احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🌕 برندۀ نوبل ادبیات چطور انتخاب می‌شود؟
@ehsanname
احسان رضایی: آکادمی نوبل به عادت هر ساله، اسناد ۵۰ سال پیش خودش را آزاد کرد و از جمله فهرست ۱۰۳ کاندیدای نوبل ادبی ۱۹۶۹ هم منتشر شد (اینجا +). این‌طوری معلوم شد که در این سال، از بین ادیبان بزرگ و مشهوری مثل خورخه لوییس بورخس، پابلو نرودا (برندۀ نوبل ۱۹۷۱)، گراهام گرین، جی. آر. آر. تالکین، هاینریش بل (برندۀ ۱۹۷۲)، فردریش دورنمات، گونتر گراس (برندۀ ۱۹۹۹)، سیمون دوبووار، آندره مالرو، پل سزان، لویی آراگون، ناتالی ساروت، کلود سیمون، آرتور میلر، ادوراد آلبی، میکا والتاری، عزرا پاوند، آلبرتو موراویا، ایناتسیو سیلونه، زاهاریا استانکو، ولادیمیر ناباکوف، آلکساندر سولژنیتسین (برندۀ ۱۹۷۰) و ... در نهایت نوبل به ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویسِ تلخِ ایرلندی رسید.
🔹جالب اینکه ما هم نماینده‌ای در فهرست کاندیداهای نوبل ۱۹۶۹ داریم: محمدعلی جمالزاده. نامزدی جمالزاده از طرف ایرانشناس دانمارکی، یِس پیتر آسموسن بوده. از پروفسور آسموسن قبلاً کتابهای «ایرانشناسی در دانمارک»، «دیانت زرتشتی» (یکی از سه مقالۀ کتاب) و تصحیح مثنوی «جمشید و خورشید» سلمان ساوجی را خوانده‌ایم. جمالزاده دو نوبت دیگر هم کاندیدای نوبل ادبیات بوده. بار اول در ۱۹۶۵ ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس معروف (همان که عید۹۳ درگذشت و آرزوی دفنش در کنار زاینده‌رود داستان شد) از هاروارد، اسم جمالزاده را به عنوان نامزد نوبل ادبیات ۱۹۶۵ پیشنهاد داد. آن سال میخاییل شولوخف برندۀ نوبل شد. دو سال بعد، احسان یارشاطر از دانشگاه تهران جمالزاده را برای نوبل ادبیات ۱۹۶۷ نامزد کرد که میگل آنخل آستوریاس برنده شد. خود جمالزاده (در «اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» جلد ۴، صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸) مدعی است شانس نوبل بردنش زیاد بوده ولی دربار پهلوی مانع برنده شدن او شده، چون از چهرۀ دیگری حمایت کرد (بسیج خلخالی که شعر معروف «نامه‌رسان نامۀ من دیر شد» از اوست). هرچند وجود اسامی بزرگی در کاندیداهای آن سال ادعای جمالزاده را زیر سوال می‌برد، اما به‌هرحال یادداشت جمالزاده و تفصیل ماجرا را می‌توانید اینجا بخوانید:
https://news.1rj.ru/str/ehsanname/5225
🔸برگردیم سراغ ماجرای نوبل ادبیات ۱۹۶۹ و انتخاب نهایی آن. طبق گزارش گاردین، آن سال اعضای آکادمی بین انتخاب ساموئل بکت و آندره مالرو اختلاف داشتند. چهار عضو آکادمی موافق بکت بودند و دو عضو دیگر مالرو را حمایت می‌کردند. ظاهراً سیمون دوبووار، بورخس، پابلو نرودا و گراهام گرین هم هر کدام طرفداری داشتند، اما بحث اصلی در مورد بکت بود.
از لحاظِ سطح بحث داشته باشید که آندره اوسترلینگ، رئیس فرهنگستان سوئد جدی‌ترین مخالف بکت بود. او می‌گفت شک دارد «نوشته‌های منفی یا ماهیت نیهیلستی» آثارِ بکت با روح وصیت‌نامۀ آلفرد نوبل همخوانی داشته باشد. طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجسته‌ترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمان‌گرايانه نوشته شده» اهدا شود. اوسترلینگ می‌گفت ممکن است پشت «موتیف‌های یأس‌آور» بکت نوعی دفاع از انسانیت هم باشد؛ اما اغلب خوانندگانش «اثری هول‌آور را می‌خوانند که با ظرافت آدمی را تحقیر می‌کند». در مقابل مهم‌ترین حامی بکت، کارل راگنار گیرو بود که خودش هم کارگردان تئاتر بود و می‌گفت «دیدگاه سیاه» بکت بیانگر اندیشه منفی و نیهیلیسم نیست. بلکه «بکت انسانیت را همان‌طور که همه ما دیده‌ایم، در زمانه‌ای که تا ته پیمان‌شکنی‌ها رسیده، تصویر می‌کند» و به اعماق تباهی‌ها سرک می‌کشدف چون حتی انحا هم «امکان بازسازی» وجود دارد.
🔹در سال ۱۹۶۸ هم اوسترلینگ مانع نوبل گرفتن بکت شده و سعی کرده بود جایزه را به آندره مالرو بدهد که آن بار هم بقیه با او مخالفت کرده بودند و برای همین از باب نسوختنِ سیخ و کباب، جایزه نوبل را به یاسوناری کاواباتا ژاپنی داده بودند. اسنادی که سال پیش منتشر شد البته نشان داد که اول می‌خواستند نوبل را به یوکیو میشیما بدهند، اما چون دیدند او باز هم شانس برنده شدن دارد (میشیما آن زمان ۴۱سال داشت) گفتند کاواباتای (آن موقع) ۶۹ساله اولویت دارد. دست بر قضا، میشیما دو سال زودتر از کاواباتا مرد و در ۱۹۷۰ به سبک سامورایی‌ها، هاراگیری کرد. کاواباتا هم در ۱۹۷۲ با گذاشتن شلنگ گاز شهری در دهان خودکشی کرد تا معلوم شود نوبل چقدر «آمد» دارد!
🔸در زمان اهدای جایزه نوبل ادبیات ۱۹۶۹ رئیس فرهنگستان سوئد یعنی آندره اوسترلینگ سخنرانی نکرد و به جایش، گیرو سخنران مراسم بود. ساموئل بکت هم متقابلاً برای دریافت جایزه به استکهلم نرفت تا مثل بقیه برگزیدگان سخنرانی کند. اما خوبی‌اش این بود که ماجرای اختلاف میان هیأت داوران نیم قرن مثل یک راز مسکوت ماند؛ برخلاف امسال که اختلاف‌نظر در مورد تصمیم نوبل پیتر هاندکه باعث دو استعفا از طرف اعضای فرهنگستان شد.
@ehsanname
🔻تصویر لوح نوبلِ ساموئل بکت
احسان‌نامه
🔸جایزۀ دوسالانۀ هانس کریستین آندرسن، معروف به نوبل ادبیات کودک، عصر امروز اعلام می‌شود. فرهاد حسن‌زاده یکی از ۵ کاندیدای نهایی این دوره است. معرفی او را در سایت جایزه ببینید @ehsanname
🔸فرهاد حسن‌زاده به عنوان یکی از ۶ نویسنده نامزد نهاییِ جایزۀ هانس کریستین آندرسن ۲۰۲۰ اعلام شد. برنده جایزه آندرسن در نمایشگاه کتاب کودک بولونیا (۱۱ تا ۱۴ فروردین ۹۹) اعلام خواهد شد. جایزۀ دوسالانۀ کریستین آندرسن، معروف به نوبل کوچک، معتبرترین جایزۀ ادبیات کودک و نوجوان است که توسط دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) اهدا می‌شود. آقای حسن‌زاده سال ۲۰۱۸ هم یکی از ۵ کاندیدای نهایی این جایزه بود که در نهایت یک نویسندۀ ژاپنی برنده شد. فعلاً تنها ایرانی برندۀ جایزه آندرسن، فرشید مثقالی در ۱۹۷۴ و بخش تصویرگری است @ehsanname
❗️از لحاظ سطح تحقیق! @ehsanname
🎂هپی برث‌دی ابوالقاسم!
@ehsanname
✍️احسان رضایی: روز اول بهمن را بعضی از اهالی ادبیات در شبکه‌های مجازی به عنوان زادروزِ فردوسی، شاعر بزرگ کشورمان گرامی می‌دارند و تبریک می‌گویند و طرح و عکس و تفصیلات به کار می‌بردند. طبیعتاً هر گونه یادکردی از مفاخر ادبی و فرهنگی‌مان ارزشمند است، اما چرا باید با چنین مناسبتهای غیردقیقی این کار را انجام بدهیم؟

در سنت قدیم ما، تاریخ وفات افراد را بر روی سنگ مزار و در کتابها یادداشت می‌کردند و جشن تولد گرفتن، سنتی جدید و امروزی است. البته همان تاریخ وفات هم همیشه دقیق ثبت نشده؛ مثلاً در مورد فردوسی قدیمی‌ترین منابع، تاریخ فوتش را به دو شکل نوشته‌اند، سال ۴۱۱ و ۴۱۶ هجری قمری، دیگر چه رسد به تاریخ تولد فردوسی!

در ایران، زمانی از روی یک مقاله خارجی، سال ۳۲۴ ه‍.ق را به عنوان سالروز فردوسی پذیرفتند که معادلش می‌شد ۳۱۳ شمسی و برای همین در ۱۳۱۳ هزارۀ فردوسی گرفتند. بعداً معلوم شد اساس آن مقاله اشتباه بوده و اشعاری که به آن استناد کرده بودند، در واقع یادداشت کسی بوده که از روی «شاهنامه» نسخه‌ای برای پادشاهی نوشته بوده و چون تاریخ نگارش را بدون نقطه گذاشته بوده، عبارت "ششسد" را "سیسد" خوانده‌اند و تصور کرده‌اند این را فردوسی گفته است.

در مورد محاسبۀ سال تولد فردوسی، چند اشاره از خود فردوسی در متن «شاهنامه» داریم. اول جایی که در انتهای کتاب و ضمن شرح رنج‌هایش در مدت کار روی شاهنامه «در این سال سی» می‌گوید:
چو سال اندر آمد به هفتاد و یک
همی زیر بیت اندر آرم فلک
... ز هجرت شده پنج هشتاد بار
به نام جهان داور کردگار
با کم کردن ۷۱سال از ۴۰۰، سال ۳۲۹ ه‍.ق به دست می‌آید. جای دیگری که فردوسی به سن خودش اشاره کرده، این چند بیت در ابتدای داستان جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب است که در آنها شاعر ۵۸سالگی خودش را مقارن با آغاز فرمانروایی محمود دانسته:
بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت
نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت
خروشی شنیدم ز گیتی بلند
که اندیشه شد تیز و تن بی‌گزند:
... فریدونِ بیداردل زنده شد
زمان و زمین پیش او بنده شد
می‌گویند چون شروع سلطنت محمود غزنوی سال ۳۸۷ ه‍.ق بوده و فردوسی هم در این زمان ۵۸سال داشته پس در ۳۲۹ ه‍.ق متولد شده که البته همین هم جای شبهه است، چون ۳۸۷ ه‍.ق سال مرگ سبکتگین، پدر محمود است و بعد از آن یک سالی محمود با برادرش اسماعیل درگیر بود تا توانست تخت سلطنت را به دست بیاورد. باز اینجا می‌شود گفت که فردوسی نخواسته ریسک کند و گفته دولت محمود را از همان تاریخ به رسمت می‌شناخته، اما باز هم با یک معمای دیگر در «شاهنامه» مواجهیم. در بخش ساسانیان، در پایان داستان شاپور دوم، شاعر به ۶۳سالگی خودش اشاره می‌کند:
چو آدینه هرمزدِ بهمن بُوَد
بر این کاخ فرّخ نشیمن بُوَد
می لعل پیش آور ای هاشمی
ز خُمّی که هرگز نگیرد کمی
چو شصت و سه شد سال و شد گوش کر
ز گیتی چرا جویم آیین و فر؟
در ایران قدیم، هر روز از ماه اسمی داشته و «هرمزد» روز اول ماه بوده. طبق گاهنامهٔ تطبیقی مرحوم استاد بیرشک، در دوران زندگی فردوسی فقط در سال ۳۸۷ ه‍.ق روز اول بهمن جمعه بوده و حالا اگر ۶۳ را از این رقم کم کنیم، می‌شود سال ۳۲۴ ه‍.ق که بر ابهام ماجرا اضافه می‌کند.

این که از ماجرای سال تولد فردوسی؛ اما روز اول بهمن از کجا آمده است؟ از همین سه بیت بالا. بعضی‌ها گفته‌اند چون فردوسی خواسته اول بهمن ۶۳سالگی‌اش را جشن بگیرد، پس روز تولدش است. هرچند فردوسی در اینجا بیشتر از کم شدن شنوایی‌اش در این سن گله دارد، اما در همین بخش ساسانیان، یک بار دیگر هم در مقدمۀ داستان بهرام دوم به ۶۳سالگی خودش اشاره کرده و در چند بیت قبلترش هم روز دیگری را برای جشن گرفتن مشخص کرده:
شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می
... می لعل پیش آور ای روزبه
چو شد سالِ گوینده بر شصت و سه
«اورمزد» که همان اول ماه است و اینجا هم فردوسی به شب قبلش اشاره کرده. یعنی با این منطق می‌شود ۳۰ آذر را به عنوان تولد در نظر گرفت. یا محقق دیگری (دکتر شاپور شهبازی) با محاسبه تعداد ابیات بین این دو تاریخ، سرعت شعر گفتن فردوسی را حساب کرده و نتیجه گرفته این بیت دومی برای ۳ دی است، منتها ۳ دی آن زمان که تقویم یزدگردی بوده و تبدیلش به تقویم امروزی می‌شود ۱۳ دی. خلاصه که روز اول بهمن را هم نمی‌شود چندان جدی گرفت.

تبریک زادروز و بزرگداشت شاعر خیلی خوب است، اما بهترین کار برای احترام یک شاعر توجه به اثرش است. واقعاً چه فایده‌ای دارد روز تولدی نه چندان مطمئن را برای فردوسی به هم تبریک بگوییم، اما کتابش را نخوانیم؟ کاش در روز اول بهمن، یا هر روز دیگری با هم قرار بگذاریم تا حداقل یک داستان از این استاد همۀ شاعران را بخوانیم.
@ehsanname
📌این یادداشت قبلاً در روزنامه «همشهری» ۲ بهمن ۱۳۹۶ منتشر شده است
احسان‌نامه
🔺توضیحات اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، دربارۀ تلاش‌های ملک‌الشعرای بهار، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و کتاب «تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی» تالیف سیدمهدی زرقانی (نشر سخن، ۸۸) جالب است. فیلم مربوط به همایش «افغانستان گهواره‌ زبان فارسی دری» در کابل است…
📸 در تصویری که توییتر دفتر ریاست‌جمهوری افغانستان از سفر اشرف غنی به اجلاس داوس ۲۰۲۰ سوئیس منتشر کرده (+) رئیس‌جمهور افغانستان در حین پرواز مشغول خواندن «تاریخ بیهقی» است. این کتاب «تاریخ بیهقی» ویرایش جعفر مدرس صادقی (نشر مرکز) است. اشرف غنی آشنایی زیادی با نشر ایران دارد و قبلاً هم توصیه به خواندن کتاب «تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی» تالیف سیدمهدی زرقانی (نشر سخن) کرده بود (+) @ehsanname
🔖اعلانات: در مراسم یادبود همسر و دختر حامد اسماعیلیون، از قربانیان هواپیمای اکراینی، برنامۀ فروش کتاب هم برقرار است و عواید فروش از طرف دختر این داستان‌نویس کشورمان به کودکان سیل‌زدۀ سیستان و بلوچستان اهدا می‌شود. مراسم پنج‌شنبه (۳بهمن) ساعت ۱۵ در خانه هنرمندان برگزار می‌شود - پوستر از وحید حقی @ehsanname
💵 قیمت کتابها در فروردین ۱۳۱۳ ( از اینجا +) «آیینه» محمد حجازی ۵ ریال و «چهار مقاله» نظامی ۴ ریال قیمت داشتند. الان در فروشگاه اینترنتی شهر کتاب، قیمت چاپهای مختلف «آیینه» ۳۰ تا ۴۰هزار تومان و قیمت چاپهای متفاوت «چهار مقاله» از ۲۰ تا ۹۵هزار تومان است @ehsanname
📚خبر تعطیلی کتابفروشی، یا درست‌تر بگوییم کتابخانه طهوری، یکی از مهمترین خبرهای حوزه کتاب در این روزهاست. این کتابفروشی یکی از اولین و قدیمی‌ترین کتابفروشی‌های خیابان انقلاب است و در همه این سال‌ها کار نشر هم انجام می‌داده و آثار مهمی در حوزۀ تاریخ و فرهنگ ایران منتشر کرده است. برای همین علیرغم این‌که شیوه فعالیت طهوری همچنان به شکل سنتی و به شکل سوال از کتابفروش است، فروش اینترنتی ندارد، هر روز ظهر دو ساعت تعطیل می‌کند، ... باز هم خبر تعطیلی این کتابفروشی، خبر بسیار مهم و تلخی به حساب می‌آید. مرتضی کاردر گزارش خوبی از این اتفاق در «همشهری» نوشته (اینجا +) که در بخش‌هایی از آن مصاحبه با احمدرضا طهوری، مدیر فعلی کتابفروشی و پسر عبدالغفور طهوری (بنیان‌گذار این مرکز که در ۱۳۷۴ درگذشت) است. این بخش‌ها را بخوانید:
@ehsanname
🔹دانشجوی جوان به همراه استاد بزرگ به کتابفروشی آمده بود. استاد بزرگ، دانشجوی جوان را به آقای کتابفروش معرفی کرد و به شوخی گفت: او از شاگردهای تنبل من است. شاگرد تنبل حالا استاد بزرگ ادبیات دانشگاه تهران است. «من بچه بودم اما این تصویر را کامل در خاطر دارم.» استاد بزرگ بدیع‌الزمان فروزانفر بود و دانشجوی جوان محمدرضا شفیعی‌کدکنی. 
🔸کتابفروشی طهوری از ۱۳۴۳ به خیابان انقلاب آمد. پدر تعریف می‌کرد که آن زمان فقط کتابفروشی دانشجو و کتابفروشی دهخدا در این راسته بودند. کتابفروشی چهر که کتاب‌های پزشکی عرضه می‌کند نیز در خیابان فخر رازی بود که بعد به راسته انقلاب آمد. کتابفروشی ما از سال ۱۳۳۲ شکل گرفت. نخستین کتاب کتابخانه ما که در انبار موجود است «تذکرةالملوک» است که در سال ۱۳۳۲ منتشر شده. آن زمان طهوری در خیابان جمهوری فعلی بود. کتابفروشی در سال ۱۳۴۳ به جلوی دانشگاه آمد. از آن زمان تا امروز اینجاییم. 
🔹چیزی که از پدرم یاد گرفته‌ام این است که کتابفروشی با فروشگاه‌های دیگر فرق می‌کند. کتابفروشی سوپرمارکت نیست، بیشتر شبیه داروخانه است. اگر کتابی را به اشتباه به خواننده بدهیم روح خواننده را بیمار می‌کنیم. کتابفروش فروشنده محتوا است. من در طول این سال‌ها همه کتابفروشان را ملزم کرده‌ام که دست‌کم فهرست و مقدمه کتاب را بخوانند تا وقتی خریدار به کتابفروشی می‌آید و کتابی را طلب می‌کند کتابفروش از کتاب اطلاع داشته باشد و بتواند توضیح لازم را درباره کتاب بدهد.
🔸خانم دکتر (رقیه) بهزادی (استاد بازنشسته فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران) می‌گوید از زمانی که معلم آموزش و پرورش بودم به کتابخانه طهوری می‌آمدم. مرحوم طهوری هر قدر کتاب لازم داشتم به من می‌داد. نه اسمم را یادداشت می‌کرد و نه شماره تلفن می‌گرفت. من  هم هر وقت حقوق می‌گرفتم می‌آمدم و حسابم را خردخرد تسویه می‌کردم. خاطرم هست وقتی پدر درگذشت دکتر قاسم میرانصاری کتاب تازه خود را برای انتشار به طهوری داد و حق‌التألیف نگرفت. می‌گفت به پاس سال‌هایی که طهوری در روزگار دانشجویی به ما کمک می‌کرد، من حق‌التألیف نمی‌گیرم. هنوز هم مشتریان قدیمی کتابفروشی عصرهای پنجشنبه می‌آیند؛ بی‌آن‌که دنبال کتابی باشند. می‌آیند و فاتحه‌ای برای پدر می‌خوانند و می‌روند.
🔹نمی‌دانم در دیگر کشورها نهادهای دولتی چقدر به کمک کتابفروشی‌ها می‌آیند اما بدون هیچ تعارف و ملاحظه‌ای باید بگویم که از وزارت ارشاد بسیار ممنونم. همچنین ممنونم از همه دوستانی که در این چند روز سراغ طهوری آمدند و محبت کردند. اما من تصمیم گرفته‌ام که کتابفروشی را واگذار کنم.
📊یک کم آمار
@ehsanname
🔹ایرانی‌ها به طور متوسط در سال ۲٫۱۴ جلد کتاب می‌خرند. در منزل ۲۴ جلد کتاب غیر درسی (به‌جز قرآن، دعاها و کتب آسمانی) دارند. این یافته در موج سوم پیمایش ملیِ مصرف کالاهای فرهنگی در ایران به دست آمد که سال ۹۸ و توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام شده. (ایرنا)

🔸رکورد بیشترین تعداد کتاب در هر خانه برای کشور استونی با ۲۱۸ جلد کتاب در خانه است. این رقم در نروژ به‌طور متوسط ۲۱۲ جلد، و در جمهوری چک ۲۰۴ کتاب است.
این اعداد در تحقیق ۲۰۱۸ پژوهشگران دانشگاه ملی استرالیا و دانشگاه نوادا در آمریکا روی سطح کتاب‌خوانی افراد در ۳۱ کشور مختلف به دست آمد. آنها از افراد می‌پرسیدند در ۱۶سالکی چه تعداد کتاب در خانه داشتند؟ (گاردین)
آمار چند کشور را هم ببینید: مردم دانمارک به طور متوسط ۱۹۲ کتاب در خانه دارد، اهالی  روسیه ۱۵۴تا، آلمانی‌ها ۱۵۱، مردم استرالیا ۱۴۸ کتاب، بریتانیا ۱۴۳، کانادا ۱۲۵، فرانسه ۱۱۷، آمریکا ۱۱۴، ایرلند ۱۰۷، ژاپن ۱۰۲، بلژیک ۹۵، شیلی و سنگاپور ۵۲، ... و مردم ترکیه به طور متوسط ۲۷ جلد کتاب در خانه دارند.

🔹یافتۀ مهم در این پژوهش، این بود که محققان فهمیدند تعداد کتاب‌های موجود در خانه افراد در ۱۶سالگی تاثیر مثبتی بر سطح سواد، مهارت‌های ریاضی و IT (فناوری اطلاعات) افراد در سال‌های آینده دارد. حتی صرف نظر از اینکه شخص چقدر آن کتاب‌ها را مطالعه کرده است.
@ehsanname
📖 شما چند جلد کتاب در خانه دارید؟
✍️ احسان رضایی: در شبکه‌های اجتماعی فیلمی دست به دست می‌شود که یکی از مدعیان ترویج طب سنتی، کتاب پزشکی هاریسون را آتش زده است تا به قول خودش با «طب شیمیایی» مبارزه کند. من کاری به مطالب و روشهای این شخص که مورد نقد مراجع مذهبی و علمی است (از جمله اظهارنظرهای صریح آیات عظام جوادی آملی + و مکارم شیرازی +) و بارها منجر به توقیف کارگاه‌های تولید داروهایش شده (از جمله در مشهد + و همدان +) ندارم، اما به عنوان یک تاریخ‌نگار علم پزشکی در ایران که کتاب و مقالاتی در این باره تألیف کرده، لازم می‌دانم چند نکته را یادآور شوم:
@ehsanname
🔹اول اینکه هیچ شکی نیست که دانش پزشکی و هر دانش دیگری، نیاز به نقد و شک به یافته‌های موجود دارد. خود مولفان کتاب هاریسون هر چند سال ویرایش جدیدی از این کتاب منتشر می‌کنند که بسیاری از مطالب آن با ویراست قبلی تفاوت دارد (بیستمین ویرایش این کتاب برای ۲۰۱۸ است). از طرف دیگر توجه به طب سنتی و پیدا کردن نکات مفیدی از دل آن هم یکی از روش‌های پیشرفت علم جدید است که تبدیل به رویکردی جهانی شده و سال ۲۰۱۵ نوبل پزشکی را به طب سنتی چین دادند.

🔸دوم اینکه آنچه با نام طب سنتی ایران می‌شناسیم، محصول دانش ملل مختلف از جمله طب یونانی، هندی و ایران باستان است. بنیان‌گذاران و پیشگامان طب سنتی ما هرگز به روش‌های سلبی نظیر کتاب‌سوزی رو نیاوردند، بلکه موج ترجمۀ علوم مختلف از جمله در طب در قرن سوم باعث رونق دانش مسلمین (و بعد هم دانش بشری) بود. خودتان می‌توانید امتحان کنید. کتاب شریف «قانون» یا هر متن طبی کهن دیگری را بردارید و ببینید که در هر کدام چند بار به جالینوس ارجاع داده شده است.

🔹سوم اینکه در بسیاری از کتابهای طب سنتی ما هم اشتباهات فاحش هست. مثلاً در مبحث بینایی، طب ما در دوره‌ای تحت تأثیر «نظریۀ شعاع» افلاطون بود؛ نظریه‌ای که می‌گوید بینایی به خاطر اشعه‌هایی است که از چشم صادر شده، به اشیاء می‌رسد و برگشت این اشعه‌ها به چشم باعث دیدن می‌شود. برای همین، با وجود اینکه عدسی و قرنیه چشم را می‌شناختند، اما عیوب انکساری چشم (نزدیک‌بینی و دوربینی) را به چیزی موهوم به اسم «روح باصره» مربوط می‌دانستند و باریکی/غلظت یا خشکی/رطوبت آن. حتی نابغۀ بزرگی مثل ابن‌سینا هم در کتاب «قانون» همین مطلب را تکرار می‌کند. با اینکه در همان زمان کسانی مثل ابوریحان یا رازی به این مطلب شک داشتند و ابن‌هیثم در کتاب «المناظر» خودش این نظریه را به صورت علمی رد کرده بود، با این حال تا زمانی که کمال‌الدین فارسی در قرن هشتم کتاب «تنقيح المناظر» را در شرح نظریات ابن‌هیثم نوشت، زمان برد تا این نگاه عوض شود. بعد از آن بود که نظریۀ شعاع از طب رفته و تجویز عینک برای عیوب انکساری رایج شد. اگر پیشینیان ما هم با منطق این شخص هر کتابی را که دارای اشکال می‌دانستند می‌سوزانند، امروز اصلاً چیزی به اسم طب سنتی در اختیار ما نبود.
@ehsanname
🔻تصویری از یک نسخۀ خطی از کتاب تریاق (پادزهر) که ترجمه‌ای از یک رسالۀ جالینوس است
🔺گفت: «از قیاسش خنده آمد خلق را/ کو چو خود پنداشت صاحب دلق را». مطلبی که ایشان با عنوان «اعتراف» منتشر کرده‌اند کشف خاصی نبوده و اگر روی جلد یا مقدمۀ همان کتابی را که سوزاندند می‌خواندند، متوجه این موضوع می‌شدند. پزشکی از دستۀ علوم تجربی است که با تجارب جدید بشری، مدام تغییر می‌کند و به‌روز می‌شود. هاریسون، سایر کتابهای پزشکی و از جمله آثار طب سنتی، متن مقدس نیستند که نشود نقدشان کرد، بلکه حرف بر سر روش مواجهه با متون علمی است. کتاب‌سوزی را هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد. @ehsanname
📕 یکی از اتفاقات مهم ادبی امسال، انتشار دو ترجمۀ همزمان از رمان معروف «اولیس» بود. این اثر جیمز جویس که در اغلب نظرسنجی‌ها و نقدهای ادبی، جزو شاهکارها طبقه‌بندی می‌شود تا به حال به فارسی برگردانده نشده بود. پیش از این علیرغم تلاش‌های جسته و گریخته فقط یک خلاصۀ مفصل (با عنوان «اولیس: عصارۀ داستانی») توسط استاد منوچهر بدیعی چاپ شده بود. تا این‌که امسال فرید قدمی، مترجمی که قبلاً مجموعه شعرهای جویس و نمایشنامه «تبعیدی‌ها»ی جویس را ترجمه و منتشر کرده بود، اولین جلد ترجمه‌اش از «اولیس» را (۳ فصل از ۱۸ فصل داستان، نشر مانیا هنر) بیرون داد. خانم اکرم پدرام‌نیا هم که قبلاً ترجمه‌ای از «لولیتا» نابوکف داشت، ترجمۀ دیگری از «اولیس» (۶ فصل از ۱۸ فصل، نشر نوگام، لندن) منتشر کرد.
@ehsanname
📗 فرید قدمی، در مصاحبه با روزنامه‌های «هفت صبح» (۲۳ اردیبهشت) و «اعتماد» (۵ تیر) گفته بود که از ۴۰هزار کلمه ترجمه‌اش فقط ۶۷ کلمه ممیزی خورده و منوچهر بدیعی هم رمان «جاده فلاندر» كلود سيمون را با چند صفحه حذف منتشر کرده و اصلاً بحث سانسور، مسأله اصلی این رمان نیست؛ بلکه مهم توانایی مترجم برای ترجمۀ این اثر سخت‌خوان است. قدمی برای اثبات نادرستی این حرف که می‌گویند اگر یک کلمه از رمان «اولیس» بیرون بیاید، دیگر این رمان قابل فهم نیست، دوهزار غلط تایپی در چاپ اول این رمان در سال ۱۹۴۲ را مثال آورده بود. بعد خانم اکرم پدرام‌نیا، دیگر مترجم «اولیس» با روزنامه «همشهری» (۲ تیر) مصاحبه کرد و دقیقاً برعکس، گفت در این رمان تک تک کلمات ارزشمند است و بحث همان ماجرای غلط تایپی را پیش کشیده و گفت ویراستارها چندین بار متن یک تلگراف در رمان را که جویس نوشته «nother مرد، بیا خانه، پدر» به mother تصحیح کردند و هر بار جویی خط زد و همان nother را نوشت و همین نشان می‌دهد حذف یا تغییر هر یک کلمه می‌تواند به فهم اثر لطمه بزند.

📘این بحثها به میان خوانندگان هم سرایت کرده و در بعضی صفحات مجازی، دعوت به نخواندن ترجمۀ قدیمی به دلیل سانسور داشتن می‌شود (مثل این نمونه +). حالا و بعد از انتشار رایگان نسخۀ pdf ترجمۀ پدرام‌نیا توسط نشر نوگام (اینجا +)، فرید قدیمی هم نقدی بر این ترجمه نوشته و چند نمونه از اشکالات این ترجمه را متذکر شده است (منتشر شده در مهر). در این نقد، چیزهایی مثل این هست که پدرام‌نیا برای عبارت «deeply lamented» معادل گذاشته «عمیقاً متوفی»! درحالی‌که این عبارت «عمیقاً تأسف برانگیز» معنی می‌دهد. منظور قدمی از ذکر این نمونه‌ها، شوخی با همان حرفی است که حتی اگر «یک کلمه» از این رمان حذف شود کل رمان غیرقابل خواندن و بی‌معنا خواهد شد.
پیش‌بینی‌اش اصلاً سخت نیست که بحث و گفتگو بر سر این دو ترجمه از «اولیس» حالا حالاها ادامه خواهد داشت.
@ehsanname
🗞روزنامه‌ها با یک روز تأخیر به ماجرای آتش زدن یک کتاب علمی پزشکی واکنش نشان دادند. امروز «سازندگی» و «ستاره صبح» عکس یکِ خود را به این موضوع دادند و باقی روزنامه‌ها هم در یکی از تیترهای صفحه اول به آن پرداختند @ehsanname
👆 صف خرید «مثنوی‌معنوی‌» مولانا در دوشنبه تاجیکستان. دیروز (۲۵ ژانویه) در ساختمان تئاتر اپرا و بالۀ شهر دوشنبه ۱۰هزار کتاب ادبیات کلاسیک فارسی با خط سیریلیک، ظرف دو ساعت به فروش‌ رفت. فردوس اعظم، خبرنگار و شاعر تاجیک، در توییترش ماجرا را «جنگ برای مثنوی» توصیف کرده است @ehsanname
🔸روایت ناشر: عابس قدسی در اینستاگرامش از دستور ممیز برای حذف و اصلاح [کلمۀ «بوسیدن»] ۳ رباعی زیر در چاپ نهم کتاب «پاییز بهاری است که عاشق شده است» #میلاد_عرفان_پور خبر داده:

یک عمر فقط فاصله‌سازی کردند
خطهای عمود را موازی کردند
از روی سیاه جاده‌ها فهمیدم
با زندگی من و تو بازی کردند

فصل سرماست، فصل یخبندان است
از هیبت آسمان زمین لرزان است
جنگل زخمی شده‌ست و هیزم‌هایش
در آتش شومینۀ جنگلبان است

هرچند نوشتند مرا دشمن تو،
دل خون شده در هوای بوسیدن تو
پاهای مرا گرفته این شاخۀ خشک
ای باد خزان! دست من و دامن تو
@ehsanname
▫️خبر تکمیلی: با دستور مدیرکل ارشاد استان خراسان رضوی این کتاب رفع ممیزی شد.
🔹 روایت شاعر: غلامرضا طریقی در اینستاگرام نوشته است:

با دوستان نویسنده رفته بودیم جنوب سیستان و بلوچستان.
برای اولین‌بار آرزو کردم که کاش در مملکت کاره‌ای بودم.
برای اولین‌بار از اینکه خودم را هموطن کسانی می‌دانم و از حالشان خبر ندارم خجالت کشیدم.
و برای همیشه فهمیدم که «بلوچ»‌ها نهایت تصوری هستند که می‌توانم از مرام و بزرگواری داشته باشم.

می‌دانم که اولویت اول کودکان آن سامان کتاب و دفتر و لوازم‌التحریر نیست، اما اگر می‌دیدید که آنها با چه عشقی کتابها را می‌خوانند و چه برقی در چشمشان می‌افتد با من هم‌رای می‌شدید.

برای شما هم که امکان رفتن ندارید امکان همراهی هست. یکی از بهترین حرکتها را در آن منطقه عبدالحکیم بهار کرده است، پس اگر با او همدلید برای او و بچه‌های سیستان و بلوچستان به نشانی زیر کتاب بفرستید و دوستانتانتان را هم به این کار خوب فرابخوانید.
@Bahar_Library
نشانی:
چابهار، جاده ساحلی، کتابخانه بهار،
کدپستی ۹۹۷۳۱/۸۵۷۸۱
🗓 در چنین روزی ( ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰) جروم دیوید سلینجر، نویسندۀ رمان معروف «ناطور دشت» درگذشت. او رمانی نوشته که قهرمانش، هولدن کالفیلد، حدود هفتاد سال است (از ۱۹۵۱) که دارد برایمان یک‌نفس از سفر سه‌روزه‌اش در شب کریسمس حرف می‌زند‌، سفری اودیسه‌وار که هرگز به خانه نرسید. هولدن جوان ۱۷ساله، قدبلند و لاغری است که حالش از اینکه مدام به او می‌گویند مطابق سن‌ات رفتار کن به هم می‌خورد. از اینکه چمدان‌هایش از چمدان‌های هم‌اتاقی احتمالی‌اش نونوارتر باشد افسرده می‌شود. از اینکه دیگران می‌گویند «از دیدنت خوشحالم» و واقعاً خوشحال نیستند، بدش می‌آید. از بزرگترها شاکی است و فقط حضور بچه‌ها خوشحالش می‌کند. برای همین هم هست که آرزو دارد برود ناطور و نگهبان دشتی بشود که بچه‌ها در آن بازی می‌کنند... در اغلب نظرسنجی‌ها، هولدن کالفیلد جزو محبوبترین شخصیت‌های ادبیات داستانی است - طرح از محمدرضا دوست‌محمدی @ehsanname
🔺سلینجر بجز رمان شاهکار «ناطور دشت»، تعدادی داستان کوتاه نوشته که همه‌شان دربارۀ اعضای یک خانواده، خاندان گلاس هستند. در نمودار بالا (از شماره ۵۱ هفته‌نامه «همشهری جوان») با این خانواده معروف آشنا شوید @ehsanname
احسان‌نامه
🔺یک نسخۀ قدیمی دیوان حافظ در آمستردام هلند کشف شد. این نسخه که سال ۸۶۷ قمری (۷۵ سال بعد از وفات حافظ) در بغداد کتابت شده، متعلق به آقای جعفر قاضی، ساکن مونیخ المان بود که بعد از درگذشت او در سال ۲۰۰۷ ناپدید شده و از همان زمان جستجوی پلیس آلمان برایش شروع شد.…
🔺هفته پیش یک نسخۀ قدیمی از دیوان حافظ در آمستردام هلند کشف شد. نسخه‌ای از دیوان حافظ که سال ۸۶۷ قمری (۷۵ سال بعد از وفات حافظ) در بغداد کتابت شده و ۱/۱ میلیون دلار ارزش دارد. artnet گزارشی پرجزئیات از ماجرا دارد: این نسخۀ نفیس متعلق به آقای جعفر قاضی، ساکن مونیخ آلمان بود که بعد از درگذشتش در ۲۰۰۷ ناپدید شد، سال ۲۰۱۱ پلیس ۱۷۵ نسخه خطی دیگر از میراث او را کشف می‌کند، اما این دیوان همچنان مفقود بوده تا یک کارآگاه هلندی در رقابت با ایرانی‌ها توانست آن را در لندن پیدا کند. این کارآگاه آرتور برَند نام دارد و به «ایندیانا جونز دنیای هنر» معروف است. او می‌گوید: «حافظ، شکسپیر ادبیات ایران است.» استادِ مرحوم سلیم نیساری، که از کپی این نسخه در تصحیحش از دیوان حافظ استفاده کرده، آن را در کتاب «نسخه‌های خطی دیوان حافظ سده نهم» ۳۰مین نسخۀ قدیمی دیوان حافظ معرفی کرده. تصویر بالا، آگهی پلیس آلمان برای پیدا کردن این دیوان حافظ است که در آن به کتاب دکتر نیساری استناد شده @ehsanname
🔺گاردین - پائولو کوئیلو می‌گوید کار نوشتن کتابی را که با همکاری کوبی برایانت برای کودکان در دست داشتند، ادامه نمی‌دهد. اسطورۀ بسکتبال که در حادثه سقوط هلیکوپتر شخصی‌اش از دنیا رفت، از طرفداران «کیمیاگر» کوئیلو بود @ehsanname
📚رمان معروف «صد سال تنهایی» مارکز، هفت سال بعد از انتشار در ۱۳۵۳ توسط مرحوم بهمن فرزانه (انتشارات امیرکبیر) ترجمه و منتشر شد. فکر می‌کنید در ۴۵سال بعدی چند ترجمۀ دیگر از این کتاب منتشر شده؟ ایبنا اطلاعات خانۀ کتاب را بررسی کرده و می‌گوید ۴۳ ناشر این کتاب را بازترجمه و بازنشر کرده‌اند که جز ترجمۀ کاوه میرعباسی (کتابسرای نیک) هیچ‌کدام نتوانسته‌اند با ترجمۀ فرزانه رقابت کنند. این یعنی که اغلب ترجمه‌های دیگر مصداق «کتابسازی» هستند و تنها با هدف سهم‌بردن از یک بازار حاضر و آماده روانه بازار شده‌اند. حتماً قبل از خرید هر کتابی در مورد مترجم و ناشر پرس‌وجو کنید @ehsanname