roba'iat AbuSaeid Abolkhier
Bijan Mofid
❤️وا فریادا ز عشق، وا فریادا
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر دادِ من شکسته دادا، دادا
ورنه من و عشق هرچه بادا بادا
@ehsanname
🎧رباعیات ابوسعید ابوالخیر، با صدای بیژن مفید و موسیقی کامبیز روشنروان
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر دادِ من شکسته دادا، دادا
ورنه من و عشق هرچه بادا بادا
@ehsanname
🎧رباعیات ابوسعید ابوالخیر، با صدای بیژن مفید و موسیقی کامبیز روشنروان
Forwarded from مرکز کتاب پژوهی ایران
📸 تصویری از مجله «آرش» با امضای اهدایی مهدی اخوان ثالث
مهدی اخوان ثالث (م. امید ) در پایان دوره زندانی بودن خود کتابها و مجلاتش را به بند 4 شماره 2 زندان قصر در دی ماه 1345 اهدا می نماید.
@Ketabpazhohi
مهدی اخوان ثالث (م. امید ) در پایان دوره زندانی بودن خود کتابها و مجلاتش را به بند 4 شماره 2 زندان قصر در دی ماه 1345 اهدا می نماید.
@Ketabpazhohi
🔹 مقدمه رجب طیب اردوغان بر دیوان اشعار شاه اسماعیل صفوی. دیوان اشعار فارسی و ترکیِ شاه اسماعیل با عنوان «دیوان خطایی» (تخلص شعری او) معروف است @ehsanname
📌تصاویر از کانال استاد رسول جعفریان
📌تصاویر از کانال استاد رسول جعفریان
Forwarded from روزآروز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 بر سر خانه #نیما_یوشیج،پدر شعرنو فارسی،دعواست. عجیب است ولی شاید این میراث فرهنگی مهم سفرهخانه شود،شاید هم نه. اما حال و روز فعلی خانه این شاعر بزرگ را ببینید👆🎧
t.me/joinchat/AAAAAEDCaCGiZ
t.me/joinchat/AAAAAEDCaCGiZ
احساننامه
📸 جمعیت حاضر در مراسم جشن امضای رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»، مشهد، کافه کتاب آفتاب @ehsanname
📸 جمعیت حاضر در مراسم جشن امضای رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»، قم، کتابستان رضوی @ehsanname
🔹کتاب «سه قصه» ایرج طهماسب بعد از سه نوبت چاپ، برای تجدید چاپ چهارم دچار ممیزی شده است. ایرج طهماسب هم به مهر گفته: «از این ماجرا زیاد عصبانی نیستم، چون میدانم این کتاب چاپ خواهد شد.» @ehsanname
📸 حضور دکتر صالحی وزیر ارشاد و شعرخوانی شایان مصلح، بازیکن پرسپولیس در دومین محفل شعر تهران از جشنواره شعر فجر @ehsanname
🎧 هر پنجشنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک روایت از #احسان_رضایی گوش کنید
این هفته: اکوان دیو از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
این هفته: اکوان دیو از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
🅾️ دربی فلاسفه
✍️احسان رضایی
بستگی دارد که شما به کدامیکی از مکاتب فلسفی پایبند باشید. آنهایی که معتقدند ذات و سرشت انسان از اساس خیر و خوبی است و فقط باید در طول زندگی این خوبیها را بپروراند و از حالت بالقوه به شکل بالفعل دربیاورد، یا آنهایی که فکر میکنند انسان از بیخ تمایل به شر و شرارت دارد و رشد و تربیت یعنی گرفتن تمایلات شرورانۀ فطری. این، یکی از قدیمیترین دعواهای فلاسفه و حکما و روانشناسها است. درست مثل دعوای افلاطون و ارسطو که بنیانگذار حکمت یونان قدیم شد، کلی از حرفها و ایدههای دیگر هم هستند که همگی از دل همین دعوای بر سر سرشت آدمیزاد درآمدهاند. مثلا توماس هابز که جزو دوسته دوم بود و معتقد بود انسان ذاتش تمایل به شر دارد، فلسفه سیاسیاش را اینطوری توجیه میکرد که این آدمیزاد شرور ناچار شده برای رفع تداخل و تضاد انگیزههای شرورانه خودش با دیگران، به قدرت بزرگتری به اسم دولت متوسل شود. اما جان لاک که فکر میکرد آدمی متمایل به خیر است، میگفت فلسفۀ تشکیل دولت هم برای استفاده بهتر از همه ارادههای خیر است. اینطوری کارکرد دولت در این دوتا فلسفه سیاسی کاملاً فرق کرده و مفاهیمی مثل حقوق بشر، در هر کدامشان یک معنای متفاوت پیدا میکنند. کاری نداریم. منظور ما چیز دیگری است. اینکه باید شما اول مکتب فکری خودتان را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که طرفدار کدام تیم باشید. البته تیمهای متفرقه هم هستند، مثلا رفتارگراها یا اگزیستانسیالیستها میگویند انسان دارای شخصیت خنثی است و هیچ ذاتِ خوب یا بدی در کار نیست، بلکه محیط آدمها را میسازد. اما برای کاری که ما داریم این حرفها به درد نمیخورد. فقط باید طرفدار یکی از دو تیم اصلی بشوید. اگر از آنهایی هستید که فکر میکنید ذات آدمی خوب و خیر و گوگوری مگوری است، که خب دیگر خوش به حالتان. تکلیف شما مشخص است؛ با خیال راحت میتوانید سلفی بگیرید و با گردن افراشته عکسهای سلفی خودتان را نشان این و آن بدهید. اما اگر عضو باشگاهی هستید که معتقدند ذات بشر شرور است و میخواهید اژدهای درونتان را تربیت کنید، آن وقت است که باید در خریدن گوشیهایی که دوربین جلو دارند، تأمل کنید. بورخس در یکی از داستانهایش از یک دایرةالمعارف خیالی صحبت میکند که در آن مقالهای بوده دربارۀ فرقهای که معتقدند ازدواج و آینهها شوم و شنیع هستند، چرا که آدمی را تکثیر میکنند. شک نباید کرد که اعضای این فرقه هم از کسانی بودند که معتقدند سرشت آدمی تمایل به شرارت دارد. آنها اگر در روزگار ما هم بودند، قطعاً جلوی دفتر شرکتهای سازنده موبایل تجمع و تظاهرات میکردند و از آنها میخواستند تا دوربین گوشیهای موبایل را بردارند و مانع از تکثیر شرارت بشوند. شما چی فکر میکنید؟
@ehsanname
📌یادداشت از شماره ۶۴۰ هفتهنامه «همشهری جوان»
goo.gl/JTqn3K
📸 سلفی خیالیِ سعدی و حافظ و فردوسی و مولانا - از اینستاگرام milad.caulfield
✍️احسان رضایی
بستگی دارد که شما به کدامیکی از مکاتب فلسفی پایبند باشید. آنهایی که معتقدند ذات و سرشت انسان از اساس خیر و خوبی است و فقط باید در طول زندگی این خوبیها را بپروراند و از حالت بالقوه به شکل بالفعل دربیاورد، یا آنهایی که فکر میکنند انسان از بیخ تمایل به شر و شرارت دارد و رشد و تربیت یعنی گرفتن تمایلات شرورانۀ فطری. این، یکی از قدیمیترین دعواهای فلاسفه و حکما و روانشناسها است. درست مثل دعوای افلاطون و ارسطو که بنیانگذار حکمت یونان قدیم شد، کلی از حرفها و ایدههای دیگر هم هستند که همگی از دل همین دعوای بر سر سرشت آدمیزاد درآمدهاند. مثلا توماس هابز که جزو دوسته دوم بود و معتقد بود انسان ذاتش تمایل به شر دارد، فلسفه سیاسیاش را اینطوری توجیه میکرد که این آدمیزاد شرور ناچار شده برای رفع تداخل و تضاد انگیزههای شرورانه خودش با دیگران، به قدرت بزرگتری به اسم دولت متوسل شود. اما جان لاک که فکر میکرد آدمی متمایل به خیر است، میگفت فلسفۀ تشکیل دولت هم برای استفاده بهتر از همه ارادههای خیر است. اینطوری کارکرد دولت در این دوتا فلسفه سیاسی کاملاً فرق کرده و مفاهیمی مثل حقوق بشر، در هر کدامشان یک معنای متفاوت پیدا میکنند. کاری نداریم. منظور ما چیز دیگری است. اینکه باید شما اول مکتب فکری خودتان را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که طرفدار کدام تیم باشید. البته تیمهای متفرقه هم هستند، مثلا رفتارگراها یا اگزیستانسیالیستها میگویند انسان دارای شخصیت خنثی است و هیچ ذاتِ خوب یا بدی در کار نیست، بلکه محیط آدمها را میسازد. اما برای کاری که ما داریم این حرفها به درد نمیخورد. فقط باید طرفدار یکی از دو تیم اصلی بشوید. اگر از آنهایی هستید که فکر میکنید ذات آدمی خوب و خیر و گوگوری مگوری است، که خب دیگر خوش به حالتان. تکلیف شما مشخص است؛ با خیال راحت میتوانید سلفی بگیرید و با گردن افراشته عکسهای سلفی خودتان را نشان این و آن بدهید. اما اگر عضو باشگاهی هستید که معتقدند ذات بشر شرور است و میخواهید اژدهای درونتان را تربیت کنید، آن وقت است که باید در خریدن گوشیهایی که دوربین جلو دارند، تأمل کنید. بورخس در یکی از داستانهایش از یک دایرةالمعارف خیالی صحبت میکند که در آن مقالهای بوده دربارۀ فرقهای که معتقدند ازدواج و آینهها شوم و شنیع هستند، چرا که آدمی را تکثیر میکنند. شک نباید کرد که اعضای این فرقه هم از کسانی بودند که معتقدند سرشت آدمی تمایل به شرارت دارد. آنها اگر در روزگار ما هم بودند، قطعاً جلوی دفتر شرکتهای سازنده موبایل تجمع و تظاهرات میکردند و از آنها میخواستند تا دوربین گوشیهای موبایل را بردارند و مانع از تکثیر شرارت بشوند. شما چی فکر میکنید؟
@ehsanname
📌یادداشت از شماره ۶۴۰ هفتهنامه «همشهری جوان»
goo.gl/JTqn3K
📸 سلفی خیالیِ سعدی و حافظ و فردوسی و مولانا - از اینستاگرام milad.caulfield
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗞شماره پنجم «آنگاه» ویژه مجله ادبی معروفِ «کتاب هفته» است که از مهر ۱۳۴۰ تا آذر ۱۳۴۲ منتشر میشد
@ehsanname
⬇️کانال تلگرامی «آنگاه» هم هر شب یک شماره از «کتاب هفته» را برای دانلود میگذارد
@angahmag
@ehsanname
⬇️کانال تلگرامی «آنگاه» هم هر شب یک شماره از «کتاب هفته» را برای دانلود میگذارد
@angahmag
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◼️محمد توکلی، عکاس و گرافیست صبح امروز (۲۸ بهمن) درگذشت. به خانواده توکلی، بخصوص دوست شاعرمان زهیر توکلی این مصیبت را تسلیت میگوییم. این، یک نمونه از هنر مرحوم محمد توکلی است @ehsanname
📚غلامرضا عطاری، جورج واشنگتن و چارلز داروین
@ehsanname
✍️احسان رضایی: در خبرهای هفته پیش بود که یک شهروند طبسی، دو جلد کتاب را بعد از ۴۰ سال صحیح و سالم دوباره به کتابخانه برگرداند.
goo.gl/uV8mqt
آقای غلامرضا عطاری، یک هفته قبل از زلزله طبس (۲۵ شهریور ۱۳۵۷) از کتابخانه کانون پرورش فکری دو کتاب امانت گرفته بوده، اما زد و هفته بعدش زلزله خانۀ آنها را خراب کرد و او که نوجوانی ۱۶ساله بوده، با خانواده به مشهد و بعد هم اصفهان مهاجرت کرد، تا عاقبت در این هفته کتابها را به کانون پرورش فکری طبس برگرداند. این دو کتاب «مادر پیامبر (ع)» (نوشته عایشه بنتالشاطی، ترجمه بابک نیکطلب) و «عبادتی چون تفکر نیست» (گزیده غلامرضا امامی از سخنان پیامبر) هستند.
📌tasnimnews.com/fa/news/1396/11/24/1655778/
تاخیر در بازگرداندن کتاب، البته که نکوهیده است اما زیاد اتفاق میافتد و رکورد آن هم ۲۲۱ سال است. این رکورد برای جورج واشینگتن، اولین رئیسجمهور آمریکاست که در اکتبر ۱۷۸۹ (پنج ماه بعد از ریاستجمهوریاش) دو جلد کتاب از کتابخانه انجمن نیویورک امانت گرفت و دیگر آنها را پس نیاورد. مسئولان کتابخانه در بررسی آرشیوشان در سال ۲۰۱۰ متوجه ماجرا شدند و گفتند آقای واشنگتن یک جلد مذاکرات مجلس عوام بریتانیا و یکی هم کتاب «حقوق ملل» (اثر معروفِ امریخ دو واتلِ سوییسی) را امانت برده. مسئولان موزه جورج واشنگتن هم رفتند ۱۲هزار دلار دادند و یک نسخه «حقوق ملل» چاپ اول خریدند و ۲۰ می ۲۰۱۰ به کتابخانه پس دادند. کتابخانه هم ۳۰۰هزار دلار جریمه دیرکرد را بیخیال شد.
@ehsanname
البته این مورد دقیقاً پس دادن همان کتاب امانتبرده نیست. رکورد دوم هم همینطور است. سال ۲۰۱۳ کتابدارهای کتابخانه کالج مرکزی کنتاکی آمریکا، کتابی را اتفاقی پیدا کردند. این کتاب جلد دوم «تمدنهای باستان» (اثر شارل رولِن، مورخ فرانسوی) بود که در مدرسه ناشنوایان کنار کالج پیدا شد و مهر کتابخانه را داشت. از روی یادداشتی که در آخر کتاب بود و تاریخ ۱۸۵۴ داشت (طرف نوشته بود دیگه از این تاریخ دیگر آبگوشت نمیخورد!)، فهمیدند کتاب ۱۵۰ سال بیرون از کتابخانه بوده.
یک مورد جالب توجه دیگر هم بازگشت کتابی بعد از ۱۲۲ سال است. ۳۰ ژانویه ۱۸۸۹ یک دانشجو از کتابخانه دانشکده هنر کامدن در سیدنی استرالیا کتاب «گیاهان حشرهخوار» (چارلز داروین) را امانت گرفت. این کتاب همینطور دست به دست گشت تا بعد از دو جنگ جهانی، فرود نیل آرمسترانگ بر ماه و ظهور اینترنت، در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۱ به کتابخانه اولش برگشت.
رکوردهای تاخیر در بازگرداندن کتاب را اینجا ببینید:
📌mentalfloss.com/article/55621/11-ridiculously-overdue-library-books-were-finally-returned
📸 دو کتابی که بعد از ۴۰سال به کتابخانه برگشتند
@ehsanname
✍️احسان رضایی: در خبرهای هفته پیش بود که یک شهروند طبسی، دو جلد کتاب را بعد از ۴۰ سال صحیح و سالم دوباره به کتابخانه برگرداند.
goo.gl/uV8mqt
آقای غلامرضا عطاری، یک هفته قبل از زلزله طبس (۲۵ شهریور ۱۳۵۷) از کتابخانه کانون پرورش فکری دو کتاب امانت گرفته بوده، اما زد و هفته بعدش زلزله خانۀ آنها را خراب کرد و او که نوجوانی ۱۶ساله بوده، با خانواده به مشهد و بعد هم اصفهان مهاجرت کرد، تا عاقبت در این هفته کتابها را به کانون پرورش فکری طبس برگرداند. این دو کتاب «مادر پیامبر (ع)» (نوشته عایشه بنتالشاطی، ترجمه بابک نیکطلب) و «عبادتی چون تفکر نیست» (گزیده غلامرضا امامی از سخنان پیامبر) هستند.
📌tasnimnews.com/fa/news/1396/11/24/1655778/
تاخیر در بازگرداندن کتاب، البته که نکوهیده است اما زیاد اتفاق میافتد و رکورد آن هم ۲۲۱ سال است. این رکورد برای جورج واشینگتن، اولین رئیسجمهور آمریکاست که در اکتبر ۱۷۸۹ (پنج ماه بعد از ریاستجمهوریاش) دو جلد کتاب از کتابخانه انجمن نیویورک امانت گرفت و دیگر آنها را پس نیاورد. مسئولان کتابخانه در بررسی آرشیوشان در سال ۲۰۱۰ متوجه ماجرا شدند و گفتند آقای واشنگتن یک جلد مذاکرات مجلس عوام بریتانیا و یکی هم کتاب «حقوق ملل» (اثر معروفِ امریخ دو واتلِ سوییسی) را امانت برده. مسئولان موزه جورج واشنگتن هم رفتند ۱۲هزار دلار دادند و یک نسخه «حقوق ملل» چاپ اول خریدند و ۲۰ می ۲۰۱۰ به کتابخانه پس دادند. کتابخانه هم ۳۰۰هزار دلار جریمه دیرکرد را بیخیال شد.
@ehsanname
البته این مورد دقیقاً پس دادن همان کتاب امانتبرده نیست. رکورد دوم هم همینطور است. سال ۲۰۱۳ کتابدارهای کتابخانه کالج مرکزی کنتاکی آمریکا، کتابی را اتفاقی پیدا کردند. این کتاب جلد دوم «تمدنهای باستان» (اثر شارل رولِن، مورخ فرانسوی) بود که در مدرسه ناشنوایان کنار کالج پیدا شد و مهر کتابخانه را داشت. از روی یادداشتی که در آخر کتاب بود و تاریخ ۱۸۵۴ داشت (طرف نوشته بود دیگه از این تاریخ دیگر آبگوشت نمیخورد!)، فهمیدند کتاب ۱۵۰ سال بیرون از کتابخانه بوده.
یک مورد جالب توجه دیگر هم بازگشت کتابی بعد از ۱۲۲ سال است. ۳۰ ژانویه ۱۸۸۹ یک دانشجو از کتابخانه دانشکده هنر کامدن در سیدنی استرالیا کتاب «گیاهان حشرهخوار» (چارلز داروین) را امانت گرفت. این کتاب همینطور دست به دست گشت تا بعد از دو جنگ جهانی، فرود نیل آرمسترانگ بر ماه و ظهور اینترنت، در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۱ به کتابخانه اولش برگشت.
رکوردهای تاخیر در بازگرداندن کتاب را اینجا ببینید:
📌mentalfloss.com/article/55621/11-ridiculously-overdue-library-books-were-finally-returned
📸 دو کتابی که بعد از ۴۰سال به کتابخانه برگشتند
📙نامزدهای دوازدهمین جشنواره شعر فجر در بخش شعر بزرگسال: دو مجموعه غزل (اشاره - مجلس کوران) و پنج دفتر شعر سپید. داوران این بخش اسماعیل امینی، #غلامرضا_طریقی و مصطفی علیپور هستند @ehsanname
🔸نظر بزرگ علوی درباره آثارش
@ehsanname
۲۸ بهمن سالروز درگذشت آقابزرگ علوی (۱۳۷۵)، داستاننویس معاصر است. علوی نویسندهٔ پرکاری بود و آثار داستانی و غیرداستانی و ترجمه فراوان دارد. علوی خودش یکبار در نظرسنجی مجله «راهنمای کتاب» سال۴ شماره ۳ (خرداد ۱۳۴۰) صفحه ۲۰۹و۲۱۰ دربارهٔ بهترین اثرش اینطوری نوشته بود:
@ehsanname
✍"هیچ یک از آثار خودم را نمیپسندم. هر یک از آنها دارای معایب و نقایصی است که سازنده آنها بهتر از هر کس دیگر آنها را میبیند و بازمیشناسد. يقين دارم اگر قهرمانان مخلوق من زبان گویا داشتند ایرادهای فراوان به من میگرفتند. حق هم داشتند و اگر من آثار خود را منتشر نکرده بودم امروز بیرحمانه با قلم سرخ به جانشان میافتادم و سر و دست میشکستم. اما دیگر دیر شده است. آثار من از خالقشان انتقام میکشند. داغ آنها به صورت من خورده است و من نویسندهٔ آنها هستم.
از یک اصل کلی گذشته «چشمهایش» را بیشتر از دیگران میپسندم. با وجود بعضی خطوط ناشیانهای که در قیافههای فرنگیس و ماکان دیده میشود هنوز هم من عاشق زیبایی این زن هستم و به یکدندگی استاد احترام میگذارم. به نظرم چوببست تمام داستان استوار و پابرجاست.
این کتاب چه در ایران و چه در اروپا مکرر مورد انتقاد قرار گرفته است و اغلب منقدین نظر خطاپوش داشتهاند و کمتر ایراد به پایههای داستان گرفتهاند.
استقبال خوانندگان نیز نظر مرا تأیید میکند. تا آنجا که من اطلاع دارم این کتاب در عرض ده سال چهار بار در ایران منتشر شده است و تعداد نسخ آن در اروپا تا سال ۱۹۶۲ به صدهزار خواهد رسید.
من سعی کردهام در «چشمهایش» یک خاصیت نژاد خودمان را که نتیجهٔ موقع جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی ایران است و کوشش پایانناپذیر مردم کشورمان را در طلب کمال و جمال و ستیز با معاندین بیان کنم. این آرزوی من بوده است."
goo.gl/PZQ9pu
@ehsanname
۲۸ بهمن سالروز درگذشت آقابزرگ علوی (۱۳۷۵)، داستاننویس معاصر است. علوی نویسندهٔ پرکاری بود و آثار داستانی و غیرداستانی و ترجمه فراوان دارد. علوی خودش یکبار در نظرسنجی مجله «راهنمای کتاب» سال۴ شماره ۳ (خرداد ۱۳۴۰) صفحه ۲۰۹و۲۱۰ دربارهٔ بهترین اثرش اینطوری نوشته بود:
@ehsanname
✍"هیچ یک از آثار خودم را نمیپسندم. هر یک از آنها دارای معایب و نقایصی است که سازنده آنها بهتر از هر کس دیگر آنها را میبیند و بازمیشناسد. يقين دارم اگر قهرمانان مخلوق من زبان گویا داشتند ایرادهای فراوان به من میگرفتند. حق هم داشتند و اگر من آثار خود را منتشر نکرده بودم امروز بیرحمانه با قلم سرخ به جانشان میافتادم و سر و دست میشکستم. اما دیگر دیر شده است. آثار من از خالقشان انتقام میکشند. داغ آنها به صورت من خورده است و من نویسندهٔ آنها هستم.
از یک اصل کلی گذشته «چشمهایش» را بیشتر از دیگران میپسندم. با وجود بعضی خطوط ناشیانهای که در قیافههای فرنگیس و ماکان دیده میشود هنوز هم من عاشق زیبایی این زن هستم و به یکدندگی استاد احترام میگذارم. به نظرم چوببست تمام داستان استوار و پابرجاست.
این کتاب چه در ایران و چه در اروپا مکرر مورد انتقاد قرار گرفته است و اغلب منقدین نظر خطاپوش داشتهاند و کمتر ایراد به پایههای داستان گرفتهاند.
استقبال خوانندگان نیز نظر مرا تأیید میکند. تا آنجا که من اطلاع دارم این کتاب در عرض ده سال چهار بار در ایران منتشر شده است و تعداد نسخ آن در اروپا تا سال ۱۹۶۲ به صدهزار خواهد رسید.
من سعی کردهام در «چشمهایش» یک خاصیت نژاد خودمان را که نتیجهٔ موقع جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی ایران است و کوشش پایانناپذیر مردم کشورمان را در طلب کمال و جمال و ستیز با معاندین بیان کنم. این آرزوی من بوده است."
goo.gl/PZQ9pu
احساننامه
🇮🇷 اگرچه دلها پر خون است شکوه شادی افزون است سپیدهٔ ما گلگون است که دست دشمن در خون است ای ایران! غمت مرساد جاویدان شکوه تو باد @ehsanname 🎼 شعر هوشنگ ابتهاج #سایه صدای استاد شجریان و همخوانی مردم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 به مناسبت زادروز استاد شهرام ناظری (۲۹ بهمن): ویدیو قدیمی از کنسرت سپیده (ایران ای سرای امید)، شعر هوشنگ ابتهاج #سایه با آواز شهرام ناظری و موسیقی استاد محمدرضا لطفی و گروه شیدا @ehsanname
◼️ آسمان کشتی ارباب هنر میشکند. تسلیت به همه بازماندگان، به همه هموطنان @ehsanname
📚داستاننویسها چی میخوانند؟
@ehsanname
جویس کارول اوتس، بانوی داستاننویس ۷۹ساله آمریکایی، برای کتابخوانهای ایرانی هم نام آشنایی است. او در مصاحبهای خیالی با خودش، نظرش درباره کتابهای مختلف را به شکل جالبی دستهبندی و معرفی کرده. ترجمه این مصاحبه را (به نقل از ایبنا) بخوانید:
@ehsanname
➖کتابی که در حال خواندنش هستم
▫️یک کتاب گُزیده جدید به نام «به فکرم خطور کرده که شاید من آمریکا هستم» گردآوریشده توسط جاناتان سانتلوفر، در مورد به مخاطره افتادن دموکراسی. (افشاگری: یک متن از من هم در آن هست.)
➖کتابی که زندگیام را عوض کرد
▫️«آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» نوشته لوئیس کرول تأثیر عمیقی هم بر زندگی و هم بر نوشتنم گذاشت.
➖کتابی که دلم میخواست من نوشته بودم
▫️این لیست میتواند خیلی طولانی باشد... اما در واقع بدون پاسخ است چون قابل تصور نیست: هیچکس دیگری نمیتوانست «اولیس»، «جنایت و مکافات» یا «موبیدیک» یا هر کتاب دیگری را بنویسد، به جز خود افرادی که آنها را نوشتهاند.
➖کتابی که بیشترین تأثیر را بر نویسندگیام گذاشت
▫️احتمالا داستانهای فرانتس کافکا یا «دوبلینیها» یا «بلندیهای بادگیر» یا ...
➖کتابی که افکارم را تغییر داد
▫️«برگهای علف» از والت ویتمن تاثیر عمیقی بر نویسندگان و شاعران -مخصوصا شاعران- گذاشته است که در طول دوران تحصیل به آنها گفته میشود نگاه ویتمن عاشقانه و پرطمطراق است تا شاعرانه.
➖آخرین کتابی که باعث شد گریه کنم
▫️مرا به خاطر این چیزی که ممکن است به نظر عجیب و مسخره برسد ببخشید، اما من اغلب هنگام نوشتن رمان گریهام میگیرد، تا موقع خواندن آن؛ آن هم وقتی که رمان تمام میشود و باید نمونهخوانی کنم. قدرت احساسی که رمان را هدایت میکند چیزی است که رماننویس باید در نوشتن به کار ببندد یا شاید جلوی آن را بگیرد؛ اما هنگام خواندن آزاد است و فرد احساس آسیبپذیری میکند.
➖آخرین کتابی که باعث شد بخندم
▫️مثل خیلیها من هم با عبارات بیشمارِ نیشدار، خندهدار و هولناک «آتش و خشم» مایکل وولف بلند بلند خندیدم.
➖کتابی که نتوانستم تمام کنم
▫️اعتراف به تمام نکردن «شبزندهداری فینگنها» جیمز جویس چیزی است که شاید از یک رئیسجمهور دیوانه بشود انتظار داشت؛ اما حقیقت دارد. در دفاع از خودم باید بگویم که بارها آن را شروع کردم و هر بار پاراگرافها و صفحاتی از آن را نخوانده رد کردم و خلاصه آن را رها کردم.
➖کتابی که از نخواندنش خجالتزدهام
▫️این فهرست هم طولانی خواهد بود ... اما مطمئنا شامل آثار داستانی نظیر «آخرین عادل» اثر آندره شوارتس-بارت درباره هولوکاست میشود.
➖کتابی که هدیه میدهم
▫️همیشه یک عنوان ثابت نیست. خریدهای حسابنشده برای هر خوانندۀ بهخصوص.
➖کتابی که بیشتر از همه دوست دارم با آن به یاد آورده شوم
▫️مثل بیشتر نویسندگان من هم خوشحال میشوم که به خاطر چیزی به خاطر سپرده شوم... قطعا به شخص خواننده بستگی دارد. شاید رمان «بلوند» [درباره مریلین مونرو] که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر کردم. این رمان بزرگترین اندوهها را برایم به همراه داشت و بیشتر از همه خستهام کرد. به جز آن، شاید کتاب خاطراتم: «منظره از دست رفته: فرا رسیدن دوران یک نویسنده»
📌 theguardian.com/books/2018/feb/16/joyce-carol-oates-books-that-made-me
📌 ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/
🔹از بین کتابهایی که در بالا اسم آورده شده، اینها به فارسی ترجمه شدهاند: «جنایت و مکافات» فئودور داستایوسکی، «موبیدیک» هرمان ملویل، آثار فرانتس کافکا، «اولیس» (خلاصه و فصل ۱۷ آن منتشر شده) و «دوبلینیها» جیمز جویس، «بلندیهای بادگیر» امیلی برونته، «آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» لوئیس کرول، «برگهای علف» از والت ویتمن (به شکل گزیده)، «آتش و خشم» مایکل وولف
@ehsanname
جویس کارول اوتس، بانوی داستاننویس ۷۹ساله آمریکایی، برای کتابخوانهای ایرانی هم نام آشنایی است. او در مصاحبهای خیالی با خودش، نظرش درباره کتابهای مختلف را به شکل جالبی دستهبندی و معرفی کرده. ترجمه این مصاحبه را (به نقل از ایبنا) بخوانید:
@ehsanname
➖کتابی که در حال خواندنش هستم
▫️یک کتاب گُزیده جدید به نام «به فکرم خطور کرده که شاید من آمریکا هستم» گردآوریشده توسط جاناتان سانتلوفر، در مورد به مخاطره افتادن دموکراسی. (افشاگری: یک متن از من هم در آن هست.)
➖کتابی که زندگیام را عوض کرد
▫️«آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» نوشته لوئیس کرول تأثیر عمیقی هم بر زندگی و هم بر نوشتنم گذاشت.
➖کتابی که دلم میخواست من نوشته بودم
▫️این لیست میتواند خیلی طولانی باشد... اما در واقع بدون پاسخ است چون قابل تصور نیست: هیچکس دیگری نمیتوانست «اولیس»، «جنایت و مکافات» یا «موبیدیک» یا هر کتاب دیگری را بنویسد، به جز خود افرادی که آنها را نوشتهاند.
➖کتابی که بیشترین تأثیر را بر نویسندگیام گذاشت
▫️احتمالا داستانهای فرانتس کافکا یا «دوبلینیها» یا «بلندیهای بادگیر» یا ...
➖کتابی که افکارم را تغییر داد
▫️«برگهای علف» از والت ویتمن تاثیر عمیقی بر نویسندگان و شاعران -مخصوصا شاعران- گذاشته است که در طول دوران تحصیل به آنها گفته میشود نگاه ویتمن عاشقانه و پرطمطراق است تا شاعرانه.
➖آخرین کتابی که باعث شد گریه کنم
▫️مرا به خاطر این چیزی که ممکن است به نظر عجیب و مسخره برسد ببخشید، اما من اغلب هنگام نوشتن رمان گریهام میگیرد، تا موقع خواندن آن؛ آن هم وقتی که رمان تمام میشود و باید نمونهخوانی کنم. قدرت احساسی که رمان را هدایت میکند چیزی است که رماننویس باید در نوشتن به کار ببندد یا شاید جلوی آن را بگیرد؛ اما هنگام خواندن آزاد است و فرد احساس آسیبپذیری میکند.
➖آخرین کتابی که باعث شد بخندم
▫️مثل خیلیها من هم با عبارات بیشمارِ نیشدار، خندهدار و هولناک «آتش و خشم» مایکل وولف بلند بلند خندیدم.
➖کتابی که نتوانستم تمام کنم
▫️اعتراف به تمام نکردن «شبزندهداری فینگنها» جیمز جویس چیزی است که شاید از یک رئیسجمهور دیوانه بشود انتظار داشت؛ اما حقیقت دارد. در دفاع از خودم باید بگویم که بارها آن را شروع کردم و هر بار پاراگرافها و صفحاتی از آن را نخوانده رد کردم و خلاصه آن را رها کردم.
➖کتابی که از نخواندنش خجالتزدهام
▫️این فهرست هم طولانی خواهد بود ... اما مطمئنا شامل آثار داستانی نظیر «آخرین عادل» اثر آندره شوارتس-بارت درباره هولوکاست میشود.
➖کتابی که هدیه میدهم
▫️همیشه یک عنوان ثابت نیست. خریدهای حسابنشده برای هر خوانندۀ بهخصوص.
➖کتابی که بیشتر از همه دوست دارم با آن به یاد آورده شوم
▫️مثل بیشتر نویسندگان من هم خوشحال میشوم که به خاطر چیزی به خاطر سپرده شوم... قطعا به شخص خواننده بستگی دارد. شاید رمان «بلوند» [درباره مریلین مونرو] که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر کردم. این رمان بزرگترین اندوهها را برایم به همراه داشت و بیشتر از همه خستهام کرد. به جز آن، شاید کتاب خاطراتم: «منظره از دست رفته: فرا رسیدن دوران یک نویسنده»
📌 theguardian.com/books/2018/feb/16/joyce-carol-oates-books-that-made-me
📌 ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/
🔹از بین کتابهایی که در بالا اسم آورده شده، اینها به فارسی ترجمه شدهاند: «جنایت و مکافات» فئودور داستایوسکی، «موبیدیک» هرمان ملویل، آثار فرانتس کافکا، «اولیس» (خلاصه و فصل ۱۷ آن منتشر شده) و «دوبلینیها» جیمز جویس، «بلندیهای بادگیر» امیلی برونته، «آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» لوئیس کرول، «برگهای علف» از والت ویتمن (به شکل گزیده)، «آتش و خشم» مایکل وولف
✍️شروین حسینی گرافیست، استیکرهای رستم را با حال و هوایی فانتزی طراحی کرده است @ehsanname
⬅️ استیکرهای رستم از اینجا قابل دانلود است
https://news.1rj.ru/str/addstickers/RostamShervinHoseyni
⬅️ استیکرهای رستم از اینجا قابل دانلود است
https://news.1rj.ru/str/addstickers/RostamShervinHoseyni