احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
طبق گزارش مهر از نمایشگاه کتاب امسال، ۳۸درصد افراد با بن خرید کردند، ۲۷درصد از قیمت کتاب‌ها راضی بوده‌اند، ۳۱درصد بین ۵۰تا۱۰۰هزار تومان خریدند و فقط ۶درصد بالای ۴۰۰هزار تومان کتاب خریده‌اند @ehsanname
بیچاره بهایی که دلش پر زغم توست*
احسان رضایی
@ehsanname
چند روز پیش، گروهی آمده بودند برای یک فیلم مستند درباره مرحوم قیصر امین‌پور و طبیعتا دوست جدانشدنی‌اش، مرحوم سیدحسن حسینی مصاحبه‌ای کنند. بیشتر حرف‌هایی که توی آن مصاحبه‌طور، گفتیم و شنیدیم درباره این بود که قیصر خدابیامرز فراتر از خط‌کشی‌های معمول و مرسوم بود و شعرش هم همین‌طور است و همه‌جور مخاطبی دارد و این‌طور نیست که مخصوص و خاص بچه‌های هیاتی یا مثلا روشنفکرجماعت باشد. بعد هم کمی درباره این صحبت کردیم که قیصر شاعر ما نسل سومی‌ها بود و چطور انتشار دفتر شعرهایش، با اتفاقات زندگی ما و اجتماع جفت و جور می‌شد و زبان حال ما می‌شد. همین دو محور، آن‌قدر وقت گرفت که جا برای حرف‌های دیگر نماند. یکی از حرف‌هایی که آن موقع نرسیدم و حالا اجازه می‌خواهم توی همین ستون باریک بگویم، حرفی است که به یاد دارم توی یکی از شب شعرهای حوزه از مرحوم سيدحسن حسينی شنيدم که باری شعری خواند و بعد مجری مراسم رفت پشت تریبون و به‌به و چه‌چه کرد و اینکه چقدر شعر خلاقانه است و اینها، که صدای مرحوم سید که برخلاف قیصر همیشه رک بود و صریح، درآمد که: «نگید اینطوری، ماها هيچ کداممان خلاقيت نداريم. صفت خلاقيت فقط مخصوص ذات خداست که هم پشه را آفريد و هم فيل را.» این خاطره را از این باب گفتم که کم کم دارد سر و کله هلال رمضان پیدا می‌شود و باز داریم به عینه می‌بینیم که حقیقتا صفت خلاقیت مخصوص خداوند است که با چه حساب و کتاب پیچیده‌ای زمان‌ها و مناسبت‌های مختلف را با حال و احوالات مختلف خلق می‌کند. فکر کنید چقدر محرم با رمضان فرق دارد. و هردوی اینها مثلا با ایام نوروز. حتی خود رمضان‌ها هم شبیه به هم نیستند و هر سال، ماه مبارک مخصوص خودش را دارد. انگار که هر کدامشان یک تابلوی متفاوت باشند. منظورم فقط اختلاف افق و ساعت‌های روزه‌داری نیست، که البته خود همین هم مهم است. اما فقط این نیست. همین تغییرات خودمان را در نظر بگیرید. تغییرات فکری و درونی، به بیرون هم سرایت می‌کند و هر بار این ماه حال متفاوتی پیدا می‌کند برای آدم. اضافه کنید تغییرات بیرونی و اجتماعی را. مجموع همه رفتارهای همان بچه هیاتی‌ها و روشنفکرجماعت، روی حس این ماه و درک و دریافت ما از آن تاثیر دارد. دقت که بکنید، می‌بینید تنظیم تقویم الهی طوری است که درست وقتی که جامعه از دروغ و غیبت و تهمت و خط‌کشی و بددلی و نامهربانی اشباع می‌شود، یک‌باره سر و کله ماه مبارک پیدا می‌شود و فرصت و بهانه می‌دهد دستمان تا یک دل سیر گریه کنیم و چیزهایی را به خاطر بیاوریم که از خاطر برده‌ایم. آن هم با روش‌هایی کاملا متفاوت و منحصر به فرد. یکی را با تماشای پشه، یکی را به دیدار فیل. من یکی روشم این است که یکی از این هدفون‌هایی که علامت مشخصه نسل چهارم است را بگذارم توی گوشم و صدای محزون شیخ ابوبکر شاطری را بگذارم تا به خورد گوش و بعد هم دلم برود. این صدای غمدار، این ترنم موزون حزن، با خود خود دل آدم کار دارد. شما هم امتحان کنید.
@ehsanname
* اول خواستم به مناسبت نقل قول مرحوم سید و ذکر پشه و فیل، این مصرع از مخمس شیخ بهایی را تیتر بزنم که «بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه». منتها بلافاصله، بند بعدی شعر توی ذهنم دوید که: «بیچاره بهایی که دلش پر ز غم توست/ هرچند که عاصی است، ز خیل خدم توست/ امید وی از عاطفت دم به دم توست/ تقصیر خیالی به امید کرم توست/ یعنی که گنه را به از این نیست بهانه»

یادداشت قدیمی در شماره ۳۶۸ هفته نامه «همشهری جوان»
احسان‌نامه
سایت پاترمور، تصاویری از تئاتر «هری پاتر و کودک نفرین‌شده» منتشر کرد. داستان این نمایش ۲۰سال پس از آخرین جلد هری پاتر می‌گذرد. قیافه هری میانسال را، در کنار جینی و پسرشان آلبوس می‌بینید @ehsanname
چرا جی.کی. رولینگ نمی‌تواند هری پاتر را رها کند؟ استیون کینگ به «نیویورک تایمز» گفته است دلیلش این است که خود رولینگ هم شخصیت‌های هری پاتر را دوست دارد. اصل مقاله را اینجا بخوانید 👇

http://www.nytimes.com/2016/06/05/theater/jk-rowling-just-cant-let-harry-potter-go.html?_r=0
یک نمایشگاه کتاب در شهر برکلی، ایالت کالیفرنیا، که نمایش و فروش کتاب در معابر شهری انجام می‌شود/ عکس: فرزانه فرید معیر
@ehsanname
مینیمالی در حال و هوای ماه مبارک👇
@ehsanname
«و گفت در خانه بودم، در دلم آمد که جنید بر در است. آن خاطر را نفی کردم، تا سه بار این در خاطرم آمد. بعد از آن بیرون آمدم و جنید را دیدم بر در. گفت: چرا به خاطرِ اوّل بیرون نیامدی؟»

(تذکرةالاولیاء عطار، باب ۶۴، ذکر خیرِ نسّاج)
#برچیده_ها
روزه نمی‌گیرم چون برای بدن ضرر دارد. این‌همه ساعت با معده خالی، همه اسیدها و آنزیم‌ها هم دارند ترشح می‌‌شوند... خب معلوم است پدر صاحب‌بچه بدن را درمی‌آورد! کم خوردن و پرهیز در رژیم غذایی، غیر از این اعتصاب غذای طولانی‌مدت است. هی نگویید فلان دکتر گفته روزه برای سلامتی ضرر ندارد، بهمان دکتر گفته تازه برای بدن مفید هم است. خب من هم می‌توانم از بیسار دکتر برایتان فکت و نشانه بیاورم که اتفاقا خیلی هم به بدن ضرر می‌زند. این دکترها که صنار بدهی، عیسایی‌اند، ده شاهی بدهی موسایی. کی حرفشان یکی بوده؟ مگر سر مضرات و فواید چای به توافقی رسیدند که سر روزه برسند؟ فردا روز، بعد ۱۰ سال روزه‌گیری، اگر من زخم معده گرفتم، کسی از این آقایان می‌آید خرج دوا دکتر و عکس و آزمایش و عمل بیمارستان من را بدهد؟

روزه می‌گیرم چون موضوع روزه اصلا بحث سلامت نیست. درست است که اگر یک سرچ ساده توی گوگل اسکولار بزنیم، تحقیقات مختلفی درباره Fasting هست. اما اگر بنا به سلامت و فواید بهداشتی باشد، قبل از روزه خیلی چیزهای دیگر هست که به سلامتی لطمه می‌زنند. دود ترافیک، غذاهای فست فود و بدتر از همه سیگار. اگر درباره هر چیز دیگری مثل چای، نظر قطعی وجود ندارد، درباره این موارد که هست. در مورد خود روزه هم دستور دین همین است که هر وقت پزشک متخصص گفت برایت ضرر دارد، نیازی به گرفتنش نیست اما همه این حرفها به کنار، پیش‌فرض مهم روزه- فکری که پشت روزه است- این است که ما آدمها فقط همین بدن که می‌بینیم نیستیم. مخاطب روزه بیشتر بخش غیرفیزیکی ماست. همین می‌شود که حضرت امیر(ع) می‌فرمایند چه روزه‌دارهای ترحم‌برانگیزی هستند آنهایی که از روزه فقط گرسنگی را می‌فهمند!
@ehsannsme
📂 یکی از بهترین پرونده‌هایی که به اتفاق سیداحسان عمادی عزیز در «همشهری جوان» کار کردیم، پرونده‌ای بود درباره شبهات و سوالاتی که درباره روزه گرفتن مطرح می‌شود. این پرونده را که در شماره ۴۱۷ مجله منتشر شد، ببینید 👇
گاردین خبر داد دیوید فرانزونی، فیلمنامه‌نویسی که برای «گلادیاتور» اسکار گرفته، فیلمنامه زندگی مولانا را می‌نویسد. او گفته دوست دارد نقش مولانا را لئوناردو دی‌کاپریو بازی کند @ehsanname
خانم‌ها توران میرهادی (راست) و نوش‌آفرین انصاری (چپ)، دو چهره برجسته ادبیات کودک، در جشن انتشار شانزدهمین جلد «فرهنگنامه کودک و نوجوان»/ عکس: اینستاگرام علی دهباشی
@ehsanname
خبرآنلاین تخمین زده که آلبوم «امیر بی گزند» محسن چاوشی، با ۶ تا ۱۰میلیون دانلود غیرقانونی در یک روز بعد از انتشار، رکورددار شده است. بخش عمده این آمار متعلق به روبات‌های تلگرامی است @ehsanname
نمونه #تبلیغات_کتاب قدیمی؛ تبلیغ مجموعه سخنرانی‌های حسینعلی راشد واعظ معروف، روزنامه «اطلاعات»، اسفند (رمضان) ١٣۴١ @ehsanname
احسان‌نامه
تصویرسازی شهاب جعفرنژاد برای روزنامه «هفت صبح» امروز: تصویر احتمالی لئوناردو دی‌کاپریو در نقش مولانا @ehsanname
🎬 ادامه ماجراهای فیلم زندگی مولانا
@ehsanname
دو روز پیش بود که دیوید فرانزونی، فیلمنامه‌نویس «گلادیاتور» خبر از پروژه تازه‌ای برای ساخت زندگی مولانا داد و گفت دوست دارد لئوناردو دی‌کاپریو نقش مولانا، یا به قول غربی‌ها رومی (Rumi، لقبی که اشاره به اقامت مولانا در آسیای صغیر دارد) را بازی کند. این خبر، در کنار حرف دیوید فرانزونی که گفته بود سعی دارد نگاه کلیشه‌ای هالیوود به مسلمان‌ها را عوض کند، حالا با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده و هشتگ #RumiWasntWhite در توئیتر تِرند شده است.
ایندیپندنت امروز گزارشی دراین‌باره داشت و نمونه‌هایی از توئیت‌های اعتراضی را هم منتشر کرده بود:
🔸ما نیاز به تعدادی بازیگر سفید برای تغییر نگاه هالیوود به مسلمان‌ها داریم.
🔸این ایده که لئو دی‌کاپریو بهترین بازیگر دنیا برای ایفای هر نقش تاریخی است، فکری در ستایش سفید بودن است.
🔸برای بازی در نقش یک شاعر صوفی ایرانی مرد سفید می‌خواهند، ولی وقتی نقش تروریست دارند، سریع بازیگرهای مسلمان پیدا می‌شوند.
🔸یکی به نویسنده محل وقوع اتفاقات داستان را یاد بدهد.
🔸یادمان هست که ادریس اِلبا این‌قدر انگلیسی نبود که بتواند نقش جیمز باند را بازی کند، ولی کسی ناراحت نمی‌شود که دی‌کاپریو نقش رومی را بازی کند.
@ehsanname
«اشرافیت، لیبرالیسم، پیشرفت، اصول... کلمات بی‌مصرف! یک روس نیازی به اینها ندارد.» با نصب این عبارت از «پدران و پسران» تورگنیف در متروی لندن، انتشارات پنگوئن متهم به نژادپرستی شده است @ehsanname
قهرمانان من مرده‌اند
احسان رضایی
@ehsanname
فصل مسابقات جام ملتهای اروپا رسیده است و حکماً خیلی‌ها، تماشای این تورنمنت جذاب را از دست نمی‌دهند. جشنواره‌ای از نمایش بهترین مهارت‌ها و خلاقیت‌ها در زمین سبز. من هم سعی می‌کنم تمام بازی‌ها را ببینم، اما از همین حالا بهتان قول می‌دهم که هیچ بازیکنی در این جام پیدا نخواهد شد که بشود به اندازه که هیچ، نصف حرفهایی که این چند روز درباره محمد علی، یا آن‌طور که ما ایرانی‌ها عادت داریم بگوییم محمد علی کلی زدیم را در موردش بزنیم. درگذشت قهرمانی بازنشسته از یک کشور و قاره دیگر که سالها، و بلکه دهه‌ها از رفتنش روی رینگ می‌گذرد و نسل ما، همسال‌های خودم و جوانترها را عرض می‌کنم، هیچ تصویری از مبارزه های او ندیده، و حتی آخرین باری که در صدر خبرهای مطبوعات وطنمان بود، بیست و اندی سال پیش بود که به ایران آمده بود، باز هم برای ما اهمیت داشت. این مرد، مرد سیه‌چرده‌ای که سالهاست لقوه داشت و فقط خبرهای مربوط به پارکینسونش را می‌شنیدیم، باز هم قهرمان بود، باز هم جذابیت داشت، چیزی که اغلب ستاره‌های روز دنیا نیستند و ندارند. برای ستاره و اسطوره شدن، البته که مهارت داشتن لازم است. همین محمد علی کلی از ۶۱ مسابقه رسمی‌اش، فقط ۵تا را باخته بود. اما تفاوت ظریفی هست بین داشتن سقف مهارت، با کسب سقف محبوبیت. آن کسی که «بهترین» هست، لزوما «بهترین» نیست. خواجه شیراز فرق این دوتا را خیلی خوب توضیح داده است: «این که می‌گویند آن بهتر ز حسن». شما فرض بفرمایید در مقایسه پله و مارادونا با لیونل مسی و کریس رونالدو، البته که آمارها حکم به برتری این دو جوان می‌دهند. اما آن دو بازیکن اولی، برای همیشه تاریخ اسطوره خواهند ماند، درحالی‌که تکلیف این دو نفر هنوز مشخص نیست. برای اسطوره شدن، برنده شدن کافی نیست. اسطوره را، چیز دیگری اسطوره می‌کند. چیزی که به گمان من اسمش «انتخاب» است. انتخاب‌های هر کس است که او را تبدیل به می‌کند به چیزی که هست. کلی، برای این اسطوره نشد که رقص پایش فوق‌العاده بود و می‌توانست ظرف ۹ ثانیه برابر ۲۱ ضربه مشت جاخالی بدهد. کلی، آن روزی اسمش را توی کتاب تاریخ جا داد که تصمیم گرفت بشود شمایل مقاومت سیاهپوست‌ها. که اسمش را کنار اسم مالکوم ایکس و مارتین لوتر کینگ، به عنوان منبع الهام همه زجرکشیده‌های جامعه آمریکا باشد. که به جنگ ویتنام نرود و تنبیه محرومیت از مسابقه دادن را به جان بخرد. آن‌که گفت: «و جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد»، البته که راز چندان مخفی و پیچیده‌ای هم در کار نیست. آن کس که در موقعیت‌های سخت تصمیم گرفت و انتخاب کرد، چهار دهه بعد از روی رینگ رفتنش هم هنوز ستاره است و مرگش، دنیا را تکان می‌دهد. این بازیکنان ماهر و سریع و تکنیکی و گران‌قیمت جام ملت‌های اروپا هم همین‌طور خواهند شد؟ بعید می‌دانم.

یادداشت در شماره ۵۵۶ هفته‌نامه «همشهری جوان»
چاپ اول شعری از سهراب سپهری در سالنامه خرد ۱۳۳۵ - این شعر بعداً با تغییراتی، با عنوان «آن برتر» در دفتر «آوار آفتاب» (۱۳۴۰) منتشر شد
تصویر از کانال @jafarian1964
چاپ اول شعری از علی شریعتی در سالنامه گلستان ۱۳۳۵ - این شعر را علیرضا افتخاری در آلبوم «گل هزار بهار» (۱۳۸۹) خوانده است
تصویر از کانال @jafarian1964
به گزارش مرودشتنا، محمدتقی روزگار و بچه‌هایش، هر هفته بطور خودجوش زباله‌های مسیر تخت جمشید را پاکسازی می‌کنند @ehsanname
در ماه رمضان چی بخوانیم حالمان بهتر شود؟ پیشنهادهای کاوه میرعباسی، رشید کاکاوند، سعید بیابانکی، محمدحسن شهسواری، یاسین حجازی و احسان رضایی را در «همشهری جوان» ۵۵۶ بخوانید @ehsanname
🏐 ارجاع رائول لوزانو، سرمربی تیم ملی والیبال به کتاب مارکز
@ehsanname
لوزانو که موفق شده تا والیبال ایران را المپیکی کند، در گفتگویی با سایت فدراسیون‌ والیبال (iranvollyball.com) در جواب این سوال که به شاگردانش قبل از بازی چی می‌گوید؟، ارجاعی به کتاب گابریل گارسیا مارکز داده است: «... من قبلا جمله‌ای از گابریل گارسیا مارکز برای بازیکنانم گفته‌ام که دوست دارم برای مردم ایران نیز نقل قول کنم. گابریل معتقد است حقیقت زندگی آن چیزی که زیسته‌ای نیست، بلکه آن چیزی است که به یاد می‌آوری تا برای دیگران تعریف کنی. منظورم این است که پیروزی‌ها و موفقیت‌های تیم ملی والیبال در این مدت چیزی است که در خاطره بازیکنان باقی خواهد ماند و بارها آن را تعریف خواهند کرد.
@ehsanname
اشاره لوزانو، به کتاب «زنده‌ام که روایت کنم» مارکز است، که با این جملات شروع می‌شود: «زندگی آنچه زیسته‌ایم نیست، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آن‌گونه است که به یادش می‌آوریم تا روایتش کنیم.» (ترجمه کاوه میرعباسی، نشر نی، ۱۳۸۳، صفحه ۷)
ماجراهای کتابی انتخابات ۸۸، از لیلی و مجنون تا ماکس وبر
@ehsanname
📚 اولین ماجرای انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ۱۳۸۸ که به حوزه کتاب مربوط بود، انتشار یادداشتی از فرهاد جعفری، نویسنده رمان پرفروش «کافه پیانو» در خبرگزاری فارس بود که در آن جعفری یازده دلیلش را برای رای دادن به محمود احمدی‌نژاد ذکر کرده بود (farsnews.com/newstext.php?nn=8803120277). این اظهار نظر، بازتاب‌ها فراوانی داشت و اظهار نظرهایی له و علیه فرهاد جعفری صورت گرفت. حتی شنیده شد که کسانی «کافه پیانو»های خریداری‌شده خودشان را به کتابفروشی‌ها برگرداندند. فرهاد جعفری بعدا در یک مصاحبه مدعی شد این شایعات کار رقبای نویسنده‌اش است.

📚 در مناظره محسن رضایی و میرحسین موسوی، موسوی متنی را درباره مناظره جنجالی خودش با محمود احمدی‌نژاد خواند که با عبارت «ادب مرد به ز دولت اوست» شروع می‌شد. این عبارت که اشتباهی به سعدی نسبت داده می‌شود، خیلی زود وارد فضای سیاسی کشور شد و بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفت. اصل آن عبارت تغیریافته مصرع دوم از بیتِ «بی‌ادب را به زر مگو که نکوست/ ادب مرد بهتر از زرِ اوست» از منظومه «لیلی و مجنون» سروده مکتبی شیرازی، شاعر متوفای ۹۱۶ قمری است. تصحیحی از این منظومه توسط حسن ذوالفقاری و حسن ارسطو، منتشر شده است.

📚 یک کتاب هم بود که در فروردین ۸۸ منتشر شد، اما ناشر به خاطر فضای انتخابات و مسایل بعدی، ترجیح داد کتاب را از بازار جمع کند و توزیعش را تا چهار سال به تاخیر بیاندازد: کتاب طنز «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سیدمهدی شجاعی. البته در همین دوره نبودِ کتاب هم نسخه pdf آن در فضای مجازی لو رفته بود.

📚 در فضای ملتهب بعد از انتخابات، اولین نهادی که شروع به تولید کتاب در این مورد کرد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست روح‌الله حسینیان بود. دو کتاب «تقلب بزرگ» اثر فرشاد مهدی‌پور و «شنبه پس از انتخابات» نوشته محمدسعید کاوه، در هفته آخر مرداد ۸۸ عرضه شدند که یکی به نقد و رد دلایل نظریه تقلب می‌پردازد و دومی روزشمار حوادث و مواضع نامزدها و شخصیت‌های سیاسی (تا ۱۱ تیر ۸۸) را شامل است. بعد از این تاریخ آثار مشابه دیگری هم در این حوزه منتشر شد که تعدادشان به ۵۰ عنوان می‌رسد.

📚 در دادگاه‌های متهمان حوادث بعد از انتخابات هم کتاب حضور داشت. در چهارمین جلسه دادگاه، سعید حجاریان گریزی به نظریه نظام‌های سلطانی ماکس وبر، جامعه‌شناس زد و آن را با شرایط جامعه ایران مقایسه کرد و نتیجه گرفت: «بنابراین ملاحظه می‌شود كه نظریات ماكس وبر در ایران كنونی هیچ كاربردی ندارد و من از سر غفلت، بدون نگاه انتقادی به این نظرات، آنها را به شرایط كشورمان تعمیم دادم. ریاست محترم دادگاه! چنانچه ملاحظه فرمودید كار بسط نظریات نامنقّح و عدم تلاش برای یافتن تئوری‌های بومی كه با شرایط ایران انطباق داشته باشد می‌تواند چه نتایج سهمگینی را به بار آورد.» (farsnews.com/newstext.php?nn=8806030459)

📚 بعضی از محکومان این دادگاه، در مدت گذراندن حکم خود سراغ کتاب رفتند، از جمله محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور در ایام زندان و در بند ۳۵۰ اوین، اقدام به ترجمه کتاب معروفِ «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» نوشته دو اقتصاددان آمریکایی، دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون کردند که در نمایشگاه کتاب ۹۳ عرضه شد. کتابی که باعث گفتگوهای بسیاری شد و حتی مرکز پژوهشهای مجلس هم نقدی درباره آن منتشر کرد.

📚 و بالاخره در سال ۹۱ اخباری در فضای مجازی منتشر شد که از توصیه میرحسین موسوی به خواندن دو کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» مارکز و «وجدان بیدار» اشتفان تسوایگ خبر می‌داد. بقیه ماجرا را از یادداشت خبرگزاری فارس در همین باره بخوانید: «جدای از صحت خبر سفارش موسوی بر دو کتاب پیشنهادی و نظر به استقبال از این کتاب‌ها ـ تا جایی که به گفته ناشر منجر به چندین دوره تجدید چاپ آنان گردید ـ می‌توان از منظر دیگری به این خبر نگریست و آن اینکه جریان معاند نظام در راستای جنگ نرم، هر کتابی را که بخواهند تا مخالفان نظام مطالعه کنند، از بیان موسوی به تبلیغ آن می‌پردازند. ... این اتفاق می‌بایست مورد توجه نیروها و نهادهای متعهد و دلسوز نظام قرار گرفته و رفتاری هوشمندانه صورت گیرد.» (farsnews.com/newstext.php?nn=13910211000361)
@ehsanname