نه سال پیش، در شب ۳۰ تیر ۸۶، در تهران هم صف شبانهای برای خرید کتاب جدید هری پاتر همزمان با باقی دنیا برقرار بود/ عکس از شماره ۱۲۸ هفتهنامه «همشهری جوان» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر خوانی احمدرضا احمدی بعد از مرخصی از بیمارستان – از اینستاگرام رضا ثروتی @ehsanname
⛔️ هشدار! خطر لو رفتنِ هری پاتر
@ehsanname
حدودا یک ساعت بعد از انتشار رسمی کتاب «هری پاتر و کودک نفرینشده» بود که نسخه هکشده آن بر روی شبکه اینترنت قرار گرفت. با اینکه اغلب طرفداران ایرانیِ هری پاتر، منتظر ترجمه خانم ویدا اسلامیه هستند، اما از دیشب گروهی از هری پاتربازها، شروع به ترجمه سریع آن کردهاند. اگر شما هم از این دسته هستید و سر درآوردن از ماجرای داستان را به کیفیت ترجمه ترجیح میدهید، میتوانید به سایت هواداریِ دمنتور (dementor.ir) سر بزنید که فعلا ترجمه ۶ صحنه از پرده اول داستان را منتشر کرده (کل داستان، چهار پرده است). حتی اگر همین مقدار هم صبر ندارید که منتظر ترجمه سریعِ داستان باشید، از لینک زیر خلاصه داستان جدید هری پاتر و پسرش، آلبوس را بخوانید 👇
thedailybeast.com/articles/2016/06/10/harry-potter-and-the-cursed-child-spoilers-here-s-the-plot-of-the-play.html
برای قرار گرفتن در حال و هوای داستان هم، این گالری تصویر از اجرای تئاتر همین داستان را ببینید👇
theguardian.com/culture/gallery/2016/jul/26/harry-potter-and-the-cursed-child-in-pictures
@ehsanname
حدودا یک ساعت بعد از انتشار رسمی کتاب «هری پاتر و کودک نفرینشده» بود که نسخه هکشده آن بر روی شبکه اینترنت قرار گرفت. با اینکه اغلب طرفداران ایرانیِ هری پاتر، منتظر ترجمه خانم ویدا اسلامیه هستند، اما از دیشب گروهی از هری پاتربازها، شروع به ترجمه سریع آن کردهاند. اگر شما هم از این دسته هستید و سر درآوردن از ماجرای داستان را به کیفیت ترجمه ترجیح میدهید، میتوانید به سایت هواداریِ دمنتور (dementor.ir) سر بزنید که فعلا ترجمه ۶ صحنه از پرده اول داستان را منتشر کرده (کل داستان، چهار پرده است). حتی اگر همین مقدار هم صبر ندارید که منتظر ترجمه سریعِ داستان باشید، از لینک زیر خلاصه داستان جدید هری پاتر و پسرش، آلبوس را بخوانید 👇
thedailybeast.com/articles/2016/06/10/harry-potter-and-the-cursed-child-spoilers-here-s-the-plot-of-the-play.html
برای قرار گرفتن در حال و هوای داستان هم، این گالری تصویر از اجرای تئاتر همین داستان را ببینید👇
theguardian.com/culture/gallery/2016/jul/26/harry-potter-and-the-cursed-child-in-pictures
Forwarded from فرید مدرسی
🌞
💥 برخورد پیامبر با زنِ خواننده که مسلمان نبود
✔️ «ﺳﺎﺭﻩ» ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﺍﺯ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺭﻓﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
- ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ؟
- ﻧﻪ
-ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ؟
- ﻧﻪ
- ﭘﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ؟
- ﺷﻤﺎ همیشه ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ، ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﻦ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎنی ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ، ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ؛ نه جامه ای دارم، نه مرکبی و نه پولی که زندگی ام را بگذرانم.
- ﺗﻮ ﮐﻪ در مکه روزگاری ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺧﻮﺍﻥِ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ، ﭼﻄﻮﺭ شد که ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﯼ؟
- ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺧﻮﺍﻧﯽ سراغ من نمی آید، فراموش خاص و عام شده ام، به سختی زندگی می کنم.
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) ﺑﻪ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻭ ﻣﺮﮐﺐ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
عجیب ﺭﻭﺍیتی است! هم عجیب و هم ﻏﺮﯾﺐ!
ﯾﮑﯽ ﺍینﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ هم ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﭘﻨﺎﻩ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﺮﻣﻮﺩ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻧﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺸﺮﮎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﻢ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ، ﺁﻣﺪ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ!
ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻣﺎﻥ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ تو ﺍﺳﺖ؟
👈 منبع: علامه ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺣﮑﯿﻤﯽ، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ ﺟﻠﺪ ﻧﻬﻢ، ﺹ ۲۳۲، ﻧﺸﺮ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ، ﭼﺎﭖ ﺍﻭﻝ، ۱۳۹۱ ﻭ ﺁﺩﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﻭﺭﻗﯽ آمده: ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﯿﺎﻥ، ۹/۲۷۰
💥 برخورد پیامبر با زنِ خواننده که مسلمان نبود
✔️ «ﺳﺎﺭﻩ» ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﺍﺯ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺭﻓﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
- ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ؟
- ﻧﻪ
-ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ؟
- ﻧﻪ
- ﭘﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ؟
- ﺷﻤﺎ همیشه ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ، ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﻦ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎنی ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ، ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ؛ نه جامه ای دارم، نه مرکبی و نه پولی که زندگی ام را بگذرانم.
- ﺗﻮ ﮐﻪ در مکه روزگاری ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺧﻮﺍﻥِ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ، ﭼﻄﻮﺭ شد که ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﯼ؟
- ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺧﻮﺍﻧﯽ سراغ من نمی آید، فراموش خاص و عام شده ام، به سختی زندگی می کنم.
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) ﺑﻪ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻭ ﻣﺮﮐﺐ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
عجیب ﺭﻭﺍیتی است! هم عجیب و هم ﻏﺮﯾﺐ!
ﯾﮑﯽ ﺍینﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ هم ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﭘﻨﺎﻩ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﺮﻣﻮﺩ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻧﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺸﺮﮎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﻢ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ، ﺁﻣﺪ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ!
ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻣﺎﻥ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ تو ﺍﺳﺖ؟
👈 منبع: علامه ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺣﮑﯿﻤﯽ، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ ﺟﻠﺪ ﻧﻬﻢ، ﺹ ۲۳۲، ﻧﺸﺮ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ، ﭼﺎﭖ ﺍﻭﻝ، ۱۳۹۱ ﻭ ﺁﺩﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﻭﺭﻗﯽ آمده: ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﯿﺎﻥ، ۹/۲۷۰
شکر خدا، حالِ غزل خوب است - تصویر استاد بهمنی در بیمارستان از حمیدرضا گلشن @ehsanname
از فاضل اسکندر، نویسنده تازهدرگذشتۀ روس که پدری ایرانی داشت، دو مجموعه داستان به فارسی ترجمه شده است: «وقتی که من یابندهای خوششانس بودم» و «آرامگاه لنین» @ehsanname
«هگل در جایی میگوید که همۀ رویدادهای تاریخ گویی دوبار تکرار میشوند. وی فراموش میکند که اضافه کند: نخست بهصورت تراژدی، بار دوم بهصورت کمدی.» شروعِ کتاب «هجدهم برومرِ لویی بناپارت» مارکس @ehsanname
امروز سالگرد یکی از عشقهای ادبی معروف ادبیات معاصر ماست: ماجرای سعید پسرِ آقاجان (که در اصل کتاب اسمش نیست) و لیلی دخترِ داییجان ناپلئون @ehsanname
وقایع مشروطه ما، تقریبا با انقلاب مکزیک و زاپاتا و پانچو ویلا مصادف است. روزنامه NewYorkTribune سال ۱۹۰۸ وقایع دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه را با همین سوژه جلد کرده است @ehsanname
HJ 321 - mashroote.pdf
2 MB
🗞 گزارشی کوتاه از سیر روزنامهنگاری ایرانیان و نقش آن در پیدایش مشروطه را بخوانید، به نقل از هفتهنامه «همشهری جوان» شماره ۳۲۱ @ehsanname
📓 علاقه مشروطهخواهان به رمان «سه تفنگدار»
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
گزارش روزنامه ایران از تخریب قبرِ میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین👇
iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/144110
iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/144110
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💌 نامه تیربارانشده
@ehsanname
ظاهرا در استبداد صغیر و جنگ طرفدارهای محمدعلی شاه با مشروطهخواهان نمیشود نقطهای دوستداشتنی پیدا کرد، اما این سند، چیز دیگری میگوید. این نامه را یک شاهزاده قاجاری، علیخان ارشدالدوله نوشته است. این سردار ارشد، نوه یکی از سرداران بنام قاجار بوده. اول در دم و دستگاه ملیجک، پسربچه زشتی که عزیز بیجهت ناصرالدین شاه بود، شیپورچی بوده. ولی بعد ترقی میکند. اتفاقا وقتی با مرگ شاه ناصر، ملیجک از اسب و اصل میافتد، با همسر سابق ملیجک، یعنی شاهزاده اخترالدوله ازدواج میکند. ارشدالدوله، در جریان قضایای مشروطه طرف خانواده همسرش را میگیرد و سمت محمدعلی شاه غش میکند. حتی بعد از فتح تهران هم مقاومت میکرده. عاقبت در جنگی در اطراف ورامین، با یپرمخان به هم میخورند. اولش هم فتح با سردار ارشد بوده، اما عاقبت ورق برمیگردد و اسیر میشود. این نامه را هم در همان ایام اسارت نوشته و چنان صادقانه و عاشقانه نوشته که ملیجک هم در خاطراتش نوشته وقتی نامه رقیبش را خوانده، بیاختیار گریه کرد.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
چهارشنبه ۱۶ شهر رمضان ۱۳۲۹
خانم عزیز من؛ الآن که نفس آخر من است و بعد از نوشتن این نامه تیرباران خواهم شد از دور با این حالت که با کمال استقامت و قوت قلب بجز تو یاد دیگری نیستم میمیرم، در صورتی که تو در نظر منی. این کاغذ مرا صفوتالسلطنه به شما میرساند و یادگار آخر من است که پیش تو میماند. نگویی مرا فراموش کرده. زنجیری که تو در «وینه» به من یادگار داده بودی به گردن من است که زنجیر را خواهش کردم کسی از گردن من بیرون نیآورد. افسوس میخورم که دیدار تو را که بهترین آرزوی من بود در امامزاده جعفر ورامین در نفس آخر به گور بردم. از خدا سلامت تو را میخواهم و تو را به خدا میسپارم. نعش مرا اگر به قولی که به من دادهاند به شهر آوردند هر کجا که خودت میل داری بده دفن کنند. این بدن سوراخ سوراخ من با یک گرمی مفرطی تو را وداع میکند. دُرّی و سایر را از طرف من سلام برسان. چهل و هشت هزار تومان اسکناس، چهارده هزار مناط روسی در جیب دارم نمیدانم به تو خواهند داد یا خواهند برد.
دوستِ گرفتارِ تو ـ علی
@ehsanname
تصاویر ارشدالدوله و اخترالدوله و توضیحات بیشتر در اینجا 👇
http://www.iichs.org/magazine/sub.asp?id=583&theme=Gree...erPage66.jpg&magNumber=66&magID=69&magIMG=
@ehsanname
ظاهرا در استبداد صغیر و جنگ طرفدارهای محمدعلی شاه با مشروطهخواهان نمیشود نقطهای دوستداشتنی پیدا کرد، اما این سند، چیز دیگری میگوید. این نامه را یک شاهزاده قاجاری، علیخان ارشدالدوله نوشته است. این سردار ارشد، نوه یکی از سرداران بنام قاجار بوده. اول در دم و دستگاه ملیجک، پسربچه زشتی که عزیز بیجهت ناصرالدین شاه بود، شیپورچی بوده. ولی بعد ترقی میکند. اتفاقا وقتی با مرگ شاه ناصر، ملیجک از اسب و اصل میافتد، با همسر سابق ملیجک، یعنی شاهزاده اخترالدوله ازدواج میکند. ارشدالدوله، در جریان قضایای مشروطه طرف خانواده همسرش را میگیرد و سمت محمدعلی شاه غش میکند. حتی بعد از فتح تهران هم مقاومت میکرده. عاقبت در جنگی در اطراف ورامین، با یپرمخان به هم میخورند. اولش هم فتح با سردار ارشد بوده، اما عاقبت ورق برمیگردد و اسیر میشود. این نامه را هم در همان ایام اسارت نوشته و چنان صادقانه و عاشقانه نوشته که ملیجک هم در خاطراتش نوشته وقتی نامه رقیبش را خوانده، بیاختیار گریه کرد.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
چهارشنبه ۱۶ شهر رمضان ۱۳۲۹
خانم عزیز من؛ الآن که نفس آخر من است و بعد از نوشتن این نامه تیرباران خواهم شد از دور با این حالت که با کمال استقامت و قوت قلب بجز تو یاد دیگری نیستم میمیرم، در صورتی که تو در نظر منی. این کاغذ مرا صفوتالسلطنه به شما میرساند و یادگار آخر من است که پیش تو میماند. نگویی مرا فراموش کرده. زنجیری که تو در «وینه» به من یادگار داده بودی به گردن من است که زنجیر را خواهش کردم کسی از گردن من بیرون نیآورد. افسوس میخورم که دیدار تو را که بهترین آرزوی من بود در امامزاده جعفر ورامین در نفس آخر به گور بردم. از خدا سلامت تو را میخواهم و تو را به خدا میسپارم. نعش مرا اگر به قولی که به من دادهاند به شهر آوردند هر کجا که خودت میل داری بده دفن کنند. این بدن سوراخ سوراخ من با یک گرمی مفرطی تو را وداع میکند. دُرّی و سایر را از طرف من سلام برسان. چهل و هشت هزار تومان اسکناس، چهارده هزار مناط روسی در جیب دارم نمیدانم به تو خواهند داد یا خواهند برد.
دوستِ گرفتارِ تو ـ علی
@ehsanname
تصاویر ارشدالدوله و اخترالدوله و توضیحات بیشتر در اینجا 👇
http://www.iichs.org/magazine/sub.asp?id=583&theme=Gree...erPage66.jpg&magNumber=66&magID=69&magIMG=
رونمایی از مجسمه خیام در آستاراخان روسیه. خیام، شاعر مورد علاقه ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه است/ عکس از تاس @ehsanname
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
📌 همه چیزهایی که درباره هری پاترِ جدید باید بدانیم
احسان رضایی
@ehsanname
📝 کتاب «هری پاتر و کودک نفرینشده»، داستانی مثل سایر کتابهای هری پاتر نیست. این کتاب، یک نمایشنامه است. نمایشنامهای در چهار پرده و ۷۵ صحنه (پرده اول ۱۹ صحنه، پرده دوم ۲۰ صحنه، پرده سوم ۲۱ صحنه و پرده چهارم ۱۵ صحنه دارد). بنابراین اگر اهل نمایشنامه خواندن نیستید، سراغ این کتاب نروید.
📝 داستان، متعلق به خانم رولینگ است، اما نویسنده کتاب او نیست. دو نمایشنامهنویس به نامهای جان تیفانی و جک تورن داستان رولینگ را به یک نمایشنامه مفصل تبدیل کردهاند. جک تورن الان دارد فیلمنامهٔ سهگانه معروف «نیروی اهریمنیاش» از فیلیپ پولمن را برای تبدیل به سریال آماده میکند.
📝 زمان وقوع اتفاقات این کتاب، ۱۹ سال بعد از ماجراهای جلد هفتم و جنگ بزرگ با ولدمورت («هری پاتر و یادگاران مرگ») است. با اینکه فاصله بین انتشار این دو کتاب ۹ سال است، اما دوتا داستان ۱۹سال با هم اختلاف دارند. هری پاتر دیگر آن پسر نوجوان نیست و مرد خانواده شده، کارمندِ وزارت سحر و جادو است و سهتا بچه دارد. داستان دقیقا از همانجایی که کتاب هفتم با آن تمام شده بود، یعنی به مدرسه فرستادن بچه وسطی به مدرسه هاگوارتز شروع میشود.
📝 موضوع اصلی این داستان، اختلاف بین هری پاتر و پسر کوچکش، آلبوس پاتر است. آلبوس منزوی است و دوست ندارد زیر شهرت پدرش زندگی کند. در واقع با یک سوژه اختلاف نسلی مواجه هستیم. احتمالا داستان هم به درد بزرگترها بخورد، هم نوجوانها.
📝 آلبوس پاتر، برخلاف خانوادهاش به گروه گریفندور نمیرود. او سنت خانوادگی را ادامه نمیدهد و در موقع قرعهکشی گروهها در مدرسه، وارد گروه رقیب، یعنی اسلایترین میشود. نزدیکترین دوست او هم اسکورپیوس مالفوی، پسر دراکو مالفوی است. با رُز، دخترِ رون و هرمیون اصلا میانه خوبی ندارد. روابطش با هری پاتر هم افتضاح است ... اما صبر کنید. «کودک نفرینشده» او نیست.
📝 توی داستان جدید، خبری از پروفسور دامبلدورِ عزیز نیست. عوضش خیلی از کاراکترها را دوباره و با ترفندی خاص میبینیم. اما جالبش اینجاست که هری پاتربازهای دنیا، بیشتر درباره اینکه میرتلِ گریان، یکی از روحهای سرگردان مدرسه، در داستان حاضر است یا نیست بحث میکنند.
📝 با اینکه کتاب در ۱۰ مرداد (۳۱ جولای) منتشر شده، اما تئاترش مدتها قبل بر روی پرده بود و خلاصه داستانش هم لو رفته بود. خود کتاب هم فقط یک ساعت بعد از شروع انتشار جهانیاش، هک شد و روی اینترنت پخش شد. در اینجا هم سایتهای هواداری هری پاتر، سریع شروع به ترجمه فصل به فصل کتاب کردند. با این حال، ویدا اسلامیه مترجمی که هری پاتربازها ترجمه او را دوست داشتند، احتمالا تا دو ماه و نیم دیگر (یعنی آبانماه) ترجمهاش نمیرسد. اگر برایتان جزئیات داستان و کیفیت ترجمه و لذت متن اهمیت دارد، صبر کنید.
@ehsanname
به نقل از هفتهنامه «تماشاگران امروز» شماره ۱۱۳
احسان رضایی
@ehsanname
📝 کتاب «هری پاتر و کودک نفرینشده»، داستانی مثل سایر کتابهای هری پاتر نیست. این کتاب، یک نمایشنامه است. نمایشنامهای در چهار پرده و ۷۵ صحنه (پرده اول ۱۹ صحنه، پرده دوم ۲۰ صحنه، پرده سوم ۲۱ صحنه و پرده چهارم ۱۵ صحنه دارد). بنابراین اگر اهل نمایشنامه خواندن نیستید، سراغ این کتاب نروید.
📝 داستان، متعلق به خانم رولینگ است، اما نویسنده کتاب او نیست. دو نمایشنامهنویس به نامهای جان تیفانی و جک تورن داستان رولینگ را به یک نمایشنامه مفصل تبدیل کردهاند. جک تورن الان دارد فیلمنامهٔ سهگانه معروف «نیروی اهریمنیاش» از فیلیپ پولمن را برای تبدیل به سریال آماده میکند.
📝 زمان وقوع اتفاقات این کتاب، ۱۹ سال بعد از ماجراهای جلد هفتم و جنگ بزرگ با ولدمورت («هری پاتر و یادگاران مرگ») است. با اینکه فاصله بین انتشار این دو کتاب ۹ سال است، اما دوتا داستان ۱۹سال با هم اختلاف دارند. هری پاتر دیگر آن پسر نوجوان نیست و مرد خانواده شده، کارمندِ وزارت سحر و جادو است و سهتا بچه دارد. داستان دقیقا از همانجایی که کتاب هفتم با آن تمام شده بود، یعنی به مدرسه فرستادن بچه وسطی به مدرسه هاگوارتز شروع میشود.
📝 موضوع اصلی این داستان، اختلاف بین هری پاتر و پسر کوچکش، آلبوس پاتر است. آلبوس منزوی است و دوست ندارد زیر شهرت پدرش زندگی کند. در واقع با یک سوژه اختلاف نسلی مواجه هستیم. احتمالا داستان هم به درد بزرگترها بخورد، هم نوجوانها.
📝 آلبوس پاتر، برخلاف خانوادهاش به گروه گریفندور نمیرود. او سنت خانوادگی را ادامه نمیدهد و در موقع قرعهکشی گروهها در مدرسه، وارد گروه رقیب، یعنی اسلایترین میشود. نزدیکترین دوست او هم اسکورپیوس مالفوی، پسر دراکو مالفوی است. با رُز، دخترِ رون و هرمیون اصلا میانه خوبی ندارد. روابطش با هری پاتر هم افتضاح است ... اما صبر کنید. «کودک نفرینشده» او نیست.
📝 توی داستان جدید، خبری از پروفسور دامبلدورِ عزیز نیست. عوضش خیلی از کاراکترها را دوباره و با ترفندی خاص میبینیم. اما جالبش اینجاست که هری پاتربازهای دنیا، بیشتر درباره اینکه میرتلِ گریان، یکی از روحهای سرگردان مدرسه، در داستان حاضر است یا نیست بحث میکنند.
📝 با اینکه کتاب در ۱۰ مرداد (۳۱ جولای) منتشر شده، اما تئاترش مدتها قبل بر روی پرده بود و خلاصه داستانش هم لو رفته بود. خود کتاب هم فقط یک ساعت بعد از شروع انتشار جهانیاش، هک شد و روی اینترنت پخش شد. در اینجا هم سایتهای هواداری هری پاتر، سریع شروع به ترجمه فصل به فصل کتاب کردند. با این حال، ویدا اسلامیه مترجمی که هری پاتربازها ترجمه او را دوست داشتند، احتمالا تا دو ماه و نیم دیگر (یعنی آبانماه) ترجمهاش نمیرسد. اگر برایتان جزئیات داستان و کیفیت ترجمه و لذت متن اهمیت دارد، صبر کنید.
@ehsanname
به نقل از هفتهنامه «تماشاگران امروز» شماره ۱۱۳
Audio
Hosein Panahi
شعر و صدای زندهیاد حسین پناهی، قطعه «بهانه» از آلبوم «ستارهها» @ehsannsme
تابهحال ۱۹۳هزار نفر از یارانه خرید کتاب در طرح تابستانه استفاده کردهاند. برای استفاده از یارانه و اضافه کردن به این عدد، فقط امروز فرصت دارید @ehsanname
«چراغهای رابطه تاریکند/ کسی مرا به [آیدیِ] آفتاب معرفی نخواهد کرد/ کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد...» فروغخوانی در روز پایان کارِ یاهو مسنجر @ehsanname
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۶
@ehsanname
مجله معتبر Forbes فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید را اعلام کرد. جایی که همچنان جیمز پترسون آمریکایی، با داستانهای روانپزشکی به اسم آلکس کراس در صدر است. پترسون سه سال است که این عنوان را دارد. بیشتر رمانهای او به فارسی ترجمه نشده. در این فهرست پائولا هاوکینز، تنها اسم جدید نسبت به فهرست سال قبل است. او با «دختری در قطار» (که به فارسی هم ترجمه شده) به باشگاه پردرآدرمدها اضافه شده است. تحلیل فوربس را در اینجا ببینید 👇
forbes.com/sites/natalierobehmed/۲۰۱۶/۰۸/۰۳/the-worlds-highest-paid-authors-۲۰۱۶-james-patterson-jeff-kinney-and-j-k-rowling-top-ranking/#۱۶۵۲۲f۶۹۵۲۱۸
اگر هم حوصله خواندن مطلب را ندارید، فهرست خلاصه درآمدهای نویسندگان در سال میلادی جدید اینطوری است:
💰 ۱- جیمز پترسون با ۹۵ میلیون دلار
💵 ۲- جف کینی با ۱۹/۵ میلیون دلار
💰 ۳- جی. کی. رولینگ با ۱۹ میلیون دلار
💵 ۴- جان گریشام با ۱۸ میلیون دلار
💰 ۵- دانیل استیل، استیون کینگ و نورا رابرتز با ۱۵ میلیون دلار
💵 ۸- ای. ال. جیمز با ۱۴ میلیون دلار
💰 ۹- ویکتوریا راث، جان گرین و پائولا هاوکینز با ۱۰ میلیون دلار
💵 ۱۲- دن براون، ریک ریوردان و جورج آر. آر. مارتین با ۹/۵ میلیون دلار
@ehsanname
@ehsanname
مجله معتبر Forbes فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید را اعلام کرد. جایی که همچنان جیمز پترسون آمریکایی، با داستانهای روانپزشکی به اسم آلکس کراس در صدر است. پترسون سه سال است که این عنوان را دارد. بیشتر رمانهای او به فارسی ترجمه نشده. در این فهرست پائولا هاوکینز، تنها اسم جدید نسبت به فهرست سال قبل است. او با «دختری در قطار» (که به فارسی هم ترجمه شده) به باشگاه پردرآدرمدها اضافه شده است. تحلیل فوربس را در اینجا ببینید 👇
forbes.com/sites/natalierobehmed/۲۰۱۶/۰۸/۰۳/the-worlds-highest-paid-authors-۲۰۱۶-james-patterson-jeff-kinney-and-j-k-rowling-top-ranking/#۱۶۵۲۲f۶۹۵۲۱۸
اگر هم حوصله خواندن مطلب را ندارید، فهرست خلاصه درآمدهای نویسندگان در سال میلادی جدید اینطوری است:
💰 ۱- جیمز پترسون با ۹۵ میلیون دلار
💵 ۲- جف کینی با ۱۹/۵ میلیون دلار
💰 ۳- جی. کی. رولینگ با ۱۹ میلیون دلار
💵 ۴- جان گریشام با ۱۸ میلیون دلار
💰 ۵- دانیل استیل، استیون کینگ و نورا رابرتز با ۱۵ میلیون دلار
💵 ۸- ای. ال. جیمز با ۱۴ میلیون دلار
💰 ۹- ویکتوریا راث، جان گرین و پائولا هاوکینز با ۱۰ میلیون دلار
💵 ۱۲- دن براون، ریک ریوردان و جورج آر. آر. مارتین با ۹/۵ میلیون دلار
@ehsanname
کیکِ جشنِ پانصدهزار مقالهای شدن ویکیپدیا فارسی، جمعه عصر، کتابخانه ملی @ehsanname
احساننامه
ماکت کتابها در ورودی کتابخانه ملی از بزرگراه حقانی و بیدقتیهای عجیب: نه باباطاهر همدانی چنین دیوان قطوری دارد و نه استاد شفیعیکدکنی کتابی با نام «ضربالمثلهای ایرانی» نوشته تصویر از کانال @jaliyat
اقدام برای اصلاح غلطهای محتوایی موجود در ماکت کتابهای طراحیشده در ورودی کتابخانه ملی @ehsanname