احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔟 ده نکته‌ای که [احتمالا] درباره خیام نمی‌دانستید - نوشته احسان رضایی و صدای محی‌الدین تقی‌پور، از برنامه «کتاب‌باز» شبکه نسیم @ehsanname
📊 در سال گذشته (۹۸) فقط ۳۹ عنوان کتاب از یا دربارۀ خیام منتشر شده که ۲۶ عنوان تجدید چاپ رباعیات توسط ناشران مختلف است. مجموع شمارگان منتشرشده از رباعیات خیام و آثاری که درباره زندگی و اندیشه‌های او منتشر شده ۳۵۵۰۰ نسخه است.
@ehsanname
📌از یادداشت علی‌اصغر محمدخانی در ایبنا
Forwarded from 1pezeshk یک پزشک
گالری عکس: برخی چیزهایی که دوست‌داران کتاب را به شدت عصبی می‌کند!

https://www.1pezeshk.com/archives/2020/05/things-that-book-lovers-hate.html
چنین گفت دریابندری
✍️احسان رضایی: این روزها اغلب علاقمندان ادبیات به بازخوانی کارنامۀ حرفه‌ای آقای مترجم و نظریات او در کار و ترجمه پرداخته‌اند. از جمله چیزهایی که در مورد دریابندری جالب است، صراحت لهجۀ اوست که گاهی حتی باعث دلخورهایی هم می‌شد. مثلاً نجف دریابندری رمان معروف «بوف کور» صادق هدایت را «منحط» می‌خواند و می‌گفت منظورش نقطۀ مقابل «مترقی» است؛ «سنگ صبور» صادق چوبک را «تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش» می‌دانست؛ از نثر ابراهیم گلستان خوشش نمی‌آمد و و می‌گفت «آن به اصطلاح سبکی که برای خودش درست کرده، بکلی آدم را کلافه می‌کند»؛ «سووشون» خانم دانشور را «کم‌خون و کم‌رمق» می‌دانست و در عوض از «شوهر آهوخانم» علی‌محمد افغانی به شدت دفاع می‌کرد. یا در مورد فیلم «قیصر» کیمیایی، نجف دریابندری هم، مثل پرویز دوایی، از کسانی بود که از فیلم حمایت می‌کرد و در برابر «سخیف» خواندن فیلم از طرف دکتر کاووسی مقاومت کرده و البته پیروز شدند. طبیعتاً این صراحت در اظهار نظر، باعث جوابهای صریح تندی هم از طرف کسانی که نظر متفاوتی نسبت به این مسایل داشتند می‌شد که پرداختن به این جدال‌ها، می‌تواند بخشی از تاریخ روشنفکری معاصر باشد. اما از این جدال‌ها بر سر مهمترین بخش کاری نجف دریابندری، یعنی ترجمه‌های او هم درگرفته. توجه به این نقدها و خواندن آنها، هم می‌تواند نشان از سختی کار ترجمه باشد و هم کلاس درسی برای مترجمان جوان و علاقمندان ادبیات. مهمترین منتقد دریابندری در کار ترجمه، جناب یدالله موقن است. او و دریابندری دو کتاب فلسفی مشترک دارند که اتفاقاً هر دو این آثار از اِرنست کاسیرِر، فیلسوف نوکانتی آلمانی و تاریخ‌نگار فلسفهٔ غرب است. یکی را موقن با عنوان «اسطورۀ دولت» ترجمه کرده و دریابندری «افسانۀ دولت»، دیگری را موقن به «فلسفۀ روشنگری» ترجمه کرده و دریابندری به «فلسفۀ روشن‌اندیشی». موقن که ظاهراً این بازترجمه‌ها را حمل بر مشکل شخصی کرده بود، دو مقاله در نقد ترجمه‌های دریابندری نوشته است: یکی در «کیهان فرهنگی» شماره ۱۱ (بهمن ۶۸) در نقد «افسانۀ دولت» که بخصوص در مورد ترجمۀ عنوان اثر که دریابندری myth را به افسانه برگردانده توضیح مفصلی داده و بعدها هم در «نگاه نو» شماره ۲۱ (مرداد- شهریور ۷۳) ۱۶ غلط از ترجمۀ «فلسفه روشن‌اندیشی» گرفت. دریابندری در برابر این مقالات، بعدها (۸۰) با انتشار کتابی ۲۵۰صفحه‌ای با عنوان «افسانۀ اسطوره» از انتخاب واژۀ افسانه به عنوان معادل myth دفاع کرد و با ذکر مباحث لغوی، تاریخی و چکیده نظریات اسطوره‌شناسی مدرن نشان داد که به نظرش لغت اسطوره، اصلاً برگردان مناسبی نیست. اما یکی دیگر از ماجراهای پرسروصدا، داستانی بود که سر «گور به گور» فاکنر اتفاق افتاد. زمستان۷۳ روزنامه «خبر جنوب» شیراز دست به انتشار ضمیمه‌ای ادبی با عنوان «سرو» زد. مهمترین مقالۀ این فصلنامه نقدی بود که شخصی با نام مسعود طوفان بر «گور به گور» انجام داد و به عقیده خودش در ۴۳ صفحه متن کتاب ۱۰۲ مورد غلط پیدا کرد. به عنوان نمونه‌ای از مطالب این نقد، او برای ترجمۀ عنوان داستان فاکنر یعنی As I Lay Dying دو عبارت «جان که می‌سپردم» یا «جانسپار که افتاده بودم» را پیشنهاد داده بود (خود دریابندری در کتابش متذکر شده که عنوان را عوض کرده). در مقابل این نقد، نجف دریابندری و دو نفر از دوستانش، منوچهر بدیعی و صالح حسینی جوابیه‌هایی نوشتند که در «دنیای سخن» شماره ۶۳ (بهمن ۷۳) منتشر شد و البته دریابندری ۶ مورد از نقدهای او را هم پذیرفت. کریم امامی هم (در «کلک» شماره ۶۰، اسفند ۷۳) این‌طور از نجف دفاع کرد: «بیشتر دوستداران ترجمه‌های دریابندری کار او را در کلیتش تحسین می‌کنند و نه لزوماً به خاطر برگردان دقیق تک به تک واژه‌ها ... نقطه قوت ترجمه‌های او در خواندنی بودن، و دلچسب بودنشان است که به لطف فارسی خوب و لحن مناسب و بذل ذوق فراهم می‌آید.» یک بار هم در شماره دوم گاهنامۀ «نقد آگاه» (۶۲) دریابندری از ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی در رمان «گریزگاه شیطان» فردریک فورسایت ایراد گرفت که در شماره سوم همان گاهنامه (۶۳) علی‌اصغر بهرام‌بیگی به او جوابی داد. حرف اصلی دریابندری در نقدش این بود: «ترجمه کتاب، هیچ ارزش ادبی ندارد. البته ترجمه‌ای است روی هم رفته صحیح و آن نوع اغلاطی که معمولاً در کار مترجمان کتاب‌های پلیسی و جاسوسی فراوان است در این کتاب شاید نتوان سراغ گرفت. اما پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دانهای "اداره‌جاتی" است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را - که زبان اصلی آن ساده و روشن و دقیق است - مثل يک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتيک و شگردهای ادبی نویسنده ترجمه کرده است.» این حرف، می‌تواند نمونۀ خوبی از نگاه نجف دریابندری به کار ترجمه و نیز پایان‌بخش این گزارش کوتاه باشد. / اعتماد
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹اجرای مشترک قطعه «بنی‌آدم» توسط علیرضا قربانی و هنرمندانی از سراسر دنیا به صورت آنلاین و اجرا در خانه. این قطعه را پژمان تدین تنظیم کرده است. ( از اینستاگرام قربانی) شعر معروف «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند» بخشی از یک حکایت در باب اول «گلستان» سعدی است که در آن سعدی، در مسجد جامع دمشق یکی از پادشاهان عرب را نصیحت می‌کند و از جمله این شعر را برایش می‌خواند @ehsanname
📊سعید چوبانی، دانشجوی علمِ داده، تحلیلی بر روی اطلاعات ۲۰۹۵۱۷ نویسنده‌ بر روی سایت گودریدز (GoodReads) انجام داده که نسخۀ فارسی آن را روی ویرگول می‌توانید بخوانید. از موارد جالب در این تحلیل، یکی هم پاسخ به این سوال است که نویسنده‌ها از چه کسانی تاثیر گرفته‌اند؟ حدود ۸هزار نویسنده، مشخص کرده‌اند که از کدام نویسنده‌‌های دیگر تاثیر گرفته‌اند. بیشترین جوابها اینهاست @ehsanname
📖در یک بررسی از اطلاعات ۲۰۹هزار نویسنده‌ عضو GoodReads معلوم شد بیشتر نویسندگان، استیون کینگ را نویسنده‌ای تاثیرگذار بر خودشان می‌دانند. (+) کتاب On Writing استیون کینگ، یکی از معروفترین کتابها در زمینۀ آموزش نویسندگی است. این کتاب زندگی‌نامه خودنوشتِ کینگ است از دوران کودکی تا تبدیل به نویسنده‌ای حرفه‌ای که دوره‌های مختلف زندگی او، مثل سال‌های سخت شروع نوشتن و تصادف تقریباً کشندۀ کینگ در ۱۹۹۹ را روایت می‌کند و از خلال همین روایت، مهارت‌ها و ابزارهای لازم برای نویسندگی را هم بررسی می‌کند و آموزش می‌دهد. از این کتاب، دو ترجمه به فارسی هست @ehsanname
بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر.pdf
6.7 MB
🔺امروز سالروز تولد استاد محمدعلی موحد، یکی از بزرگان فرهنگ ماست. مردی که آثارش در زمینۀ عرفان، شناخت مولانا و شمس تبریزی، تاریخ، صنعت نفت و حقوق بین‌الملل، همگی جزو مراجع و منابع اصلی هستند. دکتر #شفیعی_کدکنی جایی گفته اگر وزیر بود مقاله «بازخوانی پروندۀ اتحاد اسلام نادر» موحد را در کتابهای درسی می‌گذاشت تا همۀ فرزندان ایران آن را بخوانند. این مقاله را که نمونه‌ای است از نثر روان و فن تحقیق استاد، در بزرگداشت او بخوانید و به دیگران هم بفرستید، «شادی شیخی که خانقاه ندارد» @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🗓خرمشهر در رمان معاصر
✍️احسان رضایی: سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر بعد از ۵۷۵ روز اشغال، یکی از روزهای به یادماندنی تاریخ معاصر ماست. جنگ تحمیلی و وقایع مربوط به آن، در ادبیات معاصر ما بازتاب داشته. برای آثار جنگ در شهرهای مختلف داستان‌ها و رمان‌هایی داریم. مثلا بازتاب جنگ در زندگی مردم اهواز را در رمان‌های «زمین سوخته» احمد محمود، «زمستان ۶۲» اسماعیل فصیح و «دعای مرغ‌ آمین» سیروس طاهباز می‌بینیم و رمان‌های «کودکی‌های زمین» جمشید خانیان و «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده به جنگ در آبادان اختصاص دارند. خرمشهر، با آن مقاومت شگفت‌انگیز و آزادسازی شورآفرینش هم سوژۀ داستان‌هایی هست. چند رمان با موضوع جنگ در خرمشهر که خوانده‌ام اینها هستند:
@ehsanname
📕نخل‌های بی‌سر (قاسمعلی فراست، ۱۳۶۳): رمان با اشغال خرمشهر شروع و با آزادی شهر تمام می‌شود. داستان، ماجرای خانواده‌ای خرمشهری است که با شروع جنگ آواره می‌شوند. دو نفر از بچه‌های خانواده شهید می‌شوند و فقط ناصر می‌ماند که او هم با وجود بحرا‌ن روحی، جبهه را ترک نمی‌کند و به گروهِ رضا دشتی، یکی از اولین گروه‌های مقاومت ملحق می‌شود.

📘جنگی که بود (کاوه بهمن، ۱۳۷۳): شخصیتهای داستان، دو جانباز به نامهای رضا و حبیب هستند. رضا دو چشمش را در جنگ از دست داده و حبیب دو پایش را. حالا و بعد از جنگ، رضا برای پیدا کردن خواهرش به تهران آمده و در ادامه حوادث، با فلاش‌بک‌هایی گذشتۀ این دو نفر، کودکی و نوجوانی و جوانی آنها در خرمشهر را می‌بینیم. جوانی که مصادف است با حمله عراقی‌ها به خرمشهر و دفاع جوان‌ها از شهر.

📙در جست‌وجوی من (منیژه جانقلی، ۱۳۷۸): یک روایت زنانه از جنگ. هانیه، پزشکی است که در یکی از بیمارستان‌های خرمشهر کار می‌کند و با شروع جنگ هم حاضر به ترک شهر نیست. داستان با نگرانی‌های او برای مادر پیرش پیش می‌رود.
@ehsanname
📗ضیافت به صرف گلوله (مجید قیصری، ۱۳۸۰): یکی از متفاوت‌ترین کارها در مورد جنگ. داستان سال‌ها پس از جنگ اتفاق می‌افتد و ساختاری معمایی و پیچیده دارد. بهزاد فرحان کسانی را که در زمان جنگ می‌شناخته در تاریخ معینی دعوت کرده و روایت هر کدام از این افراد، بخش‌هایی از ماجراهای خرمشهر را بازگو می‌کند تا شاید راز یک قتل روشن شود.

📕مهمان مهتاب (فرهاد حسن‌زاده، ۱۳۸۷): ماجرای دو برادر دوقلو که بعد از حمله عراقی‌ها سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کنند. یکی در شهر می‌ماند تا در کنار علی‌کبابی به مدافعان خرمشهر غذا برساند و یکی همراه خانواده از شهرک مهاجرین در اصفهان سر در می‌آورد.

📘بچه‌های کارون (احمد دهقان، ۱۳۹۲): ماجرای داستان در روزهای قبل از عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) و در یک پایگاه کوچک کنار رود کارون می‌گذرد. راوی داستان، ناصر، یک رزمندۀ نوجوان است و ما، ماجراهای این عملیات بزرگ را از نگاهی نوجوانانه و سرخوش او می‌بینیم.
@ehsanname
📙هرس (نسیم مرعشی، ۱۳۹۶): روایتی از ادامۀ جنگ در زندگی مردم خرمشهر. رسول و نوال، زوجی هستند که زندگی‌شان بعد از شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچ‌وقت به شکل عادی خود برنمی‌گردد.

📗ایران‌شهر (محمدحسن شهسواری، ۱۳۹۸) این رمان که روایتی است از روزهای ابتدایی جنگ و مقاومت خرمشهر، قرار است تا روز سقوط خرمشهر را شامل شود. فعلاً جلد اول اثر منتشر شده است.
احسان‌نامه
📸دختری در استودیو عکاسی با ژست مطالعۀ کتاب عکس انداخته است. عکس از آنتوان سوروگین، عکاس روس ِ دوران قاجار. این تصویر در موزه بروکلین نیویورک نگهداری می‌شود (+) @ehsanname
📸 ‌تمایل به گرفتن عکس با ژست مطالعه و کتابخوانی برای صفحه اینستاگرام آن‌قدر زیاد شده که حالا آتلیه‌ها هم چنین عکس‌هایی تهیه می‌کنند (به نقل از گزارش ایران‌آرت). اما ظاهراً این ماجرا سابقه دارد. ناصرالدین شاه قاجار که از اولین عکاسان ایران هم هست، تصویر بالا را از خودش و با ژست کتاب خواندن گرفته است/ از آلبومهای عکس کاخ گلستان @ehsanname
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام‌ست
@ehsanname
🔹غزلی از حافظ از قدیمی‌ترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده). عید فطر مبارک 🌺
Bigharar
Shahram Nazeri
🌙 تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه‌دارم روز و شب
چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم، روز و شب
@ehsanname
🎼 غزل عیدانه مولانا با صدای شهرام ناظری. طاعات قبول، عید مبارک 🌺
Forwarded from احسان‌نامه
🌙میزان فطریه شاعران چقدر است؟
@ehsanname


بگیر فطره‌ام، اما مخور برادر جان
که من در این رمضان قوتِ غالبم غم بود
#مهدی_اخوان_ثالث

در هر رمضان فرصت من کم بوده‌ست
این رحمتِ وارفته، محرّم بوده‌ست
از فطریه‌ام مستحقی شاد نشد
عمری‌ست که قوت غالبم غم بوده‌ست
#اصغر_عظیمی_مهر

عمری‌ست قوت غالب من اشکِ روضه است
با نرخ عشق فطریه‌ام را حساب کن
#صهبا_رحیمی

شهد لب‌های نگارم گشته قوت غالبم
من چگونه فطریه باید بپردازم خدا؟
گفته‌ای باشد روا بر مستمندان فطریه
من گدای کوی یارم، می‌شود بر من روا؟
#سید_مسیح_شاهچراغ

من که جای خوردن افطار می‌بوسم تو را
مانده‌ام فطریه‌ام گندم بُوَد یا نیشکر؟
#سعیدصاحب_علم

می‌دهم فطريه امسال دو كندوى عسل
بس‌كه بوسيده‌ام اين ماه لب لعل تو را
#مهدى_خداپرست

زکاتِ فطره یقیناً «انار» خواهم داد
که قوت غالبِ امسال من لبانت بود
#کاظم_ذبیحی_نژاد
@ehsanname
Gole Yakh
Kourosh Yaghmaei
غم میون دوتا چشمون قشنگت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دوتا چشمون سیاهت مثل شب‌های منه
سیاهی‌های دو چشمت مثل غم‌های منه ...
🎼 تصنیف گل یخ را مهدی اخوان لنگرودی، سال ۱۳۵۰ روزی سرود که برادرزاده خردسالش را با خود به دانشگاه برده بود و «او که سه ساله بود بسیار گریه می‌کرد. اشک‌هایش مثل یک ستاره از چشم‌هایش بیرون می‌زد.» (+) این تصنیف با صدای دوست شاعر، یعنی کورش یغمایی بسیار مشهور و خاطره‌ساز شد. مهدی اخوان لنگرودی، امروز (۵ خرداد) در ۷۵سالگی درگذشت @ehsanname
📖 خاطرۀ مشترک چند نسل
✍️احسان رضایی: در خبرها بود که چاپ شصت و نهم کتاب «شازده کوچولو» ترجمه محمد قاضی در انتشارات امیرکبیر به بازار نشر آمده است. کتاب معروف سنت‌اگزوپری، یکی از کتابهایی است که راحت می‌شود در موردش گفت که همه آن را خوانده یا درباره‌اش شنیده‌اند. نشانش هم این که ۱۳۰ ترجمهٔ فارسی، ۲ ترجمهٔ کردی، ۱ ترجمهٔ ترکی و ۱ ترجمهٔ تالشی از این کتاب وجود دارد و مترجمان سرشناسی مثل محمد قاضی، احمد شاملو، ابوالحسن نجفی، عباس پژمان، کاوه میرعباسی، مدیا کاشیگر، مصطفی رحماندوست و ... دست به ترجمهٔ آن زده‌اند. در بین همۀ این ترجمه‌ها البته زنده‌یاد محمد قاضی پیشقدم است. او اولین بار این کتاب را در سال ۱۳۳۳ منتشر کرد. ماجرای ترجمۀ کتاب را قاضی (در «سرگذشت ترجمه‌های من»، ص ۶۹ تا ۷۲) این‌طور حکایت کرده که تعریفِ کتاب را از دکتر امیرحسین جهانبگلو (پدر رامین جهانبگلو که خودش هم ترجمه‌هایی دارد) می‌شنود. آن زمان قاضی و جهانبگلو در ادارۀ حقوقی وزارت دارایی همکار بودند. قاضی که وصف کتاب را می‌شنود، از او می‌خواهد کتاب را برایش بیاورد، جهانبگلو هم می‌گوید قصد ترجمه‌اش را دارد و فقط یک هفته می‌تواند امانت بدهد. قاضی کتاب را می‌گیرد، غرق آن می‌شود و تصمیم به ترجمه‌اش می‌گیرد و ظرف ۱۲ روز این کار را انجام می‌دهد. وقتی کتاب را به جهانبگلو می‌دهد، می‌گوید آن را ترجمه کرده و حالا ترجمه را می‌خواهد به جهانبگلو بدهد تا او هم آن را بخواند و مطابق نظرش اصلاح کند تا به نام هر دویشان منتشر شود. اما جهانبگلو عصبانی می‌شود و تا سه سال با او حرف نمی‌زند. چاپ اول این کتاب سال ۱۳۳۳ و توسط کتابخانۀ ایران منتشر شد. ظاهراً این ترجمه چندان دیده نشد، تا اینکه احمد شاملو که خودش از دوستداران کتاب بود و بعدها ترجمه‌ای هم از آن ارایه کرد، متن کامل «شازده کوچولو» قاضی را «کتاب هفته» شماره ۴۶ (۱ مهر ۱۳۴۱) منتشر کرد. در این چاپ، مرتضی ممیز برای داستان طراحی کرده بود (جای طرح‌های اصلی خود اگزوپری). سال ۱۳۴۷، قاضی ترجمه‌اش را به انتشارات امیرکبیر داد و سال ۱۳۵۶ برای چاپ هشتم آن را مجدد ویرایش کرد. کتابی که حالا به چاپ ۶۹ رسیده است (و با احتساب چاپ سال ۳۳ و «کتاب هفته» می‌شود چاپ ۷۱). این که از داستان کتاب، اما برویم سراغ نحوۀ ترجمه. استاد ابوالحسن نجفی که خودش هم ترجمه‌ای از این اثر دارد، در یک نشست نقد و بررسی (که گزارش آن با عنوان «اگر شازده کوچولو فارسی حرف می‌زد» در «کتاب ماه کودک و نوجوان» آبان ۱۳۸۲ شماره ۷۳ منتشر شده) با آوردن نمونه‌هایی می‌گوید نثر فرانسوی کتاب، زبان معیار است که به آن رنگ ادبی داده شده، درحالی‌که ترجمۀ اول قاضی (۱۳۳۳) زبانی ادبیانه داشته که پر از کلمات هم‌قافیه و مترادف است؛ ترجمۀ شاملو (۱۳۵۸) هم زبانی عامیانه دارد که برای فهمش باید به زبان کوچه مسلط بود؛ اما ویرایش دوم قاضی، با حذف سجع‌ها و مترادف‌ها ترجمۀ نزدیکتری به اصل شده است. جالب است که در همان نشست، دیگر حاضران با ذکر نمونه‌هایی از متن ترجمه‌ها، گفته‌اند ترجمۀ آقای نجفی دقیق‌تر است اما ترجمۀ قاضی حس اثر را بهتر منتقل می‌کند. روح هر دو استاد شاد. / اعتماد
@ehsanname
🔻طرح جلدهای اولین چاپ «شازده کوچولو» قاضی (راست)، معروفترین چاپ آن و طرح جلد مرتضی ممیز برای این اثر (چپ)
احسان رضایی: یکی از از تم‌های رایج در ادبیات داستانی، کشتن خویشاوند است. در «شاهنامه» و حماسه ملی ما هم چندین مورد پسرکشی هست. فریدون، با دو پسرش سلم و تور به تقاص برادرکشی آنها می‌جنگد. سام پسر سفیدمویش زال را شوم می‌پندارد و تصمیم به نابودی او می‌گیرد. جهان‌پهلوان رستم پهلوی پسرش سهراب را می‌شکافد (و در ملحقات شاهنامه، برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر دیگر رستم هم ماجراهای مشابهی دارند). بی‌خردی کیکاووس باعث پناه بردن سیاوش به سرزمین دشمن و کشته شدنش در خاک غریب می‌شود. گشتاسپ برای از سر باز کردن پسرش اسفندیار، او را به جنگ رستم می‌فرستد. حتی شاهِ دادگر، انوشیروان، علیه پسرش نوش‌زاد که ضد او توطئه کرده لشگر می‌کشد. اما در «شاهنامه» هیچ مورد دخترکشی نیست... تنها مواردی که به خاطر دارم، دو تهدید به قتل دختر توسط پدرانشان است. یکی وقتی رودابه، مادر رستم، عاشق زال زر شده و او را به کاخ خود راه داده، پدرش مهراب، پادشاه کابل که از نوادگان ضحاک است، خشمگین می‌شود و می‌گوید جدش (همان ضحاک؟) به او هشدار داده بوده و تهدید می‌کند:

همی‌گفت «رودابه را رودِ خون
به روی زمین برکنم هم‌کنون
مرا گفت چون دختر آمد پدید
ببایستش اندر زمان سر برید
نکشتم، نرفتم به راهِ نیا،
کنون ساخت بر من چنین کیمیا!»

که البته در حد حرف باقی می‌ماند و با درایتِ همسرش سیندخت، این خشم دوباره به مهر تبدیل می‌شود. مورد دوم، ماجرای دختری است که از توران فرار کرده و پهلوانان ایرانی او را در مرز می‌بینند و پیش شاه کاووس می‌برند و بعدها مادر سیاوش می‌شود. دختر در جایی که علت خشم پدرش را تعریف می‌کند، به مستی پدرش، افراسیاب، شاه توران اشاره می‌کند:

چنین داد پاسخ که «ما را پدر
بزد دوش و بگذاشتم بوم و بر
شب تیره، مست آمد از دشتِ سور
همان چون مرا دید جوشان ز دور
یکی خنجر آبگون برکشید
همی‌خواست از تن سرم را برید»

در ادبیات کهن ما البته مطالب زن‌ستیزانه کم نیست. اما فردوسی بزرگ، در حماسه‌اش دخترکشی را کار انیران (غیرایرانی‌ها) معرفی می‌کند و به ما نشان می‌دهد که این دختران تهدید به قتل‌شده، می‌توانند چیزهایی به جهان اضافه کنند در حد بزرگترین حماسه‌های یک ملت، فقط کاش کشته نشوند. کاش.
@ehsanname
🔻تصویر، صحنۀ جنگ رستم و نوه‌اش برزو است در زمانی که همدیگر را نمی‌شناسند، از یک نسخه خطی «تاریخ دلگشا شمشیرخانی» که در موزهٔ هنری والترز در بالتیمور مریلند نگه‌داری می‌شود. این کتاب، خلاصه‌ای است از شاهنامه که سال ۱۰۳۶قمری برای شمشیرخان، حاکم غزنی نوشته شده
🗞 روز ۱۷ ربیع‌الثانی ۱۳۲۵ قمری (یعنی ۸ خرداد ۱۲۸۶ شمسی و ۳۰ می ۱۹۰۷ میلادی) اولین شماره از «صور اسرافیل» منتشر شد. این نشریه با مدیریت میرزاقاسم تبریزی (که زمان ولیعهدی مظفرالدین شاه، در تبریز، منشی او بود) و نویسندگی میرزاجهانگیر شیرازی و علی‌اکبرخان دهخدا، به صورت هفتگی در ۸ صفحه منتشر می‌شد. اسم و سرکلیشۀ نشریه، اشاره به تلاش گردانندگانش برای بیدار کردن مخاطبان (شبیه در صور دمیدنِ اسرافیل) داشت. این مجله با وجود عمر کوتاهش (۳۲ شماره در یک سال و یک ماه)، یکی از معروفترین نشریات تاریخ ماست که با مقالات انتقادی تندش علیه محمدعلی شاه، ستون طنز معروفِ «چرند و پرند» و سرنوشت دردناک میرزاجهانگیرخان (که بعد از به توپ بستن مجلس اعدام شد) شناخته می‌شود. بعدها دهخدا ۳ شماره از این نشریه را در سوئیس منتشر کرد که شعر «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» یادگار همین دوره است @ehsanname
Yaadaar
Mohammad Motamedi
🎼 شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» دهخدا، یادگاری از ماجراهای روزنامه نگاری در عصر مشروطه، با آواز محمد معتمدی و موسیقی آرش کامور، از آلبوم «سراسر مه» @ehsanname
طفلی به نام شادی دیری است گم شده است
با چشم های روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
@ehsanname
📖 بعد از ۲۳ سال مجموعهٔ شعر تازه‌‌ای از دکتر محمدرضا #شفیعی_کدکنی منتشر شد. دفتر «طفلی به نام شادی»، مجموعهٔ اشعار ۱۳۷۶ به بعد استاد است. قبلاً نشر سخن دو مجموعۀ «آیینه‌ای برای صداها» (هفت دفتر شعر منتشر در سال‌های پیش از انقلاب) و «هزارهٔ دوم آهوی کوهی» (اشعار ۵۶ تا ۷۶) را از دکتر کدکنی منتشر کرده بود
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔖دومین جشنوارۀ خودنویس به دبیری احسان رضایی شروع شده و همۀ کسانی که تا به حال کتاب داستانی منتشر نکرده‌اند، می‌توانند با فرستادن طرح داستانی تا ۲۰ خرداد ۹۹ (از طریق سایت khodnevis.ir) در این مسابقه شرکت کنند تا بعد از انتخاب طرح‌های برگزیده، زیر نظر مدرسان داستا‌ن‌نویسی این جشنواره، رمان خودشان را بنویسند و جایزه هم بگیرند. اما این طرح یا پیرنگ (plot) داستانی یعنی چی؟ ویدیو بالا را ببینید @ehsanname
🔺امروز ابتدا خبری منتشر شد دربارۀ شکایت خانم چهرزاد بهار، دختر ملک‌الشعراء بهار از تدفین شخص دیگری بدون اجازۀ خانواده بهار در طبقۀ دوم مزار دکتر مهرداد بهار، در قطعه هنرمندان (۸۸) بهشت زهرا و تغییر سنگ مزار آن مرحوم. به دنبالش خانم سحر قدیمی، همسر مرحوم کاووس بالازاده توضیحی دربارۀ این خبر نوشت و از بی‌احترامی به آن مرحوم که خود از شاگردان مهراد بهار بوده و یادنامۀ او (کتاب «مهر و داد و بهار»، ۷۷) را تهیه کرده، گله کرد. فرزندان مهرداد بهار هم سندی منتشر کردند که طبق آن هر دو طبقۀ مزار آن مرحوم توسط این خانواده خریداری شده. (+ و +) کاش در زمان تدفین زنده‌یاد بالازاده (۲۷ دی پارسال) هماهنگی لازم انجام می‌شد تا حرمتِ هر دو عزیز حفظ شود @ehsanname