احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
آقای قاضی‌پور قبل از درگیری با خبرنگار گفته‌اند صفویه بنیانگذار تشیع در ایران است. اگر کتاب ۲جلدی استاد رسول جعفریان درباره سوابق تشیع پیش از صفویه را خوانده بودند، کارشان به اینجا نمی‌کشید @ehsanname
«هیاهوی زمان» رمانی درباره زندگی دمیتری شوستاکوویچ، آهنگساز مشهور روس و رابطه او با حکومت شوروی، که این روزها هیاهوی زیادی به پا کرده، همزمان توسط سه ناشر ترجمه و عرضه شده است @ehsanname
Forwarded from چهار خطی
ما و دلکی...

دشت از مجنون، که لاله می‌روید از او
ابر از دهقان، که ژاله می‌روید از او
طوبیٰ و بهشت و جویِ شیر، از زاهد
ما و دلکی که ناله می‌روید از او.

افضل‌الدین ترکۀ اصفهانی
درگذشتۀ 991 ق.


توضیح اینکه چطور می‌شود یک شعر، خودش را از سطح زمانه بالا می‌کشد و در میان اشعار یک دوران، برجستگی پیدا می‌کند، به هیچ وجه راحت نیست و گاه آن ظرایفی که موجب متفاوت شدن شعری می‌شود، به توضیح در نمی‌آید. در مورد رباعی بالا هم این سخن، مصداق دارد. تنها توضیحی که برای ویژه بودنِ این رباعی به ذهن من می‌رسد، وجود تعادل و توازن در اجزای تشکیل دهنده آن است. رباعی، ردیف و قافیه مناسبی دارد که خوشایند ذهن مخاطب است. اما این به تنهایی کافی نیست. زیرا چنان‌که خواهیم دید، حد اقل سه تن از شاعران هم‌عصر خواجه افضل، به این ردیف و قافیه رباعی گفته‌اند. معماری دقیق کلمات، یکی دیگر از عوامل برتری این رباعی است. هیچ کلمۀ زائدی در این رباعی به چشم نمی‌خورَد و حتی حروف ربط و اضافه هم سربار شعر نشده‌اند. بار اصلی رباعی، بر دوش مصراع چهارم است، اما سه مصراع دیگر نیز هر کدام در جای خود نشسته‌اند و مخاطب را به سمت مصراع نهایی هدایت می‌کنند. تمایز مصراع چهارم، در غنای عاطفی آن است و کلمه «دلک» به جای دل، صمیمیت عجیبی را در فضای رباعی جاری کرده است. دلک و ناله، با آن موسیقی دلنوازشان، کلمات کلیدی این مصراع هستند و سرمایۀ شاعر شده‌اند، در برابر همۀ دارایی‌های این جهانی و آن جهانیِ مردم زمانه. در اینجا، ما با رباعیی مواجهیم که موسیقی و مهندسی کلام و صمیمیت زبان در آن، در ساختاری یکپارچه و کامل، به توازن رسیده است.


افضل‌الدین محمد ترکه، از خاندان معروف ترکۀ اصفهان است که اغلب در ردیف دانشمندان و صاحب‌منصبان بودند و خود او نیز علاوه بر فضل و دانش، در زمان شاه طهماسب و شاه محمد صفوی به کار قضا و تولیت موقوفات و تدریس اشتغال داشت. از وی چند رباعی جانانه‌ به یادگار مانده است. این رباعی او، به ابوسعید ابوالخیر و بابا افضل کاشانی هم منسوب است. اما هر دو این انتساب‌ها، مربوط به قرن‌ها بعد از حیات این دو عارف حکیم است. سه منبع معتبر دورۀ صفوی، یعنی هفت اقلیم، خلاصة الاشعار و عرفات العاشقین، این رباعی را به اسم افضل‌الدین ترکه نقل کرده‌اند. فرم و زبان این رباعی را نیز ما نمی‌توانیم در بافت ادبی قرن پنجم، دوران ابوسعید، متصوّر شویم. انتساب رباعی به بابا افضل، ناشی از هم‌نامی این حکیم با افضل‌الدین ترکه است و معمولاً در رباعیات سرگردان، دسترنج شاعران گمنام به افراد معروف می‌رسد. اینکه حداقل سه شاعر دیگر دورۀ صفوی، در این وزن و قافیه رباعی گفته‌اند، خودش قرینه‌ای است بر اینکه رباعی مذکور، در همان فضای ادبی شکل گرفته است.

رویت که ز باده لاله می‌روید از او
از تاب شراب، ژاله می‌روید از او
دستی که پیاله‌ای ز دست تو گرفت
گر خاک شود، پیاله می‌روید از او.

سلطان حسن میرزا
966 ـ 985 ق.
▪️
دارم چشمی که ژاله می‌روید از او
دارم جانی که نله می‌روید از او
این شوره زمین که نام او دل کردند
اندوه هزار ساله می‌روید از او.

مقصود خُرده کاشانی
مقتول در 987 ق.
▪️
دور از رویی که لاله می‌روید از او
دارم چشمی که ژاله می‌روید از او
گیرم که ز گریه چشم خود پاک کنم
با دل چه کنم که ناله می‌روید از او؟

جعفر قزوینی
درگذشتۀ 1021 ق.


سلطان حسن میرزا، فرزند سلطان محمد صفوی است و رباعیی که صاحب عالم آرا و تقی کاشانی به اسم او نقل کرده‌اند، در عرفات العاشقین به اسم سلطان حسین میرزا بایقراست و در ریاض الشعراء به نام شیخ بهایی. تقی کاشانی ذیل شرح حال سلطان حسن میرزا گوید: «در زمان حیات، آن شاهزاده این رباعی گفته و قاسم بیگ حالتی {از شعرای عصر صفویه} به واسطۀ محبتی که به آن شاهزاده داشت، در دیوان خود نوشته!».


منابع:
هفت اقلیم، ج 2، ص 955؛ خلاصة الاشعار، بخش اصفهان، ص 223؛ عرفات العاشقین، ج 1، ص 639؛ سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، ص 84؛ رباعیات بابا افضل، ص 161؛ عالم آرای عباسی، ج 1، ص 126؛ خلاصة الاشعار (خطی)، برگ 509؛ خلاصة الاشعار، بخش کاشان، ص 496؛ کاروان هند، ج 1، ص 296؛ عرفات العاشقین، ج 2، ص 1167؛ ریاض الشعراء، ج 1، ص 394
●●


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
بیماری مانع شاهکار نوشتن نیست
@ehsanname
امیلی برونته، خالق «بلندی‌های بادگیر» و خواهر وسطی از خواهران رنگ‌پریده برونته، احتمالا مبتلا به سندرم آسپرگر بوده است. این مطلب را زندگینامه‌نویس امیلی برونته به گاردین گفته است. او معتقد است بسیاری از خصوصیات شخصیت‌های داستان‌های امیلی برونته از جمله هوش بالای آن‌ها، عدم تمایل‌شان به خروج از خانه، معذب بودن‌شان در فضاهای اجتماعی و خشم ناگهانی آن‌ها، از نشانه‌های این سندرم هستند.👇
theguardian.com/books/2016/aug/29/emily-bronte-may-have-had-asperger-syndrome-says-biographer
سندرم آسپرگر، نوعی اختلال عصبی است که در بیماری‌های طیف اوتیسم طبقه‌بندی می‌شود. مبتلایان به مهارت‌های کلامی و هوش طبیعی دارند، اما مشکلشان در انجام مهارت‌های حرکتی است که بخصوص در فعالیت‌های حرکتی پیچیده مثل دوچرخه‌سواری خودش را نشان می‌دهد. معمولا این افراد روابط اجتماعی ضعیف دارند، رفتارهای وسواسی و خودمحوری هم در آنها دیده می‌شود. قبلا درباره احتمال ابتلای بسیاری از چهره‌ها و نوابغ، به آسپرگر مطالبی منتشر شد بود. چهره‌هایی مثل: ایزاک نیوتن، آلبرت اینشتین، چارلز داروین، هنری کاوندیش (کاشف هیدورژن)، ولفگانگ موتزارت، لودویگ بتهوون، وودی آلن، جین آستین، جورج اورول، هانس کریستین آندرسن و آیزاک آسیموف.
نهم شهریور، سالروز خاموشی ماهی سیاه کوچولو @ehsanname
to ra doost daram
Farhad
در سالروز درگذشتِ فرهاد مهراد، شعری از #مهدی_اخوان_ثالث را بشنوید با صدای فرهاد @ehsanname
امام موسی صدر تفسیر «المیزان» علامه را دوست داشت و رمان «دنیای قشنگ نو» را. این کتاب برایش مهم بود و نسخه فرانسه آن را برای خواندن به زحمت پیدا کرد (حبیبه جعفریان در شماره۱۸۱ «همشهری جوان») @ehsanname
طرح جلدی از استاد فرشید مثقالی بر یک چاپ قدیمی از «بینوایان» @ehsanname
نمونه‌ای از نظرات مختلف درباره شعر نو نیمایی در فضای فرهنگی دهه‌های قبل - به نقل از هفته‌نامه «اطلاعات هفتگی» ۱ بهمن ۱۳۵۰ @ehsanname
میگل لیتین، کارگردان شیلیایی که مارکز درباره‌اش کتاب نوشت، در یک کتابفروشی تهران - تصویر از اینستاگرام ترنجستان سروش @ehsanname
یادداشت فرهاد در مورد تحویل یک نسخه از کاستش به استاد شفیعی کدکنی در مرداد ۱۳۷۲ @ehsanname
جلو افتادن انتخابات ریاست‌جمهوری، زمان نمایشگاه کتاب را تغییر نداد. سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران: ۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت آینده @ehsanname
⛔️ تهران، بدون عشق!
@ehsannme
پنج‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۷۲: اول وقت به سعدآباد رفتیم. [از آنجا] همراه میهمانان [صفرمراد نیازُف و وزرایش] به خیابان آریای سابق [در خیابان مطهری] رفتیم که به خیابان «ترکمنستان» نامگذاری شده است. از تابلوی خیابان پرده‌برداری کردیم؛ در مقابلِ خیابانی که به نام تهران در عشق‌آباد نامگذاری شده بود. خودشان خواسته بودند که به نام عشق‌آباد بگذاریم، اما عوام‌گری وزارت امور خارجه، خیال کرده کلمه «عشق» اسم مناسبی نیست! ‌

از کتاب خاطرات سال ۱۳۷۲ آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی (صلابت سازندگی)، دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۹۵، صفحه ۶۰۱
#برچیده_ها
به یاد آر
احسان رضایی
@ehsanname
در تاریخ، کنار داستان‌های اصلی ظهور و سقوط سلسله‌ها و پیشرفتها یا پسرفت‌های علمی و فرهنگی، گاهی داستانک‌های کوچکی هم می‌شود پیدا کرد که مثل یک میان‌پرده می‌آیند و می‌روند، اما اگر کسی پیدا بشود که به قول خیام «اهل بُوَد» از دل همین داستانک‌ها هم نکته را می‌گیرد و بار خودش را می‌بندد. یک‌کم دقت می‌خواهد و دل به دل کتابها دادن تا از درونشان، برایتان نه فقط داستانک که داستان‌ها بگویند. اجازه بفرمایید یک نمونه‌اش را اینجا برایتان نقل می‌کنم. نقلم مربوط به تاریخ اسلام است و حکایتهای مربوط به زنگی امامان ما (که سلام بر آنها). در کتابهای تاریخ، معمولا برای هر امامی، تعدادی شاگرد و یار و راوی حدیث ذکر می‌کنند. فصل مربوط به این شاگردها، یکی از همانجاهایی هستند که عرض کردم داستانک‌های جذاب دارد. نمونه‌اش یکی از شاگردان امام چهارم، حضرت سجاد(ع) که شخصی بوده است به اسم محمد بن مسلم بن عبیدالله زهری. این زهری، از همان اول که شاگرد امام چهارم نبود. نخیر، اتفاقا از شاخه بنی‌امیه قریش بود. پدربزرگش (عبیدالله) در بدر با پیامبر(ص) جنگیده بود و پدرش (مسلم) همراه با مصعب بن زبیر در سرکوب قیام مختار نقش داشت. خودش هم در دستگاه خلافت اموی کیا و بیایی داشت و بعضی خلفا او را برای معلمی سرخانه بچه‌هایشان دعوت می‌کردند. یعنی نه تنها علاقمند به خاندان علی(ع) نبود که اتفاقا برعکس، جد اندر جد با آنها دشمنی داشت. حتی یک بار هم امام سجاد(ع) شنید که او در مسجد النبی(ص) سخنانی توهین‌آمیز درباره مولا امیرالمومنین(ع) گفته و او را به خاطر این حرفها سرزنش هم کرد. آن وقت امام سجاد(ع) برای چنین آدمی، یک نامه مفصل نوشته است و در آن با لحنی کاملا دوستانه و خیرخواهانه نصیحت کرده که نگذارد حکومت بنی‌امیه از موقعیت علمی او سوءاستفاده بکند (تحف‌العقول، ترجمه پرویز اتابکی، ص ۲۸۰-۲۸۳). این رفتار امام سجاد(ع) و آن لحن نامه، چنان در زهری تاثیر داشت او را بالکل عوض کرد. زهری از دشمن حرفه‌ای به یکی از مریدان امام تبدیل شد. نوشته‌اند طوری به امام عشق و علاقه داشت که باقی بنی‌امیه سر همین مسخره‌اش می‌کردند و به او می‌گفتند «یا زهری! ما فَعلَ نبیّک؟» زهری! پیامبر تو علی بن الحسین(ع) تازه چه کار کرده و چی گفته؟ (شرح الاخبار، ج ۳، ص ۲۵۸). یک نامه منصفانه، یک لحن دلنشین، یک نصیحت برادرانه اینطوری یک آدم را عوض کرد. این داستانک را برایتان مفصل تعریف کردم تا عرض کنم آن چیزی که هفته گذشته در مجلس اتفاق افتاد و نماینده محترمی، بعد از ذکر اینکه تشیع را در ایران آورده‌اند، خبرنگار مربوطه را آن‌طور نواخت، چقدر با روش امامان شیعه(که درود بر آنها) تفاوت دارد. نوشتم تا جوانترها بدانند و به یاد بیاورند که شیعه، این نیست.

یادداشت در شماره ۵۶۸ هفته‌نامه «همشهری جوان»
مسابقه‌ای در هفته‌نامه «ستاره سینما» ۲۹ مرداد ۱۳۵۶

ارسالی از کانال @timemachine2015
در بین کتابهایی که هفته‌نامه «پنجره» به عنوان نمونه ولنگاری فرهنگی معرفی کرده، یک کتاب (خاطره دلبرکان غمگین من) متعلق به سال ۱۳۸۶ و دولت نهم هم هست @ehsanname
عاشق همه دم فکر غم دوست کند
معشوقه کرشمه‌ای که نیکوست کند
ما جرم و گنه کنیم و او لطف و کرم
هر کس چیزی که لایق اوست کند
#ابوسعید_ابوالخیر

تصویر نسخه متعلق به عصر صفوی از کانال @jafarian1964
عکس هوشمندانه عکاس فارس، از جلسه تقدیر رییس مجلس از المپیکی‌ها: سیمای کیمیا علیزاده در میان جمع @ehsanname
کیک جشن تولد جناب هوشنگ مرادی کرمانی، در تحریریه «همشهری جوان» @ehsanname
حضور صالح رامسری، مدیر نشر معین (ناشر اختصاصی آثار مرادی کرمانی) و افشین شحنه‌تبار، مدیر انتشارات شمع و مه (ناشر تعدای از ترجمه‌های آثار مرادی کرمانی)، در جشن تولد هوشنگ مرادی کرمانی @ehsanname
در هشتمین جشن فیلم مستند خانه سینما، تنها جایزه مربوط به حوزه نگارش، یعنی تندیس بهترین پژوهش، به حسام اسلامی و سیداحسان عمادی برای مستندِ «محاکمه» اهدا شد @ehsanname