احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔺گاردین - ماموران وزارت آموزش و پلیس ترکیه، بعد از کودتای ناموفق ۲۰۱۶ تاکنون ۳۰۱هزار و ۸۷۸ عنوان کتاب را از سطح مدراس و کتابخانه‌های این کشور جمع و نابود کرده‌اند. مشکل این کتابها، ارتباطشان با فتح‌الله گولن است که دولت اردوغان او را مسئول کودتا می‌داند. میزان سختگیری و مو از ماست بیرون کشیدن در حدی است که یک کتاب درسی ریاضی جمع شد چون در یک مسأله‌اش عبارت «از نقطه F به نقطه G» (ابتدای نام گولن) داشت @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 روز ۹ آگوست ۲۰۰۸ قلب #محمود_درویش، شاعر رنج‌های فلسطین و انسان معاصر از تپیدن ایستاد. بخشی از شعر بلند او در رثای یکی دیگر از فرزندان مشهور فلسطین، ادوارد سعید را بشنویم که گفتگویی است بین شاعر و دوستش @ehsanname
احسان‌نامه
📚 چند نما از وضعیت ترجمه ادبیات در ایران (به مناسبت ۳۰ سپتامبر روز جهانی ترجمه) @ehsanname 📝دوران جدید ترجمه در ایران که مشخصه اصلی آن ترجمه آثار ادبی و داستانی دنیای غرب است، از زمان ناصرالدین شاه آغاز شد. توجه به آثار ترجمه، در این دوره چنان شدید بوده که…
📖 ترجمه‌های مخدوش و ناشرهای پول‌دوست
@ehsanname
کاوه میرعباسی از مترجمان معروف در حوزۀ ادبیات داستانی است که از سال ۱۳۵۰ تاکنون در حوزۀ ترجمه فعالیت دارد. میرعباسی در گفتگو با آیدین پورخامنه، خبرنگار ایبنا به آسیب‌شناسی وضعیت ترجمه‌های موجود در بازار نشر پرداخته و از تأثیر ترجمۀ بد در فرهنگ عمومی گفته است:

🔸یک‌سری از ناشران که تقریباً تازه‌کار هستند، صرفاً به دلیل دغدغه‌های مالی و عمدتاً در حوزه ترجمه فعالیت می‌کنند. کار این دسته از ناشران مبنای مشابهی دارد، وارد سایت آمازون می‌شوند و فهرست کتاب‌های پرفروش را بررسی می‌کنند. بعد به‌دلیل ترجمه شتاب‌زده و در نظر گرفته نشدن توانایی مترجم، کتاب‌ها اغلب توأم با شلختگی و به شکل مبتذلی منتشر می‌شوند. به‌عنوان مثال ژانر پلیسی در اصل عامه‌پسند است و در این ژانر، یونسبو یک پلیسی‌نویس درجه یک است و اثری که می‌نویسد نه ضعیف است و نه مبتذل. اما نحوه‌ای که آثار او در ایران ارائه شده است کاملاً مبتذل است؛ حتی گاهی از سطر نخست، اشتباه ترجمه شده‌اند.

🔹کافی است بررسی کنید چه کتاب‎‌هایی در فهرست پرفروش‌ها عنوان شده است؛ به‌زودی آن کتاب فقط برحسب اینکه کتاب پرفروشی بوده، برای ترجمه و انتشار انتخاب می‌شود؛ در صورتی که باید توجه داشت ذائقه مردم کشورهای مختلف با یکدیگر سازگاری ندارند و حتی ممکن است منجربه نتیجه عکس در فروش آثار شود.

🔸دلیل چاپ ترجمه‌های مبتدل، عمدتاً ناشرانی هستند که خیلی سریع، به‌شکل انبوه، درنهایت شلختگی و با ترجمه خیلی بد کتاب چاپ می‌کنند. مترجمانی که با زبان مبدا و مقصد آشنایی ابتدایی ندارند، از ویراستار و سرویراستار استفاده نمی‌کنند، ترجمه‌های مخدوشی ارائه می‌دهند که ذائقه خواننده را پایین می‌آورند؛ تا جایی که افراد به خواندن فارسیِ غلط، عادت می‌کنند. پیش از این، چنین روندی را در زیرنویس فیلم‌‎هایی دیده می‌شد که گویی با استفاده از گوگل ترنسلیت ترجمه شده بودند.

🔹نوعی انحطاط در ذائقه ادبی مردم به وجود آمده است. بی‌اعتنایی نسبت به زبان و قبول زبان نادرست، بیشترین آسیب را بر روند نشر و تولید کتاب می‌زند. من نزدیک به ۳۰ سال است که ترجمه می‌کنم و گاهی متحیر می‌مانم: کتابی ۵۰۰ یا ۶۰۰صفحه‌ای که سال ۲۰۱۹ منتشر شده است، چطور در مدت کوتاهی ترجمه می‌شود، مجوز می‌گیرد و به انتشار می‌رسد. در حال حاضر در ماه هشتم سال ۲۰۱۹ هستیم اما کتاب‌هایی که در ماه‌های دوم و سوم این سال منتشر شده‌اند، الان در بازار ما وجود دارند! برای من حیرت‌انگیز است!

🔸متاسفانه هیچ قانون بازدارنده‌ای در این زمینه وجود ندارد. افرادی هستند که حدود ۳۰ سال سن دارند اما در کارنامه خود ۷۰ کتاب ترجمه کرده‌اند که برخی از آن‌ها آثار کلاسیک‌اند که سال‌ها پیش از ترجمه و انتشار کتاب توسط این افراد، ترجمه شده‌اند. فقط کافی است که آن‌ها این کتاب‌ها را روی‌‌هم‌گذاری کرده و ترجمه جدیدی منتشر کنند. خیلی از این کتاب‌ها را در کتابفروشی‌های معتبر نمی‌بینم؛ بلکه بیشتر در بساط‌های کنار خیابان، نمایشگاه‌ها و کتابفروشی‌های شهرستانی یافت می‌شوند. این مساله برای کتاب‌هایی اتفاق می‌افتد که نام آن‌ها برای شنونده آشنا است و مخاطب آن‌قدر حرفه‌ای نیست که به مترجم کتاب توجه کند.
📌 http://ibna.ir/fa/doc/longint/279235
🗞آمار علیه روزنامه‌نگاری
احسان رضایی: روز خبرنگار (۱۷ مرداد) هم آمد و همه تبریکشان را گفتند و وعده‌هایشان را دادند و رفتند و حالا این قشر دوباره با مشکلاتشان، آن هم در شکننده‌ترین وضعیت فرهنگ تنها هستند. موقع صحبت دربارۀ مشکلات و مصایب این حرفه، اغلب از مواردی مثل وضعیت نقدپذیری می‌گویند و مسئولانی که فکر می‌کنند خبرنگار خوب، نقش روابط عمومی را دارد. اما واقعیت این است که مشکلات خبرنگارجماعت فقط بیرونی نیست و حکم شیخ اجل که گفت «سعدی از دست خویشتن فریاد» اینجا هم صدق می‌کند.
در سال‌های اخیر افزایش رسانه‌ها، چه مطبوعات و چه سایت‌های خبری، خودش به معضلی جدی برای این حرفه تبدیل شده. تعداد زیادی از این رسانه‌ها دغدغه‌ها و اهدافی غیر از کار حرفه‌ای خبری دارند، پس طبیعی است که حساسیتی هم نسبت به محتوا نداشته باشند. یک نمونه از این اهداف غیرفرهنگی برای انتشار یک رسانه، همین گزارش‌هایی است که در ایام اخیر دربارۀ یارانه‌های مطبوعات منتشر شد و نشان داد افراد یا خانواده‌هایی هستند که مجوز تعداد انبوهی مجله به نامشان است که یا منتشر نمی‌شوند، اما یارانۀ کاغذش را می‌گیرند یا منتشر می‌شوند ولی توزیع ندارند و مجله را برای خرید برگشتی‌ها توسط وزارت ارشاد منتشر می‌کنند.
هجوم کاسبکارها به عرصه رسانه باعث شده تا با اولویت دادن به اصل «سرعت» و فدا کردن اصول «دقت» و «صحت» خبر، مفهوم خبرنگاری تا حد دستگاه فتوکپی پایین بیاید. در میان انبوهی از مطالب با اطلاعات ناقص، دایره واژگانی محدود و پر از غلط نگارشی و حتی املایی، زحمات خبرنگاران واقعی و روزنامه‌نگارهای صاحب سبک و باسواد و معلومات، کمتر به چشم می‌آید و مطبوعات ما رقابت را به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی واگذار کرده‌اند. آخرین آماری که از وضعیت انتشار روزنامه‌ها منتشر شد، وجود ۳۰۰ روزنامه با تیراژی زیر یک میلیون نسخه بود. این را مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد گفته و اضافه کرده بود تیراژها بر مبنای خوداظهاری ثبت می‌شود. برای همین است که بعضی‌ها تیراژ واقعی روزنامه‌های کشور را روی هم ۳۰۰هزار نسخه در روز ارزیابی می‌کنند. عددی که به نظر عجیب هم نمی‌آید. برای تیراژ گرفتن ۳۰۰ روزنامه به ۳۰۰ سردبیر حرفه‌ای و ۳۰۰ تحریریه مشتاق و فعال نیاز داریم. آیا چنین تعداد خبرنگاران خوبی در کشور هست؟ به این تعداد اضافه کنید ۵هزار و ۴۰۰ رسانۀ دیگر در کشور را. آیا این اعداد متناسب با تعداد خبرنگاران فعال و حرفه‌ای ماست؟ آیا نباید برای این عددها فکری کرد؟
در  کتاب «جُست‌نِوشت» (مجموعه مقالات سیدفرید قاسمی) یک نمونه امتحان گرفتن از متقاضیان انتشار نشریه آمده است که شاید برای وضعیت فعلی هم راهگشا باشد. در این کتاب (ص ۲۹۱و۲۹۲) می‌خوانیم که در قانون مطبوعات ۱۳۳۲ «رسیدگی به مراتب فضل و دانش آن دسته از متقاضیان امتیاز روزنامه یا مجله که فاقد دانشنامه لیسانس باشند» با شورای عالی فرهنگ بوده. سال ۱۳۳۸ شورای عالی فرهنگ یک کمیسیون ۵نفره تشکیل داد تا «مراتب فضل و دانش» ۵۲ متقاضی انتشار مجله را که لیسانس نداشتند بررسی کند. این کمیسیون اعلام کرد از آن ۵۲ نفر امتحان روزنامه‌نگاری می‌گیرد. امتحان ۲۸ دی ۱۳۳۸ در تالار موزه ایران باستان انجام شد و «اعضای هیأت ممتحنه» هم بزرگان فرهنگ بودند، کسانی نظیر دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر ذبیح‌الله صفا، استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، دکتر محمد معین و ... موضوعات امتحان هم این موارد بود:
«۱. قرائت و توضیح قطعاتی از کتاب‌های معتبر نثر فارسی و نوشتن قطعاتی از این کتاب‌ها به صورت املا.
٢. امتحان نویسندگی که نشان بدهد داوطلب می‌تواند زبان فارسی را با لغات و جمله‌بندی‌های صحیح بنویسد.
٣. امتحان اطلاعات عمومی که مربوط به نوع روزنامه و مجله مورد تقاضای باشد.»
روز امتحان از ۵۲ متقاضی، ۲۲ نفر برای شرکت در امتحان آمدند. از بین آن ۲۲ نفر هم فقط یک نفر قبول شد. آن یک نفر هم حسین لعل بود که بعداً مجله «موسیقی» را راه انداخت و «در تمام مواد امتحان نمره بیش از ۱۲ داشته و قبول گردید.» کاش امروز هم وزارت ارشاد از متقاضیان انتشار رسانه‌ها یک امتحان سادۀ روخوانی و املا و انشا می‌گرفت.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «اعتماد» ۲۰مرداد منتشر شده است.
توضیح: آمار ۳۰۰روزنامه را ایرنا + و تیراژ مجموع ۳۰۰هزار نسخه‌ای را تابناک + منتشر کرده. در مورد ماجرای تخلفات در یارانه مطبوعات هم، اگر در جریان نیستید، ماجرا را با توییت علی بزرگیان +، گزارش «جام‌جم» + و «شرق» + و پیگیری‌های پژمان موسوی (در توییت های متعدد +) دنبال کنید که منجر به دستوری از طرف وزیر ارشاد + شد.
🔺تکمله: شاهد هم از غیب رسید، بنا به نقل مهر + دکتر حسن ذوالفقاری می‌گوید ۷۰درصد از مطالب مطبوعات ما، غلط املایی دارند.
@ehsanname
📸 امروز عکس‌هایی از دیوارۀ جنوبی آرامگاه یعقوب لیث صفاری (در جادۀ دزفول به شوشتر) منتشر شد (تصاویر چپ) که دو روایت از آنها هست: قاسم منصور آل‌کثیر، از فعالان میراث فرهنگی خوزستان می‌گوید اشتباه پیمانکار در مرمت یک اثر تاریخی باعث تخریب این دیوار شده (مهر) ولی احمدرضا حسینی بروجنی، معاون میراث اداره میراث فرهنگی خوزستان می‌گوید این دیواره که در دهه ۶۰ به بقعه الحاق شده به خاطر رطوبت و عدم عملکرد مناسب ناودان‌ها دچار آسیب شده و حالا داریم آن را مرمت می‌کنیم (تسنیم). به هر حال، این بنای تاریخی نیاز به توجه دارد. اهمیت یعقوب لیث، در این است که او سال ۲۵۴هجری، بعد از اعلام استقلال در شهر زرنج سیستان، زبان فارسی را زبان رسمی اعلام کرد که این رسمیت تا کنون ادامه دارد @ehsanname
احسان‌نامه
📸 امروز عکس‌هایی از دیوارۀ جنوبی آرامگاه یعقوب لیث صفاری (در جادۀ دزفول به شوشتر) منتشر شد (تصاویر چپ) که دو روایت از آنها هست: قاسم منصور آل‌کثیر، از فعالان میراث فرهنگی خوزستان می‌گوید اشتباه پیمانکار در مرمت یک اثر تاریخی باعث تخریب این دیوار شده (مهر)…
🔹بر روی سنگ قبر یعقوب لیث چی نوشته بود؟
@ehsanname
در کتاب «نصیحت الملوک» اثر امام محمد غزالی که رساله‌ای است در اخلاق، در بخش حکایات مربوط به تنبیه دادن از بی‌وفایی دنیا (تصحیح استاد جلال‌الدین همایی، ص۱۶۴) این حکایت آمده است:
«و گویند بر سنگ گور یعقوب لیث این دو بیت به تازی نبشه بود:
خراسان أحویها و اکناف فارس
و ما کنتُ عن مُلک العراق بِآیسٍ
سلامٌ على الدنیا و طیب نسیمها
کأن لم یکن یعقوبُ فیها بِجالسٍ
ترجمتُه بالفارسیة:
بگرفتم این خراسان با مُلکِ پارس یکسان
مُلکِ عراق یکسر از من نبود رَسته
بدرود باد گیتی با بوی نوبهاران
یعقوبِ لیث گویی در وی نبُد نشسته!»

ارتباط آن دو بیت عربی با یعقوب لیث صفاری، در بیشتر تاریخ‌ها تکرار شده. مسعودی در «مروج الذهب» می‌گوید یعقوب در سفر آخرش این شعر را (با یک بیت بیشتر) سرود (ج۲ ص۳۱۴ و در ترجمۀ پاینده ج۲ ص۶۰۱). «تاریخ بناکتی» (ص ۱۷۵) می‌گوید یعقوب در حال جان دادن این دو بیت را گفت. اما روایت ابن خلکان در «وفیات الأعیان» (ج۶ ص۴۲۰) از هر دو منطقی‌تر است که می‌گوید کسی برای او تعریف کرده که دیده این شعر بر روی سنگ مزار یعقوب نوشته بود. اینکه یعقوب لیث سفارش یک شعر عربی بدهد و یا اصلاً خودش شعر عربی بگوید، منطقی نیست. بخصوص وقتی آن حکایت مشهور را به یاد می‌آوریم که وقتی محمد وصیف سجستانی برایش قصیده‌ای به عربی خواند، به شاعر گفت «چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟» یعنی او عربی نمی‌دانسته. اما شاید این شعر را بعد از درگذشتش و به عنوان زبان حال برای او گفته باشند. به هر حال تنها منبع کهنی که برای نسخۀ فارسی این شعر سراغ داریم، همین کتاب «نصیحت الملوک» است که دو قرن بعد از مرگ یعقوب نوشته شده (یعقوب در سال ۲۶۵ درگذشت و «نصیحت الملوک» اواخر قرن پنجم نوشته شده).
مرحوم عبدالرحیم خلخالی که نخستین بار این شعر را از روی یک نسخۀ خطی همین کتاب معرفی کرد (ماهنامه «مهر» شماره ۸، دی ۱۳۱۲، ص ۵۷۱ تا ۵۷۵) حدس می‌زند که هم شعر عربی و هم فارسی هر دو از یک شاعر باشد. او شعر را شبیه به آثار محمد بن وصیف می‌داند. ظاهراً مجتبی مینوی هم معتقد بوده شعر قدیمی و از روزگار یعقوب است. دکتر باستانی پاریزی می‌گوید احتمال ضعیفی هست که خود امام غزالی این شعر را به فارسی درآورده باشد (کتاب «یعقوب لیث»، ص ۴۱۶). از هر که باشد این شعر فارسی، بخصوص بیت دومش، فوق‌العاده است.
@ehsanname
🔺دو روایت از قربانی: تابلوی سمت راست از رامبراند، نقاش معروف هلندی است که سال ۱۶۳۵ کشیده شده و در موزۀ آرمیتاژ نگه‌داری می‌شود. مینیاتور سمت چپ هم منسوب است به رضا عباسی، نقاش بزرگ دورۀ صفوی (درگذشته ۱۰۴۴ه‍/ ۱۶۳۵م) در یک نسخۀ خطی از «قصص الانبیا» که در کتابخانه ملی پاریس است. دقت در شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو تابلو نکات جالبی دارد @ehsanname
✍️نیم قرنی است که روز ۱۳ آگوست را به نام چپ‌دست‌ها نامگذاری کرده‌اند، به جبران همۀ دوران‌هایی که چپ‌دستی نفرین شیطان و نشانۀ ضعف تلقی می‌شد. (نشانۀ این امر، هنوز در فرهنگ لغت‌ها مانده. در زبان لاتین sinister هم به معنای چپ است و هم شوم و بدشگون. در فرانسوی gauche هم چپ معنی می‌دهد هم ناشی. لغت آلمانیِ linkisch به معنی چپ‌دست و آدم ناجور است. در عربی «یسار» هم چپ معنی می‌دهد و هم شوم و نامبارک...) امروزه می‌دانیم که درصد افراد نابغه در میان چپ‌دست‌ها بیشتر است. از جمله بین نویسندگان بزرگ هم چپ دست‌های زیادی داریم. معروف است که افلاطون و ارسطو چپ‌دست بودند. در مورد نوشتن شکسپیر با دست چپ یا راست، بین محققان بحث است. از بین داستان‌نویسان جدیدتر، هانس کریستین آندرسن (نویسندۀ معروف کودکان)، لوییس کارول (خالق «آلیس در سرزمین عجایب»)، اچ. جی. ولز (از پیشگامان ادبیات علمی-تخیلی) و فرانتس کافکا (نویسندۀ «مسخ») را می‌دانیم که چپ‌دست بودند. مارک تواین هم اول با راست می‌نوشت ولی در دهه ۱۸۹۰ (و بعد از نوشتن «ماجراهای تام سایر و «هاکلبری فین») مفاصل دست راستش دچار نوعی بیماری شد و از آن به بعد با چپ نوشت.
@ehsanname
🔻نقاشی معروفِ «دستان طراح» از موریس اِشِر، نقاش چپ‌دستِ هلندی
🔸اقتصادآنلاین - دو تابلوی نقاشی از #سهراب_سپهری در موزۀ نظامی بندر انزلی است. این آثار چند سال پیش وقتی با لنج و قاچاقی از ایران خارج می‌شد، توسط واحدهای گشت نیروی دریایی ارتش در آب‌های خلیج فارس کشف شد @ehsanname
🔺چنگیز شَهوَق (۱۳۱۲-۱۳۷۵)، استاد مجسمه‌سازی بود و از پیشگامان هنر نوگرای ایران محسوب می‌شود. پریروز شایا شهوق، پسر او از گم شدن سردیس ناصرخسروی کار چنگیز شهوق در پارک ملت و جایگزین کردن اثر با سردیس دیگری که معلوم نیست کار چه کسی است خبر داد (+) امروز معاون سازمان زیباسازی شهرداری تهران اعلام کرده این سردیس جزو همان مجسمه‌هایی بود که سال ۸۹ دزدیده شد (+) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐉🎞 اژدها روی برج میلاد. یک کار کوتاه و جذاب از جلال عریبی (انیماتور) و حمید ابراهیم‌نیا (کامپوزیتور) که به صحنه‌ای از یک داستان فانتزی شبیه است - از اینستاگرام خانه انیمیشن @ehsanname
🔺هزینه ممیزی کتاب چقدر است؟ «مؤسسه فرهنگی-هنری کارآفرینان فرهنگ و هنر» یکی از زیرمجموعه‌های وزارت ارشاد است. ارشاد با این موسسه قراردادی به مبلغ تا سقف ۴میلیارد تومان برای سال ۹۷ دارد تا هزینه «تطبیق کتب ارائه‌شده با ضوابط نشر کتاب در سراسر کشور» یعنی حق‌الزحمه بررس‌های کتاب از طریق این قرارداد پرداخت شود. در قانون بودجه ۹۷ (صفحه ۱۴ از پیوست شماره ۴-بخش اول) مبلغ ۳میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان برای بررسی کتاب در نظر گرفته شده (+). در فهرست پرداختهای سال ۹۷ وزرات ارشاد (+) ۲۰ مورد پرداخت به این موسسه هست، جمعاً ۴میلیارد و ۳۷۵میلیون تومان، که شامل عناوین کلی مثل کمک به برگزاری مراسم جشنواره‌ها و نشستها و مسابقات کتاب، کمک به تبلیغات کتاب، کمک به خرید کتاب برای تقویت کتابخانه‌ها، کمک به فعالیت‌های فرهنگی و هنری در استان‌ها و ... یعنی مشخص نیست دقیقاً چه بخشی از این مبلغ برای بررسی کتاب هزینه شده. به هر حال مبلغ همین حدودهاست @ehsanname
📊 یک شبانه روز ایرانی‌ها چگونه طی می‌شود؟ کتاب خواندن جزو آن ۱۵ دقیقه فعالیت‌های تفریحی و فرهنگی است - اینفوگرافی ایرنا از نتایج طرح گذران وقت سازمان آمار @ehsanname
🔹دولت چین نگران گسترش مذهب در این کشور است. رویترز خبر داده بود که نصب علایمی با الفبای عربی (مثل «حلال» برای قصابی‌هایی که ذبح اسلامی می‌فروشند) در پکن ممنوع شده. فاکس‌نیوز هم گزارش داده وزارت آموزش و پرورش چین کلماتی مانند خدا، مسیح و انجیل را از همۀ کتابهای داستانی کلاسیک کودک حذف می‌کند. مثلاً در داستان «دخترک کبریت‌فروش» هانس کریستین آندرسن، جایی که روح مادربزرگ دخترک در شعلۀ آخرین کبریت‌ها سراغ او آمده و به او توضیح می‌دهد که: «وقتی یک ستاره می‌افتد، روح یک نفر پیش خدا می‌رود»، در نسخۀ چینی (تصویر بالا) تبدیل شده به: «وقتی یک ستاره می‌افتد، یک نفر از این دنیا می‌رود» @ehsanname
🔺 دکتر اسماعیل امینی در اینستاگرام نوشته: این کتاب نمود کامل نادانی و تعصب و بی‌غیرتی نسبت به میراث فرهنگی ایران و زبان و ادب فارسی است. گلستان سعدی را با دستکاری در نثر و نظم دل‌انگیز سعدی به خیال خودشان از کلمات عربی پیراسته‌اند و نظم و نثری سست و مضحک را به عنوان گلستان امروز منتشر کرده‌اند. @ehsanname
احسان‌نامه
تصویر پایین «عامه‌پسند» چارلز بوکوفسکی ترجمه پیمان خاکسار است و بالایی، همان رمان با ترجمه جدید. خودتان ببینید شخصیت "ریتو" از کجا آمده! - از اینستاگرام پیمان خاکسار @ehsanname
🔹یکی از مشکلات نشر ما، شکایت صاحبان آثار پرفروش از ناشرانی است که کتابهای آنها را دوباره و به اسم یک مترجم ناشناس منتشر می‌کنند. پیمان خاکسار، مترجمی که «عامه‌پسند» چارلز بوکوفسکی، «اتحادیه ابلهان» جان کندی تول و «جزء از کل» استیو تولتز را ترجمه کرده، دربارۀ این موضوع در اینستاگرام نوشته: "می‌توانم صدای ناشر را بشنوم که به تایپیست می‌گوید: خودت یه‌جوری جمله‌ها رو عوض کن که نتونن شکایت کنن. این هم حکایت ماست... یکی از «جزء از کل»ها را ورق زدم و دیدم اسم مترجم روی جلد، با اسمی که در شناسنامۀ صفحۀ اول کتاب نوشته شده فرق دارد. متنش را هم چند سطر خواندم و احساس کردم یک روانی مست افتاده به جان جملات و تا توانسته با مشت و لگد اوراق‌شان کرده. روی جلد یکی از «اتحادیه ابلهان»ها نام خانوادگی نویسنده نیامده: «نوشتۀ جان کندی». مثل این که روی جلد «اولیس» بنویسیم نوشتۀ جیمز! ..." خاکسار قبلاً هم نمونه‌ای از متن یکی از «عامه‌پسند»ها در اینستاگرام نشان داده بود که بدخوانی تایپیست از متن او، باعث تبدیل ناسزایی در دیالوگ به یک شخصیت جدید به اسم «ریتو» شده بود! @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جهان را چاره‌ای جز فرهنگ نیست - پیام بهرام بیضایی به جشن انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر
@ehsanname
🔹در این جشن نشان کمیسیون ملی یونسکو به بهرام بیضایی اهدا شد و حمید امجد به نمایندگی از بیضایی نشان را دریافت کرد. ویدیو از کانال محمد تاجیک
@tajik57
🔹نظر یوسا درباره‌ وضعیت فرهنگی امروز:
«منظور ما از تمدن نمایشی چیست؟ مراد تمدن دنیایی است که در آن سرگرمی بالاترین معیار ارزش‌هاست و خوش گذراندن و فرار از ملال، اشتیاقی همگانی شده است. این هدف چیزی کاملاً مشروع است. اما وقتی این میل طبیعی به لذت، بدل به والاترین ارزش ما بشود، پیامدهایی نامنتظر خواهد داشت، از جمله به ابتذال کشیدن فرهنگ و رواج ولنگاری و، در عرصۀ خبررسانی، اشاعه‌ی ژورنالیسمی بی‌مسئولیت که بنیادش بر شایعه و جنجال استوار است.
در تمدن امروزی ما طبیعی و حتی الزامی است که آشپزی و طراحی لباس بخش بزرگی از فرهنگ را تسخیر کند، چراکه سرآشپزها و مُدسازان امروز جایگاهی یافته‌اند که قبلاً در اختیار دانشمندان و موسیقی‌دانان و فیلسوفان بود. در نظام فرهنگی امروز ما، بخاری و اجاق‌گاز و سکوی نمایش مُد، هم‌تراز با کتاب و آزمایشگاه و سالن اپرا شده است و ستارگان تلویزیون و فوتبالیست‌های مشهور همان سلطه‌ای را بر عادات و ذوق و سلیقه و مُد لباس ما دارند که پیش از این قلمرو معلمان و متفکران و (پیش از آن) عرصۀ الاهیون بود.
تبلیغات به‌‌گونه‌ای نامحسوس خلأی را که در غیاب نقد پدید آمده، پر کرده و این تبلیغات دیگر نه فقط پاره‌ای جداناشدنی از فرهنگ، که درواقع محمل اصلی آن شده است. امروز تبلیغات نقش عمده‌ای در شکل‌گیری سلیقه و حساسیت و تخیل و رسم و عرف ما دارد. تصادفی نیست که سیاستمداران امروز در کارزار انتخابات به جای اینکه مثل گذشته سعی کنند با دانشمندان سرشناس و نمایشنامه‌نویسان صاحب‌نام عکس بگیرند، می‌کوشند حمایت خوانندگان باب روز، هنرپیشگان سینما و بازیکنان فوتبال یا سایر ورزشکاران را جلب کنند. این شخصیت‌ها امروز به جای روشنفکران معیار و محک وجدان سیاسی طبقه متوسط و اقشار وسیعی از مردم کوچه و بازار شده‌اند.
@ehsanname
📌از مقالۀ «چرا روشنفکران ذلیل و پادرهوا شده‌اند؟» ترجمۀ عبدالله کوثری در «اندیشه پویا» شماره ۶۰ (مرداد ۹۸)
🗞بخشهایی از گزارش روزنامه «جام‌جم» از وضعیت محصولات فرهنگی ایرانی در افغانستان:
🔸سیدرضا محمدی، شاعر: تقریباً ۸۰درصد بازار کتاب افغانستان را کتاب ایرانی تشکیل می‌دهد، به طور مثال پاساژ ملی که بزرگ‌ترین پاساژ کتاب در کابل است و همچنین در شهرکتاب و جاده کتاب‌فروشی که متشکل از ۴۰۰ کتاب فروش هستند، میانگین ۸۰ تا ۸۵درصد کتاب‌ها چاپ ایران هستند.
🔹شاهد فرهوش، مسئول شهر کتاب کابل: بخش عمده کتاب‌هایی که امروز در افغانستان داریم، به برکت ایران به دست‌مان می‌رسند. اگر مترجمان ایرانی نبودند امروز کمتر کسی در افغانستان چخوف، راسل، نیچه، الیف شافاک، اورهان پاموک، جومپا لاهیری و ... را می‌شناخت. شعر ایران اینجا خیلی مخاطب دارد. اگر صد جلد کتاب شعر فاضل نظری بیاوریم، یک هفته‌ای تمام می‌شود. این شاعر به کابل آمد و وقتی می‌خواند، حاضران شعرهایش را حفظ بودند و راهنمایی‌اش می‌کردند. همین‌طور آثار بزرگ علوی و به‌خصوص «چشم‌هایش» خیلی مخاطب دارد و نیامده تمام می‌شود.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺کتاب «تمامی آنچه که مردان در باب زنان می‌دانند» محمدصالح علاء خاطرتان هست؟ کتابی ۱۱۴صفحه‌ای که تمام صفحاتش سفید و خالی است و اتفاقاً همین ایده با استقبال مواجه شد و کتاب به چاپ ۲۸م هم رسید (ویدیو بالا). حالا یک نویسندۀ برزیلی همین کار را تکرار کرده و کار او هم گرفته. به گزارش فاکس‌نیوز ویلیام تامس نویسنده ۳۰ساله برزیلی یک کتاب ۱۹۰صفحه‌ای نوشته که چرا باید به ژائیر بولسونارو رئیس‌جمهور جدید و تندرو برزیل احترام گذاشت و تمام صفحات را خالی گذاشته است @ehsanname
احسان‌نامه
📖 تجدید چاپ رمان «فیل در تاریکی» قاسم هاشمی‌نژاد بعد از چهل سال. این کتاب را اولین رمان پلیسیِ مدرن ایرانی می‌دانند. عکس از اینستاگرام نشر هرمس @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖 گزارش ایرنا از رمان «فیل در تاریکی» اثر استاد قاسم هاشمی‌نژاد که امسال بعد از ۴۰ سال تجدید چاپ شد. این کتاب را اولین رمان پلیسیِ مدرن ایرانی می‌دانند @ehsanname