✅ غمم را محترم دارید ای دردآشنا یاران
که روز بیکسی تنها غم آمد غمگسار من
@ehsanname
غزل «حضور دوست» از مرحوم حمید سبزواری را با صدای خود او بشنوید. این غزل ابتدا در شماره ۱۴۶ «کیهان فرهنگی» (مهر ۷۷) منتشر شده بود و این خوانش، متعلق به شب شعر نیمه رمضان سال ۸۶ در حضور رهبر معظم انقلاب است 👇
که روز بیکسی تنها غم آمد غمگسار من
@ehsanname
غزل «حضور دوست» از مرحوم حمید سبزواری را با صدای خود او بشنوید. این غزل ابتدا در شماره ۱۴۶ «کیهان فرهنگی» (مهر ۷۷) منتشر شده بود و این خوانش، متعلق به شب شعر نیمه رمضان سال ۸۶ در حضور رهبر معظم انقلاب است 👇
مرتضی حنانه در حال تنظیم موسیقی متن سریال «هزاردستان» - نمونهای از عکسهای اصغر بیچاره که امروز بعد از یک دوره بیماری به رحمت خدا رفت @ehsanname
💻 اگر از آن دسته آدمهایی هستید که وقت نشستن پای کامپیوتر نمیتوانند بلند شوند و شبهای امتحان سراغ بازی خنثی کردن مین (Minesweeper) میروند، این بخش از مصاحبه لیزا مکاینِرنی، نویسنده ایرلندی با گاردین، درباره عادتهای نوشتنش را بخوانید که میگوید: «من با کامپیوتر یک مشکل جدی در مورد زمان را دارم. همهاش باهاش مبارزه میکنم. باید خاموشش کنم، وگرنه خیلی حواسم پرت میشود. به خودت میگویی، فقط میروم یک نگاه به این کلمه بیاندازم و قبل از اینکه بفهمی، ۴۵دقیقه در توئیتر زمان گذاشتهای. تلفن حتما باید در اتاق دیگر باشد. حتی آن وقت هم دارم مین سوئیپر بازی میکنم. این یک مبارزه دایمی است.» بعد به ملامتگران توضیح بدهید که لیزا مکاینِرنی، علیرغم انجام همه این کارها، در همین هفته جایزه ۳۰هزار پوندی بِیلیز را برده است. جایزه بیلیز که قبلا اسمش جایزه اورنج بود، مخصوص نویسندگان زن است.
📱 لینک مصاحبه لیزا مکاینِرنی:
https://www.theguardian.com/books/2016/jun/11/lisa-mcinerney-my-writing-day
📱 لینک مصاحبه لیزا مکاینِرنی:
https://www.theguardian.com/books/2016/jun/11/lisa-mcinerney-my-writing-day
احساننامه
در ماه رمضان چی بخوانیم حالمان بهتر شود؟ پیشنهادهای کاوه میرعباسی، رشید کاکاوند، سعید بیابانکی، محمدحسن شهسواری، یاسین حجازی و احسان رضایی را در «همشهری جوان» ۵۵۶ بخوانید @ehsanname
سر زدن به خانه پدری
احسان رضایی
@ehsanname
چی بخوانیم که حالمان بهتر شود؟ جواب این سوال تا حد زیادی، بستگی به هر آدم و هر شخص دارد، یعنی مثلا ممکن است یکی با خواندن «شازده کوچولو» حالش خوب شود، یکی هم از میزان رومانتیسم متن اصلا دلزده بشود. با این حال، فکر میکنم متون کهن، یکی از آن چیزهای مشترکی هستند که حال تعداد بیشتری از افراد را میتوانند خوب بکنند. من اینجا چندتایی از کتابهای کلاسیکی را که خواندنشان میتواند برای همه خوشایند باشند، پیشنهاد میکنم. یک منوی کوچک که بدون شک هر چهار عنوانش، از لذتبخشترین کتابهایی است که هر کسی میتواند در عمرش بخواند. شک نکنید.
📗کتاب قاف
کتابی که از بازخوانی سه متن کهن، که حداقل هفتصد سال با امروز فاصله دارند تدراک دیده شده. کتابی درباره داستان زندگی پیامبر ما، که در تدوینش، شیوههای داستاننویسی مدرن رعایت شده است. مثلا در ابتدای کتاب، دو خط موازی داستان عبدالله، پسر عبدالمطلب و داستان ابرهه به موازات هم نقل میشوند تا در واقعه حمله لشگر فیلسوار ابرهه به خانه خدا، این دو خط به هم میرسند. از این حیث، میشود گفت کتاب ساختاری سینمایی دارد. چنان که در شروع، چند سکانس سریع می بینیم از بشارتهایی درباره آخرین پیامبر(ص) در داستانهای یوسف و برادران، موسی و شکافتن نیل، داوود و سلیمان و بالاخره داستان کسی که تعریف میکند چون در قبیله آنها شنیده بودند پیامبری محمدنام ظهور می کند، پدر او و دیگران، اسم پسرشان را محمد گذاشتهاند. پایان کتاب هم با همین تکنیک و با نقل چند خواب تمام میشود، خوابهایی که هر کدام از صحابه، پیامبر(ص) را در آن دیدهاند، تا میرسد به این جمله که «رسول گفت: اسلام پدید آمد و غریب بود، و بعد از این، به عاقبت، هم غریب شود.»
📙قصههای تفسیر طبری
این کتاب، یکی از قدیمیترین نمونههای نثر فارسی امروزی است که به دست ما رسیده. اصل اثر که معلوم است، تفسیر قرآنی بوده که محمد بن جریر طبری، مورخ معروف نوشته بوده. این تفسیر را در ابتدای قرن چهارم گروهی از علمای ماوراءالنهر (یعنی تاجیکستان امروزی) به دستور امیران سامانی به فارسی برمیگردانند. اصل این ترجمه کار حجیمی است و هفت جلد دارد. اما جعفر مدرسصادقی در سری «بازخوانی متون»اش آمده و داستانهای داخل متن را که از آفرینش آدم شروع میشود و با داستان انبیا ادامه پیدا میکند تا به پیامبر ما(ص) برسد و از شروع اسلام تا مقتل امام حسین(ع) ادامه پیدا میکند و به داستان روز قیامت میرسد را یک جا جمع کرده است. اثری درخشان از نثر کهن و سلیس فارسی و نمونهای درخشان از قدرت داستاننویسی در ایران قدیم که از شدت مدرن بودن با آثار چخوف برابری میکند.
📘تاریخ بیهقی
ابوالفضل بیهقیِ دبیر، مورخی که بخش بسیار کوچکی از کتابش به دست ما رسیده، یک ویژگی فوقالعاده دارد: اینکه همیشه اختیار قلمش را دارد. با اینکه خودش در دربار مسعود غزنوی کار میکند و در واقع نانخور این شاه است، اما بارها اشاره میکند که فلان تصمیم غلط بود. یا در ماجرای حسنک وزیر، با اینکه بهوضوح طرفدار خواجه حسنک میکال است، اما در پایان داستان میگوید عیب او این بود که مغرور بود و فکر اینجای کار را نکرده بود. حتی با اینکه عزيزترين شخص پیش او، استادش بونصر مشکان است، اما وقتی که تعریف می کند چند روز پیش از مرگ همین استاد عزيز، کسی از او چند اسب و استر خواسته بود، توضیح میدهد که استاد به خاطر خسیس بودنش، اوقات تلخی کرده «و بر آسمان آب برانداخت» و بعد در نقل مرگش مينويسد: «و اسبان و اشتران و استران را داغ سلطاني نهادند و چند سر از آن که بخواسته بودند و اضطراب ميکرد، آنگاه بدان آساني فروگذاشت و برفت». بیهقی در نشان دادن تصویر عاقبت کارها، نظیر ندارد.
📕قصههای شیخ اشراق
شیخ شهابالدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق و شیخ شهید، یکی از نوابغ تاریخ اندیشه ایران است. او علاوه بر داشتن یک متد فلسفی جدید، در علوم دینی و عرفانی هم صاحب نظر بود و این نظرات را در قالب داستانهایی سمبولیک بیان کرده. ما اینجا کتاب «قصهها»ی او را که مجموعهای است از هشت داستان کوتاه به قلم او، آوردیم تا نشان بدهیم که متون کهن فارسی، جز گزارشهای داستانی از تاریخ، در سایر نمونههای ادبیات داستانی هم آثار فراوانی دارند. این کتاب را هم جعفر مدرسصادقی بازخوانی کرده و هم مجموعه هر کدام از این هشت داستان به صورت کتابچههای جداگانه توسط انتشارات مولی منتشر شدهاند. اگر حتی حال و حوصله خواندن تمام کتاب و کتابچهها را هم ندارید، حداقل یک صفحه اول «قصه مرغان» را که وصیتی است از سهروردی به «برادرانِ حقیقت» بخوانید و لذتش را ببرید.
پیشنهاد کتاب در شماره ۵۵۶ هفتهنامه «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
چی بخوانیم که حالمان بهتر شود؟ جواب این سوال تا حد زیادی، بستگی به هر آدم و هر شخص دارد، یعنی مثلا ممکن است یکی با خواندن «شازده کوچولو» حالش خوب شود، یکی هم از میزان رومانتیسم متن اصلا دلزده بشود. با این حال، فکر میکنم متون کهن، یکی از آن چیزهای مشترکی هستند که حال تعداد بیشتری از افراد را میتوانند خوب بکنند. من اینجا چندتایی از کتابهای کلاسیکی را که خواندنشان میتواند برای همه خوشایند باشند، پیشنهاد میکنم. یک منوی کوچک که بدون شک هر چهار عنوانش، از لذتبخشترین کتابهایی است که هر کسی میتواند در عمرش بخواند. شک نکنید.
📗کتاب قاف
کتابی که از بازخوانی سه متن کهن، که حداقل هفتصد سال با امروز فاصله دارند تدراک دیده شده. کتابی درباره داستان زندگی پیامبر ما، که در تدوینش، شیوههای داستاننویسی مدرن رعایت شده است. مثلا در ابتدای کتاب، دو خط موازی داستان عبدالله، پسر عبدالمطلب و داستان ابرهه به موازات هم نقل میشوند تا در واقعه حمله لشگر فیلسوار ابرهه به خانه خدا، این دو خط به هم میرسند. از این حیث، میشود گفت کتاب ساختاری سینمایی دارد. چنان که در شروع، چند سکانس سریع می بینیم از بشارتهایی درباره آخرین پیامبر(ص) در داستانهای یوسف و برادران، موسی و شکافتن نیل، داوود و سلیمان و بالاخره داستان کسی که تعریف میکند چون در قبیله آنها شنیده بودند پیامبری محمدنام ظهور می کند، پدر او و دیگران، اسم پسرشان را محمد گذاشتهاند. پایان کتاب هم با همین تکنیک و با نقل چند خواب تمام میشود، خوابهایی که هر کدام از صحابه، پیامبر(ص) را در آن دیدهاند، تا میرسد به این جمله که «رسول گفت: اسلام پدید آمد و غریب بود، و بعد از این، به عاقبت، هم غریب شود.»
📙قصههای تفسیر طبری
این کتاب، یکی از قدیمیترین نمونههای نثر فارسی امروزی است که به دست ما رسیده. اصل اثر که معلوم است، تفسیر قرآنی بوده که محمد بن جریر طبری، مورخ معروف نوشته بوده. این تفسیر را در ابتدای قرن چهارم گروهی از علمای ماوراءالنهر (یعنی تاجیکستان امروزی) به دستور امیران سامانی به فارسی برمیگردانند. اصل این ترجمه کار حجیمی است و هفت جلد دارد. اما جعفر مدرسصادقی در سری «بازخوانی متون»اش آمده و داستانهای داخل متن را که از آفرینش آدم شروع میشود و با داستان انبیا ادامه پیدا میکند تا به پیامبر ما(ص) برسد و از شروع اسلام تا مقتل امام حسین(ع) ادامه پیدا میکند و به داستان روز قیامت میرسد را یک جا جمع کرده است. اثری درخشان از نثر کهن و سلیس فارسی و نمونهای درخشان از قدرت داستاننویسی در ایران قدیم که از شدت مدرن بودن با آثار چخوف برابری میکند.
📘تاریخ بیهقی
ابوالفضل بیهقیِ دبیر، مورخی که بخش بسیار کوچکی از کتابش به دست ما رسیده، یک ویژگی فوقالعاده دارد: اینکه همیشه اختیار قلمش را دارد. با اینکه خودش در دربار مسعود غزنوی کار میکند و در واقع نانخور این شاه است، اما بارها اشاره میکند که فلان تصمیم غلط بود. یا در ماجرای حسنک وزیر، با اینکه بهوضوح طرفدار خواجه حسنک میکال است، اما در پایان داستان میگوید عیب او این بود که مغرور بود و فکر اینجای کار را نکرده بود. حتی با اینکه عزيزترين شخص پیش او، استادش بونصر مشکان است، اما وقتی که تعریف می کند چند روز پیش از مرگ همین استاد عزيز، کسی از او چند اسب و استر خواسته بود، توضیح میدهد که استاد به خاطر خسیس بودنش، اوقات تلخی کرده «و بر آسمان آب برانداخت» و بعد در نقل مرگش مينويسد: «و اسبان و اشتران و استران را داغ سلطاني نهادند و چند سر از آن که بخواسته بودند و اضطراب ميکرد، آنگاه بدان آساني فروگذاشت و برفت». بیهقی در نشان دادن تصویر عاقبت کارها، نظیر ندارد.
📕قصههای شیخ اشراق
شیخ شهابالدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق و شیخ شهید، یکی از نوابغ تاریخ اندیشه ایران است. او علاوه بر داشتن یک متد فلسفی جدید، در علوم دینی و عرفانی هم صاحب نظر بود و این نظرات را در قالب داستانهایی سمبولیک بیان کرده. ما اینجا کتاب «قصهها»ی او را که مجموعهای است از هشت داستان کوتاه به قلم او، آوردیم تا نشان بدهیم که متون کهن فارسی، جز گزارشهای داستانی از تاریخ، در سایر نمونههای ادبیات داستانی هم آثار فراوانی دارند. این کتاب را هم جعفر مدرسصادقی بازخوانی کرده و هم مجموعه هر کدام از این هشت داستان به صورت کتابچههای جداگانه توسط انتشارات مولی منتشر شدهاند. اگر حتی حال و حوصله خواندن تمام کتاب و کتابچهها را هم ندارید، حداقل یک صفحه اول «قصه مرغان» را که وصیتی است از سهروردی به «برادرانِ حقیقت» بخوانید و لذتش را ببرید.
پیشنهاد کتاب در شماره ۵۵۶ هفتهنامه «همشهری جوان»
تصویر ۱۷سالگی مرتضی ممیز، بدون آن سبیل معروف، در سالنامه دبیرستان مهیار ۱۳۳۲ – این، دورانی است که ممیز برای درآوردن خرج تحصیلش برای مغازهها تابلونویسی میکرد
تصویر از کانال @jafarian1964
تصویر از کانال @jafarian1964
باستانشناسان دانمارکی در سواحل آتن بقایای کشتیسازیهایی را کشف کردند که برای جنگ سالامیس (۴۸۰ قبل میلاد بین خشایارشا و یونان) استفاده شده. در عکس مسیر انتقال کشتیها به دریا پیداست/ humanities.ku.dk
جلد شماره ۷ ژوئن ۲۰۱۶ هفتهنامه علمی Cell Reports با طرح کاشیکاری مسجد شیخ لطفالله اصفهان که شبکه دندریتهای سلولهای عصبی به این کاشیکاری پیچیده تشبیه شدهاند @ehsanname
خاطرات نویسنده «شهید جاوید»، از ماجراهای انتشار و پس از انتشارِ این پربحثترین کتاب تاریخ معاصر، در «شوکران اندیشه» منتشر شد @ehsanname
💵 برای فیشهای حقوق جنجالی:
فیش حقوق را فلکم رایگان نداد
این نقد را به خون شهیدان خریدهام ...
#سعید_بیابانکی
فیش حقوق را فلکم رایگان نداد
این نقد را به خون شهیدان خریدهام ...
#سعید_بیابانکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مجلس ضربت زدن»، متنی از بهرام بیضایی، با کارگردانی محمد رحمانیان، از شنبه ۲۹ خرداد، سالن اصلی تئاتر شهر @ehsanname
آشنایی با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس دهم
@ehsanname
بالاخره بعد از گفتگوهای بسیار بر سر علاقه یا عدم علاقه به کمیسیون فرهنگی، با اضافه شدن رییس و نایب رییس مجلس دهم به این کمیسیون، ترکیب آن تعیین شد. اینجا خلاصهای از سوابق فرهنگی و کتابی اعضای محترم این کمیسیون تاثیرگذار در مدیریت فرهنگی کشور را میبینید. نمایندگانی که از ائتلاف اصولگرایان وارد مجلس شدند، با علامت 🔶 و نمایندگانی که در لیست امید بودند با نشان 🔷 مشخص شدهاند:
@ehsanname
🔶حجتالاسلام نصرالله پژمانفر
نماینده مردم مشهد، متولد ۱۳۴۳، خارج فقه و اصول
سوابق فرهنگی: مدیر مدرسه علمیه شهید صدوقی مشهد، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نهم
🔶 جمشید جعفرپور
نماینده مردم لارستان، متولد ۱۳۴۲، دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی
سوابق فرهنگی: عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نهم، عضو شورای تخصصی تحول نظام آموزشی کشور
🔷 سیده فاطمه ذوالقدر
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۵۰، دکترای زبان و ادبیات عرب
🔶حجتالاسلام احمد سالک
نماینده مردم اصفهان، متولد ۱۳۲۵، خارج فقه و اصول
سوابق فرهنگی: معاون فرهنگی سابق مجمع جهانی اهل بیت، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس نهم، عضو حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی
تالیفات: خاطرات حجتالاسلام شیخ احمد سالک (۱۳۸۶)
🔶 حجتالاسلام سیدصادق طباطبایینژاد
نماینده مردم اردستان، متولد ۱۳۶۰، خارج فقه و اصول و کارشناسی ارشد تفسیر قرآن
🔶 سید احسان قاضیزاده هاشمی
نماینده مردم فریمان و سرخس، متولد ۱۳۵۵
سوابق فرهنگی: دبیر سرویس دانشجویی روزنامه «رسالت»، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و مدیرکل ارشاد استان تهران در دولت دهم
🔷 علی کاظمی باباحیدری
نماینده مردم اردل و فارسان
🔷 علی لاریجانی
نماینده مردم قم، متولد ۱۳۳۶، دکترای فلسفه
سوابق فرهنگی: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت پنجم، رییس سازمان صدا و سیما در دهه ۱۳۷۰، مدیرمسئول سابق روزنامه «جام جم»، عضو حقوقی شورایعالی انقلاب فرهنگی
تالیفات: روش ریاضی در فلسفه کانت (۱۳۸۳)، متافیزیک و علوم دقیقه در فلسفه کانت (۱۳۸۳)، شهود و قضایای تألیفی ماتقدم در فلسفه کانت (۱۳۸۳)، هوای تازه (۱۳۸۴)
🔷 اصغر مسعودی
نماینده مردم استهبان و نیریز، متولد ۱۳۴۴، دکترای معارف اسلامی
سوابق فرهنگی: مسئولیت سازمان تبلیغات اسلامی در استان کردستان و شهرستانهای مریوان و مهاباد، رییس دانشگاه بینالمللی المصطفی
تالیفات: ادب در اسلام (۱۳۹۰)، روش مناظره آداب و مهارتهای آن (۱۳۹۴)
🔷 علی مطهری
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۳۶، دکترای فلسفه
سوابق فرهنگی: مدیر شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نهم
تالیفات: ماجرای سوال از رئیس جمهور در مجلس هشتم (۱۳۹۲)
🔷 محمدعلی وکیلی
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۴۴، دکتری علوم سیاسی، دکترای کلام و فلسفه اسلامی، خارج فقه و اصول
سوابق فرهنگی: معاون فرهنگی سابق نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، بنیانگذار جشنهای ازدواج دانشجویی، رئیس انجمن مدیران روزنامههای غیردولتی ایران، سردبیر سابق روزنامه «صدای عدالت»، مدیرمسئول روزنامه «ابتکار»
تالیفات: دلهرههای ۸۸ روی کاغذ کاهی (۱۳۹۱)، اندیشه رویش (۱۳۹۴)، جنبش امید (۱۳۹۴)، در مسیر اعتدال (۱۳۹۴)، گفتمان خوابزدهها (۱۳۹۴)
🔷 حجتالاسلام مهدی شیخ
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۴۶، سطح ۳ حوزه علمیه قم و دانشجوی دکترای معارف اسلامی
سوابق فرهنگی: راهاندازی خانه فرهنگی در شهرهای بوسنی و هرزهگوین
@ehsanname
@ehsanname
بالاخره بعد از گفتگوهای بسیار بر سر علاقه یا عدم علاقه به کمیسیون فرهنگی، با اضافه شدن رییس و نایب رییس مجلس دهم به این کمیسیون، ترکیب آن تعیین شد. اینجا خلاصهای از سوابق فرهنگی و کتابی اعضای محترم این کمیسیون تاثیرگذار در مدیریت فرهنگی کشور را میبینید. نمایندگانی که از ائتلاف اصولگرایان وارد مجلس شدند، با علامت 🔶 و نمایندگانی که در لیست امید بودند با نشان 🔷 مشخص شدهاند:
@ehsanname
🔶حجتالاسلام نصرالله پژمانفر
نماینده مردم مشهد، متولد ۱۳۴۳، خارج فقه و اصول
سوابق فرهنگی: مدیر مدرسه علمیه شهید صدوقی مشهد، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نهم
🔶 جمشید جعفرپور
نماینده مردم لارستان، متولد ۱۳۴۲، دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی
سوابق فرهنگی: عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نهم، عضو شورای تخصصی تحول نظام آموزشی کشور
🔷 سیده فاطمه ذوالقدر
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۵۰، دکترای زبان و ادبیات عرب
🔶حجتالاسلام احمد سالک
نماینده مردم اصفهان، متولد ۱۳۲۵، خارج فقه و اصول
سوابق فرهنگی: معاون فرهنگی سابق مجمع جهانی اهل بیت، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس نهم، عضو حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی
تالیفات: خاطرات حجتالاسلام شیخ احمد سالک (۱۳۸۶)
🔶 حجتالاسلام سیدصادق طباطبایینژاد
نماینده مردم اردستان، متولد ۱۳۶۰، خارج فقه و اصول و کارشناسی ارشد تفسیر قرآن
🔶 سید احسان قاضیزاده هاشمی
نماینده مردم فریمان و سرخس، متولد ۱۳۵۵
سوابق فرهنگی: دبیر سرویس دانشجویی روزنامه «رسالت»، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و مدیرکل ارشاد استان تهران در دولت دهم
🔷 علی کاظمی باباحیدری
نماینده مردم اردل و فارسان
🔷 علی لاریجانی
نماینده مردم قم، متولد ۱۳۳۶، دکترای فلسفه
سوابق فرهنگی: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت پنجم، رییس سازمان صدا و سیما در دهه ۱۳۷۰، مدیرمسئول سابق روزنامه «جام جم»، عضو حقوقی شورایعالی انقلاب فرهنگی
تالیفات: روش ریاضی در فلسفه کانت (۱۳۸۳)، متافیزیک و علوم دقیقه در فلسفه کانت (۱۳۸۳)، شهود و قضایای تألیفی ماتقدم در فلسفه کانت (۱۳۸۳)، هوای تازه (۱۳۸۴)
🔷 اصغر مسعودی
نماینده مردم استهبان و نیریز، متولد ۱۳۴۴، دکترای معارف اسلامی
سوابق فرهنگی: مسئولیت سازمان تبلیغات اسلامی در استان کردستان و شهرستانهای مریوان و مهاباد، رییس دانشگاه بینالمللی المصطفی
تالیفات: ادب در اسلام (۱۳۹۰)، روش مناظره آداب و مهارتهای آن (۱۳۹۴)
🔷 علی مطهری
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۳۶، دکترای فلسفه
سوابق فرهنگی: مدیر شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نهم
تالیفات: ماجرای سوال از رئیس جمهور در مجلس هشتم (۱۳۹۲)
🔷 محمدعلی وکیلی
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۴۴، دکتری علوم سیاسی، دکترای کلام و فلسفه اسلامی، خارج فقه و اصول
سوابق فرهنگی: معاون فرهنگی سابق نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، بنیانگذار جشنهای ازدواج دانشجویی، رئیس انجمن مدیران روزنامههای غیردولتی ایران، سردبیر سابق روزنامه «صدای عدالت»، مدیرمسئول روزنامه «ابتکار»
تالیفات: دلهرههای ۸۸ روی کاغذ کاهی (۱۳۹۱)، اندیشه رویش (۱۳۹۴)، جنبش امید (۱۳۹۴)، در مسیر اعتدال (۱۳۹۴)، گفتمان خوابزدهها (۱۳۹۴)
🔷 حجتالاسلام مهدی شیخ
نماینده مردم تهران، متولد ۱۳۴۶، سطح ۳ حوزه علمیه قم و دانشجوی دکترای معارف اسلامی
سوابق فرهنگی: راهاندازی خانه فرهنگی در شهرهای بوسنی و هرزهگوین
@ehsanname
خبرگزاری فارس، مطلبی در نقد کتاب «آموزش نماز» عباس جدیدی دارد که از جمله به دو خطا در آموزش وضو، در صفحه ۵۱ (شستن صورت و مسح سر توسط دست چپ دختر) اشاره دارد @ehsanname
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
احسان رضایی
@ehsanname
از مرحوم حمید سبزواری است که گفت: «غمم را محترم دارید ای دردآشنا یاران/ که روز بیکسی تنها غم آمد غمگسار من». احترام غم را نگه داشتن، از آن چیزهایی است که گاهی یادمان میرود. مثلا حبیب محبیان که به رحمت خدا میرود، یک دفعه شبکههای اجتماعی پر میشود از تصاویر سردخانهای یا بدتر از آن، شایعاتی که نمیدانم سگش لب به غذا میزند یا نمیزند. بعد آدم نگاه میکند که فلانی که این عکسها و خبرها را دارد پخش میکند، دفعه قبلی که آهنگی از حبیب در تاکسی داشت پخش میشد، رو ترُش کرده بود و برای سلیقه نازل اجتماع نسخه میپیچید. خدای نکرده نمیخواهم بگویم که این رفیقمان و امثال او، از قصد و آگاهانه دارند طور دیگری وانمود میکنند. نه، اتفاقا هم در آن دفعه قبلی و انتقادشان، و هم در این نوبت و عزاداری مفرطشان، در هر دو صداقتی سادهدلانه هست. اینکه دیدهاند کسی که مورد علاقه جماعتی است، درگذشته و کسانی عزادار شدهاند و از باب همراهی و همدلی، آنها هم یک گوشه کار را گرفتهاند و به قاعده همیشگی ماها، اندازه نگه نداشتهاند و یکهو خودشان را دیدهاند که شدهاند میاندار مجلس عزا. باز حالا جماعت عامی و عوامی نظیر بنده که جای خود داریم، گاهی حتی بزرگان و مقامات هم دچار چنینی حالتی میشوند. حمید سبزواری به رحمت خدا میرود و بزرگان نظام که تسلیت میگویند، یک دفعه موج تسلیتها و پیامها، صفحات خبرگزاریها را برمیدارد. خب، مقام معظم رهبری اگر تسلیت بگویند، جا دارد که ایشان خودش اهل شعر و ادب است و حداقل سالی یک نوبت در نیمه ماه رمضان شب شعری در محضرشان برگزار میشود و همین مرحوم هم سالها در آن مجلس حضور داشت و بلکه سرسلسله بود. اما عزیزانی که اصلا علاقهای به شعر و شاعری ندارند، نه در صحبتهای معمول و مرسومشان گریزی به شعر میزنند، نه در آن یکی دو مناسبت سالانهای که زحمت میکشند و به نمایشگاه کتاب یا دانشگاه فلان میروند، سراغی از اهل شعر میگیرند، نه مثلا فرق شعر مرحوم سبزواری را با محمد قهرمان یا فرض بفرمایید مشفق کاشانی میدانند و اصلا علاقهای هم ندارند که بدانند، آنها که دیگر لزومی ندارد حتما بیانیه و پیام صادر بفرمایند. اینها که میگویم، البته عیبی در کسی نیست. اجباری ندارد که همه به شعر و شعرا علاقه داشته باشند. اما به همان میزان هم کسی توقع ندارد که همه در مرگ یک شاعر خودشان را شریک و صاحب عزا ببینند. وظیفه انسانی تسلیت گفتن و سرسلامتی دادن بازماندگان جای خود، اما اینکه آن تسلیت از سر حسرت واقعی از دست دادن باشد یا تقلیدی از موج به راه افتاده، بالاخره تفاوت دارد و اهلش فرقش را میفهمند. آن متنهای سادهای که شاعران جوان همراه با عکس و خاطرهای از استادشان نوشتند چقدر حس و حال داشت، آن تسلیتهایی که متن از پیش آماده داشت، چقدر. در مَثل که مناقشه نیست، بگذارید نقلش کنم: نوشتهاند و احتمالا خودتان هم بلدید که وقتی منصور حلاج را به تیر یا تنه درختی بسته بودند از باب عبرت سایرین و جماعت هم سنگ میانداختند، شبلی هم از آنجا گذشت، ترسید که اگر همرنگ جماعت نشد، رسوا شود، خم شد و تکه گِلی برداشت و پرت کرد و آن وقت حلاج زد زیر گریه که آنهمه سنگ اینقدر دردش نیاورده بود که این تکه کلوخ. توی این قصه هم شبلیِ عارف خواسته بود به تقلید از موج رایج، کاری کند بدون آنکه برای خودش معنای آن کار چندان اهمیتی داشته باشد و رفیقش از همین رنجیده بود. اینکه لااقل تو، لااقل شما غمم را محترم دارید ای دردآشنا یاران...
یادداشت در شماره ۵۵۷ هفتهنامه «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
از مرحوم حمید سبزواری است که گفت: «غمم را محترم دارید ای دردآشنا یاران/ که روز بیکسی تنها غم آمد غمگسار من». احترام غم را نگه داشتن، از آن چیزهایی است که گاهی یادمان میرود. مثلا حبیب محبیان که به رحمت خدا میرود، یک دفعه شبکههای اجتماعی پر میشود از تصاویر سردخانهای یا بدتر از آن، شایعاتی که نمیدانم سگش لب به غذا میزند یا نمیزند. بعد آدم نگاه میکند که فلانی که این عکسها و خبرها را دارد پخش میکند، دفعه قبلی که آهنگی از حبیب در تاکسی داشت پخش میشد، رو ترُش کرده بود و برای سلیقه نازل اجتماع نسخه میپیچید. خدای نکرده نمیخواهم بگویم که این رفیقمان و امثال او، از قصد و آگاهانه دارند طور دیگری وانمود میکنند. نه، اتفاقا هم در آن دفعه قبلی و انتقادشان، و هم در این نوبت و عزاداری مفرطشان، در هر دو صداقتی سادهدلانه هست. اینکه دیدهاند کسی که مورد علاقه جماعتی است، درگذشته و کسانی عزادار شدهاند و از باب همراهی و همدلی، آنها هم یک گوشه کار را گرفتهاند و به قاعده همیشگی ماها، اندازه نگه نداشتهاند و یکهو خودشان را دیدهاند که شدهاند میاندار مجلس عزا. باز حالا جماعت عامی و عوامی نظیر بنده که جای خود داریم، گاهی حتی بزرگان و مقامات هم دچار چنینی حالتی میشوند. حمید سبزواری به رحمت خدا میرود و بزرگان نظام که تسلیت میگویند، یک دفعه موج تسلیتها و پیامها، صفحات خبرگزاریها را برمیدارد. خب، مقام معظم رهبری اگر تسلیت بگویند، جا دارد که ایشان خودش اهل شعر و ادب است و حداقل سالی یک نوبت در نیمه ماه رمضان شب شعری در محضرشان برگزار میشود و همین مرحوم هم سالها در آن مجلس حضور داشت و بلکه سرسلسله بود. اما عزیزانی که اصلا علاقهای به شعر و شاعری ندارند، نه در صحبتهای معمول و مرسومشان گریزی به شعر میزنند، نه در آن یکی دو مناسبت سالانهای که زحمت میکشند و به نمایشگاه کتاب یا دانشگاه فلان میروند، سراغی از اهل شعر میگیرند، نه مثلا فرق شعر مرحوم سبزواری را با محمد قهرمان یا فرض بفرمایید مشفق کاشانی میدانند و اصلا علاقهای هم ندارند که بدانند، آنها که دیگر لزومی ندارد حتما بیانیه و پیام صادر بفرمایند. اینها که میگویم، البته عیبی در کسی نیست. اجباری ندارد که همه به شعر و شعرا علاقه داشته باشند. اما به همان میزان هم کسی توقع ندارد که همه در مرگ یک شاعر خودشان را شریک و صاحب عزا ببینند. وظیفه انسانی تسلیت گفتن و سرسلامتی دادن بازماندگان جای خود، اما اینکه آن تسلیت از سر حسرت واقعی از دست دادن باشد یا تقلیدی از موج به راه افتاده، بالاخره تفاوت دارد و اهلش فرقش را میفهمند. آن متنهای سادهای که شاعران جوان همراه با عکس و خاطرهای از استادشان نوشتند چقدر حس و حال داشت، آن تسلیتهایی که متن از پیش آماده داشت، چقدر. در مَثل که مناقشه نیست، بگذارید نقلش کنم: نوشتهاند و احتمالا خودتان هم بلدید که وقتی منصور حلاج را به تیر یا تنه درختی بسته بودند از باب عبرت سایرین و جماعت هم سنگ میانداختند، شبلی هم از آنجا گذشت، ترسید که اگر همرنگ جماعت نشد، رسوا شود، خم شد و تکه گِلی برداشت و پرت کرد و آن وقت حلاج زد زیر گریه که آنهمه سنگ اینقدر دردش نیاورده بود که این تکه کلوخ. توی این قصه هم شبلیِ عارف خواسته بود به تقلید از موج رایج، کاری کند بدون آنکه برای خودش معنای آن کار چندان اهمیتی داشته باشد و رفیقش از همین رنجیده بود. اینکه لااقل تو، لااقل شما غمم را محترم دارید ای دردآشنا یاران...
یادداشت در شماره ۵۵۷ هفتهنامه «همشهری جوان»
تصویری آخرالزمانی از خسارات انفجار صبح امروز لوله گاز در شهران: ذوب شدن کنتورهای برق @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از دعای افتتاح با صدای امام موسی صدر، جالب اینکه این دعا در کلیسای کبوشیین بیروت خوانده شده است @ehsanname
احساننامه
بخشی از دعای افتتاح با صدای امام موسی صدر، جالب اینکه این دعا در کلیسای کبوشیین بیروت خوانده شده است @ehsanname
✅ «ادیان یکی بودند و هدفی مشترک را پی میگرفتند: جنگیدن در برابر خدایان زمینی و طاغوتها و یاری مستضعفان و رنجدیدگان. و این دو نیز نمودهای حقیقتی یگانهاند. و چون ادیان پیروز شدند و همراه با آنها مستضعفان نیز پیروز شدند، طاغوتها چهره عوض کردند و برای دستیابی به غنایم پیشی گرفتند و در پی حکم راندن به نام ادیان برآمدند و سلاح دین را به دست گرفتند، و اینگونه بود که رنج و محنت مظلومان مضاعف گشت و ادیان دچار مصیبت و اختلاف شدند. هیچ نزاعی نیست مگر برای منافع سودجویان.»
@ehsanname
بخشی از سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای کبوشیین، در تاریخ ۱۹ فوریه ۱۹۷۵ (۳۰ بهمن ۱۳۵۳)، در قالب خطبۀ موعظۀ آغاز روزه مسیحیان. متن کامل این سخنرانی تاریخی را هم در کتاب «ادیان در خدمت انسان» و هم در سایت مؤسسه امام موسی صدر میتوانید بخوانید 👇
http://www.imam-sadr.com/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87/tabid/108/smid/442/ArticleID/4292/
@ehsanname
بخشی از سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای کبوشیین، در تاریخ ۱۹ فوریه ۱۹۷۵ (۳۰ بهمن ۱۳۵۳)، در قالب خطبۀ موعظۀ آغاز روزه مسیحیان. متن کامل این سخنرانی تاریخی را هم در کتاب «ادیان در خدمت انسان» و هم در سایت مؤسسه امام موسی صدر میتوانید بخوانید 👇
http://www.imam-sadr.com/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87/tabid/108/smid/442/ArticleID/4292/
تقویم رمضان ۱۳۲۴ هجری قمری برابر با ۱۲۸۵ شمسی، همراه با نقاشی امیرکبیر - روزنامه حبل المتین، سال ۱۴، شماره ۱، ۱۲ جمادی الثانی ۱۳۲۴ @ehsanname
اعتراض نمادین یک شهروند پاوەای به وضعیت گرد و غبار، با گذاشتن ماسک بر مجسمە میرزا عبدالقادر پاوهای، شاعر معروف منطقه اورامانات
از کانال @kermanshahpeople
از کانال @kermanshahpeople
یادداشتی درباره شرلوک هولمز و تنهایی او، در هفتهنامه «کرگدن» شماره ۸ بخوانید @ehsanname