احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
⚠️ چرا تولستوی «جنگ و صلح» را دوست نداشت؟
@ehsanname
تقریباً هر نویسنده‌ای بعد از نوشتن هر اثر دوست دارد آن را دوباره بخواند و آن را تبدیل به بهتر کند. گاهی هم بعداً از نوشتن آن اثر پشیمان می‌شود. سایت معروف LitHub روایتی دارد از ۱۳ نویسنده‌ای که از کتاب‌های خود متنفرند (در ترجمه ایبنا ۱۱ اثر معرفی شده‌اند). بدون هیچ شکی، مهمترین چهرۀ این فهرست لئو تولستویِ بزرگ است و پشیمانی‌اش از نوشتن «جنگ و صلح». توضیحی که دربارۀ این پشیمانی آمده، روایتی از سال‌های آخر عمر آقای غول است که سیگار و الکل و شکار را کنار گذاشت، انجیل را به روسی ترجمه کرد و «مرگ ایوان ایلیچ» را نوشت که در آن از تلاطم‌های روحی یک فئودال می‌گوید. او در کتاب «هنر چیست؟» مفهوم هنر برای هنر را به‌شدت رد کرد و تنها هنر واقعی را هنر متعهد به مردم دانست. خودش هم تشکیلاتی راه انداخت برای پشتیبانی از روستاییانی که محصولاتشان در اثر حوادث و آفات طبیعی آسیب می‌دید. مدرسه می‌ساخت، جزوه‌هایی برای آموزش اطفال رعایایش می‌نوشت، از زندانیان سیاسی و سربازان فراری حمایت می‌کرد، ... حتی می‌خواست همۀ اموالش را ببخشد، که با مخالفت خانواده روبه‌رو شد. دست آخر هم به‌اتفاق پزشکِ معتمد و دختر کوچکش، خانه را ترک و به‌سوی جنوب روسیه سفر کرد که این، آخرین سفرش بود. روایت LitHub از دلیل تنفر تولستوی از «جنگ و صلح» را بخوانید:
goo.gl/um3zMz
"به گفته پاول بازینسکی، منتقد ادبی و پژوهشگر تولستوی، در اواخر عمر «تولستوی حقیقتا از نوشتن جنگ و صلح و آناکارنینا احساس شرم می‌کرد.»
این نتیجۀ پیشرفت معنوی تولستوی بود؛ او تمام کارهای قبلی‌اش را به خاطر عقاید مذهبی‌‌اش رد کرد. چیزی که برای نیکلای گوگول هم در اواخر عمر اتفاق افتاد و «نفوس مرده» و «بازرس دولت» را انکار کرد. برای تولستوی این اتفاق زودتر و در ۵۰ سالگی و در عین توانایی ذهنی و بدنی اتفاق افتاد. این یک سرنوشت بسیار خاص و زیادی روسی است: روس‌ها به سوزاندن پل‌ها معروف‌اند و یک‌دفعه همۀ کارهایی که قبلا کرده‌اند را انکار می‌کنند. ما در دوران خودمان هم این خصوصیت را دیدیم: اول در سال ۱۹۱۷ و بعد دوباره در ۱۹۹۱. این می‌تواند چیز بدی برای جامعه باشد، اما وقتی باعث تغییر در زندگی شخصی یک نفر شود جالب است.
در مقالاتی که درباره این دوره از عمر او نوشته شده می‌خوانیم که تولستوی آثار شکسپیر و چخوف (نمایشنامه‌ها، نه داستان‌ها) را هم زیر اتوبوس انداخت. بنابراین حداقل در گرفتاری خودش شرکای خوبی داشته."
@ehsanname
📌بقیه موارد نفرت نویسندگان از اثر خود را اینجا بخوانید:
lithub.com/13-writers-who-grew-to-hate-their-own-books/
Forwarded from خبرگزاری شبستان
#اینفوگرافیک

📊 ایرانی ها، بیشتر چه نوع کتاب هایی را مطالعه می کنند؟


@shabestannews
◀️ اینفوگرافیک تاریخ سینمای ایران. فقط تاریخ صحیحِ انتشار «شاه ایران و بانوی ارمن» ذبیح بهروز، که روایتی است از داستان خسرو و شیرین، سال ۱۳۰۶ است. ادبیات، پیش‌نیاز سینما است @ehsanname
📊طبق اعلام سایت bookseller فروش مجموعه کتاب‌های هری پاتر به زبان‌های مختلف و در سرتاسر دنیا از ۵۰۰میلیون نسخه گذشت. یعنی از هر ۱۵ نفر، یکی حداقل یک جلد هری پاتر خوانده @ehsanname
📖 رونمایی از رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»
@ehsanname
📍تهران: پنج‌شنبه (۱۹بهمن) کتابفروشی افق (انقلاب، جنب سینما سپیده)
📍مشهد: جمعه (۲۰بهمن) کافه کتاب آفتاب (بین چهارراه دکترا و چهارراه گلستان)
🔹 امشب (۱۴ بهمن ۹۶) کتاب‌های مبادله‌شده در مرکز تبادل کتاب از ۵۰۰هزار جلد گذشت. این مرکز از ۲۳ خرداد ۹۴ فعالیت می‌کند @ehsanname
Forwarded from همشهری
 🔘در خدمت و خیانت فضای مجازی

احسان رضایی | نویسنده و کارشناس کتاب

این روزها در هر برنامه تلویزیونی یا رادیویی که دعوت می‌شوم، یکی از سؤالات ثابت این است: «به‌نظر شما فضای مجازی به کتاب و کتاب‌خواندن آسیب می‌زند یا نه؟»بعضی‌ها جواب را هم از قبل آماده دارند و فقط می‌پرسند: «به‌نظر شما فضای مجازی... چقدر آسیب می‌زند؟

🔺فکر می‌کنم آن گروه اول هم منظورشان همین است و فقط می‌خواهند طرف گفت‌وگو، خودش این مطلب را بیان کند. اما راستش را بخواهید، جوابی که من می‌دهم هر بار ناامیدشان می‌کند.

🔺 امروز و بعد از گذشت چند دهه از هر کدام، واقعیت را می‌دانیم. نه تلویزیون، سینما را از رونق انداخت، نه ویدئو، تلویزیون را. نه روزنامه جای کتاب را گرفت و نه سایر ابزارهای ارتباطی و سرگرمی. در مورد فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هم همینطور. فضای مجازی، مثل هر وسیله دیگری فوایدی دارید و معایبی.

📌ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
newspaper.hamshahri.org/id/5731

🔴 @hamshahrinews
تولدتان مبارک، آقای بازیگر
@ehsanname
۱۵ بهمن زادروز استاد علی نصیریان (در ۱۳۱۳)، یکی از استادا ن بازیگری و نمایشنامه‌نویسی است. سال گذشته که نشریه «دنیای تصویر» (شماره ۲۶۷، مهر ۱۳۹۵) فهرستی از صد نقش ماندگار در تاریخ سینما و تلویزیون ارایه داد، استاد نصیریان با خلق شش شخصیت، بیشترین حضور را در آن فهرست داشت: آقای هالو در «آقای هالو»، قاضی شارح در «سربداران»، ابوالفتح صحاف در «هزاردستان»، آعلی‌یار در «شیر سنگی»، حاج یونس فتوحی در «میوه ممنوعه» و بزرگ‌آقا در «شهرزاد». مطلب مربوط به قاضی شارح را نوشته بودم که حالا و برای گرامیداشت تولد آقای بازیگر اینجا بازنشرش می‌کنم. امسال در جشنواره فیلم فجر هم برای محمدعلی نجفی، کارگردان «سربداران» بزرگداشت گرفته شد.
goo.gl/uaUJkY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 معرفی نویسندگان کروات (اسلاونکا دراکولیچ و ایوو آندریچ) و کتابهای ترجمه‌شدۀ آنها به فارسی توسط برانکو ایوانکوویچ، سرمربی پرسپولیس در برنامه تلویزیونی «کتاب‌باز» (۱۵ بهمن ۹۶) @ehsanname
📖 پیشنهاد کتاب: این روزها که مورد خانم مژگان صابری، بازیگر فیلم «شعله‌ور» بهانه‌ای برای بحث در مورد اوتیسم شده، بد نیست این دو رمان را هم ببینید که قهرمان هر دو اوتیسمی هستند @ehsanname
Forwarded from شهرستان ادب
🔻از «هری پاتر» و «ارباب حلقه‎ها» تا رمان فانتزی ایرانی
مشروح و گزارش تصویری ششمین میزگرد #بوطیقا منتشر شد.

▪️«...ما این موضوع را در سنت داستان‌نویسی کهن‌مان داریم. درکتابی به نام «خاوران‌نامه» حضرت امیر (ع) با اژدها، جن و موجودات خیالی دیگر همراه می‌شود و می‌جنگد. یا در کتاب «معراج‌نامه» مجموعه‌ای از داستان‌های فانتزی با تم و فضای مذهبی را داریم. در سنت داستان‌نوسی مدرن‌مان این سنت را نداریم؛ یک دلیلش این است که عمر داستان‌نویسی مدرن ما خیلی کوتاه است. از سال 1300 که محمدعلی جمالزاده داستان کوتاه «یکی بود یکی نبود» را در مجله‌ی «کاوه» منتشر کرد، هنوز صد سال هم نگذشته است، ضمن این که در این دوران مشکلات اجتماعی زیادی مانند کودتا، انقلاب و جنگ داشتیم که هنرمندان را هم مانند سایر مردم درگیر کرده است.

علاوه بر این برای بررسی فانتزی دینی در ایران باید به یک تعریف جامع برسیم. داستان‌های فانتزی مدرن عموماً به تقابل خیر و شر و تاریکی و روشنایی می‌پردازند. باید دید این نوع تقابل را باید نوعی تقابل اخلاقی به حساب آورد یا یک موضوع دینی. بورخس یک داستانی دارد که در آن می‌خواهند فردی را اعدام کنند. گلوله‌ها دارند به سمتش می‌آیند. در همین فاصله او به عقب برمی‌گردد و زندگی‌اش را عوض می‌کند. بورخس این ایده را از یک آیه‌ی قرآن گرفته که خداوند اصحاب کهف را سیصد سال میراند و بعد از این مدت انگار از خوابی بیدار شدند. پس برای تعریف فانتزی مذهبی یا می‌توان این شکل استفاده از مفاهیم دینی و مذهبی را که غیرمستقیم است، در نظر گرفت یا نوع مستقیم‌تر آن مانند «خاوران‌نامه» که شخصیت‌هایش معصومین هستند. اینها سطوح مختلفی از پرداختن به ارزش‌های ملی و مذهبی در داستان‌های فانتزی به شمار می‌روند...»

goo.gl/pcd3qh

برای خواندن متن کامل سخنانِ #ویدا_اسلامیه، #اسماعیل_جلالی، #احسان_رضایی، #حسن_صنوبری، #مصطفی_مردانی، #محمدقائم_خانی و #مسعود_آذرباد در ششمین بوطیقا پیرامون #رمان_فانتزی این صفحه را در سایت شهرستان ادب ببینید:
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/7780

☑️ @ShahrestanAdab
🔹از زمان ریاست حجت‌الاسلام رسول جعفریان بر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، خدمات این مرکز بیشتر و راحتتر شده، درست مثل دوره او در کتابخانه مجلس. کانال تلگرامی کتابخانه را ببینید:
@UT_Central_Library
📖گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
✍️احسان رضایی
@ehsanname
آن حرفهایی که چند سالی است دلسوزان فرهنگ و کتاب دارند دادش را می‌زنند، کم‌کم دارد خودش را نشان می‌دهد و در جدیدترین نمونه‌اش، جناب اکبر ایرانی، رئیس مرکز پژوهشی میراث مکتوب، یادداشتی نوشته است که ۲۵ساله شدیم، اما ممکن است نتوانیم به کارمان ادامه دهیم.
برای آنهایی که در جریان نیستند عرض کنم که مؤسسه میراث مکتوب در سال ۱۳۷۲ با ایدۀ نشر آثار ایرانی و اسلامی و بیرون کشیدن گنجینه فکری و فرهنگی ما از کنج کتابخانه‌ها شکل گرفت و در طول ۲۵سال فعالیتش توانسته ۳۱۵ عنوان کتاب (در ۳۸۰ جلد) و ۲۵۰ شماره مجله (در سه عنوان «گزارش میراث»، «آینۀ میراث» و «میراث علمی اسلام و ایران») منتشر و ۱۰۵نشست تخصصی پژوهشی برگزار کند. متون کهنی که این مرکز با سر و شکلی پاک و پاکیزه و حرفه‌ای منتشر کرده، اغلبشان آثار مهمی است که قبلا حکمِ سیمرغ و کیمیا داشتند و حالا با همت این مرکز و اساتید بزرگ و معروفِ همکارشان در دسترس همه قرار گرفته‌اند. آن هم از چه کسانی؟ همه از مفاخر و مشاهیر این سرزمین، ابوریحان بیرونی و خواجه نصیرالدین توسی و رشیدالدین فضل‌الله و میرداماد و ملاصدرا و جامی و جلال‌الدین دوانی و فیض کاشانی و ... و دیگرانی که به همت این مرکز اسمشان از مهجوری بیرون آمد. همین حالا روی سایت مرکز در قسمت اثار در دست تصحیح 85 کتاب معرفی شده‌اند که فقط دیدن اسمشان کافی است. یعنی هرچقدر هم که سختگیر باشیم، باید یکی از بهترین نمرات در زمینه کار فرهنگی را برای همین مرکز کنار گذاشت. آن وقت چنین مرکز مهمی که قاعدتا باید روی چشم مسئولین جا داشته باشد، در این سال‌های اخیر هرچند وقت اطلاعیه می‌داد که بیایید این لیست کتابهای آماده به انتشارمان و این هم قیمتی که برای انتشار هر کدامشان در مثلا ۵۰۰ نسخه لازم است و این هم همت و کرم شما. بعد کم کم تیراژها کمتر از این هم شد و اصلا مرکز سفارش می‌گرفت که فلان کتاب را برای افرادی که طالب هستند، به‌صورت ریسوگراف و تکی چاپ کند. حالا هم که کلا کار به جایی رسیده که رییس این مرکز بنویسد: «چند ماهی است که تعهدات و بدهی های مؤسسه، سخت گریبانگیر شده و هر روز چشم آن داریم که فردای پیش رو، عرق شرم از جبین خواهیم زدود و از خجالت طالبان حقوق و دسترنج مقالات و کتب، به در خواهیم آمد اما دریغ از دیروز. به ناچار اگر امور بدین روال پیش رود، کارها، برنامه‌ها و فعالیتهای این مؤسسه فرجامی جز تعلیق نخواهد داشت.»
اینکه چی شد که کار به اینجا رسید، بماند برای یک وقت دیگر. فعلا باید یک فکر عاجلی برای این روزها و این مؤسسه کرد. بخصوص که در ایام منسوب به حضرت زهرا(ص) هم هستیم و رونق بازار نذر و وقف و شراکت در امر خیر. به گمانم شاید بد نباشد امسال آن بزرگوارانی که نذر و نیازی دارند برای مادر سادات، گوشه‌چشمی هم به این قضیه داشته باشند. بخصوص که بخش عمده‌ای از آثار مرکز نشر میراث مکتوب، ادبی است و حوزه ادبیات و بخصوص شعر، از علایق این خاندان شریف است که هم به مولای متقیان(ع) دیوانی منسوب است و هم از حضرت سالار شهیدان(ع) در روز عاشورا اشعاری به جا مانده. به‌علاوه این خاندان همواره حامی شعر و شاعران هم بودند و داستان صله‌های ایشان به شاعران مختلف در کتابهای تاریخ ثبت است و مجالس شعرخوانی بانو سکینه بنت الحسین(ع) معروف و مشهور است. این است که اهل خیر می‌توانند با تأسی به این خاندان، بخشی از نذورات را هم صرف این قبیل امور بکنند. خوشبختانه ایدۀ نذر فرهنگی و نذر کتاب در این چند سال اخیر، در ایام محرم و رمضان رایج شده است، اما هنوز این مساله نیاز به تبلیغ بیشتر دارد. شاید فکر تلاش برای نجات یک مؤسسه عزیز و درجه یک، بتواند آن ماجرا را هم به پیش ببرد و «به یک کرشمه، دو کار» کند. برای آنها که اهل خیر هستند، چه فرصتی بهتر از این؟

📌یادداشت در روزنامه «همشهری» (سه‌شنبه ١٧ بهمن ۹٦) صفحه ۹
📸 yon.ir/7Egil

✍️یادداشت آقای اکبر ایرانی را اگر خواستید، اینجا پیدا کنید:
http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/7540
📸 رونمایی از ترجمه جدید «پینوکیو» داستان معروفترین عروسک دنیا، با ترجمۀ بهروز غریب‌پور، استاد نمایش عروسکی @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ره‌ش
.
.
.
دوازدهمین کتاب رضا امیرخانی
جمعه 20 بهمن ،ساعت 5 عصر
کافه کتاب آفتاب مشهد

+ بخشی از متن کتاب با صدای نویسنده
@cafe_ketab_aftab
📖موشک فالکون هوی صبح امروز پرتاب شد تا بشر را به مریخ ببرد. ری بردبری نیم قرن قبل پیش‌بینی کرده بود مریخ مستعمره انسان‌ها شده و مریخی‌ها بدبخت می‌شوند. این را در «حکایتهای مریخ» بخوانید @ehsanname
آیا شاهنامه نژادپرستانه است؟
@ehsanname
محمدحسین مهدویان، کارگردان «لاتاری» دوشنبه‌شب در برنامه «هفت» در پاسخ به انتقادها، شاهنامه را هم «اثری فاشیستی، نژادپرستانه و شعاری» خواند. نسبت فاشیسم به فردوسی که مضحک است (و جای دیگر دربارۀ آن نوشته‌ام) اما نژادپرستانه دانستن شاهنامه هم از بی‌اطلاعی است. توضیح دکتر آیدنلو در این باره را بخوانید:
@ehsanname
✍️اعراب در شاهنامه گاهی خویشاوند و یاور ایرانیان‌اند (مانند: ازدواج پسران فریدون با دختران سرو یمن، پیوند زال با رودابۀ ضحاک‌نژاد، ازدواج کاووس و سودابۀ هاماورانی، حضور سپاهیان و بزرگانی از آنها در لشکر کیخسرو و پرورش بهرام گور در یمن) و گاهی دشمن، مهاجم و حتی مسلط بر ایران. نخستین و طولانی‌ترین چیرگیِ داستانی اعراب بر ایران دورۀ هزار سالۀ فرمانروایی بیدادگرانۀ ضحاک تازی است. پس از آن در عصر کاووس و هنگامی که او در هاماوران گرفتار است، اعراب نیز در کنار تورانیان به ایران می‌تازند ولی افراسیاب که نمی‌تواند رقیبی را برتابد، پیش از فتح ایران «برآویخت با لشکر تازیان». بار سوم شعیب قتیب‌نژاد با صدهزار سپاهی به مقابلۀ دارا می‌آید و پس از سه روز نبرد سهمگین:
شعیب اندر آن رزمگه کشته شد
عرب را همه روز برگشته شد
نوبت دیگر در روزگار شاپور ساسانی، طایر غسّانی تیسفون را تاراج می‌کند و نوشه، عمۀ شاپور، را به اسارت می‌برد. شاپور در شانزده سالگی او را شکست می‌دهد و می‌کشد و با جدا کردن استخوان کتف اعراب از هر دو دستشان انتقام سختی از آنها می‌گیرد، چنان‌که او را به دلیل این شیوۀ کین‌خواهی ذوالاکتاف می‌نامند. آخرین و مهم‌ترین حمله و پیروزی اعراب در دوران یزدگرد سوم ساسانی است که به فروپاشی سلسلۀ ساسانیان می‌انجامد.
در تازش‌ها و چیرگی‌های پیشین اعراب بر ایران نقد و نکوهشی درباره آنها دیده نمی‌شود ولی در گزارش هجوم این قوم در روزگار یزدگرد سخنان طعنه‌آمیزی علیه آنها آمده است و این شاید به سبب نزدیک‌تر بودن زمان این واقعۀ تاریخی و در پی آن، ملموس‌تر بودن تبعات ناگوار آن برای ایرانیان میهن‌دوستی چون حکیم توس بوده است. مشهورترین ابیات نکوهش اعراب در این بخش (ز شیر شتر خوردن و سوسمار...) سرودۀ فردوسی نیست و الحاقی است. غیر از این، کاتبان و خوانندگان ملی‌گرای شاهنامه باز در جاهای دیگر شهریاری یزدگرد دست برده و بیتهای دیگری در طعن و تحقیر تازیان افزوده‌اند، ولی با این‌همه در این بخش بیتهایی هست که اعراب را به عنوان مهاجمان و غاصبان ایران می‌نکوهد و به لحاظ متن‌شناسی نیز اصلی و از خود فردوسی است.
بخشی از این گونه ابیات در نامۀ رستم فرّخ‌زاد به برادرش آمده که چه بازتاب نظر مؤلفان منبع فردوسی باشد و چه دیدگاه خود شاعر، نقدی است از رفتارهای ناشایست برخی از اعراب فاتح در ایران و ستمها و خوارداشتهای آنها نسبت به مردم سرزمین مغلوب و از این نظر (انتقاد خردمندان و فرهیختگان روشن‌بین زمان از دژم‌خویی‌های قوم مهاجم و اوضاع آشفتۀ عصر) پذیرفتنی است و مبنای نژادگرایانه و شعوبی‌مآب ندارد. این بیتها از آن جمله است:
بپوشند از ایشان گروهی سیاه
ز دیبا نهند از بر سر کلاه
نه تخت و نه تاج و نه زرّینه کفش
نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش
برنجد یکی دیگری برخورد
شب آید یکی چشم رخشان کند
ستایندۀ روزشان دیگر است
کمر بر میان و کلَه بر سر است
ز پیمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژیّ و کاستی
بخشی دیگر این بیتها در نامه رستم فرخزاد به سعد وقاص مطرح می‌شود که هم از زبان شخصیت داستانی (رستم) و به احتمال فراوان مربوط به مأخذ فردوسی است و هم از جانب سعد بی پاسخ نمی‌ماند و درواقع نکوهشی یک‌سویه نیست. تعریض دیگر در نامۀ یزدگرد به مرزبانان توس و هنگامی است که او از برابر اعراب می‌گریزد:
همانا که آمد شما را خبر
که ما را چه آمد ز اختر به سر
از این مارخوار اهرمن‌چهرگان
ز دانایی و شرم بی‌بهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همی داد خواهند گیتی به باد
از این زاغ‌ساران بی آب و رنگ
نه هوش و نه دانش، نه نام و نه ننگ
دربارۀ این بیتها نباید دو موضوع مهم: نقل گفتار از زبان اشخاصِ روایت و بودن مضمون آنها در منابع شاهنامه را فراموش کرد، چنان که مثلا مارخواری تازیان (بیت دوم نامۀ یزدگرد) موضوعی است که در منابع پهلوی، فارسی و عربی نیز به آن اشاره شده و تعبیر خود فردوسی نیست. با وجود این، ترکیبات تند فردوسی در این بخش نشان‌دهندۀ بیزاری او از قومی مهاجم به حيثیّت ارضی، ملی و فرهنگی سرزمین خویش است و البته که این برافروختگی و آزردگی مبنای نژادپرستانه (عرب‌ستیزی)ِ صرف ندارد زیرا او در جاهای دیگر شاهنامه به عنوان مسلمانی شیعه، پیامبر و امامِ عرب‌تبارِ دین و مذهب خویش را ستوده و از حیّی قتیبۀ عرب‌نژاد به نیکی و احترام یاد کرده است.

📌 دکتر سجاد آیدنلو، مقدمه «دفتر خسروان» (گزیده شاهنامه)، نشر سخن، ۱۳۹۴، صفحه ۲۵۸ تا ۲۶۱
Forwarded from Deleted Channel
⭕️ گزندباد
🗒 #یادداشت
🖌 احسان رضایی


▪️من محمدحسین مهدویان را دوست دارم، هم خودش را دوست دارم و هم کارهایش را. از همان موقعی که اولین قسمت «آخرین روزهای زمستان» پخش شد دنبالش کردم، حتی کارهای کوچکش مثل نماهنگ «از خون جوانان وطن» را دیدم و بخصوص «ایستاده در غبار» را زیاده دوست دارم. اما همۀ اینها دلیل نمی‌شود که به او به خاطر حرفهایش در مورد «شاهنامه» اعتراض نکنم. به قول بیهقیِ دبیر، «چون دوستی زشت کند چه چاره از بازگفتن؟»

▪️دوشنبه شب گذشته، در برنامه سینمای «هفت» که به بررسی فیلم جدید مهدویان «لاتاری» اختصاص داشت، منتقدان به این فیلم خرده گرفتند و امتیاز پایینی به آن دادند و گفتند که سراسر شعار است. تا اینجایش خب، چیز عجیب و اتفاق تازه‌ای نبود. کار منتقد همین است و در سری‌های قبلی «هفت» مسعودخان فراستی، حرفهای تند و تیزتری تحویل سایر فیلمسازها داده بود. آنها هم یا قبول کرده بودند، یا جواب داده بودند، یا اصلا از آن حرف گذشته بودند و به کار خودشان ادامه داده بودند. اتفاق عجیبی که این بار افتاد، این بود که آقای مهدویان به جای دفاع از خودش، به دیگری حمله کرد و گفت: «شاهنامه فردوسی هم یک اثر فاشیستی است» و حتی وقتی رشیدپور به او اعتراض کرد، دوباره بر موضع خودش اصرار کرد. البته که این حرفها با یادداشتی که خود او دربارۀ موزیک-نمایش «سی» نوشته بود و شاهنامه را «نشانِ تمدن این سرزمینِ پهناور» خوانده بود، نمی‌خواند و معلوم است که در وقت عصبانیت چیزی گفته شده، اما به نظرم می‌رسد که نباید حتی از همین حرف در عین عصبانیت هم به سادگی گذشت و از باب ادای حق دوستی، باید این چند کلمه را برای مهدویانِ عزیز بنویسم.

▪️اول این که بار کردن مفاهیم امروزی به شعر و هنر گذشتگان، وجهی ندارد. سعدی و حافظ و فردوسی با مفاهیم سیاسی که امروز توی سر ماست فکر نمی‌کردند. در آن روزگار خبری از فکر دموکراسی نبود و به جایش کتابهایی با عنوان کلیِ «آداب السلطان» نوشته می‌شد که آموزش می‌داد در حضور شاه و امیر چطور باید رفتار کرد. اتفاقا ارزش کار شعرای بزرگ ما همین است که در آن محدوده نماندند و حتی فردوسی در اثری که کارنامۀ شاهان است به انتقاد از پادشاهان ستمگر و خودکامه پرداخت و حتی کیکاووس را که بیشترین کشورگشایی را انجام داد، به خاطر خودسری‌هایش نکوهش کرد. اما بالاخره این هم هست که اصلا روح فردوسی از فاشیسم یا مکاتب سیاسی امروزی خبر هم نداشته است.

▪️دوم اینکه چطور می‌شود شاهنامه را که یکسره در ستایش عدل و داد است با یک نظریهٔ سیاسی مبلغ حکومت خودکامهٔ ملی‌گرا مقایسه کرد. از بین ۵۰ پادشاهی که در شاهنامه به آنها پرداخته شده، پادشاهانی مورد ستایش فردوسی هستند که در محیط دربار بزرگ نشده‌اند، به صورت موروثی پادشاهی را به دست نیاورده‌اند و در دوران حکومت هم خودکامگی پیشه نکرده‌اند و آن وقت به پادشاهان معاصر خودش هم این نمونه‌ها را پیشنهاد داده است: «فریدون فرّخ فرشته نبود/ به مُشک و به عنبر سرشته بنود/ به داد و دهش یافتی این نیکویی/ تو داد و دهش کن، فریدون تویی». اما مساله اصلی اینجاست که اصلا شاهنامه در ستایش شاهان نیست که خودکامگی یا مشورت‌پذیر بودنشان موضوع اصلی باشد. موضوع شاهنامه و زمینۀ اصلی توجه فردوسی، کار و کردارِ پهلوانان است. انسان کامل از نظر فردوسی، رستم است که «تن پیل و هوش و دا موبدان» دارد. حتی محمود غزنوی با همه بیسوادی این را فهمید و وقتی، به روایت «تاریخ سیستان»، چند روز پشت سر هم برایش شاهنامه را خواندند، گفت: «همه شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم». برای فردوسی رستم از شاهان مهمتر است. رستم و بقیه پهلوانان نمایندۀ مردم هستند. اصلا در شاهنامه ۱۷ بار علیه شاهان قیام می‌شود و تا دلتان بخواهد، فردوسی طرف مردم ایستاده. آن وقت چطور می‌شود چنین اثری را فاشیستی خواند؟

▪️و بالاخره اینکه گیریم به فرض محال شاهنامه چنین اثری باشد، خب این چه ربطی به فیلم شما دارد آقای مهدویانِ عزیز؟ شما دربارۀ فیلم خودت صحبت کن برادر!

▫️تیتر، عنوان کتابی است در نقد سخنرانی احمد شاملو در سال ۶۹ که گفته بود شاهنامه در خدمت شاهان بوده و ضحاک می‌خواسته اختلاف طبقاتی را بردارد و ... آن سخنرانی هیچ تاثیری در عظمت فردوسی و مقام شاهنامه نگذاشت. این حرفها هم نخواهد گذاشت.


📌 منتشر شده در شماره ۶۴۰
@HamshahriJAVAN
📚در ۳۵مین دوره کتاب سال، علاوه بر برگزیده‌های جایزه ادبی جلال، این آثار هم در گروه ادبیات برنده شدند (ردیف پایین: ادبیات کودک). همگی این آثار شایسته تقدیر معرفی شدند @ehsanname
نمونه کار فرهنگی: معاون یک نهاد فرهنگی قرارداد تألیف کتابی در مورد بیهقی را ابلاغ کرده و به خود ابوالفضل بیهقی (درگذشته به سال ۴۷۰ ه.ق) هم رونوشت زده است! @ehsanname