Forwarded from ماجرا
«مردی كه زياد پشتکار نداشت» چهارمين قسمت از تاريكخانه نوشتهی احسان رضایی در بخش «پايان خوش» شمارهی مهرماه داستان همشهری
كانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
كانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
Forwarded from ماجرا
همهاش مال همینجا است. هرچی هست توی سر آدمی میگذرد. همهی فکرها و خیالها، نقشهها و آرزوها، تصمیمها و تنبلیها. همهچیز از همینجا شروع شد. آن اوایل که توی مدرسه، سر کلاسهای درس مدام شیطنت میکردم و با بغلدستی و پشت سری و جلویی حرف میزدم، معلمها پدرم را میخواستند و میگفتند این پسر خودش درسش خوب است و سریع مطلب را میگیرد اما شلوغ میکند و نمیگذارد بقیهی بچهها درس را بفهمند. میگفتند نصیحتش کنید. پدرم هم دعوایم میکرد، تشر میزد، توصیه میکرد، شعر میخواند، جریمه میکرد... مگر پسرش سربهراه شود. یک بار هم در جواب من که گفتم «بعد از دفعهی اولی که معلم توضیح داد و فهمیدم، دیگر حوصلهام از تکرار مداوم درس سر میرود» جواب داد: «خب کتابت را بردار سر کلاس بخوان.» نمیدانم پدرم در آن لحظه برق چشمهایم را دید یا نه اما گاهی که فکرش را میکنم، همین یک جمله از چیزهایی بود که در تعیین سرنوشتم نقش داشت.
برشی از «مردی كه زياد پشتکار نداشت» چهارمين قسمت از تاريكخانه نوشتهی احسان رضایی. متن كامل اين مطلب را میتوانيد در بخش «پايان خوش» شمارهی مهرماه داستان همشهری ببينيد.
كانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
برشی از «مردی كه زياد پشتکار نداشت» چهارمين قسمت از تاريكخانه نوشتهی احسان رضایی. متن كامل اين مطلب را میتوانيد در بخش «پايان خوش» شمارهی مهرماه داستان همشهری ببينيد.
كانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
🔥 ماجرای سوزاندن ۵۴۸۵ عنوان کتاب
@ehsanname
این روزها نمایشگاه کتاب فرانکفورت، مهمترین جشنواره کتاب دنیا در حال برگزاری است. اما شهر فرانکفورت اتفاقات کتابی دیگر هم به خود دیده است. از جمله در زمستان ۱۹۳۳میلادی، زمانی که نازیها در آلمان سر کار بودند، گروهی از دانشجویان در سراسر آلمان کتابسوزان راه انداختند و کتابهایی را که به زعم آن دانشجویان عضو حزب نازی، متعلق به «روح غیرآلمانی» بود سوزاندند. در میان این کتابها آثار نویسندگان معروفی مثل برتولت برشت، توماس مان، زیگموند فروید و اینیشتن هم بود. بزرگترین کتابسوزیها در برلین و فرانکفورت اتفاق افتاد ...
goo.gl/NSgc78
اینجا👇مجتبی پورمحسن گزارشی از کتابسوزی فرانکفورت نوشته است
http://ibna.ir/fa/doc/report/252799/
@ehsanname
این روزها نمایشگاه کتاب فرانکفورت، مهمترین جشنواره کتاب دنیا در حال برگزاری است. اما شهر فرانکفورت اتفاقات کتابی دیگر هم به خود دیده است. از جمله در زمستان ۱۹۳۳میلادی، زمانی که نازیها در آلمان سر کار بودند، گروهی از دانشجویان در سراسر آلمان کتابسوزان راه انداختند و کتابهایی را که به زعم آن دانشجویان عضو حزب نازی، متعلق به «روح غیرآلمانی» بود سوزاندند. در میان این کتابها آثار نویسندگان معروفی مثل برتولت برشت، توماس مان، زیگموند فروید و اینیشتن هم بود. بزرگترین کتابسوزیها در برلین و فرانکفورت اتفاق افتاد ...
goo.gl/NSgc78
اینجا👇مجتبی پورمحسن گزارشی از کتابسوزی فرانکفورت نوشته است
http://ibna.ir/fa/doc/report/252799/
احساننامه
😥کی برای شازده کوچولو گریه کرد؟ @ehsanname امروز (۳۱ جولای) سالگرد آخرین پرواز آنتون دو سنت اگزوپری، خالق «شازده کوچولو» است که به عنوان سالگرد درگذشت او هم درنظر گرفته میشود. اطلاع غلطی که در فضاهای مجازی درباره اگزوپری زیاد دست به دست میشود، ماجرای مرگ…
🔸بازجویی از شازده کوچولو
@ehsanname
یک داستان تلگرامیِ جعلی بود که گوینده خبر آلمان نازی موقع اعلام سقوط هواپیمای سنت اگزوپری، خالق «شازده کوچولو» گریه کرد و اینها. حالا تحقیقات جدید نشان میدهد که چه بسا اگزوپری در جریان بازجویی نازیها کشته شده باشد. خبر این است که تازگی کتابی با عنوان «آنتون سنت اگزوپری، رازگشایی درباره ناپدید شدن او» منتشر شده است که چهار نویسنده، از جمله خواهرزاده اگزوپری نتایج تحقیقاتشان بر روی پرواز بیبازگشتِ این نویسنده را در آن منتشر کردهاند.
اگزوپری، ۳۱ جولای ۱۹۴۴ یک سال بعد از انتشار «شازده کوچولو» برای آخرین بار از جزیره کرس فرانسه، پرواز کرد و به احتمال قوی همان روز هواپیمایش سقوط کرد. معمای مرگ اگزوپری تا سالها حل نشده باقی مانده و تحقیقاتی طولانی در این باره انجام شد که این کتاب، به بررسی این تحقیقات در طول سالهای مختلف میپردازد و البته فرضیههای جدید هم پیشنهاد میکند.
از جمله در این کتاب، از قول کارل بوهم، دختر یکی از سربازان آلمانی که در عملیات نجاتِ روز حادثه حاضر بوده میخوانیم: «پدرم سالها پس از این حادثه به من گفت که آن روز توانسته بود یکی از سرنشینان هواپیما را که جراحات زیادی داشت نجات دهد. اما آن را همان روز به دولت آلمان تحویل داد و خلبان مجروح برای بازجویی به مکانی دیگر انتقال داده شد و احتمالا همانجا بر اثر شدت جراحات و یا بازجویی بیش از حد جان باخت. گفته میشد او همان نویسنده مشهور بوده است.»
📘 تصویر جلد کتاب
goo.gl/KRPZPY
📌 این هم خبرش در «فیگارو»
goo.gl/2GPfmR
@ehsanname
یک داستان تلگرامیِ جعلی بود که گوینده خبر آلمان نازی موقع اعلام سقوط هواپیمای سنت اگزوپری، خالق «شازده کوچولو» گریه کرد و اینها. حالا تحقیقات جدید نشان میدهد که چه بسا اگزوپری در جریان بازجویی نازیها کشته شده باشد. خبر این است که تازگی کتابی با عنوان «آنتون سنت اگزوپری، رازگشایی درباره ناپدید شدن او» منتشر شده است که چهار نویسنده، از جمله خواهرزاده اگزوپری نتایج تحقیقاتشان بر روی پرواز بیبازگشتِ این نویسنده را در آن منتشر کردهاند.
اگزوپری، ۳۱ جولای ۱۹۴۴ یک سال بعد از انتشار «شازده کوچولو» برای آخرین بار از جزیره کرس فرانسه، پرواز کرد و به احتمال قوی همان روز هواپیمایش سقوط کرد. معمای مرگ اگزوپری تا سالها حل نشده باقی مانده و تحقیقاتی طولانی در این باره انجام شد که این کتاب، به بررسی این تحقیقات در طول سالهای مختلف میپردازد و البته فرضیههای جدید هم پیشنهاد میکند.
از جمله در این کتاب، از قول کارل بوهم، دختر یکی از سربازان آلمانی که در عملیات نجاتِ روز حادثه حاضر بوده میخوانیم: «پدرم سالها پس از این حادثه به من گفت که آن روز توانسته بود یکی از سرنشینان هواپیما را که جراحات زیادی داشت نجات دهد. اما آن را همان روز به دولت آلمان تحویل داد و خلبان مجروح برای بازجویی به مکانی دیگر انتقال داده شد و احتمالا همانجا بر اثر شدت جراحات و یا بازجویی بیش از حد جان باخت. گفته میشد او همان نویسنده مشهور بوده است.»
📘 تصویر جلد کتاب
goo.gl/KRPZPY
📌 این هم خبرش در «فیگارو»
goo.gl/2GPfmR
✅ در روز عصای سفید، به یاد بیاوریم که دو استادِ نابینا، دو «شاعر تیرهچشم روشنبین»، یعنی هومر و رودکی، پیشروی ادبیات یونان و ایران هستند @ehsanname
Forwarded from الفیا
✨به شاخ نباتت قسم
📌همهی چیزهایی که دربارهی فال حافظ باید بدانید
🖋 احسان رضایی
به جا آوردن سنت هفتصد سالهی تفال به دیوان حافظ، مثل هر سنت دیگری، آداب و جزئیاتی دارد که کل حس و حال آن کار، به رعایت همین نکات ریز است. قدم اول و مهمترین بخش ماجرا، نیت فال است. نیت فال باید یک موضوع مشخص و معین باشد که دربارهی آن تردید داریم. یعنی اگر به نیت امتحان کردن حافظ چیزی بپرسیم که جوابش را میدانیم، این روش کار نمیکند. بعد از نیت باید فاتحهای به روح خواجهی شیراز فرستاد. بعضیها نذر هم میکنند. رایجترین نذرها، بردن شمع و نبات بر سر مزار خواجه و قسمت کردن آن در بین حاضران است. بعد از نیت و فاتحه، خواجه را قسم میدهند؛ به این شکل که: «ای خواجه حافظ شیرازی، تو که دانای هر رازی، آیندهی ما را خوب بنوازی» (ظاهرا این نواختن، اشارهای است به موسیقیدان بودن خواجه. در قدیم علاوه بر حافظ قرآن، به کسی که ادوار و ردیفهای موسیقی را حفظ داشت هم لقب حافظ میدادند.)
ادامهی مطلب را در سایت الفیا بخوانید🔻
📎http://alefyaa.ir/?p=6628
#احسان_رضایی
#بزرگداشت_حافظ
#یادداشت
#الفیا
@alefya
📌همهی چیزهایی که دربارهی فال حافظ باید بدانید
🖋 احسان رضایی
به جا آوردن سنت هفتصد سالهی تفال به دیوان حافظ، مثل هر سنت دیگری، آداب و جزئیاتی دارد که کل حس و حال آن کار، به رعایت همین نکات ریز است. قدم اول و مهمترین بخش ماجرا، نیت فال است. نیت فال باید یک موضوع مشخص و معین باشد که دربارهی آن تردید داریم. یعنی اگر به نیت امتحان کردن حافظ چیزی بپرسیم که جوابش را میدانیم، این روش کار نمیکند. بعد از نیت باید فاتحهای به روح خواجهی شیراز فرستاد. بعضیها نذر هم میکنند. رایجترین نذرها، بردن شمع و نبات بر سر مزار خواجه و قسمت کردن آن در بین حاضران است. بعد از نیت و فاتحه، خواجه را قسم میدهند؛ به این شکل که: «ای خواجه حافظ شیرازی، تو که دانای هر رازی، آیندهی ما را خوب بنوازی» (ظاهرا این نواختن، اشارهای است به موسیقیدان بودن خواجه. در قدیم علاوه بر حافظ قرآن، به کسی که ادوار و ردیفهای موسیقی را حفظ داشت هم لقب حافظ میدادند.)
ادامهی مطلب را در سایت الفیا بخوانید🔻
📎http://alefyaa.ir/?p=6628
#احسان_رضایی
#بزرگداشت_حافظ
#یادداشت
#الفیا
@alefya
احساننامه
❌بخشی از گزارش خانم امیلی امرایی درباره پدیده #سرقت_ادبی در بازار نشر ایران: @ehsanname 🔴 یکی از استعدادهای درخشان بازار کتاب ما، به یقین مترجم ۱۵سالهای است که با ترجمۀ ۶ عنوان کتاب از مشهورترین آثار ادبی جهان رکورد شکسته است! مونیکا سمیعزاده با ترجمۀ رمان…
📸 کتابهای نشر آراسپ که متهم است ترجمههای دیگران را کپی میکند. مدیر نشر آراسپ میگوید همه اینها سوءتفاهم است
@ehsanname
گزارش سیدمهدی موسویتبار از این ماجرا👇
sobhe-no.ir/newspaper/337/11/13109
@ehsanname
گزارش سیدمهدی موسویتبار از این ماجرا👇
sobhe-no.ir/newspaper/337/11/13109
Forwarded from هفتهنامهٔ کرگدن
رادیو کرگدن
• کرگدن پریم؛ حافظ
• «راهنمای خواندن دیوان حافظ»
به قلم احسان رضایی
به روایت ایمان کشاورز
شمارهٔ ۶۴
👇
@kargadanmagazine
• کرگدن پریم؛ حافظ
• «راهنمای خواندن دیوان حافظ»
به قلم احسان رضایی
به روایت ایمان کشاورز
شمارهٔ ۶۴
👇
@kargadanmagazine
Forwarded from هفتهنامهٔ کرگدن
راهنمای خواندن دیوان حافظ
احسان رضایی
#رادیو_کرگدن
• کرگدن پریم؛ حافظ
• «راهنمای خواندن دیوان حافظ»
به قلم #احسان_رضایی
به روایت #ایمان_کشاورز
شمارهٔ #۶۴
👇
@kargadanmagazine
• کرگدن پریم؛ حافظ
• «راهنمای خواندن دیوان حافظ»
به قلم #احسان_رضایی
به روایت #ایمان_کشاورز
شمارهٔ #۶۴
👇
@kargadanmagazine
Forwarded from نشر مرکز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرندهی من با صدای فریبا وفی
@nashremarkaz
@nashremarkaz
📖 این عددها اگر درست باشد: ۱۵۵ نوبت چاپ و ۷۰۰هزار نسخه تیراژ در یک چاپ، خودش «شاهکار قرن» به حساب میآید. طبق اطلاعات خانه کتاب، چاپ اولش هم مهر ۹۵ بوده @ehsanname
احساننامه
📖 این عددها اگر درست باشد: ۱۵۵ نوبت چاپ و ۷۰۰هزار نسخه تیراژ در یک چاپ، خودش «شاهکار قرن» به حساب میآید. طبق اطلاعات خانه کتاب، چاپ اولش هم مهر ۹۵ بوده @ehsanname
⬆️⬆️⬆️ بازتاب
@ehsanname
توضیحاتی درباره تیراژ ۷۰۰هزار نسخهای کتاب «شاهکار قرن»:
🔸مجید غلامی جلیسه، مدیر عامل خانه کتاب ایران:
این آقا ادعا میکند که این کتاب را با همین نوبت چاپ و شمارگان منتشر کرده و نماینده ارشاد میتواند برود تعداد نسخههای چاپ شده این نوبت چاپ را هم بشمارد.
همینطور ادعا میکند که تمام مدارک توزیع و فروش کتابهایش موجود و قابل بازرسی و پیگیری است و وزارت ارشاد باید او و کتابش را به عنوان پرتعدادترین و پرتیراژترین کتاب ایران معرفی کند.
از مهر ٩٥ تا مهر امسال ١٥٥ نسخه چاپ کرده و اعلام وصول دارد. تا چاپ ١٠٠ روی هزار نسخه بوده، بعد رفته روی ٣٠٠٠ نسخه و بعد ٣٠هزار و این آخری هم که نامردی نکرده و زده ٧٠٠ هزار نسخه. ارشاد هم بهش اعلام وصول داده است.
🔹افشین داورپناه، معاون فرهنگی پژوهشی خانه کتاب:
این صفحه بر اساس اطلاعاتی پُر میشود که ناشر یا نویسنده برای اخذ برگه اعلام وصول به ارشاد و خانه کتاب ارائه میکند. از نظر شکلی و ظاهری به نظر میرسد که مشکلی وجود ندارد! این ناشر (نویسنده)، تعداد ۱۵۵ برگه اعلام وصول دریافت کردهاست! درباره شمارگان کتاب هم اعلام کردهاست که عدد من صحیح است و وزارت ارشاد باید مرا به عنوان نویسنده پرتیراژترین کتاب و کتاب مرا به عنوان کتابی که بیشترین تجدید چاپ را داشته معرفی کند! او برای اثبات ادعای خود گفتهاست: یک بازرس از وزارت ارشاد میتواند حضوراً و از نزدیک شمارگان کتاب او و اسناد مرتبط با آن را ببیند! و البته واقعیت این است که، جدای از قضاوت درباره کیفیت محتوای این کتابچه ۶۰صفحهای سه زبانه ـ که در جای خود دارای اهمیت است ـ چنین اثری ابداً در بازار نشر توزیع نشده و چنین شمارگان و دفعات انتشاری، دروغین است. فقدان ساز و کارهایی برای سنجیدن صحت و سقم ادعای هر ناشر، و به ویژه ناشر ـ مولف، از مشکلات جدی در حوزه اطلاعات و آمار نشر است!
@ehsanname
توضیحاتی درباره تیراژ ۷۰۰هزار نسخهای کتاب «شاهکار قرن»:
🔸مجید غلامی جلیسه، مدیر عامل خانه کتاب ایران:
این آقا ادعا میکند که این کتاب را با همین نوبت چاپ و شمارگان منتشر کرده و نماینده ارشاد میتواند برود تعداد نسخههای چاپ شده این نوبت چاپ را هم بشمارد.
همینطور ادعا میکند که تمام مدارک توزیع و فروش کتابهایش موجود و قابل بازرسی و پیگیری است و وزارت ارشاد باید او و کتابش را به عنوان پرتعدادترین و پرتیراژترین کتاب ایران معرفی کند.
از مهر ٩٥ تا مهر امسال ١٥٥ نسخه چاپ کرده و اعلام وصول دارد. تا چاپ ١٠٠ روی هزار نسخه بوده، بعد رفته روی ٣٠٠٠ نسخه و بعد ٣٠هزار و این آخری هم که نامردی نکرده و زده ٧٠٠ هزار نسخه. ارشاد هم بهش اعلام وصول داده است.
🔹افشین داورپناه، معاون فرهنگی پژوهشی خانه کتاب:
این صفحه بر اساس اطلاعاتی پُر میشود که ناشر یا نویسنده برای اخذ برگه اعلام وصول به ارشاد و خانه کتاب ارائه میکند. از نظر شکلی و ظاهری به نظر میرسد که مشکلی وجود ندارد! این ناشر (نویسنده)، تعداد ۱۵۵ برگه اعلام وصول دریافت کردهاست! درباره شمارگان کتاب هم اعلام کردهاست که عدد من صحیح است و وزارت ارشاد باید مرا به عنوان نویسنده پرتیراژترین کتاب و کتاب مرا به عنوان کتابی که بیشترین تجدید چاپ را داشته معرفی کند! او برای اثبات ادعای خود گفتهاست: یک بازرس از وزارت ارشاد میتواند حضوراً و از نزدیک شمارگان کتاب او و اسناد مرتبط با آن را ببیند! و البته واقعیت این است که، جدای از قضاوت درباره کیفیت محتوای این کتابچه ۶۰صفحهای سه زبانه ـ که در جای خود دارای اهمیت است ـ چنین اثری ابداً در بازار نشر توزیع نشده و چنین شمارگان و دفعات انتشاری، دروغین است. فقدان ساز و کارهایی برای سنجیدن صحت و سقم ادعای هر ناشر، و به ویژه ناشر ـ مولف، از مشکلات جدی در حوزه اطلاعات و آمار نشر است!
📚 جورج ساندرز، نویسنده آمریکایی برندۀ جایز بوکر ۲۰۱۷ شد. از او قبلا رمان «یک حکومت کوتاه و رعبآور» و چند داستان کوتاه در مجموعههای مختلف ترجمه شده است @ehsanname
🔹حضور مصطفی مستور در مراسم رونمایی از کتاب صوتیِ «هفت روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر» نوشته خانم حبیبه جعفریان، در شهر کتاب فرشته @ehsanname
گزارش کامل این مراسم، اینجا👇
goo.gl/yDSWhu
گزارش کامل این مراسم، اینجا👇
goo.gl/yDSWhu
Forwarded from با صبح (محمد رضا یزدان پرست)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚بازتاب و بررسی نوشته های #امیلی_امرایی، #احسان_رضایی و #مهدی_موسوی_تبار خبرنگاران حوزه کتاب و ادبیات درباره #ترجمه_دزدی و #ارواح_مترجم در
📺#خبرنامه ی #باصبح شبکه دو
@ba_sobh
@yazdaanparast
📺#خبرنامه ی #باصبح شبکه دو
@ba_sobh
@yazdaanparast
📚 ترجمههای مکرر و همزمان، این قسمت: یک مجموعه داستان تازه از آنا گاوالدا، نویسنده فرانسوی، با دو ترجمه. خواننده خودش باید بفهمد اینها یکی هستند! @ehsanname
🔹 پاسخ توئیتری سیدعباس صالحی، وزیر ارشاد به پیگیری حسین نوروزی، خبرنگار در مورد لغو نمایشگاه نقاشی سه دختر نوجوان افغانستانی @ehsanname
Forwarded from افق؛ یک داستان تازه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستانخوانی #امیرمهدی_حقیقت مترجم مجموعه داستان #کفشهای_خدمتکار و داستانهای دیگر
#نشرافق
📖 @ofoqpublication
#نشرافق
📖 @ofoqpublication
🎧 هر پنجشنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید
این هفته: شبدیز از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
این هفته: شبدیز از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
✔️حکایت ما و نیچه
✍احسان رضایی
@ehsanname
فیلسوف خوشسبیل آلمانی هنوز هم روی بورس است. در سالهای اخیر البته که اسلاوی ژیژک، ژاک لاکان و ژان دریدا هم به محافل و مجالس منعقد در فضای پردود کافهها راه پیدا کردهاند، اما فردریش نیچه همچنان جایگاهش یگانه است. او سلطان بلامنازع جملات قصار است. توی هر بحثی، نقل قول از او جواب میدهد و اگر درست در نقطه اوج بحث اسم او وسط بیاید، میتواند هر مشاجرهای را به سرانجام برساند. اهل فن قبل از اسمش یک «آقا» هم اضافه میکنند تا مراتب ارادتتان به استاد بیشتر به چشم بیاید و حرفهایترها به جای نام فامیل، با اسم کوچک صدایش میکنند.
اما نکته اینجاست که همه این نقل قولها لزوما ربطی به خود نیچه و فلسفه او ندارد. درست است که نیچه خودش را نویسنده میدانست و به آهنگ کلماتش مینازید و همین، خواندن کتابهایش را سادهتر میکند. اما سر درآوردن از همین جملات آهنگین و نثرهای داستانی، کار هر کسی نیست. همین اواخر بود که منوچهر اسدی ترجمه جدیدی از «چنین گفت زرتشت» نیچه منتشر کرد و آن را با یک ضمیمه ۱۲۰صفحهای همراه کرد که در آن جزوه به نقد ترجمه داریوش آشوری از همین کتاب پرداخته بود. کاری به خود نقدها و انگیزه و پشت پردهاش نداریم، منظور اینکه حتی آشوری هم با آنهمه فضل و سواد در فهم «چنین گفت زرتشت» دچار لغزشهایی شده، دیگر چه رسد به خوانندگان معمولی. اما فکر میکنید این چیزها موضوعیتی دارد؟ مهم استفادهای است که میشود از حرفهای نیچه و چه بسا حرفهای منسوب به نیچه برد. همین که ژست بگیری و درباره نحله فکری، جریان خردورزی، روش تعقلی، ... و از اینجور حرفها داد سخن بدهی و به طرف مقابلت طوری نگاه کنی که در نگاهت تاسف از اینکه او این جملات حکیمانه را بلد نیست، کاملاً هویدا باشد.
توی این روش ارجاع به نیچه، دیگر اینکه او در کتاب «حکمت شادان»ش، سه بار جمله معروف «خدا مرده است» را در نقد وضع اخلاقیات گفته یا چی مهم نیست. نیازی نیست که سردربیاوریم نیچه به خدا اعتقاد دارد، طرز تلقی او از مفهوم خدا چی هست، یا دیدگاهش درباره خدای مسیحیت و اعتبار آن برای وضع اصول اخلاقی در جامعه مدرن چطور بوده. نه، اصلا جای نگرانی نیست. دلیلی برای دانستن معنای همه این حرفهای قلمبه نیست. حتی اگر مفهوم امر واقع و خیالیِ لاکان را هم با جملات نیچه قاطی کردید، اعتماد به نفستان را از دست ندهید. فقط باید حواستان باشد درست در نقطه عطف بحث، اسم نیچه و کتابش را بیاورید و به آن جمله ارجاع بدهید. مثلا اگر ملت دارند درباره نتایج ارنستو والورده در این فصل حرف میزنند و اینکه مسی درخشش همیشگی را ندارد و طرفدارهای رئال و بارسا با کلکلهایشان اتاق را روی سرشان گذاشتهاند، شما خونسردی خودتان را حفظ کنید و تحت تاثیر هیجانات کاذب قرار نگیرید. بعد گلویتان را صاف کنید تا توجه جمع را مال خود کنید. بعد حرکت بادی به غبغب بیاندازید و بگویید: «اساسا همه این هواداریها و احساسات فوتبالی، مصداق همان چیزی است که نیچه گفت، فردریش توی کتابش گفته ما امروز نیازمند ظهور ابرمرد هستیم ...» بعد دیگر بقیهاش چندان مهم نیست. هرجور دوست دارید ادامه بدهید.
تازه توی مثال بالا شما واقعا از نیچه نقل قول میکنید و این، در برابر نقل قولهایی که به نیچه نسبت میدهند و حتی روح نیچه هم از آنها خبر ندارد، کار شرافتمندانهای است. نیچه کتابهای زیادی دارد و احتمال اینکه کسی تمام کتابهای او را خوانده باشد بسیار پایین است. پس جاعلان، با خیال راحت میتوانند توی حرفشان بگویند: «نیچه تو کتابش میگه...» و اگر طرف مقابل هم گفت چنین چیزی نیست، سریع میتوانند بپرسند: «شما کدوم کتابش رو خوندی؟» و تازه حتی اگر هم از کتاب خاصی اسم آمده باشد، هر اثرش آن قدر ترجمه و تفسیرهای متعدد به فارسی دارد که بشود حرف را رفع و رجوع کرد. مثلا «چنین گفت زرتشت» بیشتر از ۱۰ ترجمه دارد و فقط هم کسی که آن را واقعا خوانده و فهمیده، میداند که این کتاب، کتابی است برای غلبه بر میل برتری به دیگران. اما کسی که کتاب را نصفه و نیمه خوانده، درست نفهمیده یا اصلا نخوانده است، به راحتی میتواند از اسم دهان پرکن این کتاب برای غلبه بر هر حریفی استفاده کند.
ویل دورانت در «تاریخ فلسفه» بعد از نقل شرححال و زندگی نه چندان خوشایند نیچه که همراه با ناکامیها و نامرادیهای فراوان بود و عاقبت هم به دیوانگی ختم شد، اینطور نتیجه گرفته است: نبوغ برای کمتر کسی اینهمه گران تمام شده است. شاید اگر او این روزها را هم میدید، جملهاش را اینطور تمام میکرد: و نبوغ کمتر کسی اینهمه برای دیگران فایده داشته است!
goo.gl/MDBGiU
📌از شماره ۶۵ هفتهنامه «کرگدن»
✍احسان رضایی
@ehsanname
فیلسوف خوشسبیل آلمانی هنوز هم روی بورس است. در سالهای اخیر البته که اسلاوی ژیژک، ژاک لاکان و ژان دریدا هم به محافل و مجالس منعقد در فضای پردود کافهها راه پیدا کردهاند، اما فردریش نیچه همچنان جایگاهش یگانه است. او سلطان بلامنازع جملات قصار است. توی هر بحثی، نقل قول از او جواب میدهد و اگر درست در نقطه اوج بحث اسم او وسط بیاید، میتواند هر مشاجرهای را به سرانجام برساند. اهل فن قبل از اسمش یک «آقا» هم اضافه میکنند تا مراتب ارادتتان به استاد بیشتر به چشم بیاید و حرفهایترها به جای نام فامیل، با اسم کوچک صدایش میکنند.
اما نکته اینجاست که همه این نقل قولها لزوما ربطی به خود نیچه و فلسفه او ندارد. درست است که نیچه خودش را نویسنده میدانست و به آهنگ کلماتش مینازید و همین، خواندن کتابهایش را سادهتر میکند. اما سر درآوردن از همین جملات آهنگین و نثرهای داستانی، کار هر کسی نیست. همین اواخر بود که منوچهر اسدی ترجمه جدیدی از «چنین گفت زرتشت» نیچه منتشر کرد و آن را با یک ضمیمه ۱۲۰صفحهای همراه کرد که در آن جزوه به نقد ترجمه داریوش آشوری از همین کتاب پرداخته بود. کاری به خود نقدها و انگیزه و پشت پردهاش نداریم، منظور اینکه حتی آشوری هم با آنهمه فضل و سواد در فهم «چنین گفت زرتشت» دچار لغزشهایی شده، دیگر چه رسد به خوانندگان معمولی. اما فکر میکنید این چیزها موضوعیتی دارد؟ مهم استفادهای است که میشود از حرفهای نیچه و چه بسا حرفهای منسوب به نیچه برد. همین که ژست بگیری و درباره نحله فکری، جریان خردورزی، روش تعقلی، ... و از اینجور حرفها داد سخن بدهی و به طرف مقابلت طوری نگاه کنی که در نگاهت تاسف از اینکه او این جملات حکیمانه را بلد نیست، کاملاً هویدا باشد.
توی این روش ارجاع به نیچه، دیگر اینکه او در کتاب «حکمت شادان»ش، سه بار جمله معروف «خدا مرده است» را در نقد وضع اخلاقیات گفته یا چی مهم نیست. نیازی نیست که سردربیاوریم نیچه به خدا اعتقاد دارد، طرز تلقی او از مفهوم خدا چی هست، یا دیدگاهش درباره خدای مسیحیت و اعتبار آن برای وضع اصول اخلاقی در جامعه مدرن چطور بوده. نه، اصلا جای نگرانی نیست. دلیلی برای دانستن معنای همه این حرفهای قلمبه نیست. حتی اگر مفهوم امر واقع و خیالیِ لاکان را هم با جملات نیچه قاطی کردید، اعتماد به نفستان را از دست ندهید. فقط باید حواستان باشد درست در نقطه عطف بحث، اسم نیچه و کتابش را بیاورید و به آن جمله ارجاع بدهید. مثلا اگر ملت دارند درباره نتایج ارنستو والورده در این فصل حرف میزنند و اینکه مسی درخشش همیشگی را ندارد و طرفدارهای رئال و بارسا با کلکلهایشان اتاق را روی سرشان گذاشتهاند، شما خونسردی خودتان را حفظ کنید و تحت تاثیر هیجانات کاذب قرار نگیرید. بعد گلویتان را صاف کنید تا توجه جمع را مال خود کنید. بعد حرکت بادی به غبغب بیاندازید و بگویید: «اساسا همه این هواداریها و احساسات فوتبالی، مصداق همان چیزی است که نیچه گفت، فردریش توی کتابش گفته ما امروز نیازمند ظهور ابرمرد هستیم ...» بعد دیگر بقیهاش چندان مهم نیست. هرجور دوست دارید ادامه بدهید.
تازه توی مثال بالا شما واقعا از نیچه نقل قول میکنید و این، در برابر نقل قولهایی که به نیچه نسبت میدهند و حتی روح نیچه هم از آنها خبر ندارد، کار شرافتمندانهای است. نیچه کتابهای زیادی دارد و احتمال اینکه کسی تمام کتابهای او را خوانده باشد بسیار پایین است. پس جاعلان، با خیال راحت میتوانند توی حرفشان بگویند: «نیچه تو کتابش میگه...» و اگر طرف مقابل هم گفت چنین چیزی نیست، سریع میتوانند بپرسند: «شما کدوم کتابش رو خوندی؟» و تازه حتی اگر هم از کتاب خاصی اسم آمده باشد، هر اثرش آن قدر ترجمه و تفسیرهای متعدد به فارسی دارد که بشود حرف را رفع و رجوع کرد. مثلا «چنین گفت زرتشت» بیشتر از ۱۰ ترجمه دارد و فقط هم کسی که آن را واقعا خوانده و فهمیده، میداند که این کتاب، کتابی است برای غلبه بر میل برتری به دیگران. اما کسی که کتاب را نصفه و نیمه خوانده، درست نفهمیده یا اصلا نخوانده است، به راحتی میتواند از اسم دهان پرکن این کتاب برای غلبه بر هر حریفی استفاده کند.
ویل دورانت در «تاریخ فلسفه» بعد از نقل شرححال و زندگی نه چندان خوشایند نیچه که همراه با ناکامیها و نامرادیهای فراوان بود و عاقبت هم به دیوانگی ختم شد، اینطور نتیجه گرفته است: نبوغ برای کمتر کسی اینهمه گران تمام شده است. شاید اگر او این روزها را هم میدید، جملهاش را اینطور تمام میکرد: و نبوغ کمتر کسی اینهمه برای دیگران فایده داشته است!
goo.gl/MDBGiU
📌از شماره ۶۵ هفتهنامه «کرگدن»