احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
💵 پردرآمدترین نویسندگان پنج سال اخیر دنیا، طبق اعلام مجله Forbes. از این فهرست در ایران، فقط جی. کی. رولینگ (با هری پاتر)، دن براون (با ماجراهای رابرت لنگدان) و جف کینی (با «خاطرات یک بچه چلمن») پرفروش هستند @ehsanname
🔹کسی می‌داند منظور طراح جلدِ چاپ جدید «کافه پیانو» (تصویر سمت چپ) چی هست؟ ارتباطش با کتاب چطور؟ بعد چرا باید حتماً طرح جلد را عوض کرد؟ آن هم در چاپ ۵۸م؟ @ehsanname
خواجو گفت:
چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد
که یادت از من خسته‌جگر نمی‌آید؟

حافظ گفت:
چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو
که طاعت من بیدل نمی‌شود مقبول؟

سعدی گفت:
چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
چه کرده‌ام که به هجران تو سزاوارم؟

بله. آدم هیچ وقت جرمش را نمی‌داند.
twitter.com/goorbachof1/status/1070366384905994246
Forwarded from نور سیاه
امروز مراسم بزرگداشت استاد محمدعلی موحد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. هیچ تجلیلی فی‌نفسه بر موحد نمی‌افزاید اما به حکم مادح خورشید مداح خود است، شعور و بینش برگزارکنندگان این مجلس گرامی را نشان می‌دهد.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعی‌کدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانه‌درشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعی‌کدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی می‌گذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا می‌فرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچک‌داشت دیگری نمی‌بینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمی‌دانند... درود بر محمدعلی موحد که آنقدر نازنین و نازنین و نازنین است که مثل شفیعی‌کدکنی‌مردی در صف‌النعال مجلس بزرگداشتش بر زمین می‌نشیند.
🗓زمان برگزاری نمایشگاه کتاب سال بعد مشخص شد. طبق اعلام شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه، سی و دومین دورۀ نمایشگاه کتاب تهران، زودتر از معمول و روزهای ۴ تا ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸ برگزار خواهد شد تا با ماه مبارک رمضان تداخل نکند @ehsanname
bit.ly/2R6cMiZ
✍️مجتبی شکوری: قرار بود امشب در مورد مفهوم سایه و دبی فورد بنویسم. دو ساعت تمام است دارم جان می‌کنم که چیزی بنویسم اما از دیروز من هم مثل شما ویرانم از تصور سوختن کودکانی که به هوای زلزله زیر میزهاشان پناه گرفته بودند و گیر کردند بین شعله‌ها. می‌دانم مادرهای این بچه‌ها «تصور می‌کنند» لحظه لحظه سوختن بچه‌هاشان را. من از تصورِ تصورِ مادرها دارم دق می‌کنم.
@drmojtabashakoori
چند سال پیش، وزیر وقت آموزش و پرورش گفته بود برای اصلاح سیستم گرمایش کل مدارس ایران هزار میلیارد تومان بودجه لازم است. هزار میلیارد تومان زیاد نیست اگر رقم اختلاس‌های چندسال اخیر را با آن مقایسه کنیم. هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی بی‌خاصیت کشور زیاد نیست. اصلاً زیاد نیست.
.
من دوبار برای حرف‌زدن با بچه‌ها به زاهدان رفته‌ام و هر دوبار در هواپیمای بازگشت گریه کرده‌ام. محرومیت زاهدان ترسناک است. باورنکردنی است. برای پایان‌نامه‌ام همۀ ایران را گشته‌ام و از آدم‌ها پرسیده‌ام آرزویتان چیست؟ اگر این۱۸۵۶۶ آرزویی که من جمع کرده‌ام را ورق بزنید، بدون تلاش زیادی می‌توانید آرزوهای مردم سیستان و بلوچستان را تشخیص بدهید. کار سختی نیست. «ساده‌ترین» آرزوها مال آن‌هاست. در زاهدانی که من دیدم آنتی‌بیوتیک آرزوی کودکی است که خواهرش از یک سرماخوردگی ساده مُرده است. درآمدنِ دستی که در ناامنی‌ها تیر خورده و قطع شده، جوجه‌کباب، دوباره ديدن خواهر‌ها و برادرهایی که «فروخته شده‌اند» هم در لیست آرزوهای بچه‌های سیستان و بلوچستان هست. اما چیزی که بین همۀ رویاهای بچه‌ها، «فقط» مال این استان است، آرزوی «مُردن» است. اولين بار و در اولين كلاس که بین کاغذها آرزوی مرگ دیدم شُكه شدم اما آن‌قدر در کلاس‌های دیگر تکرار شد تا فهمیدم وجود کودکانی که آرزوی مرگ دارند،از ویژگی‌های بی‌نظیر این استان است.
.
روزی که پروپزالم را دفاع می‌کردم، یک استاد دانشگاه تهران به حالت قهر جلسه را ترک کرد و گفت این پایان‌نامه سیاه‌نمایی است. امروز لینک خبر سوختن صبا و مونا و مریم و یکتا را برایش فرستادم و برایش نوشتم برای خودم متاسفم که بیشتر از این سیاه‌نمایی نکردم. من دیده بودم وضعیت مدارس زاهدان را. شاید اگر بیشتر داد می‌زدم، می‌نوشتم و می‌گفتم امروز کودکی نمی‌سوخت. جواب داد «روحشان شاد و یادشان گرامی.»
بعد از پیامک‌ می‌خواستم در مورد سایه و دبی‌فورد بنویسم که نشد. می‌دانید فقط خواستم توضیح بدهم چرا نشد. فقط نشسته‌ام و هزار بار تمرین کرده‌ام که مثل استادم بتوانم تایپ کنم: روحشان شاد و یادشان گرامی!
@ehsanname
🔺در چنین روزی (۱۹ دسامبر ۱۸۴۸) خواهر وسطی برونته‌ها درگذشت، در ۳۰ سالگی و از بیماری سل. پدر برونته‌ها بسیار سختگیر بود و آنها منزوی و رنگ‌پریده بودند. امیلی برونته ساعتها به تنهایی در باتلاقهای اطراف خانه پرسه می‌زد، با کسی حرف نمی‌زد. فقط یک بار بود که تصمیم گرفت افکارش را با بقیه در میان بگذارد، وقتی که رمانی در مذمت عشق نوشت. «بلندی‌های بادگیر» ابتدا با اسم مستعار مردانه (اریس بِل) منتشر شد، چندان مورد توجه قرار نگرفت، بعد هم تا مدتها منتقدان او و دو خواهرش را به انتشار دستنویس‌های برادر جوانمرگشان (همان که در تصویر سایه‌اش پیداست) متهم می‌کردند. اما حالا این رمان توی هر انتخاب و فهرست و نظرسنجی، جزو صدرنشین‌ها و انتخاب‌های اول است. امیلی برونته، یکی از نمادهای تسلیم مشکلات نشدن و گذر از رنج‌هاست @ehsanname
📸 خبر خوب اینکه یک کتابفروشی جدید به شهر اضافه شد. کتابفروشی آموت، دیروز بعدازظهر، در دهمین سالگرد آغاز به کار نشر آموت شروع به کار کرد. تبریک به یوسف علیخانی عزیز که از خدمتگزاران واقعی کتاب است
@ehsanname
📍نشانی کتابفروشی آموت: بلوار مرزداران، نبش خیابان آریافر، ساختمان دوهزار، طبقه همکف شمالی
🔹جواب وزیر ارشاد در واکنش به افشای یک کتابسازی و سرقت علمی گسترده در قالب یک مؤسسه فرهنگی و رسمی @ehsanname
راهنمای گرفتن فال حافظ
🎧 در شب یلدا چطوری فال حافظ بگیریم؟ چطور جواب فالمان را تفسیر کنیم؟ شاخ نبات این وسط چی می‌گوید؟... راهنمای فوریِ فال حافظ، در گفتگوی احسان رضایی با رادیو فرهنگ (۲۹ آذر ۹۷) @ehsanname
✍️ احسان رضایی: جشن شب یلدا، از قدیمی‌ترین مراسم ایرانی است و نشانه‌اش استفاده از تصویر شب یلدا در شعر قدیمی‌ترین گویندگان شعر فارسی، از قبیل عنصری و منوچهری و ناصر خسرو و دیگران است، تا به امروز.
@ehsanname
🍉در بین این تصاویر شاعرانۀ فراوان، معمولاً کمتر شاعری است که به خود شب یلدا روی خوش نشان بدهد و بیشترشان، از یلدا برای حرفهای دیگر استفاده می‌کنند. مثلاً ناصرخسرو در نکوهش افرادی که درونشان به زیبایی ظاهرشان نیست، می‌گوید:
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا

🍉سعدی هم که معلم زندگی است، اینطوری درس تلاش و کوشش و خسته نشدن در برابر مشکلات زندگی می‌دهد که سیاهی شب باید به اندازه یلدا طول بکشد تا سپیده بزند:
باد آسایش گیتی نزند بر دلِ ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

🍉خواجه حافظ هم که حالا اسمش با شب یلدا گره خورده، از تشبیه این شب برای زدن حرفهای سیاسی استفاده کرده:
صحبت حکّام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید

🍉صائب برای ترساندن طرف از قدرت آه خودش، می‌گوید فکر نکن شب یلدا مثل باقی شبهاست:
آه ما رعناترست از آه ماتم‌دیدگان
آنچنان کز جملۀ شبها شب یلدا یکی است

🍉بعضی‌ها هم برای توصیف سیاهی و بلندیِ زلف یار از تشبیهِ شب یلدا استفاده کرده‌اند. یک نمونۀ بامزه‌اش را رضاقلی‌خان هدایت، جد بزرگ صادق هدایت، در وصف معشوقی که گیس‌هایش را از دو طرف می‌بسته، گفته:
در سالی اگر شبی است یلدا
در یک مَهِ آن صنم دو یلداست

🍉خلاصه که همۀ این شاعران بزرگ در شعرهایشان با موضوع شب یلدا، برای چیزهای دیگری جز شب یلدا شعر گفته‌اند. فقط یک بیت از قدسی مشهدی، شاعر قرن یازدهم را سراغ دارم که در آن شاعر با ذکر دلیلی ظریف، می‌گوید چشم انتظار رسیدن این شب است:
هرچه با زلف تو می‌مانَد دل از کف می‌برَد
روز عمرم در تمنای شب یلدا گذشت
@ehsanname
🍉قدسی مشهدی، به هندوستان مهاجرت کرده و در دربار شاه جهان (همان که برای مزار همسر ایرانی‌اش، تاج‌محل را ساخت) زندگی می‌کرد و عاقبت هم در کشمیر درگذشت. آیا دوری او از وطن، در سرودن این بیت با آن غم درونی تأثیر داشته؟ نمی‌دانیم.▫️
📸فروش نسخه زبان اصلی کتاب پرفروشِ خاطرات میشل اوباما در کتابفروشی بوک‌لندِ مرکز خرید پالادیوم - عکس از مسعود انصاری @ehsanname
🕓 چرا نگاه نکردم؟
تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند
که دست‌های تو ویران خواهد شد
و من نگاه نکردم
تا آن زمان که پنجرۀ ساعت
گشوده شد
و آن قناریِ غمگین چهار بار نواخت
چهار بار نواخت ...
@ehsanname
🎧 «امروز، روز اول دی‌ماه است» پس جا دارد در ساعت ۴ عصر، شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد را که برای همین ساعت و روز است، بخوانیم. متن شعر را اینجا پیدا کنید و اگر دوست داشتید، آن را با اجراهایی از خود شاعر، زنده‌یاد خسرو شکیبایی و خانم الهام پاوه‌نژاد هم بشنوید 👇
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Forogh Farokhzad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر و صدای #فروغ_فرخزاد از آلبوم «شعرهای فروغ فرخزاد» کانون پرورش فکری، ۱۳۴۴ @ehsanname
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Khosro Shakibaei
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «پری خوانی»، ۱۳۸۲ @ehsanname
Iman Biavarim be Aghaze Fasle Sard
Elham Pavenejad
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای الهام پاوه‌نژاد، از آلبوم «کجاست خانۀ باد؟»، ۱۳۹۳ @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
❄️سرد‌ترین زمستان‌های ادبیات کدامند؟
احسان رضایی
@ehsanname
🔟 سرود کریسمس (چارلز دیکنز)
معمولا داستان‌های کریسمسی، سرمایشان آن‌قدر‌ها هم زیاد نیست.‌‌ اما چون در این داستان، ابنزر اسکروچِ طماع و پول‌پرست با روحِ سه کریسمس برخورد می‌کند که به او زندگی سخت مردم در شبهای سرد زمستان را نشان می‌دهند، پس می‌شود این رمان را هم جزو دستۀ سرد‌ها گذاشت. سرمایی که ممکن بود جان تیم کوچولو، پسر آقای کریچت را هم بگیرد که شکر خدا به خیر گذشت.

9⃣ بینوایان (ویکتور هوگو)
چند صحنه اساسی این رمان طولانی، در زمستان است: ژان والژان به خاطر کار گیر نیاوردن در سوز و سرمای زمستان بود که دست به دزدی نان می‌زند، در یک زمستان سرد به کوزت برخورد می‌کند، فانتین مادر کوزت بر اثر سرما مریض می‌شود و می‌میرد، صحنه‌های انقلاب در زمستان می‌گذرد و... خلاصه زمستان است.

8⃣ دخترک کبریت‌فروش (هانس کریستین آندرسن)
داستان معروف طفل دستفروشی در شب سال نو، که ملت دنبال رفت و آمدهای خودشان هستند و کسی از او کبریت نمی‌خرد تا عاقبت یکه و تنها در خیابان می‌ماند و سعی می‌کند با روشن کردن یکی‌یکی کبریت‌ها و دیدن چهره مادربزرگش در نور آن‌ها، گرم شود که نمی‌شود. آندرسن یک داستان سردِ دیگر هم دارد: «ملکه برفی» سنگدلی که دنیا را زیر برف برده. با این حال عمق احساسات «دخترک کبریت‌فروش» به قدری است که راحت می‌شود گفت این داستان، سرد‌تر است.

7⃣ نیروی اهریمنی‌اش (فیلیپ پولمن)
ایده اصلی این داستان، وجود دنیاهای موازی است. تعدادی از این دنیا‌ها، گرم و استوایی هستند، اما در یکی از دنیا‌ها به قطب شمال سفر می‌کنیم، جایی که شفقِ قطبی پلی است برای سفر میان دنیاها. در اینجا، حضور خرسهای قطبی، عنصر پیش‌برنده داستان است. توصیفی که پولمن از خرسهای قطبی، زره‌هایی که خودشان می‌سازند و روحیه جنگندگی آن‌ها به دست داده، فوق‌العاده است.

6⃣ میشل استروگف (ژول ورن)
فرمانده ارتباطات تزار، مأمور می‌شود پیام مهمی را به شهر دورافتاده ایرکوتسک در شرق سیبری برساند. دیگر خودتان حسابش را بکنید رمانی که در دشتهای سیبری می‌گذرد چقدر سرد است. کتاب چنان در توصیف جغرافیای یخی سیبری و مردمانِ زمخت این منطقه موفق است که وقتی ژول ورن قبل از چاپ، نسخه‌ای از کتاب را به سفیرِ روسیه در فرانسه داد، آقای سفیر متن را بدون حتی یک کلمه تغییر برگرداند و گفت: «هیچ نکتهٔ غیرعادی در آن به چشم نخورد».

5⃣ دکتر ژیواگو (بوریس پاسترناک)
متخصص اصلی توصیف سرما، روس‌ها هستند. نمونه‌اش همین کتاب: داستان پزشکی که تا عاشق شد انقلاب اکتبر می‌شود و حوادث بین او و معشوقش فاصله می‌اندازد و باقی رمان، شرح جستجوهای این دو نفر برای وصال دوباره همدیگر است. توصیف سرمای شدید در کنار فقر و تنگدستی طبقه متوسط روسیه که دو جنگ جهانی را از سر گذرانده‌اند، این رمان را به اثری درخشان، سرد و سوزناک تبدیل کرده است.

4⃣ جنگ و صلح (لئو تولستوی)
اگر در سینما، تصویر تحلیل رفتن ارتش هیتلر در زمستان سخت استالینگراد به خوبی تصویر شده، در دنیای ادبیات، تصویر گیر کردن ارتش ناپلئون در سرمای سخت سال ۱۸۱۲ روسیه را با قلم جادویی تولستوی داریم. در جنگ ارتش روسیه با ناپلئون، بعضی قهرمانان داستان مثل پرنس آندره و نیکلای روستوف درگیر هستند و صحنه مرگ ژنرال کوتوزوف در زیر بارش برف از صحنه‌های معروف ادبیات است. بجز «جنگ و صلح»، داستان «آنا کارنینا» هم در زمستان می‌گذرد، ولی آنجا سرما نقش کلیدی ندارد.

3⃣ سپیددندان (جک لندن)
جک لندن دوتا رمان «سگی» دارد، یعنی رمانهایی که روای آن‌ها یک سگ است: در اولی (آوای وحش) باک، سگ اهلی و سربه‌زیرِ یک قاضی از انسان‌ها جدا می‌شود و سر از محیط خشن طبیعت درمی‌آورد. در دومی، یک سگ-گرگی از میان گرگ‌ها به دنیای انسان‌ها وارد می‌شود. این دومی کلا در سرزمین‌های یخبندان قطب می‌گذرد و سپیددندانِ نیمه‌وحشی اما وفادار، جزو سگ‌های سورتمه می‌شود.

2⃣ نارنیا (سی. اس. لوییس)
ایده ملکه یخی آندرسن، اینجا کامل شده و جادوگر، سرتاسر سرزمین مخفیِ نارنیا را در تاریکی و یخبندان اسیر کرده و باعث شده نارنیا صد‌ها سال در زمستان فرو برود. دشمن او، شیری با اسم شرقیِ اصلان است که غرشش می‌تواند یخ و برف را آب کند، اما جادوگر خود اصلان را هم اسیر کرده و حالا بچه‌ها که شاگرد مدرسه‌هایی معمولی هستند، باید به نارنیا بروند و اصلان را بیدار کنند تا نارنیا را نجات بدهد.

1⃣ ترانه آتش و یخ (جورج آر. آر. مارتین)
و بالاخره می‌رسیم به یکی از هولناک‌ترین تصاویر سرما و زمستان. جایی که بشر، دیواری جلوی سرزمین‌های یخبندان کشیده تا موجودات آن سوی دیوار نتوانند حمله کنند، اما حالا «زمستان طولانی» فرارسیده و هفت قلمرو در خطر است و جز نگهبانان دیوار هم کسی حواسش نیست. بله، وینتر ایز کامینگ.
@ehsanname
📌 از شماره ۱۲۸ «تماشاگران امروز»
🍎امروز (۲۵ دسامبر) علاوه بر میلاد مسیح پیامبر، روز تولد آیزاک نیوتن هم هست. بعضی محافل علمی، این روز را شبیه کریسمس، «نیوتن‌مَس» Newtonmas نامگذاری کرده‌اند. در نیوتن‌مس به جای کاج کریسمس، یک درخت سیب (معمولاً مصنوعی) را تزئین می‌کنند و به هم فیلم و سی دی و کتاب‌های علمی هدیه می‌دهند.
@ehsanname
📗یک ارتباط دیگر نیوتن و کتاب، شعر و داستان‌های دربارۀ اوست. مثلا نیوتن در نمایشنامه «فیزیکدان‌ها» فردریش دورنمات حضور دارد، یا در «قصه آقای جرمی ماهیگیر» بئاتریکس پاتر، سوسماری به اسم آیزاک نیوتن هست. شعرهای زیادی هم دربارۀ نیوتن و قوانین معروفش سروده شده.
bit.ly/2AeA0tP
🔹یکی از معروفترین اشعار دربارۀ نیوتن بیتی است که الکساندر پوپ، شاعر قرن هجدهم انگلیس دربارۀ اهمیت او در تاریخ علم گفته: «طبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی پنهان بود، خدا گفت: نیوتن باشد و همه جا روشن شد».
Nature and Nature's laws lay hid in night:
God said, "Let Newton be!" and all was light.

🔸جان اسکوایر، شاعر قرن بیستم انگلیس، بعدها این بیت را به شعر پوپ اضافه کرد تا پایان عصر فیزیک نیوتنی را نشان بدهد: «اما چندان طول نکشید که شیطان فریاد زد: اینشتین باشد و همه چیز به وضع اولش برگشت! »
It did not last: the devil, shouting "Ho.
Let Einstein be," restored the status quo.
📚سهم کتاب از بودجه: امروز لایحه بودجه پیشنهادی ۹۸ به مجلس رفت. در پیوست۴ لایحه بودجه، بخش وزارت ارشاد، دو قسمت هم برای هزینه در مورد کتاب پیش‌بینی شده. یکجا با عنوان «برنامه توسعه نشر و ترویج کتابخوانی»، یکی هم در «برنامه حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات». اعتبار درنظر گرفته شده برای توسعه نشر و ترویج کتابخوانی ۴۳میلیارد و ۸۰میلیون تومان است. در این بخش، بودجه مواردی مثل بررسی (همان ممیزی) کتاب (۴میلیارد تومان)، برگزاری نمایشگاه کتاب تهران (۹.۳میلیارد تومان)، سیاستگذاری نشر، برگزاری مسابقه‌ها و جشنواره‌ها، ... و حمایت از انجمن‌های ادبی (۳.۵ میلیارد تومان) لحاظ شده. در بخش حمایت از نشر، کتاب و مطبوعات هم، اعتبار مدنظر برای حمایت از نشر و ترویج کتابخوانی ۱۱۸میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان است. در این بخش مواردی مثل بُن کتاب (۴۰میلیارد تومان)، تخفیف‌های نمایشگاه‌های کتاب استانی (۷.۶میلیارد تومان) و تخفیف ارزی برای کتاب خارجی در نمایشگاه کتاب تهران (۵.۱میلیارد تومان) آمده. (جداول بالا را ببینید🔍)
@ehsanname
🔺در مجموع سهم کتاب از بودجۀ سال۹۸، ۱۶۱میلیارد و ۵۸۰میلیون تومان است. تقریباً یک‌صدم درصد از کل بودجۀ مصرفی.
⬅️ بخش‌هایی از مصاحبۀ احسان رضایی با ایرنا در مورد برنامه‌های کتابیِ تلویزیون:
@ehsanname
🔸مردم ایران کتاب نمی‌خوانند. از نوجوان گرفته تا پزشک جامعه علاقه‌ای به کتاب ندارند، باورتان می‌شود یکی از مدیران کتابخانه‌ای مهم در کشور، در یک مراسم رسمی زمانی که می‌خواست نام یکی از کتاب‌های جلال آل‌احمد به نام «اورازن» را پشت میکروفن بگوید گفت تارزان؟ یعنی این فرد نه فیلم تارزان را دیده بود و نه کتاب اورازن را خوانده بود که بداند تارزان ربطی به جلال آل‌احمد ندارد! خب از مردم عادی چه انتظاری می‌توان داشت؟

🔹کودکان ما نه در سطح اول آموزش، یعنی خانواده می‌بینند که مادر و یا پدری کتاب بخوانند، نه در سطح دوم آموزش یعنی مدارس زنگ کتابخوانی و معلم علاقمند به کتاب دارند و نه در سطح سوم، یعنی رسانه و همین تلویزیون، در کارتون‌ها و سریال‌ها با کتاب به عنوان یک مسأله مواجه نمی‌شوند. خب این کودک با خواندن بیگانه است.

🔸چرا باید «تاریخ طبری»، با همۀ اهمیت و اعتبارش، در کتابخانه مدرسه‌ای جا بگیرد که دانش‌آموزانش کمتر از ۱۵سال دارند؟ این دانش‌آموزها باید رمان‌های خوب بخوانند، حتی همان رمان‌های ماجراجویانه که به نظرمان کم‌ارزش می‌آید. برخی از ما رمان‌خوان‌ها را مسخره می‌کنیم و باعث می‌شویم مردم عامه همان رمان را هم نخوانند. در همه جای جهان رمان‌های پلیسی و درام مخاطب بیشتری دارد و اوج هنر یک داستان‌نویس عامه‌پسند بودن آن رمان است، اما ما با برچسب عامه‌پسند، خیلی از رمان‌ها را بی‌ارزش تلقی می‌کنیم و هیچ وقت در موردشان حرف نمی‌زنیم.

🔹همان کتاب‌های خاص‌پسند و مورد توافق جمعی ما هم مناسب‌سازیِ سنی نشده است. برای مثال یک دانش‌آموز در انگلیس، شکسپیرِ مناسب سن خودش را می‌خواند و یک استاد، شکسپیر قرن شانزدهم را. خب معلوم است که یک دانش‌آموز کلاس اول دبیرستان ادبیات عالی «شاهنامه» را نمی‌فهمد. خیلی‌ها به خاطر تجربۀ نفهمیدن یک کتاب عالی، دیگر کتاب نمی‌خرند.

🔸ما قبلاً در یکی از آیتم‌های برنامه تلویزیونی به اسم «کاغذ رنگی»، کتاب «شاهنامه» فردوسی را به یک مدرسه بردیم و از بچه‌ها خواستیم از رویش بخوانند، خب واکنش‌ها بامزه بود، خیلی از نوجوان‌ها نمی‌توانستند درست بخوانند، حتی یکی از دانش‌آموزها از روی اسم فردوسی گفت «این کتاب عادل فردوسی‌پور است؟» همین گزارش که نشان می‌داد ما کتاب‌نخوان هم داریم و باید وجودشان را به رسمیت بشناسیم، مورد پسند قرار نگرفت. ما باید وجود این افراد را بپذیریم، آن وقت است که می‌شود برای این قشر کار مناسب و متناسبی ساخت. وگرنه افراد کتابخوان جامعه، بدون این برنامه‌ها باز هم کتاب می‌خوانند. 

http://www.irna.ir/fa/News/83145855
🔺اسفند ۱۳۷۶، اتوبوس دانشجویان دانشکده ریاضی شریف در مسیر بازگشت از اهواز در جاده سقوط کرد و ٦ دانشجوی المپیادی درگذشتند. پروفسور مریم میرزاخانی، یکی از بازماندگان آن حادثه بود که در گزارش نشریه دانشجویی «نقطه سر خط» از راویان حادثه است. چقدر تلخ که بعد از ۲۱سال، باید خبر مشابهی را دربارۀ سقوط اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه آزاد در تهران بشنویم @ehsanname