🔺مرد کاتب، هند در دوره مغولی (گورکانیان)، حدود ۱۶۲۵ میلادی (از اینجا). فرم نشستن و اخم مرد برای تمرکز هنگام کتابت را ببینید @ehsanname
🔹عرفان مجیب: نیوزویک گزارش داده که یه طوطی به نام روکو در غیاب صاحبش با دستگاه alexaی شرکت آمازون توتفرنگی، هندونه و کتری برقی سفارش داده. ظاهراً کابوسهای دیرین شورش حیوانات داره با همدستی ماشینها محقق میشه.
@ehsanname
📌در مورد طوطیهای مشهور عالم ادبیات اینجا بخونید:
tarjomaan.com/neveshtar/7841/
@ehsanname
📌در مورد طوطیهای مشهور عالم ادبیات اینجا بخونید:
tarjomaan.com/neveshtar/7841/
📊جدیدترین آمار کتابخوانی در ایران: ۱۵دقیقه و ۲۲ثانیه در روز
@ehsanname
🔸طبق نتایج طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار سال۹۶ (مرکز آمار ایران) ۵۸درصد افراد ۱۵ساله به بالای باسواد در کشور، طی سال قبل از آمارگیری، مطالعه کتاب غیردرسی داشتهاند. سرانه مطالعه کتاب غیردرسی افراد ۱۵ساله به بالا، ۷ساعت و ۴۱دقیقه در ماه بوده که از این میزان سرانه ماهانه مطالعه قرآن و ادعیه ۳ساعت و ۷دقیقه است. این اعداد را تقسیم بر ۳۰ (روزهای ماه) که کنیم، میشود ۱۵دقیقه و ۲۲ثانیه که ۶دقیقه و ۱۴ثانیهاش اختصاص به قرآن و ادعیه دارد. سرانۀ ماهانه مطالعه روزنامه هم ۱ساعت و ۲۷دقیقه ذکر شده که میشود روزی ۲دقیقه و ۵۴ثانیه.
@ehsanname
🔸طبق نتایج طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار سال۹۶ (مرکز آمار ایران) ۵۸درصد افراد ۱۵ساله به بالای باسواد در کشور، طی سال قبل از آمارگیری، مطالعه کتاب غیردرسی داشتهاند. سرانه مطالعه کتاب غیردرسی افراد ۱۵ساله به بالا، ۷ساعت و ۴۱دقیقه در ماه بوده که از این میزان سرانه ماهانه مطالعه قرآن و ادعیه ۳ساعت و ۷دقیقه است. این اعداد را تقسیم بر ۳۰ (روزهای ماه) که کنیم، میشود ۱۵دقیقه و ۲۲ثانیه که ۶دقیقه و ۱۴ثانیهاش اختصاص به قرآن و ادعیه دارد. سرانۀ ماهانه مطالعه روزنامه هم ۱ساعت و ۲۷دقیقه ذکر شده که میشود روزی ۲دقیقه و ۵۴ثانیه.
احساننامه
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۷ @ehsanname فرق ندارد به جادو اعتقاد داشته باشید یا نه. در فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید که توسط مجله معتبر Forbes اعلام شده، رولینگ بعد از یک دهه عنوان پردرآمدترین نویسنده سال را دوباره مال خود کرده است. Forbes…
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۸ و نقش ترامپ
@ehsanname
مجله Forbes برای بیستمین سال فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال را اعلام کرد و جیمز پترسون، برای دهمین بار در صدر این فهرست قرار گرفت. جیمز پترسون که امسال رمان «رئیسجمهور گم شده است» را بطور مشترک با بیل کلینتون منتشر کرد، ۸۶ میلیون دلار درآمد داشته. یعنی ۱۶۳ونیم دلار برای هر دقیقه از شبانهروز. اما نکتۀ اصلی اینجا نیست. نکتۀ اصلی نقش دونالد ترامپ در این فهرست است. امسال هم استیون کینگ که به مخالفت با ترامپ شهره است، فروش بهتری از هر سالش داشت و هم اینکه برای اولین بار نویسندۀ یک کتاب غیرداستانی به این فهرست راه یافت. مایکل وولف توانست ۱.۷ میلیون نسخه از کتاب «آتش و خشم» را بفروشد. یک قرارداد بزرگ هفت رقمی برای نوشتن ادامۀ کتاب امضا کرد، قرار است از آن فیلم سینمایی و تلویزیونی ساخته شود. یک سریال هم از همین کتاب در دست تولید است. خلاصه که نوشتن علیه ترامپ حسابی برای مایکل وولف ساخته.
امسال جی.کی. رولینگ فروش همیشگی خودش را نداشت و فیلم «جانواران شگفتانگیز و زیستگاه آنها» کمفروشترین فیلم در سری هری پاترها بود. جورج آر. آر. مارتین، نویسنده «بازی تاج و تخت» که کتابش را بیرون نداد و پائولا هاوکینز نویسنده «دختری در قطار» که کتاب جدیدش، «درون آب» نتوانست موفقیت کتاب قبلی او را کسب کند. از این فهرست بیرون ماندند. در مجموع ۱۱ نویسنده پردرآمد این فهرست ۲۴.۵ میلیون نسخه از کتاب چاپی خود را در آمریکا ظرف یک سال به فروش رساندهاند و ۲۸۳ میلیون دلار درآمد داشتهاند. باقی نکات را در اینجا ببینید 👇
📌 forbes.com/sites/hayleycuccinello/2018/12/11/worlds-highest-paid-authors-2018-michael-wolff/#313613c62517
اگر هم حوصله خواندن مطلب را ندارید، بدانید که فهرست پردرآمدترین نویسندگان امسال از قرار زیر است. فهرست Forbes بر اساس فروش انواع کتاب چاپی، صوتی و ای-بوک، درآمد اقتباسهای سینمایی، تلویزیونی و نمایشهای تئاتر محاسبه میشود.
💵 ۱- جیمز پترسون با ۸۶ میلیون دلار
💰 ۲- جی. کی. رولینگ با ۵۴ میلیون دلار
💵 ۳- استیون کینگ با ۲۷ میلیون دلار
💰 ۴- جان گریشام با ۲۱ میلیون دلار
💵 ۵- جف کینی و دن براون با ۱۸.۵ میلیون دلار
💰 ۷- مایکل وولف با ۱۳ میلیون دلار
💵 ۸- دانیل استیل و نورا رابرتز با ۱۲ میلیون دلار
💰 ۱۰- ریک ریوردان و ای. ال. جیمز با ۱۰.۵ میلیون دلار
@ehsanname
@ehsanname
مجله Forbes برای بیستمین سال فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال را اعلام کرد و جیمز پترسون، برای دهمین بار در صدر این فهرست قرار گرفت. جیمز پترسون که امسال رمان «رئیسجمهور گم شده است» را بطور مشترک با بیل کلینتون منتشر کرد، ۸۶ میلیون دلار درآمد داشته. یعنی ۱۶۳ونیم دلار برای هر دقیقه از شبانهروز. اما نکتۀ اصلی اینجا نیست. نکتۀ اصلی نقش دونالد ترامپ در این فهرست است. امسال هم استیون کینگ که به مخالفت با ترامپ شهره است، فروش بهتری از هر سالش داشت و هم اینکه برای اولین بار نویسندۀ یک کتاب غیرداستانی به این فهرست راه یافت. مایکل وولف توانست ۱.۷ میلیون نسخه از کتاب «آتش و خشم» را بفروشد. یک قرارداد بزرگ هفت رقمی برای نوشتن ادامۀ کتاب امضا کرد، قرار است از آن فیلم سینمایی و تلویزیونی ساخته شود. یک سریال هم از همین کتاب در دست تولید است. خلاصه که نوشتن علیه ترامپ حسابی برای مایکل وولف ساخته.
امسال جی.کی. رولینگ فروش همیشگی خودش را نداشت و فیلم «جانواران شگفتانگیز و زیستگاه آنها» کمفروشترین فیلم در سری هری پاترها بود. جورج آر. آر. مارتین، نویسنده «بازی تاج و تخت» که کتابش را بیرون نداد و پائولا هاوکینز نویسنده «دختری در قطار» که کتاب جدیدش، «درون آب» نتوانست موفقیت کتاب قبلی او را کسب کند. از این فهرست بیرون ماندند. در مجموع ۱۱ نویسنده پردرآمد این فهرست ۲۴.۵ میلیون نسخه از کتاب چاپی خود را در آمریکا ظرف یک سال به فروش رساندهاند و ۲۸۳ میلیون دلار درآمد داشتهاند. باقی نکات را در اینجا ببینید 👇
📌 forbes.com/sites/hayleycuccinello/2018/12/11/worlds-highest-paid-authors-2018-michael-wolff/#313613c62517
اگر هم حوصله خواندن مطلب را ندارید، بدانید که فهرست پردرآمدترین نویسندگان امسال از قرار زیر است. فهرست Forbes بر اساس فروش انواع کتاب چاپی، صوتی و ای-بوک، درآمد اقتباسهای سینمایی، تلویزیونی و نمایشهای تئاتر محاسبه میشود.
💵 ۱- جیمز پترسون با ۸۶ میلیون دلار
💰 ۲- جی. کی. رولینگ با ۵۴ میلیون دلار
💵 ۳- استیون کینگ با ۲۷ میلیون دلار
💰 ۴- جان گریشام با ۲۱ میلیون دلار
💵 ۵- جف کینی و دن براون با ۱۸.۵ میلیون دلار
💰 ۷- مایکل وولف با ۱۳ میلیون دلار
💵 ۸- دانیل استیل و نورا رابرتز با ۱۲ میلیون دلار
💰 ۱۰- ریک ریوردان و ای. ال. جیمز با ۱۰.۵ میلیون دلار
@ehsanname
💵 پردرآمدترین نویسندگان پنج سال اخیر دنیا، طبق اعلام مجله Forbes. از این فهرست در ایران، فقط جی. کی. رولینگ (با هری پاتر)، دن براون (با ماجراهای رابرت لنگدان) و جف کینی (با «خاطرات یک بچه چلمن») پرفروش هستند @ehsanname
🔹کسی میداند منظور طراح جلدِ چاپ جدید «کافه پیانو» (تصویر سمت چپ) چی هست؟ ارتباطش با کتاب چطور؟ بعد چرا باید حتماً طرح جلد را عوض کرد؟ آن هم در چاپ ۵۸م؟ @ehsanname
خواجو گفت:
چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد
که یادت از من خستهجگر نمیآید؟
حافظ گفت:
چه جرم کردهام ای جان و دل به حضرت تو
که طاعت من بیدل نمیشود مقبول؟
سعدی گفت:
چه جرم رفت که با ما سخن نمیگویی
چه کردهام که به هجران تو سزاوارم؟
بله. آدم هیچ وقت جرمش را نمیداند.
twitter.com/goorbachof1/status/1070366384905994246
چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد
که یادت از من خستهجگر نمیآید؟
حافظ گفت:
چه جرم کردهام ای جان و دل به حضرت تو
که طاعت من بیدل نمیشود مقبول؟
سعدی گفت:
چه جرم رفت که با ما سخن نمیگویی
چه کردهام که به هجران تو سزاوارم؟
بله. آدم هیچ وقت جرمش را نمیداند.
twitter.com/goorbachof1/status/1070366384905994246
Forwarded from نور سیاه
امروز مراسم بزرگداشت استاد محمدعلی موحد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. هیچ تجلیلی فینفسه بر موحد نمیافزاید اما به حکم مادح خورشید مداح خود است، شعور و بینش برگزارکنندگان این مجلس گرامی را نشان میدهد.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند... درود بر محمدعلی موحد که آنقدر نازنین و نازنین و نازنین است که مثل شفیعیکدکنیمردی در صفالنعال مجلس بزرگداشتش بر زمین مینشیند.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند... درود بر محمدعلی موحد که آنقدر نازنین و نازنین و نازنین است که مثل شفیعیکدکنیمردی در صفالنعال مجلس بزرگداشتش بر زمین مینشیند.
🗓زمان برگزاری نمایشگاه کتاب سال بعد مشخص شد. طبق اعلام شورای سیاستگذاری نمایشگاه، سی و دومین دورۀ نمایشگاه کتاب تهران، زودتر از معمول و روزهای ۴ تا ۱۴ اردیبهشتماه ۱۳۹۸ برگزار خواهد شد تا با ماه مبارک رمضان تداخل نکند @ehsanname
bit.ly/2R6cMiZ
✍️مجتبی شکوری: قرار بود امشب در مورد مفهوم سایه و دبی فورد بنویسم. دو ساعت تمام است دارم جان میکنم که چیزی بنویسم اما از دیروز من هم مثل شما ویرانم از تصور سوختن کودکانی که به هوای زلزله زیر میزهاشان پناه گرفته بودند و گیر کردند بین شعلهها. میدانم مادرهای این بچهها «تصور میکنند» لحظه لحظه سوختن بچههاشان را. من از تصورِ تصورِ مادرها دارم دق میکنم.
@drmojtabashakoori
چند سال پیش، وزیر وقت آموزش و پرورش گفته بود برای اصلاح سیستم گرمایش کل مدارس ایران هزار میلیارد تومان بودجه لازم است. هزار میلیارد تومان زیاد نیست اگر رقم اختلاسهای چندسال اخیر را با آن مقایسه کنیم. هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی بیخاصیت کشور زیاد نیست. اصلاً زیاد نیست.
.
من دوبار برای حرفزدن با بچهها به زاهدان رفتهام و هر دوبار در هواپیمای بازگشت گریه کردهام. محرومیت زاهدان ترسناک است. باورنکردنی است. برای پایاننامهام همۀ ایران را گشتهام و از آدمها پرسیدهام آرزویتان چیست؟ اگر این۱۸۵۶۶ آرزویی که من جمع کردهام را ورق بزنید، بدون تلاش زیادی میتوانید آرزوهای مردم سیستان و بلوچستان را تشخیص بدهید. کار سختی نیست. «سادهترین» آرزوها مال آنهاست. در زاهدانی که من دیدم آنتیبیوتیک آرزوی کودکی است که خواهرش از یک سرماخوردگی ساده مُرده است. درآمدنِ دستی که در ناامنیها تیر خورده و قطع شده، جوجهکباب، دوباره ديدن خواهرها و برادرهایی که «فروخته شدهاند» هم در لیست آرزوهای بچههای سیستان و بلوچستان هست. اما چیزی که بین همۀ رویاهای بچهها، «فقط» مال این استان است، آرزوی «مُردن» است. اولين بار و در اولين كلاس که بین کاغذها آرزوی مرگ دیدم شُكه شدم اما آنقدر در کلاسهای دیگر تکرار شد تا فهمیدم وجود کودکانی که آرزوی مرگ دارند،از ویژگیهای بینظیر این استان است.
.
روزی که پروپزالم را دفاع میکردم، یک استاد دانشگاه تهران به حالت قهر جلسه را ترک کرد و گفت این پایاننامه سیاهنمایی است. امروز لینک خبر سوختن صبا و مونا و مریم و یکتا را برایش فرستادم و برایش نوشتم برای خودم متاسفم که بیشتر از این سیاهنمایی نکردم. من دیده بودم وضعیت مدارس زاهدان را. شاید اگر بیشتر داد میزدم، مینوشتم و میگفتم امروز کودکی نمیسوخت. جواب داد «روحشان شاد و یادشان گرامی.»
بعد از پیامک میخواستم در مورد سایه و دبیفورد بنویسم که نشد. میدانید فقط خواستم توضیح بدهم چرا نشد. فقط نشستهام و هزار بار تمرین کردهام که مثل استادم بتوانم تایپ کنم: روحشان شاد و یادشان گرامی!
@ehsanname
✍️مجتبی شکوری: قرار بود امشب در مورد مفهوم سایه و دبی فورد بنویسم. دو ساعت تمام است دارم جان میکنم که چیزی بنویسم اما از دیروز من هم مثل شما ویرانم از تصور سوختن کودکانی که به هوای زلزله زیر میزهاشان پناه گرفته بودند و گیر کردند بین شعلهها. میدانم مادرهای این بچهها «تصور میکنند» لحظه لحظه سوختن بچههاشان را. من از تصورِ تصورِ مادرها دارم دق میکنم.
@drmojtabashakoori
چند سال پیش، وزیر وقت آموزش و پرورش گفته بود برای اصلاح سیستم گرمایش کل مدارس ایران هزار میلیارد تومان بودجه لازم است. هزار میلیارد تومان زیاد نیست اگر رقم اختلاسهای چندسال اخیر را با آن مقایسه کنیم. هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی بیخاصیت کشور زیاد نیست. اصلاً زیاد نیست.
.
من دوبار برای حرفزدن با بچهها به زاهدان رفتهام و هر دوبار در هواپیمای بازگشت گریه کردهام. محرومیت زاهدان ترسناک است. باورنکردنی است. برای پایاننامهام همۀ ایران را گشتهام و از آدمها پرسیدهام آرزویتان چیست؟ اگر این۱۸۵۶۶ آرزویی که من جمع کردهام را ورق بزنید، بدون تلاش زیادی میتوانید آرزوهای مردم سیستان و بلوچستان را تشخیص بدهید. کار سختی نیست. «سادهترین» آرزوها مال آنهاست. در زاهدانی که من دیدم آنتیبیوتیک آرزوی کودکی است که خواهرش از یک سرماخوردگی ساده مُرده است. درآمدنِ دستی که در ناامنیها تیر خورده و قطع شده، جوجهکباب، دوباره ديدن خواهرها و برادرهایی که «فروخته شدهاند» هم در لیست آرزوهای بچههای سیستان و بلوچستان هست. اما چیزی که بین همۀ رویاهای بچهها، «فقط» مال این استان است، آرزوی «مُردن» است. اولين بار و در اولين كلاس که بین کاغذها آرزوی مرگ دیدم شُكه شدم اما آنقدر در کلاسهای دیگر تکرار شد تا فهمیدم وجود کودکانی که آرزوی مرگ دارند،از ویژگیهای بینظیر این استان است.
.
روزی که پروپزالم را دفاع میکردم، یک استاد دانشگاه تهران به حالت قهر جلسه را ترک کرد و گفت این پایاننامه سیاهنمایی است. امروز لینک خبر سوختن صبا و مونا و مریم و یکتا را برایش فرستادم و برایش نوشتم برای خودم متاسفم که بیشتر از این سیاهنمایی نکردم. من دیده بودم وضعیت مدارس زاهدان را. شاید اگر بیشتر داد میزدم، مینوشتم و میگفتم امروز کودکی نمیسوخت. جواب داد «روحشان شاد و یادشان گرامی.»
بعد از پیامک میخواستم در مورد سایه و دبیفورد بنویسم که نشد. میدانید فقط خواستم توضیح بدهم چرا نشد. فقط نشستهام و هزار بار تمرین کردهام که مثل استادم بتوانم تایپ کنم: روحشان شاد و یادشان گرامی!
@ehsanname
🔺در چنین روزی (۱۹ دسامبر ۱۸۴۸) خواهر وسطی برونتهها درگذشت، در ۳۰ سالگی و از بیماری سل. پدر برونتهها بسیار سختگیر بود و آنها منزوی و رنگپریده بودند. امیلی برونته ساعتها به تنهایی در باتلاقهای اطراف خانه پرسه میزد، با کسی حرف نمیزد. فقط یک بار بود که تصمیم گرفت افکارش را با بقیه در میان بگذارد، وقتی که رمانی در مذمت عشق نوشت. «بلندیهای بادگیر» ابتدا با اسم مستعار مردانه (اریس بِل) منتشر شد، چندان مورد توجه قرار نگرفت، بعد هم تا مدتها منتقدان او و دو خواهرش را به انتشار دستنویسهای برادر جوانمرگشان (همان که در تصویر سایهاش پیداست) متهم میکردند. اما حالا این رمان توی هر انتخاب و فهرست و نظرسنجی، جزو صدرنشینها و انتخابهای اول است. امیلی برونته، یکی از نمادهای تسلیم مشکلات نشدن و گذر از رنجهاست @ehsanname
📸 خبر خوب اینکه یک کتابفروشی جدید به شهر اضافه شد. کتابفروشی آموت، دیروز بعدازظهر، در دهمین سالگرد آغاز به کار نشر آموت شروع به کار کرد. تبریک به یوسف علیخانی عزیز که از خدمتگزاران واقعی کتاب است
@ehsanname
📍نشانی کتابفروشی آموت: بلوار مرزداران، نبش خیابان آریافر، ساختمان دوهزار، طبقه همکف شمالی
@ehsanname
📍نشانی کتابفروشی آموت: بلوار مرزداران، نبش خیابان آریافر، ساختمان دوهزار، طبقه همکف شمالی
🔹جواب وزیر ارشاد در واکنش به افشای یک کتابسازی و سرقت علمی گسترده در قالب یک مؤسسه فرهنگی و رسمی @ehsanname
راهنمای گرفتن فال حافظ
🎧 در شب یلدا چطوری فال حافظ بگیریم؟ چطور جواب فالمان را تفسیر کنیم؟ شاخ نبات این وسط چی میگوید؟... راهنمای فوریِ فال حافظ، در گفتگوی احسان رضایی با رادیو فرهنگ (۲۹ آذر ۹۷) @ehsanname
✍️ احسان رضایی: جشن شب یلدا، از قدیمیترین مراسم ایرانی است و نشانهاش استفاده از تصویر شب یلدا در شعر قدیمیترین گویندگان شعر فارسی، از قبیل عنصری و منوچهری و ناصر خسرو و دیگران است، تا به امروز.
@ehsanname
🍉در بین این تصاویر شاعرانۀ فراوان، معمولاً کمتر شاعری است که به خود شب یلدا روی خوش نشان بدهد و بیشترشان، از یلدا برای حرفهای دیگر استفاده میکنند. مثلاً ناصرخسرو در نکوهش افرادی که درونشان به زیبایی ظاهرشان نیست، میگوید:
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا
🍉سعدی هم که معلم زندگی است، اینطوری درس تلاش و کوشش و خسته نشدن در برابر مشکلات زندگی میدهد که سیاهی شب باید به اندازه یلدا طول بکشد تا سپیده بزند:
باد آسایش گیتی نزند بر دلِ ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
🍉خواجه حافظ هم که حالا اسمش با شب یلدا گره خورده، از تشبیه این شب برای زدن حرفهای سیاسی استفاده کرده:
صحبت حکّام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
🍉صائب برای ترساندن طرف از قدرت آه خودش، میگوید فکر نکن شب یلدا مثل باقی شبهاست:
آه ما رعناترست از آه ماتمدیدگان
آنچنان کز جملۀ شبها شب یلدا یکی است
🍉بعضیها هم برای توصیف سیاهی و بلندیِ زلف یار از تشبیهِ شب یلدا استفاده کردهاند. یک نمونۀ بامزهاش را رضاقلیخان هدایت، جد بزرگ صادق هدایت، در وصف معشوقی که گیسهایش را از دو طرف میبسته، گفته:
در سالی اگر شبی است یلدا
در یک مَهِ آن صنم دو یلداست
🍉خلاصه که همۀ این شاعران بزرگ در شعرهایشان با موضوع شب یلدا، برای چیزهای دیگری جز شب یلدا شعر گفتهاند. فقط یک بیت از قدسی مشهدی، شاعر قرن یازدهم را سراغ دارم که در آن شاعر با ذکر دلیلی ظریف، میگوید چشم انتظار رسیدن این شب است:
هرچه با زلف تو میمانَد دل از کف میبرَد
روز عمرم در تمنای شب یلدا گذشت
@ehsanname
🍉قدسی مشهدی، به هندوستان مهاجرت کرده و در دربار شاه جهان (همان که برای مزار همسر ایرانیاش، تاجمحل را ساخت) زندگی میکرد و عاقبت هم در کشمیر درگذشت. آیا دوری او از وطن، در سرودن این بیت با آن غم درونی تأثیر داشته؟ نمیدانیم.▫️
@ehsanname
🍉در بین این تصاویر شاعرانۀ فراوان، معمولاً کمتر شاعری است که به خود شب یلدا روی خوش نشان بدهد و بیشترشان، از یلدا برای حرفهای دیگر استفاده میکنند. مثلاً ناصرخسرو در نکوهش افرادی که درونشان به زیبایی ظاهرشان نیست، میگوید:
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا
🍉سعدی هم که معلم زندگی است، اینطوری درس تلاش و کوشش و خسته نشدن در برابر مشکلات زندگی میدهد که سیاهی شب باید به اندازه یلدا طول بکشد تا سپیده بزند:
باد آسایش گیتی نزند بر دلِ ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
🍉خواجه حافظ هم که حالا اسمش با شب یلدا گره خورده، از تشبیه این شب برای زدن حرفهای سیاسی استفاده کرده:
صحبت حکّام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
🍉صائب برای ترساندن طرف از قدرت آه خودش، میگوید فکر نکن شب یلدا مثل باقی شبهاست:
آه ما رعناترست از آه ماتمدیدگان
آنچنان کز جملۀ شبها شب یلدا یکی است
🍉بعضیها هم برای توصیف سیاهی و بلندیِ زلف یار از تشبیهِ شب یلدا استفاده کردهاند. یک نمونۀ بامزهاش را رضاقلیخان هدایت، جد بزرگ صادق هدایت، در وصف معشوقی که گیسهایش را از دو طرف میبسته، گفته:
در سالی اگر شبی است یلدا
در یک مَهِ آن صنم دو یلداست
🍉خلاصه که همۀ این شاعران بزرگ در شعرهایشان با موضوع شب یلدا، برای چیزهای دیگری جز شب یلدا شعر گفتهاند. فقط یک بیت از قدسی مشهدی، شاعر قرن یازدهم را سراغ دارم که در آن شاعر با ذکر دلیلی ظریف، میگوید چشم انتظار رسیدن این شب است:
هرچه با زلف تو میمانَد دل از کف میبرَد
روز عمرم در تمنای شب یلدا گذشت
@ehsanname
🍉قدسی مشهدی، به هندوستان مهاجرت کرده و در دربار شاه جهان (همان که برای مزار همسر ایرانیاش، تاجمحل را ساخت) زندگی میکرد و عاقبت هم در کشمیر درگذشت. آیا دوری او از وطن، در سرودن این بیت با آن غم درونی تأثیر داشته؟ نمیدانیم.▫️
📸فروش نسخه زبان اصلی کتاب پرفروشِ خاطرات میشل اوباما در کتابفروشی بوکلندِ مرکز خرید پالادیوم - عکس از مسعود انصاری @ehsanname
🕓 چرا نگاه نکردم؟
تمام لحظههای سعادت میدانستند
که دستهای تو ویران خواهد شد
و من نگاه نکردم
تا آن زمان که پنجرۀ ساعت
گشوده شد
و آن قناریِ غمگین چهار بار نواخت
چهار بار نواخت ...
@ehsanname
🎧 «امروز، روز اول دیماه است» پس جا دارد در ساعت ۴ عصر، شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد را که برای همین ساعت و روز است، بخوانیم. متن شعر را اینجا پیدا کنید و اگر دوست داشتید، آن را با اجراهایی از خود شاعر، زندهیاد خسرو شکیبایی و خانم الهام پاوهنژاد هم بشنوید 👇
تمام لحظههای سعادت میدانستند
که دستهای تو ویران خواهد شد
و من نگاه نکردم
تا آن زمان که پنجرۀ ساعت
گشوده شد
و آن قناریِ غمگین چهار بار نواخت
چهار بار نواخت ...
@ehsanname
🎧 «امروز، روز اول دیماه است» پس جا دارد در ساعت ۴ عصر، شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد را که برای همین ساعت و روز است، بخوانیم. متن شعر را اینجا پیدا کنید و اگر دوست داشتید، آن را با اجراهایی از خود شاعر، زندهیاد خسرو شکیبایی و خانم الهام پاوهنژاد هم بشنوید 👇
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Forogh Farokhzad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر و صدای #فروغ_فرخزاد از آلبوم «شعرهای فروغ فرخزاد» کانون پرورش فکری، ۱۳۴۴ @ehsanname
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Khosro Shakibaei
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «پری خوانی»، ۱۳۸۲ @ehsanname
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Elham Pavenejad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای الهام پاوهنژاد، از آلبوم «کجاست خانۀ باد؟»، ۱۳۹۳ @ehsanname
Forwarded from احساننامه
❄️سردترین زمستانهای ادبیات کدامند؟
احسان رضایی
@ehsanname
🔟 سرود کریسمس (چارلز دیکنز)
معمولا داستانهای کریسمسی، سرمایشان آنقدرها هم زیاد نیست. اما چون در این داستان، ابنزر اسکروچِ طماع و پولپرست با روحِ سه کریسمس برخورد میکند که به او زندگی سخت مردم در شبهای سرد زمستان را نشان میدهند، پس میشود این رمان را هم جزو دستۀ سردها گذاشت. سرمایی که ممکن بود جان تیم کوچولو، پسر آقای کریچت را هم بگیرد که شکر خدا به خیر گذشت.
9⃣ بینوایان (ویکتور هوگو)
چند صحنه اساسی این رمان طولانی، در زمستان است: ژان والژان به خاطر کار گیر نیاوردن در سوز و سرمای زمستان بود که دست به دزدی نان میزند، در یک زمستان سرد به کوزت برخورد میکند، فانتین مادر کوزت بر اثر سرما مریض میشود و میمیرد، صحنههای انقلاب در زمستان میگذرد و... خلاصه زمستان است.
8⃣ دخترک کبریتفروش (هانس کریستین آندرسن)
داستان معروف طفل دستفروشی در شب سال نو، که ملت دنبال رفت و آمدهای خودشان هستند و کسی از او کبریت نمیخرد تا عاقبت یکه و تنها در خیابان میماند و سعی میکند با روشن کردن یکییکی کبریتها و دیدن چهره مادربزرگش در نور آنها، گرم شود که نمیشود. آندرسن یک داستان سردِ دیگر هم دارد: «ملکه برفی» سنگدلی که دنیا را زیر برف برده. با این حال عمق احساسات «دخترک کبریتفروش» به قدری است که راحت میشود گفت این داستان، سردتر است.
7⃣ نیروی اهریمنیاش (فیلیپ پولمن)
ایده اصلی این داستان، وجود دنیاهای موازی است. تعدادی از این دنیاها، گرم و استوایی هستند، اما در یکی از دنیاها به قطب شمال سفر میکنیم، جایی که شفقِ قطبی پلی است برای سفر میان دنیاها. در اینجا، حضور خرسهای قطبی، عنصر پیشبرنده داستان است. توصیفی که پولمن از خرسهای قطبی، زرههایی که خودشان میسازند و روحیه جنگندگی آنها به دست داده، فوقالعاده است.
6⃣ میشل استروگف (ژول ورن)
فرمانده ارتباطات تزار، مأمور میشود پیام مهمی را به شهر دورافتاده ایرکوتسک در شرق سیبری برساند. دیگر خودتان حسابش را بکنید رمانی که در دشتهای سیبری میگذرد چقدر سرد است. کتاب چنان در توصیف جغرافیای یخی سیبری و مردمانِ زمخت این منطقه موفق است که وقتی ژول ورن قبل از چاپ، نسخهای از کتاب را به سفیرِ روسیه در فرانسه داد، آقای سفیر متن را بدون حتی یک کلمه تغییر برگرداند و گفت: «هیچ نکتهٔ غیرعادی در آن به چشم نخورد».
5⃣ دکتر ژیواگو (بوریس پاسترناک)
متخصص اصلی توصیف سرما، روسها هستند. نمونهاش همین کتاب: داستان پزشکی که تا عاشق شد انقلاب اکتبر میشود و حوادث بین او و معشوقش فاصله میاندازد و باقی رمان، شرح جستجوهای این دو نفر برای وصال دوباره همدیگر است. توصیف سرمای شدید در کنار فقر و تنگدستی طبقه متوسط روسیه که دو جنگ جهانی را از سر گذراندهاند، این رمان را به اثری درخشان، سرد و سوزناک تبدیل کرده است.
4⃣ جنگ و صلح (لئو تولستوی)
اگر در سینما، تصویر تحلیل رفتن ارتش هیتلر در زمستان سخت استالینگراد به خوبی تصویر شده، در دنیای ادبیات، تصویر گیر کردن ارتش ناپلئون در سرمای سخت سال ۱۸۱۲ روسیه را با قلم جادویی تولستوی داریم. در جنگ ارتش روسیه با ناپلئون، بعضی قهرمانان داستان مثل پرنس آندره و نیکلای روستوف درگیر هستند و صحنه مرگ ژنرال کوتوزوف در زیر بارش برف از صحنههای معروف ادبیات است. بجز «جنگ و صلح»، داستان «آنا کارنینا» هم در زمستان میگذرد، ولی آنجا سرما نقش کلیدی ندارد.
3⃣ سپیددندان (جک لندن)
جک لندن دوتا رمان «سگی» دارد، یعنی رمانهایی که روای آنها یک سگ است: در اولی (آوای وحش) باک، سگ اهلی و سربهزیرِ یک قاضی از انسانها جدا میشود و سر از محیط خشن طبیعت درمیآورد. در دومی، یک سگ-گرگی از میان گرگها به دنیای انسانها وارد میشود. این دومی کلا در سرزمینهای یخبندان قطب میگذرد و سپیددندانِ نیمهوحشی اما وفادار، جزو سگهای سورتمه میشود.
2⃣ نارنیا (سی. اس. لوییس)
ایده ملکه یخی آندرسن، اینجا کامل شده و جادوگر، سرتاسر سرزمین مخفیِ نارنیا را در تاریکی و یخبندان اسیر کرده و باعث شده نارنیا صدها سال در زمستان فرو برود. دشمن او، شیری با اسم شرقیِ اصلان است که غرشش میتواند یخ و برف را آب کند، اما جادوگر خود اصلان را هم اسیر کرده و حالا بچهها که شاگرد مدرسههایی معمولی هستند، باید به نارنیا بروند و اصلان را بیدار کنند تا نارنیا را نجات بدهد.
1⃣ ترانه آتش و یخ (جورج آر. آر. مارتین)
و بالاخره میرسیم به یکی از هولناکترین تصاویر سرما و زمستان. جایی که بشر، دیواری جلوی سرزمینهای یخبندان کشیده تا موجودات آن سوی دیوار نتوانند حمله کنند، اما حالا «زمستان طولانی» فرارسیده و هفت قلمرو در خطر است و جز نگهبانان دیوار هم کسی حواسش نیست. بله، وینتر ایز کامینگ.
@ehsanname
📌 از شماره ۱۲۸ «تماشاگران امروز»
احسان رضایی
@ehsanname
🔟 سرود کریسمس (چارلز دیکنز)
معمولا داستانهای کریسمسی، سرمایشان آنقدرها هم زیاد نیست. اما چون در این داستان، ابنزر اسکروچِ طماع و پولپرست با روحِ سه کریسمس برخورد میکند که به او زندگی سخت مردم در شبهای سرد زمستان را نشان میدهند، پس میشود این رمان را هم جزو دستۀ سردها گذاشت. سرمایی که ممکن بود جان تیم کوچولو، پسر آقای کریچت را هم بگیرد که شکر خدا به خیر گذشت.
9⃣ بینوایان (ویکتور هوگو)
چند صحنه اساسی این رمان طولانی، در زمستان است: ژان والژان به خاطر کار گیر نیاوردن در سوز و سرمای زمستان بود که دست به دزدی نان میزند، در یک زمستان سرد به کوزت برخورد میکند، فانتین مادر کوزت بر اثر سرما مریض میشود و میمیرد، صحنههای انقلاب در زمستان میگذرد و... خلاصه زمستان است.
8⃣ دخترک کبریتفروش (هانس کریستین آندرسن)
داستان معروف طفل دستفروشی در شب سال نو، که ملت دنبال رفت و آمدهای خودشان هستند و کسی از او کبریت نمیخرد تا عاقبت یکه و تنها در خیابان میماند و سعی میکند با روشن کردن یکییکی کبریتها و دیدن چهره مادربزرگش در نور آنها، گرم شود که نمیشود. آندرسن یک داستان سردِ دیگر هم دارد: «ملکه برفی» سنگدلی که دنیا را زیر برف برده. با این حال عمق احساسات «دخترک کبریتفروش» به قدری است که راحت میشود گفت این داستان، سردتر است.
7⃣ نیروی اهریمنیاش (فیلیپ پولمن)
ایده اصلی این داستان، وجود دنیاهای موازی است. تعدادی از این دنیاها، گرم و استوایی هستند، اما در یکی از دنیاها به قطب شمال سفر میکنیم، جایی که شفقِ قطبی پلی است برای سفر میان دنیاها. در اینجا، حضور خرسهای قطبی، عنصر پیشبرنده داستان است. توصیفی که پولمن از خرسهای قطبی، زرههایی که خودشان میسازند و روحیه جنگندگی آنها به دست داده، فوقالعاده است.
6⃣ میشل استروگف (ژول ورن)
فرمانده ارتباطات تزار، مأمور میشود پیام مهمی را به شهر دورافتاده ایرکوتسک در شرق سیبری برساند. دیگر خودتان حسابش را بکنید رمانی که در دشتهای سیبری میگذرد چقدر سرد است. کتاب چنان در توصیف جغرافیای یخی سیبری و مردمانِ زمخت این منطقه موفق است که وقتی ژول ورن قبل از چاپ، نسخهای از کتاب را به سفیرِ روسیه در فرانسه داد، آقای سفیر متن را بدون حتی یک کلمه تغییر برگرداند و گفت: «هیچ نکتهٔ غیرعادی در آن به چشم نخورد».
5⃣ دکتر ژیواگو (بوریس پاسترناک)
متخصص اصلی توصیف سرما، روسها هستند. نمونهاش همین کتاب: داستان پزشکی که تا عاشق شد انقلاب اکتبر میشود و حوادث بین او و معشوقش فاصله میاندازد و باقی رمان، شرح جستجوهای این دو نفر برای وصال دوباره همدیگر است. توصیف سرمای شدید در کنار فقر و تنگدستی طبقه متوسط روسیه که دو جنگ جهانی را از سر گذراندهاند، این رمان را به اثری درخشان، سرد و سوزناک تبدیل کرده است.
4⃣ جنگ و صلح (لئو تولستوی)
اگر در سینما، تصویر تحلیل رفتن ارتش هیتلر در زمستان سخت استالینگراد به خوبی تصویر شده، در دنیای ادبیات، تصویر گیر کردن ارتش ناپلئون در سرمای سخت سال ۱۸۱۲ روسیه را با قلم جادویی تولستوی داریم. در جنگ ارتش روسیه با ناپلئون، بعضی قهرمانان داستان مثل پرنس آندره و نیکلای روستوف درگیر هستند و صحنه مرگ ژنرال کوتوزوف در زیر بارش برف از صحنههای معروف ادبیات است. بجز «جنگ و صلح»، داستان «آنا کارنینا» هم در زمستان میگذرد، ولی آنجا سرما نقش کلیدی ندارد.
3⃣ سپیددندان (جک لندن)
جک لندن دوتا رمان «سگی» دارد، یعنی رمانهایی که روای آنها یک سگ است: در اولی (آوای وحش) باک، سگ اهلی و سربهزیرِ یک قاضی از انسانها جدا میشود و سر از محیط خشن طبیعت درمیآورد. در دومی، یک سگ-گرگی از میان گرگها به دنیای انسانها وارد میشود. این دومی کلا در سرزمینهای یخبندان قطب میگذرد و سپیددندانِ نیمهوحشی اما وفادار، جزو سگهای سورتمه میشود.
2⃣ نارنیا (سی. اس. لوییس)
ایده ملکه یخی آندرسن، اینجا کامل شده و جادوگر، سرتاسر سرزمین مخفیِ نارنیا را در تاریکی و یخبندان اسیر کرده و باعث شده نارنیا صدها سال در زمستان فرو برود. دشمن او، شیری با اسم شرقیِ اصلان است که غرشش میتواند یخ و برف را آب کند، اما جادوگر خود اصلان را هم اسیر کرده و حالا بچهها که شاگرد مدرسههایی معمولی هستند، باید به نارنیا بروند و اصلان را بیدار کنند تا نارنیا را نجات بدهد.
1⃣ ترانه آتش و یخ (جورج آر. آر. مارتین)
و بالاخره میرسیم به یکی از هولناکترین تصاویر سرما و زمستان. جایی که بشر، دیواری جلوی سرزمینهای یخبندان کشیده تا موجودات آن سوی دیوار نتوانند حمله کنند، اما حالا «زمستان طولانی» فرارسیده و هفت قلمرو در خطر است و جز نگهبانان دیوار هم کسی حواسش نیست. بله، وینتر ایز کامینگ.
@ehsanname
📌 از شماره ۱۲۸ «تماشاگران امروز»