Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸دعوتتان میکنم به تماشای این کلیپ ۲۰ دقیقهای. شرحی است که شاگردان یک «استاد» در موردش دادهاند. کلیپ به مناسب بازنشستگی خانم دکتر پروین پاسالار در فروردین ۱۴۰۲ به همت دکتر فرساد نوریزاده و با تدوین بهزاد عزتی آماده شده است و بهخوبی نشان میدهد که تفاوت حضور یا عدم حضور یک استاد واقعی در دانشگاه چیست. @ehsanname
🎞 «چطور زندگی میکنی؟» (در اکران جهانی: «پسر و مرغ ماهیخوار») آخرین فیلم هایائو میازاکی، کارگردان و انیمیشینساز بزرگ است که در ۸۲ سالگی میازاکی ساخته شده و دیشب برای اولین بار (در جشنواره تورنتون) اکران شد. فیلم از منتقدان، میانگین نمره ۸۹% گرفت. (+) یک جشن باشکو برای رویاپرداز بزرگ عصر ما. فیلم از روی رمانی ژاپنی با همین نام ساخته شده که به فارسی هم ترجمه شده است @ehsanname
Tavalodi Digar
Forough Farrokhzad
🎧 «تولدی دیگر» شعری که #فروغ_فرخزاد به ابراهیم گلستان (در کتاب: ا. گ.) تقدیم کرده بود، با صدای خودش @ehsanname
احساننامه
📗یکی از بهترین آثار استاد بهرام بیضایی، فیلمنامه «سیاوشخوانی» (چاپ اول ۱۳۷۵) است؛ ماجرای گروهی از بازیگران (به قول بیضایی: هنگامهسازان) که برای اجرای مراسم سنتی سیاوشخوانی به روستایی میروند. بین جوانهای روستا سر سیاوش شدن و سودابه نشدن رقابتی درمیگیرد.…
📗 «از کسانی که این ستم برپا میکنند کسی سودی نخواهد برد. وگر پرسند این که برپا کرد؟، هر کسی گویند من نکردم. مگر جهانِ خونخوار را میرسد گلویی به خون تازه کند.»
▪️فیلمنامه «سیاوشخوانی» بهرام بیضایی
▪️فیلمنامه «سیاوشخوانی» بهرام بیضایی
➖ خانم اکرم امینی، خبرنگار حوزۀ کتاب و مترجم ادبیات کودک، بعد از دوسال مبارزه با بیماری درگذشت. تسلیت میگویم به دختر نازنینش آسمان و به همسرش، محمد آسیابانی عزیز که همین چند وقت پیش داشت از عمل پیوند مغز استخوان میگفت. و آخ از آن برق شادی که آن روز در چشمان محمد بود، آخ @ehsanname
Forwarded from کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
بعد از گذشت سه هزار سال از زمان فیثاغورث که کروی بودن زمین همراه با اندازه گیری محیط آن و فاصله اش تا ماه معلوم شد، و بعد از گذشت بیش از چهار قرن از ظهور کپلر کوپرنیک و گالیله، بالاخره، از نظر شرعی هم کروی بودن و هم حرکت زمین، مورد تأیید دانشمندان اهل سنت قرار گرفت. در این کتاب فتوای چندین صفحه ای ناصرالدین البانی در اثبات این دو موضوع از نظر قرآن کریم و دست کم عدم مخالفت با آن و تفسیر برخی از آیات که قبلا ثابت بودن زمین را از آن برداشت می کردند ثابت شده است.
🔸درست است که اینجا همه در همۀ زمینهها صاحبنظر هستند، ولی کافی بود به یکی از شرحهای پرتعداد حافظ مراجعه میکردند و میدیدند که هر دو برداشت مطرحشده اشتباه و نارساست. برای نمونه از «گنجینه عرفان» دکتر محمد معین، صفحه ۳۶۱ و «حافظنامه» استاد بهاءالدین خرمشاهی، جلد ۱ صفحه ۷۰۸ نقل میکنم که خواجه حافظ در این بیت میگوید همانطور که دیو از کلام حق فراری است، زاهد هم از فهم رندیِ حافظ ناتوان است. همین. @ehsanname
❗️این یکی از عجیبترین چیزهایی بود که دیدم. روی جلد شمارۀ جدید از دورۀ نمیدانم چندم «همشهری داستان» که انگار ویژهنامهای باشد، از ۱۸ اسم دستکم نیمی از افراد داستاننویس نیستند (و فقط کتاب مصاحبه خاطراتشان را توانستم پیدا کنم). نیمی از اسامی (از جمله ۶ نفر اول، یعنی مهمترین نویسندگان این شماره) هم درگذشتهاند. یعنی در نیمی از یک مجله داستانی، داستان در کار نیست، در نیم دیگر مطلب تازه. خب، چه اصراری به انتشار است؟ @ehsanname
Forwarded from مقدمه (Amir H. Moghaddam)
حرفهای «نا حسابی»
امیر هاشمی مقدم
کلیپ زیر را ببینید. ایرج حسابی مدعی است دلیل فتح نشدن قلعه بابک اینست که نگهبانان این قلعه میتوانستند پرواز کرده و بر سر دشمنان تیر پرتاب کرده و سپس دوباره به قلعه باز گردند! جلالخالق! کسی که دارد این سخنان عجیب و غریب که نه تنها در هیچ کتاب معتبر تاریخی، بلکه در هیچ قوطی عطاری هم یافت نمیشود بیان میکند، هیچ سر رشته و تخصصی در تاریخ ندارد. اما درباره هر موضوعی صحبت میکند. شوربختانه در چند هفته گذشته این کلیپ را در چندین صفحه پر بازدید دیدم و برخی از آشنایان هم برایم فرستادند. شما در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی (چه آنها که همچون طبری نزدیک به زمان سرخجامگان و بابک خرمدین بودند و چه متخصصان تاریخ سرخجامگان در دوره معاصر) چنین اراجیف و سخنان ناحسابی که از زبان آقای ایرج حسابی بیان میشود نمییابید.
شوربختانه ایشان استاد بیان ادعاهای عجیب و غریب است. فرزند پروفسور محمود حسابی است و با نگارش کتابی پر از دروغ و جعل واقعیت بهنام «استاد عشق» که متاسفانه بارها هم تجدید چاپ شد، تقریبا همه افتخارات و اقدامات مهم و مثبت یکصدسال اخیر را به نام پدرش سند زد. حالا هم همه باور کردهاند که مثلا بنیانگذار دانشگاه تهران پدر ایشان بوده. در حالیکه در منابع مرتبط و متقن درباره تاریخچه دانشگاه تهران، چنین نقشی برای پروفسور حسابی بیان نشده. یا آنکه پدرش را شخصیت اصلی ملی شدن صنعت نفت میداند و در این راه از تخریب تقیزاده، مکی و... هم ابایی ندارد. این کتاب ظاهرا بر پایه گفتگوی میان او با پدرش (یعنی یک جور مصاحبه طولانی زندگینامهای) تدوین شده. اما نخست اینکه کسی نمیداند واقعا پروفسور حسابی چنین حرفهای ناحسابیای زده یا آنکه پسرش هر چه خواسته به نام سخنان پدر در این کتاب گنجانده. دوم اینکه چنانچه حتی پروفسور حسابی خودش هم چنین سخنانی گفته باشد، خلاف اسناد و واقعیات تاریخی است و ضمن احترام به جایگاه علمی ایشان، نمیتوان هر سخنی از وی را پذیرفت.
همچنین است افسانههایی که در این کتاب درباره نوع ارتباط (و نه اصل ارتباط) پدرش با انیشتین، یا درباره دسته چک سفید امضا درون کشوی میز و... آفریده که با ذات نظم و علم در دانشگاههای غربی ناهمخوان است.
پیشنهاد دوستانهام اینست که هر کلیپ یا نوشتاری که به نظرتان جالب آمد، پیش از اطمینان از صحت و درستیاش، با دیگران به اشتراک نگذارید و خودتان هم به سادگی آنرا نپذیرید.
کانال مقدمه
https://news.1rj.ru/str/moghaddames
امیر هاشمی مقدم
کلیپ زیر را ببینید. ایرج حسابی مدعی است دلیل فتح نشدن قلعه بابک اینست که نگهبانان این قلعه میتوانستند پرواز کرده و بر سر دشمنان تیر پرتاب کرده و سپس دوباره به قلعه باز گردند! جلالخالق! کسی که دارد این سخنان عجیب و غریب که نه تنها در هیچ کتاب معتبر تاریخی، بلکه در هیچ قوطی عطاری هم یافت نمیشود بیان میکند، هیچ سر رشته و تخصصی در تاریخ ندارد. اما درباره هر موضوعی صحبت میکند. شوربختانه در چند هفته گذشته این کلیپ را در چندین صفحه پر بازدید دیدم و برخی از آشنایان هم برایم فرستادند. شما در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی (چه آنها که همچون طبری نزدیک به زمان سرخجامگان و بابک خرمدین بودند و چه متخصصان تاریخ سرخجامگان در دوره معاصر) چنین اراجیف و سخنان ناحسابی که از زبان آقای ایرج حسابی بیان میشود نمییابید.
شوربختانه ایشان استاد بیان ادعاهای عجیب و غریب است. فرزند پروفسور محمود حسابی است و با نگارش کتابی پر از دروغ و جعل واقعیت بهنام «استاد عشق» که متاسفانه بارها هم تجدید چاپ شد، تقریبا همه افتخارات و اقدامات مهم و مثبت یکصدسال اخیر را به نام پدرش سند زد. حالا هم همه باور کردهاند که مثلا بنیانگذار دانشگاه تهران پدر ایشان بوده. در حالیکه در منابع مرتبط و متقن درباره تاریخچه دانشگاه تهران، چنین نقشی برای پروفسور حسابی بیان نشده. یا آنکه پدرش را شخصیت اصلی ملی شدن صنعت نفت میداند و در این راه از تخریب تقیزاده، مکی و... هم ابایی ندارد. این کتاب ظاهرا بر پایه گفتگوی میان او با پدرش (یعنی یک جور مصاحبه طولانی زندگینامهای) تدوین شده. اما نخست اینکه کسی نمیداند واقعا پروفسور حسابی چنین حرفهای ناحسابیای زده یا آنکه پسرش هر چه خواسته به نام سخنان پدر در این کتاب گنجانده. دوم اینکه چنانچه حتی پروفسور حسابی خودش هم چنین سخنانی گفته باشد، خلاف اسناد و واقعیات تاریخی است و ضمن احترام به جایگاه علمی ایشان، نمیتوان هر سخنی از وی را پذیرفت.
همچنین است افسانههایی که در این کتاب درباره نوع ارتباط (و نه اصل ارتباط) پدرش با انیشتین، یا درباره دسته چک سفید امضا درون کشوی میز و... آفریده که با ذات نظم و علم در دانشگاههای غربی ناهمخوان است.
پیشنهاد دوستانهام اینست که هر کلیپ یا نوشتاری که به نظرتان جالب آمد، پیش از اطمینان از صحت و درستیاش، با دیگران به اشتراک نگذارید و خودتان هم به سادگی آنرا نپذیرید.
کانال مقدمه
https://news.1rj.ru/str/moghaddames
Telegram
پشتیبانی کانال مقدمه
توضیحات درباره این حرفهای «ناحسابی» را میتوانید در اینجا (لمس کنید) بخوانید.
➖خبر آمد که مایکل گمبون، بازیگر ایرلندی، در سن ۸۲سالگی درگذشت. این خبر برای اهالی داستان از آن جهت اهمیت دارد که گمبون نقش پروفسور دامبلدور را در ۶ فیلم از سری هری پاتر (بعد از مرگ ریچارد هریس، بازیگر همین نقش در دو فیلم اول) بازی میکرد. مرور دیالوگهای مدیر محبوب هاگوارتز برای طرفداران این مجموعه همیشه لذتبخش است:
@ehsanname
🔸«این انتخابهای ماست که نشان میدهد ما واقعاً چی هستیم، نه تواناییهای ما.» (هری پاتر و حفره اسرار)
🔹«بسیار مهم است که کسی بجنگد، و دوباره بجنگد و به جنگیدن ادامه بدهد زیرا فقط در این صورت است که میتواند پلیدی را دور نگه دارد.» (هری پاتر و شاهزاده دورگه)
🔸«اگر روزی در وضعیتی قرار گرفتید که مجبور بودید بین حقیقت و راحتی یکی را انتخاب کنید، سدریک دیگوری (یکی از دانشآموزهای مدرسه که کشته شد) را به خاطر بیاورید.» (هری پاتر و جام آتش)
🔹«شهامت انواع مختلفی دارد. همانطور که مقابله با دشمن نیازمند شهامت است، حمایت از دوستان هم نیازمند شهامت هست.» (هری پاتر و سنگ جادو)
🔸«من بیش از اندازه نگرانت بودم. به جای اینکه به آگاه شدن تو از حقیقت اهمیت بدم به خوشحالی تو اهمیت میدادم. به شادی تو بیشتر از نقشۀ خودم اهمیت میدادم. به جون تو بیشتر از جون همۀ آنهایی اهمیت میدادم که در صورت خراب شدن نقشهام ممکن بود از بین برند. به عبارت دیگه، درست همون رفتاری رو در پیش گرفتم که دشمن از ما احمقهایی که عشق میورزیم انتظار داره ...» (هری پاتر و محفل ققنوس)
@ehsanname
🔸«این انتخابهای ماست که نشان میدهد ما واقعاً چی هستیم، نه تواناییهای ما.» (هری پاتر و حفره اسرار)
🔹«بسیار مهم است که کسی بجنگد، و دوباره بجنگد و به جنگیدن ادامه بدهد زیرا فقط در این صورت است که میتواند پلیدی را دور نگه دارد.» (هری پاتر و شاهزاده دورگه)
🔸«اگر روزی در وضعیتی قرار گرفتید که مجبور بودید بین حقیقت و راحتی یکی را انتخاب کنید، سدریک دیگوری (یکی از دانشآموزهای مدرسه که کشته شد) را به خاطر بیاورید.» (هری پاتر و جام آتش)
🔹«شهامت انواع مختلفی دارد. همانطور که مقابله با دشمن نیازمند شهامت است، حمایت از دوستان هم نیازمند شهامت هست.» (هری پاتر و سنگ جادو)
🔸«من بیش از اندازه نگرانت بودم. به جای اینکه به آگاه شدن تو از حقیقت اهمیت بدم به خوشحالی تو اهمیت میدادم. به شادی تو بیشتر از نقشۀ خودم اهمیت میدادم. به جون تو بیشتر از جون همۀ آنهایی اهمیت میدادم که در صورت خراب شدن نقشهام ممکن بود از بین برند. به عبارت دیگه، درست همون رفتاری رو در پیش گرفتم که دشمن از ما احمقهایی که عشق میورزیم انتظار داره ...» (هری پاتر و محفل ققنوس)
📊 روند افزایش قیمت کتاب اینطوری است که سال ۱۳۹۱ میشد بهطور متوسط و میانگین با ۵هزار و ۴۱۰ تومان، یک کتاب ۲۰۰صفحهای خرید و میانگین قیمت هر صفحه کتاب ۲۷ تومان بود. سال ۱۴۰۰ این اعداد ده برابر شد، یعنی میانگین قیمت یک جلد کتاب شد ۵۴هزار و ۳۴۶ تومان و میانگین هزینه تمامشدۀ هر صفحه کتاب ۲۷۷ تومان بود. حالا و در شش ماهه اول ۱۴۰۲ میانگین قیمت کتابهای تولیدشده امسال به ۱۱۵هزار و ۴ تومان رسیده، میانگین تعداد صفحات کتابها مثل تیراژشان کم شده و هر صفحه کتاب ۶۰۳ تومان آب میخورد؛ بیست برابر سال ۱۳۹۱. (منبع: بخش گزارش آماری سایت خانه کتاب +) @ehsanname
Shab Az Shab Hai Paeizist
Shahram Nazeri
🎼 «شب از شبهای پاییزی است» شعری از #مهدی_اخوان_ثالث با صدای شهرام ناظری و آهنگسازی پژمان طاهری، از آلبوم «امیرکبیر» (۱۳۸۹) @ehsanname
احساننامه
🔺 روز ۹ آگوست ۲۰۰۸ قلب #محمود_درویش، شاعر رنجهای فلسطین و انسان معاصر از تپیدن ایستاد. بخشی از شعر بلند او در رثای یکی دیگر از فرزندان مشهور فلسطین، ادوارد سعید را بشنویم که گفتگویی است بین شاعر و دوستش @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خون، خون، و خون ... در شکوفه بادام، در پوست موز، در شیر کودک، در نور و سایه، در دانۀ گندم ... خون در روز، خون در تاریکی، خون در کلام ...» بخشی از سوگسرود شاعر بزرگ فلسطینی #محمود_درویش که دریغا مدام تکرار میشود @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست ... شعر سعدی و صدای گلپا در فیلم «مدهآ» پیر پائولو پازولینی (۱۹۶۹). بخش عمدۀ موسیقی این فیلم از برنامهای است که استادان نورعلی برومند، اصغر بهاری، فرامرز پایور و اکبر گلپایگانی به سال ۱۳۳۵ در یونسکو اجرا کرده بودند. تکنوازی سنتور استاد پایور بیشتر مورد توجه پازولینی بوده ولی در این سکانس از صدای گلپا به همراه تار نورعلیخان برومند استفاده شده است. گلپا به دلیل رعایت نکردن کپیرایت از پازولینی شکایت کرد و به گفتۀ خودش یک میلیون دلار هم غرامت دریافت کرد. (+) @ehsanname
🔹اداره کتاب وزارت ارشاد «سامانه نظارت مردمی بر آثار منتشر شده» راه انداخته است. یعنی که ملت بروند و لابهلای صفحات کتابهای مجوز نشر گرفته بگردند و «موارد مغایر با ضوابط نشر را برای بررسی دقیقتر، برخورد و جبران گزارش کنند». اسم این کار را «نظارت پسینی» و «سالمسازی محتوایی» گذاشتهاند و وعده کردهاند از گزارشهای «صحیح» قدردانی هم میشود. (از روی خبر ایبنا رونویسی کردم.)
دو حالت دارد: یا اساتید از میزان ممیزی و خطخطی بررسهای اداره کتاب راضی نیستند و فکر میکنند آن جدیت لازم را از خودشان نشان نمیدهند و دارند دلرحمی میکنند و آنقدر از دستشان دررفته که باید نتیجه کار آنها مجددأ ارزیابی شود که خب، این چه ربطی به ما خوانندگان دارد؟ موضوع را با همکاران خودشان حل کنند.
حالت دوم این است که اتفاقأ خیلی هم از ممیزها و بررسهای فعلی راضیاند، اما فکر میکنند دولتهای گذشته به اندازه کافی گیر ندادهاند و ناشرها و نویسندگان در آن قدیم ندیمها میتوانستند ماموران سانسور را فریب بدهند که خب این حالت هم نیازی به خبرکشی و راپورت دادن ندارد. کافی است کمی تحمل بفرمایند و صبر کنند تا همین نسخههای باقیمانده تمام شود و آن وقت مأموران هشیار، تکلیف کتابهای تجدید چاپی را مشخص کنند.
همه میدانیم که در روزگار فعلی اگر کسی بخواهد حرف بوداری بزند، سراغ مجوز چاپ نمیآید و بساط نشر اینترنتی یا زیرزمینی بدون مجوز برقرار است. دیگر کتاب با تیراژ متوسط ۹۲۷ نسخه (آمار کتابهای ۱۴۰۲) اینهمه خط و نشان و طرح و سایت و سامانه لازم ندارد. قدما معتقد بودند باید فکر نان بود که خربزه، آب است!
@ehsanname
دو حالت دارد: یا اساتید از میزان ممیزی و خطخطی بررسهای اداره کتاب راضی نیستند و فکر میکنند آن جدیت لازم را از خودشان نشان نمیدهند و دارند دلرحمی میکنند و آنقدر از دستشان دررفته که باید نتیجه کار آنها مجددأ ارزیابی شود که خب، این چه ربطی به ما خوانندگان دارد؟ موضوع را با همکاران خودشان حل کنند.
حالت دوم این است که اتفاقأ خیلی هم از ممیزها و بررسهای فعلی راضیاند، اما فکر میکنند دولتهای گذشته به اندازه کافی گیر ندادهاند و ناشرها و نویسندگان در آن قدیم ندیمها میتوانستند ماموران سانسور را فریب بدهند که خب این حالت هم نیازی به خبرکشی و راپورت دادن ندارد. کافی است کمی تحمل بفرمایند و صبر کنند تا همین نسخههای باقیمانده تمام شود و آن وقت مأموران هشیار، تکلیف کتابهای تجدید چاپی را مشخص کنند.
همه میدانیم که در روزگار فعلی اگر کسی بخواهد حرف بوداری بزند، سراغ مجوز چاپ نمیآید و بساط نشر اینترنتی یا زیرزمینی بدون مجوز برقرار است. دیگر کتاب با تیراژ متوسط ۹۲۷ نسخه (آمار کتابهای ۱۴۰۲) اینهمه خط و نشان و طرح و سایت و سامانه لازم ندارد. قدما معتقد بودند باید فکر نان بود که خربزه، آب است!
@ehsanname
احساننامه
🔺در جریان مسابقه اوپن شطرنج مسکو، روبات شطرنجباز انگشت یک پسربچه هفت ساله را شکست. علت قاطی کردن روبات این بوده که پسرک بعد از انجام حرکت خودش، عجله کرده و به روبات فرصت انجام حرکت نداده و بازوی روباتی هم انگشت او را گرفته و فشار داده. آیزاک آسیموف، نویسنده…
🔸گاردین - روباتی در کره جنوبی روز چهارشنبه در یک شرکت بستهبندی محصولات کشاورزی به مردی ۴۰ساله حمله کرده، سینه و صورت او را له کرد و باعث مرگ مرد شد. قربانی برای بررسی حسگرهای دستگاه آمده بود و چون با جعبهای در دست نزدیک روبات شد، روبات مسئول بستهبندی جعبههای فلفل دلمهای، جعبۀ مرد را از همان جعبههای سبزیجاتی فرض کرد که بلند میکرد و روی پالت میگذاشت. هفت سال پیش که روبات دیگری در برلین، در کارخانه فولکسواگن جوان ۲۲ساله تعمیرکارش را کشت (+) سوالات حقوقی مطرح شد که آیا باید این مورد را قتل به حساب آورد؟ و چه کسی را باید مقصر دانست؟ ما، ترسهای آیزاک آسیموف را زندگی میکنیم. @ehsanname
🔸اگر از گزارش آرش رادی در مورد بازدیدش از موزه باستانشناسی رشت (در اعتماد) و سطل آشغال شدن سفالینهای باستانی تأسف خوردید، به یاد بیاورید که این وضع منحصر به همین یک موزه نیست و اغلب بناهای کهن و میراث فرهنگی کشورمان حفاظت چندانی ندارند @ehsanname
🔸وزیر ارشاد در مراسم بزرگداشت روز کتاب فرمودهاند: «میزان فروش کتاب در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال قبل از آن ۲۴۷ درصد رشد کرده و در این ۸ ماه [امسال] نسبت به سال گذشته ۵۸ درصد بیشتر شده است.» (اصل خبر)
➖نمیدانم منبع آمار آقای وزیر کجاست؟ و واحد آن چیست؟ یعنی منظورشان تعداد نسخههای فروختهشده است یا مجموع قیمت پشت جلد کتابهای فروشرفته؟ و بعد این را چه نهادی و چطور محاسبه کرده است؟ چون اتفاقاً یکی از مشکلات بازار کتاب ما نبود سامانهای برای رصد فروش کتابها و در نتیجه به دست آوردن فهرست پرفروشها و رفتار فرهنگی مخاطبان است.
تنها آمارهای رسمی کتاب در کشور ما، یکی گزارشهای آماری خانه کتاب، از تولید کتاب است که شاید بشود برای کار مقایسه، کل تولید یک بازۀ زمانی خاص را معادل خرید کتاب در همان بازه فرض کرد. از همین آمارها معلوم میشود مجموع تیراژ تمام کتابهای منتشر در ۱۴۰۱ نسبت به سال قبلش ۹.۲ درصد کاهش و قیمت پشت جلد تمام کتابهای ۱۴۰۱ نسب به سال قبلش ۴۰ افزایش داشته، که خب با آمار جناب وزیر متفاوت است. دیگر آمار کتابی، میزان فروش نمایشگاه کتاب تهران است که هرچند معادل کل فروش سالانه نیست، اما بالاخره میتواند مشتی از خروار باشد و اسباب مقایسه. در این مورد هم فروش نمایشگاه امسال نسبت به پارسال افزایش ۷۹ درصدی قیمت کتابها و فقط رشد ۱۴ درصدی فروش تعداد کتابها را داشته (از اینجا). در ۱۴۰۰ هم که به خاطر کرونا نمایشگاه کتاب برگزار نشده بود تا امکان مقایسه با فروش ۱۴۰۱ باشد.
دردسرتان ندهم، خلاصهاش اینکه به خاطر افزایش قیمتها فروش ریالی کتاب بالا رفته، ولی نه اینقدر. خبر رشد ۲۴۷ درصدی فروش احتمالاً یک آرزو و دعای خیر است. ما هم برای صنعت نشر ایران آرزوی موفقیت داریم.
@ehsanname
➖نمیدانم منبع آمار آقای وزیر کجاست؟ و واحد آن چیست؟ یعنی منظورشان تعداد نسخههای فروختهشده است یا مجموع قیمت پشت جلد کتابهای فروشرفته؟ و بعد این را چه نهادی و چطور محاسبه کرده است؟ چون اتفاقاً یکی از مشکلات بازار کتاب ما نبود سامانهای برای رصد فروش کتابها و در نتیجه به دست آوردن فهرست پرفروشها و رفتار فرهنگی مخاطبان است.
تنها آمارهای رسمی کتاب در کشور ما، یکی گزارشهای آماری خانه کتاب، از تولید کتاب است که شاید بشود برای کار مقایسه، کل تولید یک بازۀ زمانی خاص را معادل خرید کتاب در همان بازه فرض کرد. از همین آمارها معلوم میشود مجموع تیراژ تمام کتابهای منتشر در ۱۴۰۱ نسبت به سال قبلش ۹.۲ درصد کاهش و قیمت پشت جلد تمام کتابهای ۱۴۰۱ نسب به سال قبلش ۴۰ افزایش داشته، که خب با آمار جناب وزیر متفاوت است. دیگر آمار کتابی، میزان فروش نمایشگاه کتاب تهران است که هرچند معادل کل فروش سالانه نیست، اما بالاخره میتواند مشتی از خروار باشد و اسباب مقایسه. در این مورد هم فروش نمایشگاه امسال نسبت به پارسال افزایش ۷۹ درصدی قیمت کتابها و فقط رشد ۱۴ درصدی فروش تعداد کتابها را داشته (از اینجا). در ۱۴۰۰ هم که به خاطر کرونا نمایشگاه کتاب برگزار نشده بود تا امکان مقایسه با فروش ۱۴۰۱ باشد.
دردسرتان ندهم، خلاصهاش اینکه به خاطر افزایش قیمتها فروش ریالی کتاب بالا رفته، ولی نه اینقدر. خبر رشد ۲۴۷ درصدی فروش احتمالاً یک آرزو و دعای خیر است. ما هم برای صنعت نشر ایران آرزوی موفقیت داریم.
@ehsanname
احساننامه
▪️«افسوس که افسانهسرایان همه خفتند/ اندوه که اندوهگساران همه رفتند ...» استاد محمدعلی اسلامی ندوشن هم درگذشت. این پژوهشگر نامدار ادبیات، متولد ۱۳۰۴ بود و دکترای حقوق بینالملل از دانشگاه سوربن داشت. قاضی، استاد دانشگاه، مترجم، شاعر و از بهترین نویسندگان…
🔰 یک سال و نیم بعد از درگذشت استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، بنا به وصیتش پیکر او از کانادا به ایران برمیگردد تا در نیشابور، در کنار خیام و عطار دفن شود. مراسم وداع با استاد، صبح دوشنبه ۲۹ آبان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@dr_eslaminodoushan
@ehsanname
@dr_eslaminodoushan
@ehsanname
احساننامه
🔰 یک سال و نیم بعد از درگذشت استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، بنا به وصیتش پیکر او از کانادا به ایران برمیگردد تا در نیشابور، در کنار خیام و عطار دفن شود. مراسم وداع با استاد، صبح دوشنبه ۲۹ آبان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران @dr_eslaminodoushan…
غمانگیزترین بخش «شاهنامه»؟ به انتخاب من یک مصرع در نامۀ رستم فرخزاد، سپهسالار ایران در زمان یزدگرد سوم. نامه رستم به برادرش پیش از نبرد قادسیه البته مخلوطی است از پیشگوییهای آخرالزمانی منسوب به جاماسب حکیم (داماد زرتشت)، تمهیدهای داستانی و احساسات شدید وطندوستی. از جمله جایی که رستم فرخزاد از پایان کار خودش خبر میدهد:
که من با سپاهی به سختی درَم
به رنج و غم و شوربختی درَم
رهایی نیابم سرانجام ازین
خوشا بادِ نوشینِ ایرانزمین
و آخ از این مصرع چهارم، آخ از حسرت هر چیز و خاطرۀ کوچکی از وطن، آخ از آن همه خاطره و شور و رنجی که در همین چند کلمه است، ... «خوشا باد نوشین ایرانزمین»!
@ehsanname
که من با سپاهی به سختی درَم
به رنج و غم و شوربختی درَم
رهایی نیابم سرانجام ازین
خوشا بادِ نوشینِ ایرانزمین
و آخ از این مصرع چهارم، آخ از حسرت هر چیز و خاطرۀ کوچکی از وطن، آخ از آن همه خاطره و شور و رنجی که در همین چند کلمه است، ... «خوشا باد نوشین ایرانزمین»!
@ehsanname