست شجاع هم هست، من سخی بزدل هم نشان می‌دهم. همه همبستگی‌هایی را که ما گمان می‌کنیم در ویژگی‌های انسانی وجود دارد بهم می‌زند و نشان می‌دهد این همبستگی‌ها توهمی است. ما فکر می‌کنیم همبستگی وجود دارد بین پولدار بودن و بی‌رحم بودن، بین فقیر بودن و متواضع بودن، بین صداقت و سخا؛ اصلاً و ابداً اینگونه نیست. همبستگی‌های معنادار را که ناشی از تعمیم‌های شتابزده است، رمان به‌هم می‌زند.

📖 به نظرم نشان دادن رنگارنگی انسان‌ها فقط با رمان انجام می‌گیرد. به تعبیر عرفا «لا تکرار فی‌ التجلی» در تجلی خداوند تکرار نیست، هرگز خداوند دو انسان را شبیه به هم نیافریده، هر کدام از ما یک موجود است بی‌نظیر که تکرار نشده‌ایم و نخواهیم شد که یک دانه از ما وجود دارد، این را من نه در فلسفه می‌بینم، نه در علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی و جامعه‌شناسی و اقتصاد و نه در عرفان، نه در انسان‌شناسی تاریخی، نه در دین و مذهب. در شعر شما من را می‌بینید اما کسی دیگر با من نیست. من شاعر را می‌بینید ولی کسی دیگر با من نیست. در رمان من به عنوان یک شخصیت با شما به عنوان شخصیت دیگر رمان در دادوستدها می‌فهمیم که چقدر با هم تفاوت داریم.

📌نسخه کامل گفتگو در اینجا:
http://alefyaa.ir/?p=5286
http://alefyaa.ir/?p=5288
📝دلنوشته آقای جعفر نیوشا، دبیر هندسه معروفِ مدارس تهران و از معلم‌های دوران تحصیل دکتر مریم میرزاخانی برای فوت شاگردِ نامدارش @ehsanname