احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
ta To ba Mani
Ali Ghamsari
🎼 تا تو با منی زمانه با من است، شعر هوشنگ ابتهاج #سایه با ضدا و تار علی قمصری، با همراهی سیاوش روشن، انتشار اینترنتی ۱۳۹۴ @ehsanname
Ta To ba Mani
Mojtaba Asgari
🎼 تا تو با منی زمانه با من است، شعر هوشنگ ابتهاج #سایه با آوار مجتبی عسگری در کنسرت گروه خزان، به سرپرستی سامان صادقیان، ۱۳۹۴ @ehsanname
📚 در هشتمین جشن کتاب سال سینما، در بخش تألیف صالح نجفی برای مجموعه ۸جلدی «فیلم به مثابه فلسفه» تندیس زرین گرفت و در بخش ترجمه خانم مهدیس محمدی برای ترجمۀ «قاب‌زدایی‌ها (در باب نقاشی و سینما)» @ehsanname
🗞روزنامه «هفت صبح» امروز دو صفحه‌اش را به معرفی ۱۰ مترجم از نسل جدید و جوان اختصاص داده. کاری که همۀ ما باید بکنیم و در این بازار شلوغ کتاب، ترجمه‌ها و مترجم‌های خوب را به همدیگر معرفی کنیم تا بهتر بتوانیم کتاب انتخاب کنیم @ehsanname
🔹محمد واعظی: کتاب بهروز بوچانی توی بوک‌لند آواسنتر به قیمت ۲۳هزار تومن به فروش می‌رسه! کتاب اگه اصل نباشه که انگار نیست، این یعنی دزدی از جیب نویسندۀ پناهنده در اردوگاه مانوس در کتابفروشی یک مرکز خرید لوکس در شمال تهران! چه طنز تلخی!
https://twitter.com/Vaaaez/status/1098293914434527232
🔸کتاب دو جلدی «پیر پرنیان‌اندیش»، متن هم‌صحبتی طولانیِ دکتر میلاد عظیمی و همسرشان خانم عاطفه طیه با استاد هوشنگ ابتهاج #سایه است. کتاب، از حیث اینکه ما منابع دست اول کمی از بزرگان فرهنگ و ادب دایم، اهمیت دارد. مطالب زیادی در این کتاب پیدا می‌شود که دربارۀ تاریخ ادبیات و موسیقی معاصر ما اطلاعاتی به دست می‌دهد، اما به گمانم از آن مهمتر فهمِ زی و زندگی یک شاعر است که این کتاب به آن کمک می‌کند. شاید یکی از جالبترین نمونه‌هایش خاطرات دوران کودکی سایه است. جایی (جلد اول، صفحات ۱۳ و ۱۴) او از شیوۀ حرف زدن والدینش در خانه می‌گوید و این‌که چه دقتی در مکالمات روزمرۀ خانۀ پدری‌اش برقرار بوده. گمانم اولین جایی که سایه یاد گرفت "کلمه" چه اهمیتی دارد، همین جاست. بخوانید:
«در خانوادۀ ما یک مکالمۀ خیلی جالبی بود؛ گیلکی حرف زدن علامت صمیمیت بود، فارسی حرف زدن علامت احترام بود و این همیشه رعایت می‌شد. مادرم با پدرم گیلکی حرف می‌زد، پدرم بهش فارسی جواب می‌داد. در تمام مکالمات روزمره اینطور بود. پدرم که با مادرم فارسی حرف می‌زد، با مادر خودش گیلکی حرف می‌زد و مادرش بهش فارسی جواب می‌داد؛ یعنی مادربزرگم به پسرش به‌عنوان مردِ خونه احترام می‌کرد. از این‌ور پدرم با مادرم با احترام حرف می‌زد و مادرم با صمیمیت با گیلکی جواب می‌داد. بعد همۀ اهل خونه با ما فارسی حرف می‌زدند، با ما بچه‌ها.»
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
📝۷ اسفند، روز درگذشت علامه دهخدا - چاپ اولِ شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» دهخدا در شماره ۳ دوره دوم «صور اسرافیل» چاپ سوئیس، به تاریخ ۱۵ صفر ۱۳۲۷ قمری و ۸ مارس ۱۹۰۹ میلادی @ehsanname
Yaadaar
Mohammad Motamedi
🎼 ۷ اسفند، روز درگذشت علامه دهخدا - شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» دهخدا با آواز محمد معتمدی و موسیقی آرش کامور، از آلبوم «سراسر مه» @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 ۷ اسفند، روز درگذشت علامه دهخدا - شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» دهخدا در سریال «در چشم باد» @ehsanname
🔺استاد حسن کامشاد در کتاب «حدیث نفس» آورده که زمان جواهر لعل نهرو برای سخنرانی به دانشگاه کمبریج رفته بوده، او هم سراغش رفته و با پیش کشیدن حرف ۲۸مرداد گفته «اگر ما هم در ایران شخصیتی مثل شما داشتیم ...» و نهرو وسط حرفم پریده و به او گفته: «شما مصدق داشتید! با او چه کردید؟» به نظرم این سوال هنوز هم موضوعیت دارد: با چهره‌های برجسته‌ای که سرمایۀ ما هستند، چه می‌کنیم؟ @ehsanname
Karevan
Gholamhossein Banan
🎼 در سالروز درگذشت استاد غلامحسین بنان تصنیف مشهور «چو کاروان رود» او را بشنویم، با شعری از رهی معیری و آهنگسازی مرتضی محجوبی @ehsanname
Karevan
Ali Zand vakili
🎼 در سالروز درگذشت استاد غلامحسین بنان و به یاد او بشنویم: بازخوانی تصنیف مشهور «چو کاروان رود» با صدای علی زندوکیلی @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تغییر نسبت متن و تصویر در صفحات اول روزنامه نیویورک‌تایمز از سال۱٨۵۱ تا به امروز را ببینید: کمتر می‌خوانیم، بیشتر می‌بینیم (منبع: +) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔖اعلانات: تیزر دیدنیِ دعوت به جشن امضای مجموعه داستان‌ «آدم‌های ناجور» بهاءالدین مرشدی و «سرطان جن» و «آقای هاویشام» رامبد خانلری (عصر پنج‌شنبه ۹ اسفند، کتابفروشی آوند قیطریه) @ehsanname
📚دومین جشنواره کتاب سال سبک زندگی، در بخش داستان‌های نوجوان و کودک، این کتابها را به عنوان برگزیده انتخاب کرد. فهرستی که می‌تواند به کارِ والدین بیاید @ehsanname
🔺کتابهایی که یک کتابفروشی در کرمانشاه ۹۰سال پیش می‌فروخته
@Historylibrary
@ehsanname
📚یک فهرست پیشنهادی دیگر برای والدین: در هفتمین دورۀ اهدای نشان‌های لاک‌پشت پرنده، رمان ۳جلدی «پتش‌خوارگر» آرمان آرین (که قرار است دو جلد دیگر هم داشته باشد) و دو داستان کودک صاحب نشان لاک‌پشت نقره‌ای شدند. هیأت داوران کتابی را برندۀ لاک‌پشت طلایی ندانست @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️خشایار الوند، فیلمنامه‌نویس و نویسندۀ بسیاری از سریال‌های طنز معروف در ۵۱سالگی درگذشت. ویدیو بالا شوخی است که او، برادران قاسم‌خانی و امیرمهدی ژوله در سریال «مرد هزار چهره» (مهران مدیری، ۱۳۸۷) با شاعران نوسرا کردند. آنها در سریال «شب‌های برره» (مهران مدیری، ۱۳۸۴) هم با خلق شاعری به نام بگوری برری، شعر کلاسیک را سوژه طنز کردند @ehsanname
احسان‌نامه
🔸یک قاضی در کوهدشت لرستان، برای نوجوان ۱۶ساله‌ای که در حوادث دی‌ماه بازداشت شده، حکم به خواندن ۳جلد کتاب در مورد ریشه‌ها و دستاوردهای انقلاب ظرف ۶ماه داد @ehsanname
🔸نمونه‌ای جالب از مجازات‌های جایگزین: یک قاضی در قم، برای متهم خرید و فروش بی‌سیم، حکم به خواندن کتاب «از سرد و گرم روزگار» زیدآبادی ظرف یک سال داده است (+) @ehsanname
🔹فرزانه ابراهیم‌زاده: آخرین ساعات روز هشتم اسفند ۱۳۰۸ شمسی برابر با ۲۷ فوریه ۱۹۳۰ پرستار فرانسوی کشیک بیمارستان آمریکایی منطقه اعیانیِ نویی سور سن در حومه پاریس پزشک را خبر کرد. بیمار جوان بدحالی که در یکی از اتاق‌های مخصوص بستری بود. هیچ علايمی از زندگی نداشت. چند روزی بود که کلیه‌‌ها از کارافتاده بود و کاری دیگر از دست دکترها برنمی‌آمد. همراهانش با زبانی غریب به او می‌گفتند «اعلی‌حضرت». دیابت و بیماری ارثی کلیه باعث شده تا هر دو کلیه از کار بیافتند. پزشک گفت: «تمام» و روی برگه نوشت: «احمد قاجار مرگ ۲۷ فوریه ۱۹۳۰»
احمدشاه قاجار که تا چهار سال پیشتر شاه ایران بود، در گمنامی و تبعیدی خودخواسته در یکی از گرانترین محله‌های پاریس درگذشت. او سال ۱۳۰۲ به قصد سفر ایران را ترک کرده بود و مملکت را به سردار سپه سپرده بود.
چهار سال پیش تلگراف رسید مجلس سلسله قاجار را منقرض و سردار سپه با نام جدید پهلوی به تخت نشسته است. می‌گویند زمانی که خبر رسید، از کشوی میزی که مقابلش بود یک قیچی برداشت و دکمه‌های طلایی با نشان شیر و خورشید لباسش را برید و در پاکتی گذاشت.
وقتی از او پرسیدند چرا این کار را کرده گفت: «این اموال شاه است، من که دیگر پادشاه ایران نیستم.» هرچند او هم مانند سایر پادشاهان ایران کیسه‌ای پر از جواهرات و طلا و اشرفی جمع کرده بود و دو سال هزینه سنگین اقامتش در فرنگ را به دوش دولت ایران انداخته بود.
در مورد احمدشاه قاجار می‌توان قضاوت‌های مختلفی داشت. می‌شود گفت بی‌عرضه بود و از عهده اداره مملکت برنمی‌آمد. می‌توان گفت دورانش بدترین دوران تاریخ ایران بود. می‌توان گفت با این‌همه از ایران خارج شد تا خون از دماغ کسی نریزد. برخلاف پدرانش هیمنه شاهی نداشت. او شاهی خاکستری بود...
وسط بازی در باغ سفارت روسیه او را به مجلس بردند تا به عنوان پادشاه ایران سوگند بخورد. با آن که می‌دانست باید روزی شاه شود، اما نمی‌دانست شاه بودن یعنی چه؟ مادرش برخلاف سایر شاهان قاجار اجازه نداده بود او را از خودش جدا کنند و او را در تهران نگه داشته بود. [ولیعهد های قاجار را برای مشق حکومت به تبریز می‌فرستادند]
به او می‌گفتند شاه کوچولو. شاه کوچولو در ۱۲سالگی مادرش را می‌خواست و هر ساعت از این که از مادر و پدرش دور شده بود اشک می‌ریخت و بی‌تابی می‌کرد. برخلاف حسن‌جون برادر کوچکترش که ولیعهد بود، او یک لحظه نبود که دلتنگ مادر نباشد که در تبعید همراه پدرش بود.
در همان ایام روزی یکی از چهارپایان بخش خدماتی قصر را برداشته بود و یواشکی از دربخانه بیرون رفته بود تا خودش را به مادرش برساند. اما بین راه نوکران درباری فهمیده بودند و او را که به پهنای صورت اشک می‌ریخت به دربخانه باز گردانده بودند.
کودکی و نوجوانی‌اش با آن که شاه مملکت بود و اطرافش پر از خدم و حشم بود، اما به تنهایی گذشت. درست وقتی که ۱۸ساله شد، هنوز تاج کیانی بر سرش نشسته بود که جنگ جهانی اول با قحطی و بیماری و مرگ به ایران آمد. دولت موضع ایران را در این جنگ بی‌طرفی اعلام کرد ولی بی طرفی ایران توسط دولت‌های متخاصم روسیه تزاری، انگلیس و عثمانی نادیده گرفته شد و قوای این سه کشور از شمال، غرب و جنوب وارد ایران شدند. قوای روسیه تا نزدیکی تهران پیش آمدند ولی از براندازی حکومت قاجار منصرف شدند.
آتش جنگ نخوابیده بود که در بالای ایران انقلابی بزرگ نظام تزاری را برهم زد و سرنوشت ایران را دیگرگونه کرد... بعد هم سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتایی توسط رضاخان میرپنج با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی و طرح ریزی ژنرال آیرونساید افسر عالی‌رتبه انگلیس اجرا شد و ماجراهای بعدی‌.
آن چه درباره احمدشاه قاجار کمتر گفته شده بیماری بود که از همان کودکی همراهش بود. او بیماری کلیوی عباس‌میرزا را در کنار تاج سلطنت مانند پدرش و پدربزرگش به ارث گرفته بود. بیماری که در کنار دیابت شدید و چاقی او را به سمت مرگ می‌برد.
او شاهی نیست که جملۀ درخشان یا کار بزرگی در دورانش انجام داده باشد. احمدشاه قاجار پسربچه‌ای بود که بزرگ نشده تاج سلطنت را بر سر گذاشته بود. او نمی‌خواست شاه باشد، شاید شهروندی ساده را بیشتر می‌پسندید. شاید دوست داشت بیرون از قصر زندگی آرامی داشته باشد. شاید برای همین در گمنامی مرد و خبر مرگش در ستونی کوتاه در صفحه آخر روزنامه اطلاعات منتشر شد.
رشته توییت از اینجا +
@ehsanname
این نکته ادبی را هم اضافه کنم که ابوالقاسم خان ناصرالملک، دومین نایب‌السلطنه احمدشاه، یکی از نخستین مترجمان #شکسپیر_در_ایران بود. ناصرالملک که اولین ایرانی آکسفورد است، دو اثر شکسپیر را ترجمه کرد: «داستان غم‌انگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (تاجر ونیزی). این ترجمه‌های خواندنی در ۱۲۹۶ شمسی انجام شد ولی تا ۱۳۳۷ چاپ نشد.
@ehsanname
🔻کارنامۀ تحصیلی احمد شاه در ۱۳سالگی که از حیث تعالیم یک شاه و نیز اسامی استادانش جالب است:
🔺دست‌نوشتۀ خشایار الوند برای درگذشت عارف لرستانی که حالا و بعد از یک سال وجهی پیش‌گویانه یافته: «... دلم می‌خواهد یک شب به خوابم بیاید. می‌خواهم ازش بپرسم چه خبره اون طرفا؟... حتماً او هم اخم‌هایش را در هم می‌کشد و می‌گوید: به همین راحتی می‌خواهی جواب بزرگترین سئوال بشریت را بگذارم کف دستت؟! خودت بمیر و بیا ببین چه خبر است...»/ از اینستاگرام عباس یاری، دبیر تحریریه ماهنامه «فیلم» @ehsanname