احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
نمونه‌ای از نظرات مختلف درباره شعر نو نیمایی در فضای فرهنگی دهه‌های قبل - به نقل از هفته‌نامه «اطلاعات هفتگی» ۱ بهمن ۱۳۵۰ @ehsanname
میگل لیتین، کارگردان شیلیایی که مارکز درباره‌اش کتاب نوشت، در یک کتابفروشی تهران - تصویر از اینستاگرام ترنجستان سروش @ehsanname
یادداشت فرهاد در مورد تحویل یک نسخه از کاستش به استاد شفیعی کدکنی در مرداد ۱۳۷۲ @ehsanname
جلو افتادن انتخابات ریاست‌جمهوری، زمان نمایشگاه کتاب را تغییر نداد. سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران: ۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت آینده @ehsanname
⛔️ تهران، بدون عشق!
@ehsannme
پنج‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۷۲: اول وقت به سعدآباد رفتیم. [از آنجا] همراه میهمانان [صفرمراد نیازُف و وزرایش] به خیابان آریای سابق [در خیابان مطهری] رفتیم که به خیابان «ترکمنستان» نامگذاری شده است. از تابلوی خیابان پرده‌برداری کردیم؛ در مقابلِ خیابانی که به نام تهران در عشق‌آباد نامگذاری شده بود. خودشان خواسته بودند که به نام عشق‌آباد بگذاریم، اما عوام‌گری وزارت امور خارجه، خیال کرده کلمه «عشق» اسم مناسبی نیست! ‌

از کتاب خاطرات سال ۱۳۷۲ آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی (صلابت سازندگی)، دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۹۵، صفحه ۶۰۱
#برچیده_ها
به یاد آر
احسان رضایی
@ehsanname
در تاریخ، کنار داستان‌های اصلی ظهور و سقوط سلسله‌ها و پیشرفتها یا پسرفت‌های علمی و فرهنگی، گاهی داستانک‌های کوچکی هم می‌شود پیدا کرد که مثل یک میان‌پرده می‌آیند و می‌روند، اما اگر کسی پیدا بشود که به قول خیام «اهل بُوَد» از دل همین داستانک‌ها هم نکته را می‌گیرد و بار خودش را می‌بندد. یک‌کم دقت می‌خواهد و دل به دل کتابها دادن تا از درونشان، برایتان نه فقط داستانک که داستان‌ها بگویند. اجازه بفرمایید یک نمونه‌اش را اینجا برایتان نقل می‌کنم. نقلم مربوط به تاریخ اسلام است و حکایتهای مربوط به زنگی امامان ما (که سلام بر آنها). در کتابهای تاریخ، معمولا برای هر امامی، تعدادی شاگرد و یار و راوی حدیث ذکر می‌کنند. فصل مربوط به این شاگردها، یکی از همانجاهایی هستند که عرض کردم داستانک‌های جذاب دارد. نمونه‌اش یکی از شاگردان امام چهارم، حضرت سجاد(ع) که شخصی بوده است به اسم محمد بن مسلم بن عبیدالله زهری. این زهری، از همان اول که شاگرد امام چهارم نبود. نخیر، اتفاقا از شاخه بنی‌امیه قریش بود. پدربزرگش (عبیدالله) در بدر با پیامبر(ص) جنگیده بود و پدرش (مسلم) همراه با مصعب بن زبیر در سرکوب قیام مختار نقش داشت. خودش هم در دستگاه خلافت اموی کیا و بیایی داشت و بعضی خلفا او را برای معلمی سرخانه بچه‌هایشان دعوت می‌کردند. یعنی نه تنها علاقمند به خاندان علی(ع) نبود که اتفاقا برعکس، جد اندر جد با آنها دشمنی داشت. حتی یک بار هم امام سجاد(ع) شنید که او در مسجد النبی(ص) سخنانی توهین‌آمیز درباره مولا امیرالمومنین(ع) گفته و او را به خاطر این حرفها سرزنش هم کرد. آن وقت امام سجاد(ع) برای چنین آدمی، یک نامه مفصل نوشته است و در آن با لحنی کاملا دوستانه و خیرخواهانه نصیحت کرده که نگذارد حکومت بنی‌امیه از موقعیت علمی او سوءاستفاده بکند (تحف‌العقول، ترجمه پرویز اتابکی، ص ۲۸۰-۲۸۳). این رفتار امام سجاد(ع) و آن لحن نامه، چنان در زهری تاثیر داشت او را بالکل عوض کرد. زهری از دشمن حرفه‌ای به یکی از مریدان امام تبدیل شد. نوشته‌اند طوری به امام عشق و علاقه داشت که باقی بنی‌امیه سر همین مسخره‌اش می‌کردند و به او می‌گفتند «یا زهری! ما فَعلَ نبیّک؟» زهری! پیامبر تو علی بن الحسین(ع) تازه چه کار کرده و چی گفته؟ (شرح الاخبار، ج ۳، ص ۲۵۸). یک نامه منصفانه، یک لحن دلنشین، یک نصیحت برادرانه اینطوری یک آدم را عوض کرد. این داستانک را برایتان مفصل تعریف کردم تا عرض کنم آن چیزی که هفته گذشته در مجلس اتفاق افتاد و نماینده محترمی، بعد از ذکر اینکه تشیع را در ایران آورده‌اند، خبرنگار مربوطه را آن‌طور نواخت، چقدر با روش امامان شیعه(که درود بر آنها) تفاوت دارد. نوشتم تا جوانترها بدانند و به یاد بیاورند که شیعه، این نیست.

یادداشت در شماره ۵۶۸ هفته‌نامه «همشهری جوان»
مسابقه‌ای در هفته‌نامه «ستاره سینما» ۲۹ مرداد ۱۳۵۶

ارسالی از کانال @timemachine2015
در بین کتابهایی که هفته‌نامه «پنجره» به عنوان نمونه ولنگاری فرهنگی معرفی کرده، یک کتاب (خاطره دلبرکان غمگین من) متعلق به سال ۱۳۸۶ و دولت نهم هم هست @ehsanname
عاشق همه دم فکر غم دوست کند
معشوقه کرشمه‌ای که نیکوست کند
ما جرم و گنه کنیم و او لطف و کرم
هر کس چیزی که لایق اوست کند
#ابوسعید_ابوالخیر

تصویر نسخه متعلق به عصر صفوی از کانال @jafarian1964
عکس هوشمندانه عکاس فارس، از جلسه تقدیر رییس مجلس از المپیکی‌ها: سیمای کیمیا علیزاده در میان جمع @ehsanname
کیک جشن تولد جناب هوشنگ مرادی کرمانی، در تحریریه «همشهری جوان» @ehsanname
حضور صالح رامسری، مدیر نشر معین (ناشر اختصاصی آثار مرادی کرمانی) و افشین شحنه‌تبار، مدیر انتشارات شمع و مه (ناشر تعدای از ترجمه‌های آثار مرادی کرمانی)، در جشن تولد هوشنگ مرادی کرمانی @ehsanname
در هشتمین جشن فیلم مستند خانه سینما، تنها جایزه مربوط به حوزه نگارش، یعنی تندیس بهترین پژوهش، به حسام اسلامی و سیداحسان عمادی برای مستندِ «محاکمه» اهدا شد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطرۀ زنده‌یاد مرتضی احمدی را ببینید از دربی معروفِ شش‌تایی‌ها، در سالگرد آن بازی بزرگ @ehsanname
با ارسال ٤٠٨٦ سررسيد سفید و نوشت‌افزار به مدارس شهرستان فنوج، تعداد كل سررسيدهاى ارسالى به بلوچستان ٢٢٢٣٤ عدد شد. شما هم سررسیدهای سفیدتان را در خانه نگه ندارید

از کانال @bachehaye_balooch
در آستانه سالمرگ آل‌احمد، خواهرزاده او متن سفرنامه جلال به واتیکان در تابستان ۱۳۳۶ را منتشر کرد‌. این سفرنامه کوتاه را اینجا بخوانید👇
mehrnews.com/news/3762771/
تصویری از روز هفدهم شهریور ۱۳۵۷ در م‍ی‍دان‌ ژال‍ه‌ ت‍ه‍ران‌/ از آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
Jaleh Khoon Shod
Hosein Alizadeh
تصنیف «ژاله خون شد»، با موسیقی حسین علیزاده و شعر #سیاوش_کسرایی، آلبوم «چاووش۳» @ehsanname
ش‍ه‍ری‍ور۱۳۴۷، ح‍اف‍ظی‍ه. از چپ: ام‍ی‍رن‍اص‍ر اف‍ت‍ت‍اح‌ (تنبک)، ع‍ل‍ی‌اص‍غ‍ر ب‍ه‍اری‌ (کمانچه)، ح‍س‍ی‍ن‌ ق‍وام‍ی‌‌ (خ‍وان‍ن‍ده‌)، فرهنگ شریف (تار). امروز آخرین نفرشان، فرهنگ شریف هم درگذشت @ehsanname
Farhang Sharif
تکنوازی تار از استاد فرهنگ شریف، قطعه اول از آلبوم «پیوند مهر» شجریان، ۱۳۶۳ @ehsanname
📚 ماجرای مهاجران، این بار در گنکور
@ehsanname
مجمع ادبی گنکور، ۱۶ رمان نامزد دریافت جایزه گنکور ۲۰۱۶ را اعلام کرد. نکته اینجاست که بین نویسندگان این آثار، شش نویسنده مهاجر هم حضور دارند: متین آردیتی (با اصلیت ترکیه‌ای)، لیلا سلیمانی (با اصلیت مراکشی)، ناتاشا آپانا (با اصلیت موریسی)، گایل فایه (با اصلیت بروندییایی)، مجید شِرفی (با والدین الجزایری) و یاسمینا رضا (با والدین ایرانی و مجار).
academie-goncourt.fr/?rubrique=1229172884
نویسندگان مهاجر فرانسوی‌زبان حضور پررنگی در ادبیات فرانسه پیدا کرده‌اند. اگر طاهر بن جلون مراکشی، سال ۱۹۸۷ گنکور را برد و امین معلوف لبنانی در ۱۹۹۳، اما در سالهای اخیر این تواتر بیشتر شده است. عتیق رحیمی، نویسنده افغان سال ۲۰۰۸ برای رمان «سنگ صبور» گنکور را برد و ماری نادی نویسنده سنگالی‌‌تبار در ۲۰۰۹ برنده این عنوان شد تا جایزه میشل ولبک در سال ۲۰۱۰، تلاشی برای راضی کردن منتقدان این روند فرض شود. ولبک یکی از پربحثترین نویسندگان معاصر فرانسه است که آثار او را برخی به چشم راه‌حلی برای نجات فرانسه و گروهی به عنوان مانعی بر سر همزیستی با مهاجران ارزیابی می‌کنند.
جایزه گنکور (در مقایسه با جایزه یک و نیم میلیون دلاری نوبل) ارزش مادی ندارد و تنها یک چک ۱۰ یورویی به برنده اهدا می‌شود، اما خود جایزه چنان اعتباری دارد که فروش موفق کتاب نویسنده را تضمین کند و از این راه او را به عواید مالی برساند. نویسندگانی مثل مارسل پروست، آندره مالرو، سیمون دوبوار، مارگارت دوراس و پاتریک مودیانو برنده گنکور بوده‌اند. رومن گاری تنها نویسنده‌ای است که دو بار (یک بار با نام خودش و بار دیگر با نام مستعار) این جایزه را برد.