تحریریه روزنامه اطلاعات سال ۶۹، از راست: علیرضا قزوه، ساعد باقری، زندهیاد حسن حسینی، محمدرضا عبدالملکیان و عبدالجبار کاکایی – از اینستاگرام کاکایی @ehsanname
آثار برگزیده (ردیف بالا) و شایسته تقدیر (ردیف پایین) در هفتمین دوره از جایزه ادبی پروین اعتصامی @ehsanname
احساننامه
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۶ @ehsanname مجله معتبر Forbes فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید را اعلام کرد. جایی که همچنان جیمز پترسون آمریکایی، با داستانهای روانپزشکی به اسم آلکس کراس در صدر است. پترسون سه سال است که این عنوان را دارد. بیشتر رمانهای…
💵 جدول درآمدهای سه سال اخیر نویسندگان پرفروش جهان، طبق اعلام مجله Forbes. فاصله جیمز پترسون با بقیه چقدر زیاد است @ehsanname
تبلیغی خلاقانه برای کتابخوانی که این روزها بین کاربران توئیتر پرطرفدار شده @ehsanname
یک گزارش جمع و جور اما خوب، درباره وضعیت کتاب را در safaeinejad.ir/1395/05/19 یا sobhe-no.ir/newspaper/59/14/1294 بخوانید
جلد اولین چاپ از «شازده کوچولو» ترجمه محمد قاضی در سال ۱۳۳۳- این کتاب تاکنون توسط ۳۷ مترجم مختلف به فارسی برگردانده شده است @ehsanname
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
بهمن دارالشفایی:
آیا میدانستید #دانیل_استیل ۶۸ساله #پردرآمد ترین #نویسنده زنده دنیا و چهارمین نویسنده پرفروش #تاریخ است؟
twitter.com/bahmandaroshafa/status/763289843162030081
📡 @VahidOnline
#کتاب
آیا میدانستید #دانیل_استیل ۶۸ساله #پردرآمد ترین #نویسنده زنده دنیا و چهارمین نویسنده پرفروش #تاریخ است؟
twitter.com/bahmandaroshafa/status/763289843162030081
📡 @VahidOnline
#کتاب
👆 مطلبی که با دو واسطه از محتوای کانال احساننامه نقل شده، متاسفانه اطلاعات غلطی دارد: تمام افراد جدول بالا در قید حیات هستند، نه فقط دانیل استیل
نیازمندیها - ۱
احسان رضایی
@ehsanname
در هفتهای که گذشت، دستنوشته رهبر معظم انقلاب بر رمان «تنتن و سندباد» منتشر شد. این رمان سال ۷۳ منتشر شده بود و این دستنویس هم برای همان دوران بود، کتاب از آن موقع تا به امروز ۱۱بار تجدید چاپ شده و حدود ۵۷هزار نسخه فروخته است. داستان کتاب، یکجور تقابل و درگیری است بین دو سری از کاراکترهای معروف قصهها. از یک طرف تنتن و کاپیتان هادوک هستند که بعدا تارزان و سوپرمن و بقیه شخصیتهای داستانهای غربی به سراغشان میآیند و طرف دیگر، سندباد و علیبابا که از شخصیتهایی مثل نخودی و رستم کمک میگیرند. یعنی که نویسنده میخواسته یادمان بیاندازد در همان حالی که حواسمان را به داستانهای غربی میدهیم، از قصههای خودمان غافل نشویم. این، نکته بسیار مهمی است. اینکه مثلا ما درباره رستم، قهرمان ملی و نقش اول داستانهای حماسی ایران که ظاهرا از روی یک شخصیت واقعی و تاریخی، سردار اشکانی، سورنا ساخته شده که تواسنت یک بار در جنگ کارهه در ۳۱ قبل از میلاد ابرقدرت دنیای آن روز یعنی امپراتوری روم را ظرف دو روز شکست داد، بله، درباره همین رستمِ دستان فقط ۴ فیلم و یک انیمیشن و یک سریال داریم که هیچ کدامشان اثر مهمی به حساب نمیآید و تازه از همان چهارتا فیلم هم، یکی را هندیها ساختهاند، دوتا را روسها و فقط یکی را خودمان. در مورد باقی شخصیتهای تاریخی و افسانهای هم وضعمان بهتر از این نیست. کورش هخامنشی، خسرو پرویز ساسانی، یعقوب لیث صفاری، خواجه نظامالملک یا مولانا، ... هر کدام را که فکر کنید، عملا کاری در موردشان نکردهایم و چیزی ننوشتهایم و نساختهایم. اما چرا اینطوری است؟ یک دلیلش این است که کسانی همت و البته ارادهاش را ندارند تا از دل متون و منابع قدیمی، مطالب خواندنی و جذاب را بیرون بکشد. اینجا منظورمان از اطلاعات خوب و خواندنی و جذاب، چیزهایی است غیر از همان تحقیقات تاریخ که فلانی در بهمان سال به دنیا آمد و در آن یکی سال چنین یا چنان کرد. اینها البته که در جای خود اهمیت دارند و محققان باید برای محاسبه یک تاریخ دقیق و به دست آوردن یک اطلاع درست، بحثهای آکادمیک و گسترده بکنند، اما ما برای تبدیل زندگی هر کدام از این بزرگان به محصولات فرهنگی متعدد و متنوع، نیاز به خردهروایتهایی از زندگیشان داریم. یک فیلم خوب، یا یک گیم جذاب، انبوهی از خردهداستانهای فرعی باید داشته باشد تا آن ماجرای اصلی را همراهی کنند. بدون جزئیات، هیچ کلیتی جذاب از آب درنمیآید و برای پیدا کردن جزئیات هم نیاز به کسانی داریم که حوصله و ذوق گشتن در اقیانوس منابع کهن و قفسه کتابخانهها را داشته باشند. کسانی که بتوانند انبوه نوشتههای قدیمی رابخوانند، خوب و بدش را جدا کنند و جذابهایش را به زبان روز ترجمه کنند. این آدمها، احتمالا اسمشان برای عموم مردم شناخته نخواهد شد و جلد نشریات مختلف نشوند. اما آنها، راه را برای نسلی از ستارهها هموار میکنند. ما نیازمند چنین آدمهای فداکاری هستیم.
پ.ن: بخشی از این حرفها را در مراسم رونمایی از کتاب تازه احسان ناظمبکایی (داستانهایی کوچک از بزرگان ایران) گفته بودم. خود این کتاب هم نمونهای از این تلاشهاست.
@ehsanname
یادداشت در شماره ۵۶۵ هفتهنامه «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
در هفتهای که گذشت، دستنوشته رهبر معظم انقلاب بر رمان «تنتن و سندباد» منتشر شد. این رمان سال ۷۳ منتشر شده بود و این دستنویس هم برای همان دوران بود، کتاب از آن موقع تا به امروز ۱۱بار تجدید چاپ شده و حدود ۵۷هزار نسخه فروخته است. داستان کتاب، یکجور تقابل و درگیری است بین دو سری از کاراکترهای معروف قصهها. از یک طرف تنتن و کاپیتان هادوک هستند که بعدا تارزان و سوپرمن و بقیه شخصیتهای داستانهای غربی به سراغشان میآیند و طرف دیگر، سندباد و علیبابا که از شخصیتهایی مثل نخودی و رستم کمک میگیرند. یعنی که نویسنده میخواسته یادمان بیاندازد در همان حالی که حواسمان را به داستانهای غربی میدهیم، از قصههای خودمان غافل نشویم. این، نکته بسیار مهمی است. اینکه مثلا ما درباره رستم، قهرمان ملی و نقش اول داستانهای حماسی ایران که ظاهرا از روی یک شخصیت واقعی و تاریخی، سردار اشکانی، سورنا ساخته شده که تواسنت یک بار در جنگ کارهه در ۳۱ قبل از میلاد ابرقدرت دنیای آن روز یعنی امپراتوری روم را ظرف دو روز شکست داد، بله، درباره همین رستمِ دستان فقط ۴ فیلم و یک انیمیشن و یک سریال داریم که هیچ کدامشان اثر مهمی به حساب نمیآید و تازه از همان چهارتا فیلم هم، یکی را هندیها ساختهاند، دوتا را روسها و فقط یکی را خودمان. در مورد باقی شخصیتهای تاریخی و افسانهای هم وضعمان بهتر از این نیست. کورش هخامنشی، خسرو پرویز ساسانی، یعقوب لیث صفاری، خواجه نظامالملک یا مولانا، ... هر کدام را که فکر کنید، عملا کاری در موردشان نکردهایم و چیزی ننوشتهایم و نساختهایم. اما چرا اینطوری است؟ یک دلیلش این است که کسانی همت و البته ارادهاش را ندارند تا از دل متون و منابع قدیمی، مطالب خواندنی و جذاب را بیرون بکشد. اینجا منظورمان از اطلاعات خوب و خواندنی و جذاب، چیزهایی است غیر از همان تحقیقات تاریخ که فلانی در بهمان سال به دنیا آمد و در آن یکی سال چنین یا چنان کرد. اینها البته که در جای خود اهمیت دارند و محققان باید برای محاسبه یک تاریخ دقیق و به دست آوردن یک اطلاع درست، بحثهای آکادمیک و گسترده بکنند، اما ما برای تبدیل زندگی هر کدام از این بزرگان به محصولات فرهنگی متعدد و متنوع، نیاز به خردهروایتهایی از زندگیشان داریم. یک فیلم خوب، یا یک گیم جذاب، انبوهی از خردهداستانهای فرعی باید داشته باشد تا آن ماجرای اصلی را همراهی کنند. بدون جزئیات، هیچ کلیتی جذاب از آب درنمیآید و برای پیدا کردن جزئیات هم نیاز به کسانی داریم که حوصله و ذوق گشتن در اقیانوس منابع کهن و قفسه کتابخانهها را داشته باشند. کسانی که بتوانند انبوه نوشتههای قدیمی رابخوانند، خوب و بدش را جدا کنند و جذابهایش را به زبان روز ترجمه کنند. این آدمها، احتمالا اسمشان برای عموم مردم شناخته نخواهد شد و جلد نشریات مختلف نشوند. اما آنها، راه را برای نسلی از ستارهها هموار میکنند. ما نیازمند چنین آدمهای فداکاری هستیم.
پ.ن: بخشی از این حرفها را در مراسم رونمایی از کتاب تازه احسان ناظمبکایی (داستانهایی کوچک از بزرگان ایران) گفته بودم. خود این کتاب هم نمونهای از این تلاشهاست.
@ehsanname
یادداشت در شماره ۵۶۵ هفتهنامه «همشهری جوان»
نامه باشگاه بایرن مونیخ برای کاوه کاويانپور، خبرنگار ورزشی ساکن رشت. کاوه طرفدار بایرن و در بستر بیماری است و حالا باشگاه محبوبش برایش آرزوی سلامتی دارد – از اینستاگرام پژمان راهبر @ehsanname
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
۱۰ نکته درباره عاشقانه پرفروش
@ehsanname
رمان «من پیش از تو» در عرض چهار ماه به چاپ یازدهم رسیده و طبق آمارهای خانه کتاب، پرفروشترین عنوان در طرح تابستانه کتاب هم شد. ده نکته جالب درباره این رمان بخوانید:
❤️ «من پیش از تو» در ژانویه ۲۰۱۲ منتشر شد و دنبالهاش، «پس از تو» در سپتامبر ۲۰۱۵. هر دوی این کتابها توسط مریم مفتاحی و نشر آموت، در اردیبهشت امسال (آوریل ۲۰۱۶) به فارسی برگردانده شدند. با این حساب، «من پیش از تو» دیرتر به ایران رسید.
❤️ «من پیش از تو» طبق فرمول کلاسیک عشقِ پسر پولدار-دختر فقیر نوشته شده است. ویل ترینر که ورزشکار و ماجراجو است، در حادثهای فلج میشود و خانوادهاش برای او پرستار استخدام میکنند. نکته اصلی اما استفاده درست از ژانر و پایان متفاوت آن است.
❤️ جوجو مویز، نویسنده رمان، ایده نوشتن این رمان را بعد از اینکه برای ۲۴ساعت از یکی از بستگان فلجش مراقبت کرد، آورد. اول قرار بوده رمان، درباره سختیهای زندگی یک فرد معلول باشد، اما بعدا تبدیل به یک درام عاشقانه شد.
❤️ اسم کاراکتر زن «من پیش از تو» لوسیا کلارک است. نقش او را هم در فیلم اقتباسی، امیلیا کلارک (بازیگر سریال معروف) ایفا کرده. امیلیا کلارک که جزو دوستداران رمان بوده، خودش برای بازی در این نقش به سازندگان فیلم پیشنهاد داد.
❤️ تیم سازنده فیلم «من پیش از تو» یکی از زنانهترین تیمهاست، جز جوجو مویز که خودش رمانش را تبدیل به فیلمنامه کرد، کارگردان (تی شاروک) و دو تهیهکننده فیلم هم همگی زن هستند.
❤️ مویز و شاروک، در نسخه سینمایی اثر، بخشهایی از داستان را حذف کردهاند که داستان خواهر ویل یکی از این موارد است.
❤️ جوجو مویز، قبل از نوشتن «من پیش از تو» هفت رمان دیگر نوشته بود که هیچ کدام فروش خوبی نداشتند و به قول خودش در یک مصاحبه، باعث افسردگی او بودند. حضور جلسات درمان افسردگی در «پس از تو»، یادگار همین دوره از عمر نویسنده است.
❤️ یکی از نقاطی که لوسیا و ویل در طول داستان به آنجا سفر میکنند، جزیره موریس، تبعیدگاه رضاخان است.
❤️ جوراب شلواری راهراه که لوسیا در این داستان به پا می کند، حالا به یکی از نمادهای کتاب تبدیل شده است. جوجو مویز، نویسنده کتاب در مصاحبهای گفته که خودش بیشتر از همه شخصیتها به لوسیا علاقه دارد، چون او هم در کودکی عاشق جوراب شلواری راهراه بوده.
❤️ اینستاگرام طرفداران ایرانی «من پیش از تو» (manpishazto) از اغلب صفحات طرفداری فیلم و رمان (mebeforyou یا عناوین مشابه) فعالتر است و تعداد بیشتری عضو و عکس دارد.
از شماره ۱۱۳ هفتهنامه «تماشاگران امروز»
@ehsanname
رمان «من پیش از تو» در عرض چهار ماه به چاپ یازدهم رسیده و طبق آمارهای خانه کتاب، پرفروشترین عنوان در طرح تابستانه کتاب هم شد. ده نکته جالب درباره این رمان بخوانید:
❤️ «من پیش از تو» در ژانویه ۲۰۱۲ منتشر شد و دنبالهاش، «پس از تو» در سپتامبر ۲۰۱۵. هر دوی این کتابها توسط مریم مفتاحی و نشر آموت، در اردیبهشت امسال (آوریل ۲۰۱۶) به فارسی برگردانده شدند. با این حساب، «من پیش از تو» دیرتر به ایران رسید.
❤️ «من پیش از تو» طبق فرمول کلاسیک عشقِ پسر پولدار-دختر فقیر نوشته شده است. ویل ترینر که ورزشکار و ماجراجو است، در حادثهای فلج میشود و خانوادهاش برای او پرستار استخدام میکنند. نکته اصلی اما استفاده درست از ژانر و پایان متفاوت آن است.
❤️ جوجو مویز، نویسنده رمان، ایده نوشتن این رمان را بعد از اینکه برای ۲۴ساعت از یکی از بستگان فلجش مراقبت کرد، آورد. اول قرار بوده رمان، درباره سختیهای زندگی یک فرد معلول باشد، اما بعدا تبدیل به یک درام عاشقانه شد.
❤️ اسم کاراکتر زن «من پیش از تو» لوسیا کلارک است. نقش او را هم در فیلم اقتباسی، امیلیا کلارک (بازیگر سریال معروف) ایفا کرده. امیلیا کلارک که جزو دوستداران رمان بوده، خودش برای بازی در این نقش به سازندگان فیلم پیشنهاد داد.
❤️ تیم سازنده فیلم «من پیش از تو» یکی از زنانهترین تیمهاست، جز جوجو مویز که خودش رمانش را تبدیل به فیلمنامه کرد، کارگردان (تی شاروک) و دو تهیهکننده فیلم هم همگی زن هستند.
❤️ مویز و شاروک، در نسخه سینمایی اثر، بخشهایی از داستان را حذف کردهاند که داستان خواهر ویل یکی از این موارد است.
❤️ جوجو مویز، قبل از نوشتن «من پیش از تو» هفت رمان دیگر نوشته بود که هیچ کدام فروش خوبی نداشتند و به قول خودش در یک مصاحبه، باعث افسردگی او بودند. حضور جلسات درمان افسردگی در «پس از تو»، یادگار همین دوره از عمر نویسنده است.
❤️ یکی از نقاطی که لوسیا و ویل در طول داستان به آنجا سفر میکنند، جزیره موریس، تبعیدگاه رضاخان است.
❤️ جوراب شلواری راهراه که لوسیا در این داستان به پا می کند، حالا به یکی از نمادهای کتاب تبدیل شده است. جوجو مویز، نویسنده کتاب در مصاحبهای گفته که خودش بیشتر از همه شخصیتها به لوسیا علاقه دارد، چون او هم در کودکی عاشق جوراب شلواری راهراه بوده.
❤️ اینستاگرام طرفداران ایرانی «من پیش از تو» (manpishazto) از اغلب صفحات طرفداری فیلم و رمان (mebeforyou یا عناوین مشابه) فعالتر است و تعداد بیشتری عضو و عکس دارد.
از شماره ۱۱۳ هفتهنامه «تماشاگران امروز»
سایت دمنتور، ترجمه گروهیِ «هری پاتر و فرزند طلسمشده» را تمام کرد. اگر برای رسیدن ترجمه خانم ویدا اسلامیه صبر ندارید، به اینجا سر بزنید👇
dementor.ir/posts/15389
dementor.ir/posts/15389
به گزارش رویترز، بانک مرکزی کلمبیا از هفته آینده، اسکناس ۵۰هزار پزویی را با تصویر مارکز منتشر میکند (بالا). الان روی این اسکناس، تصویر یک نویسنده دیگر و قهرمان زن داستانش است (پایین) @ehsanname
ایرنا به مناسبت سالگرد تاسیسش (با عنوان خبرگزاری پارس - ۲۰ مرداد ۱۳۱۳) تصاویر و اسناد آرشیوی جالبی منتشر کرده است. این تصاویر را در آدرس زیر ببینید👇
irna.ir/fa/PhotoNews/3321600/
irna.ir/fa/PhotoNews/3321600/
✅ خانۀ آهوها
@ehsanname
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، این اسمی است که برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمعآوری روایات پراکنده از حماسههای ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمهاش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخههای قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمیترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانهاش را میتوان شناخت (مثلا نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانههایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم، دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را بعد از فوت رکنالدوله دیلمی در ۳۶۶ قمری تخمین زدهاند) و این، به ارزش این روایتها اضافه میکند. این دو خبر، هر دو درباره ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها میخوانیم. روایت چنین است: 👇
@ehsanname
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابیجعفر عتبی شنیدم که میگفت: مرا ابوجعفر عتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابیمنصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض میکردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن میبستم و جامههاشان میربودم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب میکرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمیرفت و من آنچه میکردم که نزدیک شود، نمیشد. چون آهو از جای خود حرکت میکرد تازی آن را دنبال میکرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار میرسید، میایستاد. آهو در حجرهای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی میآمد به زیارت حضرت میرفتم و دعا و زاری میکردم و از خدا حاجت خود میخواستم و خداوند مرحمت میفرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دومبار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواستهام جز اینکه عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده.
@ehsanname
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی که این ترجمه را در ۱۰۷۵ قمری انجام داده، چاپ و تصحیحِ انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
#برچیده_ها
@ehsanname
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، این اسمی است که برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمعآوری روایات پراکنده از حماسههای ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمهاش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخههای قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمیترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانهاش را میتوان شناخت (مثلا نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانههایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم، دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را بعد از فوت رکنالدوله دیلمی در ۳۶۶ قمری تخمین زدهاند) و این، به ارزش این روایتها اضافه میکند. این دو خبر، هر دو درباره ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها میخوانیم. روایت چنین است: 👇
@ehsanname
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابیجعفر عتبی شنیدم که میگفت: مرا ابوجعفر عتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابیمنصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض میکردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن میبستم و جامههاشان میربودم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب میکرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمیرفت و من آنچه میکردم که نزدیک شود، نمیشد. چون آهو از جای خود حرکت میکرد تازی آن را دنبال میکرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار میرسید، میایستاد. آهو در حجرهای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی میآمد به زیارت حضرت میرفتم و دعا و زاری میکردم و از خدا حاجت خود میخواستم و خداوند مرحمت میفرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دومبار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواستهام جز اینکه عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده.
@ehsanname
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی که این ترجمه را در ۱۰۷۵ قمری انجام داده، چاپ و تصحیحِ انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
#برچیده_ها
روایت محمدحسین جعفریان از اطلاع مقام معظم رهبری از رمان محمداکرم عثمان (نویسنده افغان که پنجشنبه پیش درگذشت) پیش از انتشار آن در ایران 👇
farsnews.com/newstext.php?nn=13950524000171
farsnews.com/newstext.php?nn=13950524000171
کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» ترجمه عادل فردوسیپور، در آستانه چاپ سیام. قرار است برای انتشار سیامین چاپ این کتاب جشنی برگزار شود @ehsanname
نمونه خط و نحوه کارِ بیژن اشتری، بر روی اوراقی از کتاب در دست ترجمۀ «انور خوجه» (رهبر سابق آلبانی) – از اینستاگرام نشر ثالث @ehsanname
📝 اینستاگرام خانم ویدا اسلامیه، عنوان انتخابشده برای ترجمه کتاب جدید رولینگ (هرى پاتر و فرزند نفرينشده)، طرح جلد و همینطور یک دیالوگ از کتاب را منتشر کرد. به فاصله کوتاهی اینستاگرام کتابسرای تندیس هم زمان جشن امضای کتاب را پنجشنبه بعدازظهر و قیمت کتاب را ۱۹هزار تومان عنوان کرد. دیالوگ منتشره از کتاب جدید هری پاتر را بخوانید:
@ehsanname
دامبلدور: «هری، توی این دنیای شلمشوربای عاطفی هیچ پاسخ قطعی وجود نداره. کمال دور از دسترس نوع بشره، دور از دسترس جادو هم هست. تو هر لحظۀ سرشار از خوشبختی، یه قطرۀ زهرآگین هم هست: آگاهی از این که درد و رنج دوباره به سراغت میآد. با کسانی که دوستشون داری، صادق باش، درد و رنجت رو نشونشون بده. رنج کشیدن به اندازۀ نفس کشیدن برای انسان طبیعیه.»
@ehsanname
دامبلدور: «هری، توی این دنیای شلمشوربای عاطفی هیچ پاسخ قطعی وجود نداره. کمال دور از دسترس نوع بشره، دور از دسترس جادو هم هست. تو هر لحظۀ سرشار از خوشبختی، یه قطرۀ زهرآگین هم هست: آگاهی از این که درد و رنج دوباره به سراغت میآد. با کسانی که دوستشون داری، صادق باش، درد و رنجت رو نشونشون بده. رنج کشیدن به اندازۀ نفس کشیدن برای انسان طبیعیه.»
گزارش تصویری تسنیم از مرکز تولید صنایع کمک آموزشی، فضایی کاملا شبیه داستانهای علمی- تخیلی دارد 😄 @ehsanname
کاریکاتور شهاب جعفرنژاد در روزنامه «هفت صبح» امروز: ترکیب لحظه تلخِ ضربه شدن حمید سوریان و داستان «سفرهای گالیور» @ehsanname