احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
روایت محمدحسین جعفریان از اطلاع مقام معظم رهبری از رمان محمداکرم عثمان (نویسنده افغان که پنجشنبه پیش درگذشت) پیش از انتشار آن در ایران 👇
farsnews.com/newstext.php?nn=13950524000171
کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» ترجمه عادل فردوسی‌پور، در آستانه چاپ سی‌ام. قرار است برای انتشار سی‌امین چاپ این کتاب جشنی برگزار شود @ehsanname
نمونه خط و نحوه کارِ بیژن اشتری، بر روی اوراقی از کتاب در دست ترجمۀ «انور خوجه» (رهبر سابق آلبانی) – از اینستاگرام نشر ثالث @ehsanname
📝 اینستاگرام خانم ویدا اسلامیه، عنوان انتخاب‌شده برای ترجمه کتاب جدید رولینگ (هرى پاتر و فرزند نفرين‌شده)، طرح جلد و همین‌طور یک دیالوگ از کتاب را منتشر کرد. به فاصله کوتاهی اینستاگرام کتابسرای تندیس هم زمان جشن امضای کتاب را پنجشنبه بعدازظهر و قیمت کتاب را ۱۹هزار تومان عنوان کرد. دیالوگ منتشره از کتاب جدید هری پاتر را بخوانید:
@ehsanname
دامبلدور: «هری، توی این دنیای شلم‌شوربای عاطفی هیچ پاسخ قطعی وجود نداره. کمال دور از دسترس نوع بشره، دور از دسترس جادو هم هست. تو هر لحظۀ سرشار از خوشبختی، یه قطرۀ زهرآگین هم هست: آگاهی از این‌ که درد و رنج دوباره به سراغت می‌آد. با کسانی که دوستشون داری، صادق باش، درد و رنجت رو نشونشون بده. رنج کشیدن به اندازۀ نفس کشیدن برای انسان طبیعیه.»
گزارش تصویری تسنیم از مرکز تولید صنایع کمک آموزشی، فضایی کاملا شبیه داستان‌های علمی- تخیلی دارد 😄 @ehsanname
کاریکاتور شهاب جعفرنژاد در روزنامه «هفت صبح» امروز: ترکیب لحظه تلخِ ضربه شدن حمید سوریان و داستان «سفرهای گالیور» @ehsanname
اتفاقی جالب در حوزه نشر: مقدمه‌نویسی جناب مصطفی ملکیان برای کتاب کودکان @ehsanname
یادداشت ملک‌الشعراء بهار درباره کتابهایی که ۱۷ جمادی‌الاول ۱۳۳۹قمری (بهمن ۱۲۹۹شمسی) از خیابان لاله‌زار خرید. یک ماه بعد در کودتای سیدضیاء و رضاخان، ملک‌الشعراء زندانی شد
تصویر از کانال @jafarian1964
عشق گاهی ناخوشایند است و گاهی دلپذیر
مثل ِ سوت ِ اشتباه ِ داوران ِ رشوه‌گیر
#اصغر_عظیمی_مهر

@ehsanname
طرح جلد نسخه اصلی و ترجمه «هرى پاتر و فرزند نفرين‌شده». فردا عصر در فروشگاه کتابسرای تندیس از این ترجمه رونمایی می‌شود. ترجمه این جلد در مقایسه با هری پاترهای قبلی بسیار سریعتر انجام شده @ehsanname
احسان‌نامه
طرح جلد نسخه اصلی و ترجمه «هرى پاتر و فرزند نفرين‌شده». فردا عصر در فروشگاه کتابسرای تندیس از این ترجمه رونمایی می‌شود. ترجمه این جلد در مقایسه با هری پاترهای قبلی بسیار سریعتر انجام شده @ehsanname
موضوع سرعت ترجمه خانم ویدا اسلامیه در «هرى پاتر و فرزند نفرين‌شده»، برای اهالی کتاب، حسابی جذاب شده است. چراکه از زمان انتشار نسخه انگلیسی تا ترجمه فارسی یک کتاب ۳۰۰صفحه‌ای، فقط ۱۷ روز طول کشیده، درحالی‌که تخمین اولیه ناشر ۷۵ روز بود.
@ehsanname
خبرنگار آنا از مدیر نشر کتاب‌سرای تندیس همین را سوال کرده و جواب شنیده است: «به محض در اختیار گرفتن نسخه الکترونیکی، آن را برای خانم اسلامیه ایمیل کردیم، کار ترجمه شروع شد و روز شنبه ۲۳ مرداد، ۱۴ روز بعد از آغاز ترجمه به اتمام رسید. البته خانم اسلامیه جلد‌های قبلی را هم ۴۰ تا ۴۵ روزه برای ما ترجمه می‌کرد و از طرفی کتاب جدید نمایشنامه است و تراکم متنی رمان‌های قبلی را ندارد.»👇
ana.ir/news/132863
یک مجموعه عکس کمتردیده‌شده از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در سایت گاردین👇
theguardian.com/world/iran-blog/gallery/2015/dec/16/unseen-images-of-the-1953-iran-coup-in-pictures
زنگ تاریخ: شاه قاجار قرادادی ۱۲۰هزار فرانکی بست تا نشریات یک سالِ فرانسه را که مطلبی از او دارد برایش بیاورند، بعد که آوردند پولش را نداد (صفحه۷۳ از کتاب «انقلاب مشروطه از روی شکل») @ehsanname
Radio 28 Mordad32.mp3
ظهر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این مهدی میراشرافی، نماینده آن روزِ مشکین‌شهر بود که با «الو... الو...» خبر پیروزی کودتاگران و فرار «مصدق خائن» را از رادیوی فتح‌شده داد. بشنوید و به طنز تاریخ بخندید @ehsanname
پاساژ آشتیانی در کوچه نظامیه، جنوب غربی بهارستان. دفتر «باختر امروز»، روزنامه حسین فاطمی، طبقه دوم اینجا بود و در کودتا به آتش کشیده شد. دفتر روزنامه حالا انبار شده/ از گزارش لیلا باقری @ehsanname
امروز سالگرد فاجعه سینما رکس آبادان هم هست. داشتند فیلم «گوزنها»ی کیمیایی را می‌دیدند که سوختند/ عکس روز بعد از آتش‌سوزی از آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
☑️ پیشینیانِ ما گفته بودند که نفت نشان از آشفتگی‌ها و درگیری‌ها دارد. هر که نفت در خواب بیند به مصیبتی گرفتار آید. نفت زنِ بی‌حفاظِ بلایه‌کار است که سر کردن با او دشوار است. اگر از دست بگذاری و غفلت کنی چه‌ها که نکند! نفت مالِ حرامِ بی‌سرانجام است. بدنامی دارد و عاقبت ندارد. خواب نفت خبر می‌دهد که گرفتاری سیاسی (نائبة من سلطان) در راه است! ... ما می‌گفتیم که این حرف‌ها خرافات است. می‌گفتیم که این مدعیانِ تعبیر خواب در دنیای قدیم، گرفتار اوهامِ خویش بوده‌اند. نفت و فساد و بدبختی؟ نفت و جنگ و زد و خورد؟ ... از آن‌گاه که در اوایل قرن بوی نفت از این منطقه برخاست، دیدیم که پیرانِ ما راست می‌گفته‌اند و آن‌گاه که در اواخر قرن درهای دوزخ بر فراز خلیج فارس باز شد و غریو سهمگینِ آتشبارها و نهیب سقوطِ موشک‌ها سایه وحشت و مرگ بر آبهای نیلگون افکند، نه تنها مسافران هواپیمای ایرباس، که همهٔ ماهیان دریا و اشتران صحرا و نخلستان‌های بصره و نیزارهای بطایح نیز دریافتند که نفت چگونه ممکن است به جنگ و زد و خورد و آفت و بلا تعبیر شود.
@ehsanname
از کتاب «خواب آشفتهٔ نفت»، دکتر محمدعلی موحد، نشر کارنامه، ۱۳۸۴، صفحه ۳۷ و ۳۸

#برچیده_ها
Tasali o Salam
Mehdi Akhavan Sales
شعر #مهدی_اخوان_ثالث برای «پیرمحمد احمدآبادی» (مصدق) با صدای خودش: چندان که غم به جانِ تو بارید/ باران به کوهسار نیامد @ehsanname
📂 طرحی برای حمله اتمی به ایران
@ehsanname
کودتا علیه دولتِ مصدق، اتفاقی و بی‌مقدمه نبود. در فاصله سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ ایالات‌ متحده و بریتانیا راضی بودند تجهیزات نفتی ایران و عراق را از بین ببرند تا احیانا نفت به دست رقیبشان، شوروی نیفتد. اسنادی که امروز سایت «تاریخ ایرانی» ترجمه‌شان را منتشر کرد، نشان می‌دهند که حتی استفاده از سلاح هسته‌ای در ایران و عراق یکی از گزینه‌های بریتانیا بوده. آرشیو امنیت ملی آمریکا این اسناد را دو ماه پیش منتشر کرده بود که نشان می‌دهند ۶۷ سال پیش هری ترومن، رئیس‌جمهوری آمریکا طرح NSC 26/2 را برای دور نگاه‌ داشتن شوروی از نفت خاورمیانه تأیید کرد. بر اساس این طرح، کمپانی‌های نفتی آمریکا و انگلیس تمامی تأسیسات و تجهیزات نفتی را تخریب و چاه‌های نفتی را مسدود می‌کردند. این سیاست تا دولت کندی ادامه یافت. ۱۲ سند این ماجرا را در آرشیو امنیت ملی آمریکا به آدرس زیر ببنید 👇
nsarchive.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB552-US-and-Britain-planned-to-destroy-Middle-East-oil-facilities-in-case-of-Soviet-invasion-from-1940s-1960s/
و ترجمه آنها را در سایت تاریخ ایرانی به نشانی زیر بخوانید 👇
tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/5572/
امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر وقت، به همراه اعضای کابینه‌اش در راهپیمایی ۲۸ مرداد در سال ۱۳۵۲، رزوی که رژیم پهلوی آن را «قیام ملی» می‌دانست/ عکس از تاریخ ایرانی @ehsanname
فاصله میان شنیدن و دیدن
احسان رضایی
@ehsanname
گفته‌اند گذشته چراغ راه آینده است و از تاریخ باید درس گرفت. رودکی حتی گفته است که کسی که از تاریخ چیز یاد نگیرد، دیگر هیچ کلاس و درس دیگری به دردش نخواهد خورد. یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ما، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. جایی که یک دولت محبوب، به‌طرز حیرت‌انگیزی در فاصله نصفه روز سقوط کرد و به دنبالش حکومتی نظامی سر کار آمد که ساواک و رعب و وحشتی ۲۵ساله را بر این مملکت مسلط کرد. اینکه چی شد که اینطور شد، یکی از همان درس‌هایی است که باید از تاریخ گرفت. افراد مختلفی درباره‌اش حرف زده‌اند و نکاتی را مطرح کرده‌اند. یکی‌اش این که عوامل پیدا و پنهان کودتا، قبل از هر کاری رابطه دولت با ملت را کمرنگ کردند. امروز و به مدد اسناد فراوانی که از آن دوره منتشر شده است می‌دانیم که بزرگنمایی خطر کمونیست‌ها، کار عوامل سیا و MI6 بوده. آنها شبکه‌ای راه انداخته بودند به اسم بدامن (bedamn) که قرار بود علیه کمونیست‌ها و روس‌ها تبلیغات کنند. اعضای این شبکه اما کارشان را از زیرکانه‌ترین راه، یعنی تبلیغ گسترده برای کمونیست‌ها انجام دادند. چندتایی کتاب خاطرات به اسم این و آن نوشتند که تویش همه اسم‌ها را توده‌ای معرفی می‌کرد، چندتایی نشریه راه انداختند و خلاصه کاری کردند که این ذهنیت به وجود بیاید که کمونیست‌ها همه جا را گرفته‌اند («کودتای بیست و هشت مرداد» عبدالله شهبازی، انتشارات روایت فتح، ۱۳۸۷، ص ۱۱۳ تا ۱۲۴) اما آنها فقط یک راه نداشتند. چهرهٔ مرموز تاریخ معاصر، یعنی دکتر مظفر بقایی (که احتمالا این سالها اسمش را در اخبار و به مناسبت طرح مطالبی درباره دکتر حسن آیت می‌شنوید و این، خودش داستان یک روز دیگر است. برویم سراغ همان مظفر بقایی که) آن اوایل خودش جزو کمیته مجلس در جریان خلع ید بود و از چهره‌های برجسته ملی کردن نفت، اما یکباره علیه مصدق شده بود و بر ضد او تبلیغات می‌کرد و جلال به او نوشت «من نمی‌دانم شرافتمند بودن چه دشواری‌هایی دارد که به این زودی از آن روی برمی‌تابید» («نامه‌های جلال آل‌احمد» علی دهباشی، انتشارات پیک، ۱۳۶۴، ص ۳۷). ماموری که از طرف شهربانی در خانه آیت‌الله کاشانی مستقر بوده و هر روز از آنجا راپرت می‌فرستاده، می‌گوید بقایی مدام به طرفداران آیت‌الله می‌گفت که مصدق دین و ایمان درستی ندارد و نسبت به فرایض دینی بی‌توجه است («روحانی مبارز آیت‌الله کاشانی به روایت اسناد»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۹، جلد اول، ص ۴۶۰ به بعد) دستورالعملی هم از یک رابط سفارت فرانسه خطاب به بقایی به دست آمده که نشان می‌دهد اختلاف انداختن بین مصدق و آیت‌الله یک برنامه جدی بوده («زندگینامه سیاسی دکتر مظفر بقایی»، حسین آبادیان، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۸، ص ۱۵۶ تا ۱۶۰) در گزارشی که دکتر ویلبر، یکی از کارشناسان سیا ۵۰ سال بعد در «نیویورک تایمز» منتشر کرد، این نکته بود که عوامل سیا به سخنران‌های مذهبی زنگ می‌زدند و تهدید می‌کردند اگر حرفی علیه مصدق زده شود، حزب توده با آنها برخورد می‌کند و یک شب هم وسط مجلس عزاداری در منزل آیت‌الله کاشانی نارنجکی انداختند (ماهنامه «پیام امروز»، ش ۴۱، مهر ۱۳۷۹، ص ۱۱۸) این وسط رای مشکوک یک قاضی مبنی بر اینکه فعالیت حزب توده غیرقانونی نیست، بهانه جدیدی شد که بقایی در روزنامه «شاهد» ۷ خرداد ۱۳۳۲ تیتر بزند «آقای دکتر مصدق! آرزوی حکومت ائتلافی با توده‌ای‌ها را به گور می‌برید». چه دردسرتان بدهم، خلاصه‌اش اینکه کاری کردند که احساسات مذهبی مردم علیه دولت تحریک شود و همین، در روزی که دشمن قصد انجام نیتش را داشت، به ضرر دولت و ملت تمام شد. آن درسی که باید از کودتا گرفت، شاید همین باشد که هر حرفی را نباید باور کرد. بزرگترهای ما از کودکی به ما یاد داده بودند که هر صبح به هنگام بیرون رفتن از خانه، چهار سوره‌ای را که با «قُل» شروع می‌شود بخوانیم. این سوره‌ها اقرار به وحدانیت حضرت حق هستند، اعلام بیزاری از منکران وجود خدا، پناه بردن به خودش از دست حسود و بالاخره، سپردن گوش و دل به او که هر حرفی را باور نکنیم و از شر خناسانِ توطئه‌گر در امان بمانیم، «الذی یوسوس فی صدور الناس».