This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺گزارشی از قدیمیترین نسخۀ دستنویس «شاهنامه» که در کتابخانۀ ملی فلورانس نگهداری میشود و متعلق به سال ۶۱۴ق / ۱۲۱۷م است. در مورد اینکه چرا دستنویس دیگری از «شاهنامه» قبل از این تاریخ به ما نرسیده، دکتر خالقی مطلق اینطور میگوید: «اول به این علت که این نسخهها خوشخط نبودند تا اینکه نسخ و نستعلیق جای خط کوفی را میگیرد. دوم اینکه به نظر برخی هم یک یک داستانهای کتاب و هم کل شاهنامه کوتاه آمده است و از این رو به تدریج با افزودن الحاقات حجم کتاب زیاد شده است. علت سوم این است که نسخهها مصور نبودند. بعدها نسخهها خوشخط و پرحجم و مصور میشوند تا اینکه به دوران صفویه میرسیم و توجه به شاهنامه بسیار گسترش مییابد.» @ehsanname
Forwarded from شهرآرانیوز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥با هزارسالهگان
🔸در جریان بازسازی آرامگاه فردسی در سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷، قبر فردوسی را میشکافند و بقایای او را پس از هزار سال از مزارش بیرون میآورند.
🔸روایت بازسازی آرامگاه و شکافتن قبر فردوسی را از زبان سرکارگر بازسازی آرامگاه، کسی که سراینده شاهنامه را از قبر بیرون آورده و خود دفن کرده، ببینید و بشنوید.
#رسانه_تصویری_شهرآرا
@ShahraraNews
🔸در جریان بازسازی آرامگاه فردسی در سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷، قبر فردوسی را میشکافند و بقایای او را پس از هزار سال از مزارش بیرون میآورند.
🔸روایت بازسازی آرامگاه و شکافتن قبر فردوسی را از زبان سرکارگر بازسازی آرامگاه، کسی که سراینده شاهنامه را از قبر بیرون آورده و خود دفن کرده، ببینید و بشنوید.
#رسانه_تصویری_شهرآرا
@ShahraraNews
مقتل امیرالمؤمنین علی (ع)
ترجمۀ تفسیر طبری
#حلقه_کرگدنیه
• مقتل امیرالمؤمنین علی (ع) از ترجمهٔ تفسیر طبری
• روایت سیّد علی میرفتاح
👇
@kargadanmagazine
• مقتل امیرالمؤمنین علی (ع) از ترجمهٔ تفسیر طبری
• روایت سیّد علی میرفتاح
👇
@kargadanmagazine
مجلس ضربت زدن
بهرام بیضائی
📻 نمآوا: "مجلس ضربت زدن"
👈 نمایشنامهای که بهرام بیضایی آن را در سال۱۳۷۹ نوشت. نمایشنامه در ده صحنه است و ماجراهای گروهی است که میخواهند واقعه ضربت زدن امام علی را به صحنه ببرند. علاوه بر اینکه صحنههای واقعه ضربت زدن و... در زمان وقوع آن در نمایش هست، فضای نمایش در زمان حال است.
صحنه یکم 00:02:13
صحنه دوم 00:10:07
صحنه سوم 00:22:08
صحنه چهارم 00:29:57
صحنه پنجم 00:44:27
صحنه ششم 00:56:49
صحنه هفتم 01:07:53
صحنه هشتم 01:25:09
صحنه نهم 01:36:45
صحنه دهم 01:46:13
🔹گروه کتاب گویا این نمایشنامه را در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به صورت نمایشنامه گویا تهیه و منتشر کرده است.
🎶گویندگان نقشها:
نقش نویسنده: فرید حامد
نقش کارگردان: فرهان بیژنگ
نقش دستیار کارگردان: فریناز عسگری
ابن ملجم: ابوالفضل حسن زاده
اعرابی اول: محسن پورحسین
اعرابیِ دوّم: سهیل قاسمی
قطامه: میترا اللهیاری
▪️از متن:
"آنها سه تناند که میمیرند: یکی برای ظُلمَش، یکی برای مَکرش و دیگری برای عِدالتش... ولی نه! حالا پس از قرنها میدانیم واقعا چه شد؛ در عمل، ظالم و مکّار جان به در بردند. تنها سومی بود که فرقش شکافت..."
@javadrooh
👈 نمایشنامهای که بهرام بیضایی آن را در سال۱۳۷۹ نوشت. نمایشنامه در ده صحنه است و ماجراهای گروهی است که میخواهند واقعه ضربت زدن امام علی را به صحنه ببرند. علاوه بر اینکه صحنههای واقعه ضربت زدن و... در زمان وقوع آن در نمایش هست، فضای نمایش در زمان حال است.
صحنه یکم 00:02:13
صحنه دوم 00:10:07
صحنه سوم 00:22:08
صحنه چهارم 00:29:57
صحنه پنجم 00:44:27
صحنه ششم 00:56:49
صحنه هفتم 01:07:53
صحنه هشتم 01:25:09
صحنه نهم 01:36:45
صحنه دهم 01:46:13
🔹گروه کتاب گویا این نمایشنامه را در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به صورت نمایشنامه گویا تهیه و منتشر کرده است.
🎶گویندگان نقشها:
نقش نویسنده: فرید حامد
نقش کارگردان: فرهان بیژنگ
نقش دستیار کارگردان: فریناز عسگری
ابن ملجم: ابوالفضل حسن زاده
اعرابی اول: محسن پورحسین
اعرابیِ دوّم: سهیل قاسمی
قطامه: میترا اللهیاری
▪️از متن:
"آنها سه تناند که میمیرند: یکی برای ظُلمَش، یکی برای مَکرش و دیگری برای عِدالتش... ولی نه! حالا پس از قرنها میدانیم واقعا چه شد؛ در عمل، ظالم و مکّار جان به در بردند. تنها سومی بود که فرقش شکافت..."
@javadrooh
🔺نجف دریابندری یک مجموعهای دوجلدی از ۸ نمایشنامه ساموئل بکت دارد که سال ۵۴ منتشر شد و علیرغم استقبال، دیگر تجدید چاپ نشده و نایاب ماند. به زودی قرار است این مجموعه با ویرایش جدید توسط نشر کارنامه منتشر شود.(+) البته خبر انتشار این مجموعه سالهاست که نقل میشود (مثلا خبر ایسنا در ۸۵) و زمانی باربد گلشیری گفته بود این ترجمه را برای نشر کارنامه مقابله کرده، اما در ارشاد از ۶۰ صفحه کتاب ایراد گرفتند و به همین دلیل کار متوقف ماند.(+) @ehsanname
📚 پابلیشرز ویکلی - کرونا الگوی خرید کتاب در آمریکا را تغییر داده است. در دوماه مارس و آوریل، خرید کتابهای مهارتآموزی (۷۴درصد)، کتابهای تاریخ پزشکی، از جمله آثار مربوط به همهگیری آنفولانزای ۱۹۱۸ (۷۱درصد) و داستانها (۱۰درصد) افزایش داشته است.بیشترین افزایش در حوزۀ رمان، مربوط به کتابهای خاص نوجوانان است که ظاهراً به خاطر تعطیلی مدارس، چنین استقبالی از آنها شده. / فکر میکنید در ایران الگوی خرید و مطالعه کتاب چه تغییراتی کرده است؟ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آیا هوش مصنوعی میتواند داستان بنویسد؟ یا داستانگویی همچنان توانایی منحصر به فرد بشر باقی خواهد میماند؟ چه تلاشهایی برای ساخت ماشین قصهگو انجام شده؟ و اصلاً این کار چه فایدهای دارد؟... #احسان_رضایی در این سخنرانی، از آیندۀ داستان میگوید. (ارایه در نشست یوسرن، ۱۰ دی ۹۸) @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓 ۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام گرامی باد
@ehsanname
🎨 نقاشی جی همبیج (Jay Hambidge) هنرمند آمریکایی از مزار خیام در ۱۹۱۱ میلادی
@ehsanname
🎨 نقاشی جی همبیج (Jay Hambidge) هنرمند آمریکایی از مزار خیام در ۱۹۱۱ میلادی
Forwarded from احساننامه
تصویر آرامگاه خیام، قبل از بنای فعلی که در ۱۳۳۸ ساخته شد - به نقل از سالنامه «چمن» ۱۳۱۳ @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📸 نمایی از مراحل ساخت آرامگاه امروزی خیام - عکس از محسن رزاز زاده - طراحی این بنا کار هوشنگ سیحون است و در شهریور ۱۳۴۱ کار ساخت به پایان رسید @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔟 ده نکتهای که [احتمالا] درباره خیام نمیدانستید - نوشته احسان رضایی و صدای محیالدین تقیپور، از برنامه «کتابباز» شبکه نسیم @ehsanname
📊 در سال گذشته (۹۸) فقط ۳۹ عنوان کتاب از یا دربارۀ خیام منتشر شده که ۲۶ عنوان تجدید چاپ رباعیات توسط ناشران مختلف است. مجموع شمارگان منتشرشده از رباعیات خیام و آثاری که درباره زندگی و اندیشههای او منتشر شده ۳۵۵۰۰ نسخه است.
@ehsanname
📌از یادداشت علیاصغر محمدخانی در ایبنا
@ehsanname
📌از یادداشت علیاصغر محمدخانی در ایبنا
Forwarded from 1pezeshk یک پزشک
گالری عکس: برخی چیزهایی که دوستداران کتاب را به شدت عصبی میکند!
https://www.1pezeshk.com/archives/2020/05/things-that-book-lovers-hate.html
https://www.1pezeshk.com/archives/2020/05/things-that-book-lovers-hate.html
چنین گفت دریابندری
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب علاقمندان ادبیات به بازخوانی کارنامۀ حرفهای آقای مترجم و نظریات او در کار و ترجمه پرداختهاند. از جمله چیزهایی که در مورد دریابندری جالب است، صراحت لهجۀ اوست که گاهی حتی باعث دلخورهایی هم میشد. مثلاً نجف دریابندری رمان معروف «بوف کور» صادق هدایت را «منحط» میخواند و میگفت منظورش نقطۀ مقابل «مترقی» است؛ «سنگ صبور» صادق چوبک را «تلاشی رقتآور برای اثبات وجود خویش» میدانست؛ از نثر ابراهیم گلستان خوشش نمیآمد و و میگفت «آن به اصطلاح سبکی که برای خودش درست کرده، بکلی آدم را کلافه میکند»؛ «سووشون» خانم دانشور را «کمخون و کمرمق» میدانست و در عوض از «شوهر آهوخانم» علیمحمد افغانی به شدت دفاع میکرد. یا در مورد فیلم «قیصر» کیمیایی، نجف دریابندری هم، مثل پرویز دوایی، از کسانی بود که از فیلم حمایت میکرد و در برابر «سخیف» خواندن فیلم از طرف دکتر کاووسی مقاومت کرده و البته پیروز شدند. طبیعتاً این صراحت در اظهار نظر، باعث جوابهای صریح تندی هم از طرف کسانی که نظر متفاوتی نسبت به این مسایل داشتند میشد که پرداختن به این جدالها، میتواند بخشی از تاریخ روشنفکری معاصر باشد. اما از این جدالها بر سر مهمترین بخش کاری نجف دریابندری، یعنی ترجمههای او هم درگرفته. توجه به این نقدها و خواندن آنها، هم میتواند نشان از سختی کار ترجمه باشد و هم کلاس درسی برای مترجمان جوان و علاقمندان ادبیات. مهمترین منتقد دریابندری در کار ترجمه، جناب یدالله موقن است. او و دریابندری دو کتاب فلسفی مشترک دارند که اتفاقاً هر دو این آثار از اِرنست کاسیرِر، فیلسوف نوکانتی آلمانی و تاریخنگار فلسفهٔ غرب است. یکی را موقن با عنوان «اسطورۀ دولت» ترجمه کرده و دریابندری «افسانۀ دولت»، دیگری را موقن به «فلسفۀ روشنگری» ترجمه کرده و دریابندری به «فلسفۀ روشناندیشی». موقن که ظاهراً این بازترجمهها را حمل بر مشکل شخصی کرده بود، دو مقاله در نقد ترجمههای دریابندری نوشته است: یکی در «کیهان فرهنگی» شماره ۱۱ (بهمن ۶۸) در نقد «افسانۀ دولت» که بخصوص در مورد ترجمۀ عنوان اثر که دریابندری myth را به افسانه برگردانده توضیح مفصلی داده و بعدها هم در «نگاه نو» شماره ۲۱ (مرداد- شهریور ۷۳) ۱۶ غلط از ترجمۀ «فلسفه روشناندیشی» گرفت. دریابندری در برابر این مقالات، بعدها (۸۰) با انتشار کتابی ۲۵۰صفحهای با عنوان «افسانۀ اسطوره» از انتخاب واژۀ افسانه به عنوان معادل myth دفاع کرد و با ذکر مباحث لغوی، تاریخی و چکیده نظریات اسطورهشناسی مدرن نشان داد که به نظرش لغت اسطوره، اصلاً برگردان مناسبی نیست. اما یکی دیگر از ماجراهای پرسروصدا، داستانی بود که سر «گور به گور» فاکنر اتفاق افتاد. زمستان۷۳ روزنامه «خبر جنوب» شیراز دست به انتشار ضمیمهای ادبی با عنوان «سرو» زد. مهمترین مقالۀ این فصلنامه نقدی بود که شخصی با نام مسعود طوفان بر «گور به گور» انجام داد و به عقیده خودش در ۴۳ صفحه متن کتاب ۱۰۲ مورد غلط پیدا کرد. به عنوان نمونهای از مطالب این نقد، او برای ترجمۀ عنوان داستان فاکنر یعنی As I Lay Dying دو عبارت «جان که میسپردم» یا «جانسپار که افتاده بودم» را پیشنهاد داده بود (خود دریابندری در کتابش متذکر شده که عنوان را عوض کرده). در مقابل این نقد، نجف دریابندری و دو نفر از دوستانش، منوچهر بدیعی و صالح حسینی جوابیههایی نوشتند که در «دنیای سخن» شماره ۶۳ (بهمن ۷۳) منتشر شد و البته دریابندری ۶ مورد از نقدهای او را هم پذیرفت. کریم امامی هم (در «کلک» شماره ۶۰، اسفند ۷۳) اینطور از نجف دفاع کرد: «بیشتر دوستداران ترجمههای دریابندری کار او را در کلیتش تحسین میکنند و نه لزوماً به خاطر برگردان دقیق تک به تک واژهها ... نقطه قوت ترجمههای او در خواندنی بودن، و دلچسب بودنشان است که به لطف فارسی خوب و لحن مناسب و بذل ذوق فراهم میآید.» یک بار هم در شماره دوم گاهنامۀ «نقد آگاه» (۶۲) دریابندری از ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی در رمان «گریزگاه شیطان» فردریک فورسایت ایراد گرفت که در شماره سوم همان گاهنامه (۶۳) علیاصغر بهرامبیگی به او جوابی داد. حرف اصلی دریابندری در نقدش این بود: «ترجمه کتاب، هیچ ارزش ادبی ندارد. البته ترجمهای است روی هم رفته صحیح و آن نوع اغلاطی که معمولاً در کار مترجمان کتابهای پلیسی و جاسوسی فراوان است در این کتاب شاید نتوان سراغ گرفت. اما پیداست مترجم از آن انگلیسیدانهای "ادارهجاتی" است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را - که زبان اصلی آن ساده و روشن و دقیق است - مثل يک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیتهای دراماتيک و شگردهای ادبی نویسنده ترجمه کرده است.» این حرف، میتواند نمونۀ خوبی از نگاه نجف دریابندری به کار ترجمه و نیز پایانبخش این گزارش کوتاه باشد. / اعتماد
@ehsanname
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب علاقمندان ادبیات به بازخوانی کارنامۀ حرفهای آقای مترجم و نظریات او در کار و ترجمه پرداختهاند. از جمله چیزهایی که در مورد دریابندری جالب است، صراحت لهجۀ اوست که گاهی حتی باعث دلخورهایی هم میشد. مثلاً نجف دریابندری رمان معروف «بوف کور» صادق هدایت را «منحط» میخواند و میگفت منظورش نقطۀ مقابل «مترقی» است؛ «سنگ صبور» صادق چوبک را «تلاشی رقتآور برای اثبات وجود خویش» میدانست؛ از نثر ابراهیم گلستان خوشش نمیآمد و و میگفت «آن به اصطلاح سبکی که برای خودش درست کرده، بکلی آدم را کلافه میکند»؛ «سووشون» خانم دانشور را «کمخون و کمرمق» میدانست و در عوض از «شوهر آهوخانم» علیمحمد افغانی به شدت دفاع میکرد. یا در مورد فیلم «قیصر» کیمیایی، نجف دریابندری هم، مثل پرویز دوایی، از کسانی بود که از فیلم حمایت میکرد و در برابر «سخیف» خواندن فیلم از طرف دکتر کاووسی مقاومت کرده و البته پیروز شدند. طبیعتاً این صراحت در اظهار نظر، باعث جوابهای صریح تندی هم از طرف کسانی که نظر متفاوتی نسبت به این مسایل داشتند میشد که پرداختن به این جدالها، میتواند بخشی از تاریخ روشنفکری معاصر باشد. اما از این جدالها بر سر مهمترین بخش کاری نجف دریابندری، یعنی ترجمههای او هم درگرفته. توجه به این نقدها و خواندن آنها، هم میتواند نشان از سختی کار ترجمه باشد و هم کلاس درسی برای مترجمان جوان و علاقمندان ادبیات. مهمترین منتقد دریابندری در کار ترجمه، جناب یدالله موقن است. او و دریابندری دو کتاب فلسفی مشترک دارند که اتفاقاً هر دو این آثار از اِرنست کاسیرِر، فیلسوف نوکانتی آلمانی و تاریخنگار فلسفهٔ غرب است. یکی را موقن با عنوان «اسطورۀ دولت» ترجمه کرده و دریابندری «افسانۀ دولت»، دیگری را موقن به «فلسفۀ روشنگری» ترجمه کرده و دریابندری به «فلسفۀ روشناندیشی». موقن که ظاهراً این بازترجمهها را حمل بر مشکل شخصی کرده بود، دو مقاله در نقد ترجمههای دریابندری نوشته است: یکی در «کیهان فرهنگی» شماره ۱۱ (بهمن ۶۸) در نقد «افسانۀ دولت» که بخصوص در مورد ترجمۀ عنوان اثر که دریابندری myth را به افسانه برگردانده توضیح مفصلی داده و بعدها هم در «نگاه نو» شماره ۲۱ (مرداد- شهریور ۷۳) ۱۶ غلط از ترجمۀ «فلسفه روشناندیشی» گرفت. دریابندری در برابر این مقالات، بعدها (۸۰) با انتشار کتابی ۲۵۰صفحهای با عنوان «افسانۀ اسطوره» از انتخاب واژۀ افسانه به عنوان معادل myth دفاع کرد و با ذکر مباحث لغوی، تاریخی و چکیده نظریات اسطورهشناسی مدرن نشان داد که به نظرش لغت اسطوره، اصلاً برگردان مناسبی نیست. اما یکی دیگر از ماجراهای پرسروصدا، داستانی بود که سر «گور به گور» فاکنر اتفاق افتاد. زمستان۷۳ روزنامه «خبر جنوب» شیراز دست به انتشار ضمیمهای ادبی با عنوان «سرو» زد. مهمترین مقالۀ این فصلنامه نقدی بود که شخصی با نام مسعود طوفان بر «گور به گور» انجام داد و به عقیده خودش در ۴۳ صفحه متن کتاب ۱۰۲ مورد غلط پیدا کرد. به عنوان نمونهای از مطالب این نقد، او برای ترجمۀ عنوان داستان فاکنر یعنی As I Lay Dying دو عبارت «جان که میسپردم» یا «جانسپار که افتاده بودم» را پیشنهاد داده بود (خود دریابندری در کتابش متذکر شده که عنوان را عوض کرده). در مقابل این نقد، نجف دریابندری و دو نفر از دوستانش، منوچهر بدیعی و صالح حسینی جوابیههایی نوشتند که در «دنیای سخن» شماره ۶۳ (بهمن ۷۳) منتشر شد و البته دریابندری ۶ مورد از نقدهای او را هم پذیرفت. کریم امامی هم (در «کلک» شماره ۶۰، اسفند ۷۳) اینطور از نجف دفاع کرد: «بیشتر دوستداران ترجمههای دریابندری کار او را در کلیتش تحسین میکنند و نه لزوماً به خاطر برگردان دقیق تک به تک واژهها ... نقطه قوت ترجمههای او در خواندنی بودن، و دلچسب بودنشان است که به لطف فارسی خوب و لحن مناسب و بذل ذوق فراهم میآید.» یک بار هم در شماره دوم گاهنامۀ «نقد آگاه» (۶۲) دریابندری از ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی در رمان «گریزگاه شیطان» فردریک فورسایت ایراد گرفت که در شماره سوم همان گاهنامه (۶۳) علیاصغر بهرامبیگی به او جوابی داد. حرف اصلی دریابندری در نقدش این بود: «ترجمه کتاب، هیچ ارزش ادبی ندارد. البته ترجمهای است روی هم رفته صحیح و آن نوع اغلاطی که معمولاً در کار مترجمان کتابهای پلیسی و جاسوسی فراوان است در این کتاب شاید نتوان سراغ گرفت. اما پیداست مترجم از آن انگلیسیدانهای "ادارهجاتی" است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را - که زبان اصلی آن ساده و روشن و دقیق است - مثل يک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیتهای دراماتيک و شگردهای ادبی نویسنده ترجمه کرده است.» این حرف، میتواند نمونۀ خوبی از نگاه نجف دریابندری به کار ترجمه و نیز پایانبخش این گزارش کوتاه باشد. / اعتماد
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹اجرای مشترک قطعه «بنیآدم» توسط علیرضا قربانی و هنرمندانی از سراسر دنیا به صورت آنلاین و اجرا در خانه. این قطعه را پژمان تدین تنظیم کرده است. ( از اینستاگرام قربانی) شعر معروف «بنیآدم اعضای یک پیکرند» بخشی از یک حکایت در باب اول «گلستان» سعدی است که در آن سعدی، در مسجد جامع دمشق یکی از پادشاهان عرب را نصیحت میکند و از جمله این شعر را برایش میخواند @ehsanname
📊سعید چوبانی، دانشجوی علمِ داده، تحلیلی بر روی اطلاعات ۲۰۹۵۱۷ نویسنده بر روی سایت گودریدز (GoodReads) انجام داده که نسخۀ فارسی آن را روی ویرگول میتوانید بخوانید. از موارد جالب در این تحلیل، یکی هم پاسخ به این سوال است که نویسندهها از چه کسانی تاثیر گرفتهاند؟ حدود ۸هزار نویسنده، مشخص کردهاند که از کدام نویسندههای دیگر تاثیر گرفتهاند. بیشترین جوابها اینهاست @ehsanname
📖در یک بررسی از اطلاعات ۲۰۹هزار نویسنده عضو GoodReads معلوم شد بیشتر نویسندگان، استیون کینگ را نویسندهای تاثیرگذار بر خودشان میدانند. (+) کتاب On Writing استیون کینگ، یکی از معروفترین کتابها در زمینۀ آموزش نویسندگی است. این کتاب زندگینامه خودنوشتِ کینگ است از دوران کودکی تا تبدیل به نویسندهای حرفهای که دورههای مختلف زندگی او، مثل سالهای سخت شروع نوشتن و تصادف تقریباً کشندۀ کینگ در ۱۹۹۹ را روایت میکند و از خلال همین روایت، مهارتها و ابزارهای لازم برای نویسندگی را هم بررسی میکند و آموزش میدهد. از این کتاب، دو ترجمه به فارسی هست @ehsanname
بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر.pdf
6.7 MB
🔺امروز سالروز تولد استاد محمدعلی موحد، یکی از بزرگان فرهنگ ماست. مردی که آثارش در زمینۀ عرفان، شناخت مولانا و شمس تبریزی، تاریخ، صنعت نفت و حقوق بینالملل، همگی جزو مراجع و منابع اصلی هستند. دکتر #شفیعی_کدکنی جایی گفته اگر وزیر بود مقاله «بازخوانی پروندۀ اتحاد اسلام نادر» موحد را در کتابهای درسی میگذاشت تا همۀ فرزندان ایران آن را بخوانند. این مقاله را که نمونهای است از نثر روان و فن تحقیق استاد، در بزرگداشت او بخوانید و به دیگران هم بفرستید، «شادی شیخی که خانقاه ندارد» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓خرمشهر در رمان معاصر
✍️احسان رضایی: سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر بعد از ۵۷۵ روز اشغال، یکی از روزهای به یادماندنی تاریخ معاصر ماست. جنگ تحمیلی و وقایع مربوط به آن، در ادبیات معاصر ما بازتاب داشته. برای آثار جنگ در شهرهای مختلف داستانها و رمانهایی داریم. مثلا بازتاب جنگ در زندگی مردم اهواز را در رمانهای «زمین سوخته» احمد محمود، «زمستان ۶۲» اسماعیل فصیح و «دعای مرغ آمین» سیروس طاهباز میبینیم و رمانهای «کودکیهای زمین» جمشید خانیان و «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده به جنگ در آبادان اختصاص دارند. خرمشهر، با آن مقاومت شگفتانگیز و آزادسازی شورآفرینش هم سوژۀ داستانهایی هست. چند رمان با موضوع جنگ در خرمشهر که خواندهام اینها هستند:
@ehsanname
📕نخلهای بیسر (قاسمعلی فراست، ۱۳۶۳): رمان با اشغال خرمشهر شروع و با آزادی شهر تمام میشود. داستان، ماجرای خانوادهای خرمشهری است که با شروع جنگ آواره میشوند. دو نفر از بچههای خانواده شهید میشوند و فقط ناصر میماند که او هم با وجود بحران روحی، جبهه را ترک نمیکند و به گروهِ رضا دشتی، یکی از اولین گروههای مقاومت ملحق میشود.
📘جنگی که بود (کاوه بهمن، ۱۳۷۳): شخصیتهای داستان، دو جانباز به نامهای رضا و حبیب هستند. رضا دو چشمش را در جنگ از دست داده و حبیب دو پایش را. حالا و بعد از جنگ، رضا برای پیدا کردن خواهرش به تهران آمده و در ادامه حوادث، با فلاشبکهایی گذشتۀ این دو نفر، کودکی و نوجوانی و جوانی آنها در خرمشهر را میبینیم. جوانی که مصادف است با حمله عراقیها به خرمشهر و دفاع جوانها از شهر.
📙در جستوجوی من (منیژه جانقلی، ۱۳۷۸): یک روایت زنانه از جنگ. هانیه، پزشکی است که در یکی از بیمارستانهای خرمشهر کار میکند و با شروع جنگ هم حاضر به ترک شهر نیست. داستان با نگرانیهای او برای مادر پیرش پیش میرود.
@ehsanname
📗ضیافت به صرف گلوله (مجید قیصری، ۱۳۸۰): یکی از متفاوتترین کارها در مورد جنگ. داستان سالها پس از جنگ اتفاق میافتد و ساختاری معمایی و پیچیده دارد. بهزاد فرحان کسانی را که در زمان جنگ میشناخته در تاریخ معینی دعوت کرده و روایت هر کدام از این افراد، بخشهایی از ماجراهای خرمشهر را بازگو میکند تا شاید راز یک قتل روشن شود.
📕مهمان مهتاب (فرهاد حسنزاده، ۱۳۸۷): ماجرای دو برادر دوقلو که بعد از حمله عراقیها سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند. یکی در شهر میماند تا در کنار علیکبابی به مدافعان خرمشهر غذا برساند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در میآورد.
📘بچههای کارون (احمد دهقان، ۱۳۹۲): ماجرای داستان در روزهای قبل از عملیات بیتالمقدس (آزادسازی خرمشهر) و در یک پایگاه کوچک کنار رود کارون میگذرد. راوی داستان، ناصر، یک رزمندۀ نوجوان است و ما، ماجراهای این عملیات بزرگ را از نگاهی نوجوانانه و سرخوش او میبینیم.
@ehsanname
📙هرس (نسیم مرعشی، ۱۳۹۶): روایتی از ادامۀ جنگ در زندگی مردم خرمشهر. رسول و نوال، زوجی هستند که زندگیشان بعد از شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچوقت به شکل عادی خود برنمیگردد.
📗ایرانشهر (محمدحسن شهسواری، ۱۳۹۸) این رمان که روایتی است از روزهای ابتدایی جنگ و مقاومت خرمشهر، قرار است تا روز سقوط خرمشهر را شامل شود. فعلاً جلد اول اثر منتشر شده است.
✍️احسان رضایی: سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر بعد از ۵۷۵ روز اشغال، یکی از روزهای به یادماندنی تاریخ معاصر ماست. جنگ تحمیلی و وقایع مربوط به آن، در ادبیات معاصر ما بازتاب داشته. برای آثار جنگ در شهرهای مختلف داستانها و رمانهایی داریم. مثلا بازتاب جنگ در زندگی مردم اهواز را در رمانهای «زمین سوخته» احمد محمود، «زمستان ۶۲» اسماعیل فصیح و «دعای مرغ آمین» سیروس طاهباز میبینیم و رمانهای «کودکیهای زمین» جمشید خانیان و «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده به جنگ در آبادان اختصاص دارند. خرمشهر، با آن مقاومت شگفتانگیز و آزادسازی شورآفرینش هم سوژۀ داستانهایی هست. چند رمان با موضوع جنگ در خرمشهر که خواندهام اینها هستند:
@ehsanname
📕نخلهای بیسر (قاسمعلی فراست، ۱۳۶۳): رمان با اشغال خرمشهر شروع و با آزادی شهر تمام میشود. داستان، ماجرای خانوادهای خرمشهری است که با شروع جنگ آواره میشوند. دو نفر از بچههای خانواده شهید میشوند و فقط ناصر میماند که او هم با وجود بحران روحی، جبهه را ترک نمیکند و به گروهِ رضا دشتی، یکی از اولین گروههای مقاومت ملحق میشود.
📘جنگی که بود (کاوه بهمن، ۱۳۷۳): شخصیتهای داستان، دو جانباز به نامهای رضا و حبیب هستند. رضا دو چشمش را در جنگ از دست داده و حبیب دو پایش را. حالا و بعد از جنگ، رضا برای پیدا کردن خواهرش به تهران آمده و در ادامه حوادث، با فلاشبکهایی گذشتۀ این دو نفر، کودکی و نوجوانی و جوانی آنها در خرمشهر را میبینیم. جوانی که مصادف است با حمله عراقیها به خرمشهر و دفاع جوانها از شهر.
📙در جستوجوی من (منیژه جانقلی، ۱۳۷۸): یک روایت زنانه از جنگ. هانیه، پزشکی است که در یکی از بیمارستانهای خرمشهر کار میکند و با شروع جنگ هم حاضر به ترک شهر نیست. داستان با نگرانیهای او برای مادر پیرش پیش میرود.
@ehsanname
📗ضیافت به صرف گلوله (مجید قیصری، ۱۳۸۰): یکی از متفاوتترین کارها در مورد جنگ. داستان سالها پس از جنگ اتفاق میافتد و ساختاری معمایی و پیچیده دارد. بهزاد فرحان کسانی را که در زمان جنگ میشناخته در تاریخ معینی دعوت کرده و روایت هر کدام از این افراد، بخشهایی از ماجراهای خرمشهر را بازگو میکند تا شاید راز یک قتل روشن شود.
📕مهمان مهتاب (فرهاد حسنزاده، ۱۳۸۷): ماجرای دو برادر دوقلو که بعد از حمله عراقیها سرنوشت متفاوتی پیدا میکنند. یکی در شهر میماند تا در کنار علیکبابی به مدافعان خرمشهر غذا برساند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در میآورد.
📘بچههای کارون (احمد دهقان، ۱۳۹۲): ماجرای داستان در روزهای قبل از عملیات بیتالمقدس (آزادسازی خرمشهر) و در یک پایگاه کوچک کنار رود کارون میگذرد. راوی داستان، ناصر، یک رزمندۀ نوجوان است و ما، ماجراهای این عملیات بزرگ را از نگاهی نوجوانانه و سرخوش او میبینیم.
@ehsanname
📙هرس (نسیم مرعشی، ۱۳۹۶): روایتی از ادامۀ جنگ در زندگی مردم خرمشهر. رسول و نوال، زوجی هستند که زندگیشان بعد از شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچوقت به شکل عادی خود برنمیگردد.
📗ایرانشهر (محمدحسن شهسواری، ۱۳۹۸) این رمان که روایتی است از روزهای ابتدایی جنگ و مقاومت خرمشهر، قرار است تا روز سقوط خرمشهر را شامل شود. فعلاً جلد اول اثر منتشر شده است.
احساننامه
📸دختری در استودیو عکاسی با ژست مطالعۀ کتاب عکس انداخته است. عکس از آنتوان سوروگین، عکاس روس ِ دوران قاجار. این تصویر در موزه بروکلین نیویورک نگهداری میشود (+) @ehsanname
📸 تمایل به گرفتن عکس با ژست مطالعه و کتابخوانی برای صفحه اینستاگرام آنقدر زیاد شده که حالا آتلیهها هم چنین عکسهایی تهیه میکنند (به نقل از گزارش ایرانآرت). اما ظاهراً این ماجرا سابقه دارد. ناصرالدین شاه قاجار که از اولین عکاسان ایران هم هست، تصویر بالا را از خودش و با ژست کتاب خواندن گرفته است/ از آلبومهای عکس کاخ گلستان @ehsanname
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیامست
@ehsanname
🔹غزلی از حافظ از قدیمیترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده). عید فطر مبارک 🌺
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیامست
@ehsanname
🔹غزلی از حافظ از قدیمیترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده). عید فطر مبارک 🌺