🔺استاد حسن کامشاد در کتاب «حدیث نفس» آورده که زمان جواهر لعل نهرو برای سخنرانی به دانشگاه کمبریج رفته بوده، او هم سراغش رفته و با پیش کشیدن حرف ۲۸مرداد گفته «اگر ما هم در ایران شخصیتی مثل شما داشتیم ...» و نهرو وسط حرفم پریده و به او گفته: «شما مصدق داشتید! با او چه کردید؟» به نظرم این سوال هنوز هم موضوعیت دارد: با چهرههای برجستهای که سرمایۀ ما هستند، چه میکنیم؟ @ehsanname
Karevan
Gholamhossein Banan
🎼 در سالروز درگذشت استاد غلامحسین بنان تصنیف مشهور «چو کاروان رود» او را بشنویم، با شعری از رهی معیری و آهنگسازی مرتضی محجوبی @ehsanname
Karevan
Ali Zand vakili
🎼 در سالروز درگذشت استاد غلامحسین بنان و به یاد او بشنویم: بازخوانی تصنیف مشهور «چو کاروان رود» با صدای علی زندوکیلی @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تغییر نسبت متن و تصویر در صفحات اول روزنامه نیویورکتایمز از سال۱٨۵۱ تا به امروز را ببینید: کمتر میخوانیم، بیشتر میبینیم (منبع: +) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔖اعلانات: تیزر دیدنیِ دعوت به جشن امضای مجموعه داستان «آدمهای ناجور» بهاءالدین مرشدی و «سرطان جن» و «آقای هاویشام» رامبد خانلری (عصر پنجشنبه ۹ اسفند، کتابفروشی آوند قیطریه) @ehsanname
📚دومین جشنواره کتاب سال سبک زندگی، در بخش داستانهای نوجوان و کودک، این کتابها را به عنوان برگزیده انتخاب کرد. فهرستی که میتواند به کارِ والدین بیاید @ehsanname
📚یک فهرست پیشنهادی دیگر برای والدین: در هفتمین دورۀ اهدای نشانهای لاکپشت پرنده، رمان ۳جلدی «پتشخوارگر» آرمان آرین (که قرار است دو جلد دیگر هم داشته باشد) و دو داستان کودک صاحب نشان لاکپشت نقرهای شدند. هیأت داوران کتابی را برندۀ لاکپشت طلایی ندانست @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️خشایار الوند، فیلمنامهنویس و نویسندۀ بسیاری از سریالهای طنز معروف در ۵۱سالگی درگذشت. ویدیو بالا شوخی است که او، برادران قاسمخانی و امیرمهدی ژوله در سریال «مرد هزار چهره» (مهران مدیری، ۱۳۸۷) با شاعران نوسرا کردند. آنها در سریال «شبهای برره» (مهران مدیری، ۱۳۸۴) هم با خلق شاعری به نام بگوری برری، شعر کلاسیک را سوژه طنز کردند @ehsanname
احساننامه
🔸یک قاضی در کوهدشت لرستان، برای نوجوان ۱۶سالهای که در حوادث دیماه بازداشت شده، حکم به خواندن ۳جلد کتاب در مورد ریشهها و دستاوردهای انقلاب ظرف ۶ماه داد @ehsanname
🔸نمونهای جالب از مجازاتهای جایگزین: یک قاضی در قم، برای متهم خرید و فروش بیسیم، حکم به خواندن کتاب «از سرد و گرم روزگار» زیدآبادی ظرف یک سال داده است (+) @ehsanname
🔹فرزانه ابراهیمزاده: آخرین ساعات روز هشتم اسفند ۱۳۰۸ شمسی برابر با ۲۷ فوریه ۱۹۳۰ پرستار فرانسوی کشیک بیمارستان آمریکایی منطقه اعیانیِ نویی سور سن در حومه پاریس پزشک را خبر کرد. بیمار جوان بدحالی که در یکی از اتاقهای مخصوص بستری بود. هیچ علايمی از زندگی نداشت. چند روزی بود که کلیهها از کارافتاده بود و کاری دیگر از دست دکترها برنمیآمد. همراهانش با زبانی غریب به او میگفتند «اعلیحضرت». دیابت و بیماری ارثی کلیه باعث شده تا هر دو کلیه از کار بیافتند. پزشک گفت: «تمام» و روی برگه نوشت: «احمد قاجار مرگ ۲۷ فوریه ۱۹۳۰»
احمدشاه قاجار که تا چهار سال پیشتر شاه ایران بود، در گمنامی و تبعیدی خودخواسته در یکی از گرانترین محلههای پاریس درگذشت. او سال ۱۳۰۲ به قصد سفر ایران را ترک کرده بود و مملکت را به سردار سپه سپرده بود.
چهار سال پیش تلگراف رسید مجلس سلسله قاجار را منقرض و سردار سپه با نام جدید پهلوی به تخت نشسته است. میگویند زمانی که خبر رسید، از کشوی میزی که مقابلش بود یک قیچی برداشت و دکمههای طلایی با نشان شیر و خورشید لباسش را برید و در پاکتی گذاشت.
وقتی از او پرسیدند چرا این کار را کرده گفت: «این اموال شاه است، من که دیگر پادشاه ایران نیستم.» هرچند او هم مانند سایر پادشاهان ایران کیسهای پر از جواهرات و طلا و اشرفی جمع کرده بود و دو سال هزینه سنگین اقامتش در فرنگ را به دوش دولت ایران انداخته بود.
در مورد احمدشاه قاجار میتوان قضاوتهای مختلفی داشت. میشود گفت بیعرضه بود و از عهده اداره مملکت برنمیآمد. میتوان گفت دورانش بدترین دوران تاریخ ایران بود. میتوان گفت با اینهمه از ایران خارج شد تا خون از دماغ کسی نریزد. برخلاف پدرانش هیمنه شاهی نداشت. او شاهی خاکستری بود...
وسط بازی در باغ سفارت روسیه او را به مجلس بردند تا به عنوان پادشاه ایران سوگند بخورد. با آن که میدانست باید روزی شاه شود، اما نمیدانست شاه بودن یعنی چه؟ مادرش برخلاف سایر شاهان قاجار اجازه نداده بود او را از خودش جدا کنند و او را در تهران نگه داشته بود. [ولیعهد های قاجار را برای مشق حکومت به تبریز میفرستادند]
به او میگفتند شاه کوچولو. شاه کوچولو در ۱۲سالگی مادرش را میخواست و هر ساعت از این که از مادر و پدرش دور شده بود اشک میریخت و بیتابی میکرد. برخلاف حسنجون برادر کوچکترش که ولیعهد بود، او یک لحظه نبود که دلتنگ مادر نباشد که در تبعید همراه پدرش بود.
در همان ایام روزی یکی از چهارپایان بخش خدماتی قصر را برداشته بود و یواشکی از دربخانه بیرون رفته بود تا خودش را به مادرش برساند. اما بین راه نوکران درباری فهمیده بودند و او را که به پهنای صورت اشک میریخت به دربخانه باز گردانده بودند.
کودکی و نوجوانیاش با آن که شاه مملکت بود و اطرافش پر از خدم و حشم بود، اما به تنهایی گذشت. درست وقتی که ۱۸ساله شد، هنوز تاج کیانی بر سرش نشسته بود که جنگ جهانی اول با قحطی و بیماری و مرگ به ایران آمد. دولت موضع ایران را در این جنگ بیطرفی اعلام کرد ولی بی طرفی ایران توسط دولتهای متخاصم روسیه تزاری، انگلیس و عثمانی نادیده گرفته شد و قوای این سه کشور از شمال، غرب و جنوب وارد ایران شدند. قوای روسیه تا نزدیکی تهران پیش آمدند ولی از براندازی حکومت قاجار منصرف شدند.
آتش جنگ نخوابیده بود که در بالای ایران انقلابی بزرگ نظام تزاری را برهم زد و سرنوشت ایران را دیگرگونه کرد... بعد هم سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتایی توسط رضاخان میرپنج با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی و طرح ریزی ژنرال آیرونساید افسر عالیرتبه انگلیس اجرا شد و ماجراهای بعدی.
آن چه درباره احمدشاه قاجار کمتر گفته شده بیماری بود که از همان کودکی همراهش بود. او بیماری کلیوی عباسمیرزا را در کنار تاج سلطنت مانند پدرش و پدربزرگش به ارث گرفته بود. بیماری که در کنار دیابت شدید و چاقی او را به سمت مرگ میبرد.
او شاهی نیست که جملۀ درخشان یا کار بزرگی در دورانش انجام داده باشد. احمدشاه قاجار پسربچهای بود که بزرگ نشده تاج سلطنت را بر سر گذاشته بود. او نمیخواست شاه باشد، شاید شهروندی ساده را بیشتر میپسندید. شاید دوست داشت بیرون از قصر زندگی آرامی داشته باشد. شاید برای همین در گمنامی مرد و خبر مرگش در ستونی کوتاه در صفحه آخر روزنامه اطلاعات منتشر شد.
➖رشته توییت از اینجا +
@ehsanname
✅ این نکته ادبی را هم اضافه کنم که ابوالقاسم خان ناصرالملک، دومین نایبالسلطنه احمدشاه، یکی از نخستین مترجمان #شکسپیر_در_ایران بود. ناصرالملک که اولین ایرانی آکسفورد است، دو اثر شکسپیر را ترجمه کرد: «داستان غمانگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (تاجر ونیزی). این ترجمههای خواندنی در ۱۲۹۶ شمسی انجام شد ولی تا ۱۳۳۷ چاپ نشد.
@ehsanname
🔻کارنامۀ تحصیلی احمد شاه در ۱۳سالگی که از حیث تعالیم یک شاه و نیز اسامی استادانش جالب است:
احمدشاه قاجار که تا چهار سال پیشتر شاه ایران بود، در گمنامی و تبعیدی خودخواسته در یکی از گرانترین محلههای پاریس درگذشت. او سال ۱۳۰۲ به قصد سفر ایران را ترک کرده بود و مملکت را به سردار سپه سپرده بود.
چهار سال پیش تلگراف رسید مجلس سلسله قاجار را منقرض و سردار سپه با نام جدید پهلوی به تخت نشسته است. میگویند زمانی که خبر رسید، از کشوی میزی که مقابلش بود یک قیچی برداشت و دکمههای طلایی با نشان شیر و خورشید لباسش را برید و در پاکتی گذاشت.
وقتی از او پرسیدند چرا این کار را کرده گفت: «این اموال شاه است، من که دیگر پادشاه ایران نیستم.» هرچند او هم مانند سایر پادشاهان ایران کیسهای پر از جواهرات و طلا و اشرفی جمع کرده بود و دو سال هزینه سنگین اقامتش در فرنگ را به دوش دولت ایران انداخته بود.
در مورد احمدشاه قاجار میتوان قضاوتهای مختلفی داشت. میشود گفت بیعرضه بود و از عهده اداره مملکت برنمیآمد. میتوان گفت دورانش بدترین دوران تاریخ ایران بود. میتوان گفت با اینهمه از ایران خارج شد تا خون از دماغ کسی نریزد. برخلاف پدرانش هیمنه شاهی نداشت. او شاهی خاکستری بود...
وسط بازی در باغ سفارت روسیه او را به مجلس بردند تا به عنوان پادشاه ایران سوگند بخورد. با آن که میدانست باید روزی شاه شود، اما نمیدانست شاه بودن یعنی چه؟ مادرش برخلاف سایر شاهان قاجار اجازه نداده بود او را از خودش جدا کنند و او را در تهران نگه داشته بود. [ولیعهد های قاجار را برای مشق حکومت به تبریز میفرستادند]
به او میگفتند شاه کوچولو. شاه کوچولو در ۱۲سالگی مادرش را میخواست و هر ساعت از این که از مادر و پدرش دور شده بود اشک میریخت و بیتابی میکرد. برخلاف حسنجون برادر کوچکترش که ولیعهد بود، او یک لحظه نبود که دلتنگ مادر نباشد که در تبعید همراه پدرش بود.
در همان ایام روزی یکی از چهارپایان بخش خدماتی قصر را برداشته بود و یواشکی از دربخانه بیرون رفته بود تا خودش را به مادرش برساند. اما بین راه نوکران درباری فهمیده بودند و او را که به پهنای صورت اشک میریخت به دربخانه باز گردانده بودند.
کودکی و نوجوانیاش با آن که شاه مملکت بود و اطرافش پر از خدم و حشم بود، اما به تنهایی گذشت. درست وقتی که ۱۸ساله شد، هنوز تاج کیانی بر سرش نشسته بود که جنگ جهانی اول با قحطی و بیماری و مرگ به ایران آمد. دولت موضع ایران را در این جنگ بیطرفی اعلام کرد ولی بی طرفی ایران توسط دولتهای متخاصم روسیه تزاری، انگلیس و عثمانی نادیده گرفته شد و قوای این سه کشور از شمال، غرب و جنوب وارد ایران شدند. قوای روسیه تا نزدیکی تهران پیش آمدند ولی از براندازی حکومت قاجار منصرف شدند.
آتش جنگ نخوابیده بود که در بالای ایران انقلابی بزرگ نظام تزاری را برهم زد و سرنوشت ایران را دیگرگونه کرد... بعد هم سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتایی توسط رضاخان میرپنج با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی و طرح ریزی ژنرال آیرونساید افسر عالیرتبه انگلیس اجرا شد و ماجراهای بعدی.
آن چه درباره احمدشاه قاجار کمتر گفته شده بیماری بود که از همان کودکی همراهش بود. او بیماری کلیوی عباسمیرزا را در کنار تاج سلطنت مانند پدرش و پدربزرگش به ارث گرفته بود. بیماری که در کنار دیابت شدید و چاقی او را به سمت مرگ میبرد.
او شاهی نیست که جملۀ درخشان یا کار بزرگی در دورانش انجام داده باشد. احمدشاه قاجار پسربچهای بود که بزرگ نشده تاج سلطنت را بر سر گذاشته بود. او نمیخواست شاه باشد، شاید شهروندی ساده را بیشتر میپسندید. شاید دوست داشت بیرون از قصر زندگی آرامی داشته باشد. شاید برای همین در گمنامی مرد و خبر مرگش در ستونی کوتاه در صفحه آخر روزنامه اطلاعات منتشر شد.
➖رشته توییت از اینجا +
@ehsanname
✅ این نکته ادبی را هم اضافه کنم که ابوالقاسم خان ناصرالملک، دومین نایبالسلطنه احمدشاه، یکی از نخستین مترجمان #شکسپیر_در_ایران بود. ناصرالملک که اولین ایرانی آکسفورد است، دو اثر شکسپیر را ترجمه کرد: «داستان غمانگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (تاجر ونیزی). این ترجمههای خواندنی در ۱۲۹۶ شمسی انجام شد ولی تا ۱۳۳۷ چاپ نشد.
@ehsanname
🔻کارنامۀ تحصیلی احمد شاه در ۱۳سالگی که از حیث تعالیم یک شاه و نیز اسامی استادانش جالب است:
🔺دستنوشتۀ خشایار الوند برای درگذشت عارف لرستانی که حالا و بعد از یک سال وجهی پیشگویانه یافته: «... دلم میخواهد یک شب به خوابم بیاید. میخواهم ازش بپرسم چه خبره اون طرفا؟... حتماً او هم اخمهایش را در هم میکشد و میگوید: به همین راحتی میخواهی جواب بزرگترین سئوال بشریت را بگذارم کف دستت؟! خودت بمیر و بیا ببین چه خبر است...»/ از اینستاگرام عباس یاری، دبیر تحریریه ماهنامه «فیلم» @ehsanname
نود سال پیش از این، در دهم اسفند ۱۳۰۷ «شکسته دل مردی خسته و هراسان، یکی از مردم توس خراسان، ناشادی ملول از هست و نیست، سوم برادران سوشیانت، #مهدی_اخوان_ثالث، بیمناک نیم نومیدی به میم امید مشهور، چاووشیخوان قوافل حسرت، و خشم و نفرین و نفرت، راوی قصههای از یاد رفته و آرزوهای بر باد رفته» پا به این دنیا گذاشت تا شماری از بهترین اشعار معاصر را بسراید. برای بزرگداشت آقای شاعر، چند اجرا از شعر معروف «چاووشی» را بشنویم 🔻
Chavooshi
Mehdi Akhavan Sales
🎧 «چاووشی» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث با موسیقی مجیدی درخشانی، از آلبوم «قاصدک» @ehsanname
Delam Tang Ast
Aminallah Rashidi
🎼 قطعه «دلم تنگ است»، صدای و موسیقی امینالله رشیدی بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «دلم تنگ است» @ehsanname
Rahtooshe
MR Shajarian
🎼 قطعه «رهتوشه»، صدای محمدرضا شجریان و کمانچه کیهان کلهر بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث در کنسرت ۲۰۰۵ تورنتو @ehsanname
Chavooshi
Alireza Ghorbani
🎼 قطعه «چاووشی»، صدای علیرضا قربانی و موسیقی سیاوش ولیپور بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «همآواز پرستوهای آه» @ehsanname
📚خبر خوب برای اهالی ادبیات اینکه کتاب ارجمند «تذکرة الاولیاء» تصحیح دکتر #شفیعی_کدکنی پس از سالها کار و تحقیق استاد، بالاخره زیر چاپ رفته و به نمایشگاه کتاب۹۸ میرسد. استاد کدکنی حدود چهار دهه است که مشغول کار بر روی مجموعه آثار عطار است (تصحیح اول «مختارنامه» سال ۵۸ منتشر شد) و تاکنون ۵جلد از آثار عطار (منظومههای منطقالطیر، الهینامه، اسرارنامه، مصیبتنامه و مجموعه رباعیات مختارنامه) را تصحیح و منتشر کرده. اما انتشار دیگر اثر عطار یعنی «تذکرة الاولیاء» (که دکتر کدکنی آن را در کنار «اسرارالتوحید» و «تاریخ بیهقی» سه شاهکار نثر فارسی میداند) تاکنون طول کشیده بود. این تصحیح به خاطر اطلاعاتی که دربارۀ تاریخ زبان فارسی و نیز تاریخ تصوف دارد، اهمیت زیادی دارد @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📗از چخوف چه چیزهایی میتوان آموخت - قسمت اول گپ و گفت احسان رضایی و سروش صحت در برنامه «کتاب باز» (۱۴ بهمن ۹۷) دربارۀ آنتون چخوفِ بزرگ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕از چخوف چه چیزهایی میتوان آموخت - قسمت دوم گپ و گفت احسان رضایی و سروش صحت در برنامه «کتاب باز» (۲۱ بهمن ۹۷) دربارۀ آنتون چخوفِ بزرگ @ehsanname
📸تصویری جالب از مراسم جشن تولد ۶۰سالگی #مهدی_اخوان_ثالث در منزل خبرهزاده. در تصویر علیاصغر خبرهزاده، سیروس طاهباز، رضا براهنی، منصور کوشان، محمد محمدعلی، غزاله علیزاده، نامی پتگر، مرسده لسانی و علی دهباشی هم هستند - از اینستاگرام اسدالله امرایی @ehsanname