📖 خاطرۀ مشترک چند نسل
✍️احسان رضایی: در خبرها بود که چاپ شصت و نهم کتاب «شازده کوچولو» ترجمه محمد قاضی در انتشارات امیرکبیر به بازار نشر آمده است. کتاب معروف سنتاگزوپری، یکی از کتابهایی است که راحت میشود در موردش گفت که همه آن را خوانده یا دربارهاش شنیدهاند. نشانش هم این که ۱۳۰ ترجمهٔ فارسی، ۲ ترجمهٔ کردی، ۱ ترجمهٔ ترکی و ۱ ترجمهٔ تالشی از این کتاب وجود دارد و مترجمان سرشناسی مثل محمد قاضی، احمد شاملو، ابوالحسن نجفی، عباس پژمان، کاوه میرعباسی، مدیا کاشیگر، مصطفی رحماندوست و ... دست به ترجمهٔ آن زدهاند. در بین همۀ این ترجمهها البته زندهیاد محمد قاضی پیشقدم است. او اولین بار این کتاب را در سال ۱۳۳۳ منتشر کرد. ماجرای ترجمۀ کتاب را قاضی (در «سرگذشت ترجمههای من»، ص ۶۹ تا ۷۲) اینطور حکایت کرده که تعریفِ کتاب را از دکتر امیرحسین جهانبگلو (پدر رامین جهانبگلو که خودش هم ترجمههایی دارد) میشنود. آن زمان قاضی و جهانبگلو در ادارۀ حقوقی وزارت دارایی همکار بودند. قاضی که وصف کتاب را میشنود، از او میخواهد کتاب را برایش بیاورد، جهانبگلو هم میگوید قصد ترجمهاش را دارد و فقط یک هفته میتواند امانت بدهد. قاضی کتاب را میگیرد، غرق آن میشود و تصمیم به ترجمهاش میگیرد و ظرف ۱۲ روز این کار را انجام میدهد. وقتی کتاب را به جهانبگلو میدهد، میگوید آن را ترجمه کرده و حالا ترجمه را میخواهد به جهانبگلو بدهد تا او هم آن را بخواند و مطابق نظرش اصلاح کند تا به نام هر دویشان منتشر شود. اما جهانبگلو عصبانی میشود و تا سه سال با او حرف نمیزند. چاپ اول این کتاب سال ۱۳۳۳ و توسط کتابخانۀ ایران منتشر شد. ظاهراً این ترجمه چندان دیده نشد، تا اینکه احمد شاملو که خودش از دوستداران کتاب بود و بعدها ترجمهای هم از آن ارایه کرد، متن کامل «شازده کوچولو» قاضی را «کتاب هفته» شماره ۴۶ (۱ مهر ۱۳۴۱) منتشر کرد. در این چاپ، مرتضی ممیز برای داستان طراحی کرده بود (جای طرحهای اصلی خود اگزوپری). سال ۱۳۴۷، قاضی ترجمهاش را به انتشارات امیرکبیر داد و سال ۱۳۵۶ برای چاپ هشتم آن را مجدد ویرایش کرد. کتابی که حالا به چاپ ۶۹ رسیده است (و با احتساب چاپ سال ۳۳ و «کتاب هفته» میشود چاپ ۷۱). این که از داستان کتاب، اما برویم سراغ نحوۀ ترجمه. استاد ابوالحسن نجفی که خودش هم ترجمهای از این اثر دارد، در یک نشست نقد و بررسی (که گزارش آن با عنوان «اگر شازده کوچولو فارسی حرف میزد» در «کتاب ماه کودک و نوجوان» آبان ۱۳۸۲ شماره ۷۳ منتشر شده) با آوردن نمونههایی میگوید نثر فرانسوی کتاب، زبان معیار است که به آن رنگ ادبی داده شده، درحالیکه ترجمۀ اول قاضی (۱۳۳۳) زبانی ادبیانه داشته که پر از کلمات همقافیه و مترادف است؛ ترجمۀ شاملو (۱۳۵۸) هم زبانی عامیانه دارد که برای فهمش باید به زبان کوچه مسلط بود؛ اما ویرایش دوم قاضی، با حذف سجعها و مترادفها ترجمۀ نزدیکتری به اصل شده است. جالب است که در همان نشست، دیگر حاضران با ذکر نمونههایی از متن ترجمهها، گفتهاند ترجمۀ آقای نجفی دقیقتر است اما ترجمۀ قاضی حس اثر را بهتر منتقل میکند. روح هر دو استاد شاد. / اعتماد
@ehsanname
🔻طرح جلدهای اولین چاپ «شازده کوچولو» قاضی (راست)، معروفترین چاپ آن و طرح جلد مرتضی ممیز برای این اثر (چپ)
✍️احسان رضایی: در خبرها بود که چاپ شصت و نهم کتاب «شازده کوچولو» ترجمه محمد قاضی در انتشارات امیرکبیر به بازار نشر آمده است. کتاب معروف سنتاگزوپری، یکی از کتابهایی است که راحت میشود در موردش گفت که همه آن را خوانده یا دربارهاش شنیدهاند. نشانش هم این که ۱۳۰ ترجمهٔ فارسی، ۲ ترجمهٔ کردی، ۱ ترجمهٔ ترکی و ۱ ترجمهٔ تالشی از این کتاب وجود دارد و مترجمان سرشناسی مثل محمد قاضی، احمد شاملو، ابوالحسن نجفی، عباس پژمان، کاوه میرعباسی، مدیا کاشیگر، مصطفی رحماندوست و ... دست به ترجمهٔ آن زدهاند. در بین همۀ این ترجمهها البته زندهیاد محمد قاضی پیشقدم است. او اولین بار این کتاب را در سال ۱۳۳۳ منتشر کرد. ماجرای ترجمۀ کتاب را قاضی (در «سرگذشت ترجمههای من»، ص ۶۹ تا ۷۲) اینطور حکایت کرده که تعریفِ کتاب را از دکتر امیرحسین جهانبگلو (پدر رامین جهانبگلو که خودش هم ترجمههایی دارد) میشنود. آن زمان قاضی و جهانبگلو در ادارۀ حقوقی وزارت دارایی همکار بودند. قاضی که وصف کتاب را میشنود، از او میخواهد کتاب را برایش بیاورد، جهانبگلو هم میگوید قصد ترجمهاش را دارد و فقط یک هفته میتواند امانت بدهد. قاضی کتاب را میگیرد، غرق آن میشود و تصمیم به ترجمهاش میگیرد و ظرف ۱۲ روز این کار را انجام میدهد. وقتی کتاب را به جهانبگلو میدهد، میگوید آن را ترجمه کرده و حالا ترجمه را میخواهد به جهانبگلو بدهد تا او هم آن را بخواند و مطابق نظرش اصلاح کند تا به نام هر دویشان منتشر شود. اما جهانبگلو عصبانی میشود و تا سه سال با او حرف نمیزند. چاپ اول این کتاب سال ۱۳۳۳ و توسط کتابخانۀ ایران منتشر شد. ظاهراً این ترجمه چندان دیده نشد، تا اینکه احمد شاملو که خودش از دوستداران کتاب بود و بعدها ترجمهای هم از آن ارایه کرد، متن کامل «شازده کوچولو» قاضی را «کتاب هفته» شماره ۴۶ (۱ مهر ۱۳۴۱) منتشر کرد. در این چاپ، مرتضی ممیز برای داستان طراحی کرده بود (جای طرحهای اصلی خود اگزوپری). سال ۱۳۴۷، قاضی ترجمهاش را به انتشارات امیرکبیر داد و سال ۱۳۵۶ برای چاپ هشتم آن را مجدد ویرایش کرد. کتابی که حالا به چاپ ۶۹ رسیده است (و با احتساب چاپ سال ۳۳ و «کتاب هفته» میشود چاپ ۷۱). این که از داستان کتاب، اما برویم سراغ نحوۀ ترجمه. استاد ابوالحسن نجفی که خودش هم ترجمهای از این اثر دارد، در یک نشست نقد و بررسی (که گزارش آن با عنوان «اگر شازده کوچولو فارسی حرف میزد» در «کتاب ماه کودک و نوجوان» آبان ۱۳۸۲ شماره ۷۳ منتشر شده) با آوردن نمونههایی میگوید نثر فرانسوی کتاب، زبان معیار است که به آن رنگ ادبی داده شده، درحالیکه ترجمۀ اول قاضی (۱۳۳۳) زبانی ادبیانه داشته که پر از کلمات همقافیه و مترادف است؛ ترجمۀ شاملو (۱۳۵۸) هم زبانی عامیانه دارد که برای فهمش باید به زبان کوچه مسلط بود؛ اما ویرایش دوم قاضی، با حذف سجعها و مترادفها ترجمۀ نزدیکتری به اصل شده است. جالب است که در همان نشست، دیگر حاضران با ذکر نمونههایی از متن ترجمهها، گفتهاند ترجمۀ آقای نجفی دقیقتر است اما ترجمۀ قاضی حس اثر را بهتر منتقل میکند. روح هر دو استاد شاد. / اعتماد
@ehsanname
🔻طرح جلدهای اولین چاپ «شازده کوچولو» قاضی (راست)، معروفترین چاپ آن و طرح جلد مرتضی ممیز برای این اثر (چپ)
✍احسان رضایی: یکی از از تمهای رایج در ادبیات داستانی، کشتن خویشاوند است. در «شاهنامه» و حماسه ملی ما هم چندین مورد پسرکشی هست. فریدون، با دو پسرش سلم و تور به تقاص برادرکشی آنها میجنگد. سام پسر سفیدمویش زال را شوم میپندارد و تصمیم به نابودی او میگیرد. جهانپهلوان رستم پهلوی پسرش سهراب را میشکافد (و در ملحقات شاهنامه، برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر دیگر رستم هم ماجراهای مشابهی دارند). بیخردی کیکاووس باعث پناه بردن سیاوش به سرزمین دشمن و کشته شدنش در خاک غریب میشود. گشتاسپ برای از سر باز کردن پسرش اسفندیار، او را به جنگ رستم میفرستد. حتی شاهِ دادگر، انوشیروان، علیه پسرش نوشزاد که ضد او توطئه کرده لشگر میکشد. اما در «شاهنامه» هیچ مورد دخترکشی نیست... تنها مواردی که به خاطر دارم، دو تهدید به قتل دختر توسط پدرانشان است. یکی وقتی رودابه، مادر رستم، عاشق زال زر شده و او را به کاخ خود راه داده، پدرش مهراب، پادشاه کابل که از نوادگان ضحاک است، خشمگین میشود و میگوید جدش (همان ضحاک؟) به او هشدار داده بوده و تهدید میکند:
همیگفت «رودابه را رودِ خون
به روی زمین برکنم همکنون
مرا گفت چون دختر آمد پدید
ببایستش اندر زمان سر برید
نکشتم، نرفتم به راهِ نیا،
کنون ساخت بر من چنین کیمیا!»
که البته در حد حرف باقی میماند و با درایتِ همسرش سیندخت، این خشم دوباره به مهر تبدیل میشود. مورد دوم، ماجرای دختری است که از توران فرار کرده و پهلوانان ایرانی او را در مرز میبینند و پیش شاه کاووس میبرند و بعدها مادر سیاوش میشود. دختر در جایی که علت خشم پدرش را تعریف میکند، به مستی پدرش، افراسیاب، شاه توران اشاره میکند:
چنین داد پاسخ که «ما را پدر
بزد دوش و بگذاشتم بوم و بر
شب تیره، مست آمد از دشتِ سور
همان چون مرا دید جوشان ز دور
یکی خنجر آبگون برکشید
همیخواست از تن سرم را برید»
در ادبیات کهن ما البته مطالب زنستیزانه کم نیست. اما فردوسی بزرگ، در حماسهاش دخترکشی را کار انیران (غیرایرانیها) معرفی میکند و به ما نشان میدهد که این دختران تهدید به قتلشده، میتوانند چیزهایی به جهان اضافه کنند در حد بزرگترین حماسههای یک ملت، فقط کاش کشته نشوند. کاش.
@ehsanname
🔻تصویر، صحنۀ جنگ رستم و نوهاش برزو است در زمانی که همدیگر را نمیشناسند، از یک نسخه خطی «تاریخ دلگشا شمشیرخانی» که در موزهٔ هنری والترز در بالتیمور مریلند نگهداری میشود. این کتاب، خلاصهای است از شاهنامه که سال ۱۰۳۶قمری برای شمشیرخان، حاکم غزنی نوشته شده
همیگفت «رودابه را رودِ خون
به روی زمین برکنم همکنون
مرا گفت چون دختر آمد پدید
ببایستش اندر زمان سر برید
نکشتم، نرفتم به راهِ نیا،
کنون ساخت بر من چنین کیمیا!»
که البته در حد حرف باقی میماند و با درایتِ همسرش سیندخت، این خشم دوباره به مهر تبدیل میشود. مورد دوم، ماجرای دختری است که از توران فرار کرده و پهلوانان ایرانی او را در مرز میبینند و پیش شاه کاووس میبرند و بعدها مادر سیاوش میشود. دختر در جایی که علت خشم پدرش را تعریف میکند، به مستی پدرش، افراسیاب، شاه توران اشاره میکند:
چنین داد پاسخ که «ما را پدر
بزد دوش و بگذاشتم بوم و بر
شب تیره، مست آمد از دشتِ سور
همان چون مرا دید جوشان ز دور
یکی خنجر آبگون برکشید
همیخواست از تن سرم را برید»
در ادبیات کهن ما البته مطالب زنستیزانه کم نیست. اما فردوسی بزرگ، در حماسهاش دخترکشی را کار انیران (غیرایرانیها) معرفی میکند و به ما نشان میدهد که این دختران تهدید به قتلشده، میتوانند چیزهایی به جهان اضافه کنند در حد بزرگترین حماسههای یک ملت، فقط کاش کشته نشوند. کاش.
@ehsanname
🔻تصویر، صحنۀ جنگ رستم و نوهاش برزو است در زمانی که همدیگر را نمیشناسند، از یک نسخه خطی «تاریخ دلگشا شمشیرخانی» که در موزهٔ هنری والترز در بالتیمور مریلند نگهداری میشود. این کتاب، خلاصهای است از شاهنامه که سال ۱۰۳۶قمری برای شمشیرخان، حاکم غزنی نوشته شده
🗞 روز ۱۷ ربیعالثانی ۱۳۲۵ قمری (یعنی ۸ خرداد ۱۲۸۶ شمسی و ۳۰ می ۱۹۰۷ میلادی) اولین شماره از «صور اسرافیل» منتشر شد. این نشریه با مدیریت میرزاقاسم تبریزی (که زمان ولیعهدی مظفرالدین شاه، در تبریز، منشی او بود) و نویسندگی میرزاجهانگیر شیرازی و علیاکبرخان دهخدا، به صورت هفتگی در ۸ صفحه منتشر میشد. اسم و سرکلیشۀ نشریه، اشاره به تلاش گردانندگانش برای بیدار کردن مخاطبان (شبیه در صور دمیدنِ اسرافیل) داشت. این مجله با وجود عمر کوتاهش (۳۲ شماره در یک سال و یک ماه)، یکی از معروفترین نشریات تاریخ ماست که با مقالات انتقادی تندش علیه محمدعلی شاه، ستون طنز معروفِ «چرند و پرند» و سرنوشت دردناک میرزاجهانگیرخان (که بعد از به توپ بستن مجلس اعدام شد) شناخته میشود. بعدها دهخدا ۳ شماره از این نشریه را در سوئیس منتشر کرد که شعر «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» یادگار همین دوره است @ehsanname
Yaadaar
Mohammad Motamedi
🎼 شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» دهخدا، یادگاری از ماجراهای روزنامه نگاری در عصر مشروطه، با آواز محمد معتمدی و موسیقی آرش کامور، از آلبوم «سراسر مه» @ehsanname
طفلی به نام شادی دیری است گم شده است
با چشم های روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
@ehsanname
📖 بعد از ۲۳ سال مجموعهٔ شعر تازهای از دکتر محمدرضا #شفیعی_کدکنی منتشر شد. دفتر «طفلی به نام شادی»، مجموعهٔ اشعار ۱۳۷۶ به بعد استاد است. قبلاً نشر سخن دو مجموعۀ «آیینهای برای صداها» (هفت دفتر شعر منتشر در سالهای پیش از انقلاب) و «هزارهٔ دوم آهوی کوهی» (اشعار ۵۶ تا ۷۶) را از دکتر کدکنی منتشر کرده بود
با چشم های روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
@ehsanname
📖 بعد از ۲۳ سال مجموعهٔ شعر تازهای از دکتر محمدرضا #شفیعی_کدکنی منتشر شد. دفتر «طفلی به نام شادی»، مجموعهٔ اشعار ۱۳۷۶ به بعد استاد است. قبلاً نشر سخن دو مجموعۀ «آیینهای برای صداها» (هفت دفتر شعر منتشر در سالهای پیش از انقلاب) و «هزارهٔ دوم آهوی کوهی» (اشعار ۵۶ تا ۷۶) را از دکتر کدکنی منتشر کرده بود
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔖دومین جشنوارۀ خودنویس به دبیری احسان رضایی شروع شده و همۀ کسانی که تا به حال کتاب داستانی منتشر نکردهاند، میتوانند با فرستادن طرح داستانی تا ۲۰ خرداد ۹۹ (از طریق سایت khodnevis.ir) در این مسابقه شرکت کنند تا بعد از انتخاب طرحهای برگزیده، زیر نظر مدرسان داستاننویسی این جشنواره، رمان خودشان را بنویسند و جایزه هم بگیرند. اما این طرح یا پیرنگ (plot) داستانی یعنی چی؟ ویدیو بالا را ببینید @ehsanname
🔺امروز ابتدا خبری منتشر شد دربارۀ شکایت خانم چهرزاد بهار، دختر ملکالشعراء بهار از تدفین شخص دیگری بدون اجازۀ خانواده بهار در طبقۀ دوم مزار دکتر مهرداد بهار، در قطعه هنرمندان (۸۸) بهشت زهرا و تغییر سنگ مزار آن مرحوم. به دنبالش خانم سحر قدیمی، همسر مرحوم کاووس بالازاده توضیحی دربارۀ این خبر نوشت و از بیاحترامی به آن مرحوم که خود از شاگردان مهراد بهار بوده و یادنامۀ او (کتاب «مهر و داد و بهار»، ۷۷) را تهیه کرده، گله کرد. فرزندان مهرداد بهار هم سندی منتشر کردند که طبق آن هر دو طبقۀ مزار آن مرحوم توسط این خانواده خریداری شده. (+ و +) کاش در زمان تدفین زندهیاد بالازاده (۲۷ دی پارسال) هماهنگی لازم انجام میشد تا حرمتِ هر دو عزیز حفظ شود @ehsanname
احساننامه
➖ حسین توفیق، سردبیر هفتهنامه طنز «توفیق» دیروز در سن ۸۸سالگی و به دلیل عفونت ریه درگذشت. (عکس از رئوف محسنی) @ehsanname
➖ حسن توفیق، کاریکاتوریست و مدیر هفتهنامه طنز «توفیق» در ۹۵سالگی درگذشت. او و دو برادرش (حسین و عباس) دورۀ سوم نشریه «توفیق» (از اسفند ۱۳۳۶ تا تیر ۱۳۵۰ - زمان توقیف) را اداره و آن را به یکی از محبوبترین و تاثیرگذارترین نشریات طنز تاریخ معاصر تبدیل کردند @ehsanname
📚جایزه مهرگان ادب، برگزیدگان دورۀ مشترک ۱۹ و ۲۰ خود (بعد از تاخیری به علت همهگیری کرونا) از بین آثار منتشر در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ این آثار را (از راست) به عنوان برگزیدههای خود در بخشهای بهترین رمان، محموعه داستان و بخش ویژه انتخاب کرد @ehsanname
📕درست است که این روزها موج اولیه همهگیری کرونا فروکش کرده است و بسیاری از کسب و کارها به حالت معمول برگشتهاند، اما به هر حال این ویروس از بین نرفته و چه بسا دارد خودش را برای یک موج دیگر آماده میکند. برای همین است که کارشناسها و متخصصها میگویند گول ظاهر آرام اوضاع را نخوریم و با رعایت نکات بهداشتی و در خانه ماندن حتی الامکان، آمار روزانۀ متوفیان و مبتلایان به کرونا را چاقتر نکنیم. اما بیرون نرفتن از خانه برای کارهای غیرضروری، در عمل چندان هم ساده نیست. ملال، واژهای است که برای همین جور وقتها ابداع شده. آدمیزاد بهطور طبیعی از ماندن در یک وضعیت، خسته میشود و باید برای فرار از این یکنواختی و روزمرگی، کاری کرد. اما به یاد بیاوریم نویسندگانی بودند که در وضعیتی سختتر از در خانه ماندن این روزها، یعنی در زندان و حبس اجباری، دست به آفرینش ادبی زدند و با خلاقیت، به جنگ ملال رفتند. آثاری مثل «دون کیشوت» سروانتس، «سفرهای مارکوپولو»، «نگاهی به تاریخ جهان» جواهر لعل نهرو، داستانهای او. هنری، «رساله منطقی-فلسفی» ویتگنشتاین، ... روایت احسان رضایی از ماجرای این کتابها را در جامجم بخوانید @ehsanname
jamejamdaily.ir
در حیاط کوچک پاییز در زندان
احساننامه
📺 فصل چهارم برنامۀ تلویزیونی «کتابباز» به پایان رسید. در این فصل بخش جدیدی به برنامه اضافه شد، با این ایده که به جای گفتگو دربارۀ موضوعات و خاطرات مختلف حول محور کتاب، میشود در یک برنامۀ کامل فقط دربارۀ یک کتاب مشخص گفتوگو کرد. دورهمی کتابی چهارشنبههای…
📺 از فصل چهارم برنامۀ تلویزیونی «کتابباز» ویژهبرنامههایی برای بررسی یک موضوع به برنامه اضافه شد. از بین این دورهمیهای کتابی، شعرخوانیها با استقبال بیشتری مواجه شده و در ویژهبرنامۀ ماه رمضان «کتابباز» هم ادامه یافتند. حالا که برنامه تمام شده و بهعلاوه در روزهایی هستیم که به خاطر کرونا فرصت خانهماندن بیشتری هم داریم، فهرست این برنامهها و لینک دانلود آنها از روی سایت شبکه نسیم را داشته باشید تا اگر دلتان خواست، مجموعه این گفتگوها و شعرخوانیها را دوباره ببینید.
@ehsanname
📗گفتگو دربارۀ نزار قبانی و شعر معاصر عرب (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی، سروش صحت و غلامرضا طریقی)
https://tvnasim.ir/program/108267
📕گفتگو دربارۀ پابلو نرودا و شعر آمریکای لاتین (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/112158
📙گفتگو دربارۀ ناظم حکمت و شعر ترک (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/112636
📘گفتگو دربارۀ یانیس ریتسوس و شعر یونان (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/160823
📗گفتگو دربارۀ چزاره پاوزه و شعر ایتالیا (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/167614
📕گفتگو دربارۀ محمود درویش و شعر مقاومت فلسطین (با حضور علی داوودی، اردشیر رستمی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/168800
📙گفتگو دربارۀ شعر فولکلور اقوام ایرانی و جهان (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/170318
⚠️حجم فایلها زیاد و بالای ۳۰۰مگابایت است
@ehsanname
@ehsanname
📗گفتگو دربارۀ نزار قبانی و شعر معاصر عرب (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی، سروش صحت و غلامرضا طریقی)
https://tvnasim.ir/program/108267
📕گفتگو دربارۀ پابلو نرودا و شعر آمریکای لاتین (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/112158
📙گفتگو دربارۀ ناظم حکمت و شعر ترک (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/112636
📘گفتگو دربارۀ یانیس ریتسوس و شعر یونان (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/160823
📗گفتگو دربارۀ چزاره پاوزه و شعر ایتالیا (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/167614
📕گفتگو دربارۀ محمود درویش و شعر مقاومت فلسطین (با حضور علی داوودی، اردشیر رستمی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/168800
📙گفتگو دربارۀ شعر فولکلور اقوام ایرانی و جهان (با حضور اردشیر رستمی، احسان رضایی و سروش صحت)
https://tvnasim.ir/program/170318
⚠️حجم فایلها زیاد و بالای ۳۰۰مگابایت است
@ehsanname
احساننامه
🔸ماهنامۀ ادبیِ استرند، هفته آینده داستانی چاپنشده از ارنست همینگوی را منتشر میکند. داستان «اتاقی به سمت باغ» را همینگوی در ۱۹۵۶ نوشته و وقایعش در پاریس تحت اشغال نازیها میگذرد @ehsanname
🔺شصت سال بعد از درگذشت ارنست همینگوی، همچنان آثار تازهای از او پیدا میشود. هفتهنامه نیویورکر در شمارۀ جدید خود (۸ و ۱۵ ژوئن ۲۰۲۰) داستان «شکار به مثابۀ خوشبختی» (Pursuit as Happiness) را از همینگوی منتشر کرده است. این متن خاطره-داستان است و خود همینگوی شخصیت اصلی و راوی آن است (مثل کتاب «پاریس جشن بیکران») که در آن همینگوی با آقای جوزی برای شکار یک نیزهماهی بزرگ به کوبا سفر میکنند؛ چیزی شبیه به «پیرمرد و دریا». نوهٔ همینگوی گفته که این داستان را اتفاقی در مجموعهٔ همینگوی در کتابخانه و موزهٔ جان اف. کندی در بوستون پیدا کرده و چند خاطره-داستان منتشرنشدۀ دیگر هم از ارنست همینگوی هست که به جنگ جهانی دوم مربوطند @ehsanname
🗞 این روزها که بحث نژادپرستی داغ است، خوب است یک سوزن هم به خودمان بزنیم. روزنامه شرق نتایج پیمایشی را منتشر کرده که زمستان ۹۸ دربارۀ نگرش نسبت به مهاجران افغانستانی انجام شده و طبق آن ۴۳درصد تهرانیها گفتهاند با ممنوعیت حضور اتباع این کشور در تهران موافقند، ۴۴درصد با جداسازی محل زندگی اتباع افغانستان در «محلههای خاص» موافقت دارند، ۴۰درصد میگویند بهتر است افغانستانیها در مدارس ویژه تحصیل کنند و فقط نیمی از تهرانیها با شناسنامه دادن به بچههای یک پدر افغانی-مادر ایرانی موافقند. ۴۳درصد افغانستانیها را متعلق به نژادی ديگر میدانند و ۳۶درصد هم شباهت فرهنگی ما با افغانستان را کم ارزیابی میکنند... این درحالی است که چهرههای معروفی از تاریخ و فرهنگ ما (مثل ناصرخسرو، سنایی، مولوی، خواجه عبدالله انصاری، کمالالدین بهزاد نقاش، ... حتی شاه عباس) اهل یا متولدِ شهرهای بلخ، هرات و غزنین در افغانستان امروزی بودند. زمانی هرات پایتخت ایران بوده و در زمان ناصرالدین شاه (حدود ۱۳۰ سال پیش) بود که با فشار انگلیس، هرات و افغانستان از ایران جدا شد. @ehsanname
🔖اعلانات: سازمان نظام پزشکی کشور قصد دارد تا روایتهای مختلف از روزگار کرونا را جمعآوری کند. شما هم میتوانید در رویداد بزرگِ «کروناروایت» شرکت کنید. این رویداد در ۷ بخش: کرونا به روایت سینما، کرونا به روایت ادبیات، کرونا به روایت تصویر، کرونا به روایت رسانه، کرونا به روایت علوم انسانی سلامت، کرونا به روایت پژوهش و کرونا به روایت ایثار (یادبود شهدای سلامت) برگزار میشود. دبیر رویداد «کروناروایت» محمد کیاسالار و مدیر بخش کرونا به روایت ادبیات، احسان رضایی است. اگر داستان کوتاه، داستانک، روایت یا شعری متناسب با این رویداد دارید، تا ۱۵ تیر ۹۹ فرصت هست تا با مراجعه به وبسایت سازمان نظام پزشکی (irimc.org) در سامانه کروناروایت ثبت نام و اثرتان را ارسال کنید تا جایش در این مجموعه خالی نماند.
@irimcchannel
@ehsanname
@irimcchannel
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚بیماری کرونا هنوز در کار و فعال است. به جای زدن به دل جاده، به کتابخانه برویم @ehsanname
➖محمود علمی، بنیانگذار انتشارات جاویدان روز چهارشنبه (۱۴ خرداد) درگذشت. او یکی از اعضای خاندان علمی بود که همگی در کار چاپ و نشر هستند. جد این خاندان، میرزا علی اکبرخان، زمان ناصرالدین شاه در خوانسار کتابفروشی داشت و پسر او محمداسماعیل علمی، در تهران از سال ۱۳۱۰ چاپخانه علمی را به راه میاندازد. پنج پسر و نوههای محمداسماعیل علمی، از آن زمان در کار نشر هستند و حدود ۴۰ انتشارات را اداره میکنند. عبدالرحیم جعغری، بنیانگذار امیرکبیر هم داماد این خاندان است. محمود علمی (متولد ۱۳۰۴) شاعر بود و با نام مستعار «م.درویش» دیوانهای شاعران زیادی را تصحیح و حاشیهنویسی و منتشر کرد. او انتشارات جاویدان را از ۱۳۴۰ تاسیس کرد. نشری که در دو دهه بعدی، آثار چهرههای معروفی نظیر جلال آلاحمد، علیمحمد افغانی، ابوالقاسم انجوی شیرازی، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ابوالقاسم پاینده، محمدعلی جمالزاده، صادق چوبک، علی دشتی، اسماعیل رائین، عبدالحسین زرینکوب، بزرگ علوی و ... را منتشر کرد.
محمود علمی در یک مصاحبه خاطراتش از کار نشر را تعریف کرده بود که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید:
🔹مرحوم مهدی الهی قمشهای پیشنهاد چاپ قرآنی را که به گفته او سلیس و روان هم ترجمه کرده بود به چاپخانه ما داد و ما هم آن را چاپ کردیم. او حق تالیف برای چاپ قرآن نمیگرفت زیرا معتقد بود این کار را برای ثواب آن انجام داده است.
🔸ما برای چاپ کتاب «بینوایان» با آقای حسینقلی مستعان، مترجم این کتاب قرارداد دائم امضا کردیم اما بعدها انتشارات امیرکبیر با او قراردادی بست و بینوایان را منتشر کرد. ما به دلیل این کار از انتشارات امیرکبیر شکایت کردیم. بعد از رفتن پرونده به دادگاه، قاضی به من و عبدالرحیم جعفری متذکر شد که شما ناشر هستید و باید اختلافات دیگران را حل کنید. ما هم برای رفع این مشکل به اتفاق جعفری و مستعان به کانون نویسندگان رفتیم و مترجم با صرف نظر از گرفتن حق تالیف از انتشارات ما، به این مشکل خاتمه داد.
🔹قرارداد با صادق چوبک برای هر دوره تمدید میشد و او بر این مسأله تاکید داشت اما کسانی هم مانند مرحوم دشتی هیچ وقت قراردادی را امضا نمیکرد و اهمیتی به آن نمیداد.
🔸کتاب «شکست سکوت» از کارو را که چاپ کردیم از اداره ساواک آمدند و من را برای پارهای از توضیحات بردند. در آنجا برخورد بدی با من نداشتند اما کتاب را جمعآوری کردند و اجازه چاپ مجدد آن را با داشتن مجوز از ما گرفتند.
🔹بیشترین تیراژ کتابی که چاپ کردیم، «فرهنگ عمید» بود که در پنج هزار نسخه منتشر کردیم.
@ehsanname
محمود علمی در یک مصاحبه خاطراتش از کار نشر را تعریف کرده بود که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید:
🔹مرحوم مهدی الهی قمشهای پیشنهاد چاپ قرآنی را که به گفته او سلیس و روان هم ترجمه کرده بود به چاپخانه ما داد و ما هم آن را چاپ کردیم. او حق تالیف برای چاپ قرآن نمیگرفت زیرا معتقد بود این کار را برای ثواب آن انجام داده است.
🔸ما برای چاپ کتاب «بینوایان» با آقای حسینقلی مستعان، مترجم این کتاب قرارداد دائم امضا کردیم اما بعدها انتشارات امیرکبیر با او قراردادی بست و بینوایان را منتشر کرد. ما به دلیل این کار از انتشارات امیرکبیر شکایت کردیم. بعد از رفتن پرونده به دادگاه، قاضی به من و عبدالرحیم جعفری متذکر شد که شما ناشر هستید و باید اختلافات دیگران را حل کنید. ما هم برای رفع این مشکل به اتفاق جعفری و مستعان به کانون نویسندگان رفتیم و مترجم با صرف نظر از گرفتن حق تالیف از انتشارات ما، به این مشکل خاتمه داد.
🔹قرارداد با صادق چوبک برای هر دوره تمدید میشد و او بر این مسأله تاکید داشت اما کسانی هم مانند مرحوم دشتی هیچ وقت قراردادی را امضا نمیکرد و اهمیتی به آن نمیداد.
🔸کتاب «شکست سکوت» از کارو را که چاپ کردیم از اداره ساواک آمدند و من را برای پارهای از توضیحات بردند. در آنجا برخورد بدی با من نداشتند اما کتاب را جمعآوری کردند و اجازه چاپ مجدد آن را با داشتن مجوز از ما گرفتند.
🔹بیشترین تیراژ کتابی که چاپ کردیم، «فرهنگ عمید» بود که در پنج هزار نسخه منتشر کردیم.
@ehsanname
Hooshang Golshiri - sher Nima
🔸 در سالگرد درگذشت هوشنگ گلشیری (۱۶ خرداد) صدای او را بشنوید که شعر نیما را در شب ششم از شبهای شعر گوته، مهر ۱۳۵۶ میخواند @ehsanname
Naame 21
Nader Ebrahimi
🎧 در سالگرد درگذشت نادر ابراهیمی (۱۶ خرداد) صدای او را بشنوید که نامه ۲۱ از کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» را میخواند @ehsanname
احساننامه
مجسمه گفتگو در میدان بتهوون، شهر وایمار، محل زندگی گوته. وسط دو صندلی غزل حافظ به خط نستعلیق حک شده «عمری است تا به راه غمت رو نهادهایم...» و دو طرف صندلیها، شعرهایی از گوته به آلمانی @ehsanname
🔺گیاهی هست به اسم کُهَندار یا گینکو (Ginkgo biloba) که علاوه بر خواص درمانی، به «درخت گوته» هم معروف است. علت این اشتهار، شعری است که گوته برای این گیاه سروده و برگ گینکو را نماد دوستی توصیف کرده. این شعر در «زلیخا نامه» (بخشی از «دیوان شرقی-غربی» او) آمده. فروردین ۱۳۹۲ شهردار وایمار و هیئت همراه، زادگاه گوته، به نشانۀ عشق و ارادت گوته به خواجه حافظ نهالی از گینکو آوردند و در حافظیه کاشتند... خودتان بقیه داستان را حدس بزنید. ایبنا نوشته خبری از گینکو نیست و «گویا درخت گینگو خشک شده است»! @ehsanname
داستان های نجف دریابندری.pdf
523.3 KB
🗒زندهیاد نجف دریابندری به چندین هنر آراسته بود و علاوه بر فعالیتهای دیگر در حوزۀ ترجمه و طنز و جستارنویسی و... داستان کوتاه هم دارد. از او دو داستان «مرغ پاکوتاه» در مجلهٔ آرش، شمارهٔ ۳ (اردیبهشت ۴۱) و «عنکبوت زرد» در مجلهٔ آرش، شمارۀ اول از دورهٔ دوم (تیر ۴۲) منتشر شده است. هر دو داستان را در فایل بالا بخوانید @ehsanname