احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📸 استادان محمود دولت‌آبادی و لوریس چکناوریان، در مراسم رونمایی از داستان صوتی «یک شب دیگر» از کتاب «بنی‌آدم» دولت‌آبادی. عواید فروش این کتاب صوتی به کودکان زلزله‌زده کرمانشاهی می‌رسد @ehsanname
♦️قبول کن، تقصیر تو بود!
احسان رضایی
@ehsanname
اسمش شهید بوده. یعنی از همان بچگی، پدرش اسمش را گذاشته بوده شهید. اسم کاملش می‌شده شهید بن حسین جهودانکی، اهل شهر بلخ هم بوده، پس می‌شده بلخی. هزار و صد سالی پیش از این زندگی می‌کرده. فیلسوف بوده، فلسفۀ یونانی را درس می‌داده. با بقیه فیلسوفهای همدوره خودش، مثل زکریای رازی مناظره می‌کرده. خط خوبی داشته. شعرهایی هم به عربی و فارسی دارد. توی کتابهای درسی زمان ما، با بی‌سلیقگی تمام از او این شعر را برایمان انتخاب کرده بودند: «دانش و خواسته است نرگس و گل/ که به یک جای نشکفند به هم» و کلی دربارۀ اینکه لغت «گل» در زمان قدیم به چه نوع گیاهانی اطلاق میشده برایمان توضیح می‌دادند. اما از همه اینها مهمتر، شهید بلخی یک نقش ویژه در زندگی ما دارد. اینکه او این شعر را سرود: «اگر غم را چو آتش دود بودی/ جهان تاریک ماندی جاودانه/ درین گیتی سراسر گر بگردی/ خردمندی نیابی شادمانه» و با همین دو بیت، تقریباً تکلیف همۀ ما را مشخص کرد. از زمان شهید بلخی تا به امروز، هر کسی که بخواهد پز روشنفکری بدهد، خودش را ملزم می‌داند که قیافۀ مغموم و افسرده بگیرد. البته که غم و اندوه، همزاد آدمی است و هیچ کس نمی‌تواند از دستش در امان باشد. غمها مثل دیوانه‌سازهای توی داستان «هری پاتر» ذره ذره روح را می‌خورند و فقط شادی و خنده است که می‌تواند آدمیزاد را نجات بدهد. آدمهای معمولی متوجه این نکته هستند و به همان اندازه که غم و غصه دارند، بلکه بیشتر، می‌خندند یا همدیگر را می‌خندانند تا توازن را در زندگی رعایت کنند. اما قضیه در مورد آنهایی که دوست دارند متفکر و هنرمند و بالاخره بالاتر از آدمهای معمولی جلوه کنند، فرق دارد. آنها شنیده‌اند که «کسی که می‌خندد خبر هولناک را نشنیده است» و برای همین، چهرۀ گرفته و مغموم به خودشان می‌گیرند تا بگویند خبر به گوششان خورده. این قضیه در سالهای اخیر تشدید هم شده است. باور کنیم یا نه، سر به تأسف تکان دادن برای جماعت خوشحال و «نگاهشون کن... کاش ما هم مثل اینها از همه چی بی‌خبر بودیم» بخشی از ژست روشنفکری است. روشنفکر واقعی می‌داند که جامعه به همان اندازه که دلسوزی لازم دارد، به امید هم نیاز دارد. روشنفکر واقعی راهکار ارایه می‌کند. اما کسی که فقط ژست روشنفکری را بلد است، به جای راهکار دادن، به جای امید دادن، فقط بلد است غصه بخورد. خودتان یک تک‌پا تشریف ببرید کافه، تا ببینید که چه ابر غلیظی از تأسف در هوا جاری است. فقط کافه هم نیست. آنها هر جا که دستشان برسد غصه می‌خورند. از گپ و گعده‌های دوستانه تا صفحات مجازی. آن وقت است که نقش جناب شهید بلخی پررنگ می‌شود. کسی که سرود: «درین گیتی سراسر گر بگردی/ خردمندی نیابی شادمانه» و اینطوری به ما یاد داد که برای نمایش خردمندی، باید قیافۀ افسرده و ماتمزده بگیریم.

📌یادداشت از شماره ۶۳۸ هفته‌نامه «همشهری جوان»
🔸 داریوش شایگان: "مبحث رمان فی‌نفسه بسیار اهمیت دارد. رسالتی در رمان هست که به‌نوعی با تجدّد ارتباط دارد. کار بعدی‌ای که در دست دارم و امیدوارم فرصتی دست دهد که به پایانش برسانم با همین موضوع مرتبط است. می‌خواهم در این کتاب، فارغ از هرگونه ارزش داوری، نشان دهم که چگونه با پدیدآمدن علم جدید، تمام ساختارهای سنتی و عرفانی فروشکست؛ از زمان گالیله و دکارت که روابط دنیا ریاضی شد و ریاضیات از آن پس نقشی محوری بازی کرد. در همین ارتباط کتابی خواندم از هوسرل که برایم هشداردهنده بود. هوسرل می‌گوید علم جدید از یک سو کشف‌کننده یا «عیان‌ساز» است، چون با پی‌بردن به راز ماده، انسان را به حقایق ملموس و محسوسات وارد می‌کند، ولی از سوی دیگر «نهان‌ساز» است چون بنا به اصطلاحی که هوسرل به آلمانی به کار می‌برد «die Lebenswelt» یعنی «دنیای حیاتیِ» انسان را از افق دید او نهان می‌سازد؛ منظور از «دنیای حیاتی»، عرصه روان، عشق، احساسات و از این قبیل است. در اینجاست که رمان پا به میدان می‌گذارد و رسالت بیان این عوالم پس‌رانده‌شده را بر دوش می‌گیرد. پس به موازات پدیدارشدن علوم جدید، رمان هم ظهور می‌کند. پیش از این دوران سر و کار ما با حماسه است، نه رمان. در رمان برخلاف حماسه، آدم تنهاست. عجیب آنکه «دن کیشوت» اثر سروانتس اولین رمانی است که نوشته می‌شود و از قضا ماجرای شخصیتی است که در دنیایی که دیگر آن را نمی‌شناسد، گم شده است. قهرمان این رمان مطابق اعتقادی که به حقایق مطلق دنیای قرون وسطایی دارد، به دنبال جنگ با شَر می‌رود و می‌خواهد با اژدها بجنگد. ولی اژدهایی در کار نیست و مبارزه او به جنگ با آسیاب‌های بادی می‌انجامد. سایر رمان‌ها هم در واقع به‌نحوی آنچه را علم پس زده یا محکوم کرده بود بر عهده می‌گیرند، از سروانتس بگیرید تا رمان «پرنسس دو کِلِو»، یا اثر لارنس اشترن انگلیسی، در قرن هجدهم دیدرو، در قرن نوزدهم بالزاک، فلوبر، استاندال، و درآلمان توماس مان، هرمان بلوخ و روبرت موزیل؛ و بعد پروست، از پروست و جویس... اگر مدرنیته به وجود نمی‌آمد چنین تاریخچه‌ای از رمان به وجود نمی‌آمد، در حماسه می‌ماندیم. برای همین در کشورهای خارج از حوزه نفوذ تمدن غربی رمان با تأخیر ظهور می‌کند و آن سیاهۀ پر و پیمان غرب را هم یدک نمی کشد."
@ehsanname
📌 بخشی از آخرین گفتگوی شایگان پیش از بستری‌شدن در بیمارستان، این مصاحبه را احمد غلامی درباره کتاب «فانوس جادویی زمان» گرفته است و در روزنامه «شرق» چهارشنبه (۱۱ بهمن) منتشر شده است
http://sharghdaily.ir/?News_Id=151497
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک روایت از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: «سبز، آبی، قرمز» 👇
احسان‌نامه
مورد عجیبِ یک حکم: خواندن کتاب و خلاصه برداشتن از آن، به عنوان «مجازات جایگزینِ حبس» @ehsanname
🔹دادگاهی در خراسان جنوبی، متهم را به ۳ سال حبس تعلیقی و مطالعه کتاب «انسان کامل» استاد مطهری در این مدت محکوم کرد. امتحان هم از او می‌گیرند @ehsanname
⚠️ چرا تولستوی «جنگ و صلح» را دوست نداشت؟
@ehsanname
تقریباً هر نویسنده‌ای بعد از نوشتن هر اثر دوست دارد آن را دوباره بخواند و آن را تبدیل به بهتر کند. گاهی هم بعداً از نوشتن آن اثر پشیمان می‌شود. سایت معروف LitHub روایتی دارد از ۱۳ نویسنده‌ای که از کتاب‌های خود متنفرند (در ترجمه ایبنا ۱۱ اثر معرفی شده‌اند). بدون هیچ شکی، مهمترین چهرۀ این فهرست لئو تولستویِ بزرگ است و پشیمانی‌اش از نوشتن «جنگ و صلح». توضیحی که دربارۀ این پشیمانی آمده، روایتی از سال‌های آخر عمر آقای غول است که سیگار و الکل و شکار را کنار گذاشت، انجیل را به روسی ترجمه کرد و «مرگ ایوان ایلیچ» را نوشت که در آن از تلاطم‌های روحی یک فئودال می‌گوید. او در کتاب «هنر چیست؟» مفهوم هنر برای هنر را به‌شدت رد کرد و تنها هنر واقعی را هنر متعهد به مردم دانست. خودش هم تشکیلاتی راه انداخت برای پشتیبانی از روستاییانی که محصولاتشان در اثر حوادث و آفات طبیعی آسیب می‌دید. مدرسه می‌ساخت، جزوه‌هایی برای آموزش اطفال رعایایش می‌نوشت، از زندانیان سیاسی و سربازان فراری حمایت می‌کرد، ... حتی می‌خواست همۀ اموالش را ببخشد، که با مخالفت خانواده روبه‌رو شد. دست آخر هم به‌اتفاق پزشکِ معتمد و دختر کوچکش، خانه را ترک و به‌سوی جنوب روسیه سفر کرد که این، آخرین سفرش بود. روایت LitHub از دلیل تنفر تولستوی از «جنگ و صلح» را بخوانید:
goo.gl/um3zMz
"به گفته پاول بازینسکی، منتقد ادبی و پژوهشگر تولستوی، در اواخر عمر «تولستوی حقیقتا از نوشتن جنگ و صلح و آناکارنینا احساس شرم می‌کرد.»
این نتیجۀ پیشرفت معنوی تولستوی بود؛ او تمام کارهای قبلی‌اش را به خاطر عقاید مذهبی‌‌اش رد کرد. چیزی که برای نیکلای گوگول هم در اواخر عمر اتفاق افتاد و «نفوس مرده» و «بازرس دولت» را انکار کرد. برای تولستوی این اتفاق زودتر و در ۵۰ سالگی و در عین توانایی ذهنی و بدنی اتفاق افتاد. این یک سرنوشت بسیار خاص و زیادی روسی است: روس‌ها به سوزاندن پل‌ها معروف‌اند و یک‌دفعه همۀ کارهایی که قبلا کرده‌اند را انکار می‌کنند. ما در دوران خودمان هم این خصوصیت را دیدیم: اول در سال ۱۹۱۷ و بعد دوباره در ۱۹۹۱. این می‌تواند چیز بدی برای جامعه باشد، اما وقتی باعث تغییر در زندگی شخصی یک نفر شود جالب است.
در مقالاتی که درباره این دوره از عمر او نوشته شده می‌خوانیم که تولستوی آثار شکسپیر و چخوف (نمایشنامه‌ها، نه داستان‌ها) را هم زیر اتوبوس انداخت. بنابراین حداقل در گرفتاری خودش شرکای خوبی داشته."
@ehsanname
📌بقیه موارد نفرت نویسندگان از اثر خود را اینجا بخوانید:
lithub.com/13-writers-who-grew-to-hate-their-own-books/
Forwarded from خبرگزاری شبستان
#اینفوگرافیک

📊 ایرانی ها، بیشتر چه نوع کتاب هایی را مطالعه می کنند؟


@shabestannews
◀️ اینفوگرافیک تاریخ سینمای ایران. فقط تاریخ صحیحِ انتشار «شاه ایران و بانوی ارمن» ذبیح بهروز، که روایتی است از داستان خسرو و شیرین، سال ۱۳۰۶ است. ادبیات، پیش‌نیاز سینما است @ehsanname
📊طبق اعلام سایت bookseller فروش مجموعه کتاب‌های هری پاتر به زبان‌های مختلف و در سرتاسر دنیا از ۵۰۰میلیون نسخه گذشت. یعنی از هر ۱۵ نفر، یکی حداقل یک جلد هری پاتر خوانده @ehsanname
📖 رونمایی از رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»
@ehsanname
📍تهران: پنج‌شنبه (۱۹بهمن) کتابفروشی افق (انقلاب، جنب سینما سپیده)
📍مشهد: جمعه (۲۰بهمن) کافه کتاب آفتاب (بین چهارراه دکترا و چهارراه گلستان)
🔹 امشب (۱۴ بهمن ۹۶) کتاب‌های مبادله‌شده در مرکز تبادل کتاب از ۵۰۰هزار جلد گذشت. این مرکز از ۲۳ خرداد ۹۴ فعالیت می‌کند @ehsanname
Forwarded from همشهری
 🔘در خدمت و خیانت فضای مجازی

احسان رضایی | نویسنده و کارشناس کتاب

این روزها در هر برنامه تلویزیونی یا رادیویی که دعوت می‌شوم، یکی از سؤالات ثابت این است: «به‌نظر شما فضای مجازی به کتاب و کتاب‌خواندن آسیب می‌زند یا نه؟»بعضی‌ها جواب را هم از قبل آماده دارند و فقط می‌پرسند: «به‌نظر شما فضای مجازی... چقدر آسیب می‌زند؟

🔺فکر می‌کنم آن گروه اول هم منظورشان همین است و فقط می‌خواهند طرف گفت‌وگو، خودش این مطلب را بیان کند. اما راستش را بخواهید، جوابی که من می‌دهم هر بار ناامیدشان می‌کند.

🔺 امروز و بعد از گذشت چند دهه از هر کدام، واقعیت را می‌دانیم. نه تلویزیون، سینما را از رونق انداخت، نه ویدئو، تلویزیون را. نه روزنامه جای کتاب را گرفت و نه سایر ابزارهای ارتباطی و سرگرمی. در مورد فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هم همینطور. فضای مجازی، مثل هر وسیله دیگری فوایدی دارید و معایبی.

📌ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
newspaper.hamshahri.org/id/5731

🔴 @hamshahrinews
تولدتان مبارک، آقای بازیگر
@ehsanname
۱۵ بهمن زادروز استاد علی نصیریان (در ۱۳۱۳)، یکی از استادا ن بازیگری و نمایشنامه‌نویسی است. سال گذشته که نشریه «دنیای تصویر» (شماره ۲۶۷، مهر ۱۳۹۵) فهرستی از صد نقش ماندگار در تاریخ سینما و تلویزیون ارایه داد، استاد نصیریان با خلق شش شخصیت، بیشترین حضور را در آن فهرست داشت: آقای هالو در «آقای هالو»، قاضی شارح در «سربداران»، ابوالفتح صحاف در «هزاردستان»، آعلی‌یار در «شیر سنگی»، حاج یونس فتوحی در «میوه ممنوعه» و بزرگ‌آقا در «شهرزاد». مطلب مربوط به قاضی شارح را نوشته بودم که حالا و برای گرامیداشت تولد آقای بازیگر اینجا بازنشرش می‌کنم. امسال در جشنواره فیلم فجر هم برای محمدعلی نجفی، کارگردان «سربداران» بزرگداشت گرفته شد.
goo.gl/uaUJkY
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 معرفی نویسندگان کروات (اسلاونکا دراکولیچ و ایوو آندریچ) و کتابهای ترجمه‌شدۀ آنها به فارسی توسط برانکو ایوانکوویچ، سرمربی پرسپولیس در برنامه تلویزیونی «کتاب‌باز» (۱۵ بهمن ۹۶) @ehsanname
📖 پیشنهاد کتاب: این روزها که مورد خانم مژگان صابری، بازیگر فیلم «شعله‌ور» بهانه‌ای برای بحث در مورد اوتیسم شده، بد نیست این دو رمان را هم ببینید که قهرمان هر دو اوتیسمی هستند @ehsanname
Forwarded from شهرستان ادب
🔻از «هری پاتر» و «ارباب حلقه‎ها» تا رمان فانتزی ایرانی
مشروح و گزارش تصویری ششمین میزگرد #بوطیقا منتشر شد.

▪️«...ما این موضوع را در سنت داستان‌نویسی کهن‌مان داریم. درکتابی به نام «خاوران‌نامه» حضرت امیر (ع) با اژدها، جن و موجودات خیالی دیگر همراه می‌شود و می‌جنگد. یا در کتاب «معراج‌نامه» مجموعه‌ای از داستان‌های فانتزی با تم و فضای مذهبی را داریم. در سنت داستان‌نوسی مدرن‌مان این سنت را نداریم؛ یک دلیلش این است که عمر داستان‌نویسی مدرن ما خیلی کوتاه است. از سال 1300 که محمدعلی جمالزاده داستان کوتاه «یکی بود یکی نبود» را در مجله‌ی «کاوه» منتشر کرد، هنوز صد سال هم نگذشته است، ضمن این که در این دوران مشکلات اجتماعی زیادی مانند کودتا، انقلاب و جنگ داشتیم که هنرمندان را هم مانند سایر مردم درگیر کرده است.

علاوه بر این برای بررسی فانتزی دینی در ایران باید به یک تعریف جامع برسیم. داستان‌های فانتزی مدرن عموماً به تقابل خیر و شر و تاریکی و روشنایی می‌پردازند. باید دید این نوع تقابل را باید نوعی تقابل اخلاقی به حساب آورد یا یک موضوع دینی. بورخس یک داستانی دارد که در آن می‌خواهند فردی را اعدام کنند. گلوله‌ها دارند به سمتش می‌آیند. در همین فاصله او به عقب برمی‌گردد و زندگی‌اش را عوض می‌کند. بورخس این ایده را از یک آیه‌ی قرآن گرفته که خداوند اصحاب کهف را سیصد سال میراند و بعد از این مدت انگار از خوابی بیدار شدند. پس برای تعریف فانتزی مذهبی یا می‌توان این شکل استفاده از مفاهیم دینی و مذهبی را که غیرمستقیم است، در نظر گرفت یا نوع مستقیم‌تر آن مانند «خاوران‌نامه» که شخصیت‌هایش معصومین هستند. اینها سطوح مختلفی از پرداختن به ارزش‌های ملی و مذهبی در داستان‌های فانتزی به شمار می‌روند...»

goo.gl/pcd3qh

برای خواندن متن کامل سخنانِ #ویدا_اسلامیه، #اسماعیل_جلالی، #احسان_رضایی، #حسن_صنوبری، #مصطفی_مردانی، #محمدقائم_خانی و #مسعود_آذرباد در ششمین بوطیقا پیرامون #رمان_فانتزی این صفحه را در سایت شهرستان ادب ببینید:
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/7780

☑️ @ShahrestanAdab
🔹از زمان ریاست حجت‌الاسلام رسول جعفریان بر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، خدمات این مرکز بیشتر و راحتتر شده، درست مثل دوره او در کتابخانه مجلس. کانال تلگرامی کتابخانه را ببینید:
@UT_Central_Library
📖گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
✍️احسان رضایی
@ehsanname
آن حرفهایی که چند سالی است دلسوزان فرهنگ و کتاب دارند دادش را می‌زنند، کم‌کم دارد خودش را نشان می‌دهد و در جدیدترین نمونه‌اش، جناب اکبر ایرانی، رئیس مرکز پژوهشی میراث مکتوب، یادداشتی نوشته است که ۲۵ساله شدیم، اما ممکن است نتوانیم به کارمان ادامه دهیم.
برای آنهایی که در جریان نیستند عرض کنم که مؤسسه میراث مکتوب در سال ۱۳۷۲ با ایدۀ نشر آثار ایرانی و اسلامی و بیرون کشیدن گنجینه فکری و فرهنگی ما از کنج کتابخانه‌ها شکل گرفت و در طول ۲۵سال فعالیتش توانسته ۳۱۵ عنوان کتاب (در ۳۸۰ جلد) و ۲۵۰ شماره مجله (در سه عنوان «گزارش میراث»، «آینۀ میراث» و «میراث علمی اسلام و ایران») منتشر و ۱۰۵نشست تخصصی پژوهشی برگزار کند. متون کهنی که این مرکز با سر و شکلی پاک و پاکیزه و حرفه‌ای منتشر کرده، اغلبشان آثار مهمی است که قبلا حکمِ سیمرغ و کیمیا داشتند و حالا با همت این مرکز و اساتید بزرگ و معروفِ همکارشان در دسترس همه قرار گرفته‌اند. آن هم از چه کسانی؟ همه از مفاخر و مشاهیر این سرزمین، ابوریحان بیرونی و خواجه نصیرالدین توسی و رشیدالدین فضل‌الله و میرداماد و ملاصدرا و جامی و جلال‌الدین دوانی و فیض کاشانی و ... و دیگرانی که به همت این مرکز اسمشان از مهجوری بیرون آمد. همین حالا روی سایت مرکز در قسمت اثار در دست تصحیح 85 کتاب معرفی شده‌اند که فقط دیدن اسمشان کافی است. یعنی هرچقدر هم که سختگیر باشیم، باید یکی از بهترین نمرات در زمینه کار فرهنگی را برای همین مرکز کنار گذاشت. آن وقت چنین مرکز مهمی که قاعدتا باید روی چشم مسئولین جا داشته باشد، در این سال‌های اخیر هرچند وقت اطلاعیه می‌داد که بیایید این لیست کتابهای آماده به انتشارمان و این هم قیمتی که برای انتشار هر کدامشان در مثلا ۵۰۰ نسخه لازم است و این هم همت و کرم شما. بعد کم کم تیراژها کمتر از این هم شد و اصلا مرکز سفارش می‌گرفت که فلان کتاب را برای افرادی که طالب هستند، به‌صورت ریسوگراف و تکی چاپ کند. حالا هم که کلا کار به جایی رسیده که رییس این مرکز بنویسد: «چند ماهی است که تعهدات و بدهی های مؤسسه، سخت گریبانگیر شده و هر روز چشم آن داریم که فردای پیش رو، عرق شرم از جبین خواهیم زدود و از خجالت طالبان حقوق و دسترنج مقالات و کتب، به در خواهیم آمد اما دریغ از دیروز. به ناچار اگر امور بدین روال پیش رود، کارها، برنامه‌ها و فعالیتهای این مؤسسه فرجامی جز تعلیق نخواهد داشت.»
اینکه چی شد که کار به اینجا رسید، بماند برای یک وقت دیگر. فعلا باید یک فکر عاجلی برای این روزها و این مؤسسه کرد. بخصوص که در ایام منسوب به حضرت زهرا(ص) هم هستیم و رونق بازار نذر و وقف و شراکت در امر خیر. به گمانم شاید بد نباشد امسال آن بزرگوارانی که نذر و نیازی دارند برای مادر سادات، گوشه‌چشمی هم به این قضیه داشته باشند. بخصوص که بخش عمده‌ای از آثار مرکز نشر میراث مکتوب، ادبی است و حوزه ادبیات و بخصوص شعر، از علایق این خاندان شریف است که هم به مولای متقیان(ع) دیوانی منسوب است و هم از حضرت سالار شهیدان(ع) در روز عاشورا اشعاری به جا مانده. به‌علاوه این خاندان همواره حامی شعر و شاعران هم بودند و داستان صله‌های ایشان به شاعران مختلف در کتابهای تاریخ ثبت است و مجالس شعرخوانی بانو سکینه بنت الحسین(ع) معروف و مشهور است. این است که اهل خیر می‌توانند با تأسی به این خاندان، بخشی از نذورات را هم صرف این قبیل امور بکنند. خوشبختانه ایدۀ نذر فرهنگی و نذر کتاب در این چند سال اخیر، در ایام محرم و رمضان رایج شده است، اما هنوز این مساله نیاز به تبلیغ بیشتر دارد. شاید فکر تلاش برای نجات یک مؤسسه عزیز و درجه یک، بتواند آن ماجرا را هم به پیش ببرد و «به یک کرشمه، دو کار» کند. برای آنها که اهل خیر هستند، چه فرصتی بهتر از این؟

📌یادداشت در روزنامه «همشهری» (سه‌شنبه ١٧ بهمن ۹٦) صفحه ۹
📸 yon.ir/7Egil

✍️یادداشت آقای اکبر ایرانی را اگر خواستید، اینجا پیدا کنید:
http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/7540
📸 رونمایی از ترجمه جدید «پینوکیو» داستان معروفترین عروسک دنیا، با ترجمۀ بهروز غریب‌پور، استاد نمایش عروسکی @ehsanname