Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
ماجرای عجیبِ اطلاعرسانیِ یک رفاقت کتابی
@ehanname
✅ سه سال پیش دیلان سیگل (Dylan Siegel) آمریکایی که آن موقع ۶ساله بود، کتابی کودکانه نوشت با عنوان Chocolate Bar که حجم عمدهاش نقاشیهای خودش بود. دانیل شروع به فروش اینترنتی این کتاب کرد تا درآمدش را صرف نجات دوستش، یونس پورنظریان (Jonah Pournazarian) کند که به یک بیماری کبدی نادر (بیماری ذخیره گلیکوژن GSD تیپ b1) مبتلا بود. یک داستان فوقالعاده
huffingtonpost.com/2013/02/26/dylan-siegel-chocolate-bar-book_n_2765396.html
💵 با فروش کتاب دیلان تا مارس ۲۰۱۳، توانست ۹۲هزار دلار پول جمع شد
today.com/health/boy-6-writes-book-raises-92-000-best-pals-rare-1C8632954
💵 تا مارس ۲۰۱۴ فروس کتاب به ۷۵۰هزار دلار رسید و دیلان تمام این مبلغ را برای تحقیق در مورد بیماری یونس گذاشت
huffingtonpost.com/2014/03/12/boy-writes-book-for-charity_n_4949967.html
📰 امروز و چهار ماه بعد از مارس ۲۰۱۶، خبرنگار روزنامه «ایران» خبر این ماجرا را در صفحه حوادث کار کرد و مبلغ گردآوریشده را ۳۰هزار دلار نوشت
iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/140542
پیدا کنید پرتقالفروش را ‼️
@ehanname
✅ سه سال پیش دیلان سیگل (Dylan Siegel) آمریکایی که آن موقع ۶ساله بود، کتابی کودکانه نوشت با عنوان Chocolate Bar که حجم عمدهاش نقاشیهای خودش بود. دانیل شروع به فروش اینترنتی این کتاب کرد تا درآمدش را صرف نجات دوستش، یونس پورنظریان (Jonah Pournazarian) کند که به یک بیماری کبدی نادر (بیماری ذخیره گلیکوژن GSD تیپ b1) مبتلا بود. یک داستان فوقالعاده
huffingtonpost.com/2013/02/26/dylan-siegel-chocolate-bar-book_n_2765396.html
💵 با فروش کتاب دیلان تا مارس ۲۰۱۳، توانست ۹۲هزار دلار پول جمع شد
today.com/health/boy-6-writes-book-raises-92-000-best-pals-rare-1C8632954
💵 تا مارس ۲۰۱۴ فروس کتاب به ۷۵۰هزار دلار رسید و دیلان تمام این مبلغ را برای تحقیق در مورد بیماری یونس گذاشت
huffingtonpost.com/2014/03/12/boy-writes-book-for-charity_n_4949967.html
📰 امروز و چهار ماه بعد از مارس ۲۰۱۶، خبرنگار روزنامه «ایران» خبر این ماجرا را در صفحه حوادث کار کرد و مبلغ گردآوریشده را ۳۰هزار دلار نوشت
iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/140542
پیدا کنید پرتقالفروش را ‼️
تعدادی از آثار جمشید ارجمند، نویسنده، مترجم، منتقد سینمایی و طنزپرداز برجسته کشورمان که امروز صبح درگذشت @ehsanname
جمشید ارجمند در کتابفروشی آینده، همراه با دو عنوان از کتابهایش: «درباره چند سینماگر» و «آیین هندو و عرفان اسلامی» (ترجمه) - عکس از مجله بخارا
@ehsanname
@ehsanname
نوستراداموس و انتخابات آمریکا
@ehsanname
❌ ویل دورانت در «تاریخ تمدن» میگوید که میشل نوستراداموس حتی نتوانست مرگ خودش را پیشبینی کند و درحالی در ۲ جولای ۱۵۶۶ مرد که فردایش با ملکه قرار ملاقات داشت. ایرادهای فراوانی به دقت و اعتبار پیشگوییهای نوستراداموس وارد است، اما مدافعان نوستراداموس، سعی دارند همه این ایرادها را رفع و رجوع کنند، مثلا در جواب اینکه چطور از کلمه Hister در یک پیشگویی او، هیتلر استخراج میشود؟ میگویند هیستر علاوه بر شباهت ظاهریاش با هیتلر، در زبان لاتین به معنای کسی است که اهلِ منطقه رود دانوب باشد و زادگاه هیتلر هم شهری در اطراف همین رود است. طرفداران او با همین روش، رباعی ۶۰ جلد اول کتاب «صدگان» که گفته: «یک امپراطور در ایتالیا تولد خواهد یافت» را به ظهور ناپلئون ربط میدهند. یا میگویند بمباران برلن در جنگ دوم جهانی در رباعی شماره ۳۴ جلد ششم پیشبینی شده: «آتشی که از ماشین زبانه میکشد آسایش سردار بزرگی را که در محاصره قرار گرفته بهم خواهد زد.» اشاره رباعی شماره ۴۱ جلد دوم، مصرع «یک ستاره بزرگ هفت روز خواهد سوخت» را به انفجار بمب اتمی و رباعی شماره ۶۷ جلد چهارم که میگوید: «ماشینهایی که دارای برد طولانی خواهند بود، به سیارات خواهند رسید» را به اختراع ماهوارهها مربوط میدانند. بعضیها حتی وقایع ریزتری مثل ظهور لوئی پاستور، ژنرال فرانکو یا حتی محاکمه جنجالی اُ. جی. سیمپسون (راگبیباز متهم به قتل زنش) را هم توی کتابهای او پیدا کردهاند.
@ehsanname
🔴 حالا هم جماعت رفتهاند سراغ انتخابات آمریکا و پیدا کردن رباعیهایی که در آنها بشود حوادث مرتبط را پیدا کرد. از همه رباعیهای «صدگان»، دو رباعی شماره ۴۰ و ۵۷ از کتاب اول، مورد گفتگوی بیشتری هستند، چون کلمه trumpet (نوعی شیپور برنجی) در آنها آمده که به اسم دونالد ترامپ trump شباهت دارد و میشود یکجوری به ماجرا چسباندشان. رباعی ۴۰ کتاب اول (I40) اینطوری است:
The false trumpet concealing madness
will cause Byzantium to change its laws.
From Egypt there will go forth a man who wants
the edict withdrawn, changing money and standards.
شیپورِ اشتباه، دیوانگی خود را پنهان میکند که باعث میشود بیزانس قوانینش را تغییر دهد، از مصر مردی میآید که میخواهد به قانون پایان دهد، پول را تغییر دهد و استانداردها را عوض کند.
نوستراداموسبازها میگویند تفسیرش اینطوری است که حالا اگر ترومپت/ترامپ موفق بشود دیوانگیاش را پنهان کند و ملت به او رای بدهند، در اروپا که وارث امپراتوری بیزانس است هم تغییراتی خواهیم داشت و مردانی که از مصر، یعنی خاورمیانه میآیند، یعنی مهاجران هم باعث به خطر افتادن اقتصاد (یا اگر money standards بخوانیم: اقتصاد جهانی) میشوند.
⭕️ رباعی ۵۷ کتاب اول (I57) از اولی هم رمزیتر است:
The trumpet shakes with great discord.
An agreement broken: lifting the face to heaven:
the bloody mouth will swim with blood;
the face anointed with milk and honey lies on the ground.
شیپور خارج مینوازد، توافق شکسته میشود، چهرهها به سوی آسمان برمیگردد، دهان خونین با خون شنا میکند، چهرهٔ تدهینشده با شیر و عسل روی خاک میافتد.
اگر ترومپت را ترامپ فرض کنیم، آمدن او بر سر قدرت، با آشوب و خونریزی همراه است. پیمان شکستهشده، میتواند از هم پاشیدن اتحادیه اروپا بعد از برکسیت باشد، اما غسل تدهین با شیر و عسل نکته کلیدی در تفسیر این رباعی است. معمولا در مراسم مسح یا تدهین در کلیسا، از نوعی روغن مخصوص استفاده میشود، اینجا اما از تدهین با شیر و عسل حرف زده شده. بعضیها آن را به یهودیها نسبت دادهاند و اینکه آینده خونینی برای رژیم صهیونیستی اسرائیل در پیش است، اما واقعا نمیشود بیشتر از حدس و گمان چیزی گفت. هرچی هست، طرفداران نوستراداموس، میگویند او به رای آوردن ترامپ و اوضاع مبهم جهان و کار جهان بعد از آمدنش حکم داده است.
@ehsanname
بخشی از مطلب «ترامپ یا ترومپت؟ مساله این است!» در شماره ۱۰۹ هفتهنامه «تماشاگران امروز»
@ehsanname
❌ ویل دورانت در «تاریخ تمدن» میگوید که میشل نوستراداموس حتی نتوانست مرگ خودش را پیشبینی کند و درحالی در ۲ جولای ۱۵۶۶ مرد که فردایش با ملکه قرار ملاقات داشت. ایرادهای فراوانی به دقت و اعتبار پیشگوییهای نوستراداموس وارد است، اما مدافعان نوستراداموس، سعی دارند همه این ایرادها را رفع و رجوع کنند، مثلا در جواب اینکه چطور از کلمه Hister در یک پیشگویی او، هیتلر استخراج میشود؟ میگویند هیستر علاوه بر شباهت ظاهریاش با هیتلر، در زبان لاتین به معنای کسی است که اهلِ منطقه رود دانوب باشد و زادگاه هیتلر هم شهری در اطراف همین رود است. طرفداران او با همین روش، رباعی ۶۰ جلد اول کتاب «صدگان» که گفته: «یک امپراطور در ایتالیا تولد خواهد یافت» را به ظهور ناپلئون ربط میدهند. یا میگویند بمباران برلن در جنگ دوم جهانی در رباعی شماره ۳۴ جلد ششم پیشبینی شده: «آتشی که از ماشین زبانه میکشد آسایش سردار بزرگی را که در محاصره قرار گرفته بهم خواهد زد.» اشاره رباعی شماره ۴۱ جلد دوم، مصرع «یک ستاره بزرگ هفت روز خواهد سوخت» را به انفجار بمب اتمی و رباعی شماره ۶۷ جلد چهارم که میگوید: «ماشینهایی که دارای برد طولانی خواهند بود، به سیارات خواهند رسید» را به اختراع ماهوارهها مربوط میدانند. بعضیها حتی وقایع ریزتری مثل ظهور لوئی پاستور، ژنرال فرانکو یا حتی محاکمه جنجالی اُ. جی. سیمپسون (راگبیباز متهم به قتل زنش) را هم توی کتابهای او پیدا کردهاند.
@ehsanname
🔴 حالا هم جماعت رفتهاند سراغ انتخابات آمریکا و پیدا کردن رباعیهایی که در آنها بشود حوادث مرتبط را پیدا کرد. از همه رباعیهای «صدگان»، دو رباعی شماره ۴۰ و ۵۷ از کتاب اول، مورد گفتگوی بیشتری هستند، چون کلمه trumpet (نوعی شیپور برنجی) در آنها آمده که به اسم دونالد ترامپ trump شباهت دارد و میشود یکجوری به ماجرا چسباندشان. رباعی ۴۰ کتاب اول (I40) اینطوری است:
The false trumpet concealing madness
will cause Byzantium to change its laws.
From Egypt there will go forth a man who wants
the edict withdrawn, changing money and standards.
شیپورِ اشتباه، دیوانگی خود را پنهان میکند که باعث میشود بیزانس قوانینش را تغییر دهد، از مصر مردی میآید که میخواهد به قانون پایان دهد، پول را تغییر دهد و استانداردها را عوض کند.
نوستراداموسبازها میگویند تفسیرش اینطوری است که حالا اگر ترومپت/ترامپ موفق بشود دیوانگیاش را پنهان کند و ملت به او رای بدهند، در اروپا که وارث امپراتوری بیزانس است هم تغییراتی خواهیم داشت و مردانی که از مصر، یعنی خاورمیانه میآیند، یعنی مهاجران هم باعث به خطر افتادن اقتصاد (یا اگر money standards بخوانیم: اقتصاد جهانی) میشوند.
⭕️ رباعی ۵۷ کتاب اول (I57) از اولی هم رمزیتر است:
The trumpet shakes with great discord.
An agreement broken: lifting the face to heaven:
the bloody mouth will swim with blood;
the face anointed with milk and honey lies on the ground.
شیپور خارج مینوازد، توافق شکسته میشود، چهرهها به سوی آسمان برمیگردد، دهان خونین با خون شنا میکند، چهرهٔ تدهینشده با شیر و عسل روی خاک میافتد.
اگر ترومپت را ترامپ فرض کنیم، آمدن او بر سر قدرت، با آشوب و خونریزی همراه است. پیمان شکستهشده، میتواند از هم پاشیدن اتحادیه اروپا بعد از برکسیت باشد، اما غسل تدهین با شیر و عسل نکته کلیدی در تفسیر این رباعی است. معمولا در مراسم مسح یا تدهین در کلیسا، از نوعی روغن مخصوص استفاده میشود، اینجا اما از تدهین با شیر و عسل حرف زده شده. بعضیها آن را به یهودیها نسبت دادهاند و اینکه آینده خونینی برای رژیم صهیونیستی اسرائیل در پیش است، اما واقعا نمیشود بیشتر از حدس و گمان چیزی گفت. هرچی هست، طرفداران نوستراداموس، میگویند او به رای آوردن ترامپ و اوضاع مبهم جهان و کار جهان بعد از آمدنش حکم داده است.
@ehsanname
بخشی از مطلب «ترامپ یا ترومپت؟ مساله این است!» در شماره ۱۰۹ هفتهنامه «تماشاگران امروز»
چطور نوستراداموس را تفسیر میکنند؟
@ehsanname
⬅️ پيشگوییهاى نوستراداموس ۹۶۵ رباعى است. رباعیها در مورد بلایاى مختلف نظير شيوع امراض، زلزله، جنگ، سیل و ... هستند. تقريبا تمامشان فاقد زمان مشخص هستند. از کلمات مبهم استفاده شده و همهچيز کلى است: مادرانى که گريه میکنند، مردانى که میميرند و آتشهایی که تا آسمان زبانه میکشند. رباعی شماره ۴۲ از صدگان دوم (II24) یکی از مشهورترین رباعیهای اوست که معتقدان به او، میگویند اشاره به جنگ دوم جهانی و ظهور هیتلر و آلمان نازی دارد. این رباعی در ترجمه انگلیسی اریکا چیتام چنین است:
Beasts wild with hunger shall cross the rivers:
Most of the fighting shall be close by the Hister [Danube],
It shall result in the great one being dragged in an iron cage,
While the German shall be watching over the infant Rhine.
ترجمه فارسیاش (ترجمه پوران فرخزاد) چنین است:
حیواناتی که از گرسنگی وحشی شده بودند از آن سوی رودخانه فرا میرسند./ قسمت اعظم منطقه مخالف Hister میباشند./ عامل مهمی سبب میشود که او به داخل یک قفس آهنی کشانده شود./ و در این هنگام است که کودکان آلمانی چیزی مشاهده نمیکنند.
↕️️ در تفسیر این رباعی، گفتهاند Hister را باید تعبیر به هیتلر کرد. هیستر علاوه بر شباهت ظاهریاش با هیتلر، در زبان لاتین به معنای کسی است که اهل و ساکن منطقه رود دانوب باشد (اسم لاتین دانوب Histri است). زادگاه هیتلر هم شهر کوچک «برانآئو ام این» است که در سرچشمه دانوب قرار دارد. مفسران نوستراداموس میگویند توی این رباعی، باید مصرع اول را تعبیر به حزب نازی و خشونت آنها کرد که از رودخانه میگذرند (به کشورهای دیگر تجاوز میکنند) و مصرع سومش را اشاره به شکست نهایی هیتلر در جنگ جهانی دوم دانست. مصرع چهارم هم باز سرنوشت جنگ و روزهای پایانی آن، یعنی شدت بمباران متفقین علیه آلمانیها را می رساند که از شدت انفجارها و گرد و غبار حاصله، چشم چشم را نمیدیده.
میبینید که همه این توجیه و تفسیرها را با بلندنظری خاصی باید از دل این رباعی بیرون کشید. وگرنه هیستر و اهل ساحل رود دانوب را به افراد دیگری هم میشود تعمیم داد که توی منطقه محبوبیت نداشته باشند (مثلا تمام افراد شکستخورده در انتخابات محلی استانهای همجوار دانوب)، ندیدن کودکان آلمانی میتواند علامت یک بیماری واگیر مثل تراخم باشد نه لزوما بمباران؛ هیتلر هم هیچوقت دستگیر نشد و عبارت «داخل قفس آهنی» وجهی ندارد. همینطور است اصطلاح Pau, Nay, Loron (رباعی ۸ کتاب اول «صدگان») که مفسران آن را به ناپلئون تعبیر کردهاند؛ درحالیکه منتقدها منتقدان نوستراداموس میگویند این عبارت در واقع به سه برج در جنوب غربی فرانسه که نزدیک خانه نوستراداموس قرار داشته اشاره دارد.
@ehsanname
↔️ البته طرفداران نوستراداموس هم کوتاه نمیآیند و میگویند او در اشعارش عمدا از رمز استفاده کرده، کلمات را تغییر داده و اسامی را جابهجا کرده است چون مجبور بوده است پیشگوییهایش را به صورت رمزی و سمبولیک بسراید تا کلیسای کاتولیک او را متهم به جادوگری نکند و از دادگاههای معروف تفتیش عقاید جان به در ببرد. پیشگوییهای او در کتاب «صدگان» (Centuries) جمع شده که در سال ۱۵۵۴ نوشتنش را شروع کرد. «صدگان» شامل ۱۰ کتاب است که در هر کتاب، صد شعر آمده که معمولا در چهار خط یعنی شبیه رباعی (quatrain) هستند. رباعیهای نوستراداموس در زمان خودش چندان پرطرفدار نبود، طوری که تعدادی از رباعیهای کتاب هفتم باقی ماند و هیچ وقت چاپ نشد. اما امروزه او طرفدارانی دارد که معتقدند نوستراداموس اتفاقات مشخصی مثل انقلاب فرانسه (در رباعی ۵۷ کتاب دوم) یا ظهور سه ضدمسیح را پیشبینی کرده است که تا به حال از سه ضدمسیح او، دوتایشان (ناپلئون و هیتلر) ظهور کردهاند.
@ehsanname
بخشی از مطلب «فرشته یا شیطان؟» در شماره ۳۶۵ هفتهنامه «همشهری جوان»
@ehsanname
⬅️ پيشگوییهاى نوستراداموس ۹۶۵ رباعى است. رباعیها در مورد بلایاى مختلف نظير شيوع امراض، زلزله، جنگ، سیل و ... هستند. تقريبا تمامشان فاقد زمان مشخص هستند. از کلمات مبهم استفاده شده و همهچيز کلى است: مادرانى که گريه میکنند، مردانى که میميرند و آتشهایی که تا آسمان زبانه میکشند. رباعی شماره ۴۲ از صدگان دوم (II24) یکی از مشهورترین رباعیهای اوست که معتقدان به او، میگویند اشاره به جنگ دوم جهانی و ظهور هیتلر و آلمان نازی دارد. این رباعی در ترجمه انگلیسی اریکا چیتام چنین است:
Beasts wild with hunger shall cross the rivers:
Most of the fighting shall be close by the Hister [Danube],
It shall result in the great one being dragged in an iron cage,
While the German shall be watching over the infant Rhine.
ترجمه فارسیاش (ترجمه پوران فرخزاد) چنین است:
حیواناتی که از گرسنگی وحشی شده بودند از آن سوی رودخانه فرا میرسند./ قسمت اعظم منطقه مخالف Hister میباشند./ عامل مهمی سبب میشود که او به داخل یک قفس آهنی کشانده شود./ و در این هنگام است که کودکان آلمانی چیزی مشاهده نمیکنند.
↕️️ در تفسیر این رباعی، گفتهاند Hister را باید تعبیر به هیتلر کرد. هیستر علاوه بر شباهت ظاهریاش با هیتلر، در زبان لاتین به معنای کسی است که اهل و ساکن منطقه رود دانوب باشد (اسم لاتین دانوب Histri است). زادگاه هیتلر هم شهر کوچک «برانآئو ام این» است که در سرچشمه دانوب قرار دارد. مفسران نوستراداموس میگویند توی این رباعی، باید مصرع اول را تعبیر به حزب نازی و خشونت آنها کرد که از رودخانه میگذرند (به کشورهای دیگر تجاوز میکنند) و مصرع سومش را اشاره به شکست نهایی هیتلر در جنگ جهانی دوم دانست. مصرع چهارم هم باز سرنوشت جنگ و روزهای پایانی آن، یعنی شدت بمباران متفقین علیه آلمانیها را می رساند که از شدت انفجارها و گرد و غبار حاصله، چشم چشم را نمیدیده.
میبینید که همه این توجیه و تفسیرها را با بلندنظری خاصی باید از دل این رباعی بیرون کشید. وگرنه هیستر و اهل ساحل رود دانوب را به افراد دیگری هم میشود تعمیم داد که توی منطقه محبوبیت نداشته باشند (مثلا تمام افراد شکستخورده در انتخابات محلی استانهای همجوار دانوب)، ندیدن کودکان آلمانی میتواند علامت یک بیماری واگیر مثل تراخم باشد نه لزوما بمباران؛ هیتلر هم هیچوقت دستگیر نشد و عبارت «داخل قفس آهنی» وجهی ندارد. همینطور است اصطلاح Pau, Nay, Loron (رباعی ۸ کتاب اول «صدگان») که مفسران آن را به ناپلئون تعبیر کردهاند؛ درحالیکه منتقدها منتقدان نوستراداموس میگویند این عبارت در واقع به سه برج در جنوب غربی فرانسه که نزدیک خانه نوستراداموس قرار داشته اشاره دارد.
@ehsanname
↔️ البته طرفداران نوستراداموس هم کوتاه نمیآیند و میگویند او در اشعارش عمدا از رمز استفاده کرده، کلمات را تغییر داده و اسامی را جابهجا کرده است چون مجبور بوده است پیشگوییهایش را به صورت رمزی و سمبولیک بسراید تا کلیسای کاتولیک او را متهم به جادوگری نکند و از دادگاههای معروف تفتیش عقاید جان به در ببرد. پیشگوییهای او در کتاب «صدگان» (Centuries) جمع شده که در سال ۱۵۵۴ نوشتنش را شروع کرد. «صدگان» شامل ۱۰ کتاب است که در هر کتاب، صد شعر آمده که معمولا در چهار خط یعنی شبیه رباعی (quatrain) هستند. رباعیهای نوستراداموس در زمان خودش چندان پرطرفدار نبود، طوری که تعدادی از رباعیهای کتاب هفتم باقی ماند و هیچ وقت چاپ نشد. اما امروزه او طرفدارانی دارد که معتقدند نوستراداموس اتفاقات مشخصی مثل انقلاب فرانسه (در رباعی ۵۷ کتاب دوم) یا ظهور سه ضدمسیح را پیشبینی کرده است که تا به حال از سه ضدمسیح او، دوتایشان (ناپلئون و هیتلر) ظهور کردهاند.
@ehsanname
بخشی از مطلب «فرشته یا شیطان؟» در شماره ۳۶۵ هفتهنامه «همشهری جوان»
یک سند ارزشمند ۷۰۰ساله در آرشیو ملی ایران، متعلق به عصر سلطان ابوسعید مغول، در مورد معافیت مالیاتی یک روستا در منطقه کوهک فارس در ربیعالاول ۷۲۶ هجری قمری @ehsanname
شما که غریبه نیستید
احسان رضایی
@ehsanname
از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، هفتهای که گذشت، برای من چندان راحت و آسان نگذشت. مدام پیش این و آن حس شرمندگی و شرمساری داشتم. فکر میکردم آنها یک چیزهایی میدانند و از کمالاتی برخوردارند که این رفیقتان ندارد و نمیداند. من فقط در ناراحتی از درگذشت جناب کیارستمی که خدا رحمتش کند، با آنها شریک بودم، اما وضعم با بقیه یک فرقی داشت که کم فرقی هم نبود. مدام میدیدم که آحاد ملت دارند قاطی پیامهای تسلیتشان، از سینمای آن مرحوم هم حرف میزنند و تحلیل ارایه میکنند و در تعریف و تمجید از آثار او مسابقه میدهند، تا حدی که یک بابایی نوشته بود که «ما با فیلمهای او بزرگ شدیم»، بعد با خودم مقایسه میکردم که نه تنها با فیلمهایش بزرگ نشدهام، که حتی از سینمایش چیز خاصی هم سر در نمیآورم و این صفت «سینمای اشراقی» را هم که برای آثارش به کار میبرند نمیفهمم که دقیقا چهجور موجودی است. اصلا حالا که تا اینجایش را گفتم، بگذارید بگویم و خودم و شما را خلاص کنم که از تماشای فیلمهایش حوصلهام هم سرمیرفت. باور بفرمایید دوست دارم که من هم مثل بقیه از این قبیل حرفهای باکلاس بزنم، اما دست خودم نیست، گلیم بختِ کسی را که بافتند سیاه به آب کوثر و زمزم سفید نتوان کرد. هرچی خاک آن مرحوم است، عمر شما باشد، ما بچه بودیم که فیلم «خانه دوست کجاست؟» را ساخته بود. خب فیلم هم برای کانون پرورش فکری بود و کانون هم در آن ایام عزیزکرده بود و هرچه میساخت بر روی سر حلوا حلوا میکردند. فیلم که اکران شد، مدام از طرف مدرسه ما را میبردند به تماشایش. روز دانشآموز یک نوبت میرفتیم و میدیدیم، روز معلم نوبت دیگر. ثلث اول شاگرد اول میشدیم، جایزهمان سینما و تماشای همین فیلم بود، ثلث دوم که از قصد و به زور اشتباه جواب دادن سر یکی دوتا امتحان، شاگرد سوم میشدیم، میگفتند نظر به اهمیت موضوع، این ثلث شاگردهای اول تا سوم را میبرند تماشای «خانه دوست کجاست؟». حتی بعد از این که اکران فیلم در تهران تمام شد و خیال کردیم که ماجرا ختم به خیر شده، بردندمان اردو به رامسر و آنجا در برنامه تفریحیمان، رفتن به بازارِ شهر و ایضا سینما گذاشتند که رفتیم و دیدیم ای دل غافل، آنجا تازه اکران «خانه دوست کجاست؟» شروع شده. خوانندهای که شما باشی، این فیلم ماجرای پسربچهای است که در مدرسه «دفتر مخشِ ممدرضا نعمتزاده» را اشتباهی برداشته و حالا میخواهد برود او را پیدا کند و دفترش را پس بدهد، اما هرچی میرود نمیرسد. خب انصاف بدهید این فیلم مناسب سن بچه است؟ این نرسیدن و گم شدن و نامرادی و ناکامی، به کار کودک و حتی نوجوان میآید؟ خب نمیآید دیگر. فیلم را نفهمیدم و بین خودمان بماند، یک مقداری هم خوف کردم و دیگر دلمان با سینمای کیارستمی صاف نشد که نشد. نه اینکه کارهایش را نبینم، نه، جسته و گریخته دیدم، اما هر بار دور و دورتر شدم. میدانم که از بخت گمراه خودم است، اما واقعا جز این چندتای آخری، «۱۰» و «کپی برابر اصل» و «شیرین»، در مورد بقیه کلا نفهمیدیم که لیلی مورد نظرِ آن خدابیامرز، مرد بود یا زن. این چیزها البته الان اسباب شرمندگی است، ولی همان «کپی برابر اصل» وقتی که اکران شد در کل یک ماه و نیم اکرانش، حدود ۶هزار بیننده داشت. الان را نگاه نکنید که مرغ تسبیحگوی و من خاموش، بلکه شرمنده هستم، سابق بر این ترجیح بقیه هم سینمای قصهگو بود. به قول آن جوک معروف، مشکل از جایی شروع شد که جاده پیچید و من، نپیچیدم.
@ehsanname
یادداشت در شماره ۵۶۱ «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، هفتهای که گذشت، برای من چندان راحت و آسان نگذشت. مدام پیش این و آن حس شرمندگی و شرمساری داشتم. فکر میکردم آنها یک چیزهایی میدانند و از کمالاتی برخوردارند که این رفیقتان ندارد و نمیداند. من فقط در ناراحتی از درگذشت جناب کیارستمی که خدا رحمتش کند، با آنها شریک بودم، اما وضعم با بقیه یک فرقی داشت که کم فرقی هم نبود. مدام میدیدم که آحاد ملت دارند قاطی پیامهای تسلیتشان، از سینمای آن مرحوم هم حرف میزنند و تحلیل ارایه میکنند و در تعریف و تمجید از آثار او مسابقه میدهند، تا حدی که یک بابایی نوشته بود که «ما با فیلمهای او بزرگ شدیم»، بعد با خودم مقایسه میکردم که نه تنها با فیلمهایش بزرگ نشدهام، که حتی از سینمایش چیز خاصی هم سر در نمیآورم و این صفت «سینمای اشراقی» را هم که برای آثارش به کار میبرند نمیفهمم که دقیقا چهجور موجودی است. اصلا حالا که تا اینجایش را گفتم، بگذارید بگویم و خودم و شما را خلاص کنم که از تماشای فیلمهایش حوصلهام هم سرمیرفت. باور بفرمایید دوست دارم که من هم مثل بقیه از این قبیل حرفهای باکلاس بزنم، اما دست خودم نیست، گلیم بختِ کسی را که بافتند سیاه به آب کوثر و زمزم سفید نتوان کرد. هرچی خاک آن مرحوم است، عمر شما باشد، ما بچه بودیم که فیلم «خانه دوست کجاست؟» را ساخته بود. خب فیلم هم برای کانون پرورش فکری بود و کانون هم در آن ایام عزیزکرده بود و هرچه میساخت بر روی سر حلوا حلوا میکردند. فیلم که اکران شد، مدام از طرف مدرسه ما را میبردند به تماشایش. روز دانشآموز یک نوبت میرفتیم و میدیدیم، روز معلم نوبت دیگر. ثلث اول شاگرد اول میشدیم، جایزهمان سینما و تماشای همین فیلم بود، ثلث دوم که از قصد و به زور اشتباه جواب دادن سر یکی دوتا امتحان، شاگرد سوم میشدیم، میگفتند نظر به اهمیت موضوع، این ثلث شاگردهای اول تا سوم را میبرند تماشای «خانه دوست کجاست؟». حتی بعد از این که اکران فیلم در تهران تمام شد و خیال کردیم که ماجرا ختم به خیر شده، بردندمان اردو به رامسر و آنجا در برنامه تفریحیمان، رفتن به بازارِ شهر و ایضا سینما گذاشتند که رفتیم و دیدیم ای دل غافل، آنجا تازه اکران «خانه دوست کجاست؟» شروع شده. خوانندهای که شما باشی، این فیلم ماجرای پسربچهای است که در مدرسه «دفتر مخشِ ممدرضا نعمتزاده» را اشتباهی برداشته و حالا میخواهد برود او را پیدا کند و دفترش را پس بدهد، اما هرچی میرود نمیرسد. خب انصاف بدهید این فیلم مناسب سن بچه است؟ این نرسیدن و گم شدن و نامرادی و ناکامی، به کار کودک و حتی نوجوان میآید؟ خب نمیآید دیگر. فیلم را نفهمیدم و بین خودمان بماند، یک مقداری هم خوف کردم و دیگر دلمان با سینمای کیارستمی صاف نشد که نشد. نه اینکه کارهایش را نبینم، نه، جسته و گریخته دیدم، اما هر بار دور و دورتر شدم. میدانم که از بخت گمراه خودم است، اما واقعا جز این چندتای آخری، «۱۰» و «کپی برابر اصل» و «شیرین»، در مورد بقیه کلا نفهمیدیم که لیلی مورد نظرِ آن خدابیامرز، مرد بود یا زن. این چیزها البته الان اسباب شرمندگی است، ولی همان «کپی برابر اصل» وقتی که اکران شد در کل یک ماه و نیم اکرانش، حدود ۶هزار بیننده داشت. الان را نگاه نکنید که مرغ تسبیحگوی و من خاموش، بلکه شرمنده هستم، سابق بر این ترجیح بقیه هم سینمای قصهگو بود. به قول آن جوک معروف، مشکل از جایی شروع شد که جاده پیچید و من، نپیچیدم.
@ehsanname
یادداشت در شماره ۵۶۱ «همشهری جوان»
✍ عاشقانههای کنکوری ❤️
@ehsanname
حتی سوالاتِ کتاب تستِ کنکورت
عاشق که باشی، بیتهای محشری دارد ...
#بهمن_صباغ_زاده
گفتی که این کار بخت است، اما خیال تو تخت است
کنکور وصل تو سخت است، بد میشود آزمونم
#سید_اکبر_میرجعفری
درسخوان بودم ولی کنکورِ عشقت سخت بود
تستهایش در کتاب گاج هم پیدا نشد
#ایمان_صابر
در آزمون نگاهت کسی نگشته حریف
نه من، نه گاج، نه حتی مدرسان شریف
#لاادری
شاعر شدن یعنی فقط حسرت ... فقط حسرت
یعنی تو دانشگاهی و من پشتکنکورم
#حانیه_دری
خدا نخواست من و تو کنار هم باشیم
سه، چار هفته به کنکور شوهرت دادند
#حامد_عسکری
یک هفته به کنکور، عروست کردند
دیوانه شدم ... روانشناسی خواندم
#لاادری
@ehsanname
@ehsanname
حتی سوالاتِ کتاب تستِ کنکورت
عاشق که باشی، بیتهای محشری دارد ...
#بهمن_صباغ_زاده
گفتی که این کار بخت است، اما خیال تو تخت است
کنکور وصل تو سخت است، بد میشود آزمونم
#سید_اکبر_میرجعفری
درسخوان بودم ولی کنکورِ عشقت سخت بود
تستهایش در کتاب گاج هم پیدا نشد
#ایمان_صابر
در آزمون نگاهت کسی نگشته حریف
نه من، نه گاج، نه حتی مدرسان شریف
#لاادری
شاعر شدن یعنی فقط حسرت ... فقط حسرت
یعنی تو دانشگاهی و من پشتکنکورم
#حانیه_دری
خدا نخواست من و تو کنار هم باشیم
سه، چار هفته به کنکور شوهرت دادند
#حامد_عسکری
یک هفته به کنکور، عروست کردند
دیوانه شدم ... روانشناسی خواندم
#لاادری
@ehsanname
اولین واکنش طنزِ ادبی نسبت به کودتا:
@ehsanname
حالا که ترکیه شلوغ شده، ایران عرضه داشته باشه مولوی را به اسم خودش ثبت کند! 😅
@ehsanname
حالا که ترکیه شلوغ شده، ایران عرضه داشته باشه مولوی را به اسم خودش ثبت کند! 😅
🇹🇷 با کودتا هم میشود عاشقانه گفت
@ehsanname
در قلب من آشفتهبازاری به پا کردی
مانند بمبی سهمگین در من صدا کردی
من خواب بودم تا که فهمیدم شبانه
مانند ارتشهای ترکی کودتا کردی!
#کمیل_آزادی
@ehsanname
در قلب من آشفتهبازاری به پا کردی
مانند بمبی سهمگین در من صدا کردی
من خواب بودم تا که فهمیدم شبانه
مانند ارتشهای ترکی کودتا کردی!
#کمیل_آزادی
پیروزی و شکست یک کودتا، در چند فریم. برگی از کمیک «گوش شکسته» تنتن و ماجرای کودتای ژنرال آلکازار در سنتئودور. آلکازار بالاخره در «تنتن و پیکاروها» توانست ژنرال تاپیوکا را برکنار کند @ehsanname
🔷 شب بیخوابیِ نویسندگان ترک
@ehsanname
ایبنا، گزارشی از توئیتهای الیف شافاک، نویسنده رمان پرفروشِ «ملت عشق» و احمد امید، جنایینویسِ صاحب رمان «سلطانکشی» و دیگران در طول شب کودتا منتشر کرده 👇
http://ibna.ir/fa/doc/tolidi/238450
اورهان پاموک که جزو منتقدان سرسخت اردوغان است، هنوز هیچ اظهار نظری نداشته است
@ehsanname
ایبنا، گزارشی از توئیتهای الیف شافاک، نویسنده رمان پرفروشِ «ملت عشق» و احمد امید، جنایینویسِ صاحب رمان «سلطانکشی» و دیگران در طول شب کودتا منتشر کرده 👇
http://ibna.ir/fa/doc/tolidi/238450
اورهان پاموک که جزو منتقدان سرسخت اردوغان است، هنوز هیچ اظهار نظری نداشته است
🇹🇷 و همچنان عاشقانههای کودتا
@ehsanname
عشق تو کودتای ترکیه است، وسطِ تیرماه جنجالی
یک بغل "مرگ بر نخواستنت" تا بفهمم که دوستم داری
"ارتش" سلطهپرورت یک ور، یک طرف "مردم"ِ غزلهایم
و همه راهها که ختم است به ... ردِ بوسه به روی پیشانی
#فرشته_حکمت_نیا
@ehsanname
عشق تو کودتای ترکیه است، وسطِ تیرماه جنجالی
یک بغل "مرگ بر نخواستنت" تا بفهمم که دوستم داری
"ارتش" سلطهپرورت یک ور، یک طرف "مردم"ِ غزلهایم
و همه راهها که ختم است به ... ردِ بوسه به روی پیشانی
#فرشته_حکمت_نیا
مرحوم جمشید ارجمند، به چندین هنر، از جمله ترانهسرایی آراسته بود. ترانه معروف «دامنکشان» او را که نیم قرن پیش سروده، با خط خودش ببینید که برای مجله «بخارا» یادگاری نوشته بود @ehsanname
تصویری از مراسم تشییع جمشید ارجمند، امروز صبح، ساختمان شماره ۲ خانه سینما @ehsanname
گزارش تصویری ایسنا از مادران سربازهای کشته شده در حادثه تصادف نیریز
isna.ir/photo/95040115308/
isna.ir/photo/95040115308/
🍯 این خرس محبوب است
@ehsanname
طبق نتایج جدیدترین نظرسنجی «گاردین» درباره شخصیتهای ادبیات کودکان، نوشتۀ ۹۰سال پیشِ آلن الکساندر میلن برای پسرش کریستوفر رابین، هنوز هم محبوب است. طبق این نظرسنجی، وینی پو محبوبترین شخصیت داستانهای کودک و نوجوان برای خوانندگان انگلیسی است. رتبه دوم به هری پاتر اختصاص دارد. رتبه سوم برای جورجینا (یا آن طور که خودش دوست دارد صدایش کنند: جورج) از سری «پنج مشهور» انید بلایتون است (این مجموعه به فارسی ترجمه نشده). بیلبو بگینز از «هابیت» تالکین و «ماتیلدای»ی رولد دال هم رتبههای بعدی هستند. در ادامه جدول، رتبه ششمِ لوسی، دختر کوچولوی «نارنیا» و سیزدهم شدن «شازده کوچولو» جالب توجه است. فهرست کامل را ایجا ببینید 👇
theguardian.com/books/2016/jul/15/winnie-the-pooh-beats-harry-potter-in-best-loved-book-character-poll
@ehsanname
طبق نتایج جدیدترین نظرسنجی «گاردین» درباره شخصیتهای ادبیات کودکان، نوشتۀ ۹۰سال پیشِ آلن الکساندر میلن برای پسرش کریستوفر رابین، هنوز هم محبوب است. طبق این نظرسنجی، وینی پو محبوبترین شخصیت داستانهای کودک و نوجوان برای خوانندگان انگلیسی است. رتبه دوم به هری پاتر اختصاص دارد. رتبه سوم برای جورجینا (یا آن طور که خودش دوست دارد صدایش کنند: جورج) از سری «پنج مشهور» انید بلایتون است (این مجموعه به فارسی ترجمه نشده). بیلبو بگینز از «هابیت» تالکین و «ماتیلدای»ی رولد دال هم رتبههای بعدی هستند. در ادامه جدول، رتبه ششمِ لوسی، دختر کوچولوی «نارنیا» و سیزدهم شدن «شازده کوچولو» جالب توجه است. فهرست کامل را ایجا ببینید 👇
theguardian.com/books/2016/jul/15/winnie-the-pooh-beats-harry-potter-in-best-loved-book-character-poll
تصویر آرامگاه خیام، قبل از بنای فعلی که در ۱۳۳۸ ساخته شد - به نقل از سالنامه «چمن» ۱۳۱۳ @ehsanname
بازخوانی یادداشتی از خسرو شکیبایی در سالگرد درگذشتش - به نقل از مجله «فیلم» شماره ۱۸۳ (دی ۷۴) ویژه صدسالگی سینما @ehsanname
Forwarded from کتابباز.شبکهنسیم
📸 #احسان_رضایی در پاتوق #کتاب_باز
🕗 امشب تماشا کنید! ساعت 20
🎤با اجرای #امیر_حسین_صدیق
📺 #شبکه_نسیم
🆔 https://telegram.me/joinchat/AfROVT86wN7zhOAKshtP-Q
🕗 امشب تماشا کنید! ساعت 20
🎤با اجرای #امیر_حسین_صدیق
📺 #شبکه_نسیم
🆔 https://telegram.me/joinchat/AfROVT86wN7zhOAKshtP-Q