احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Chashm Be Rah
Shahram Nazeri
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک از آلبوم «چشم به راه» (۱۳۷۰) @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Ahmadeza Ahmadi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمدرضا_احمدی و آهنگسازی فریبرز لاچینی از آلبوم «در شب سرد زمستانی» (۱۳۶۸) @ehsanname
Nima
Ahmad Shamloo
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمد_شاملو و آهنگسازی فرهاد فخرالدینی از آلبوم «شعرهای نیما» (۱۳۷۳) @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Ghazale Alizade
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای غزاله علیزاده. از این داستان‌نویس دکلمه شعر «داروگ» نیما هم به جا مانده @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Esameil Jannati
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای اسماعیل جنتی و آهنگسازی بهرام دهقانیار از آلبوم «او را صدا بزن» (۱۳۷۴) @ehsanname
Shabahengam
Khosro Shakibayi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای خسرو شکیبایی و آهنگسازی هوشنگ کامکار از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname
Shabahengam
Bijan Kamkar
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز بیژن کامکار و همراهی گروه کامکارها از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Soheil Nafisi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز و گیتارِ سهیل نفیسی از آلبوم «چنگ و سرود» (۱۳۹۰) @ehsanname
🔹استن لی، یکی از معروفترین نویسندگان کتابهای کمیک در ۹۵سالگی درگذشت. او خالقِ مرد عنکبوتی (اسپایدرمن)، هالک، چهار شگفت‌انگیز، مردان ایکس، ... و انبوهی از قهرمان‌های دنیای کمیک بود @ehsanname
🔺بعد از واگذاری فله‌ای مجلات همشهری، خانم مینا حسنی دبیری تحریریه «همشهری داستان» را به عهده گرفت، اما بعد از انتشار فقط یک شماره استعفا داد و تیمی که همراه او رفته بودند هم همگی بیرون آمدند. دلایل استعفا خیلی زود لو رفت. مینا حسنی روایتِ کوتاه و گویایی از سفارش مشاور مدیر جدید مجلات و واکنش‌های متفاوت سردبیر تازۀ داستان و خودش منتشر کرده.
twitter.com/mina_hasanii/status/1062010227644452864
🔖اعلانات: برنامه سخنرانی‌های پیِر بریان، متخصص فرانسوی تاریخ هخامنشی در تهران
@ehsanname
🕓 دوشنبه (۲۸ آبان) ساعت ۳ونیم بعدازظهر
🎤تاریخ هخامنشی امروز: کارنامه و افق‌های پژوهشی
📍دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، سالن فردوسی

🕓 سه‌شنبه (۲۹ آبان) ساعت ۱۰ونیم صبح
🎤دستاوردهای تازه باستان‌شناسی در تاریخ شاهنشاهی هخامنشی
📍خیابان سی تیر، موزه ملی ایران
🔹جایزۀ جلال، برگزیدگان بخش ویژۀ خودش را با رأی‌گیری عمومی انتخاب می‌کند. در این رأی‌گیری هر مخاطب می‌تواند به سه نفر از ۲۰ نویسندۀ زیر ۴۰سالی که اثری با موضوع هویت ملی-دینی نوشته، رأی بدهد. اسامی نویسندگان و آدرس رأی‌گیری اینترنتی، اینجا:
javan.adabiatirani.com
Forwarded from 1pezeshk یک پزشک
🔺استن لی، بزرگمرد دنیای کامیک‌ها درگذشت – آثار زیبای هنرمندان برای گرامیداشت یاد او

http://www.1pezeshk.com/archives/2018/11/comic-book-legend-stan-lee.html
🔹آندره بابیش، نخست‌وزیر چک، در فیسبوکش نوشته در جریان سفرش به پاریس به آپارتمان میلان کوندرا رفته، با همسرانشان به رستوران محبوب کوندرا رفته‌اند، سه ساعت گپ زده‌اند، از «ژاک و اربابش» نقل قول کرده‌اند و «این افتخار بزرگی برای من بود». حالا آقای نخست‌وزیر از میلان کوندرا و همسرش برای سفر به چک دعوت کرده و امیدوار است کوندرای ۹۰ساله دوباره تابعیت چک بگیرد. میلان کوندرا به دلیل مخالفت با حزب کمونیست چکسلواکی، سال ۱۹۷۵ به فرانسه فرار کرد و در ۱۹۷۹ دولت وقت تابعیت کوندرا را لغو کرد. سیاستمدارها رفتند، نویسنده باقی ماند @ehsanname
📚 ترجمه‌های مکرر و همزمان. این قسمت: هانا آرنت کتاب «بحران‌های جمهوری/جمهوریت» را سال ۱۹۷۲ نوشت و ۴۶ سال بعد، دو ترجمۀ فارسی به صورت همزمان ازش منتشر شد. (از توئیتر عرفان مجیب) @ehsanname
Kishe Mehr
Shahram Nazeri
🎼 در سالروز وفات علامه طباطبایی (۲۴ آبان)، شعری از علامه را بشنویم با آواز شهرام ناظری و موسیقی محمدجلیل عندلیبی، از آلبوم «کیش مهر» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعری از علامه طباطبایی با صدای خود او
@qadahha
🗞اولین آگهی چاپ‌شده در مطبوعات ایران | شماره ۶ روزنامه «وقایع اتفاقیه» ۱۶۸ سال پیش. یک تاجر اروپایی به اسم موسیو روجیاری، کالاهایی ( عمدتاً تزیینی) آورده بود که به‌فروش برساند. طبق تعریفه‌ای که بالاتر از این اعلان چاپ شده، چون این آگهی ۱۵ سطر بوده هزینه‌اش ۴ قران شده (توضیح از معراج قنبری) @ehsanname
📚کتابهای ممنوع در کویت
@ehsanname
وزارت اطلاعات کویت حضور ۹۴۸ عنوان کتاب در جشنواره ادبیات این کشور را ممنوع اعلام کرد. ظرف ۵ سال گذشته هم حدود ۴هزار کتاب در «لیست سیاه» وزارت اطلاعات کویت قرار گرفته‌اند.
بعضی از این آثار ممنوع عبارتند از: «برادران کارامازوف» داستایوسکی، «گوژپشت نتردام» ویکتور هوگو و «صد سال تنهایی» مارکز.
bit.ly/2DIyS4M
📸اعتراض کویتی‌ها به سانسور، در ماه سپتامبر
📌 france24.com/en/20181114-after-gabo-book-purge-kuwait-bans-dostoyevsky
🗞در نوزدهمین دورۀ جایزۀ انجمن ترویج علم ایران، جایزۀ رسانه برتر ترویج علم به تحریریه قدیم «دانستنیها» پیش از واگذاری (تا شماره ۲۱۳ به سردبیری محمد جباری) اهدا شد @ehsanname
📚روایت فرهاد حسن‌زاده از اولین کتابهای عمرش
@ehsanname
✍️در کودکی تا جایی که یادم می‌آید اولین کتابی که دیدم یک کتاب رنگی بود که داستانش درباره یک پری دریایی بود. آن‌قدر محو نقاشی ها و داستانش شده بودم که گذشت زمان را احساس نمی‌کردم و همه جا با خودم آن را می‌بردم. سواد خواندنش را نداشتم و خواهر بزرگترم آن را برایم می‌خواند. بعدها یادم است داستان‌های صمد بهرنگی را بسیار دوست می‌داشتم و می‌خواندم. فضایی که از جامعه تهیدستان ترسیم می‌کرد خیلی به من نزدیک بود و آن را از خودم جدا نمی‌دیدم. همین‌طور داستان‌های علی‌اشرف درویشیان، داریوش عبادالهی و مهدی آذریزدی. یادم است کتاب «شلوارهای وصله‌دار» رسول پرویزی را هم دوست داشتم چون هم با فقر سروکار داشت و هم با طنز. شاید از همان‌جا با طنز در ادبیات آشنا شدم. کمی که بزرگتر شدم در کانون پرورش فکری کتاب‌های متفاوتی خواندم و جذبشان شدم. کتاب‌هایی مثل «تیستو سبزانگشتی»، «کودک، سرباز و دریا» و «جُنگ مرجان» که سه جلد بود و در آن شعر و داستان و نقدهای ساده چاپ شده بود. خب از شعر هم بگویم که عاشق شعرهای سادۀ بامداد بودم. شعرهایی که وجه داستانی داشتند را بیشتر می‌پسندیدم و قورتشان می‌دادم. شعرهایی مثل «پریا» و «دخترای ننه دریا» یا شعر «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی یا «علی کوچیکه» فروغ فرخزاد. در ۱۶سالگی بود که همراه دوستم جمشید خانیان از ترکیب بعضی از این شعرها یک نمایشنامه نوشتیم و کارگردانی کردیم به نام «شهر نور». شاید شخصیت ادبی و هنری ما در این زمان شکل گرفت. ما چند سال در کلاس‌های تئاتر بودیم و در این کارگاه‌ها هم خودمان را شناختیم و هم این‌که چشممان به ادبیات ایران و جهان باز شد. ما میل شدیدی به بزرگ شدن و پیوند با دنیای بزرگترها داشتیم، بنابراین شروع کردیم به خواندن کتابهایی که مربوط به دنیای بزرگسالان بود. یادم است یکی از داستان‌هایی که روی من در آن دوران خیلی تأثیر گذاشت «صد سال تنهایی» گابریل گارسیا مارکز بود. من شیفتۀ پیچیدگی و تودرتویی ماجراها و حال و هوای جادووار اتفاق‌های داستانی بودم. چیزی که بعدها فهمیدم به آن می‌گویند رئالیسم جادویی. مراکز کانون سال‌هاست که خاصیت گذشته را ندارند. من همزمان عضو دو کتابخانه بودم. این‌قدر در کتابخانه انگیزه برای ماندن و چرخیدن و وول خوردن داشتیم که کتابدارها به زور ما را بیرون می‌کردند. البته آنهایی که حوصله کل‌کل نداشتند و کمی کارمندپیشه بودند. بعضی از کتابدارها رابطه‌ای فراتر از کتابخانه با بچه‌ها داشتند. به خانه‌شان می‌رفتیم و به خانه‌مان می‌آمدند. یکی از کتابدارها ابتکار جالبی به خرج داده بود. قلکی گذاشته بود که پول‌هایمان را خردخرد توی آن می‌ریختیم. سر ماه که می‌شد، آن را می‌شکستیم و با پول‌های پس‌انداز می‌رفتیم به کتابفروشی و کتاب‌هایی که دوست داشتیم و توی کتابخانه نبود می‌خریدیم. بعدش به کافه لادن می‌رفتیم و چیزی می‌خوردیم و دربارۀ کتاب و ادبیات و کارهایمان بحث می‌کردیم. حالا که فکر می‌کنم برای خودمان یک‌جورهایی بچه‌روشنفکر بودیم.
bit.ly/2QN59uD
📌به نقل از «قفسه»، ضمیمۀ تازه‌تأسیس روزنامه «جام جم» دربارۀ کتاب و کتابخوانی. «قفسه» سه‌شنبه‌ها منتشر می‌شود