Forwarded from احساننامه
🗓 ۱۸تیر، علاوه بر مناسبتهای دیگر، روز درگذشت دکتر ناصر ملکنیا، استاد و بنیانگذار علم بیوشیمی در ایران است. روایت «شما سیروس را ندیدید؟» با قلم و صدای #احسان_رضایی ادای دینی است به این استاد بزرگ👇
❌ در صفحه ۲۰ از کتاب درسی «تفکر و سبک زندگی (ویژه دختران)» پایه هفتم، تصویری از تخت جمشید را به عنوان سابقۀ حجاب در ایران معرفی کردهاند. این، برداشت اشتباهی است از سنگنگارۀ پلکان جنوبی کاخ تچر (کاخ داریوش) که در آن خدمتکاران دارند بره، خوراکی و ظروف آشپزخانه به کاخ میبرند. این افراد همگی مرد هستند و بعضیهایشان به وضوح ریش و سبیل دارند. آنها کلاه به سر دارند و چانۀ خود را با پارچهای پوشاندهاند. (تصویر کامل و باکیفیت اینجا) این پارچه «پَنام» نام دارد و برای اینکه آب دهان یا نفس فرد، فضا را آلوده نکند، در پیش پادشاهان یا در آتشکده و برای مراقبت از آتش مقدس استفاده میشد. اصولاً در نقوش پرشمار تخت جمشید، تصویر هیچ زنی وجود ندارد.
@ehsanname
📖 برای توضیح در مورد پلکان دوطرفۀ کاخ تچر نگاه کنید به «راهنمای مستند تخت جمشید» نوشتۀ استاد مرحوم علیرضا شاپور شهبازی، بنیاد پژوهشی پارسه - پاسارگاد، صفحه ۱۴۵ / برای تصویر زنان در دیگر آثار هنری عصر هخامنشی هم رجوع به کتاب «از زبان داریوش» خانم هایدهماری کُخ، ترجمۀ پرویز رجبی، نشر کارنگ، ص ۲۷۸ تا ۲۸۷ - نسخۀ تایپشده در اینجا / دانلود کتاب درسی مورد اشاره هم از اینجا
@ehsanname
📖 برای توضیح در مورد پلکان دوطرفۀ کاخ تچر نگاه کنید به «راهنمای مستند تخت جمشید» نوشتۀ استاد مرحوم علیرضا شاپور شهبازی، بنیاد پژوهشی پارسه - پاسارگاد، صفحه ۱۴۵ / برای تصویر زنان در دیگر آثار هنری عصر هخامنشی هم رجوع به کتاب «از زبان داریوش» خانم هایدهماری کُخ، ترجمۀ پرویز رجبی، نشر کارنگ، ص ۲۷۸ تا ۲۸۷ - نسخۀ تایپشده در اینجا / دانلود کتاب درسی مورد اشاره هم از اینجا
🔹دربارۀ یک انتخاب
در خبرها بود که گروه محترم واژه گزینی فرهنگستان، برای قاعدگی یا همان پریود زنان، دو معادل «دَشتان» یا «ماهینگی» را تصویب کردهاند. (منبع)
از بین دو واژه پیشنهادی فرهنگستان، یکی که لغتی بسیار قدیمی است و دیگری هم شبیه همان اصطلاح معمول و رایج «عادت ماهیانه». قاعدتاً در واژهگزینی باید به سابقه و معنای واژهها هم توجه کرد. «دَشتان» لغتی است که با «داغ» همریشه است. به این شکل که دَشتان یا daštān از اصطلاح اوستایی daxštavaitī به معنای زن قاعده و نیز نشاندار و با داغ علامتزده میآید. این لغت خودش از ریشۀ daxša به معنای سوختگی و داغ مشتق شده که با اضافه شدن هجای š به dax ساخته شده. (فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی، دکتر محمد حسندوست، جلد ۲، صفحه ۱۳۲۷)
اینکه برای زن در دورۀ قاعدگی، چنین اصطلاحی به کار میرفت به عقاید خاص ایرانیان باستان برمیگردد. طبق متون زرتشتی کهن، زنِ دشتان باید از سایر اهل خانواده دور و جدا میماند و از فعالیتهای روزانه مثل آشپزی منع میشد. به اتاق یا خانههایی که برای این جداسازی در نظر گرفته میشد «دَشتانستان» میگفتند. تماس با آتش از طرف زن دشتان، ممنوع و مستحق مجازات بود. حتی در مورد ظروفی که در این دوره باید در اختیار زنان قرار بگیرد، بحثهای مفصلی وجود دارد.
طبیعی است که این عقاید مخصوص زمانهای بوده که چیزی از فیزیولوژی تخمدانها و چرخۀ هورمونی نمیدانستند و در عوض از خون میترسیدند و آن را آلوده و خطرناک به حساب میآوردند. برای همین هم لازم میدانستند تا زن قاعده را با داغ و نشان از بقیه جدا کنند. در چنان فرهنگی، چنین لغتی هم موضوعیت داشت. اما چرا امروزه این واژه را باید پیشنهاد و توصیه کرد؟
@ehsanname
در خبرها بود که گروه محترم واژه گزینی فرهنگستان، برای قاعدگی یا همان پریود زنان، دو معادل «دَشتان» یا «ماهینگی» را تصویب کردهاند. (منبع)
از بین دو واژه پیشنهادی فرهنگستان، یکی که لغتی بسیار قدیمی است و دیگری هم شبیه همان اصطلاح معمول و رایج «عادت ماهیانه». قاعدتاً در واژهگزینی باید به سابقه و معنای واژهها هم توجه کرد. «دَشتان» لغتی است که با «داغ» همریشه است. به این شکل که دَشتان یا daštān از اصطلاح اوستایی daxštavaitī به معنای زن قاعده و نیز نشاندار و با داغ علامتزده میآید. این لغت خودش از ریشۀ daxša به معنای سوختگی و داغ مشتق شده که با اضافه شدن هجای š به dax ساخته شده. (فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی، دکتر محمد حسندوست، جلد ۲، صفحه ۱۳۲۷)
اینکه برای زن در دورۀ قاعدگی، چنین اصطلاحی به کار میرفت به عقاید خاص ایرانیان باستان برمیگردد. طبق متون زرتشتی کهن، زنِ دشتان باید از سایر اهل خانواده دور و جدا میماند و از فعالیتهای روزانه مثل آشپزی منع میشد. به اتاق یا خانههایی که برای این جداسازی در نظر گرفته میشد «دَشتانستان» میگفتند. تماس با آتش از طرف زن دشتان، ممنوع و مستحق مجازات بود. حتی در مورد ظروفی که در این دوره باید در اختیار زنان قرار بگیرد، بحثهای مفصلی وجود دارد.
طبیعی است که این عقاید مخصوص زمانهای بوده که چیزی از فیزیولوژی تخمدانها و چرخۀ هورمونی نمیدانستند و در عوض از خون میترسیدند و آن را آلوده و خطرناک به حساب میآوردند. برای همین هم لازم میدانستند تا زن قاعده را با داغ و نشان از بقیه جدا کنند. در چنان فرهنگی، چنین لغتی هم موضوعیت داشت. اما چرا امروزه این واژه را باید پیشنهاد و توصیه کرد؟
@ehsanname
احساننامه
✉️ آخرین نامهای که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود: مِنَ الحُسینِ بنِ علی إِلَى أخیهِ محمّدِ بنِ علی و مَنْ قِبَلَهُ مِن بنی هاشمٍ أمّا بعدُ فَكَأَنَّ الدُّنیا لَم تَكُن وَ كَأنَّ الْآخِرَةَ لَم تَزَلْ وَالسَّلَام. از حسین پسر علی به برادرش محمد…
🔹از خطبهای که پس از بستن راه توسط سپاهیان حر در ذیحَسَم خواند:
➖دنیا تغییر یافته و به زشتی گراییده. خیر آن رفته و پیوسته بدتر شده است، و از آن تهظرفی مانده و معاشی ناچیز، چون چراگاهی دروشده. مگر نمیبینید که به حق عمل نمیکنند و از باطل نمیمانند؟ مردم بندگان دنیا هستند و دین بر سر زبان آنهاست و تا برای آنها وسیلۀ زندگی است تکرارش میکنند و چون به بلا آزموده شوند، دیندار کم است. راستی که من مرگ را جز سعادت ندانم و زندگی با ستمگران را جز مایۀ رنج.
@ehsanname
📌 تحف العقول، ترجمه محمدباقر کمرهای، نشر کتابچی ۱۳۷۶، صفحه ۲۴۹ و ۲۵۰ - تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ اساطیر ۱۳۶۲،جلد ۷ صفحه ۲۹۹۴
➖دنیا تغییر یافته و به زشتی گراییده. خیر آن رفته و پیوسته بدتر شده است، و از آن تهظرفی مانده و معاشی ناچیز، چون چراگاهی دروشده. مگر نمیبینید که به حق عمل نمیکنند و از باطل نمیمانند؟ مردم بندگان دنیا هستند و دین بر سر زبان آنهاست و تا برای آنها وسیلۀ زندگی است تکرارش میکنند و چون به بلا آزموده شوند، دیندار کم است. راستی که من مرگ را جز سعادت ندانم و زندگی با ستمگران را جز مایۀ رنج.
@ehsanname
📌 تحف العقول، ترجمه محمدباقر کمرهای، نشر کتابچی ۱۳۷۶، صفحه ۲۴۹ و ۲۵۰ - تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ اساطیر ۱۳۶۲،جلد ۷ صفحه ۲۹۹۴
🔸ماجرای طاقچه هم رسید به اینجا که وزارت ارشاد یادش افتاد طاقچه اصلاً نیامده بوده مجوز بگیرد (+) و حالا سایت و اپلیکیشن طاقچه از دسترس خارج شدهاست. کاری به این ندارم که چطور یک اپلیکیشن اینهمه مدت بدون مجوز توانسته فعالیت کند؟ اینکه چرا توضیحات طاقچه (+) مقبول نیفتاد؟ یا این وسط تکلیف کاربران این کتابخوان و هزینههایشان چه میشود؟ ... بزرگواران حتی حواسشان نبوده که با این تعلیق، تعطیل، فیلتر یا هر اسم دیگر، اقدام ناشران انقلابی که به خاطر حساسیتشان بر سر حجاب از همکاری با این کتابخوان انصراف داده بودند (+) هم بیمعنی شد!
🗓هیچ چیز حالخوبکنتر از یک داستان عاشقانۀ خوب نیست. سالها پیش، راوی «دایی جان ناپلئون» در چنین روزی عاشق شد @ehsanname
📸 سر انتشار عکسهای جدیدی از خانم باران کوثری در نقش #فروغ_فرخزاد (+) بحث راه افتاده و این، یعنی که شعر فروغ هنوز زنده است و علیرغم تغییرات اجتماعی وسیع باز هم زبان حال گروهی از ایرانیان است، آنقدر که بازنمایی تصویر شاعرش موضوع موافقت و مخالفت باشد. @ehsanname
🔴 این دو نوشتۀ حیرتانگیز، یکی اطلاعرسانی بلکه شکایت مترجمی از یک نشر معروف که میگوید از حقالترجمۀ او حق ویراستار کم شده و حالا به ناشر بدهکار هم هست، دیگری توضیح و عذرخواهی ناشر بعد از کشاندن ماجرا به عرصۀ عمومی هم از آن چیزهایی است که جا دارد یک گوشهای نگه داریم و به آیندگان نشان بدهیم و برایشان بگوییم که «چنین گذشت بر ما» @ehsanname
✍️کلاس درس آقای بیهقی
جناب دکتر عبدالرضا سیف، استاد و رییس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در مصاحبه با تسنیم پیرامون ادبیات عاشورایی، گریزی هم به تاریخ بیهقی میزنند و متن معروف داستان بر دار شدن حسنک وزیر را اشتباه نقل میکنند تا ما از این مطلب، درس بگیریم.
در متن نوشتۀ بیهقی آمده که بعد از به دار کشیدن خواجه حسن میکال، معروف به حسنک وزیر ... «و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور. چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند، پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان. و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید. و جای آن بود.»
جناب آقای سیف اما داستان را با مادر وهب نصرانی مخلوط کرده، میفرماید وقتی سر حسنک را برای مادرش آوردند، او سر را پرت کرد و گفت سر فرزند من فدای حسین!
در تاریخ بیهقی البته سهجا از حسین بن علی یاد شده است، از جمله در همین ماجرای حسنک. داستان، یک ماجرایی سیاسی است که یک جناح بعد از غلبه دارد جناح دیگر را حذف میکند و به روش همیشگی تاریخ، برای این کار صورت قانونی هم جلوه میدهد و از جمله جلسۀ محاکمهای برای حسنک ترتیب میدهند. حسنک هم که میداند کل ماجرا ظاهرسازی است، گردنفرازی میکند و قدرت و ثروتش را به رخ حریف میکشد و میگوید: «جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است. اگر امروز اجل رسیده است، کس بازنتواند داشت که بر دار کشند یا جز دار که بزرگتر از حسین علی نیام.»
بعد از داستان حسنک هم بیهقی نمونههایی از مظلومان و کشتگان به ناحق در طول تاریخ را ذکر کرده و به مواردی مثل سقوط خاندان برمکی، سرکوب آلزبیر و شهادت زید بن علی میپردازد و در دل همین گزارشها، دو بار دیگر از امام حسین(ع) یاد کرده است. (این اشارۀ ضمنی به دلیل اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر است. اینجا مفصل توضیح دادهام.)
میبینید که روش ابوالفضل بیهقی در استفادۀ بجا از یاد امام حسین(ع) به عنوان یک تمثیل چقدر هنرمندانه است و در مقابل اشتباهخوانی آقای دکتر سیف از یک متن کهن و نسبت دادن یک درگیری سیاسی به مقصود خودشان، چقدر گلدرشت و نچسب!
@ehsanname
جناب دکتر عبدالرضا سیف، استاد و رییس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در مصاحبه با تسنیم پیرامون ادبیات عاشورایی، گریزی هم به تاریخ بیهقی میزنند و متن معروف داستان بر دار شدن حسنک وزیر را اشتباه نقل میکنند تا ما از این مطلب، درس بگیریم.
در متن نوشتۀ بیهقی آمده که بعد از به دار کشیدن خواجه حسن میکال، معروف به حسنک وزیر ... «و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور. چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند، پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان. و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید. و جای آن بود.»
جناب آقای سیف اما داستان را با مادر وهب نصرانی مخلوط کرده، میفرماید وقتی سر حسنک را برای مادرش آوردند، او سر را پرت کرد و گفت سر فرزند من فدای حسین!
در تاریخ بیهقی البته سهجا از حسین بن علی یاد شده است، از جمله در همین ماجرای حسنک. داستان، یک ماجرایی سیاسی است که یک جناح بعد از غلبه دارد جناح دیگر را حذف میکند و به روش همیشگی تاریخ، برای این کار صورت قانونی هم جلوه میدهد و از جمله جلسۀ محاکمهای برای حسنک ترتیب میدهند. حسنک هم که میداند کل ماجرا ظاهرسازی است، گردنفرازی میکند و قدرت و ثروتش را به رخ حریف میکشد و میگوید: «جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است. اگر امروز اجل رسیده است، کس بازنتواند داشت که بر دار کشند یا جز دار که بزرگتر از حسین علی نیام.»
بعد از داستان حسنک هم بیهقی نمونههایی از مظلومان و کشتگان به ناحق در طول تاریخ را ذکر کرده و به مواردی مثل سقوط خاندان برمکی، سرکوب آلزبیر و شهادت زید بن علی میپردازد و در دل همین گزارشها، دو بار دیگر از امام حسین(ع) یاد کرده است. (این اشارۀ ضمنی به دلیل اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر است. اینجا مفصل توضیح دادهام.)
میبینید که روش ابوالفضل بیهقی در استفادۀ بجا از یاد امام حسین(ع) به عنوان یک تمثیل چقدر هنرمندانه است و در مقابل اشتباهخوانی آقای دکتر سیف از یک متن کهن و نسبت دادن یک درگیری سیاسی به مقصود خودشان، چقدر گلدرشت و نچسب!
@ehsanname
Telegram
attach 📎
احساننامه
🔺بخش کوتاهی از فیلم «شبهای روشن» (فرزاد مؤتمن، ۸۱) با آهنگ همان فیلم به آهنگسازی پیمان یزدانیان و تدوین مجید جلیسه (+) که کتابفروشی «زمینه» را نشان میدهد. زمینه، کتابفروشی زندهیاد کریم امامی و همسرش خانم گلی امامی بود که در چهارراه دکتر حسابی، در ضلع جنوبی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺جای خالی کتابفروشی. تصویربرداری مجدد از لوکیشنهای فیلم به یادماندنی «شبهای روشن» (فرزاد مؤتمن، ۸۱) و یاد کتابفروشی زمینه، کتابفروشی زندهیاد کریم امامی و همسرش خانم گلی امامی که در چهارراه دکتر حسابی، جنوب میدان تجریش برای دو دهه فعال و پاتوق دوستداران کتاب بود. (ویدیو از استودیو کالک)
@ehsanname
@ehsanname
❗️اگر فکر کردید رزمندگان ایران، هرگز عاشق کسی جز مادربزرگشان میشدند، طبیعی است که اشتباه میکنید. خودتان بفرمایید صفحه ۱۰۳ کتاب فارسی هشتم دبیرستان را ملاحظه بفرمایید که چطور متن صفحات ۲۴۴ تا ۲۴۶ کتاب «حکایت زمستان» سعید عاکف (مجموعه خاطرات آزادگان) را راست و ریست کردهاند! @ehsanname
🔹حالا البته بردن جایزه، ملاک سنجش نیست و فضل و دانش کسانی که عرض میکنم ورای این حرفهاست، ولی همینجوری از باب اطلاعات عمومی خوب است بدانیم که جناب عبدالرضا سیف (رئیس فعلی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران) با صفر بار برنده شدن در جوایز ملی کتاب، برداشته جواد بشری، میلاد عظیمی و وحید عیدگاه طرقبه را از تدریس در دانشگاه تعلیق کرده که روی هم ۳ بار برگزیدۀ جایزه کتاب سال، ۲ بار برگزیده جشنواره شعر فجر و ۳ بار برگزیده جشنواره نقد کتاب شدهاند. (همه این جوایز را هم وزارت ارشاد برگزار میکند.)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸دعوتتان میکنم به تماشای این کلیپ ۲۰ دقیقهای. شرحی است که شاگردان یک «استاد» در موردش دادهاند. کلیپ به مناسب بازنشستگی خانم دکتر پروین پاسالار در فروردین ۱۴۰۲ به همت دکتر فرساد نوریزاده و با تدوین بهزاد عزتی آماده شده است و بهخوبی نشان میدهد که تفاوت حضور یا عدم حضور یک استاد واقعی در دانشگاه چیست. @ehsanname
🎞 «چطور زندگی میکنی؟» (در اکران جهانی: «پسر و مرغ ماهیخوار») آخرین فیلم هایائو میازاکی، کارگردان و انیمیشینساز بزرگ است که در ۸۲ سالگی میازاکی ساخته شده و دیشب برای اولین بار (در جشنواره تورنتون) اکران شد. فیلم از منتقدان، میانگین نمره ۸۹% گرفت. (+) یک جشن باشکو برای رویاپرداز بزرگ عصر ما. فیلم از روی رمانی ژاپنی با همین نام ساخته شده که به فارسی هم ترجمه شده است @ehsanname
Tavalodi Digar
Forough Farrokhzad
🎧 «تولدی دیگر» شعری که #فروغ_فرخزاد به ابراهیم گلستان (در کتاب: ا. گ.) تقدیم کرده بود، با صدای خودش @ehsanname
احساننامه
📗یکی از بهترین آثار استاد بهرام بیضایی، فیلمنامه «سیاوشخوانی» (چاپ اول ۱۳۷۵) است؛ ماجرای گروهی از بازیگران (به قول بیضایی: هنگامهسازان) که برای اجرای مراسم سنتی سیاوشخوانی به روستایی میروند. بین جوانهای روستا سر سیاوش شدن و سودابه نشدن رقابتی درمیگیرد.…
📗 «از کسانی که این ستم برپا میکنند کسی سودی نخواهد برد. وگر پرسند این که برپا کرد؟، هر کسی گویند من نکردم. مگر جهانِ خونخوار را میرسد گلویی به خون تازه کند.»
▪️فیلمنامه «سیاوشخوانی» بهرام بیضایی
▪️فیلمنامه «سیاوشخوانی» بهرام بیضایی
➖ خانم اکرم امینی، خبرنگار حوزۀ کتاب و مترجم ادبیات کودک، بعد از دوسال مبارزه با بیماری درگذشت. تسلیت میگویم به دختر نازنینش آسمان و به همسرش، محمد آسیابانی عزیز که همین چند وقت پیش داشت از عمل پیوند مغز استخوان میگفت. و آخ از آن برق شادی که آن روز در چشمان محمد بود، آخ @ehsanname