🔺روزنامه جامجم در گزارشی به سراغ یکی از ناشران کتابساز رفته که در ازای ۲ونیم میلیون تومان، به اسم افراد کتاب منتشر میکند. کتابهای آمادۀ این ناشر، عناوینی مثل «الفبای موفقیت»، «تأثیر موسیقی بر اعصاب و روان»، «زن، قدرت یا خدمت؟»، «راز پنهان کسب ثروت» و «۱۵ پله خدا برای آرامش» دارند. بعد از پرداخت هزینه، ناشر برای کتاب به اسم شخص مجوز میگیرد و کتاب را در ۱۰ نسخه منتشر میکند. اگر فرد بخواهد کتابش تیراژ بیشتری داشته باشد، هر جلد ۱۵هزار تومن هزینه اضافه میکند. ناشر مدعی شده نویسندگان واقعی این کتابها «پژوهشگر هستند، تألیف میکنند و در قبال هزینه واگذار میکنند» و اینکه کارشان «غیرقانونی نیست»! @ehsanname
احساننامه
❗️این شعر -یا دقیقتر بگوییم: دلنوشته - که گاهی فلان، گاهی بهمان... از #قیصر_امین_پور نیست. هرچند از شبکه سه و در یادبود قیصر پخش شود @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❗️اگر شعر و مطالب دیگر را از اصل کتابها پیدا و مطالعه کنیم، نه از جستجوی اینترنتی، آن وقت چنین شعر سست و پر از غلط وزنی و ایراد قافیه را به #قیصر_امین_پور نسبت نمیدهیم @ehsanname
📚در دوران بیثباتی کمتر مکانی به اندازه کتابفروشیها آرامشبخش هستند. اما در جریان بیماری عالمگیر کرونا، کتابفروشیها - دست کم به شکل فیزیکی- دارند از روال خارج میشوند. بیبیسی گزارشی دارد از اینکه کتابفروشیها در جهان چگونه با کرونا مقابله میکنند؟
🔹در انگلستان کارمند یکی از کتابفروشیها در طول یک هفته ۷۵ کیلومتر رکاب زد و بستههای آثار ادبی را با دوچرخه تحویل داد. کتابفروشی "الجیبیتیکیوآی" در گلاسکو با اسکیتبورد سفارشها را میرساند. البته شاید جایزه خلاقانهترین شیوه ارسال را باید به کتابفروشی "کیرونا" در سوئد اهدا کرد که کتابهایش را با سورتمه میبرد و تحویل میدهد.
🔸صاحب یک کتابفروشی در شهر هانائوی آلمان میگوید ما کتابها را در خانه به مشتریها تحویل میدهیم یا این که نسخههای سفارش داده شده را جلوی در فروشگاه میگذاریم تا خود مشتریان با رعایت فاصله ایمنی بتوانند آن را بردارند.
🔹وقتی كتابفروشیهای فرانسه پس از صدور دستور تعطیلی همه مشاغل غیر ضروری بسته شدند، ناشران با به تأخیرانداختن تاریخ رونمایی کتابها و نیز به تعویقانداختن مهلت پرداختهای موظف کتابفروشیها به یاری این صنف شتافتند.
🔸در ایتالیا شرایط بسیار دشوار است. همه کتابفروشیها بسته شدهاند. تحویل کتاب در خانه نیز فقط با پیکهای معمولی - و نه از طریق خود کتابفروشها- انجام میشود که هزینهاش زیاد و تامین آن برای فروشگاههای کوچکتر دشوار است. با این حال، کتابفروشیها با استفاده از شبکههای اجتماعی و ابزار آنلاین ارتباطشان را با مشتریان حفظ کردهاند.
🔹کتابفروشیها در چین نیز با لطمات شدید روبهرو شدند. ماه گذشته کتابفروشی زنجیرهای چینی "او.دابلیو.اسپیس" اعلام کرد که با کاهش ۸۰ درصدی فروش مواجه شده و از مردم خواست که کارتهای هدیه بخرند تا آنها بتوانند به کارشان ادامه دهند. در پکن، که ۸۰ درصد از کتابفروشیها بسته شده، فروشندگان برای رساندن کتاب به خوانندگان از خدمات تحویل غذا کمک گرفتهاند.
🔸در دیگو، مرکز شیوع ویروس کرونا در کره جنوبی، سه کتابفروشی با همکاری یکدیگر یک شیوه غافلگیرکننده تحویل کتاب به مشتریان ابداع کردهاند؛ هر کتابفروش شخصا کتابی انتخاب میکند که همراه با بستههای چای به دست افرادی که خود را قرنطینه کردهاند میرسد.
🔹در شهر کاینتون در ویکتوریای استرالیا، کتابفروشی مستقل "اسکویشی مینی" که ویژه کودکان است، برنامه هفتگی ساعت داستان داشت. بعد از تعطیلی کتابفروشی، آنها برنامه را به یوتیوب منتقل کردند. مدیر کتابفروشی میگوید: "پس از این که برای نخستینبار برنامه را از این طریق به صورت زنده اجرا کردیم، با سیل بازخوردهای مثبت مواجه شدیم. بسیاری از افراد تصاویر فرزندانشان را در حالی که از تماشای برنامه لذت میبردند برایمان فرستاند و به خاطر کمک به حفظ روال زندگیشان از ما تشکر کردند."
@ehsanname
🔹در انگلستان کارمند یکی از کتابفروشیها در طول یک هفته ۷۵ کیلومتر رکاب زد و بستههای آثار ادبی را با دوچرخه تحویل داد. کتابفروشی "الجیبیتیکیوآی" در گلاسکو با اسکیتبورد سفارشها را میرساند. البته شاید جایزه خلاقانهترین شیوه ارسال را باید به کتابفروشی "کیرونا" در سوئد اهدا کرد که کتابهایش را با سورتمه میبرد و تحویل میدهد.
🔸صاحب یک کتابفروشی در شهر هانائوی آلمان میگوید ما کتابها را در خانه به مشتریها تحویل میدهیم یا این که نسخههای سفارش داده شده را جلوی در فروشگاه میگذاریم تا خود مشتریان با رعایت فاصله ایمنی بتوانند آن را بردارند.
🔹وقتی كتابفروشیهای فرانسه پس از صدور دستور تعطیلی همه مشاغل غیر ضروری بسته شدند، ناشران با به تأخیرانداختن تاریخ رونمایی کتابها و نیز به تعویقانداختن مهلت پرداختهای موظف کتابفروشیها به یاری این صنف شتافتند.
🔸در ایتالیا شرایط بسیار دشوار است. همه کتابفروشیها بسته شدهاند. تحویل کتاب در خانه نیز فقط با پیکهای معمولی - و نه از طریق خود کتابفروشها- انجام میشود که هزینهاش زیاد و تامین آن برای فروشگاههای کوچکتر دشوار است. با این حال، کتابفروشیها با استفاده از شبکههای اجتماعی و ابزار آنلاین ارتباطشان را با مشتریان حفظ کردهاند.
🔹کتابفروشیها در چین نیز با لطمات شدید روبهرو شدند. ماه گذشته کتابفروشی زنجیرهای چینی "او.دابلیو.اسپیس" اعلام کرد که با کاهش ۸۰ درصدی فروش مواجه شده و از مردم خواست که کارتهای هدیه بخرند تا آنها بتوانند به کارشان ادامه دهند. در پکن، که ۸۰ درصد از کتابفروشیها بسته شده، فروشندگان برای رساندن کتاب به خوانندگان از خدمات تحویل غذا کمک گرفتهاند.
🔸در دیگو، مرکز شیوع ویروس کرونا در کره جنوبی، سه کتابفروشی با همکاری یکدیگر یک شیوه غافلگیرکننده تحویل کتاب به مشتریان ابداع کردهاند؛ هر کتابفروش شخصا کتابی انتخاب میکند که همراه با بستههای چای به دست افرادی که خود را قرنطینه کردهاند میرسد.
🔹در شهر کاینتون در ویکتوریای استرالیا، کتابفروشی مستقل "اسکویشی مینی" که ویژه کودکان است، برنامه هفتگی ساعت داستان داشت. بعد از تعطیلی کتابفروشی، آنها برنامه را به یوتیوب منتقل کردند. مدیر کتابفروشی میگوید: "پس از این که برای نخستینبار برنامه را از این طریق به صورت زنده اجرا کردیم، با سیل بازخوردهای مثبت مواجه شدیم. بسیاری از افراد تصاویر فرزندانشان را در حالی که از تماشای برنامه لذت میبردند برایمان فرستاند و به خاطر کمک به حفظ روال زندگیشان از ما تشکر کردند."
@ehsanname
📊 فکر میکنید همهگیری کرونا تاکنون چقدر به فرهنگ و هنر ایران آسیب زده؟ ۹۷۶ میلیارد تومان!
این عدد را صالحی، وزیر ارشاد در نامههایی به چهار عضو ارشد دولت، معاون اول رئیسجمهور (جهانگیری)، رئیس دفتر رئیسجمهور (واعظی)، رئیس سازمان برنامه و بودجه (نوبخت) و معاون اقتصادی رئیسجمهور (نهاوندیان) اعلام کرده و خواستار مساعدت هر چه سریعتر دولتِ به مشاغل آسیبپذیر فرهنگ، هنر و رسانه کشور شده است.
🔸طبق اعلام وزیر ارشاد، برآورد خسارت کسب و کارهای بخش فرهنگ و هنر تا پایان فرودین ۹۹ به این شرح است:
➖فعالیتهای فرهنگی: ۳۴۷میلیارد و ۵۷۵ میلیون تومان
➖فعالیتهای هنری: ۳۵۰ میلیارد و ۳۱۷ میلیون تومان
➖ فعالیتهای رسانهای و تولید محتوای دیجیتال: ۲۷۸ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان
💵 جمع کل خسارتها: ۹۷۶ میلیارد و ۹۲ میلیون تومان
@ehsanname
این عدد را صالحی، وزیر ارشاد در نامههایی به چهار عضو ارشد دولت، معاون اول رئیسجمهور (جهانگیری)، رئیس دفتر رئیسجمهور (واعظی)، رئیس سازمان برنامه و بودجه (نوبخت) و معاون اقتصادی رئیسجمهور (نهاوندیان) اعلام کرده و خواستار مساعدت هر چه سریعتر دولتِ به مشاغل آسیبپذیر فرهنگ، هنر و رسانه کشور شده است.
🔸طبق اعلام وزیر ارشاد، برآورد خسارت کسب و کارهای بخش فرهنگ و هنر تا پایان فرودین ۹۹ به این شرح است:
➖فعالیتهای فرهنگی: ۳۴۷میلیارد و ۵۷۵ میلیون تومان
➖فعالیتهای هنری: ۳۵۰ میلیارد و ۳۱۷ میلیون تومان
➖ فعالیتهای رسانهای و تولید محتوای دیجیتال: ۲۷۸ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان
💵 جمع کل خسارتها: ۹۷۶ میلیارد و ۹۲ میلیون تومان
@ehsanname
🗓۲۵ فروردین به نام شیخ عطار نامگذاری شده است. نمیدانم چرا این روز انتخاب شده. دکتر شفیعی کدکنی، از روی قراین و شواهد، تاریخ تولد عطار را ۶ شعبان ۵۵۳ قمری تعیین کرده و شهادت او در حملۀ مغول به نیشابور هم ۱۰ جمادی الثانی ۶۱۸ است که هیچکدام مطابق ۲۵ فروردین نیست. اما به هر حال این یک روز را خوب است دربارۀ این معلم بزرگ حرف زد. عطار از معدود شاعرانی است که برای مخاطب خاص شعر نگفته و در آثارش برای مردم عادی حرف زده. شش کتاب دارد که به «سِتۀ عطار» معروفند: پنج دفتر شعر به اضافۀ «تذکره الاولیا». معروفترین اثرش «منطق الطیر» است. داستان گروهی از پرندگان که برای دیدن سیمرغ به سفری طولانی میروند. آن «هفت شهر عشق» که میگویند عطار، قبل از عبور ما از خم کوچه در آنها گشت، همین هفت وادی است که سی مرغ در «منطق الطیر» از آن میگذرند و میفهمند، سیمرغِ افسانهای خودشان هستند/هستیم. در ادامه دربارۀ «منطق الطیر» و ماجراهای آن بخوانید.
@ehsanname
@ehsanname
Telegraph
منطق الطیر، یک دورِ سریع
عطار، در کنار سنایی و مولانا، یکی از سه معلم بزرگِ ادبیات فارسی است. آثار این سه معلم بزرگ عرفان، برای مخاطبهای معمولی است. برای اینکه به بقیه بگویند عرفان و اندیشه و این حرفها، چیزهای چندان پیچیدهای نیست. مثلاً «منطق الطیر» عطار، یک مضمون عرفانیِ مهم…
احساننامه
🗓زمان برگزاری نمایشگاه کتاب سال بعد مشخص شد. طبق اعلام شورای سیاستگذاری نمایشگاه، سی و سومین دورۀ نمایشگاه کتاب تهران، زودتر از معمول و روزهای ۲۶ فروردین تا ۵ اردیبهشتماه ۱۳۹۹ برگزار خواهد شد تا با ماه مبارک رمضان تداخل نکند @ehsanname
📚 اگر کرونا نیامده بود، امروز (۲۶ فروردین) نمایشگاه کتاب شروع شده بود. قرار بود سی و دومین دورۀ نمایشگاه کتاب تهران، زودتر از معمول برگزار شود تا با ماه مبارک رمضان تداخل نکند که ویروس آمد و آتش به همه عالم زد. حالا نمایشگاههای کتاب مختلفی در جهان، از بولونیا تا نیویورک تعطیل شدهاند. نمایشگاه کتاب کودک بولونیا اعلام کرده به صورت اینترنتی برگزار میشود اما تکلیف بقیه، از جمله نمایشگاه کتاب خودمان معلوم نیست. حتی ۴۰ تن کتاب ناشران خارجی هم که برای شرکت در نمایشگاه به تهران آمده بود هم بلاتکلیف است. امروز مدیرعامل خانۀ کتاب گفته شاید نمایشگاه کتاب تهران هم به شکل اینترنتی برگزار شود. از آنجا که یکی از کارکردهای اصلی نمایشگاه کتاب تهران «فروش» است، میشود حدس زد منظور این حرف راهاندازی سامانهای برای ناشران باشد که اطلاعات کتابهای موجود خود را آپلود کرده و با تخفیف آن را بفروشند. البته معلوم نیست این طرح، با توجه به تعداد زیاد ناشران سنتی و دولتی و نیز ناشرانی که خودشان فروش الکترونیک دارند، چطور اجرایی خواهد شد؟ به اضافۀ اینکه نسبت و تفاوتش با فروشگاههای کتاب آنلاینِ موجود چیست؟ باید صبر کرد و دید @ehsanname
E27-کتاب قرنطینه by Radio Joloun رادیو جولون • A podcast
رادیو جولون
🎧 با احسان رضایی در مورد نقش سفر در ادبیات فارسی، بخشی از اپیزود بیست و هفتم رادیو جولون. این پادکست را از اینجا، یا سایر اپلیکیشنهای پادگیر میتوانید گوش کنید @ehsanname
❤️ معروفترین زوج ادبی ایران، خانم سیمین دانشور و جلال آلاحمد، ۷۰ سال پیش، در ۳۰ فروردین ۱۳۲۹ با هم ازدواج کردند. آشنایی آنها در یک سفر اتوبوس اتفاق افتاد و آنطور که خانم دانشور تعریف کرده، جلال خیلی خوب بحث را پیش برده: «جلال و من همدیگر را در سفری از شیراز به تهران در بهار سال ۱۳۲۷ یافتیم و با وجودی که در همان برخورد اول دربارۀ وجود معادنِ لبِ لعل و کانِ حُسنِ شیراز در زمان ما شک كرد و گفت که تمام اینگونه معادن در زمان همان مرحوم خواجه حافظ استخراج شده است، باز به هم دل بستيم.» (از مقالۀ «شوهر من جلال»، به نقل از کتاب «شناخت و تحسین هنر»، ص۵۸۰) این زوج ادیب، دو سال بعد با هم ازدواج کردند. ظاهراً پدر جلال با این ازدواج مخالف بوده و نه تنها در روز عقدشان به قم رفت که تا سالها هم پا به خانۀ آنها نگذاشت. عمر این زندگی مشترک ۱۹ سال بود @ehsanname
احساننامه
Marquez - HJ 452.pdf
📖 امروز، ۱۷ آوریل روز درگذشت گابریل گارسیا مارکز، نویسندۀ معروف است. مارکز در ایران چنان مشهور و پرطرفدار است که هنوز هم ناشرها آثار او را با ترجمههای جدید منتشر کنند. اما بین این همه رمان مارکز، با این همه ترجمه، مارکزخواندن را از کجا شروع کنیم؟ اینجا پیشنهادهایی برای مارکزخوانی و ترتیب خواندن آثار او از آسان به سخت را بخوانید:
@ehsanname
@ehsanname
ویرگول
پیشنهادهایی برای شروع مارکز خواندن
گابو در هفت گام همشهری جوانبین این همه رمان مارکز، با این همه ترجمه، مارکز خواندن را از کجا شروع کنیم؟ فقط «صد سال تنهایی» ۴۳ترجمه دارد…
چرا ما رمان علمی-تخیلی نداریم؟
✍️احسان رضایی: این روزها و به مناسبت همهگیری ویروس کرونا، از هر چیزی که مربوط به این بیماری یا موارد مشابه است هم صحبت میشود. از جمله رمانهایی که یک بیماری همهگیر را تصویر کردهاند: از «طاعون سرخ» جک لندن بگیرید تا «طاعون» آلبرکامو و «کوری» خوزه ساراماگو، ... تا «ابلیس» استیفن کینگ و البته زیرژانر ویروس در ادبیات علمی-تخیلی (به عنوان نمونه +). حتی بحثهایی رایج شد است که فلان نویسنده در کدام رمانش بیماری کرونا را پیشبینی کرده بوده یا نه. البته که این بحثها در جای خود جالب است، اما همزمان این سوال هم پیش میآید که چرا ما در ادبیات داستانی ایران چنین نمونههایی نداریم؟ تا جایی که من به خاطر دارم، فقط در دو رمان علمی-تخیلی «کاجزدگی» از خانم ضحی کاظمی و نیز «زایو» از مصطفی رضایی، تخیل نویسنده یک بیماری ویروسی همهگیر را به داستان آورده و دیگر چندان اثری با همین موضوع نداریم. در واقع میشود گفت میزان آثار ترجمه و تالیف در داستانهای علمی-تخیلی یا مربوط به حوزۀ علم، در کشور ما اصلاً سنخیتی با هم ندارند. با توجه به میزان بالای افراد تحصیلکرده در ایران و نیز علاقۀ عمومی جامعه ما به مباحث علمی، باز هم این موضوع عجیبتر میشود. شاید بشود یکی از دلیلهای این وضعیت را، شکل نگرفتن ارتباط بین بخش علمی دانشگاهی و بخش ادبی جامعۀ ما دانست. یعنی آنقدر آثار علمی زیادی به زبان ساده و برای عموم تولید نمیشود تا نویسندگان و ادیبان به عنوان ماده خام از آنها استفاده کنند. چند سال پیش جناب آقای محمد قصاع، مترجم برحستۀ ادبیات علمی-تخیلی، حساب کرده بود که در یک بازۀ زمانی ده ساله ۸۰ عنوان کتاب در حوزۀ فضا و فضانوردی منتشر شده که از این تعداد ۵۹ عنوان ترجمه بوده است (+). حالا دیگر زبان ساده یا تخصصی داشتن این آثار جای خود. اما باید به بخش دانشگاهی هم حق داد. در بخشی از گزارش تفریغ بودجۀ سال ۹۷ (+) به میزان تحقق بودجۀ بخش پژوهشی دانشگاهها هم پرداخته شده: عدد عجیبِ ۳میلیارد از ۴۵۰میلیارد تومانِ در نظر گرفته شده. نکتهاش اینجاست که در بحثهایی که این روزها بر سر این گزارش درگرفته، منتقدان و موافقان آن، هیچ اشارهای به این بخش ندارند و انگار پذیرفتهاند همین است که هست! در حالی که چنین گزارشهایی باید زنگ خطری برای ما باشد.
@ehsanname
✍️احسان رضایی: این روزها و به مناسبت همهگیری ویروس کرونا، از هر چیزی که مربوط به این بیماری یا موارد مشابه است هم صحبت میشود. از جمله رمانهایی که یک بیماری همهگیر را تصویر کردهاند: از «طاعون سرخ» جک لندن بگیرید تا «طاعون» آلبرکامو و «کوری» خوزه ساراماگو، ... تا «ابلیس» استیفن کینگ و البته زیرژانر ویروس در ادبیات علمی-تخیلی (به عنوان نمونه +). حتی بحثهایی رایج شد است که فلان نویسنده در کدام رمانش بیماری کرونا را پیشبینی کرده بوده یا نه. البته که این بحثها در جای خود جالب است، اما همزمان این سوال هم پیش میآید که چرا ما در ادبیات داستانی ایران چنین نمونههایی نداریم؟ تا جایی که من به خاطر دارم، فقط در دو رمان علمی-تخیلی «کاجزدگی» از خانم ضحی کاظمی و نیز «زایو» از مصطفی رضایی، تخیل نویسنده یک بیماری ویروسی همهگیر را به داستان آورده و دیگر چندان اثری با همین موضوع نداریم. در واقع میشود گفت میزان آثار ترجمه و تالیف در داستانهای علمی-تخیلی یا مربوط به حوزۀ علم، در کشور ما اصلاً سنخیتی با هم ندارند. با توجه به میزان بالای افراد تحصیلکرده در ایران و نیز علاقۀ عمومی جامعه ما به مباحث علمی، باز هم این موضوع عجیبتر میشود. شاید بشود یکی از دلیلهای این وضعیت را، شکل نگرفتن ارتباط بین بخش علمی دانشگاهی و بخش ادبی جامعۀ ما دانست. یعنی آنقدر آثار علمی زیادی به زبان ساده و برای عموم تولید نمیشود تا نویسندگان و ادیبان به عنوان ماده خام از آنها استفاده کنند. چند سال پیش جناب آقای محمد قصاع، مترجم برحستۀ ادبیات علمی-تخیلی، حساب کرده بود که در یک بازۀ زمانی ده ساله ۸۰ عنوان کتاب در حوزۀ فضا و فضانوردی منتشر شده که از این تعداد ۵۹ عنوان ترجمه بوده است (+). حالا دیگر زبان ساده یا تخصصی داشتن این آثار جای خود. اما باید به بخش دانشگاهی هم حق داد. در بخشی از گزارش تفریغ بودجۀ سال ۹۷ (+) به میزان تحقق بودجۀ بخش پژوهشی دانشگاهها هم پرداخته شده: عدد عجیبِ ۳میلیارد از ۴۵۰میلیارد تومانِ در نظر گرفته شده. نکتهاش اینجاست که در بحثهایی که این روزها بر سر این گزارش درگرفته، منتقدان و موافقان آن، هیچ اشارهای به این بخش ندارند و انگار پذیرفتهاند همین است که هست! در حالی که چنین گزارشهایی باید زنگ خطری برای ما باشد.
@ehsanname
📸 تصویر روز: بازگشایی کتابفروشیهای راستۀ خیابان انقلاب بعد از یک ماه تعطیلی (ایبنا). طبق آمارها، با وجود علاقه و گرایش شدید برای استفاده از لوازم دیجیتال، اما کتابهای چاپی هنوز در برابر کتابخوانهای الکترونیک دستِ بالا را داشتند و اتفاقاً فروششان بهتر هم شده بود (CNBC). آیا ممکن است کرونا این وضعیت را عوض کند؟ فقط در ۲۰ روز ابتدایی سال و با تخفیفهای حمایتی وزرات ارشاد ۲۳۶هزار نسخه کتاب الکترونیکی به مبلغ ۲میلیارد و ۶۰۰میلیون تومان فروخته شد @ehsanname
Forwarded from سهند ایرانمهر
🔸در زمانه #کرونا، یادی کنیم از سال 1330 و کتابچههای بهداشتی برای تاکید بر "شستن دستها" که طراحش سهراب #سپهری بودهاست،جهانگیر هدایت متنش را مینوشته است و سیاوش کسرایی و جمشید آموزگار هم در تهیه آن نقش مهمی داشتند. هر چهارنفر در قالب سازمان ایرانی -آمریکایی همکاری بهداشت که دفتر آن در خیابان کوشک تهران بود.
@Sahandiranmehr
@Sahandiranmehr
▪️از جمله عوارض عصر کرونا، یکی هم خبرهای درگذشتی است که با تأخیر اعلام میشود. امروز فهمیدیم حشمتالله کامرانی، مترجم صاحبسبک ۲۵ فروردین ۹۹ از دنیا رفته. معروفترین ترجمۀ او «جاودانگی» میلان کوندرا است. اما کارهای دیگری هم از او خوانده بودیم: «فرزندان سانچز» اسکار لوییس، «مرگ و دختر جوان» آریل دورفمن، «خانۀ ارواح» ایزابل آلنده، «همزاد» داستایوسکی، «داستان همیشگی» ایوان گنجاروف، «نه فرشته نه قدیس» ایوان کلیما، «شوک آینده» و «موج سوم» الوین تافلر و ... کامرانی از انگلیسی ترجمه میکرد. متولد ۱۳۲۰ در نهاوند بود. در جوانی عضو جبهه ملی شد و سال ۵۳ زندان افتاد. ترجمه را هم با آثار نویسندگانی مثل گورکی شروع کرد، ولی بعد به جهانهای دیگر رفت. گوشهگیر بود و جز چندتایی مصاحبه از او نیست. یکجا دربارۀ ترجمهاش گفته بود: «در نگاه اول وقتی یک متن را از زبانی به زبان دیگر برمیگردانید کاری مکانیکی است، اما نوع برگردان فکر میکنم یک جنبه کیفی داشته باشد. اینجاست که خلاقیت مترجم و عیار کار او مشخص میشود. بالاخره جملهپردازی و انتخاب واژگان فراتر از کار مکانیکی است.» / عکس: مریم زندی، ۸۳ @ehsanname
🗓 اول اردیبهشت، روز بزرگداشتِ استاد سخن سعدی است. تصویر خیالیِ شیخ سعدی از یک نسخۀ خطی «سبحة الابرار» جامی (که در مشهد، ۱۵۵۶ میلادی کتابت شده و حالا در موزۀ اسمیتسونین، در واشنگتن نگهداری میشود). حکایت عارفی که در خواب دید فرشتگان به دیدار سعدی میروند و برایش طبقهای نور میبرند به پاداش سرودن این بیت: «برگ درختان سبز در نظر هوشیار/ هر ورقش دفتری است معرفت کردگار» @ehsanname
Asheghgan bidel
Saye
🎧 «شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد» غزل سعدی با صدای هوشنگ ابتهاج #سایه و موسیقی فریدون شهبازیان، از آلبوم «سعدی» (کانون پرورش فکری، ۱۳۵۲) @ehsanname
Shabe Asheghgan bidel
Aydin Aghdashloo
🎧 «شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد» غزل سعدی با صدای آیدین آغداشلو، و موسیقی پیمان سلطانی، از آلبوم «وَشتَن» (۱۳۹۵) @ehsanname
📖چرا باید سعدی خواند؟
✍️احسان رضایی: روز اول اردیبهشت به نام «استادِ سخن سعدی» است. برخلاف امروز که هر کسی به دیگری میرسد، یک «استاد» به اول اسم او میبندد، در گذشته کلمات ارج و قربی داشتند و به هر کسی استاد نمیگفتند. مثلاً در کل تاریخ ادبیات فارسی، چندتا استاد بیشتر نداریم، یکی رودکی است که «استاد شاعران» است، یکی فردوسی که «استاد توس» لقب دارد و یکی هم سعدی. حتی به کسانی مثل حافظ و نظامی و مولانا هم استاد نمیگفتند و لقب استادی در سخن، خاص و مختص به شیخ سعدی است. بیحکمت هم نیست. کافی است خودتان یک کلیات یا گزیدهاش را دست بگیرید و همینطوری سر کتاب باز کنید و شروع کنید به خواندن. فقط باید حواستان باشد که شرط لذت بردن از شعر، توجه به کلیت آن است. یعنی اینکه اگر سر یکی دوتا لغت گیر کردید، نباید فکر کنید که دیگر تمام شد و نمیشود ارتباط گرفت. نباید فکر کنید که باید پا شد و رفت کتاب لغت به دست برگشت. نباید فکر کنید که معنی یک لغت، مهمتر از تصویر کلی است. شعر، یک هنر است و مثل هر هنر دیگری، هدف اصلیاش ایجاد حالِ خوش، یا دقیقترش را بخواهیم بگوییم، حالِ متفاوت است. همانطور که ما وقتی یک فیلم زبان اصلی میبینیم، نمایش فیلم را برای آن یکی دو کلمهای که معنایش را نمیفهمیم متوقف نمیکنیم، اینجا هم باید اجازه بدهید قرار گرفتن در حال و هوای کلی اثر، ندانستن معنی آن چند لغت را جبران کند. به جایش باید دل بدهیم به جریان شعر و موسیقی شگفتانگیزی که سعدی در حرف زدن دارد و کلمات را طوری به استخدام درمیآورد که انگار خمیر بازی باشند. شاید هیچ شاعر و سخنور دیگری اینهمه از زبان فارسی استفادههای گوناگون نکرده باشد که سعدی. او عاشقانه دارد، پند و نصیحت دارد، قصیده و مدح گفته، مرثیه سروده، موعظه کرده، حتی بین خودمان باشد در هزلیات و جوکهای سه نقطهدار هم تفننّی کرده. برای همین اولین فایدۀ سعدی خواندن همین است که شیوۀ درست سخن گفتن را بهتر و بیشتر یاد میگیریم و نکات و امکانات و ریزهکاریهای ویژۀ زبان فارسی را که فکر میکنیم بلد هستیم، میفهمیم. این کار بخصوص برای امروز ما که شاید بیشتر از هر عصر دیگری نویسنده داریم و به برکت فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، همه نویسنده شدهاند، ضرورت دارد. اما این آموزش، تنها دلیل سعدی خواندن نیست و نباید باشد. سعدی هنرمند است و درست که هنر، خودش یک مهارت است، اما موضوعِ هنر، آن مهارت نیست. ما در وقت تماشای یک عکس زیبا، اول فکر نمی کنیم که طرف این عکس را با دیافراگم چند گرفته؟ بلکه اول منظره را میبینیم و به این فکر می کنیم که عکاس از همان منظرهای که ما زاویه دیگرش را دیده بودیم، چه چیز جالبی را بیرون کشیده است. موضوع اصلی هنر، نگاه متفاوت به جهان است. یک مثال دیگر. همه ما تجربه رفاقت را داریم و میدانیم که داشتن دوست خوب، چقدر به درد بخور و لذتبخش است. سعدی همین را اینطوری تعریف کرده: «درِ چشم بامدادان به بهشت برگشودن/ نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی». کار را به مرحلۀ مقایسه با عالم بالا کشانده و لطف حرف را تمام کرده. در موارد و موضوعات دیگر هم همینطور است. سعدی از همان تجربههای معمولی که همۀ ماها داشتیم و داریم حرف زده، اما یک جور دیگر. با یک نگاه ویژه. با یک بیان هنرمندانه. چیزی که خواندن و شنیدنش، به مایی که همان موضوعات عشق و جدایی و شادی و غم و اندوه و اشتیاق را تجربه کردهایم، لذت میدهد. مهمترین دلیل سعدی خواندن همین است. اینکه لذت ببریم. گفت «حد همین است سخندانی و زیبایی را».
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «جامجم» (۱ اردیبهشت ۹۹) منتشر شده است
✍️احسان رضایی: روز اول اردیبهشت به نام «استادِ سخن سعدی» است. برخلاف امروز که هر کسی به دیگری میرسد، یک «استاد» به اول اسم او میبندد، در گذشته کلمات ارج و قربی داشتند و به هر کسی استاد نمیگفتند. مثلاً در کل تاریخ ادبیات فارسی، چندتا استاد بیشتر نداریم، یکی رودکی است که «استاد شاعران» است، یکی فردوسی که «استاد توس» لقب دارد و یکی هم سعدی. حتی به کسانی مثل حافظ و نظامی و مولانا هم استاد نمیگفتند و لقب استادی در سخن، خاص و مختص به شیخ سعدی است. بیحکمت هم نیست. کافی است خودتان یک کلیات یا گزیدهاش را دست بگیرید و همینطوری سر کتاب باز کنید و شروع کنید به خواندن. فقط باید حواستان باشد که شرط لذت بردن از شعر، توجه به کلیت آن است. یعنی اینکه اگر سر یکی دوتا لغت گیر کردید، نباید فکر کنید که دیگر تمام شد و نمیشود ارتباط گرفت. نباید فکر کنید که باید پا شد و رفت کتاب لغت به دست برگشت. نباید فکر کنید که معنی یک لغت، مهمتر از تصویر کلی است. شعر، یک هنر است و مثل هر هنر دیگری، هدف اصلیاش ایجاد حالِ خوش، یا دقیقترش را بخواهیم بگوییم، حالِ متفاوت است. همانطور که ما وقتی یک فیلم زبان اصلی میبینیم، نمایش فیلم را برای آن یکی دو کلمهای که معنایش را نمیفهمیم متوقف نمیکنیم، اینجا هم باید اجازه بدهید قرار گرفتن در حال و هوای کلی اثر، ندانستن معنی آن چند لغت را جبران کند. به جایش باید دل بدهیم به جریان شعر و موسیقی شگفتانگیزی که سعدی در حرف زدن دارد و کلمات را طوری به استخدام درمیآورد که انگار خمیر بازی باشند. شاید هیچ شاعر و سخنور دیگری اینهمه از زبان فارسی استفادههای گوناگون نکرده باشد که سعدی. او عاشقانه دارد، پند و نصیحت دارد، قصیده و مدح گفته، مرثیه سروده، موعظه کرده، حتی بین خودمان باشد در هزلیات و جوکهای سه نقطهدار هم تفننّی کرده. برای همین اولین فایدۀ سعدی خواندن همین است که شیوۀ درست سخن گفتن را بهتر و بیشتر یاد میگیریم و نکات و امکانات و ریزهکاریهای ویژۀ زبان فارسی را که فکر میکنیم بلد هستیم، میفهمیم. این کار بخصوص برای امروز ما که شاید بیشتر از هر عصر دیگری نویسنده داریم و به برکت فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، همه نویسنده شدهاند، ضرورت دارد. اما این آموزش، تنها دلیل سعدی خواندن نیست و نباید باشد. سعدی هنرمند است و درست که هنر، خودش یک مهارت است، اما موضوعِ هنر، آن مهارت نیست. ما در وقت تماشای یک عکس زیبا، اول فکر نمی کنیم که طرف این عکس را با دیافراگم چند گرفته؟ بلکه اول منظره را میبینیم و به این فکر می کنیم که عکاس از همان منظرهای که ما زاویه دیگرش را دیده بودیم، چه چیز جالبی را بیرون کشیده است. موضوع اصلی هنر، نگاه متفاوت به جهان است. یک مثال دیگر. همه ما تجربه رفاقت را داریم و میدانیم که داشتن دوست خوب، چقدر به درد بخور و لذتبخش است. سعدی همین را اینطوری تعریف کرده: «درِ چشم بامدادان به بهشت برگشودن/ نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی». کار را به مرحلۀ مقایسه با عالم بالا کشانده و لطف حرف را تمام کرده. در موارد و موضوعات دیگر هم همینطور است. سعدی از همان تجربههای معمولی که همۀ ماها داشتیم و داریم حرف زده، اما یک جور دیگر. با یک نگاه ویژه. با یک بیان هنرمندانه. چیزی که خواندن و شنیدنش، به مایی که همان موضوعات عشق و جدایی و شادی و غم و اندوه و اشتیاق را تجربه کردهایم، لذت میدهد. مهمترین دلیل سعدی خواندن همین است. اینکه لذت ببریم. گفت «حد همین است سخندانی و زیبایی را».
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «جامجم» (۱ اردیبهشت ۹۹) منتشر شده است
سعدی
مظاهر مصفا
«تحلیلی بر زندگی و زمانه و آثار #سعدی»
گفتوگوی تلویزیونی دکتر مظاهر مصفا با موضوع زندگی و آثار سعدی.
این گفتوگو احتمالا در اواخر دههی ۱۳۴۰ انجام شده است.
اول اردیبهشت؛ روز سعدی شیرازی
@mazahermosaffa
گفتوگوی تلویزیونی دکتر مظاهر مصفا با موضوع زندگی و آثار سعدی.
این گفتوگو احتمالا در اواخر دههی ۱۳۴۰ انجام شده است.
اول اردیبهشت؛ روز سعدی شیرازی
@mazahermosaffa
Forwarded from انتشارات شمع و مه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان "درختو" به قلم و صدای هوشنگ مرادی کرمانی
🗓 اول اردیبهشت، روز سعدی است، استاد شعر و شاعری. در این روزهای همهگیری بیماری کرونا، بسیاری از پرستارها و کادر درمانی درگیر، حال خودشان را با نوشتن بیت یا مصرع شعری روی لباسان نشان دادند. اینها تصاویر و متن چند نمونه است:
🔹از حادثهٔ جهان زاینده مترس/ وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس (از رباعیات مولانا)
🔸اگر در شهر پیچیده هراس مرگ باکی نیست/ پرستارم و جانم را برای تو سپر کردم (از مهسا امیریان، شاعر و پرستار)
🔹 «أیها الحزن... ألم تؤلمک رکبتاک من الجثو فوق صدورنا...؟!» ای اندوه... آیا زانوانت از زانو زدن بر سینههامان بهدرد نیامد...؟! (از امین معلوف، شاعر و نویسندۀ لبنانی)
🔸قصهای نیست که با عشق به پایان نرسد (مصراعی از #غلامرضا_طریقی، از غزلی با شروعِ «گرچه سخت است به فکری هوس نان نرسد/ قصهای نیست ...)
🔹گرچه این شهر هراسان شده از بیماری/ من پرستارم و عمریست خطر کرده دلم (از سجاد علائی، شاعر و پرستار)
🔸ما گر ز سر بریده میترسیدیم/ در محفل عاشقان نمیرقصیدیم (از ترانههای عامیانه عصر قاجار)
@ehsanname
🔹از حادثهٔ جهان زاینده مترس/ وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس (از رباعیات مولانا)
🔸اگر در شهر پیچیده هراس مرگ باکی نیست/ پرستارم و جانم را برای تو سپر کردم (از مهسا امیریان، شاعر و پرستار)
🔹 «أیها الحزن... ألم تؤلمک رکبتاک من الجثو فوق صدورنا...؟!» ای اندوه... آیا زانوانت از زانو زدن بر سینههامان بهدرد نیامد...؟! (از امین معلوف، شاعر و نویسندۀ لبنانی)
🔸قصهای نیست که با عشق به پایان نرسد (مصراعی از #غلامرضا_طریقی، از غزلی با شروعِ «گرچه سخت است به فکری هوس نان نرسد/ قصهای نیست ...)
🔹گرچه این شهر هراسان شده از بیماری/ من پرستارم و عمریست خطر کرده دلم (از سجاد علائی، شاعر و پرستار)
🔸ما گر ز سر بریده میترسیدیم/ در محفل عاشقان نمیرقصیدیم (از ترانههای عامیانه عصر قاجار)
@ehsanname