احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.92K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
خبرآنلاین تخمین زده که آلبوم «امیر بی گزند» محسن چاوشی، با ۶ تا ۱۰میلیون دانلود غیرقانونی در یک روز بعد از انتشار، رکورددار شده است. بخش عمده این آمار متعلق به روبات‌های تلگرامی است @ehsanname
نمونه #تبلیغات_کتاب قدیمی؛ تبلیغ مجموعه سخنرانی‌های حسینعلی راشد واعظ معروف، روزنامه «اطلاعات»، اسفند (رمضان) ١٣۴١ @ehsanname
احسان‌نامه
تصویرسازی شهاب جعفرنژاد برای روزنامه «هفت صبح» امروز: تصویر احتمالی لئوناردو دی‌کاپریو در نقش مولانا @ehsanname
🎬 ادامه ماجراهای فیلم زندگی مولانا
@ehsanname
دو روز پیش بود که دیوید فرانزونی، فیلمنامه‌نویس «گلادیاتور» خبر از پروژه تازه‌ای برای ساخت زندگی مولانا داد و گفت دوست دارد لئوناردو دی‌کاپریو نقش مولانا، یا به قول غربی‌ها رومی (Rumi، لقبی که اشاره به اقامت مولانا در آسیای صغیر دارد) را بازی کند. این خبر، در کنار حرف دیوید فرانزونی که گفته بود سعی دارد نگاه کلیشه‌ای هالیوود به مسلمان‌ها را عوض کند، حالا با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده و هشتگ #RumiWasntWhite در توئیتر تِرند شده است.
ایندیپندنت امروز گزارشی دراین‌باره داشت و نمونه‌هایی از توئیت‌های اعتراضی را هم منتشر کرده بود:
🔸ما نیاز به تعدادی بازیگر سفید برای تغییر نگاه هالیوود به مسلمان‌ها داریم.
🔸این ایده که لئو دی‌کاپریو بهترین بازیگر دنیا برای ایفای هر نقش تاریخی است، فکری در ستایش سفید بودن است.
🔸برای بازی در نقش یک شاعر صوفی ایرانی مرد سفید می‌خواهند، ولی وقتی نقش تروریست دارند، سریع بازیگرهای مسلمان پیدا می‌شوند.
🔸یکی به نویسنده محل وقوع اتفاقات داستان را یاد بدهد.
🔸یادمان هست که ادریس اِلبا این‌قدر انگلیسی نبود که بتواند نقش جیمز باند را بازی کند، ولی کسی ناراحت نمی‌شود که دی‌کاپریو نقش رومی را بازی کند.
@ehsanname
«اشرافیت، لیبرالیسم، پیشرفت، اصول... کلمات بی‌مصرف! یک روس نیازی به اینها ندارد.» با نصب این عبارت از «پدران و پسران» تورگنیف در متروی لندن، انتشارات پنگوئن متهم به نژادپرستی شده است @ehsanname
قهرمانان من مرده‌اند
احسان رضایی
@ehsanname
فصل مسابقات جام ملتهای اروپا رسیده است و حکماً خیلی‌ها، تماشای این تورنمنت جذاب را از دست نمی‌دهند. جشنواره‌ای از نمایش بهترین مهارت‌ها و خلاقیت‌ها در زمین سبز. من هم سعی می‌کنم تمام بازی‌ها را ببینم، اما از همین حالا بهتان قول می‌دهم که هیچ بازیکنی در این جام پیدا نخواهد شد که بشود به اندازه که هیچ، نصف حرفهایی که این چند روز درباره محمد علی، یا آن‌طور که ما ایرانی‌ها عادت داریم بگوییم محمد علی کلی زدیم را در موردش بزنیم. درگذشت قهرمانی بازنشسته از یک کشور و قاره دیگر که سالها، و بلکه دهه‌ها از رفتنش روی رینگ می‌گذرد و نسل ما، همسال‌های خودم و جوانترها را عرض می‌کنم، هیچ تصویری از مبارزه های او ندیده، و حتی آخرین باری که در صدر خبرهای مطبوعات وطنمان بود، بیست و اندی سال پیش بود که به ایران آمده بود، باز هم برای ما اهمیت داشت. این مرد، مرد سیه‌چرده‌ای که سالهاست لقوه داشت و فقط خبرهای مربوط به پارکینسونش را می‌شنیدیم، باز هم قهرمان بود، باز هم جذابیت داشت، چیزی که اغلب ستاره‌های روز دنیا نیستند و ندارند. برای ستاره و اسطوره شدن، البته که مهارت داشتن لازم است. همین محمد علی کلی از ۶۱ مسابقه رسمی‌اش، فقط ۵تا را باخته بود. اما تفاوت ظریفی هست بین داشتن سقف مهارت، با کسب سقف محبوبیت. آن کسی که «بهترین» هست، لزوما «بهترین» نیست. خواجه شیراز فرق این دوتا را خیلی خوب توضیح داده است: «این که می‌گویند آن بهتر ز حسن». شما فرض بفرمایید در مقایسه پله و مارادونا با لیونل مسی و کریس رونالدو، البته که آمارها حکم به برتری این دو جوان می‌دهند. اما آن دو بازیکن اولی، برای همیشه تاریخ اسطوره خواهند ماند، درحالی‌که تکلیف این دو نفر هنوز مشخص نیست. برای اسطوره شدن، برنده شدن کافی نیست. اسطوره را، چیز دیگری اسطوره می‌کند. چیزی که به گمان من اسمش «انتخاب» است. انتخاب‌های هر کس است که او را تبدیل به می‌کند به چیزی که هست. کلی، برای این اسطوره نشد که رقص پایش فوق‌العاده بود و می‌توانست ظرف ۹ ثانیه برابر ۲۱ ضربه مشت جاخالی بدهد. کلی، آن روزی اسمش را توی کتاب تاریخ جا داد که تصمیم گرفت بشود شمایل مقاومت سیاهپوست‌ها. که اسمش را کنار اسم مالکوم ایکس و مارتین لوتر کینگ، به عنوان منبع الهام همه زجرکشیده‌های جامعه آمریکا باشد. که به جنگ ویتنام نرود و تنبیه محرومیت از مسابقه دادن را به جان بخرد. آن‌که گفت: «و جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد»، البته که راز چندان مخفی و پیچیده‌ای هم در کار نیست. آن کس که در موقعیت‌های سخت تصمیم گرفت و انتخاب کرد، چهار دهه بعد از روی رینگ رفتنش هم هنوز ستاره است و مرگش، دنیا را تکان می‌دهد. این بازیکنان ماهر و سریع و تکنیکی و گران‌قیمت جام ملت‌های اروپا هم همین‌طور خواهند شد؟ بعید می‌دانم.

یادداشت در شماره ۵۵۶ هفته‌نامه «همشهری جوان»
چاپ اول شعری از سهراب سپهری در سالنامه خرد ۱۳۳۵ - این شعر بعداً با تغییراتی، با عنوان «آن برتر» در دفتر «آوار آفتاب» (۱۳۴۰) منتشر شد
تصویر از کانال @jafarian1964
چاپ اول شعری از علی شریعتی در سالنامه گلستان ۱۳۳۵ - این شعر را علیرضا افتخاری در آلبوم «گل هزار بهار» (۱۳۸۹) خوانده است
تصویر از کانال @jafarian1964
به گزارش مرودشتنا، محمدتقی روزگار و بچه‌هایش، هر هفته بطور خودجوش زباله‌های مسیر تخت جمشید را پاکسازی می‌کنند @ehsanname
در ماه رمضان چی بخوانیم حالمان بهتر شود؟ پیشنهادهای کاوه میرعباسی، رشید کاکاوند، سعید بیابانکی، محمدحسن شهسواری، یاسین حجازی و احسان رضایی را در «همشهری جوان» ۵۵۶ بخوانید @ehsanname
🏐 ارجاع رائول لوزانو، سرمربی تیم ملی والیبال به کتاب مارکز
@ehsanname
لوزانو که موفق شده تا والیبال ایران را المپیکی کند، در گفتگویی با سایت فدراسیون‌ والیبال (iranvollyball.com) در جواب این سوال که به شاگردانش قبل از بازی چی می‌گوید؟، ارجاعی به کتاب گابریل گارسیا مارکز داده است: «... من قبلا جمله‌ای از گابریل گارسیا مارکز برای بازیکنانم گفته‌ام که دوست دارم برای مردم ایران نیز نقل قول کنم. گابریل معتقد است حقیقت زندگی آن چیزی که زیسته‌ای نیست، بلکه آن چیزی است که به یاد می‌آوری تا برای دیگران تعریف کنی. منظورم این است که پیروزی‌ها و موفقیت‌های تیم ملی والیبال در این مدت چیزی است که در خاطره بازیکنان باقی خواهد ماند و بارها آن را تعریف خواهند کرد.
@ehsanname
اشاره لوزانو، به کتاب «زنده‌ام که روایت کنم» مارکز است، که با این جملات شروع می‌شود: «زندگی آنچه زیسته‌ایم نیست، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آن‌گونه است که به یادش می‌آوریم تا روایتش کنیم.» (ترجمه کاوه میرعباسی، نشر نی، ۱۳۸۳، صفحه ۷)
ماجراهای کتابی انتخابات ۸۸، از لیلی و مجنون تا ماکس وبر
@ehsanname
📚 اولین ماجرای انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ۱۳۸۸ که به حوزه کتاب مربوط بود، انتشار یادداشتی از فرهاد جعفری، نویسنده رمان پرفروش «کافه پیانو» در خبرگزاری فارس بود که در آن جعفری یازده دلیلش را برای رای دادن به محمود احمدی‌نژاد ذکر کرده بود (farsnews.com/newstext.php?nn=8803120277). این اظهار نظر، بازتاب‌ها فراوانی داشت و اظهار نظرهایی له و علیه فرهاد جعفری صورت گرفت. حتی شنیده شد که کسانی «کافه پیانو»های خریداری‌شده خودشان را به کتابفروشی‌ها برگرداندند. فرهاد جعفری بعدا در یک مصاحبه مدعی شد این شایعات کار رقبای نویسنده‌اش است.

📚 در مناظره محسن رضایی و میرحسین موسوی، موسوی متنی را درباره مناظره جنجالی خودش با محمود احمدی‌نژاد خواند که با عبارت «ادب مرد به ز دولت اوست» شروع می‌شد. این عبارت که اشتباهی به سعدی نسبت داده می‌شود، خیلی زود وارد فضای سیاسی کشور شد و بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفت. اصل آن عبارت تغیریافته مصرع دوم از بیتِ «بی‌ادب را به زر مگو که نکوست/ ادب مرد بهتر از زرِ اوست» از منظومه «لیلی و مجنون» سروده مکتبی شیرازی، شاعر متوفای ۹۱۶ قمری است. تصحیحی از این منظومه توسط حسن ذوالفقاری و حسن ارسطو، منتشر شده است.

📚 یک کتاب هم بود که در فروردین ۸۸ منتشر شد، اما ناشر به خاطر فضای انتخابات و مسایل بعدی، ترجیح داد کتاب را از بازار جمع کند و توزیعش را تا چهار سال به تاخیر بیاندازد: کتاب طنز «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سیدمهدی شجاعی. البته در همین دوره نبودِ کتاب هم نسخه pdf آن در فضای مجازی لو رفته بود.

📚 در فضای ملتهب بعد از انتخابات، اولین نهادی که شروع به تولید کتاب در این مورد کرد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست روح‌الله حسینیان بود. دو کتاب «تقلب بزرگ» اثر فرشاد مهدی‌پور و «شنبه پس از انتخابات» نوشته محمدسعید کاوه، در هفته آخر مرداد ۸۸ عرضه شدند که یکی به نقد و رد دلایل نظریه تقلب می‌پردازد و دومی روزشمار حوادث و مواضع نامزدها و شخصیت‌های سیاسی (تا ۱۱ تیر ۸۸) را شامل است. بعد از این تاریخ آثار مشابه دیگری هم در این حوزه منتشر شد که تعدادشان به ۵۰ عنوان می‌رسد.

📚 در دادگاه‌های متهمان حوادث بعد از انتخابات هم کتاب حضور داشت. در چهارمین جلسه دادگاه، سعید حجاریان گریزی به نظریه نظام‌های سلطانی ماکس وبر، جامعه‌شناس زد و آن را با شرایط جامعه ایران مقایسه کرد و نتیجه گرفت: «بنابراین ملاحظه می‌شود كه نظریات ماكس وبر در ایران كنونی هیچ كاربردی ندارد و من از سر غفلت، بدون نگاه انتقادی به این نظرات، آنها را به شرایط كشورمان تعمیم دادم. ریاست محترم دادگاه! چنانچه ملاحظه فرمودید كار بسط نظریات نامنقّح و عدم تلاش برای یافتن تئوری‌های بومی كه با شرایط ایران انطباق داشته باشد می‌تواند چه نتایج سهمگینی را به بار آورد.» (farsnews.com/newstext.php?nn=8806030459)

📚 بعضی از محکومان این دادگاه، در مدت گذراندن حکم خود سراغ کتاب رفتند، از جمله محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور در ایام زندان و در بند ۳۵۰ اوین، اقدام به ترجمه کتاب معروفِ «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» نوشته دو اقتصاددان آمریکایی، دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون کردند که در نمایشگاه کتاب ۹۳ عرضه شد. کتابی که باعث گفتگوهای بسیاری شد و حتی مرکز پژوهشهای مجلس هم نقدی درباره آن منتشر کرد.

📚 و بالاخره در سال ۹۱ اخباری در فضای مجازی منتشر شد که از توصیه میرحسین موسوی به خواندن دو کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» مارکز و «وجدان بیدار» اشتفان تسوایگ خبر می‌داد. بقیه ماجرا را از یادداشت خبرگزاری فارس در همین باره بخوانید: «جدای از صحت خبر سفارش موسوی بر دو کتاب پیشنهادی و نظر به استقبال از این کتاب‌ها ـ تا جایی که به گفته ناشر منجر به چندین دوره تجدید چاپ آنان گردید ـ می‌توان از منظر دیگری به این خبر نگریست و آن اینکه جریان معاند نظام در راستای جنگ نرم، هر کتابی را که بخواهند تا مخالفان نظام مطالعه کنند، از بیان موسوی به تبلیغ آن می‌پردازند. ... این اتفاق می‌بایست مورد توجه نیروها و نهادهای متعهد و دلسوز نظام قرار گرفته و رفتاری هوشمندانه صورت گیرد.» (farsnews.com/newstext.php?nn=13910211000361)
@ehsanname
غمم را محترم دارید ای دردآشنا یاران
که روز بیکسی تنها غم آمد غمگسار من
@ehsanname
غزل «حضور دوست» از مرحوم حمید سبزواری را با صدای خود او بشنوید. این غزل ابتدا در شماره ۱۴۶ «کیهان فرهنگی» (مهر ۷۷) منتشر شده بود و این خوانش، متعلق به شب شعر نیمه رمضان سال ۸۶ در حضور رهبر معظم انقلاب است 👇
مرتضی حنانه در حال تنظیم موسیقی متن سریال «هزاردستان» - نمونه‌ای از عکس‌های اصغر بیچاره که امروز بعد از یک دوره بیماری به رحمت خدا رفت @ehsanname
تصویری نایاب از حمید سبزواری در دهه شصت/ عکس: آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
💻 اگر از آن دسته آدمهایی هستید که وقت نشستن پای کامپیوتر نمی‌توانند بلند شوند و شبهای امتحان سراغ بازی خنثی کردن مین (Minesweeper) می‌روند، این بخش از مصاحبه لیزا مک‌اینِرنی، نویسنده ایرلندی با گاردین، درباره عادتهای نوشتنش را بخوانید که می‌گوید: «من با کامپیوتر یک مشکل جدی در مورد زمان را دارم. همه‌اش باهاش مبارزه می‌کنم. باید خاموشش کنم، وگرنه خیلی حواسم پرت می‌شود. به خودت می‌گویی، فقط می‌روم یک نگاه به این کلمه بیاندازم و قبل از اینکه بفهمی، ۴۵دقیقه در توئیتر زمان گذاشته‌ای. تلفن حتما باید در اتاق دیگر باشد. حتی آن وقت هم دارم مین سوئیپر بازی می‌کنم. این یک مبارزه دایمی است.» بعد به ملامتگران توضیح بدهید که لیزا مک‌اینِرنی، علیرغم انجام همه این کارها، در همین هفته جایزه ۳۰هزار پوندی بِیلیز را برده است. جایزه بیلیز که قبلا اسمش جایزه اورنج بود، مخصوص نویسندگان زن است.

📱 لینک مصاحبه لیزا مک‌اینِرنی:
https://www.theguardian.com/books/2016/jun/11/lisa-mcinerney-my-writing-day
احسان‌نامه
در ماه رمضان چی بخوانیم حالمان بهتر شود؟ پیشنهادهای کاوه میرعباسی، رشید کاکاوند، سعید بیابانکی، محمدحسن شهسواری، یاسین حجازی و احسان رضایی را در «همشهری جوان» ۵۵۶ بخوانید @ehsanname
سر زدن به خانه پدری
احسان رضایی
@ehsanname
چی بخوانیم که حالمان بهتر شود؟ جواب این سوال تا حد زیادی، بستگی به هر آدم و هر شخص دارد، یعنی مثلا ممکن است یکی با خواندن «شازده کوچولو» حالش خوب شود، یکی هم از میزان رومانتیسم متن اصلا دلزده بشود. با این حال، فکر می‎کنم متون کهن، یکی از آن چیزهای مشترکی هستند که حال تعداد بیشتری از افراد را می‎توانند خوب بکنند. من اینجا چندتایی از کتابهای کلاسیکی را که خواندنشان می‎تواند برای همه خوشایند باشند، پیشنهاد می‎کنم. یک منوی کوچک که بدون شک هر چهار عنوانش، از لذت‎بخش‎ترین کتاب‎هایی است که هر کسی می‎تواند در عمرش بخواند. شک نکنید.
📗کتاب قاف
کتابی که از بازخوانی سه متن کهن، که حداقل هفتصد سال با امروز فاصله دارند تدراک دیده شده. کتابی درباره داستان زندگی پیامبر ما، که در تدوینش، شیوه‎های داستان‌نویسی مدرن رعایت شده است. مثلا در ابتدای کتاب، دو خط موازی داستان عبدالله، پسر عبدالمطلب و داستان ابرهه به موازات هم نقل می‌شوند تا در واقعه حمله لشگر فیل‎سوار ابرهه به خانه خدا، این دو خط به هم می‎رسند. از این حیث، می‎شود گفت کتاب ساختاری سینمایی دارد. چنان که در شروع، چند سکانس سریع می بینیم از بشارتهایی درباره آخرین پیامبر(ص) در داستان‎های یوسف و برادران، موسی و شکافتن نیل، داوود و سلیمان و بالاخره داستان کسی که تعریف می‎کند چون در قبیله آنها شنیده بودند پیامبری محمدنام ظهور می کند، پدر او و دیگران، اسم پسرشان را محمد گذاشته‎اند. پایان کتاب هم با همین تکنیک و با نقل چند خواب تمام می‎شود، خوابهایی که هر کدام از صحابه، پیامبر(ص) را در آن دیده‎اند، تا می‎رسد به این جمله که «رسول گفت: اسلام پدید آمد و غریب بود، و بعد از این، به عاقبت، هم غریب شود.»
📙قصه‎های تفسیر طبری
این کتاب، یکی از قدیمی‎ترین نمونه‎های نثر فارسی امروزی است که به دست ما رسیده. اصل اثر که معلوم است، تفسیر قرآنی بوده که محمد بن جریر طبری، مورخ معروف نوشته بوده. این تفسیر را در ابتدای قرن چهارم گروهی از علمای ماوراءالنهر (یعنی تاجیکستان امروزی) به دستور امیران سامانی به فارسی برمی‎گردانند. اصل این ترجمه کار حجیمی است و هفت جلد دارد. اما جعفر مدرس‎صادقی در سری «بازخوانی متون»اش آمده و داستان‎های داخل متن را که از آفرینش آدم شروع می‎شود و با داستان انبیا ادامه پیدا می‎کند تا به پیامبر ما(ص) برسد و از شروع اسلام تا مقتل امام حسین(ع) ادامه پیدا می‎کند و به داستان روز قیامت می‎رسد را یک جا جمع کرده است. اثری درخشان از نثر کهن و سلیس فارسی و نمونه‎ای درخشان از قدرت داستان‎نویسی در ایران قدیم که از شدت مدرن بودن با آثار چخوف برابری می‎کند.
📘تاریخ بیهقی
ابوالفضل بیهقیِ دبیر، مورخی که بخش بسیار کوچکی از کتابش به دست ما رسیده، یک ویژگی فوق‌العاده دارد: اینکه همیشه اختیار قلمش را دارد. با اینکه خودش در دربار مسعود غزنوی کار می‌کند و در واقع نانخور این شاه است، اما بارها اشاره می‌کند که فلان تصمیم غلط بود. یا در ماجرای حسنک وزیر، با اینکه به‌وضوح طرفدار خواجه حسنک میکال است، اما در پایان داستان می‌گوید عیب او این بود که مغرور بود و فکر اینجای کار را نکرده بود. حتی با این‌که عزيزترين شخص پیش او، استادش بونصر مشکان است، اما وقتی که تعریف می کند چند روز پیش از مرگ همین استاد عزيز، کسی از او چند اسب و استر خواسته بود، توضیح می‌دهد که استاد به خاطر خسیس بودنش، اوقات تلخی کرده «و بر آسمان آب برانداخت» و بعد در نقل مرگش مي‌نويسد: «و اسبان و اشتران و استران را داغ سلطاني نهادند و چند سر از آن که بخواسته بودند و اضطراب مي‌کرد، آن‌گاه بدان آساني فروگذاشت و برفت». بیهقی در نشان دادن تصویر عاقبت کارها، نظیر ندارد.
📕قصه‎های شیخ اشراق
شیخ شهاب‎الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق و شیخ شهید، یکی از نوابغ تاریخ اندیشه ایران است. او علاوه بر داشتن یک متد فلسفی جدید، در علوم دینی و عرفانی هم صاحب نظر بود و این نظرات را در قالب داستان‎هایی سمبولیک بیان کرده. ما اینجا کتاب «قصه‎ها»ی او را که مجموعه‎ای است از هشت داستان کوتاه به قلم او، آوردیم تا نشان بدهیم که متون کهن فارسی، جز گزارش‎های داستانی از تاریخ، در سایر نمونه‎های ادبیات داستانی هم آثار فراوانی دارند. این کتاب را هم جعفر مدرس‎صادقی بازخوانی کرده و هم مجموعه هر کدام از این هشت داستان به صورت کتابچه‎های جداگانه توسط انتشارات مولی منتشر شده‎اند. اگر حتی حال و حوصله خواندن تمام کتاب و کتابچه‎ها را هم ندارید، حداقل یک صفحه اول «قصه مرغان» را که وصیتی است از سهروردی به «برادرانِ حقیقت» بخوانید و لذتش را ببرید.

پیشنهاد کتاب در شماره ۵۵۶ هفته‌نامه «همشهری جوان»
تصویر ۱۷سالگی مرتضی ممیز، بدون آن سبیل معروف، در سالنامه دبیرستان مهیار ۱۳۳۲ – این، دورانی است که ممیز برای درآوردن خرج تحصیلش برای مغازه‌ها تابلونویسی می‌کرد
تصویر از کانال @jafarian1964
باستان‌شناسان دانمارکی در سواحل آتن بقایای کشتی‌سازی‌هایی را کشف کردند که برای جنگ سالامیس (۴۸۰ قبل میلاد بین خشایارشا و یونان) استفاده شده. در عکس مسیر انتقال کشتی‌ها به دریا پیداست/ humanities.ku.dk
جلد شماره ۷ ژوئن ۲۰۱۶ هفته‌نامه علمی‌ Cell Reports با طرح کاشیکاری مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان که شبکه دندریت‌های سلول‌های عصبی به این کاشیکاری پیچیده تشبیه شده‌اند @ehsanname